<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>احمد باران</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/احمد-باران</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 24 Feb 2021 20:00:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>احمد باران</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/احمد-باران</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>آقای برنارد کوشنر تشخیص شما درست و منطقی ست</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7385</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7385#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 28 Dec 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/12/29/%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%af-%da%a9%d9%88%d8%b4%d9%86%d8%b1-%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82/</guid>

					<description><![CDATA[<p>تشخیص شما دربارۀ ماهیت تروریستی این گروه کاملاً‌ درست و منطقی‌ست. این گروه هیچگاه تروریزم و خشونت را در انتشارات فارسی خود محکوم نکرده که هیچ، همچنان آن را تبلیغ و ترویج می کند. گزارشات علنی که توسط اعضای سابق این گروه منتشر شده، تمام داده‌های اطلاعاتی موجود در بارۀ این گروه را تایید می‌کند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7385">آقای برنارد کوشنر تشخیص شما درست و منطقی ست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای برنارد کوشنر عزیز، </p>
<p>وزیر محترم خارجه جمهوری فرانسه، </p>
<p>از موضعگیری اخیر شما در بارۀ گروه ایرانی مجاهدین خلق تشکر می&zwnj;کنم. همانگونه که می&zwnj;دانید من این گروه را سالهای متمادی&zwnj;ست که از نزدیک می&zwnj;شناسم و فعالیتهای آنان را بطور روزانه مانیتور می کنم. </p>
<p>تشخیص شما در بارۀ ماهیت تروریستی این گروه کاملاً&zwnj;درست و منطقی&zwnj;ست. این گروه هیچگاه تروریزم و خشونت را در انتشارات فارسی خود محکوم نکرده که هیچ، همچنان آن را تبلیغ و ترویج می کند. گزارشات علنی که توسط اعضای سابق این گروه منتشر شده، تمام داده&zwnj;های اطلاعاتی موجود در بارۀ این گروه را تایید می&zwnj;کند. مجاهدین خلق یک فرقۀ تروریستی خطرناک است که به طور طبیعی بقای آن را در لیست ترور شورای اروپا الزام&zwnj;آور می&zwnj;کند. این سازمان تحت عنوان پوششی شورای ملی مقاومت در اروپا فعالیت می&zwnj;کند. از این پیشتر در سال </span>۲۰۰۴</span><span style=" ایالات متحدۀ امریکا متوجۀ این نکته شد و فعالیت هر دو را در امریکا ممنوع اعلام کرد. مایلم درخواست کنم که فرانسه نیز در این باره پیشقدم شود تا این گروه نتواند ارزشهای دموکراتیک ما را به سخره بگیرد. </p>
<p>با تبریک سال نو </p>
<p>احمد باران </p>
<p>پاریس</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7385">آقای برنارد کوشنر تشخیص شما درست و منطقی ست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7385/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دادگاه اروپا و گاف بزرگ مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7156</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7156#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 31 Oct 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وارونه نمایی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/11/01/%d8%af%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7-%d9%88-%da%af%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>دادگاه در قضاوت نهائی خودش که در پنج بند منتشر کرد، در بند یک، صراحتاً اعلام کرد که درخواست مجاهدین برای ابطال تصمیم ۴۴۵ را مردود می‌شمارد، و دلایل آنها را برای چنین درخواستی بی‌پایه و اساس ارزیابی می‌کند. خوب حالا شما این را با ترجمۀ مجاهدین از این بند مقایسه کنید. درست ۱۸۰ درجه آن را چرخانده‌اند. بر اساس متن خودساختۀ مجاهدین، دادگاه تصمیم ۴۴۵ شورای اروپا را ابطال کرده است! به این می‌گویند عوامفریبی از نوع فرقه‌ای آن.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7156">دادگاه اروپا و گاف بزرگ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دادگاه اروپا برای اولین بار به ادعای مجاهدین که برچسب تروریستی را ناشی از زدوبند با حکومت ایران می&zwnj;دانست رسیدگی کرد و آن را قاطعانه رد کرد. </p>
<p>مصاحبه&zwnj;گر: مینو </p>
<p>مصاحبه شونده: احمد باران</p>
<p>مینو: با تشکر از فرصتی که در اختیار من گذاشتید، اولین سئوال من راجع به رای اخیر دادگاه بدوی اروپا در بارۀ مجاهدین است. شما در گفتگوی کوتاه قبلی، گزارش مجاهدین از نتیجه&zwnj;گیری دادگاه را &quot;اوج ابتذال سیاسی&quot; آنها ارزیابی کردید. آیا هنوز هم بر همین عقیده هستید؟ </p>
<p><p>احمد: بله همینطور است. سالهاست که عوامفریبی و نشر دروغ در تاروپود مجاهدین نفوذ کرده است. آنها به این وسیله می&zwnj;خواهند برای خود مشروعیتی درست کنند که ابداً شایستۀ آن نیستند. </p>
<p>مینو: ببخشید که حرفتون را قطع می&zwnj;کنم. مگر دادگاه در مورد مجاهدین چه گفته که آنها را مجبور به چنین بقول شما ابتذال و عوامفریبی کرده است. </p>
<p>احمد: سئوال بجائی کردید. اتفاقاً حرف من هم در همین نکته است، یعنی برای کسی که ریگی در کفش ندارد، وقتی شکایتی به دادگاه مى&zwnj;برد، مقدمتاً این را پذیرفته که محکمۀ مربوطه و رای آن را به رسمیت بشناسد و گردن بگذارد. ببینید الان براتون توضیح میدم که دادگاه مربوطه چه گفته است و مجاهدین چگونه آن را منتشر کردند. </p>
<p>اجازه بدین قدری به عقب برگردیم و از دسامبر </span>۲۰۰۶</span><span style=" شروع کنیم. در </span>۱۲</span><span style=" دسامبر آن سال، مجاهدین اعلام کردند که دادگاه بدوی اروپا حکم به ابطال لیست ممنوعۀ تروریستی داده، و برای مدتها برای همدیگر پیام تبریک &zwnj;فرستادند و جشن و پایکوبی راه انداختند. مجموعه&zwnj;ای از این تبلیغات را در آرشیو نگه داشته&zwnj;ام. در همان زمان من در چندین مقاله که تماماً بر روی اینترنت منتشر شده حقه&zwnj;بازی و عوامفریبی مجاهدین را افشا کردم و گفتم که تبلیغات آنها کذب محض بود و البته قدری طول کشید تا پیروزی کاذبِ ساخته و پرداختۀ ذهن علیل مجاهدین عیان شود. و امّا حالا: شورای اروپا در تصمیم شمارۀ </span>۴۴۵</span><span style=" خود که در نیمۀ سال </span>۲۰۰۷ (۲۸</span><span style=" ژوئن </span>۲۰۰۷) </span><span style=" اتخاذ کرد، طبق روالِ عادیِ هر شش ما یک بار، لیست به روز شدۀ گروههای تروریستی را انتشار داد که مجاهدین هم در آن به عنوان یگ گروه تروریستی باقی ماندند. تفاوت این لیست با لیستهای دیگر در این بود که اتحادیۀ اروپا این بار دلایل چنین نامگذاری را از قبل برای آنها ارسال کرده بود و به مجاهدین فرصت داده بود تا به اتهامات تروریستی پاسخ&zwnj;دهند و از این طریق به مسئولیت قانونی خودش که در پی حکم </span>۱۲</span><span style=" دسامبر </span>۲۰۰۶</span><span style=" موظف به آن شده بود عمل کرد. مجاهدین در جولای </span>۲۰۰۷</span><span style=" تصمیم </span>۴۴۵</span><span style=" را به چالش کشیدند و از دادگاه مذکور خواهان ابطال آن شدند. آنها شکایت خود را در تاریخ </span>۱۶</span><span style=" جولای </span>۲۰۰۷</span><span style=" تسلیم دادگاه کردند. </p>
<p>مجاهدین در شکایت خود علیه تصمیم </span>۴۴۵</span><span style=" شورای اروپا، </span>۵ (</span><span style=" پنج) استدلال حقوقی را پایۀ شکایت خود اعلام کردند که دادگاه به هر پنج مورد آن تک به تک رسیدگی کرد و در تمام موارد استدلالات آنها را بی&zwnj;پایه و اساس اعلام کرد و آنها را قاطعانه مردود دانست. اینکه می&zwnj;گویم قاطعانه به این خاطر است که قضات دادگاه در ردّ ادعاهای مجاهدین جای هیچ اما و اگری باقی نگذاشتند. امّا نکتۀ قابل توجه در این محکمه رسیدگی حقوقی به یکی از ادعاهای تکراری مجاهدین بود. در یکی از این استدلالات (استدلال شمارۀ پنج)، مجاهدین مطرح کرده بودند که نامگذاری تروریستی به روی آنها به خاطر زدوبند با ملاهای حاکم بر کشورمان و مثلاًٰ برای خوش آیند آنها بوده است. یعنی همین چیزی که مجاهدین شبانه روز آن را تکرار می کنند. دادگاه هم پس از استماع دلایل مجاهدین برای چنین ادعائی، در پاراگراف </span>۱۵۳</span><span style=" این ادعای مجاهدین را مردود می شمارد و اعلام می&zwnj;کند که مجاهدین دلایل قانع&zwnj;کننده&zwnj;ای برای این ادعای خود نتوانستند به دادگاه ارائه کنند. بنابراین برای اولین بار این ادعای مجاهدین که سالهاست روی آن تبلیغ کرده&zwnj;اند دود شد و به هوا رفت. حال باید از مجاهدین و متعلقات آنها پرسید که دیگر چه می&zwnj;گویید؟&zwnj;آیا حاضرید به قضاوت دادگاه در مورد ادعاهای خودتان گردن بگذارید؟ آیا رای دادگاه را می&zwnj;پذیرید؟ آیا حاضرید ترجمۀ درست قضاوت دادگاه را منتشر کنید؟ </p>
