<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>امید پویا</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af-%d9%be%d9%88%db%8c%d8%a7/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/امید-پویا</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 04 Mar 2021 09:02:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>امید پویا</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/امید-پویا</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>شباهت سازی های انتقام جویانه مجاهدین با اوضاع منطقه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10389</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10389?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Feb 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[تفرقه افکنی سازمان مجاهدین برای رسیدن به هدف]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/03/01/%d8%b4%d8%a8%d8%a7%d9%87%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a8/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آنچه در عراق می گذرد اساساً با هیچکدام از موارد موجود در منطقه قابل مقایسه نیست. آنچه در عراق می گذرد در واقع تلاش بیهوده و سازماندهی شده و فرصت طلبانه برای بازگرداندن عراق دمکراتیک به دوره دیکتاتوری صدام است. مجاهدین در این اوضاع دست به بزرگ نمایی تجمعاتی می زنند که عمدتاً ریشه در اختلافات قومی و قبیله ای داشته و بعضاً توسط گروه و افرادی سازماندهی می شود که خواهان بازگشت عراق به دوران گذشته هستند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10389">شباهت سازی های انتقام جویانه مجاهدین با اوضاع منطقه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تحولات این روزها در کشورهای آفریقایی و عربی و التهابی که کم و بیش منطقه را در برگرفته سازمان مجاهدین را نیز به تحرکات رسانه ای و هدفمند و به قصد بهره برداری حداکثری از شرایط، به وسوسه انداخته است. آنچه بر خلاف واقعیت و ماهیت نهفته در این اعتراضات و جنبش های خیابانی و مدنی می توان به عنوان وجه ممیزه و شاخص در مقایسه با آنچه سازمان در رسانه های خود انعکاس می دهد، مورد تأکید و اشاره قرار داد، تلاش برای ارائه و انعکاس تصویری کاملاً آنارشیستی، خشونت آمیز از شرایط موجود است. برای اثبات این ادعا کافی است به نحوه برخورد و تحلیل های سازمان و همچنین انعکاس اخبار بی اساس و پایه ای مبنی بر برخوردهای خشونت آمیز از جمله اقدامات انفجاری، حمله به مراکز نظامی، درگیری های مسلحانه و اخباری از این دست در سایت های سازمان توجه شود. اخباری که فقط و فقط از سمت سایت های سازمان منعکس و پررنگ می شوند و جالب اینکه منبعی هم برای آنها ارائه نمی شود. این نوع اطلاع رسانی بخصوص در مورد تحولات مصر نمود بیشتری داشت.  سوای این رویکرد فرصت طلبانه که بیشتر به قصد رخ کشاندن استراتژی قهرآمیز و خشونت محور مجاهدین دنبال می شود، اما در این میان چیزی که بیشتر جلب توجه و بیشترین تمرکز رسانه ای و سیاسی بر روی آن معطوف است بزرگ نمایی و اغراق رسانه ای اوضاع داخلی عراق است. در اینکه تحرکات منطقه بطور طبیعی بر روی بخش هایی از معترضین و منتقدین داخلی سایر کشورها تأثیر می گذارد تردیدی نیست، و عراق نیز از این قاعده مستثنی نیست. اما در مورد عراق باید توجه داشت علیرغم قریب ده سال از سقوط صدام اما کماکان بقایای صدام و حزب بعث به جد در جهت احیا و نفوذ در هئیت حاکمه و به هر قیمت در تلاش هستند، و طبیعی است شرایط و اوضاع منطقه بهترین و بیشترین امکان را برای به خیابان آمدن این طیف ها فراهم می کند. باید در نظر داشت که تأثیر متقابل این تحولات و اوضاع بطور طبیعی بر روی کشورهایی متمرکز و معطوف است که حاکمان آنها دهه های متمادی است بدون نظرخواهی و انتخابات بر مردم حکومت می کنند.  آنچه بطور روشن در مصر و لیبی و بحرین و یمن و&#8230; می گذرد حکایت از نادیده گرفتن اراده مردم و در کل سلب مشروعیت از این حکومت ها می کند. بدیهی است این حکومت ها در مقایسه با دولت و نظام سیاسی عراق که برآمده از اراده و رأی مردم است و هنوز نهادهای اجتماعی و مدنی و دمکراتیک در حال تثبیت هستند و حتی هنوز خاک آن در اشغال نیروهای بیگانه است، کماً و کیفاً متفاوت است. آنچه سازمان در این روزها و از طریق رسانه های خود دنبال می کند به طرز مسخره ای پیوند زدن اوضاع داخلی عراق با تحرکات منطقه و اوضاع کشورهایی است که یک مقایسه اجمالی نشان از فاصله و تفاوت های محسوس آن می کند. در نظر بگیرید زمانی که صدام بر گرده مردم عراق سوار بود همین سازمان بیش از دو دهه نه تنها حق و حقوقی برای این مردم قائل نبود که در کنار صدام اعتراضات و تحرکات مشابه آنچه امروز در منطقه می گذرد را سرکوب می کرد. مجاهدین و رجوی که امروز خود را در پشت سنگر وزارت خارجه آمریکا پنهان کرده و ظاهراً برای حقوق بشر و حقوق سیاسی مردم عراق دل می سوزانند و در همسویی با آمریکا دم از حقوق بشر و دمکراسی و&#8230; می زنند، فراموش کرده در زمان دیکتاتوری صدام برای حمایت های مشابه آمریکا برای مردم عراق تره هم خرد نمی کرد. این روزها و در شرایطی که موج اعتراضات در کشورهای آفریقایی و عربی و در اعتراض به دیکتاتوری های چند دهه ای و حاکمیت های موروثی گوش جهان را کر کرده است، سایت های مجاهدین هم و غم خود را معطوف به اوضاع داخلی عراق نموده است.  باز تأکید می شود در اینکه اوضاع کنونی فی النفسه بر روی سایر کشورها تأثیرات خاص خود را می گذارد تردید نیست، اما باید توجه کرد آنچه در عراق می گذرد اساساً با هیچکدام از موارد موجود در منطقه قابل مقایسه نیست. آنچه در عراق می گذرد در واقع تلاش بیهوده و سازماندهی شده و فرصت طلبانه برای بازگرداندن عراق دمکراتیک به دوره دیکتاتوری صدام است. مجاهدین در این اوضاع دست به بزرگ نمایی تجمعاتی می زنند که عمدتاً ریشه در اختلافات قومی و قبیله ای داشته و بعضاً توسط گروه و افرادی سازماندهی می شود که خواهان بازگشت عراق به دوران گذشته هستند. آنها در حالی دم از نقض حقوق و آزادی های مدنی و سیاسی در عراق می زنند که به استناد رسانه های سازمان مجاهدین معترضین آزادانه در خیابان های عراق شعار مرگ بر مالکی سر می دهند. این در حالی است که معترضین در مصر و سایر کشورهای منطقه و علیرغم حاکمیت طولانی حکام مستبدی همچون مبارک اما به هر دلیل از دادن شعار مشابه اجتناب می کنند.  در اینکه در عراق امروز هستند جریان هایی از جمله بقایای صدام که خواهان مرگ مالکی هستند، تردیدی نیست. اما مشابهت سازی این معترضین و شعارهای آنها با معترضین و شعارهای آنها در مصر و یمن و اردن و&#8230;، فقط از مجاهدین بر می آید. سوای این تلاش مذبوحانه آنچه بطور مضاعف حاکی از فرصت طلبی سازمان در بهره برداری و سوء استفاده از شرایط می کند، تمایل ذاتی مجاهدین در به خشونت کشاندن و قهرآمیز کردن همین اعتراضات مجازی در عراق است. آنچه مسلم اینکه سازمان از شرایط ملتهب منطقه سعی در انتقام گیری از دولت مالکی و در کل مردم عراق دارد. شرایط امروز منطقه و التهاب حاکم بر کشورهای آن، برای رجوی حکم آن پارامترها و فرصت های پیش بینی ناشده ای را دارد که رجوی همیشه بیشترین اهمیت را برای آن قائل شده است. این شرایط غیر قابل پیش بینی امروز برای رجوی مهیا شده است. اولویت اول انتفاع از این شرایط به هم ریختن اوضاع داخلی عراق و با هر قیمت ممکن است. حجم اخبار روزانه سایت های سازمان در رابطه با اوضاع داخلی، رادیکالیزه کردن اعتراضات حداقلی سازماندهی شده از سوی بقایای بعث را نشان می دهد. </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10389">شباهت سازی های انتقام جویانه مجاهدین با اوضاع منطقه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10389/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تحولات مصر و مواضع فریبکارانه و متناقض رجوی و رسانه های سازمان مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10339</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10339?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 14 Feb 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/02/15/%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%b6%d8%b9-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a8%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88-%d9%85%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%82%d8%b6/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مریم عضدانلو رئیس جمهور انتصابی مسعود رجوی در یک اقدام دنباله روانه به تأسی از مواضع اوباما در خصوص انتقال قدرت از سقوط مبارک در مصر حمایت کرد. رجوی که در هفته های اخیر در رابطه با اوضاع مصر کاملاً دست به عصا شده بود با شفاف شدن مواضع آمریکا سعی در همسو نمودن مواضع خود با اوباما نمود. دلیل اصلی رویکرد مزدورانه رجوی ترس از واکنش های تند اسرائیل و آمریکا در قبال تحولات احتمالی در مصر بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10339">تحولات مصر و مواضع فریبکارانه و متناقض رجوی و رسانه های سازمان مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مریم عضدانلو رئیس جمهور انتصابی مسعود رجوی در یک اقدام دنباله روانه به تأسی از مواضع اوباما در خصوص انتقال قدرت از سقوط مبارک در مصر حمایت کرد. رجوی که در هفته های اخیر در رابطه با اوضاع مصر کاملاً دست به عصا شده بود با شفاف شدن مواضع آمریکا سعی در همسو نمودن مواضع خود با اوباما نمود. دلیل اصلی رویکرد مزدورانه رجوی ترس از واکنش های تند اسرائیل و آمریکا در قبال تحولات احتمالی در مصر بود. سازمان از یک سو سعی در تلاش در همسو کردن مواضع خود با آمریکا داشت و از سوی دیگر با توجه به تلاش های مستمر و لابی های آشکار و پنهان در جلب حمایت اسرائیل نمی خواست حمایتش از تحولات مصر و سرنگونی مبارک باعث ایجاد کدورت اسرائیل از مجاهدین گردد.  ابراز نارضایتی و نگرانی مقامات تل آویو از تحولات در مصر مجاهدین را بر سر دو راهی دنباله روی از آمریکا یا ادامه جلب حمایت مقامات اسرائیلی گذاشت. حمایت اوباما از جنبش مردم مصر تا میزانی سبب شد تا رجوی به دلگرمی جانبداری آمریکا از مردم مصر خود را وارد اتفاقات اخیر کند. هر چند مریم عضدانلو خشنودی خود را از سقوط مبارک اعلام کرده است اما از آنجا که نمی خواهد این موضع گیری اسباب رنجش اسرائیلی ها را فراهم کند به گونه ای موضع گیری کرده که تا حد امکان باعث رنجش اسرائیل نگردد. مریم رجوی با تأکید مسخره و بی اساس خود مبنی بر ناخشنودی جمهوری اسلامی از سقوط حسنی مبارک گفته است:  &quot; این پیروزی بدترین خبر برای رِِژیم دینی حاکم بر ایران و بهترین خبر برای ملت&zwnj;های مصر و عراق و ایران است.&quot;  این در حالی است که مریم رجوی به خوبی می داند کمترین اتفاق ممکن حاصل از سقوط مبارک تغییر رویه و جهت گیری دولت جدید مصر در قبال مسائل خاور میانه و اسرائیل است. در حالی که سازمان مدت ها است در قبال جنایات اسرائیل در غزه سیاست سکوت و انفعال را در پیش گرفته همزمان تلاش های گسترده ای را برای نزدیکی بیشتر با اسرائیل آغاز کرده است. یک نمونه از این تلاش ها می توان به سلسله مقالات حسن داعی السلام در سایت شخصی اش و در رابطه با تبرئه کردن اسرائیل اشاره کرد. در این مقالات داعی السلام تلاش نموده تا ضمن خلط موضوع مسئله صهیونیزم ستیزی مردم منطقه و ایران را با موضوع یهودی ستیزی معادل گرفته و به این ترتیب مسئله جنایات اسرائیل را به اختلافات و عدوات های مذهبی تقلیل داده و در نهایت جمهوری اسلامی را مسبب یهودی ستیزی معرفی کند. هر چند این رویکرد پیشتر باعث اعتراض و موضع گیری حامیان رجوی گردیده است اما آنچه مسلم اینکه موضع اخیر مریم عضدانلو در رابطه با سقوط مبارک و با توجه به تبعات آینده آن به شکل موجود نه دنبال و نه متوقف خواهد شد.  نکته حائز اهمیت دیگر در رابطه با مواضع ضدونقیض و فریبکارانه سازمان ناهمگونی مواضع رسمی و رسانه ای سازمان است. چنانچه اشاره شد هر چند رجوی از اتخاذ هرگونه موضع گیری شفاف در قبال تحولات مصر اجتناب و صرفاً به همسو نمودن مواضع سازمان با آمریکا تأکید داشت اما از سوی دیگر و همزمان با تشدید اوضاع در مصر و بخصوص در روزهای 21 و 22 بهمن تلویزیون مجاهدین ضمن پخش مستقیم این تحولات با نقل اخباری مبنی بر اقدامات مسلحانه در برخی شهرها و حمله افراد مسلح به مراکز نظامی و دولتی و اعلام خشنودی خود از این گونه اقدامات روی دیگر چهره خشونت ورزانه و قهرآمیز خود را در قبال تحولات مصر به نمایش گذاشت.  