• مدتی پیشتر احمد از برادران سمیع با تحمل رنج و مشقات فراوان خود را به پشت درب اسارتگاه اشرف رساند تا به یک دیدارساده با سمیع نائل آید ولیکن با سنگ اندازیهای سازمان موفق به دیدار برادرش نشد و پس از یک ماه بست نشستن درمقابل درب اشرف ناکام و نا امید به خانه بازگشت ولیکن این خانواده بزرگوارعزم جزم دارند تا دستیابی به عزیز گمشده شان گامی واپس ننهند

  • من برای بابا خیلی نامه نوشتم برای بابا خیلی انشاء نوشتم وخیلی جملات زیبا را برای بابا نوشتم وهمیشه یادم می آید انشایم و جمله نویسی ام درمدرسه نمونه بود و تکان دهنده ولی هرگز بابایی نبود نامه ام را بخواند ، انشایم را گوش کند من همیشه منتظر بودم بابایم صدایم را بشنود بابایم درد دلم را بداند بابایم انشاء پسرش را بخواند ولی نمی دانم گناهم چه بود که باید این همه مشکلات داشته باشم . حیف که روزگار به ما امان نداد پسرت 25 سال دارد و هنوز حسرت دیدار بابا ، حسرت شنیدن صدای بابا را دارد.

  • اینجانبان کیومرث ناظری وطهمورث ناظری تقاضای دیدار با آقای سمیع ناظری که مدت بیست و پنج سال درقرارگاه اشرف درعراق به اسارت ذهنی وعینی سازمان مجاهدین خلق به سرمیبرد را داریم .خواهشمندیم ترتیب اعزام و حفظ امنیت واجرای قرارملاقات بدون حضور احدی به غیر از خانواده در بغداد را ازطریق مقامات عراقی بدهید. پیشاپیش ازمساعدت شما کمال سپاسگزاری را داریم و منتظر پاسخ هستیم .