<p>مینو: پس سرنوشت تصمیم شمارۀ </span>۴۴۵</span><span style=" شورای اروپا چه شد؟ </p>
<p>احمد: دادگاه در قضاوت نهائی خودش که در پنج بند منتشر کرد، در بند یک، صراحتاً اعلام کرد که درخواست مجاهدین برای ابطال تصمیم </span>۴۴۵</span><span style=" را مردود می&zwnj;شمارد، و دلایل آنها را برای چنین درخواستی بی&zwnj;پایه و اساس ارزیابی می&zwnj;کند. خوب حالا شما این را با ترجمۀ مجاهدین از این بند مقایسه کنید. درست </span>۱۸۰</span><span style=" درجه آن را چرخانده&zwnj;اند. بر اساس متن خودساختۀ مجاهدین، دادگاه تصمیم </span>۴۴۵</span><span style=" شورای اروپا را ابطال کرده است!! عجبا! به این می&zwnj;گویند عوامفریبی از نوع فرقه&zwnj;ای آن. بیچاره تصور می کند ما هنوز در دوران غارنشینی زندگی می کنیم و به متون حقوقی دسترسی نداریم. همین حقه&zwnj;بازی هم در دسامبر </span>۲۰۰۶</span><span style=" انجام دادند که خوب شما می&zwnj;دانید من در بارۀ آن زیاد نوشتم و توضیح دادم. می&zwnj;خوام بگم اونجائی که از ابتذال سیاسی و عوامفریبی مجاهدین صحبت می&zwnj;کنم سخنی به گزاف نگفته&zwnj;ام. </p>
<p>مینو: آیا در دادگاه موارد دیگری هم مطرح شده است؟ </p>
<p>در دسامبر </span>۲۰۰۷</span><span style="، شورای اروپا یک باردیگر طبق سنت هر شش ماه یک بار، لیست گروههای تروریستی را منتشر کرد و طبق تصمیم شمارۀ </span>۸۶۸</span><span style="، که جایگزین تصمیم </span>۴۴۵</span><span style=" است، مجاهدین در لیست افراد و گروههای تروریستی ابقا شدند. اعلام تصمیم شمارۀ </span>۸۶۸</span><span style=" این سئوال را برای دادگاه ایجاد کرد که آیا ضرورتی دارد که همچنان به شکایت مجاهدین در بارۀ تصمیم </span>۴۴۵</span><span style=" رسیدگی شود یا نه چون به هر حال پس از انتشار تصمیم </span>۸۶۸</span><span style="، تصمیم </span>۴۴۵</span><span style=" دیگر موضوعیت پیدا نمی&zwnj;کرد. برای پاسخ به این سئوال، رئیس دادگاه با فرا خواندن وکلای هر دو طرف و مشورت با آنها و بنا به اصرار مجاهدین تصمیم گرفت در بارۀ هر دو تصمیم به صورت مجزا اظهار نظر کند. به هر حال پس از اتمام مبحث در بارۀ تصمیم </span>۴۴۵</span><span style=" و رد درخواستِ ابطال آن از سوی مجاهدین به شرحی که گفتم، وارد موضوع تصمیم </span>۸۶۸</span><span style=" شد که مشروح آن روی خروجی اینترنتی دادگاه موجود است. مجاهدین خواهان ابطال تصمیم </span>۸۶۸</span><span style=" شدند و دادگاه فقط با آن قسمت از تصمیم </span>۸۶۸</span><span style=" که در بارۀ انجماد دارائی&zwnj;های مجاهدین بود مخالفت کرد و به نفع مجاهدین رای داد: (بند </span>۲.۱۹) </span><span style=" از تصمیم </span>۸۶۸</span><span style=" مورخ دسامبر </span>۲۰۰۷. </span><span style=" مبنای این رای هم تصمیم کمیسیون پوئک در انگلیس بود. وکلای اتحادیۀ اروپا در این زمینه زیاد پا فشاری و اصرار نکردند چرا که تصمیم مورد نظر (</span>۸۶۸) </span><span style=" پیشاپیش توسط خود اتحادیۀ اروپا ملغی و جایگزین جدید آن تحت عنوان تصمیم شمارۀ </span>۵۸۳</span><span style=" مورخ </span>۱۵</span><span style=" جولای </span>۲۰۰۸</span><span style=" صادر شده بود. این قسمت از نظر دادگاه که در بند دوم از نتیجه&zwnj;گیری پنج- بندی آن منعکس شده بر روی اینترنت موجود است و برای عموم قابل دسترس است. در بند سوم، دادگاه مجدداً درخواست مجاهدین برای ابطال تصمیم </span>۸۶۸</span><span style=" را مردود می&zwnj;شمارد و مبنای چنین نتیجه&zwnj;گیری را بی پایه بودن دلائل مجاهدین برای چنین درخواستی اعلام می کند. خوب حالا یک بار دیگر ترجمۀ این بند از حکم دادگاه را از جانب مجاهدین بخوانید. اَنها این ترجمه را با </span>۱۸۰</span><span style=" درجه تفاوت اعلام کردند و چنین وانمود کردند که دادگاه تصمیم </span>۸۶۸</span><span style=" را ملغی کرده است. یک دروغ محض. </p>
<p>مینو: با این همه، آیا مجاهدین همچنان در لیست ترور اتحادیه اروپا هستند؟ </p>
<p>بله. همانطور که گفتم اتحادیۀ اروپا حتی حاضر نشد از آن قسمت از رای دادگاه که به نفع مجاهدین بوده (در بارۀ انجماد دارائی&zwnj;های آنها) فرجام خواهی کند چرا که تصمیم </span>۸۶۸</span><span style=" پیشاپیش توسط خود اتحادیۀ اروپا ملغی شده بود. خبر گزاری اَسیوشیتدپرس (</span>AP</span><span style=") هم در گزارشی که منتشر کرد به این نکته اشاره دارد و از قول اتحادیۀ اروپا اعلام کرده که مجاهدین در لیست ممنوعۀ باقی هستند و دارائی&zwnj;های آنان همچنان بلوکه است. </p>
<p>مینو: با تشکر مجدد از وقت شما.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7156">دادگاه اروپا و گاف بزرگ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7156/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه سرگشاده احمد باران به رئیس جمهور فرانسه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6797</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6797#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Jul 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های مستقل برای آزادی اسیران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/07/29/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1-%d9%81/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مایلم قدردانی خودم را از تلاشهای عالیجناب برای ابقای گروه ایرانی در لیست ترور اتحادیه اروپا ابراز دارم. این گروه اسامی مستعار گوناگونی دارد از جمله این اسامی مى‌توان به PMOI, MEK, MKO, NCRI, NLA اشاره کرد. بسیاری دیگر از ایرانیان مقیم فرانسه و سایر کشورهای اتحادیۀ اروپا با من در این احساس شریک هستند، به خصوص افرادی که به تازگی از اردوگاه بد‌نام این گروه، به نام کمپ اشرف در عراق، فرار کرده‌اند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6797">نامه سرگشاده احمد باران به رئیس جمهور فرانسه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>احمد باران، پاریس، بیستم ژوئیه 2008<br />رییس جمهور سارکوزی عزیز، <br />مایلم قدردانی خودم را از تلاشهای عالیجناب برای ابقای گروه ایرانی در لیست ترور اتحادیه اروپا ابراز دارم. این گروه اسامی مستعار گوناگونی دارد از جمله این اسامی مى‌توان به PMOI, MEK, MKO, NCRI, NLA اشاره کرد. بسیاری دیگر از ایرانیان مقیم فرانسه و سایر کشورهای اتحادیۀ اروپا با من در این احساس شریک هستند، به خصوص افرادی که به تازگی از اردوگاه بد‌نام این گروه، به نام کمپ اشرف در عراق، فرار کرده‌اند. من همچنین به همین میزان از نقش محوری پرسنل دفتر شما قدردانی می کنم که اجازه دادند نظراتم را با آنها در میان بگذارم. <br />تجربیات گذشته حکم می‌کند که نسبت به تحرکات تروریستی این گروه در فرانسه و مناطق دیگر که معمولاً توسط ایادی آنها انجام می‌شود هوشیار باشیم. <br />من تلاش خواهم کرد که دفتر شما را نسبت به تاکتیکهای این گروه آگاه کنم. از جملۀ این تاکتیکها ارسال انبوهی از نامه‌های حمایت از جانب افرادی‌ست که از نیات و سابقۀ این گروه اطلاعی ندارند. <br />یک بار دیگر از جانب خودم و قربانیان تروریسم افسارگسیختۀ این فرقۀ ایرانی از شما برای ابقای این گروه در لیست سیاه ترورِ اتحادیۀ اروپا تشکر می کنم. <br />با احترام <br />احمد باران</P></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6797">نامه سرگشاده احمد باران به رئیس جمهور فرانسه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6797/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پرسش و پاسخ با احمد باران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6569</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6569#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 28 May 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کشورها]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[انگلیس]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/05/29/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4-%d9%88-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>یک نقص کلی و عمومی به این حکم عدم اشراف قضات به پیچیدگیهای مبارزه با تروریزم است. به نظر می‌رسد دستگاه قضائی انگلیس هنوز پختگی لازم در بررسی موارد ایچنینی را ندارد. سازمان مجاهدین بنا به ماهیت تروریستی و فرقه‌ایش توانائی آن را دارد که با استفاده از کلمات چندپهلو و دروغپردازی ادعا کند که از تروریزم دست برداشته است. وقتی این دو پارامتر را کنار هم بگذارید نتیجه‌اش رای دادگاه مزبور می‌شود. یعنی ساده‌انگاری و عدم درک پیچیدگیهای مبارزه با تروریزم از سوی قضات دادگاه فوق و همچنین توانمندی مجاهدین در دروغ، حقه‌بازی، و فریب از سوی دیگه گاه چنین نتایجی را به بار می‌آورد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6569">پرسش و پاسخ با احمد باران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span>پرسش&zwnj;گر: خانم مینو </span> </p>