رجوی که علاقه وافری به اثبات نقش تعیین کننده سلاح و اقدامات تروریستی در تحولات سیاسی و جنبش های اعتراضی مردم در اقصی نقاط دنیا دارد در اینجا نیز به استناد خبری که در نهایت هم منبع یا منابع آن معلوم نگردید پرده از نیات پنهان و آشکار خود برداشت. این خبر در حالی از تلویزیون مجاهدین پخش شد که بیش از ده شبکه خبری تحولات و اعتراضات مردم مصر را بصورت مستقیم و بیست و چهارساعته پوشش می دادند اما هیچکدام از آنها و در حالی که خبرنگاران شان در کانون تحولات حضور داشتند به چنین خبری اشاره نکردند. این شواهد و نشانه ها بیش از هر چیز بر این نکته تأکید دارد که رجوی هنوز بر آموزه های خشونت آمیز و شیوه های قهرآمیز و تروریستی برای هرگونه تحول سیاسی و جابجایی قدرت تأکید دارد. برای رجوی فهم این مهم که اعتراضات مدنی بتواند یک قدرت سی ساله را ساقط کند بسیار دشوار و بعضاً غیر ممکن است. سخن آخر اینکه مواضع رجوی در قبال تحولات مصر بیش از اینکه نیات واقعی او را نمایندگی کند برآمده از مواضع سیاست بازانه و فریبکارانه او بوده است. اینکه ماهیتاً رجوی از چه تحولات فرضی منتفع و در چه صورت از ادامه وضع موجود یعنی باقی ماندن مبارک در موضع قدرت سود خواهد برد موضوعاتی است که در آینده و پس از رسمیت یافتن دولت تازه در مصر خود را نشان خواهد داد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10339">تحولات مصر و مواضع فریبکارانه و متناقض رجوی و رسانه های سازمان مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10339/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>منابع مالی سازمان، پرسش بی پاسخ همیشگی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10323</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10323?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 11 Feb 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/02/12/%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%b9-%d9%85%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4-%d8%a8%db%8c-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%da%af%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>. اینکه هزینه های واقعی سازمان چه میزان است خودش یک موضوع سکرت و تا اکنون پیچیده ای است. اما با احتساب همین هزینه های قابل رویت و قابل محاسبه واقعاً چه کسی می تواند باور کند این مبالغ از روش های مشروع و یا بر اساس آنچه آقای پویا ادعا می کند از طریق کمک های مردمی تأمین شده باشد. با فرض درستی چنین ادعایی آیا این سؤال پیش نخواهد آمد که اگر سازمان تا این میزان پایگاه مردمی دارد که می توانند چنین هزینه های سرسام آوری را تامین کنند پس چرا به لحاظ اجتماعی این میزان در انزوا و بعضاً مورد تنفر است</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10323">منابع مالی سازمان، پرسش بی پاسخ همیشگی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اینکه سازمان مجاهدین خلق در طی قریب به سه دهه بعد از انقلاب هزینه های خود را از کجا تأمین و نسبت این هزینه ها با منابع مورد ادعای سازمان تا چه اندازه سازگاری داشته و دارد، سؤالی است که هنوز پاسخ قانع کننده ای به آن ارائه نشده است. فقط یک بار رجوی در سال 1388 به این نکته اشاره کرد که به دلایل مشخص تشکیلاتی و امنیتی فعلاً نمی تواند توضیحی در رابطه با این منابع بدهد اما پس از به دست گرفتن قدرت در این باره به مردم ایران شرح ماوقع را خواهد داد. با این حال اما به ضرورت در مواردی رجوی و قلم به دستان او اصرار دارند سازمان و رجوی را از فشار این سؤال به هر طریق و توسل و تمسک ممکن خارج کنند.  در تازه ترین مورد آقای پویا نامی در مطلبی تحت عنوان منابع مالی مجاهدین در سایت همبستگی و با بهانه قرار دادن کامنت یکی از کاربران که اتفاقاً چندان ارتباطی هم با طرح موضوع منابع مالی سازمان نداشته سعی نموده با شیوه و استدلالی مهندسی شده طوری به طرح موضوع و نتیجه گیری برسد که در نهایت پاسخ همه ابهامات بر اساس یک فرمول بندی کلیشه ای به دو منبع مردم ایران و قرارگاه اشرف منتهی بشود. آقای پویا ابتدا برای پیدا کردن پاسخ منابع مالی فرض وابستگی سازمان به دولت ها را پیش می کشند و بدون معطلی می روند سراغ اصل مطلب یعنی فرض وابستگی مالی سازمان به آمریکا و می نویسند:  &quot;مجاهدین وابسته هستند. به کی؟ احتمالاً به آمریکا چون تا وقتی آمریکای قدرتمند پولدار هست که آدم نمی رود به بورکینا فاسو وابسته بشود.&quot;  نویسنده برای رد فرض وابستگی مالی سازمان به آمریکا می نویسد:  &quot; اگر اینها به آمریکا وابسته باشند آن وقت این حمایتهای مقامات و نمایندگان پارلمان و سنا و شهرداران فرانسوی چه معنی می دهد. مگر عقلشان را از دست داده اند که از یک گروه وابسته به آمریکا حمایت کنند.&quot;  ظاهراً ایشان حمایت همسویانه آمریکا و اروپا از یک گروه مشخص را مساوی مغز خر خوردن می دانند. اینکه چنین نتیجه گیری سرش به کجا بند است بماند، و پیش از هر چیز نشان می دهد ایشان تا چه اندازه بر مناسبات سیاسی و خط و خط بازی ها اشراف و آگاهی دارند. اما نکته مهم در اینجا این است که طرح وابستگی مالی سازمان به آمریکا فرضی است که نویسنده مطرح کرده و دلیل اش هم این است که تصور می کند برای رد این فرض دلایل کافی دارد. در صورتی که چنین فرضی در مقایسه با شواهد و قرائن متقن و افشا شده از اساس به این دلیل مطرح می شود که روی پاسخ اصلی خاک بریزد و رد گم کند. ثانیاً اینکه پویا حمایت همزمان مالی و سیاسی آمریکا و اروپا از مجاهدین را تناقض تلقی می کند هم می تواند یک ادعای ساده انگارانه و در عین حال رندانه تلقی بشود.  دلیل اش این است که مجاهدین بعد از خارج شدن از لیست اتحادیه اروپا اکنون در تلاش برای خارج شدن از لیست آمریکا هستند. اگر این تلقی پویا که مجاهدین نمی توانند همزمان مورد حمایت اروپا و آمریکا قرار بگیرند پس چه دلیلی دارد که اینک روی جلب حمایت و اعتماد آمریکا و اروپا که به نوعی همان وابستگی سیاسی به این قدرت ها است در حال لابی هستند. فرض دوم پویا برای منابع مالی صدام است. وی در این رابطه می نویسد:  &quot;اگر هنوز صدام حسین در قدرت بود ممکن بود برخی&#8230; بگویند که از صدام می گیرند. اما او هشت سال است که رفته. پس باید جواب دیگری پیدا کرد.&quot;  آقای پویا به درستی ادعا می کنند که صدام هشت سال است رفته اما همانگونه که علاقه شان را به محاسبه و دخل و خرج و&#8230; نشان می دهند فراموش می کنند بگویند اگر صدام فقط هشت سال است رفته در عوض قریب 16 سال سازمان را ساپورت مالی کرده است. و فراموش می کنند رقم دریافت سالیانه این پول ها را در عدد 16 ضرب کنند و ببینند تا چه اندازه به رقمی که ادعا می کنند بعضی نمی دانند چه حجمی از پول استٰ نزدیک می شود. آقای پویا نمی خواهد روی فرض هایی که مطرح می کنند تعمق کنند. فی المثل نمی خواهند روی این نکته تعمق کنند که پولهایی که در طی 16 سال بابت مزدوری و جاسوسی و انجام اقدامات تروریستی از صدام کرفته اند به کجاها و تحت چه پوش ها و محمل هایی تزریق و سرمایه گذاری شده است و هنوز که هنوز است سازمان بخش قابل ملاحظه ای از هزینه های مورد اشاره را از همین طریق تأمین می کند.  بر اساس ادعای ایشان سازمان نه از دولت ها پول می گیرد و نه بابت جلب حمایت کسی پول به کسی می دهد. اما در عین حال ایشان اذعان می دارند که هزینه های جاری و غیر قابل پیش بینی سازمان سرسام آور و هنگفت است. و البته در یک جا هم تلویحاً بر استخدام آدم برای شرکت در این تظاهرات صحه می گذارد. به این بخش از مقاله دقت کنید:  &quot; مخارج دیگر مجاهدین از قبیل مخارج زندگی سه هزار و چهارصد نفر اشرفی و هزینه تلویزیون بیست و چهار ساعته سیمای آزادی و مخارج این همه مجاهد در اروپا و آمریکا و اینور و اونور و تظاهرات مختلف از چندین ده نفره تا چندین ده هزار نفره را هم اضافه کنید. این را هم لابد باید حداقل سالی پنجاه میلیون دلار حساب کرد. پس مجاهدین به یک بودجه سالیانه سیصدو پنجاه میلیون دلار نیاز دارند.&quot;  حالا ببینیم بعد از این همه صغری و کبری پاسخ آقای پویا به منابع مالی مجاهدین چیست:  &quot;می ماند اینکه فکر کنیم با توجه به اصراری که مجاهدین برای حفظ اشرف و ماندن در اشرف دارند حتماً معدن یک ماده قیمتی را در آنجا کشف کرده و دارند استخراج می کنند. این جواب به نظر منطقی می رسد. به نظر میرسد که مجاهدین در اشرف معدن طلا و یا الماس دارند و اینگونه است که می توانند این همه هزینه سالانه را تامین کنند.&quot;  اینکه این ادعا تا چه اندازه می تواند جدی و چه اندازه شوخی و مسخره و در واقع پاسخ آن سؤال دو دو تا چهارتایی باشد واقعاً معلوم نیست. اما ظاهر امر و توضیحات تکمیلی نشان می دهد که این پاسخ را باید خیلی جدی و علی الخصوص منطقی و قانع کننده تلقی کنیم. می گوید چطور؟ توضیح اش را به نقل از آقا پویا بخوانید:  &quot;مجاهدین در اشرف صندوقچه ای پر از مرواید دارند. سه هزار و چهارصد قطعه مروارید کمیاب. ثروت عظیمی که انگار تمام نشدنی است و خانم رجوی هم از اعتباری که از همین ذخیره بی نظیر به دست آمده، برای پیش بردن ایده هاش استفاده می کند. اگر نه چگونه می توانست این همه حمایت از بزرگترین سیاستمداران دنیا کسب کند. مجاهدین از همین سرمایه شگفت انگیز است که برای پرداخت به همه آنهایی که با جدیت و تلاش شبانه روزی از مجاهدین و شورا حمایت می کند استفاده می کنند.&quot;  اما اگر تصور می کنید که این سه هزار و چهارصد نفر در قرارگاه کلید حل همه مشکلات مجاهدین هستند اشتباه می کنید. اینها یک اسپانسر مالی هم دارند و آن هم ایرانیان داخل و خارج کشور است. از آنجا که این گوهرهای بی بدیل بصورت بالفعل به نان شب نیازمند هستند پس علی القاعده باید کسی قوت لایموت اینها را تامین کند اینها چه کسانی هستند ببینیم نظر ایشان در این باره چیست؟  &quot;مردم ایران هم بدون تردید قدر چنین گنجینه با ارزش تاریخی را بخوبی می دانند. همین هفته گذشته در جریان همیاری سیمای آزادی ایرانیان داخل و خارج استقبال شایانی از این گلریزان همیاری کردند و نزدیک به یک میلیون و هشتصد هزار دلار به سیما کمک مالی کردند.&quot;  راستش این شیوه طرح موضوع آدم را یاد آن ضرب المثل تجزیه و ترکیب معروف می اندازد. اما سوای جنبه های کمیک قضیه شاید طرح این ادعاها از سوی پویا فرصت دوباره ای باشد برای طرح این سؤال کلی که واقعاً منابع مالی سازمان در طول سی سال گذشته چه کسانی بوده اند. اینکه هزینه های واقعی سازمان چه میزان است خودش یک موضوع سکرت و تا اکنون پیچیده ای است. اما با احتساب همین هزینه های قابل رویت و قابل محاسبه واقعاً چه کسی می تواند باور کند این مبالغ از روش های مشروع و یا بر اساس آنچه آقای پویا ادعا می کند از طریق کمک های مردمی تأمین شده باشد. با فرض درستی چنین ادعایی آیا این سؤال پیش نخواهد آمد که اگر سازمان تا این میزان پایگاه مردمی دارد که می توانند چنین هزینه های سرسام آوری را تامین کنند پس چرا به لحاظ اجتماعی این میزان در انزوا و بعضاً مورد تنفر است که ناچار به لابی گری و جلب حمایت مشتی سیاستمدار بازنشسته و شکست خورده می شود؟ و اساساً چه کسی می تواند باور کند این سازمان بدون داشتن یک حامی مالی در سایه و همچنین توسل به انواع شیوه هاهی پولشویی که تاکنون نمونه هایی از آنها لو رفته بتواند مسائل مالی اش را حل کند. یادمان نرود اشاره کنیم که هزینه های شخصی مریم عضدانلو که شامل ترددها و تشریفات و لباس و آرایش و بادیگارد و جابجایی و میهمانی های سیاسی و عمومی و.. خودش سر به فلک می زند.  حالا گذشته از بحث انگیز بودن این هزینه ها اینکه واقعاً ایشان در سال چه بخش هنگفتی از هزینه های سازمان را به خود اختصاص می دهد و واقعاً اینها از کجا تأمین می شود و چه توضیح و توجیهی بر آن مترتب است خودش حکایت مثنوی هزار من کاغذ است. اما به هر حال توجیهاتی از جنس آقای پویا نه تنها مسئله ای را حل و فصل نمی کند که اتفاقاً بر تناقضات مسئله می افزاید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10323">منابع مالی سازمان، پرسش بی پاسخ همیشگی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10323/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام ۹ بهمن رجوی، نشان استیصال و درماندگی یا هذیان گویی سیاسی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10300</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10300?