<p><span>س: شما سالهای متمادی&zwnj;ست که با مجاهدین آشنائی دارید و در بارۀ آنها مقالات مختلفی منتشر کرده&zwnj;اید. نظر شما در بارۀ رای اخیر دادگاه استیناف انگلیس در بارۀ مجاهدین چیست؟ </span> </p>
<p><span>ج: از بابت این حکم بسیار متاسفم به دلیل اینکه نقائص جدی در آن می&zwnj;بینم. </span> </p>
<p><span>س: این نقائص چی هستند؟ </span> </p>
<p><span>ج: یک نقص کلی و عمومی به این حکم عدم اشراف قضات به پیچیدگیهای مبارزه با تروریزم است. به نظر می&zwnj;رسد دستگاه قضائی انگلیس هنوز پختگی لازم در بررسی موارد ایچنینی را ندارد. سازمان مجاهدین بنا به ماهیت تروریستی و فرقه&zwnj;ایش توانائی آن را دارد که با استفاده از کلمات چندپهلو و دروغپردازی ادعا کند که از تروریزم دست برداشته است. وقتی این دو پارامتر را کنار هم بگذارید نتیجه&zwnj;اش رای دادگاه مزبور می&zwnj;شود. یعنی ساده&zwnj;انگاری و عدم درک پیچیدگیهای مبارزه با تروریزم از سوی قضات دادگاه فوق و همچنین توانمندی مجاهدین در دروغ، حقه&zwnj;بازی، و فریب از سوی دیگه گاه چنین نتایجی را به بار می&zwnj;آورد. </span> </p>
<p><span>س: موارد ساده اندیشی قضات و فریبکاریهای مجاهدین در کجا خودش را نشان می&zwnj;دهد؟ </span> </p>
<p><span>ج: دستگاه قضائی انگلیس هنوز در دوران ماقبل سپتامبر </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >۲۰۰۱</span><span   </span><span>سیر می&zwnj;کند و همچنان به طور خطی (</span><span  Linear</span><span>) به قضایا نگاه می&zwnj;کند. بنابراین وقتی مجاهدین می&zwnj;گویند که &quot;تروریزم را محکوم می&zwnj;کنند،&quot; دادگاه غافل است که منظور مجاهدین از واژۀ تروریزم همانی نیست که دادگاه فکر می&zwnj;کند. از همین رو آن را به بدون کنکاش می&zwnj;پذیرد. چند روز پیش مطلبی به انگلیسی منتشر کردم که در آن به موارد اینچنینی و خطاهای دادگاه اشاره کرده&zwnj;ام. (</span><span  Errors in UK Court Decision</span><span>) از طرفی دیگه مجاهدین هیچگاه نپذیرفته&zwnj;اند که در گذشته در تروریزم دست داشته اند. آنها برای عوامفریبی از عباراتی نظیر &quot;مقاومت مسلحانۀ انقلابی&quot; استفاده می&zwnj;کنند. بنابر این محکومیت تروریزم از جانب مجاهدین ناظر بر اعمال خودشان نیست بلکه اعمال دیگران را که از نظر مجاهدین تروریزم است محکوم می&zwnj;کنند. دادگاه مربوطه درک درستی از واژه&zwnj;ها و عباراتی که گروه&zwnj;های تروریستی و فرقه&zwnj;ها استفاده می&zwnj;کنند نداشته است. نکتۀ دیگر اینکه، دادگاه فقط به گفته&zwnj;های مجاهدین در انتشارات انگلیسی زبان مجاهدین بسنده کرده است. دیدگاه&zwnj;های واقعی مجاهدین در انتشارات فارسی انهاست، در آرم و علائم سازمانی آنهاست، در بحثهای درونی آنهاست و بلاخره اینکه در ماهیت ارتجاعی آنهاست که تروریزم افسارگریخته خودش را نشان می&zwnj;دهد. قضات دادگاه مزبور فقط به مطالب مجاهدین در </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >۵</span><span   </span><span>سال گذشته رجوع کرده&zwnj;اند. خاطرم هست که در دسامبر </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >۲۰۰۶</span><span   </span><span>وقتی رای دادگاه بدوی اروپا منتشر شد مجاهدین به دروغ آن را پیروزی قلمداد کردند و برای آن تا مدتها تبریک ردوبدل کردند. همانجا من در چندین نوبت به آنها گفتم که اگر راست می&zwnj;گویید تمام رای دادگاه را (نه فقط قسمتهای دلخواه) را ترجمه و منتشر کنید. آنها رای دادگاه فوق را به رای دیوان لاهه در زمان زنده&zwnj;یاد دکتر مصدق تشبیه می&zwnj;کردند. امّا دیدیم که چگونه بادکنک تبلیغاتی آنها ترکید. حالا هم من یک بار دیگر مجاهدین را با تمام متعلقاتشان به چالش می&zwnj;کشم که اگر راست مىٰ&zwnj;گویید، تمام رای دادگاه را به فارسی ترجمه و منتشر کنید. تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. </span> </p>
<p><span>شیادی دیگر فرقۀ مجاهدین در آنجاست که رای دادگاه را که اعمال و گفتار مجاهدین در </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >۵</span><span   </span><span>سال گذشته را بررسی کرده به عنوان شاهدی بر ماهیت خود تبلیغ می&zwnj;کنند. در حالیکه بحث دادگاه در مورد ماهیت مجاهدین نیست. رای دادگاه که متن کامل انگلیسی آن بر روی اینترنت موجود است، تماماً در بارۀ این موضوع است که آیا مجاهدین درپنج سال گذشته در تروریزم دست داشته اند یا نه. </span> </p>
<p><span>دادگاه همچنین غافل است که مجاهدین در قرارگاه اشرف در سال </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >۲۰۰۳</span><span   </span><span>میلادی توسط امریکائی&zwnj;ها خلع سلاح شده&zwnj;اند نه اینکه خودشان خواسته باشند. این من را به یاد یک ضرب&zwnj;المثل انگلیسی یا فرانسوی می&zwnj;اندازد که می&zwnj;گوید گرگها می&zwnj;توانند دندان&zwnj;های خود را از دست بدهند ولی ماهیت آنها تغییر نمىٰ&zwnj;کند. حالا هم در بارۀ مجاهدین باید گفت که اگر چه انها خلع سلاح شده&zwnj;اند، ولی ماهیت تروریستی آنها که در مرکز اعتقادات رهبری آنهاست تغییر نکرده است. </span> </p>
<p><span>س: اگر مجاهدین واقعاً تغییر جهت داده باشند و به واقع از تروریزم و خشونت فاصله گرفته باشند، چگونه باید به درستی آن پی برد؟ </span> </p>
<p><span>ج: سئوال به&zwnj;جائی است. اگر مجاهدین به&zwnj;طور واقعی از تروریزم و خشونت یا به قول خودشان &quot;مقاومت مسلحانۀ انقلابی&quot; کنده شده باشند و به شیوه&zwnj;های معمول مبارزه روی آورده باشند &ndash; به فرض تحقق چنین امری- ابتدا بایستی در تبلیغات، انتشارات، و مطالب فارسی زبان خود آن را اعلام کنند. باید بگویند که منظورشان از تروریزم چی هست، بعد آن را محکوم کنند. به طور مشخص باید اعلام کنند که آیا &quot;مقاومت مسلحانۀ انقلابی&quot; در کادر تعریف تروریزم می&zwnj;گنجد یا نه. همین&zwnj;جوری که نمیشه! باید بگویند، به زبان فارسی هم بگویند، به زبان اشهد هم بگویند. دوماً باید به&zwnj;طور علنی در مورد مصوبات شورای موسوم به ملی مقاومت خودشان توضیح دهند که آیا همچنان قبول دارند که &quot;مبارزه مسلحانه&quot; شکل محوری نبرد با رژیم خمینی&zwnj;ست؟ تکلیف آرم کذائی&zwnj;شان که در آن سلاح را به عنوان شکل اصلی مبارزه نشان می&zwnj;دهد چه مىٰ&zwnj;شود؟&zwnj; آیا آرم فحش&zwnj;نامۀ مجاهد همچنان شکل یک تفنگ خواهد بود؟ اینها فقط بخشی از مسیر&zwnj;یست که آنها باید طی کنند تا کسی بتواند حرف آنها را در نفی تروریزم جدی بگیرد. </span> </p>
<p><span>س: آیا نمونه&zwnj;های مشخصی دارید که نشان دهد گروه&zwnj;های دیگر در زمان چرخش استراتژی خودشان چگونه عمل کرده&zwnj;اند؟ </span> </p>
<p><span>ج: سازمان آزادیبخش فلسطین یک نمونه است. آنها وقتی تصمیم گرفتند که شکل مبارزه را از مسلحانه به گفتگوی مستقیم تغییر دهند، آن را علناً اعلام کردند و در عمل هم به آن پایبند شدند. در کشور خودمان، سازمان چریکهای فدائی خلق در سال </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >۱۳۵۹</span><span   </span><span>خورشیدی تصمیم گرفتند که مبارزه مسلحانه را کنار بگذارند. پس از اعلام علنی آن در نشریۀ کار شمارۀ </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >۵۹</span><span   </span><span>، شاخۀ اکثریت آن گروه حتی آرم سازمانی خود را تغییر داد و سلاح را از آن حذف کرد. حالا هم حرف من با فرقۀ مجاهدین همین است. اگر واقعاً تغییر موضع داده&zwnj;ای و می&zwnj;خواهی مثل آدم رفتار کنی، خوب بارک الله، بیا و موضع خودت را علناً اعلام کن برای عموم. اگر هم در پی حقه بازی هستی، مطمئن باش رسوا خواهی شد. </span> </p>
<p><span>این نکته را هم اضافه کنم که تروریزم فقط در استفاده از خشونت و سلاح&zwnj;خلاصه نمىٰ&zwnj;شود اگر چه نمود جدی آن است. طرز رفتار با مخالفین، زنان و کودکان هم از وجوه دیگر تروریزم است. در این باره مجاهدین کارنامۀ قابل قبولی ندارند. همین دو روز پیش، یکی دیگر از اعضای جدا شدۀ آنها در مرز ترکیه و یونان در آب غرق شد. مدتی پیش هم همین حادثه برای یکی دیگر از افراد جدا شده از آنها در مرز ترکیه و عراق روی داد. این قبل از هرچیز نشان از سرایت بحران به دستگاه رهبری آنهاست. حالا باید دید که نفی خشونت و مبارزۀ مسلحانه که مجاهدین مدعی شده اند چگونه سقف را بر سر آنها خراب خواهد کرد. </span> </p>
<p><span>س: در اخبار مجاهدین آمده است که گویا امروز موشکی به سمت قرارگاه اشرف پرتاب شده است. نظر شما چیست؟ </span> </p>
<p><span>ج: این کار از جانب هر که باشد محکوم است. من باعقاید ارتجاعی و فرقه&zwnj;ای مجاهدین مخالفم ولی هیچگاه خواهان حذف فیزیکی آنها نیستم. تبلیغات دروغین مجاهدین اینطور وانمود می&zwnj;کند که مردم عراق دوستدار آنها هستند. حقیقت این است که اگر حفاظت نیروهای امریکائی نبود، مردم عراق آنها را تکه و پاره می&zwnj;کردند. تصور من هم از این خبر موشک پرانی در همین چارچوب است. اسیران اشرف باید آزاد شوند و سرنوشت خود را آزادانه انتخاب کنند. هر چیزی مانع از تحقق این امر شود، محکوم به شکست است. </span> </p>
<p><span>احمد باران، پاریس، بیست و هفتم می 2008</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6569">پرسش و پاسخ با احمد باران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6569/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آفرین سمیّه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6023</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6023#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Dec 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تلاشهای ضد جداشده ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/12/30/%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%d9%85%db%8c%d9%91%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>از این بابت باید به او آفرین گفت که اینگونه بی پروا واقعیتهای درون مجاهدین را برملا می‌کند. او اکنون خواسته یا ناخواسته بهترین شاهد از روابط فرقه‌ای مجاهدین است که می‌تواند به اثبات آنچه در بارۀ مجاهدین گفته شده کمک کند. آرزو می‌کنم روزی سمیّه بتواند در کنار مردم فرد مثبتی برای جامعه‌اش باشد. برای پدر و مادر سمیّه هم آرزوی صبر و تحمل بیشتر می‌کنم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6023">آفرین سمیّه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style=" "><span style=" ">یکی از سایتهای مجاهدین اخیراً مطلبی را تحت عنوان مصاحبه با &quot;مجاهد خلق&quot; سمیّه محمدی منتشر کرده&zwnj; که درآن وی با حمله به پدرش از او به عنوان مزدور وزارت اطلاعات و سایر فحاشی&zwnj;های خاص فرهنگ مجاهدین یاد کرده است. برای من که از نزدیک و چهره به چهره با بسیاری از هواداران و اعضای سابق مجاهدین به گفتگو نشسته&zwnj;ام البته از این حرفها متعجب نشدم. بسیاری از این هموطنان در بازگوئیِ تجربیات تلخشان با مجاهدین از این&zwnj;گونه واکنشها در برابر خانواده خودشان نمونه&zwnj;های زیادی را نقل کرده&zwnj; و هنوز هم مى&zwnj;کنند. آنچه مهم است این است که متوجه باشیم رفتارهای مشابه آنچه از سمیّه گزارش شده تماماً در قالب رفتارهای اعضای فرقه&zwnj;ها قابل بررسی است. من بدون آنکه منکر مسئولیت فردی افراد باشم، سمیّه را قربانی و میوۀ چنین روابط ضد انسانی میدانم که به راستی نه تنها سزاوار خشم که محتاج حمایت و ترحم است. مطمئنم و امیدوارم روزی سمیّه و سمیّه&zwnj;های دگر با تکیّه به عنصر انسانی نهفته در وجودشان به خود آیند و دریابند که آری، &quot;می&zwnj;توان و باید&quot; را می&zwnj;توان در جهت درست و انسانی هم به کار بست و از آن برای گسستن زنجیرهای اسارت از چنگال فرقه بهره برد. سمیّه به درستی نمونه&zwnj;ای از صدها هموطنان اسیر در فرقۀ ضد انسانی مجاهدین است که تحت تاثیر فضای روانی غالب اینگونه از خود واکنش نشان می&zwnj;دهد. از این بابت باید به او آفرین گفت که اینگونه بی پروا واقعیتهای درون مجاهدین را برملا می&zwnj;کند. او اکنون خواسته یا ناخواسته بهترین شاهد از روابط فرقه&zwnj;ای مجاهدین است که می&zwnj;تواند به اثبات آنچه در بارۀ مجاهدین گفته شده کمک کند. آرزو می&zwnj;کنم روزی سمیّه بتواند در کنار مردم فرد مثبتی برای جامعه&zwnj;اش باشد. برای پدر و مادر سمیّه هم آرزوی صبر و تحمل بیشتر می&zwnj;کنم.  برای سمیّه محمدی: شعری از مارگوت بیکل، ترجمۀ زنده یاد احمد شاملو، آلبوم &quot;سکوت سرشار از سخنان ناگفته است&quot;   برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم  که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند  گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنوند  برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد  و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد  و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است  سخن بگوییم   احمد باران  پاریس  </span><span  style="   ; >۲۹</span><span style=" "> دسامبر </span><span  style="   ; >۲۰۰۷</span><span  style=" "> </span><span  style="  font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;"></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6023">آفرین سمیّه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6023/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رجوی آشکارا مخالفین خودش را تهدید به حذف فیزیکی کرده است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5257</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5257#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Jul 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خبرها]]></category>
		<category><![CDATA[فرا فکنی های مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[موضع گیری های مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/07/10/%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%a2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%81%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%aa%d9%87%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ad%d8%b0/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای رجوی اما لازم نمی‌بیند به مریدان خود بگوید چگونه و چطور باید این باصطلاح مرز سرخ را تعیین کرد. این کار-عدم تعیین ملاک مشخص- یعنی پیروان ایشان مجازند هر که را که خودشان تشخیص دادند که با رژیم مرز سرخ نداردو... باید خائن بدانند. در ثانی معلوم نیست اگر"هم خط و هم موضع شدن با رژیم" خیانت است،</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5257">رجوی آشکارا مخالفین خودش را تهدید به حذف فیزیکی کرده است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>هشدار! <br />رجوی آشکارا مخالفین خودش را تهدید به حذف فیزیکی کرده است</B><br />احمد باران، پاریس، نهم ژوئیه 2007<br />پیام ۱۲ تیر آقای رجوی، جدای از آنکه خسته کننده، یکنواخت و تکراریست دارای یک نکتۀ مهم است. برای آنهائی که با عملکرد و رابطۀ رهبری فرقه‌ها با پیروان شان آشنائی دارند می‌دانند که این بار بر خلاف گذشته، آقای رجوی آشکارا مخالفین خودش را تهدید به حذف فیزیکی کرده است. پیشتر از این، از ایشان نقل می‌کردند که به پیروان و مریدان خود گفته است که در صورت فشار روی مجاهدین و به بن‌بست رسیدن خطوط، آنها بایستی به سراغ منتقدین و معترضین رفته و حقشان را کف دستشان بگذارند (نقل به مضمون). <br />تجربه پاریس در ۱۷ جون امسال که در آن مریدان جان بر کف فرقه با چاقو و قمه به جان منتقدین افتادند و بعد هم مدعی شدند که این برگزارکنندگان برنامه بوده‌اند که مدعوین خودشان را تکه‌پاره کرده‌اند!! می‌بایستی پیام واضحی برای منتقدین مجاهدین در بر داشته باشد. پیام در یک کلام این است: ایراد به مجاهدین بهایش چاقو و قمه خوردن است. و کیست که نداند که در مرحلۀ بعد از سلاح گرم هم استفاده خواهد شد. <br />پیام ۱۲ تیر آقای رجوی دارای تمام رهنمودهای لازم برای تشویقِ مریدان فرقه به اعمال خشونت با دست باز علیه منتقدین مجاهدین است. از این رو لازم است تمام مقامات ذیربطِ اروپا را نسبت به اقدامات آتی مریدان و پیروان آقای رجوی هوشیار کرد و به آنها در مورد تاکتیکهای مجاهدین آگاهی لازم را داد. باور کنید این قضیه خیلی جدیست و نبایستی آن را دست کم گرفت. این کار می‌تواند از خونریزی بیشتر در آینده جلوگیری کند. <br />مجاهدین منتقدین خود را به دستگاههای اطلاعاتی ملاهای حاکم منتسب می‌کنند، چرا که در دنیای حقیر و دو قطبی مجاهدین انسانها یا خادمند یا خائن، طلبکارند یا بدهکار، مزدورند یا همراه، دوستند یا دشمن. ملاک تشخیص هم فقط همان قانونمندیهای فرقه‌ای است و بس. از این رو باید پیام آقای رجوی را خیلی جدی گرفت آنجا که به مریدان خود رهنمود می‌دهد:&#8230; اگر با این رژیم که پلیدی و نحوست اول و آخر است, مرز سرخ ندارد, اگربااین رژیم, بنحوی درهم وهم جبهه وهم خط وهم موضع شده و مرز بندی و روزه ملی و میهنی دربرابر این رژیم را ولو باندازه یک قطره یا یک گرم و به اندازه یک قدم یا یک قلم شکسته باشد, هرکس که میخواهد باشد , در هر رده ومقام و مرتبت و مسئولیتی هم که بوده , خائن و خیانت پیشه حقیری بیش نیست&#8230;. <br />آقای رجوی اما لازم نمی‌بیند به مریدان خود بگوید چگونه و چطور باید این باصطلاح مرز سرخ را تعیین کرد. این کار-عدم تعیین ملاک مشخص- یعنی پیروان ایشان مجازند هر که را که خودشان تشخیص دادند که با رژیم مرز سرخ نداردو&#8230; باید خائن بدانند. در ثانی معلوم نیست اگر هم خط و هم موضع شدن با رژیم خیانت است، پس تکلیف هم خطی و هم موضعی مجاهدین با رژیم در سالهای گذشته چیست؟ آیا حمایت مجاهدین از گروگانگیری در سفارت امریکا و پدر بزرگوار خواندن امام خمینی و سربازان جان‌بر کف امام خواندن مجاهدین هم خطی و هم موضعی با رژیم نیست؟ لابد آقای رجوی خواهد گفت آن روز لازم بود چنین بگوئیم و باصطلاح تاکتیکی بوده! می‌بینید که در ایدئولوژی مجاهدین خودشان معیار همه‌چیزند. هر وقت دلشان خواست تا خرخره با رژیم می‌روند و تصور می‌کنند مردم فراموش کرده‌اند و بعد به دیگران انگ رژیمی بودن میزنند و آن را معیار خیانت می‌نامند- عجبا! <br />حقیقت این است که برای مخالفت با اندیشۀ ولایت فقیه، از نوع مجاهدینی آن، لازم نیست کسی مزدور رژیم باشد. کافیست شعور و فهم این را داشته باشد که جنگ مجاهدین با رژیم فی‌الواقع نه برای آزادی بلکه برای جایگزینی یک ولایت فقیه با دیگریست که نیت خود را پشت واژه‌هائی چون رهبر عقیدتی، اسلام انقلابی، رهبری ذیصلاح و جمهوری دموکراتیک اسلامی! پنهان کرده است. کافیست کسی به خشونت نهفته در ذات فرقه‌هائی از نوع مجاهدین اشراف داشته باشد، آنوقت میتواند بفهمد که پیام اخیر آقای رجوی چیزی جز ترویج و تشویق خشونت نیست. از این رو باید هوشیار بود و از همۀ امکانات قانونی موجود در کشورهای مختلف، بخصوص در فرانسه، استفاده کرد و از مقامات ذیربط خواست تا جلوی تحرکات خشن مجاهدین را بگیرند. بایستی به این مقامات گفت که بنا به گفتۀ متخصصین امور ضد تروریستی و رای دادگاه عالی امریکا &#8216;شورای ملی مقاومت بخشی از مجاهدین است نه بلعکس. </P></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5257">رجوی آشکارا مخالفین خودش را تهدید به حذف فیزیکی کرده است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5257/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین باز هم در لیست ترور ابقاء شدند ولی این کافی نیست</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5214</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5214#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Jul 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[لیست گروههای تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[خبرها]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در لیستهای تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش ها و نظرها در رابطه با فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/07/03/%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%a8%d9%82%d8%a7%d8%a1-%d8%b4%d8%af%d9%86%d8%af-%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اینک این سئوال مطرح است که اگر اتحادیۀ اروپا در مبارزه‌اش علیه تروریسم جدی است، چرا نام"شورای ملی مقاومت" که مقر آن در اور-سوروآز پاریس است را به لیست تروریستی‌اش اضافه نکرده است؟ آیا اتحادیه اروپا می‌خواهد همچنان در دام عوامفریبی مجاهدین باقی بماند؟ ابقاء مجاهدین در لیست تروریستها باعث تعجب نیست، آنچه مرا شگفت‌زده مىٰ کند کم اطلاعی سیاستمداران اروپائی است که همجنان در این توهم به سر می‌برند که گویا مجاهدین و شورای آنها دو گروه متفاوت هستند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5214">مجاهدین باز هم در لیست ترور ابقاء شدند ولی این کافی نیست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt"><strong><font color="#993300">بنا به اعلام خبرگزاریها، اتحادیه اروپا بار دیگر نام مجاهدین خلق را در لیست گروه&zwnj;های تروریستی ابقاء کرده است.</font></strong> این عمل از آنجائی اهمیت دارد که یک دادگاه اروپایی در دسامبر گذشته رای به عدم توقیف داراییهای مجاهدین داده بود. سازمان مجاهدین اما اینطور وانمود کرد که گویا دادگاه مورد نظر رای به ابطال لیست تروریستی اروپا داده و به همین منظور پیامهای شادباش از چپ و راست و بالا و پایین منتشر نمود. نگارنده طی چندین مطلب که در همین سایت هم منتشر شد نوشتم که خوشحالی مجاهدین پایه در واقعیت ندارد و دادگاه مورد اشاره در مورد لیست تروریستی حرفی که نزده هیچ، درخواست مجاهدین برای ابطال آن را هم رد کرده است. اما از آنجا که نگرش حاکم بر مجاهدین منطبق بر دروغ و عوامفریبی و از&quot;این ستون تا آن ستون فرج است&quot; بنا شده، شدیداً محتاج این دروغگوئی ابلهانه بود. در همان مطالب هم اشاره کرده بودم که اگر رهبری مجاهدین ذره&zwnj;ای صداقت می&zwnj;داشت، می&zwnj;بایستی تمام رای دادگاه مورد نظر (و نه فقط قسمتهای دلبخواه آن) را ترجمه و در اختیار همگان می&zwnj;گذاشت. کاری که می&zwnj;دانستم هرگز نخواهند کرد و البته هم که نکردند.  </p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">حالا یک بار دیگر اتحادیه اروپا پس از بررسیهای دقیق این گروه را در لیست گروههای ترور منظور کرده است. اما این کافی نیست. مجاهدین خلق اکنون در پشت نام شورای دست&zwnj;ساز خودشان به نام &quot;شورای ملی مقاومت&quot; پنهان شده&zwnj;اند و با این عوامفریبی که گویا این باصطلاح شورا گروهی غیر از خود مجاهدین است به کارهای تخریبی، تهدید، ترور و چاقوکشی علیه اعضای سابق خودشان ادامه مىٰ&zwnj;دهند. اتحادیه اروپا به غلط می&zwnj;پندارد که &quot;شورا&quot;ی مد نظر متشکل از گروههای متفاوت است که همگی علیه رژیم حاکم بر کشورمان مبارزه می&zwnj;کنند و مجاهدین تنها یک عضو آن هستند. به این ترتیب، نام &quot;شورای ملی مقاومت&quot; در لیست ترور منظور نشده است. اما این یک عوامفریبی محض است.  </p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">مجاهدین خلق سالها در امریکا از کم اطلاعی سیاستمداران واشنگتن نسبت به روابط غیر دموکراتیک و ساختار فرقه ای&zwnj;شان بهره&zwnj; بردند و پس از گنجانیده شدن در لیست گروههای تروریستی، همچنان به فعالیتهای خودشان اما تحت نام &quot;شورای ملی مقاومت&quot; ادامه دادند. تا انکه دادگاه فرجام ناحیه واشنگتن متوجه این نکته شد و در تاریخ </span><span  style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt; >۹</span><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt"> جولای </span><span  style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt; >۲۰۰۴</span><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt"> میلادی با رای قاطع خود اعلام کرد که پس از بررسیهای دقیق انجام شده به این نتیجه رسیده&zwnj; است که در حقیقت &quot;شورای ملی مقاومت&quot; بخشی از سازمان مجاهدین است و نه بلعکس. به این ترتیب، برای اولین بار بالاترین مراجع قضائی امریکا متوجه حقه&zwnj;بازیهای مجاهدین شدند و از آن پس نام شورای باسمه&zwnj;ای مجاهدین هم در لیست گروه&zwnj;های ترور اضافه شد.  </p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">اینک این سئوال مطرح است که اگر اتحادیۀ اروپا در مبارزه&zwnj;اش علیه تروریسم جدی است، چرا نام &quot;شورای ملی مقاومت&quot; که مقر آن در اور-سوروآز پاریس است را به لیست تروریستی&zwnj;اش اضافه نکرده است؟ آیا اتحادیه اروپا می&zwnj;خواهد همچنان در دام عوامفریبی مجاهدین باقی بماند؟ ابقاء مجاهدین در لیست تروریستها باعث تعجب نیست، آنچه مرا شگفت&zwnj;زده مىٰ کند کم اطلاعی سیاستمداران اروپائی است که همجنان در این توهم به سر می&zwnj;برند که گویا مجاهدین و شورای آنها دو گروه متفاوت هستند. </p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt"><strong><font color="#800000">احمد باران- پاریس، دوم ژوئن 2007</font></strong></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5214">مجاهدین باز هم در لیست ترور ابقاء شدند ولی این کافی نیست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5214/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>باز هم در بارۀ رای دادگاه اروپا و مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4391</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4391#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Jan 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[لیست گروههای تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در لیستهای تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[موضع گیری های مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/01/27/%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%db%80-%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7-%d9%88-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای محمد محدثین، عضو مجاهدین خلق و مسئول کمیسیون خارجۀ"شورای ملی مقاومت،" که به اعتقاد دادگاه عالی امریکا اسم مستعار مجاهدین است، اخیراً در مصاحبه‌ای نکته‌ای را در بارۀ رای اخیر دادگاه اروپا با اشاره به پاراگراف ۳۵حکم دادگاه مربوطه بیان کرده‌اند که اساساً نادرست است. همانگونه که در مطالب گذشته‌ام گفته‌ام، ای‌کاش آقای محدثین و دوستانشان برای رفع هرگونه شبه‌ای، تمام رای دادگاه مربوطه را، و نه فقط بخش دلخواه آن