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Feb 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/02/06/%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-9-%d8%a8%d9%87%d9%85%d9%86-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%8c-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d8%b5%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%da%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>نگاهی اجمالی به خیل پیام های چند ماه اخیر رجوی چیزی جز تکرار و تکرار فحش و فضیحت و اهانت و... به همراه ندارد. در واقع احساس بیهودگی رجوی از تکرار این پیام ها و همچنین آمار و ارقام حمایت های ادعایی و نشست ها و سمینارها و کنفرانس ها و جنگ روانی رسانه ای خسته کننده او را به شدت دچار فرسایش و خستگی و عصبانیت کرده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10300">پیام ۹ بهمن رجوی، نشان استیصال و درماندگی یا هذیان گویی سیاسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>همه قرائن و نشانه ها و علائم حیاتی نشان می دهد که رجوی این روزها اصلاً حال و روز خوشی ندارد. نه اینکه تا قبل از این داشته، نه، اما به یک معنی رجوی را تا این اندازه عصبانی، هتاک، پرخاشگر، هرزه دهان، دستپاچه، و متراکم از عقده های تلنبار شده ندیده بودیم. آن هم در مواجه با شرایطی که بطور معمول نباید تا این اندازه رجوی را به لحاظ روحی، روانی اینگونه درهم بریزد. منظورم شرایط یک سال گذشته قرارگاه اشرف و حضور خانواده ها در اطراف آن است. بیشتر این آشفتگی دلیل اش می تواند همین اتفاق غیرمنتظره باشد. مزید بر علت اینکه تا این زمان هیچگاه فاصله پیام های رجوی را این اندازه کم و متصل به هم ندیده بودیم. حتی در سخت تر و حساس تر از این شرایط رجوی همیشه ولو بر خلاف میل باطنی و برای حفظ پرنسیب خود هم بود، سعی می کرد با رعایت فاصله بین پیام ها و حتی الامکان طولانی شدن، آن نگاه عاقل اندر سفیه خود را حفظ و غیر مستقیم به رخ بکشد. <br /> برخی شاید از ناآگاهی و ساده انگاری تراکم این پیام ها را به سوار بودن رجوی بر اوضاع و نهایتاً مدیریت او بر شرایط و اوضاع تعبیر کنند. اما لحن و ادبیات فحاشانه و کینه توزانه و البته خالی بودن آنها از محتوا و تکرار مکررات این توهم را نیز منتفی می کند. نگاهی اجمالی به خیل پیام های چند ماه اخیر رجوی چیزی جز تکرار و تکرار فحش و فضیحت و اهانت و&#8230; به همراه ندارد. در واقع احساس بیهودگی رجوی از تکرار این پیام ها و همچنین آمار و ارقام حمایت های ادعایی و نشست ها و سمینارها و کنفرانس ها و جنگ روانی رسانه ای خسته کننده او را به شدت دچار فرسایش و خستگی و عصبانیت کرده است. اینکه هر وقت تلویزیون مجاهدین را روشن می کنی مشغول نقل قول از فلان روزنامه و شبکه و رسانه و&#8230; در خصوص حمایت از مجاهدین، خارج کردن نام مجاهدین از لیست تروریستی، حمایت از حقوق ساکنین اشرف، موضع گیری بر علیه دولت مالکی و به محکوم کردن کمیته نظارت بر اشرف و ضرورت اتخاذ فشارهای تعیین کننده جامعه بین الملل بر ایران و نقل خطرات ایران اتمی از زبان گروهی سیاستمدار بازنشسته و از کارافتاده و هراس افکنی از پروژه اتمی و&#8230; است، و علیرغم این همه سروصدا همه چیز هم سرجای خودش است، این فضای مجازی و توهم آلود بالاخره ظرفیتی دارد. بیهودگی این وضعیت را کسی مثل رجوی بهتر از هرکس درک و فهم می کند. بطور طبیعی این وضعیت روی رجوی هم تأثیرات خاص خود را می گذارد. هر چند بخواهد برای جلوگیری از تسری این وضعیت به تشکیلات اش مدام و پشت سر هم پیام بدهد، اما بالاخره این وضعیت در پیام های او نیز خود را نشان می دهد. برای همین هم اعتقاد داریم این حال و روز رجوی بیشتر از سر بی حوصلگی و ناشی از استیصال و درماندگی است. درست مثل وضعیت کسی که دارد همه چیزش را می بازد، با این حال تصور می کند اگر هیاهو و قیل و قال بکند، شرایط را به نفع خود تغییر خواهد داد. <br /> رجوی سالها است پشت شعار اگر اشرف بایستد جهانی خواهد ایستاد، گیر کرده است. گیر او هم این است که نمی داند با این اشرف روی دست مانده می خواهد چه بکند. این اشرف با این همه کبکبه و دبدبه ادعایی رجوی در مقابل حضور چند خانواده، مستأصل و درمانده شده و تن به هر اقدامی برای دور کردن آنها از اطراف اشرف می دهد. رجوی برای حل این معضل ساده به هر وسیله ممکنی متوسل شده است. از طرفی رجوی بطور شبانه روزی دم از حمایت میلیونی از اشرف می زند، اما حتی با فرض اینکه مجاهدین در عراق هم بمانند، بالاخره این ارتش خلع سلاح شده و مستأصل و درمانده و خسته قرار است چه گلی به سر رجوی بزند. رجوی تصور می کند می تواند با سر دادن دروغ ها و ادعاهایی اینچنین: &quot; اشرف می ایستد و دنیایی را به ایستادگی بر می انگیزد. اکثریتها و نمایندگان منتخب بیش از یک میلیارد مردم دنیا به حمایت می آیند. (و یا این ادعای گزافه که) رئیس جمهور برگزیده مقاومت در گام های شگفت و نامتصور، فضای سیاسی جهانی را در هم می شکند و به سود مردم ایران و پیشتازان آن تغییر می دهد.&quot; قادر به تغییر کیفی وضع موجود است. یا تصور می کند با نقل قول مشتی سیاست باز ورشکسته درباره اشرف می تواند ترک های اشرف را ترمیم کند. واقعیت این است که اگر رجوی همین بازی های رسانه ای و تبلیغاتی را نیز فاکتور بگیرد، دکان اش بکلی تخته می شود. تخته شدن دکان اشرف یعنی همه چیز کشک. <br /> رجوی درست در میانه استیصال و ناچاری از حفظ اشرف مدام آسمان و ریسمان می بافد. در حالی که تا دیروز مصری ها را از خطر بنیادگرایی می ترساند و تلویحاً مبارک را در مقابل جمهوری اسلامی علم می کرد، یکباره بانگ بر می آورد که: &quot; آرایش سیاسی در خاور میانه بزرگ در حال تغییر است. عطش آزادی همه جا را فراگرفته است. خلق ها دیگر دیکتاتوری را نمی خواهند و دیگر تحمل نمی کنند.&quot; و حتی فراموش می کند این فریاد آزادی خواهی در واقع علیه کسی است که خود آمریکایی ها می گویند حافظ منافع شان و دمکراسی در مصر است. و فراموش می کند اگر چنانچه آمریکا مدعی است مبارک حافظ دمکراسی و منافع آمریکا در مصر است، لاجرم اگر آمریکا تن به مجاهدین بدهد، رجوی هم لاجرم باید کپی مبارک باشد. در این صورت معادله آزادیخواهی و تغییر آرایش منطقه چه صیغه ای خواهد بود. پیام 9 بهمن رجوی را بجای خواندن چندبار دوره کنید تا ببینید چه اندازه از سر تعمق و ضرورت و نیاز و تا چه اندازه از سر بی حوصلگی و ناچاری به اینکه باید در آستانه بهمن ماه برای خالی نبودن عریضه چیزی گفته شود است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10300">پیام ۹ بهمن رجوی، نشان استیصال و درماندگی یا هذیان گویی سیاسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10300/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مشکل رجوی با گفتن و بلند گفتن است نه با بلندگو ها</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10224</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10224?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 22 Jan 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/01/23/%d9%85%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آنچه رجوی و به درستی به شکنجه تعبیر می کند، به واقع آن صداهایی است که قریب به سه دهه توسط رجوی یا خفه شده، یا به انحاء مختلف سانسور و تحریف و تحقیر و تحریم و تعطیل شده است. از مرگ و میر بستگان ساکنین اشرف تا تولد و زایش های زندگی، تا سایر اتفاقات و تغییرات و تا هر اتفاق کوچک و بزرگ و حتی بعضاً تا مرگ والدین. تا دروغ هایی که رجوی در طی این همه سالها به خورد افراد سازمان داده است. این صداها در همین شکل و شمائل ابتدایی و حداقلی ارتباط با ساکنین اشرف پرده از بسیاری دروغ ها و فریب ها و نیرنگ بازی های رجوی ها بر می دارد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10224">مشکل رجوی با گفتن و بلند گفتن است نه با بلندگو ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در طی ماه های اخیر ترجیع بند تمامی موضع گیری ها، اعتراضات، بیانیه ها، سخنرانی ها، مقالات، رسانه های سازمان، حامیان ریز و درشت اروپایی و آمریکایی، دولتمردان ورشکسته، مریم و مسعود رجوی، خلاصه از هر سو و سمت و تریبونی مدام بر نصب 180 عدد بلندگو در اطراف قرارگاه و به عنوان عامل شکنجه روانی ساکنین اشرف یاد می شود و تمام هم و غم آنها اصرار در برداشتن این بلندگوها است و خلاصه واژه بلندگو و ذکر عدد 180 به یک کلید واژه و جزیی از ادبیات نوشتاری، گفتاری، سیاسی، حقوقی، و&#8230; مجاهدین تبدیل شده است. اما متأسفانه به آن اندازه که جریان تبلیغاتی رجوی روی آن کلید کرده، اما کمتر کسی درباره این موضوع بظاهر ساده و بخصوص درباره چرایی اهمیت آن برای رجوی ها اشاره و توضیح داده است.  البته آنگونه که رجویست ها ادعا می کنند بیشترین دلیل حساسیت شان روی بلندگو ها جنبه آزاردهنده صدای آنها است و مدعی اند این صداها آرامش و آسایش ساکنین اشرف را به هم ریخته است و به همین دلیل آن را جزو مصادیق شکنجه روانی تعبیر کرده اند. علیرغم اینکه معتقدم صداهای ناهنجار و بی دلیل می توانند عامل آزار روحی و روانی انسان بشوند، اما در این مورد بخصوص مایل هستم مسئله را از زاویه متفاوتی نگاه کنم. از این زاویه این صداهایی که از 180 بلندگو ادعایی پخش می شود، بر خلاف تصور او نه تنها آزاردهنده نیست که اگر نیک بنگریم، برای بسیاری ساکنین قرارگاه رجوی آرام بخش، امید دهنده، تلطیف کننده، حیات بخش و اما برای رجوی به زبان سرراست آزاردهنده و به قولی خانه خراب کن است. می خواهم تأکید کنم همه حساسیت و نگرانی و کینه و عداوت و بغض رجوی نه فی النفسه بخاطر صدای این بلندگو ها که فی الواقع بخاطر نفس ارتباطی است که از طریق این بلندگوها با آن سوی سیاج ها و دیوارهای قلعه الموت رجوی و مشخصاً با ساکنین آن برقرار می شود.  آنچه رجوی و به درستی به شکنجه تعبیر می کند، به واقع آن صداهایی است که قریب به سه دهه توسط رجوی یا خفه شده، یا به انحاء مختلف سانسور و تحریف و تحقیر و تحریم و تعطیل شده است. از مرگ و میر بستگان ساکنین اشرف تا تولد و زایش های زندگی، تا سایر اتفاقات و تغییرات و تا هر اتفاق کوچک و بزرگ و حتی بعضاً تا مرگ والدین. تا دروغ هایی که رجوی در طی این همه سالها به خورد افراد سازمان داده است. این صداها در همین شکل و شمائل ابتدایی و حداقلی ارتباط با ساکنین اشرف پرده از بسیاری دروغ ها و فریب ها و نیرنگ بازی های رجوی ها بر می دارد و ساکنین اشرف را علیرغم محبوس بودن در زندان تشکیلات رجوی با واقعیت دنیای بیرون از قلعه با تمام غم ها و شادی و رنج ها و لذت های آن آشنا می کند. اهمیت این صداها و نجواها در این است که آن تصویر کاملاً کلیشه ای که رجوی چند دهه است در ذهن و روح قربانیان خود حک کرده به هم می ریزد و حداقل اینکه تردید را در تک تک وجود آنها زنده می کند.  این بلندگوها و صداهایی که به زعم رجوی شکنجه تعبیر می شوند، در واقع پاره کننده تارهای عنکبوتی بر دست و پای ساکنین اشرف هستند و می توانند تمام رشته های رجوی را پنبه می کنند. این بلندگوها در واقع ساده ترین و ابتدایی ترین ابزار پدرها و مادرها و خواهرها و برادرها برای شکستن دستگاه و مناسبات پیچیده و فرقه ای رجوی است که با چنین ابزارهایی توانسته برده سازی کند. ارزش و اهمیت تقابل این سادگی و آن پیچیدگی که اتفاقاً رجوی خیلی به آن فخر می فروشد و از دستاوردهای مبارزاتی تاریخ معاصر قلمداد می کند، در این است که توانسته او را در موضع ضعف و ناتوانی و وادار به هذیان گویی کند. رجوی می بیند آن مناسباتی که سالها از طریق دستگاه و سیستم مجاب سازی ساخته و مهیا کرده، با کمترین نسیمی که از همین بلندگوها بر می خیزد، در حال از هم پاشیدن است. می بیند آن همه توجیهات و مغز شویی برای خراب کردن پل های عاطفی با دنیای پشت سر، این روزها با همین 180بلندگو در حال ترمیم و بازسازی شدن است، می بیند آن همه سالها تلاش برای کشیدن دیوارهای جدایی این روزها مثل یخ در حال آب شدن است. آن همه حائل زدایی با همین صداها دارند دوباره سر بر می آورند و به دست و پای او می پیچند. و خیلی حقایق دیگری که اهمیت آن ها را رجوی خیلی خوب و حتی بهتر از ما می داند. برای همین است که فعلاً ویر 180 بلندگو و شکنجه روانی گرفته است.  با این حساب می توان ادعا کرد این بلندگوها رفته رفته دارند به طناب دار رجوی و در مقابل به نقطه امیدی برای رهایی، و نجات ساکنین اشرف تبدیل می شوند. حرف آخر اینکه چنانچه از اسم و صفت و کارکرد بلندگو استنباط می شود، تنها مشکل بلندگو این است که هر راست و دروغی را با صدای بلند می گوید، با این تفاوت که این بار رجوی از بلند گفتن حقیقت این دستگاه هراسناک و بیمناک است. اگر به زعم رجوی گفتن حقیقت به صدای بلند شکنجه روانی است، این دیگر مشکل شخصی رجوی با ابزارهایی است که تا حالا با آنها بلند دروغ می گفته و می گوید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10224">مشکل رجوی با گفتن و بلند گفتن است نه با بلندگو ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10224/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام رجوی، گزاره ها و نشانه های لمپنیسم دهه های سی و چهل</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10217</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10217?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 21 Jan 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/01/22/%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%8c-%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%84%d9%85%d9%be%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[<p>پیام!! اخیر رجوی با آن فحاشی ها و لحن لمپنی و دست آخر هم صدور فرمان حمله به خانواده ها بیش از هر چیز دسته کشی لمپن های دهه سی و چهل محله های پائین شهر تهران را تداعی می کرد. یاد لات و لوت هایی می اندازد که با پول و پله و شیتیل میتیل و خودزنی و پاپوش برای رو کم کنی یک محله بالاتر یا پائین تر دست به هر کاری می زدند. اینها در جامعه آن روز نمادی از عقب مانده ترین اقشار بودند که منطق شان فقط زور و چاقو و زنجیر و چوب و تیزی و پنجه بوکس، و همچنین چند دستمال ابریشمی برای روز مبادا بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10217">پیام رجوی، گزاره ها و نشانه های لمپنیسم دهه های سی و چهل</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>برای کسانی که سن و سالشان اقتضا می کند پیام!! اخیر رجوی با آن فحاشی ها و لحن لمپنی و دست آخر هم صدور فرمان حمله به خانواده ها بیش از هر چیز دسته کشی لمپن های دهه سی و چهل محله های پائین شهر تهران را تداعی می کرد. یاد لات و لوت هایی می اندازد که با پول و پله و شیتیل میتیل و خودزنی و پاپوش برای رو کم کنی یک محله بالاتر یا پائین تر دست به هر کاری می زدند. اینها در جامعه آن روز نمادی از عقب مانده ترین اقشار بودند که منطق شان فقط زور و چاقو و زنجیر و چوب و تیزی و پنجه بوکس، و همچنین چند دستمال ابریشمی برای روز مبادا بود. اتفاقاً پیام رجوی همه این نشانه ها و گزاره ها را یکجا در خود جمع کرده است. منتهی اگر آن زمان لات و لوت های دستمال های ابریشمی شان را برای رئیس کلانتری ها بکار می بردند، آقای رجوی امروز به اقتضای بزرگ شدن و تغییر اوضاع دنیا این بار دستمال هایش را برای دادگاه اسپانیا، پارلمان اروپا، مجالس قانونگذاری، نمایندگان پارلمان ۳۵ کشور جهان، عفو بین&zwnj;الملل و دیگر سازمانهای بین&zwnj;المللی مدافع حقوق&zwnj;بشر، نماینده ویژه دبیرکل در اجلاس پارلمان اروپا و ورشکسته های سیاسی آمریکا و&#8230; می خواهد.  بگزریم که اگر رجوی این همه لشکر بین المللی و افکار عمومی در حمایت از خود و اشرف می داشت، احتمالاً باید سرش به جایی خورده باشد که خود و اشرفیان اش را از چنین موضع برحق و حقانیت بین المللی و عمومی به مشتی آدم عقب افتاده و بدوی و عربده کش تبدیل کند. یعنی اگر کسی تصور کند که عده ای از این آدم های اتوکشیده و عصا قورت داده که اتفاقاً تلویزیون سازمان خیلی هم روی آنها زوم می کند تا مخاطبان اش را شیر فهم کند که ببینید این اشرفی ها چقدر آدم های ناز نازی و مبادی آداب و با کلاسی هستند، بجای ماندن در کمپ ها و خوابگاه ها و&#8230; یا حداقل فاصله گرفتن از درهای ورودی اشرف و دور شدن از دید مشتی به قول رجوی مزدور جمهوری اسلامی و بی تفاوتی در قبال آنها تا جایی که جانشان در بیاید و دست از پا درازتر به خانه شان برگردند، دست بکار مقابله به مثل شده و با سنگ و چوب و شیشه و&#8230; به جان آنها می افتند، کم می ماند روی سرش دو تا شاخ در بیاید.  اینکه رجوی از یک طرف مدعی تهاجم به اشرف می شود و از طرف دیگر صحبت از شکست پاتک خانواده ها می کند، نشان دهنده وضعیت و موقعیت مهاجم و مدافع است. و اتفاقاً می خواهم تأکید کنم که پیاده نظام رجوی قرار است با این تک ها به سمت خانواده ها تنور اشرف را داغ نگه دارد تا روی آنتن بماند. رجوی به این نوع عربده کشی ها و از طرف دیگر به دستمال های ابریشمی برای رئیس محله جهانی نیاز دارد. می خواهد همزمان هم نان دستمال های ابریشمی را بخورد و هم نان نوچه های سنگ و چماق و&#8230; به دست خود را. اما سوای این شباهت سازی ها، واقع امر این است که اگر قرار است رجوی خود را وارد بازی های جهانی و حقوق بشری بکند، باید حداقل قواعد این بازی را یاد بگیرد و رعایت کند. این نمی شود که از یک طرف نان حقوق بشر و حمایت های بین المللی را خورد و دست آخر هم مثل لمپن ها و لات های دروازه غار با عربده کشی و دسته کشی هل من مبارز طلبید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10217">پیام رجوی، گزاره ها و نشانه های لمپنیسم دهه های سی و چهل</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10217/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسئله اصلی مجاهدین و مسئله خانواده ها</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10183</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10183?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Jan 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/01/17/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b5%d9%84%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>باید کماکان بر روی نقطه اصلی و پاشنه آشیل مجاهدین انگشت گذاشت. سازمان می خواهد با نمایش تعدادی زخمی و احتمالاً کشته خانواده ها و مقامات عراقی را به انفعال و دفاع از خود وادار کند تا موضوع اصلی ولو برای مدت زمانی کوتاه به حاشیه برود. با مجاهدین باید مثل خودشان برخورد کرد و تا زمانی که با ذهنیت ساده با آنها مواجه شویم حتی تا هزار سال دیگر هم مدام از سوراخ هایی که سازمان پنهان شده گزیده خواهیم شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10183">مسئله اصلی مجاهدین و مسئله خانواده ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین بار دیگر خبر از درگیری میان ساکنین قرارگاه اشرف و خانواده های متحصن و همچنین گروهی از اقشار مختلف مردم عراق داد. در این رابطه تلویزیون مجاهدین در اخبار شبانگاهی جمعه 17 دی ماه با نمایش متوالی صحنه هایی از این درگیری مدعی شد ساکنین این قرارگاه مورد حمله خانواده ها و گروه های عراقی قرار گرفته اند. همین منبع مدعی شد در جریان درگیری ها یکصد و هفتاد نفر زخمی شده که در میان آنها بیش از هفتاد زن دیده می شود. مجاهدین همچنین مدعی شدند نیروهای مهاجم از کوکتل مولوتوف استفاده کرده اند. شورای ملی مقاومت نیز با انتشار چند بیانیه متوالی و ارائه اطلاعات یک جانبه بر حضور نیروهای آمریکایی و واگذاری کنترل قرارگاه اشرف به نیروهای آمریکایی تأکید کرده است. تلویزیون مجاهدین با نشان دادن برخی صحنه های درگیری و تعدادی از افراد سازمان علی الظاهر از ناحیه سر باندپیچی شده بودند مدعی بود این افراد در معرض حمله قرار گرفته اند، این در حالی است که تلویزیون مجاهدین در ویدئو &#8211; کلیپی که به همین مناسبت تهیه و پخش می کرد از این درگیری ها با عنوان خروش اشرف نام می برد.  لازم به ذکر است نفس این نامگذاری و همچنین صحنه هایی که تلویزیون مجاهدین اقدام به پخش آن نمود، تمامی بر نقش مهاجم بودن مجاهدین تاکید داشتند. هر چند تلویزیون مجاهدین تلاش کرده بود تا با تدوین تصاویر ضبط شده را مصادره به مطلوب کند، اما برخی گاف های تصویری حداقل حاکی از این بود که افراد داخل قرارگاه به طرز مؤثری در تحریک و شروع خانواده ها دخیل بوده اند. در این رابطه می توان از جمله به مجروح شدن دکتر نافع رئیس کمیته عراقی حمایت از خانواده های متحصن اشاره کرد. همچنین می توان به مانور خودروهای مجاهدین در مجاورت سیاج های قرارگاه و تجمع شمار زیادی از اعضای سازمان در جلو ورودی اشرف اشاره کرد.  با توجه به تصاویر پخش شده از تلویزیون مجاهدین طرح این سؤال جای تأمل دارد که به چه دلیل اعضای قرارگاه خود را به کمترین فاصله استقرار خانواده ها رسانده و با فحاشی و پرتاب سنگ و دیگر اقدامات باعث تحریک خانواده ها بشوند. آنچه مسلم اینکه فاصله اسکان خانواده ها با مکان های استقرار اعضای سازمان در داخل قراراگاه اشرف حداقل به چند صد متر می رسد. این فاصله با هر خوش بینی علی الظاهر اگر از سوی اعضای اشرف رعایت شود، قاعدتاً نمی تواند خانواده ها را در موضع مهاجم قرار بدهد، مگر آنکه ساکنین اشرف به خواست و اراده و طبق برنامه ریزی ضمن رساندن خود به نزدیک ترین فاصله ممکن به خانواده ها توأمان هم اقدام به تحریک و هم حمله به آنها بنمایند. ادعای دیگر مجاهدین پرتاب کوکتل مولوتوف به سوی اعضای سازمان است که این نیز در نوع خود خنده دار است. در تمامی صحنه هایی که در تلویزیون مجاهدین پخش گردید هیچ صحنه و نشانه ای که دلالت بر استفاده از کوکتل مولوتوف شده باشد وجود ندارد. جالب اینکه تنها سند و گواه مجاهدین در اثبات این ادعا عکس نیمه سوخته یک شیشه نوشابه خانواده در سایت سازمان است که به استناد همین عکس مدعی حمله به وسیله کوکتل مولوتوف شده اند.  یک نکته ظریف و جالب در این رابطه نشان دادن تصاویر گروهی بود که ادعا می شد در حملات با سنگ مهاجمان زخمی شده اند. در این تصاویر عده ای از ناحیه سر و صورت باندپیچی شده بودند، اما تمام بانداژهای سر و صورت این افراد کاملاً تمیز و اتو کشیده بود، بطوری که ساختگی بودن آنها براحتی قابل تشخیص بود. این خبرها در شرایطی پخش می شود که رسانه های عراقی از جمله السومریه خبر داد، روز جمعه صدها نفر از مردم استان دیالی در یک تظاهرات مسالمت امیز خواستار پیگیری و عملی شدن اخراج مجاهدین از خاک عراق شده اند، اما حملات مجاهدین به خانواده ها باعث زخمی شدن تعدادی از تظاهرکنندگان گردید. شبکه تلویزیونی العالم نیز در همین رابطه خبر از حمله مجاهدین به تظاهر کنندگان و زخمی شدن تعدادی از مردم عادی داده است. نکته حائز اهمیت در این رابطه مانور هلی کوپترهای آمریکایی بر فراز منطقه است. یک منبع داخل ایران (واحد مرکز خبر) می نویسد این هلی کوپترها به قصد ترساندن تظاهرکنندگان و دور کردن آنها از منطقه به پرواز در آمده اند.  صرفنظر از هر گونه قضاوت درباره سطح اتفاقات و مقصر شناسی چنین وقایعی اما آنچه محرز و قطعی است تلاش سازمان برای بحران سازی و سرپوش گذاشتن بر روی مسئله ساده ای است که هر عقل سلیم و انگیزه صادقی به سهولت می تواند آن را ریشه یابی کند. واقعیت امر این است که مجاهدین در پیچیده کردن موضوعات ساده به مسائل پیچیده و غامض به دلیل مولفه های فکری و سیاسی و اخلاقی بسیار ماهر هستند. این شیوه برخورد با موضوعات از همان ابتدای شکل گیری سازمان به جزیی تفکیک ناپذیر برای حل مشکلات و راه بندان های سیاسی و استراتژیکی سازمان تبدیل شده است. در وقایع و ماجراهای بسیاری از جمله دستگیری مریم عضدانلو در جریان پرونده 17 ژوئن شاهد چنین رویکردی بوده ایم. در هر مقطع هم بنا به نیازها و ضرورت هایی که سازمان در نظر دارد شکل و محتوای و سازوکار این رویکرد فرق می کند. در حال حاضر نیز سازمان به دلیل قطعیت خروجش از عراق و از سویی دیگر مطالبات حداقلی و طبیعی خانواده ها و همچنین حمایت شهروندان عراقی از خانواده های ایرانی، به چنین بحران سازی هایی نیاز مبرم دارد. سازمان اکنون به دلیل جلب حمایت برخی غربی ها سعی می کند با خودزنی و مظلوم نمایی تا حد امکان چند هدف عمده را دنبال کند. اصلی ترین هدف سازمان به تأخیر انداختن پروسه خروج از عراق است. هر یک از این اتفاقات و دامن زدن به مسائل جانبی و به خصوص وقتی تعدادی زخمی و کشته روی دست مجاهدین باشد، بهترین فرصت و امکان را برای به حاشیه بردن موضوع اصلی به دست می آورند. هدف دیگر سازمان چنانچه به صورت مستمر دنبال می کنند، بازگرداندن نیروهای آمریکایی به اشرف و خارج کردن کنترل آن از دست نیروهای عراقی است.  سازمان برای محقق کردن این دو خواسته هر کاری لازم و در این جهت مؤثر باشد انجام خواهد داد. و در این راستا با سوء استفاده از احساسات افراد ناآگاه سعی می کند طیف حامیان خود را گسترش بدهد. سادگی و سلامت و از سویی برخورد ساده خانواده ها و عراقی ها با موضوع اشرف و از سوی دیگر پیچیدگی های ذاتی مجاهدین شرایطی را بوجود آورده است که بیش از هر نیاز به تعمق نگری و باز کردن ابعاد ناپیدا موضوع در اولویت خاص قرار می گیرد. باید با تمام توان و امکان به افشای این جنبه های ناپیدا اقدام کرد. سازمان تحت هیچ شرایطی قدمی به عقب بر نخواهد داشت و بر عکس تا حد امکان و ضرورت این پروسه را پیچیده خواهد کرد. عنصر و ابزار اصلی سازمان برای این پیچیده نمایی خشونت امیز کردن موضوع است. با هر فرض و نگاهی تصور اینکه خانواده ها در این ماجراها نقش داشته باشند، تصور اشتباهی است. مسئله اصلی خانواده ها در حال حاضر ملاقات با فرزندان شان و مسئله اصلی برای مقامات عراقی خارج کردن تشکیلات رجوی از عراق و گرفتن اشرف است، بقیه اتفاقات و رخدادها و مقصر شناسی و ریشه یابی اتفاقات فقط در همین چارچوب قابل امکان است. هر بحث و موضوعی ولو با هر میزان اهمیت انسانی و عاطفی و حقوق بشری و قانونی و&#8230; در همین چارچوب قابل طرح و بحث است. فقط در چنین چارچوبی است که می شود مهاجمان اصلی را شناسی کرد.  