را، به فارسی ترجمه و در اختیار همگان می‌گذاشتند، تا هم"نادرستی" مطالب افرادی مثل من رو میشد و هم خودشان متهم به فریبکاری نمی‌شدند. ایشان در قسمتی از مصاحبۀ خود خطاب به یک دیپلمات انگلیسی و بدون اشاره به نام این"مقام عالیربته انگلیس" چنین می‌گویند:</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4391">باز هم در بارۀ رای دادگاه اروپا و مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>باز هم در بارۀ رای دادگاه اروپا و مجاهدین </B><br />(پاسخی کوتاه به آقای محدثین) <br />احمد باران، بیست و چهارم ژانویه 2007 <br />آقای محمد محدثین، عضو مجاهدین خلق و مسئول کمیسیون خارجۀ شورای ملی مقاومت، که به اعتقاد دادگاه عالی امریکا اسم مستعار مجاهدین است، اخیراً در مصاحبه‌ای نکته‌ای را در بارۀ رای اخیر دادگاه اروپا با اشاره به پاراگراف ۳۵ حکم دادگاه مربوطه بیان کرده‌اند که اساساً نادرست است. همانگونه که در مطالب گذشته‌ام گفته‌ام، ای‌کاش آقای محدثین و دوستانشان برای رفع هرگونه شبه‌ای، تمام رای دادگاه مربوطه را، و نه فقط بخش دلخواه آن را، به فارسی ترجمه و در اختیار همگان می‌گذاشتند، تا هم نادرستی مطالب افرادی مثل من رو میشد و هم خودشان متهم به فریبکاری نمی‌شدند. ایشان در قسمتی از مصاحبۀ خود خطاب به یک دیپلمات انگلیسی و بدون اشاره به نام این مقام عالیربته انگلیس چنین می‌گویند:<br />&#8230; منظورم برخی اظهار نظرهای بسیار ناشیانه یا تلاشهای تبلیغاتی رسوا و شکست خورده است. مثلا جالب است که یک مقام علیرتبه انگلیس از فرط ناراحتی در مورد حکم دادگاه به نحو ناشیانه و شتابزده گفت که دادگاه نامگذاری مجاهدین در سال 2005 را لغو کرده است. اما مجاهدین یک بار دیگر هم در مه 2006 در لیست تروریستی قرار داده شده اند و بنابراین لیست به قوت خودش باقی است. من از دستیاران این دیپلمات تازه وارد می خواهم تا متن حکم دادگاه را به او نشان بدهند و از جمله پاراگراف 35 حکم را برای ایشان بخواننند که با صراحت تمام می گوید این نامگذاری از روز اول باطل بوده و تا زمانی که حکم صادر شود هر لیست گذاری دیگری هم باطل است.<br />برای اطلاع آقای محدثین به ایشان متذکر میشوم که پاراگراف مربوطه را یا درست نخوانده‌اند یا برایشان بد ترجمه کرده‌اند. دادگاه مورد نظر در پاراگراف ۳۵ ، که من اصل فرانسوی و انگلیسی آن را در پایان این سطور می‌آورم، راجع به تفاوت الغای اداری یک تصمیم و ابطال قضائی آن صحبت می‌کند. به طور خلاصه دادگاه میگوید که وقتی یک حکم اداری توسط صادرکنندۀ آن با انتشار حکم جدیدتری لغو می‌شود دلیل بر غیرقانونی حکم اولیّه نیست و تاثیر چنین ابطالی رو به آینده است، در حالیکه اگر همان حکم اداری توسط دادگاه ابطال شود، به مثابه این است که از روز اوّل غیر قانونی بوده است. دادگاه همچنین اشاره می‌کند که نمایندگان شورای اروپا متعهد شده‌اند که، مطابق با مادۀ ۲۳۳ قانون اساسیِ اتحادیۀ اروپا، چنانچه تصمیمات مورد اعتراض(منظور از تصمیمات، اشاره به دو حکم اداری مربوط به لیست تروریستی و دیگری در مورد بلوکه کردن اموال مجاهدین است) توسط دادگاه ابطال شود متعهد شده‌اند ترتیبی دهند که از حکم مربوطه پیروی کنند. <br />آنچه آقای محدثین به آن اشاره نمی‌کند واژۀ شرطی اگر در متن حکم است. به عبارت دیگر، دادگاه دارد از یک پروسۀ قضائی صحبت می‌کند که مثلاً اگر چنین شود آنوقت چه باید کرد. امّا آقای محدثین و رهبری مجاهدین صلاح نمی‌بینند به روی خود بیاورند که دادگاه مورد نظر در بند اوّل قضاوت نهائی خود، درخواست مجاهدین برای ابطال لیست تروریستی ۹۳۶ را مردود می‌شمارد و به لیست مربوطه دست نمی‌زند. پس برخلاف ادعای آقای محدثین، دادگاه مزبور نامگذاری تروریستی بر روی مجاهدین را باطل نکرده که هیچ، طرح چنین درخواستی را هم بخشاً بی اساس میٰخواند. <br />بجاست که از آقای محدثین خواسته شود اگر به درخواست ترجمۀ کامل متن دادگاه تن نمی‌دهید و آن را به صلاح نمی‌دانید، لطف کرده و فقط قضاوت نهائی دادگاه را که در پنج بند اعلام شده ترجمه کنید و در اختیار همگان بگذارید. تا سیه روی شود هر که در او غش و عوامفریبی باشد. <br />متن پاراگراف ۳۵ از حکم دادگاه (مورد اشارۀ آقای محدثین) به زبان فرانسه و انگلیسی (تاکید از نگارنده است): </P></p>
<p><P dir=ltr align=justify>35 Dans cette hypothèse, en effet, d’une part, la requérante conserverait un intérêt à obtenir l’annulation des actes attaqués, dans la mesure où l’abrogation d’un acte d’une institution n’est pas une reconnaissance de son illégalité et produit un effet ex nunc, à la différence d’un arrêt d’annulation en vertu duquel l’acte annulé est éliminé rétroactivement de l’ordre juridique et censé n’avoir jamais existé. D’autre part, ainsi que le Conseil l’a reconnu à l’audience, en cas d’annulation des actes attaqués, cette institution serait tenue de prendre les mesures que comporte l’exécution de l’arrêt, conformément à l’article 233 CE, ce qui pourrait impliquer qu’elle modifie ou retire, le cas échéant, les éventuels actes ayant abrogé et remplacé les actes attaqués postérieurement à la clôture de la procédure orale (voir, en ce sens, arrêt du Tribunal du 13 décembre 1995, Exporteurs in Levende Varkens e.a./Commission, T‑481/93 et T‑484/93, Rec. p. II‑2941, points 46 à 48). <br />35 In such circumstances, the applicant still has an interest in obtaining annulment of the contested acts, in that the repeal of an act of an institution does not constitute recognition of the unlawfulness of that act and has only prospective effect, unlike a judgment annulling an act, by which the act is eliminated retroactively from the legal order and is deemed never to have existed. Moreover, as acknowledged by the Council at the hearing, if the contested acts are annulled, it will be obliged to take the measures necessary to comply with that judgment, pursuant to Article 233 EC, which may involve its amending or withdrawing, as the case may be, any acts which have repealed and replaced the acts contested subsequent to the close of the oral procedure (see, to that effect, Joined Cases T‑481/93 and T‑484/93 Exporteurs in Levende Varkens and Others v Commission [1995] ECR II‑2941, paragraphs 46 to 48).</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4391">باز هم در بارۀ رای دادگاه اروپا و مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4391/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فرقه‎ ی خطرناک</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4318</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4318#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jan 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ساختار فرقه ای و انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/01/15/%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87%e2%80%8e-%db%8c-%d8%ae%d8%b7%d8%b1%d9%86%d8%a7%da%a9/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سایت"اخبار روز" مقاله‎ای با عنوان"هم درباره‎ی مجاهدین و هم درباره‎ی رأی دادگاه‌های اروپا و امریکا" به‎قلم آقای"احمد باران" منتشر کرده که نظر به اهمیت طرح مباحث علمی درباره‎ی رفتار فرقه‎گرایانه و به‎طریق اولی تشریح ماهیت فرقه‎ای مجاهدین، قسمت عمده‎ای از مطلب یادشده که تا کنون دو قسمت از آن انتشار یافته است در پی می‎آید. مقالاتی از این دست می‎تواند پاسخ آن دسته از هوادارانی باشد که مغالطه‎ی مجاهدین درباره‎ی این‎که ارتباطات گسترده‎ی سیاسی آنان، دلیلی بر فرقه نبودن آنان است را بی هیچ تفکری تکرار می‎کنند:</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4318">فرقه‎ ی خطرناک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فرقه‎ ی خطرناک<br />
سایت اخبار روز مقاله‎ای با عنوان هم درباره‎ی مجاهدین و هم درباره‎ی رأی دادگاه‌های اروپا و امریکا به‎قلم آقای احمد باران منتشر کرده که نظر به اهمیت طرح مباحث علمی درباره‎ی رفتار فرقه‎گرایانه و به‎طریق اولی تشریح ماهیت فرقه‎ای مجاهدین، قسمت عمده‎ای از مطلب یادشده که تا کنون دو قسمت از آن انتشار یافته است در پی می‎آید.<br />
مقالاتی از این دست می‎تواند پاسخ آن دسته از هوادارانی باشد که مغالطه‎ی مجاهدین درباره‎ی این‎که ارتباطات گسترده‎ی سیاسی آنان، دلیلی بر فرقه نبودن آنان است را بی هیچ تفکری تکرار می‎کنند:<br />
مجاهدین خلق به اعتقاد بسیاری قبل از اینکه یک گروه سیاسی به حساب آیند، یک دیدگاه، یک نگرش، و یک نوع تفکر با سیستم ارزشی متفاوت از دیگران محسوب میشوند. این هم سخن تازه‌ای نیست.<br />