در چارچوب چنین فرمولی است که می توان فلسفه وجودی چنین اتفاقاتی را ریشه یابی کرد. نباید دنبال طرح موضوعاتی فرعی و جنگ های زرگری مجاهدین رفت. با درک هر ضرورتی باید کماکان بر روی نقطه اصلی و پاشنه آشیل مجاهدین انگشت گذاشت. سازمان می خواهد با نمایش تعدادی زخمی و احتمالاً کشته خانواده ها و مقامات عراقی را به انفعال و دفاع از خود وادار کند تا موضوع اصلی ولو برای مدت زمانی کوتاه به حاشیه برود. با مجاهدین باید مثل خودشان برخورد کرد و تا زمانی که با ذهنیت ساده با آنها مواجه شویم حتی تا هزار سال دیگر هم مدام از سوراخ هایی که سازمان پنهان شده گزیده خواهیم شد. وقتی سیمای مجاهدین مدام بر تصاویر کله پیچ شده عده ای زوم و مخاطبان فرضی خود را بمباران عاطفی می کند، باید اهمیت موضوع را نه در تعهد و احساس مسئولیت و دلسوزی در قبال این افراد، که دقیقاً در نیاز به افزایش کمی و کیفی چنین افرادی جستجو کرد. باید با تأکید و طرح مطالبات ساده و خواسته های قانونی و شفاف تا حد امکان جلو پیچیده نمایی موضوعات را گرفت. وقایع روز جمعه 17 را نیز نمی توان خارج از این قاعده ارزیابی و تحلیل کرد.  مجاهدین و رسانه های آن هر چه می خواهند بگویند و بنویسند و نشان بدهند و هر که را می خواهند بنوازند و مقصر معرفی کنند. هر چقدر می خواهند به شهروندان عراقی و خانواده ها و مالکی و مقامات عراقی و شخصیت های حقیقی و حقوقی عراقی و&#8230; فحش و فضیحت بدهند. این کاری است که سالهاست مشغول آن هستند و چیزی را عوض نکرده و نمی کند. مسئله اصلی کماکان حق قانونی خانواده ها برای ملاقات در بیرون از قلعه رجوی با فرزندان شان و در گام بعد تن دادن به مصوبات قانونی دولت عراق و خارج شدن از عراق است. بقیه مسائل و اتفاقات، فرعی بر این موضوعات اصلی می شود. با کمی صبر و حوصله نقش و حضور مجاهدین را به عنوان مقصر اصلی در تمامی این وقایع ردیابی خواهیم کرد. </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10183">مسئله اصلی مجاهدین و مسئله خانواده ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10183/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فرار از اشرف، پاسخ به یاوه های رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10184</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10184?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Jan 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اضمحلال فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/01/17/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81%d8%8c-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%a8%d9%87-%db%8c%d8%a7%d9%88%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>هر فراری از قرارگاه اشرف حامل تکرار این پیام است، که فدائیان مورد ادعای رجوی در محاق مناسبات امنیتی و فرقه ای رجوی اسیر هستند، که ساکنین قرارگاه به کمترین روزنه و امکان برای فرار از سیستم محاق رجوی دل بسته اند، که چشم و دل بسیاری از آنها برای دیدن والدین و بستگان شان لحظه شماری می کند، که بسیاری آنها آرزو می کنند والدین شان از کارزار یک ساله عقب نشینی نکنند، با جان و دل بر ادامه حضور آنها امید بسته اند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10184">فرار از اشرف، پاسخ به یاوه های رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خبر فرار یکی دیگر از ساکنین قرارگاه اشرف (جلیل عبدی بارنجی) در 4 ژانویه بار دیگر بر ادعای دروغ و واهی رجوی یعنی آزاد بودن ساکنین اشرف برای ماندن و رفتن خط بطلان کشید. همچنین بر این ضرورت که حضور خانواده ها و تحصن و مطالبات حداقلی آنها در خصوص ملاقات بی قید و شرط با فرزندان شان معقولانه ترین و مبرم ترین کارزار بر علیه دستگاه امنیتی و تار و پودهای عنکبوتی رجوی است.  فرار ساکنین قرارگاه در واقع سرراست ترین و شفاف ترین واکنش و پاسخ به ادعاهای رجوی است. این پاسخ می تواند مخاطبان فراوانی داشته باشد. از نهادهای بین المللی و مدافعین حقوق بشر گرفته تا حامیان ریز و درشت مجاهدین در اروپا و آمریکا و اتحادیه و پارلمان ها. می تواند روشن ترین و عینی ترین بینه برای کسانی باشد که بیهوده و با بازیگردانی مجاهدین بر طبل حقوق از دست رفته ساکنین اشرف می کوبند. اینجا دیگر شعر و شعار و هیاهوی رسانه ای و مظلوم نمایی و به رخ کشیدن کنوانسیون های بین المللی چندان محلی از اعراب ندارد و بکار نمی آید. عرصه عمل و آزمایش برای اثبات تمامی ادعاهایی است که رجوی از موضع خیلی بالا مطرح و دستگاه امنیتی و تبلیغاتی او مرتب نشخوار می کنند و بدتر از آن کسانی نیز خارج از دایره بسته تشکیلاتی و بنا به انگیزه های شخصی و جناحی و حزبی و برخی هم مالی و مادی و شهرت طلبانه و هزار انگیزه ناپیدای دیگر، بی توجه به همه این نشانه های بدیع و مشاهدات، طوطی وار دنبال این هیاهو راه افتاده اند.  حداقل این بیرونی ها اگر نیمچه صداقت و انگیزه انسانی و حقوق بشری دارند، باید بفهمند که پرستیژ و شخصیت حقیقی و حقوقی خود را هزینه داعیه های بی پایه ای می کنند که برای احراز ماهیت و حقیقت آن شعور و درک بالایی نیاز نیست. همین تک و توک کسانی که طی چند ماه گذشته از اشرف فرار کرده اند، حداقل برای ایجاد حس کنجکاوی و تشکیک نسبت به داده های مجاهدین کفایت می کند. اتفاقاً این معدود افراد فراری کسانی هستند که نیمی از عمر خود را در تشکیلات مجاهدین سپری کرده اند. کسانی نیستند که از سر زیاده خواهی یا رفاه طلبی و انگیزه های فردی تن به ریسک فرار از اشرف داده باشند. پای صحبت هر کدام بنشینیم عمری تجربه و خاطره و رنج و حرمان و فعالیت تشکیلاتی و سیاسی دارند. آدم هایی هستند که به قولی سالها است از خود عبور کرده اند. به فرصت های بهتر و بیشتر از این برای خارج شدن از تشکیلات رجوی وقعی نگذاشته و مانده اند. بعضاً جداشدگان را با همان لحن و ادبیات رجوی مورد شماتت و سرزنش و در معرض افترا و اتهام خیانت و بریدگی و&#8230; قرار داده و برای ماندن هزار دلیل و انگیزه داشته و با هزار عشق و امید چشم به فردا و رهایی و سرنگونی دوخته بودند. اما امروز و در بدترین شرایط حفاظتی و امنیتی و با بیشترین هزینه و ریسک به نتیجه فرار از چنبره اشرف رسیده اند. حالا رجوی هر چقدر هم تلاش کند با انگ و اتهام های کلیشه ای وانمود کند اینها بریده مزدور و خصلتی و ضعیف النفس و نفوذی و&#8230; هستند، در اصل ماجرا توفیری نمی کند. کسانی که باید پیام این فرارها را بگیرند، براحتی می گیرند و کسانی هم که نمی خواهند حقیقت را پذیرا شوند، کماکان بر طبل ادعاهای کلیشه ای خواهند کوبید.  با این حساب و نتیجه بدیهی و حداقلی، هر فراری از قرارگاه اشرف حامل تکرار این پیام است، که فدائیان مورد ادعای رجوی در محاق مناسبات امنیتی و فرقه ای رجوی اسیر هستند، که ساکنین قرارگاه به کمترین روزنه و امکان برای فرار از سیستم محاق رجوی دل بسته اند، که چشم و دل بسیاری از آنها برای دیدن والدین و بستگان شان لحظه شماری می کند، که بسیاری آنها آرزو می کنند والدین شان از کارزار یک ساله عقب نشینی نکنند، با جان و دل بر ادامه حضور آنها امید بسته اند. هر فرار و گسستی از تارهای عنکبوتی رجوی به همان اندازه که والدین را شاد و دل های شان را به آینده امیدوار می کند، به همان اندازه در میان ساکنین قرارگاه شور و فتور به راه می اندازد. به آنها انگیزه و امید به زندگی و حیات می دهد. در این سوی نیز هر فرار به والدین انگیزه مقاومت و استمرار برای ادامه کارزار ناعادلانه و نابرابر علیه رجوی می دهد. فرار جلیل ها و رازانی ها و&#8230; آن هم در شرایطی که رجوی فتوای به مزدور بودن والدین می دهد آشکارا تو دهنی به رجوی و دارودسته امنیتی و تبلیغات چی او است. هر فرار و گسستی از رجوی در واقع التیامی است بر احساسات جریحه دار شده والدینی که قریب یک سال در بیابان های عراق با عشق به جگرگوشه گان خود هرزه درآیی های رجوی را تحمل می کنند.  این گسست ها پاسخ حداقلی به کرور کرور عشق و عاطفه و مهر بی شائبه و بی منت پدران و مادران سالخورده ای است که بقیه آفتاب عمرشان را به جوار فرزندان شان آورده اند تا آنها را شریک و قسمت کنند. و پیام سر راست و شفافی است به قلب های فسرده و یخ زده که همچنان یا خفته اند و یا به خفتگی تمارش می کنند، جاهل هستند یا خود را به تجاهل می زنند، مزدور هستند یا بی جیره و مواجب پادویی می کنند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10184">فرار از اشرف، پاسخ به یاوه های رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10184/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سازمان مجاهدین و تبعات رأی اعتماد پارلمان به مالکی و نمایندگان او</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10062</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10062?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 29 Dec 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اضمحلال فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[تفرقه افکنی سازمان مجاهدین برای رسیدن به هدف]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/12/30/%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%a8%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d8%a3%db%8c-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%84/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان با خوش رقصی برای آمریکا مدعی وابستگی امثال مالکی به جمهوری اسلامی است. این کدها و نشانه ها پیش از هر چیز بر مؤلفه هایی تأکید دارد که به عنوان یک راهکار و شیوه و در هر شرایط اجتماعی با کمی جابجایی قابل تعمیم هستند. به هر حال شکست مجاهدین در ترور شخصیتی مالکی و از سوی دیگر ابقای او در بالاترین سطح سیاسی عراق برای مجاهدین گران تمام خواهد شد. این را بهتر و بیشتر از هرکس خود مجاهدین و رهبری آن یقین دارند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10062">سازمان مجاهدین و تبعات رأی اعتماد پارلمان به مالکی و نمایندگان او</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>کابینه نوری مالکی پس از ماه ها کش و قوس و سنگ اندازی بالاخره از پارلمان عراق رأی اعتماد گرفت. این اتفاق برای سازمان مجاهدین نیز امری حیاتی محسوب می شود. سرمایه گذاری رسانه ای و تبلیغاتی و همه جانبه سازمان مجاهدین بر روی ایاد علاوی و باقیمانده های حزب بعث در طی چندین ماه متوالی که توأم با انواع جریان سازی های غیر اخلاقی بود، نشان دهنده حیاتی بودن فرایند این کشمکش ها و به جهت یافتن پایگاهی در بالاترین مراکز تصمیم گیری عراق بود. جریان رسانه ای سازمان که بطور مشخص نوری مالکی را در کانون حملات خود قرار داد، از هیچ تهمت و فحاشی و جریان سازی کوتاهی نکرد. ترجیع بند همه این تبلیغات تأکید بر اتهام وابستگی فکری و سیاسی و بدتر از همه ترور شخصیت مالکی بود که تلاش می شد او را تا حد یک مطیع بی چون و چرایی تنزل بدهد. مجاهدین در این راه چنانچه اشاره شد از هیچ ابزار و تهمتی مضایقه نکردند. از اتهام فساد مالی، تا کشتن منتقدین و مخالفین و زندانی و شکنجه کردن آنها و&#8230; تا بتواند مالکی را از عرصه سیاسی عراق حذف کند.  این رویکرد به جهات زیادی تداعی کننده رفتاری بود که سازمان از اوایل انقلاب ایران برای حذف چهره های دینی و مورد اطمینان مردم ابداع کرده بود. طرح شایعات بی اساس و تمرکز بی وقفه و همه جانبه بر روی آنها تا بر اساس یک قاعده روانی بتواند ناخواسته تأثیرات منفی خود را بر ذهن و روح مردم نهادینه کند. جالب اینکه سازمان در این رابطه اتفاقاً بالاترین و مطرح ترین شخصیت های سیاسی &ndash; دینی را هدف قرار داده بود. صرفنظر از هر قضاوتی درباره میزان کارآیی و توان مدیریتی در این شخصیت ها، اما آنچه حائز اهمیت بود، به چالش کشیدن مشروعیت اخلاقی و سیاسی و همچنین سبقه این افراد با شیوه های غیر اخلاقی و اتهام پراکنی بود. سازمان برای حصول به اهداف خود عمدتاً حول اتهاماتی از جمله وابستگی این افراد به آمریکا، همکاری و تسلیم طلبی آنها در مقابل رژیم شاه، سوء استفاده های مالی، عامل نفوذی، عامل یا آمر اختناق و حذف جریان های سیاسی، و&#8230; مانور می داد. تقریباً بخش اعظمی از مطالب روزنامه ها و نشریات و سخنرانی ها و میتینگ ها و حتی کلاس های ظاهراً آموزش ایدئولوژیکی سازمان را انتشار همین مطالب به خود اختصاص می داد. سازمان با ادامه چنین رویه هایی در عراق تلاش کرد تا ضمن ترور شخصیتی مالکی او را از عرصه سیاسی عراق حذف کند تا از این طریق بر معضل خارج شدن از عراق فائق بیاید.  