گذشت زمان و انتشار مطالبی از جانب کسانی‌که سالهای زیادی از عمر خود را با مجاهدین سپری کرده‌بودند، این واقعیت را که این گروه قبل از هرچیز یک نظرگاه و یک منطق مبتنی بر روابط و مناسبات فرقه‌ای است را بیشتر اثبات کرد. تحقیقاتِ سالهای اخیر در باره ی شیوه ی عملکرد و دینامیک موجود در بین فرقه‌های گوناگون در کشورهای مختلف، این نظر را که روابط و مناسبات درونی این گروه- مجاهدین- شباهتهای غیرقابل انکاری با فرقه‌های شناخته شده ی موجود دارد را بیش از پیش برجسته کرد. به عقیده ی نگارنده، عدم درک درست از روابط و مناسبات فرقه‌ای در مجاهدین ریشه ی بسیاری از ابهامات و انتقاداتیست که افراد از عملکرد آنها در زمینه‌های مختلف دارند. در نقطه ی مقابل، فهم عملکرد مجاهدین در این چارجوب، با خود پاسخ بسیاری از اَعمالِ ظاهراً نامعقول آنها را به همراه خواهد داشت. بحث تشریحی در باره ی ماهیت فرقه‌ای مجاهدین را به مطالب دیگری که در آینده خواهد آمد موکول میکنم. در مطالب آینده سعی می‌کنم نشان دهم که مجاهدین بسا خطرناکتر از فرقه‌های معمول هستند و عدم توجه به آنها میتواند در آینده فاجعه ‌آفرین باشد، یک تراژدی بسا فراتر از آنجه تاکنون رخ داده است. فقط به ذکر دو نکته اشاره میکنم که در حقیقت پشت و روی یک سکه و از پایه‌های بنیادین هر تشکل فرقه‌ای می‌باشند.<br />
نخست آنکه فرقه‌ها در تبلیغات مستمرِ درونی خود نیاز دارند خود را برتر از دیگران نشان دهند و تصویر شکست‌ناپذیری از رهبری یا مرادِ فرقه به مریدان و اعضای خود القإ کنند. از این منظر، درکِ اعضای فرقه از رهبر مانند موجودیست فرابشری که با آنها سالهای نوری فاصله دارد، با دنیای غیب مرتبط است، و یک نیروی نامرئی همواره از او حفاظت میکند، و تنها خدا میتواند از او درباره ی اعمالش سئوال کند. از همین رو، به اعضای فرقه باورانده می‌‌شود که آنها عاجز از فهم این رهبری هستند و تنها از طریق یک حلقه ی واسط ممکن است به آن نزدیک شوند. بی‌دلیل نیست که برای ارتباط باچنین پدیده ی فوق بشری باید او را در نوک پیکان تکامل! رویت کرد. برای مراد یا رهبر فرقه‌ها پاسخ به این نیاز از نان شب هم واجب تر است. چرا؟ چون در دیالکتیک روابط فرقه‌ای، مریدان به مرادی نیازمند و وابسته شده‌اند که وجود و بقای خود را در شکست‌ناپذیری او جستجو میکنند و اگر ذره‌ای به او شک کنند آنچنان دچار عذاب وجدان شده و آنقدر باید دردِ ناشی از اضطراب یک تلاطم روانی را تجربه کنند که ناگزیر میشوند ترجیح‌دهند از ورود به این چالش درونی پرهیز کنند، یا آن را به عقب بیاندازند. امّا آنچه از آن میتوان بعنوان ریشه ی ثانوی پرهیز از ورود به فاز تردیدها نسبت به رهبری فرقه یاد کرد همانا آگاهی عضو مربوطه از عواقب علنی شدن چنین تردیدی‌ست. از تنبیه بدنی گرفته تا مجازات زندان و مهمانسرا، تا ترس و بیم ناشی از نداشتن سرپناه و قوت روزانه تا سایر عقوبات ناشی از خروجِ از گروه یا فرقه ی مربوطه.<br />
دوّم آنکه، در آنطرف سکه ی چنین نیازی برای کنترل مطلق بر ذهن قربانی، مریدانی باید باشند که تسلیم چنین مرادی گردند و به فرامین او، بی‌چون و چرا، گردن بگذارند. چنین انسانی ابتدا باید از خویشتنِ انسانی خویش فاصله بگیرد تا بتواند قلب و روح خود را یکجا تسلیم رهبری کند. برای این کار شخص باید بپذیرد که او موجودیست خوار و خفیف که چنانچه از رهبر عقیدتی فرقه فاصله بگیرد یا در دنیای مادون انسانی خارج جذب دنیای بورژوازی شده، یا به دامان رژیم می‌غلطد. اینکه رهبری فرقه از چه اسلوب و مکانیزمی بهره ‌میگیرد تا به قربانی خود مسلط شود موضوعیست که در آینده به تشریح آن با ذکر نمونه های مشخص از مجاهدین می‌پردازم.<br />
فعلاً فقط اشاره میکنم که وقتی قربانی خود را تسلیم میکند یا به زبان مجاهدین خود را به رهبری خاص الخاص می‌سپارد دیگر خودِ انسانی او انقدر ضعیف شده و اعتماد به نفسش انقدر درهم شکسته که نه‌تنها توان پرسش و کنکاش از رهبری را از دست میدهد، بلکه حالا باید هرچه بیشتر رهبر عقیدتی خود را در عرش اعلی بگذارد تا بتواند با همانند-سازی با او (reconnaissance)(identification) ، شخصیت حقیر شده و انسانیت پایمال‌گشته ی خود را قدری جبران کند. مانند کسی که نیمی از بدنش له شده و حالا با بزرگ کردن نیمه ی دیگر میخواهد آن را بپوشاند. بعد از گذر از این پروسه ی همانند-سازی ، حالا دیگر قربانی، خود مبلغ فرقه و مراد آن شده و درست به همین دلیل می‌پذیرد که فرقه به بیرون از خود دروغ بگوید، حقایق را کتمان کند، و تا آنجا که میتواند دیگران را تخریب کند و بفریبد. چرا که در نظام ارزشی فرقه هر که در خدمت رهبر عقیدتی نباشد، فرقه مجاز است با او هر کاری بکند. مریدان هم می‌کوشند تا با فرافکنی و تخریب دیگرانی که از دام فرقه جسته‌اند یا علیه آن حرفی زده‌اند، هم وفاداری خود را به رهبر عقیدتی فرقه ثابت کنند و هم از این طریق به زخمهای روانی و خشم درونی شده ی خود مرهمی بگذارند.<br />
ولی خوشبختانه این تمامِ ماجرا نیست، قربانیان محصور در فرقه‌ها استعداد این را دارند که در مقابل رهبر عقیدتی، نقطه ی خارج از خود و&#8230; تسلیم نشوند تا بتوانند اراده ی خود را بر زندگی خویش اعمال کنند. آری این است داستان شورانگیز فرزند انسان که در طول تاریخ همواره باید بهای استقلال خود را پرداخته و مغلوب خداهای زمینی نشود. خدایان ریائی که در سرمستی ناشی از خودشیفتگی ذاتی خود غوطه میخورند و میگویند که چون در نوک پیکان تکامل هستند‌ پس به خاطر آنهاست که خورشید هر روز طلوع میکند وگرنه تکامل از حرکت بازمیماند و زمین و زمان بهم می‌ریخت.<br />
پیشتر اشاره شد که یک نیاز متقابل، دیالکتیک موجود بین رهبری مجاهدین و اعضای آن را تبیین میکند. این یک رابطه ی معیوب بین رهبری خود-شیفته و پیروان سراپا تقصیر و خوار و خفیف شده ایست که هدفی ندارد جز تهی کردن قربانیان از آخرین تمایلات انسانی آنها در مسیر سرسپردگی بیشتر به همان رهبری. در شگفتم که چگونه بعضی چنین رابطه ی ناسالمی را با یک رابطهٔ عرفانی اشتباه میگیرند. در عرفان- بویژه عرفان ایرانی- مبنای رابطه ی انسان با هستی عشق و محبت است. حال آنکه مجاهدین جز بذر کینه و نفرت نکاشته‌اند. در زبان عرفانی تهی شدن از خود مقدمه ی شکوفائی و رشدِ استعدادهای انسانی‌ست. در روابط و مناسبات مجاهدین همه چیز باید در مسیر و خواست رهبری باشد. تمام همّ و غمِّ مجاهدین این است که همه چیز از رهبری شروع و به او ختم شود. در این نظام فکری، رهبری یعنی همه‌چیز، تمام ارزشها با او سنجیده شده، و همه ‌چیز میتواند و باید به پای او ذبح شود. خوبی و بدی با نزدیکی و دوری از او محک می‌خورد، و در ذهن مریدان، مراد مرکز ثقل زمین است و خورشید به خاطر اوست که طلوع میکند و دار و ندار اعضای مجاهدین از آن اوست. در این اندیشه، هیچ‌چیز و هیچ‌کس استثنا بر نمیدارد. همسر و فرزند، مادر و پدر، برادر و خواهر، عشق و عاطفه، دوست و همرزم و&#8230; همه و همه مال رهبری محسوب میشوند. رهبر مجاهدین در این زمینه اصلاً رودربایستی هم ندارد و آشکارا به مریدان خود میگوید که حتی آن دو گَرَم را هم میخواهد (توضیح: منظور از آن دو گَرَم غشای جدا کننده ی دو نیمکره ی مغز است که چیزی شبیه پوسته ی نازک روی سفیده ی تخم مرغ است و وزن آن دو گرم است). بدینسان انسانهای آزادیخواه ولی کم تجربه‌ای که روزی در سودای آزادی و عدالت اجتماعی و مبارزه با ارتجاع حاکم جذب مجاهدین شده بودند، حالا با سپردن همه‌چیز خود به رهبر عقیدتی به افرادی استحاله میشوند که ننگ زندانبانی و آزار همرزمان سابق خود را نیز باید پذیرا شوند. در کانون این نگرش، هر چه بیشتر در سرکوب مخالفین رهبری فرقه از خودت جدیت نشان دهی و بیشتر به آنها تهاجم کنی، رهبری را بیشتر خوشنود کرده‌ای، و هر چه بیشتر عنصر تخریبی خود را فعال کنی و بر دیگران تیغ بکشی پاداش بیشتری از رهبری دریافت میکنی. این است معنای تهی شدن از ارزشهای انسانی و خودسپاری به رهبر عقیدتی. از این پس دیگر این خودِ حقیقی فرد نیست که عمل میکند بلکه انسان مسخ‌شده‌ای ست که روی دو پای رهبری راه میرود. در این سیستم ارزشی، کسب خوشنودی رهبر، بالاترین ارزش و در نقطه ی مقابل، تردید در رهبری او از بدترین گناهان است. در این دستگاه فکری هر کس و هر چیز تا آنجا ارزش دارد که در خدمت این ایدئولوژی و دستگاه رهبری ان باشد. در این میان آنچه که بیش از هر چیز دیگری قربانی میشود همان ارزشها و سنتهای انسانی هستند که روزی خود انگیزه ی جذب به فرقه بودند. ولی حالا این انسان طور دیگری فکر میکند، به دنیا و مسائل آن فقط از دیدِ محدود و منطق فرقه می‌نگرد، آرزویش رساندن رهبری به قدرت در پایتخت شیر و خورشید است، و اگر هم جنب و جوشی میکند و شعار مرگ بر رژیم میدهد نه برای این است که رژیم آزادی‌ها را کشته و آزادیخواهان و دگر اندیشان را اعدام کرده، نه برای این است که اندیشه ی ولایت فقیه ارتجاعی‌ست؛ بلکه برای این است که رژیم حق رهبرئی را دزدیده که به زعم آنها مال رهبریٰ مجاهدین بوده، و اگر میخواهد در ایران انقلاب کند برای این است که میخواهد شیعیان ایران را به رهبری واقعی خود وصل کند. پس در این مسیر هرچه مانع است باید برداشته شود، هر دستی مجاز است که شکسته شود، هر دهانی میتواند دوخته شود، و هر دروغی مجاز هست که گفته شود. به این ترتیب، برخلاف رسم فرقه‌های کلاسیک، برای عرض ارادت به این رهبری، شرط نزدیکی جغرافیائی به فرقه ضرورتی ندارد. چنین مریدی میتواند در شهر اشرف!، در پاریس، یا در ایالت ماساچوست امریکا باشد، چرا که حالا دیگر این نحوه ی نگرش، منطق، و تفکرِ فرقه‌گونه‌ست که بر اعمال چنین فردی حاکم است که از او موجودی گرفتار ساخته، نه در جوار خاک میهن بودنِ او. هر چند که برای رهبری مجاهدین، در حصار نگه داشتن قربانیان و قطع ارتباط با دنیای خارج به طور فیزیکی نیز ارجحیت مضاعف و استراتژیک دارد. برگردم به اصل موضوع.<br />