ناگفته نماند سازمان این رویه را جدا از رسانه های خود عمدتاً از طریق نشریات و رسانه های عراقی متمایل به بعث و مخالفین مالکی دنبال می کرد. تمرکز بر روی امثال ایاد علاوی، صالح مطلک و در نقطه مقابل همجمه های تبلیغاتی علیه مالکی از نمودهای چنین الگوبرداری بود. با این حال پیروزی مالکی در مسند نخست وزیری و گرفتن رأی اعتماد از پارلمان تمامی نشان داد سازمان در تأثیرگذاری بر افکار عمومی و نمایندگان پارلمان عراق و همچنین سایر نهادهای دولتی نه تنها توفیقی کسب نکرده که بر عکس با تثبیت دوباره مالکی خود را در وضعیت ناپایدار گذشته ثابت نگه داشته و بعضاً باعث تشدید آن گردیده است. نکته حائز اهمیت در این رابطه خوش رقصی های سازمان برای آمریکایی ها است.  درست بر عکس آنچه در انقلاب در ایران، سازمان با متهم کردن چهره های سیاسی و دینی به ارتباط و وابستگی به آمریکا سعی در انزوا و ترور آنها داشت، در اینجا سازمان با خوش رقصی برای آمریکا مدعی وابستگی امثال مالکی به جمهوری اسلامی است. این کدها و نشانه ها پیش از هر چیز بر مؤلفه هایی تأکید دارد که به عنوان یک راهکار و شیوه و در هر شرایط اجتماعی با کمی جابجایی قابل تعمیم هستند. به هر حال شکست مجاهدین در ترور شخصیتی مالکی و از سوی دیگر ابقای او در بالاترین سطح سیاسی عراق برای مجاهدین گران تمام خواهد شد. این را بهتر و بیشتر از هرکس خود مجاهدین و رهبری آن یقین دارند. بخاطر همین تبعات و پیامدها است که می بینیم نحوه برخورد و موضع گیری مجاهدین با مالکی و بصورت خلق الساعه دچار یک چرخش غافلگیرکننده شده است. بخشی از این عقب نشینی و محافظه کاری را می توان در انعکاس خبر گرفتن رأی اعتماد مالکی از پارلمان در سایت رسمی سازمان مجاهدین خلق مشاهده کرد. شاید در طول چندین سال گذشته برای اولین بار باشد که مجاهدین به شیوه معمول یک رسانه فقط به انعکاس خبر بر اساس اصل وفاداری و بدون پیش داوری و قضاوت نسبت به خبر پرداخته اند. این در حالی است که تا یک هفته پیش مالکی به طرز وقیحانه ای مورد اتهامات سازمان بود.  این چرخش در لحن و ادبیات مجاهدین نشان می دهد که به قول معروف آنها پس از شکست فرضیات و تحلیل های خود از آینده عراق، از حالا ماست ها را کیسه کرده و امیدی به تغییر اوضاع ندارند. مجاهدین فراتر می دانند علیرغم تلاش برای باز کردن دوباره پای آمریکا به عراق، اما چنین فرض و احتمالی نیز با نهادینه شدن مسئولیت ها و تعمیق آرامش و امنیت در عراق محلی از اعراب نخواهد داشت.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10062">سازمان مجاهدین و تبعات رأی اعتماد پارلمان به مالکی و نمایندگان او</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10062/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>راه حل اشرف، مشارکت مردم عراق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10042</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10042?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 Dec 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخراج فرقه رجوی از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[اخراج مجاهدین از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/12/27/%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%ad%d9%84-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81%d8%8c-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اخراج مجاهدین از عراق با توجه به دسیسه های فرقه ای مجاهدین از یک سو و سوء استفاده های تبلیغاتی از برخوردهای احتمالی و تبعات آن، این بار می تواند با حضور مردم برای اخراج مجاهدین وارد مرحله تازه ای شود. از آنجا که اقدام نیروهای عراقی برای تخلیه اشرف در ژوئیه سال گذشته با واکنش های فرقه ای مجاهدین و خودزنی های طراحی شده باعث مرگ تعدادی و وسیله بهره برداری تبلیغاتی قرار گرفت، حضور شهروندان عراقی در اطراف قرارگاه می تواند تبدیل یک راهکار سیاسی و کم هزینه برای تخلیه اشرف شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10042">راه حل اشرف، مشارکت مردم عراق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دو اتفاق (درگذشت مهدی فتحی و تظاهرات شهروندان عراقی بر علیه مجاهدین در ورودی قرارگاه اشرف) بار دیگر اشرف را در کانون اخبار و گمانه زنی قرار داد. نفس این امر و صرفنظر از تبعات و پیامدهای آن درست همان چیزی است که مد نظر و مطلوب مسعود رجوی است. رجوی برای روی آنتن بودن اشرف حاضر است دست به هر وسیله و کاری بزند و در این رابطه هر چه اتفاقات بزرگ تر و بعضاً پرهزینه تر و بخصوص از نوع انسانی باشد، او در حصول به اهدافش دست بازتری دارد. اینها اما نه به معنی اهمیت یافتن موضوعی سازمان مجاهدین که بیشتر در راستای نیاز حیاتی سازمان به جلب توجه و حمایت بیشتر غربی ها و جریان سازی های تبلیغاتی و رسانه ای و مجازی حائز اهمیت است. این نیاز از دیرباز به عنوان یک امر حیاتی در کانون فعالیت های سیاسی، نظامی و رسانه ای مد نظر و از اهمیت کلیدی برخودار بوده است.  گذشته از جنبه تبلیغاتی موضوعات اما واکنش شهروندان عراقی به ادامه حضور مجاهدین در زمین های اشغال شده آنها نشانگر آن است که از این پس جز اراده مقامات عراقی، خواست مردم نیز در راستای تصمیم مسئولین حائز اهمیت است. البته پیشتر بارها و بارها مالکین زمین های قرارگاه اشرف خواهان استرداد املاک خود شده و در این رابطه اقداماتی نیز انجام داده که تاکنون بی نتیجه مانده است. اینها اما برای سازمان هیچ اهمیتی ندارد. پشت سازمان فعلاً به حامیان غربی و جریان سازی های رسانه ای و حمایت همزمان شماری از دمکرات ها و جمهوریخواهان آمریکا گرم است. ارزیابی دو اتفاق مورد نظر نیز در همین راستا و با توجه به مجموع شرایط، زمینه ساز بیشترین انتفاع برای رجوی خواهد بود. نگاهی اجمالی به اخبار و گزارشات رسانه های سازمان تمامی حکایت از چنین روندی می کند. تحصن و تظاهرات هواداران سازمان در مقابل کاخ سفید آمریکا شاید بیشترین دلخوشی و دلمشغولی برای رجوی باشد. اما سازمان به همان اندازه که ظاهراً سرش در غرب به عرش می رسد، اما اینجا یعنی در ظرف استراتژیک در عراق هر لحظه عرصه را تنگتر می بینند.  اهمیت این عرصه در این است که این بار مردم عراق و نمایندگان و سران عشایر و همچنین احزاب و شخصیت های حقیقی و حقوقی در کنار مقامات و سیاستمداران عراقی به جد خواستار اجرایی کردن مصوبات دولت و اجرای قانون اساسی در مبارزه و تخلیه خاک کشورشان از گروه های تروریستی و دست به نقد خارج کردن سازمان مجاهدین خلق از عراق هستند. این درخواست هر چند باعث تشدید جریان سازی رسانه ای سازمان و مظلوم نمایی مضاعف آنها گردیده، اما روی دیگر سکه این است که این بار مجاهدین خود را رودرروی مردم عراق قرار داده اند. هر چند به سیاق گذشته و پیروی از یک فرمول و قاعده کلیشه ای مجاهدین این بار مردم عراق را به عنوان مزدوران جمهوری اسلامی معرفی می کنند، اما باید اذعان کرد حنای سازمان کماکان رنگی نخواهد داشت. اتفاقاً این بار حضور مردم عراق و نمایندگان احزاب سیاسی و صنفی و در کنارشان حضور خبرگزاری ها و رسانه های عراق و منطقه و مونیتور لحظه به لحظه اتفاقات شرایط را کماً و کیفاً با گذشته متفاوت کرده است. نگاهی اجمالی به برخی اظهارات شخصیت های حقیقی و حقوقی در مورد لزوم اخراج مجاهدین و فشار مردم بر دولت و مقامات عراقی تمامی حکایت از تفاوت های مورد اشاره می کند. در این رابطه می توان به اظهارات و نقطه نظرهای طیف های مختلف عراقی اشاره کرد که سوای جنبه های سلبی موضوع به طرح ادعاهای حقوقی علیه مجاهدین نیز اهتمام کرده اند. در این خصوص می توان به اظهارات حمید عبدالمجید العبیدی عضو سازمان اتحاد حقوق بشر استان دیالی در گفتگو با السومریه نیوز اشاره کرد. وی ضمن اشاره به نقش سازمان در ناامنی ها و انفجارهای عراق درباره اتخاذ روش های درخور برای تخلیه اشرف گفته است: <br /> &quot; دولت عراق باید مکانیزم هایی را بوجود آورد تا بتوان این مجاهدین خلق ایرانی را از کشور اخراج نمود چرا که این گروه اصلی ترین دلیل در پس ناامنی ها و عدم ثبات در استان دیالی است&quot;.  در همین رابطه وکیل عراقی(زیا کرمی) از دولت خواسته تا نسبت به آنچه پیگیری اتهامات جنایی و حقوقی مجاهدین در عراق برشمرده اقدام کند:  &quot;رهبران سازمان مجاهدین خلق در داخل کمپ اشرف در مقابل دستور سیستم قضایی این کشور در رابطه با خروج اعضا برای ملاقات با خانواده هایشان ایستاده اند و از انجام دستور ابلاغ شده قضایی سر باز می زنند&quot;. وی همچنین گفته است: &quot;ما همچنین از دولت عراق می خواهیم تا مسئولیت بپذیرد و دستورات مقامات عراقی و سیستم قضایی کشور را سریع تر به اجرا در آورده قانون را بر این بخش از عراق بازگرداند&quot;.  این واکنش ها بر همسویی مردم با مقامات عراقی در اجرا کردن قانون مبارزه با تروریسم در عراق تأکید دارد. به یک معنی اخراج مجاهدین از عراق با توجه به دسیسه های فرقه ای مجاهدین از یک سو و سوء استفاده های تبلیغاتی از برخوردهای احتمالی و تبعات آن، این بار می تواند با حضور مردم برای اخراج مجاهدین وارد مرحله تازه ای شود. از آنجا که اقدام نیروهای عراقی برای تخلیه اشرف در ژوئیه سال گذشته با واکنش های فرقه ای مجاهدین و خودزنی های طراحی شده باعث مرگ تعدادی و وسیله بهره برداری تبلیغاتی قرار گرفت، حضور شهروندان عراقی در اطراف قرارگاه می تواند تبدیل یک راهکار سیاسی و کم هزینه برای تخلیه اشرف شود. این راهکار می تواند با اقدام خودجوش شهروندان عراقی برای یک تحصن دراز مدت و تا زمان جابجایی و تخلیه کامل اشرف محقق شود. واقعیت این است که اقدامات نیروهای عراقی تا اینجا به دلایل روشن و از جمله تأمین خواست رجوی برای ایجاد درگیری و سوء استفاده نه تنها پاسخ نگرفته که بعضاً باعث انتفاع رجوی شده است. گره خوردن خواست مردم و مسئولین عراق می تواند گام دیگری در راستای تعیین تکلیف اشرف باشد. این همسویی می تواند در شکل تجمع و تحصن و اعتراض مردم و به موازات اقدام خانواده ها توجه افکار عمومی را به اهمیت موضوع و شفاف سازی موضوع جلب کند. باید به موازات خواست رجوی که هدفش فرسایشی کردن اوضاع و به انفعال کشاندن نیروهای عراقی است، با همان شیوه با او تنظیم رابطه کرد. حضور مردم عراق در این کارزار می تواند در دراز مدت به نتایج معکوسی برای رجوی تبدیل شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10042">راه حل اشرف، مشارکت مردم عراق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10042/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اراده مردم عراق مجاهدین را از عراق خارج خواهد کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10043</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10043?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 Dec 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخراج فرقه رجوی از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[اخراج مجاهدین از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/12/27/%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac/</guid>

					<description><![CDATA[<p>تجربه طرد و انزوای مجاهدین در نزد مردم ایران که سالها است به همین دلیل مانع و سدی در حمایت رسمی و همه جانبه قدرت های بزرگ از مجاهدین شده، در نوع خود می تواند در عراق نیز کارکرد و تاثیر مضاعفی در انزوای بین المللی مجاهدین بجا بگذارد. البته این انزوا در عراق ریشه در عملکرد مجاهدین در دوران صدام دارد که هنوز آنگونه که باید و شاید نقش آنها در عراق زمان صدام تبیین و اطلاع رسانی نشده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10043">اراده مردم عراق مجاهدین را از عراق خارج خواهد کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در یادداشتی با عنوان <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10042">راه حل اشرف، مشارکت مردم عراق</a> یادآور شدم: &#8221; به یک معنی اخراج مجاهدین از عراق با توجه به دسیسه های فرقه ای مجاهدین از یک سو و سوء استفاده های تبلیغاتی از برخوردهای احتمالی و تبعات آن، این بار می تواند با حضور مردم برای اخراج مجاهدین وارد مرحله تازه ای شود. از آنجا که اقدام نیروهای عراقی برای تخلیه اشرف در ژوئیه سال گذشته با واکنش های فرقه ای مجاهدین و خودزنی های طراحی شده باعث مرگ تعدادی و وسیله بهره برداری تبلیغاتی قرار گرفت، حضور شهروندان عراقی در اطراف قرارگاه می تواند تبدیل یک راهکار سیاسی و کم هزینه برای تخلیه اشرف شود. این راهکار می تواند با اقدام خودجوش شهروندان عراقی برای یک تحصن دراز مدت و تا زمان جابجایی و تخلیه کامل اشرف محقق شود. واقعیت این است که اقدامات نیروهای عراقی تا اینجا به دلایل روشن و از جمله تأمین خواست رجوی برای ایجاد درگیری و سوء استفاده نه تنها پاسخ نگرفته که بعضاً باعث انتفاع رجوی شده است. گره خوردن خواست مردم و مسئولین عراق می تواند گام دیگری در راستای تعیین تکلیف اشرف باشد. این همسویی می تواند در شکل تجمع و تحصن و اعتراض مردم و به موازات اقدام خانواده ها توجه افکار عمومی را به اهمیت موضوع و شفاف سازی موضوع جلب کند. باید به موازات خواست رجوی که هدفش فرسایشی کردن اوضاع و به انفعال کشاندن نیروهای عراقی است، با همان شیوه با او تنظیم رابطه کرد. حضور مردم عراق در این کارزار می تواند در دراز مدت به نتایج معکوسی برای رجوی تبدیل شود.&#8221; خبر اعلام حمایت خانواده های سه استان دیالی، انبار و صلاح الدین از خانواده های ایرانی متحصن و پیوستن به تحصن آنها، بر احساس همدردی شهروندان عراقی و همچنین شناخت آنها از پیچیدگی های فرقه ای،از نقش مخرب و بازدارنده مجاهدین در گذشته و حال عراق و در نهایت بر احساس ضرورت و نیاز به حضور آنها در حل معضل اخراج مجاهدین از عراق حکایت دارد. واقعیت این است که از زمان سقوط صدام و روی کار آمدن دولت جدید و علیرغم اجماع و تصویب قانونی مبنی بر اخراج نمودن مجاهدین از عراق به عنوان یک گروه تروریستی و به لحاظ آن سابقه و عملکرد، اما به دلایل روشن از جمله پیچیدگی های فرقه ای مجاهدین و عدم پایبندی رجوی به موازین اخلاقی و انسانی و از سویی پرهیز و خویشتن داری نیروهای عراقی از توسل به نیروی قهریه، توفیقی در این امر کسب نکرده اند. هر چند در نقطه مقابل مجاهدین با قلع واقعیت سعی در مظلوم نمایی و مخدوش کردن حقیقت نمودند. این وضعیت از زمان تفویض کنترل اشرف به نیروهای عراقی تاکنون در اشکال مختلف ادامه داشته و دارد. در این میان تقریباً هیچ مرجع و نهاد بین المللی و تا این زمان حاضر به حقیقت یابی و پادرمیانی و اطلاع رسانی نسبت به این وضعیت نکرده است. بدیهی است در چنین شرایطی اخراج مجاهدین از عراق و تا استفاده نیروهای عراقی از زور و قوه قهریه محقق نخواهد شد. این دقیقاً آن وضعیت و فرضی است که مجاهدین از ابتدا نیازمند و مترصد آن بوده اند. اتفاقات ژوئیه سال 2009 دقیقاً در راستای چنین ضرورت و نیازی از سوی مجاهدین رقم خورد. هوشمندی نیروهای عراقی بعد از این اتفاق باعث شد تا حدود زیادی از تکرار این اتفاق جلوگیری و گزک مظلوم نمایی از دست مجاهدین گرفته شود. بعد از این اتفاق موضوع بیماران اشرف و بهانه تراشی های رجوی برای ممانعت از انتقال آنها به بیمارستان وجه دیگری از مظلوم نمایی رجوی را با هزینه جان مهدی فتحی به نمایش گذاشت. پروژه ای که هم اکنون ادامه دارد و تا زمان بهانه ها و مستمسک های تازه ای از سوی رجوی ادامه خواهد داشت. با این احتساب رجوی سپر تهاجمی خود را از یک سو با فرضیه توسل به قوه قهریه نیروهای عراقی و از سوی دیگر با هزینه کردن جان بیماران اش تنظیم کرده است. شاید اتفاق اخیر یعنی وارد شدن شهروندان عراقی به معادله اشرف، از جهات زیادی برای رجوی غافلگیر کننده باشد. به این معنی که او نخواهد توانست در مقابل نفس این اقدام از یک سو و در دراز مدت با رشد و ادامه این حضور به مقابله جدی با این پدیده موفق شود. پیش بینی این که چنین شیوه ای در کوتاه مدت به نتیجه برسد و رجوی را وادار به عقب نشینی کند، خوش بینانه است. به این دلیل که رجوی به هیچ مرز اخلاقی پایبند نیست. شواهد و قرائن نشان می دهد که گماشته های امنیتی و فدائیان رجوی در طی یکسال گذشته و در مواجه با والدین اعضای اشرف از هیچ پرده دری، هتاکی و هنجارشکنی اخلاقی و&#8230; مضایقه نکرده اند. به یک معنی باید یادآور شد خانواده های عراقی باید تکرار این هجمه های تجربه شده در یکسال گذشته را به مثابه واکنش های اولیه رجوی به رسمیت شناخته پذیرا باشند. اما با این حال باید به چنین روشی به مثابه عقلانی ترین و کاراترین شیوه ممکن و البته در دراز مدت امید بست. در این رابطه رشد و تسری اعتراضات مردمی فاکتوری است که می تواند نتایج مورد نظر را تسریع کند. این مسیر ناگزیر افکار عمومی را با واقعیت نداشتن پشتوانه مردمی بیشتر واقف خواهد کرد. تجربه طرد و انزوای مجاهدین در نزد مردم ایران که سالها است به همین دلیل مانع و سدی در حمایت رسمی و همه جانبه قدرت های بزرگ از مجاهدین شده، در نوع خود می تواند در عراق نیز کارکرد و تاثیر مضاعفی در انزوای بین المللی مجاهدین بجا بگذارد. البته این انزوا در عراق ریشه در عملکرد مجاهدین در دوران صدام دارد که هنوز آنگونه که باید و شاید نقش آنها در عراق زمان صدام تبیین و اطلاع رسانی نشده است. در همین راستا می توان با برگزاری نمایشگاه های مختلف عکس، فیلم و اسناد در اطراف قرارگاه و همچنین استفاده از اعضای جداشده در جهت اطلاع رسانی نقش سازمان در زمان صدام و ارتباطات رجوی و دستگاه های امنیتی و&#8230; گام مثبت و مهمی در جهت گسترش و تعمیق این جریان برداشت. به هر حال پیوستن خانواده های عراقی به متحصنین ایرانی را باید یک گام جدی و اساسی در راستای اخراج مجاهدین از عراق تلقی کرد. گامی که هر چند در اولین مراحل خود، اما به مرور می تواند به یک جریان فراگیر و ضدتروریست تبدیل و اخراج سازمان از عراق را از مجرای خواست و اراده مردم این کشور محقق کند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10043">اراده مردم عراق مجاهدین را از عراق خارج خواهد کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10043/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگوی صدای آمریکا با محمد محدثین یکی از سرکردگان تروریست</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9441</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9441?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 Jul 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[صدای آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[محکومیت جنگ افروزی و تروریسم مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/07/22/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%85%d8%ad%d8%af%d8%ab%db%8c%d9%86-%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>تلویزیون صدای آمریکا در یک اقدام مسبوق به سابقه در رابطه با حکم استیناف دادگاه فدرال آمریکا در موضوع تفحص و تجدید نظر وزارت امورخارجه آمریکا در نامگذاری تروریستی سازمان مجاهدین خلق با محمد محدثین یکی از اعضای سازمان به گفتگو نشست. تلویزیون آمریکا تأکید و اصرار داشته است که درهای صدای آمریکا به روی تمام سازمان ها و شخصیت های حقیقی و حقوقی استقبال می کند و تنها گروه های تروریستی از چنین حقی محروم هستند و صدای آمریکا خود اولین ناقض این قاعده بوده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9441">گفتگوی صدای آمریکا با محمد محدثین یکی از سرکردگان تروریست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تلویزیون صدای آمریکا در یک اقدام مسبوق به سابقه در رابطه با حکم استیناف دادگاه فدرال آمریکا در موضوع تفحص و تجدید نظر وزارت امورخارجه آمریکا در نامگذاری تروریستی سازمان مجاهدین خلق با محمد محدثین یکی از اعضای سازمان به گفتگو نشست. این گفتگو که در برنامه فارسی 26 تیرماه 1389 انجام شد حاوی نکات قابل تعمقی است که اگر چه پیشتر نیز به برخی از آنها اشاره و مورد تأکید قرار گرفته اما به دلیل حساسیت موضوع و تکرار اقدام غیر قانونی صدای آمریکا در نفس گفتگو با عضو یک سازمان تروریستی مجدداً مورد بازخوانی و تأکید قرار می گیرد. تلویزیون آمریکا بارها و بصورت موکد در برنامه های بخش فارسی بر این نکته تأکید و اصرار داشته است که درهای صدای آمریکا به روی تمام سازمان ها و شخصیت های حقیقی و حقوقی برای پاسخگویی و دفاع در مقابل مطالبی که له یا علیه آنها از این رسانه پخش می شود، باز و از تمامی پاسخ ها استقبال می کند. این توضیح اما با یک تبصره همیشگی و مورد تأکید همراه بوده و آن اینکه تنها گروه های تروریستی از چنین حقی محروم هستند و صدای آمریکا به هیچ وجه به افراد یا مرکزیت و یا هر نوع قسمی که به ترویج و معرفی این سازمان ها منجر شود، اجازه انعکاس نقطه نظرات و صحبت های آنها را نخواهد داد. این ادعا تقریباً ترجیع بند تمام توضیحات حاشیه ای و در واقع مرامنامه ای است که مدام صدای آمریکا بر روی آن تأکید دارد. اما صدای آمریکا خود اولین ناقض این قاعده بوده و کماکان نیز تنها رسانه ای است که به عنوان صدای رسمی آمریکا همواره با گروه های تروریستی و بخصوص سازمان مجاهدین خلق به تعامل و گفتگو می نشیند. صدای آمریکا خود بهتر می داند که اقدامات مورد اشاره تا چه اندازه در چارچوب اطلاع رسانی آزاد و تا چه اندازه در جهت عکس پرنسیب ها و ادعاهای مطروحه است.گفتگوی صدای آمریکا با محمد محدثین درست در راستای نقض چنین تعهد و قاعده ای از چند جهت حائز اهمیت است که به برخی از آنها اشاره می شود و امید می رود آقای چالنگی پاسخی قانع کننده برای آنها داشته باشد. اول اینکه به تصریح و تأکید مجری صدای آمریکا (آقای چالنگی) در زمانی که ایشان با آقای محدثین گفتگو می کنند، نام سازمان مجاهدین خلق در لیست تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا ثبت است و حتی اگر فردا این نام از لیست مورد نظر حذف شود، فی النفسه و فی الحال صدای آمریکا خلاف ادعا و پرنسیب های رسانه ای خود عمل نموده است. البته این اتفاق چنان که اشاره کرد مسبوق به سابقه است و صدای آمریکا همواره یکی از تریبون هایی بوده که کوچکترین اتفاقات مربوط به این سازمان را با حضور اعضای سازمان و البته در پوشش های مختلف منعکس کرده است. دوم اینکه به تصریح و تأکید مجری برنامه نام سازمان مجاهدین خلق علیرغم تغییر موضع بعضی دولت ها و نهادها اما کماکان از سوی آمریکا، و شمار زیادی از کشورهای اروپایی و حتی منطقه در لیست تروریستی قرار دارد. جالب اینجا است که این مهم را مجری این برنامه تصریح و اذعان می دارند که؛ خوب این وزارتخارجه آمریکا که نبوده&#8230; کشورهاى اروپایى هم بودند، دولتهاى اروپایى هم بودند. برخى دولتها در منطقه هستند، یا دولت کنونى، برخى از گردانندگان دولت کنونى عراق هم هست که سازمان مجاهدین خلق ایران را یک سازمان تروریستى مىدانستند. با این حساب آیا نفس اقدام صدای آمریکا در گفتگو با محدثین خارج از قواعدی که خود منظور نموده، نوعی دهان کجی با جامعه بین الملل و کشورهای مورد نظر ایشان و مخاطبان صدای آمریکا محسوب نمی شود. سوم اینکه وقتی مجری برنامه در واکنش به توضیحات محدثین تصریح دارند که؛ همزمان رئیسجمهور آمریکا جمهورى اسلامى ایران را هم حامى تروریسم بینالمللى مىدانسته و مىداند. پس چطور مىشود گفت که در اثر یک مماشات هست که سازمان مجاهدین را سازمان تروریستى مىدانستند. حال آن که مىبینیم جمهورى اسلامى را هم گفتند حامى تروریسم بینالمللى. به یک معنی می خواهد ضمن تبرئه آمریکا از اتهام مماشات با جمهوری اسلامی بر این معنی تأکید کند که موضع آمریکا در قبال مجاهدین متکی به دلایلی خارج از ادعای محدثین است. پس نامگذاری مجاهدین توسط آمریکا در لیست تروریستی به همان دلیلی که جمهوری اسلامی را در لیست خود منظور کرده، علی القاعده نمی تواند سیاسی و ابزاری باشد و به یک معنی بر سازوکارهای دیگری متکی است. در این صورت آقای چالنگی چگونه به خود اجازه می دهند تریبون صدای آمریکا را در اختیار یک تروریست قرار دهند. چهارم اینکه بالاخره آقای چالنگی سازمان مجاهدین را تروریست می شناسند یا خلاف این نظر را دارند. اگر خلاف این نظر را دارند پس چه اصراری در اثبات بی طرفی آمریکا در نامگذاری سازمان در لیست تروریستی وزارت امورخارجه دارند. اگر غیر از این است و آنگونه که از اظهارات ایشان هم بر می آید، مجاهدین را به عنوان یک سازمان تروریستی می شناسند، چه اصراری دارند نقطه نظرات نماینده یک سازمان تروریستی را از رسانه صدای آمریکا پخش و بر خلاف دیدگاه های رسمی دولت آمریکا عمل کنند. اگر به زعم ایشان خط سرخ و مرزبندی صدای آمریکا فقط با تروریست ها است، در این صورت نفس عمل چالنگی باز نشان می دهد که مجاهدین را تروریست نمی شناسد. در نهایت اینکه رویه آقای چالنگی را می توان مصداق ضرب المثل یک بام و دو هوای ایرانی ها تعبیر و تلقی کرد. به این ترتیب می شود به برخی دیگر از تناقضات و رفتارهای پارادوکسیکال صدای آمریکا در این خصوص اشاره کرد. اما مسئله وقتی بغرنج تر و مشکل می شود که آقای چالنگی تاکنون هیچ اشاره و توضیحی در خصوص این رفتارهای متناقض برای مخاطبان صدای آمریکا نداده است. این در حالی است که ظاهراً و بر اساس ادعای ایشان و دیگر مجریان، صدای آمریکا رسانه ای مخاطب محور است که با ادعای احترام به شعور و حق دریافت اطلاعات آزاد با مخاطبان خود تنظیم رابطه می کند. بد نیست در اینجا و اگر چه غیر مستقیم بار دیگر بر روی این تناقضات و از زاویه نوعی مطالبه معمول تأکید نموده و از ایشان بخواهیم حداقل به پاسخی هر چند کوتاه به این رفتارهای دوگانه مبادرت نمایند. هر چند سکوت صدای آمریکا تا کنون این گمانه را که آنها یک رسانه کمیت محور و بدون مرزبندی و قاعده هستند، به یک باور انکارناپذیر تبدیل کرده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9441">گفتگوی صدای آمریکا با محمد محدثین یکی از سرکردگان تروریست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9441/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تجمع تاورنی، مریم رجوی را سنگ روی یخ کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9347</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9347?