در راستای نمایش قدرت و شکست‌ناپذیری فرقه مجاهدین و رهبری، آنها از چند متد مشخص استفاده میکنند: پرهیز مطلق از اعتراف به شکست، تبلیغات مستقیم، سرکوب روانی اعضإ ، بزرگنمائی کاذب، و هیاهو برای پیروزیهای واهی. پایه ی مشترک همه ی این روشها امّا یکی بیشتر نیست: فریب<br />
آنهائی که با مجاهدین آشنائی دارند و یا نشریات آنها را خوانده‌اند خوب می‌دانند که در هیچ‌کجا نمی‌توانند مطلبی پیدا کنند که دال بر پذیرش شکست یا اشتباه از سوی رهبری مجاهدین باشد. نشریات مجاهدین مملو از پیروزیهای مقاومت است. تو گوئی در فرهنگ لغتِ آنها واژه ی شکست وجود ندارد. مجاهدین خوب میدانند که اعتراف به شکست &#8211; ولو شکست مقطعی و تاکتیکی- در یک دستگاه فکری مطلق گرا که همه‌چیز را سیاه و سفید می‌بیند چه عواقب ناگواری برایشان در پی خواهد داشت. در صورت چنین اعترافی پایه‌های اعتمادِ مطلقِ اعضای فرقه به رهبری عقیدتی به لرزه خواهد افتاد و حصار فکری مبتنی بر نآاگاهی تَرَک برخواهد داشت. از این رو پرهیز مطلق از اعتراف به شکست از خط قرمزهای چنین دیدگاهی محسوب میشود که عبور از آن میتواند شکافی پر ناشدنی بین مریدان و رهبری فرقه ایجاد کند.<br />
در درون مجاهدین تبلیغات مستقیم و مستمر در باره ی رهبری مجاهدین جایگاه ویژه‌ای دارد و از سال ۱۳۶۴ خورشیدی لاینقطع ادامه داشته است. پیش از این مجاهدین با یک معضل اساسی روبرو بودند که دست و پای رهبری آنها را برای تبلیغ مستقیم از خودش می‌بست. سئوال این بود که اگر این رهبر عقیدتی آنقدر که گفته میشود فرا-بشری‌ست و تحت حفاظت خداست و&#8230;، پس چگونه میتوان انتظار داشت انسانهای زمینی به او دست یابند و او را بفهمند؟ ولی مثل هر چیز دیگری، رهبری فرقه پاسخ این را هم دارد: حلقه ی وصل به رهبری! یعنی موجودی که اگر چه مثل خود رهبری در عرش اعلی سیر نمیکند، ولی او را بیشتر از همه گرفته (فهمیده) و از این رو هر کس که خواهان وصل به رهبر عقیدتی‌ست باید از کانال این حلقه ی واسط رد شود. حالا دیگر رهبر فرقه لازم نیست که از خودش بگوید و تعریف کند تا مبادا در اعماق ذهن مریدان متهم به فردیت و خودخواهی شود، این وظیفه به حلقه ی واسط محول شده است تا هم ضربه‌گیر کارهای غلط رهبر خاص‌الخاص باشد و هم هر زمان که دهان میگشاید دیگران را ،مستقیم و غیر مستقیم، به عبودیت او فرا خواند. خانم مریم رجوی از سال ۱۳۶۴ شمسی و پس از انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین این مسئولیت را به‌خوبی انجام داده است. پس از این انقلاب درونی، پروسه ی فرقه شدن مجاهدین به بلوغ خود رسید و رهبر این گروه با حذف و تصفیه ی اعضایی که تن به چنین انقلابی نداده بودند راه را برای اقدامات سرکوبگرانه ی بعدی هموار کرد. مجاهدین انقلاب کرده به افرادی از گروه اطلاق میشد که مقدمتاً پذیرای بی چون و چرای رهبری آقای مسعود رجوی شده بودند.<br />
کافیست به یکی از سخنرانیهای خانم رجوی در عراق گوش کنید تا به ابعاد نقش تبلیغات مستقیم ایشان در باره ی رهبر عقیدتی مجاهدین پی ببرید. همه ی آنهائی که در دهه ی هفتاد شمسی در قرارگاه اشرف بوده‌اند بخوبی بیاد دارند که ایشان در هر سخنرانی بخش مهمی از سخنان خود را به تعریف و تمجید از رهبر خاص‌الخاص خود اختصاص میداد. ایشان حتی مدعی بود که در جریان بمبارانهای جنگ اوّل امریکا علیه عراق این خدا بود که مسعود را از بمبارانها حفظ کرده و بعد در تایید حرف خودش به نمونه‌ای اشاره میکرد که گویا بمبی در نزدیکی محل اختفای آقای رجوی اصابت کرده ولی به دلایلی که معلوم نیست به ایشان آسیبی نرسیده است. یا مثلاً در جریان اعدام بنیانگزاران مجاهدین توسط ساواک شاه که آقای رجوی به دنبال فعالیتهای بی‌وقفه ی برادرشان، کاظم رجوی، شاه از اعدام او صرف نظر کرد را به اراده ی خاص خدا برای حفظ مسعود نسبت میدهند. یا تبلیغاتی که در باره ی ارتباط او با امام زمان در سازمان به راه انداختند که تماماً توسط شخص آقای رجوی هدایت میشد. از این نمونه ها به وفور در تبلیغات درونی مجاهدین و ادبیات و فرهنگ حاکم بر آنان یافت میشود؛ فقط کافیست پای صحبت یکی از اعضای جدا شده ی آنها بنیشینیم تا ابعاد نجومی این تبلیغات را بهتر دریابیم.<br />
شیوه ی پیچیده ی دیگری که رهبری مجاهدین برای از زیر تیغ در بردن و شانه خالی کردن از خطاهای خود استفاده میکند متهم کردن افراد به کم کاری و عدم خودسپاری آنها به رهبری‌ست. مثلاً پس از شکست تهاجم مجاهدین در تابستان سال ۱۳۶۷ شمسی موسوم به فروغ جاویدان ایشان دلیل شکست را به گردن افراد شرکت کننده در عملیات فوق انداخت که بحث معروف تنگه و توحید نتیجه ی آن بود. خلاصه ی حرف آقای رجوی این بود که عملیات فوق به این دلیل شکست خورد که گویا جنگجویان مجاهدین در حین عملیات کم کاری کرده بودند و بیشتر به فکر همسر و فرزندان خود بوده‌اند تا پیش بردن فرمان رهبری. و از این طریق به اعضای گروه میفهماند که قبل از ایراد و سئوال از رهبری، خودشان باید ابتدا پاسخگو باشند که چرا در پشت تنگه ی ذهنی خانواده گیر کرده بودند. در این عملیات بیش از ۱۳۰۰ تن از جنگجویان مجاهدین کشته شدند که بسیاری نیز متاهل و صاحب فرزند بودند. افرادی که در آن زمان خود در بین مجاهدین حضور داشتند تعریف میکنند که پس از عملیات هر کس سراغ زن یا شوهر خود را میگرفت یا از شدت اندوه و خشمِ ناشی از فقدان همسر به خود جرات میداد که از رهبری مجاهدین سئوال کند بلافاصله مارک طلبکار میخورد و به او یادآوری میشد که همسر او متعلق به رهبری بوده و شخص مزبور هیچ ‌حقی ندارد که در باره ی او سئوال کند. و بدین ترتیب با برانگیختن احساس شرم در فرد، او را وادار میکردند که از سئوال خود صرف نظر کند. با توجه به تاثیر شرم در رفتارهای ایرانیان، رهبری مجاهدین به خوبی از این پدیده ی فرهنگی جهت منکوب کردن منتقدین خود استفاده میکند. آن تعدادی هم که قانع نمی‌شدند و مصرانه به دنبال یافتن پاسخ سئوالهای خود بودند ناچار میشدند در تنهائی خود بگریند، دم فرو بندند، یا از هر طریق ممکن راه فرار از درون فرقه را پیش بگیرند. آنهائی که از نزدیک شاهد چنین رفتارهائی از جانب رهبر مجاهدین بودند معتقدند که این فصل از کارنامه ی مجاهدین به حق نیازمند بررسی و مطالعهٔ جداگانه است تا ابعاد آن بیشتر و بهتر برای نسلهای آینده روشن شود.<br />
در مورد بزرگ‌نمائیهای کاذب مجاهدین برای فریب اعضای خود ذکر چند مثال کمک‌کننده است. رهبری مجاهدین در ابتدای سال ۱۳۶۰ شمسی و با شروع مبارزه ی مسلحانه معتقد بود که میتواند رژیم را در کوتاه مدت سرنگون کند. کتاب جمعبندی یکساله ی مقاومت تقصیر عملی نشدن چنین خواسته‌ای را حمایت کشورهای خارجی از رژیم ذکر میکند و نه تحلیل غلط رهبری مجاهدین از تعادل قوای داخلی ایران. رهبری مجاهدین معتقد بود که مجاهدین در تمام ارکان رژیم نفوذ کرده‌اند بطوریکه وقتی رهبر دست توی جیب خود کند مجاهدین خبر دار میشوند. ضربه ی بهمن ماه ۱۳۶۰ و پس از آن ۱۲ اردیبهشت ۶۱ بطلان چنین بزرگ‌نمائیهای کاذب را رو کرد.<br />
پس از تهاجم موسوم به فروغ جاویدان یکی از اعضای مجاهدین خود را تسلیم نیروهای رژیم کرد. مجاهدین از طریق همسر وی که در آن زمان از مجاهدین بود مکالمه ی بین او و همسرش را در پاریس ضبط کردند و برای اعضای خود در عراق پخش کردند. امّا مدعی شدند که نفوذی آنها مکالمات را در زندان اوین ضبط کرده و برای مجاهدین ارسال کرده است. زمانیکه بیل کلینتون رئیس‌جمهور سابق امریکا به رسم معمول و عرف نامه‌نگاریهای اداری در پاسخ‌ به تبریک مجاهدین برای انتخاب شدنش در ابتدای نامه ی خود از کلمه ی مسعود عزیز (Dear Massoud) استفاده کرد، مجاهدین در عراق جشن گرفتند و به اعضای خود چنین وانمود کردند که رهبری مجاهدین از نزدیکان کلینتون محسوب میشده که به او مسعود جان اطلاق کرده است. اگر اعضای گرفتار مجاهدین نمی‌دانستند، رهبری مجاهدین به خوبی آگاه بود که استفاده از اسم کوچک افراد و واژه ی Dear صرفاً یک امر ساده ی اداری و عرف مکاتباتیست تا هر چیز دیگر. ولی رهبر مجاهدین ترجیح ‌داد از آن بعنوان یک فرصت تبلیغاتی استفاده کند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4318">فرقه‎ ی خطرناک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4318/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