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Jun 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/06/29/%d8%aa%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%aa%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%86%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%85-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%b3%d9%86%da%af-%d8%b1%d9%88%db%8c-%db%8c%d8%ae-%da%a9%d8%b1%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اتفاق جالب در این تجمع تاکید مریم رجوی بر روی تغییر واقعی دمکراتیک در نقطه مقابل شعار همیشگی ایشان یعنی تغییر دمکراتیک است که مشخصاً در این جا کلمه واقعی اضافه و تاکید شده است. اینکه فرق بین تغییرات دمکراتیک و تغییرات واقعی دمکراتیک چیست؟ از مواردی است که احتمالاً خانم عضدانلو به این دلیل که خود ابداع کننده هستند، طبعاً خودشان هم باید درباره تفاوت های آن توضیح بدهند. ناگفته نماند مریم رجوی در مقام بال سیاسی مسعود سالهای متمادی است به هر ترفند و رنگی برای جلب حمایت غرب و بخصوص ایرانیان مقیم خارج در می آید. این رویکرد را نیز به نوعی می توان در همین راستا ارزیابی کرد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9347">تجمع تاورنی، مریم رجوی را سنگ روی یخ کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تظاهرات شنبه 26 ژوئن برابر با 5 تیرماه سازمان مجاهدین خلق که از ماه ها پیش تبدیل به تیتر اول و غالب تمامی رسانه های مجازی و تلویزیون مجاهدین شده بود، بالاخره برگزار گردید. آنچه در تاورنی رخ داد حتی بر خلاف آن انتظارات و پیش بینی های مرسوم و حداقلی در خصوص شرکت ایرانیان مقیم اروپا در این تجمع بود. بی اعتنایی ایرانیان مقیم اروپا از این تجمع به حدی بود که بر خلاف همیشه که خبر اعلام آمار شرکت کنندگان به ضرورت های تبلیغاتی و سیاسی و با اعلام بالای بیست و سی هزار نفر در صدر تمامی خبرهای مربوطه قرار می گرفت، اینبار اما در هیچ یک از خبرهای منتشره آمار و ارقامی مبنی بر تعداد شرکت کنندگان در این تجمع ذکر نگردید. حتی در این راستا آش تجمع تاورنی آنقدر شور و بی مزه شده بود که از تمامی این مراسم و مشخصاً از شرکت کنندگان تنها یک عکس منعکس گردیده که در مقایسه با اتفاقات مشابه نه تنها قابل مقایسه نیست که از اساس نشان دهنده این واقعیت دردناک است که سازمان نتوانسته حتی همان تعداد هواداران مورد ادعای گذشته و سیاهی لشگرهای همیشگی را متقاعد به حضور در این تجمع کند.  جهت اطلاع از کم و کیف بی اعتنایی ایرانیان مقیم خارج از این تجمع تنها کافی است به تنها عکس موجود از حاضرین دقت و توجه شود تا عمق استیصال و درماندگی خانم مریم رجوی و سازمان بیشتر هویدا شود. در تمامی اخبار و گزارش های کلیشه ای که سایت های سازمان مدعی هستند از خبرگزاری های مختلف جهان مخابره کرده اند، یک مقدمه ترجیع بند این خبرها است و اینکه تمامی این خبرها به نقل از سازماندهان و برگزارکنندگان این تجمع یعنی همان سازمان مجاهدین نقل شده است. به یک معنی بر خلاف ادعاهای سازمان هیچیک از خبرنگاران مورد نظر او مستقیم نه در مراسم حضور داشتند و نه اخبار و اطلاعات منتشره را بر اساس مشاهدات مستقیم خود تنظیم کرده اند. این در واقع همان رویه و منوال همیشگی است که سازمان در پوشش دادن اخبار مربوط به میتینگ ها و مراسم مشابه دنبال کرده است.  اما در مورد تعداد شرکت کنندگان تنها در دو خبر به ذکر آمار اشاره شده است. یک جا به نقل از خبرگزاری فرانسه و البته با تاکید بر نقل از سازماندهندگان که به عدد تقریبی دهها هزار نفر اشاره شده است و یک جا در سایت سازمان مجاهدین و به نقل از خبرگزاری فرانسه اینگونه آمده است: خبرگزارى فرانسه افزود: سازماندهندگان جمعیت را 100هزار نفر برآورد کردند. در یک جا هم سایت سازمان مجاهدین خبر نقل شده از سوی آسوشیتدپرس را بدون ذکر آمار و ارقام از حضور شرکت کنندگان درج کرده است. سایت همبستگی هم در یک خبر شتابزده و عجولانه در حالی که روز شنبه و یکشنبه را گم کرده، نوشته است: روز یکشنبه ۲۶ ژوئن ۲۰۱۰, ایرانیان مریم رجوی مریم رجوی, شورای ملی مقاومت ایران در یک گردهمایی در تاورنی در حومه شمال پاریس را تحسین میکنند. روز شنبه هزاران نفر در شمال پاریس تجمع کردند. نفس این تناقض گویی ها در مورد همین دو ارقام ذکر شده حاکی از سردرگمی و افتضاحی است که در تاورنی گریبان مریم عضدانلو و سازمان مجاهدین را گرفته است. اینکه بشود میزان شرکت کننندگان در این مراسم را با اندکی اختلاف حدس زد، کار دشواری نیست، مضاف بر اینکه نگاه خبرنگاران به هر جمعیتی بر اساس تجربه کاری نیز در زمره کارهای یومیه و روزمره است.  اتفاق جالب در این تجمع تاکید مریم رجوی بر روی تغییر واقعی دمکراتیک در نقطه مقابل شعار همیشگی ایشان یعنی تغییر دمکراتیک است که مشخصاً در این جا کلمه واقعی اضافه و تاکید شده است. اینکه فرق بین تغییرات دمکراتیک و تغییرات واقعی دمکراتیک چیست؟ از مواردی است که احتمالاً خانم عضدانلو به این دلیل که خود ابداع کننده هستند، طبعاً خودشان هم باید درباره تفاوت های آن توضیح بدهند. ناگفته نماند مریم رجوی در مقام بال سیاسی مسعود سالهای متمادی است به هر ترفند و رنگی برای جلب حمایت غرب و بخصوص ایرانیان مقیم خارج در می آید. این رویکرد را نیز به نوعی می توان در همین راستا ارزیابی کرد.  از دیگر افتخارات سازمان مجاهدین در این مراسم حضور جان بولتن سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل متحد که خواستار خارج کردن نام مجاهدین از لیست تروریستی وزارت امور خارجه گردید بود. همچنین حضور چند دولتمرد بازنشسته و از کار افتاده که تنها هنرشان روخوانی یادداشت هایی بود که قبلا توسط سازمان مجاهدین تنظیم و آنها ناچار بودند آن را قرائت کنند. تجمع 26 ژوئن مجاهدین در تاورنی در واقع پایان سناریو و جریان سازی رسانه ای سازمان در بحبوبه ماه خرداد و خط بطلانی بر تمام وعده و عیدهایی بود که مسعود رجوی و مریم عضدانلو طی ماه های گذشته و مدام و بی وقفه و با اشکال مختلف دنبال و تبلیغ می کردند. در واقع با پایان یافتن این تجمع سازمان بار دیگر و بطور ناگزیر و بر اساس یک عادت دیرینه خودش را بر روی موضوعات کلیشه ای و تکراری بنا خواهد کرد. بمبی که به زعم مسعود و مریم قرار بود در ماه خرداد و مشخصاً از 22 تا سی خرداد منفجر بشود، بیشتر شبیه بادکنک های به رنگ بنفش تجمع تاورنی بود که در نهایت در هوا و زمین ترکانده شد و صدای آن را حتی حاضرین در تاورنی هم نشنیدند چه برسد به جهانیان و مردم ایران. با این تفاوت که کمیت شرکت کنندگان در تاورنی بار دیگر به مریم و مسعود این درس تاریخی را داد که به میزان گذشت زمان نه تنها از آن اندک هواداران خارجه نشین هم کم و کسر می شود که دیگر حتی سیاهی لشگرها و چتربازهای اروپایی هم به وعده های آنها دلخوش نیستند.  ترفند دیگر سازمان در این رابطه تلاش برای جلب حامیان موسوی در خارج کشور بود که آن هم با شکست مواجه شد. سایت همبستگی در این رابطه ادعا کرده بود هواداران سازمان حمایت خود را از طرفداران موسوی اعلام کرده اند. لازم به تأکید نیست که این ترفند نیز به جهت کشاندن حامیان موسوی به سمت تاورنی صورت گرفته بود که ظاهراً با شکست کامل مواجه شده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9347">تجمع تاورنی، مریم رجوی را سنگ روی یخ کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9347/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شکست گام به گام رجوی در تقابل با خانواده ها</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9306</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9306?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 20 Jun 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[جلوگیری از ملاقات خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/06/21/%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%da%af%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%da%af%d8%a7%d9%85-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>بی تردید ادامه این شرایط علیرغم اینکه بیشترین آسیب و رنج و مرارت آن متوجه خانواده ها است، نمی تواند از جانب رجوی قابل تحمل و ادامه یابد. همین ریزش ها و فرارهای محدود و معدود نیز در نهایت و به شکل بهمن وار گریبان رجوی را خواهد گرفت. وضعیت اکنون قرارگاه و نسبت آن با خانواده ها بیشتر تداعی کننده رابطه نابرابری است که نمی توان توفیق زیادی برای خانواده ها متصور گردید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9306">شکست گام به گام رجوی در تقابل با خانواده ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خبرهای رسیده از اشرف کماکان حاکی از فرار و گریز ساکنین و پناه جستن به خانواده ها می کند. این در حالی است که قلم به دستان رجوی این روزها مستمرا به درج مقالات تهییج کننده در ستایش مقاومت ساکنین اشرف و همچنین انقلاب کذایی ایدئولوژیک به عنوان مکانیزم مقاومت در برابر خانواده ها اقدام می کنند. آخرین خبرها حاکی از این است که روز شنبه 5 ژوئن شهاب حسینی از ساکنین اشرف موفق به فرار و پناه جستن به خانواده خود شده است. این خبر همچنین تاکید دارد وی پس از بیست و چهار سال اسارت در تشکیلات رجوی سرانجام موفق به فرار شده است. در این میان نباید نقش مقاومت خانواده ها در اطراف قرارگاه اشرف را نادیده گرفت. خبرهای رسیده همچنین حاکی است خانواده ها روز مادر را در اطراف اشرف جشن گرفته و همچنان اصرار دارند تا برآورده شدن خواسته های شان به تحصن و اعتراض ادامه بدهند. نکته حائز اهمیت در این رابطه اقدامات بازدارنده و هشداردهنده خانواده ها نسبت به پیامدهایی از جمله تکرار خودسوزی های فرقه ای در قرارگاه اشرف است. این واکنش ها در پی افشاگری های خانم بتول سلطانی مبنی بر استفاده رجوی از ساکنین اشرف به عنوان سپرهای انسانی صورت گرفته است. لازم به ذکر است خانم سلطانی پیشتر و به عنوان یکی از اعضای شورای رهبری به تفصیل درباره سوء استفاده های جانی رجوی از اعضای سازمان صحبت و بر این مهم تاکید داشته که رجوی در نهایت راهی جز سپر قرار دادن و قربانی کردن تمامی ساکنین اشرف برای نجات خود از بحران های پیش رو ندارد. حضور خانواده ها و ادامه مقاومت جانانه آنها در اطراف قلعه رجوی از این جهت نیز می تواند حائز اهمیت باشد.  بی تردید ادامه این شرایط علیرغم اینکه بیشترین آسیب و رنج و مرارت آن متوجه خانواده ها است، نمی تواند از جانب رجوی قابل تحمل و ادامه یابد. همین ریزش ها و فرارهای محدود و معدود نیز در نهایت و به شکل بهمن وار گریبان رجوی را خواهد گرفت. وضعیت اکنون قرارگاه و نسبت آن با خانواده ها بیشتر تداعی کننده رابطه نابرابری است که نمی توان توفیق زیادی برای خانواده ها متصور گردید، اما آن روی سکه مقاومت خانواده ها نشان داده ولو به صورت قطره ای تاثیرات تعیین کننده ای را در دراز مدت بر روی ساکنین اشرف بجا گذاشته و خواهد گذاشت. این گمانه زنی را بیش از هر چیز وضعیت استیصال گونه و درماندگی رجوی و تشکیلات او تقویت می کند. درست در نقطه مقابل آن ادعاهایی که مبنی بر تغییر شرایط عراق و به نفع سازمان و رجوی مدام از سوی رسانه های سازمان تکرار می شود، اما در واقعیت امر صورت مسئله اصلی مردم و دولت عراق کماکان تعیین تکلیف با قرارگاه اشرف است. در این رابطه اوج گرفتن مواضع شخصیت ها و احزاب و سازمان ها و نمایندگان پارلمان عراق مبنی بر تسریع در خروج مجاهدین گواهی است بر بی پایه بودن امیدواری های رسانه ای مجاهدین و رجوی. اگر از این منظر یعنی موقعیت متزلزل و بلاتکلیفی محض مجاهدین و رجوی به وضعیت آنها نگاه کنیم، در این صورت ادامه و استمرار حضور خانواده ها در قرارگاه اشرف اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. اهمیت موضوع از آنجا ناشی می شود که رجوی طی ماه های گذشته بیشترین هجمه تبلیغاتی و رسانه ای و هتاکی را متوجه این خانواده ها نموده است. این واکنش های هیستریک و ناشیانه فی النفسه نشان دهنده اهمیت موضوع و نگرانی رجوی از تاثیرات و پی آمدهای این حضور است. چه در غیر این صورت رجوی حتی حاضر می شد زمینه ها و بستر ادامه این حضور را خود فراهم کند.  وقتی رجوی برای تارومار کردن این خانواده ها حاضر به زدن هر گونه اتهام و هتاکی و تهمت و بعضا ایجاد درگیری و ضرب و شتم و&#8230; می شود، به یک معنی می توان به اهمیت این حضور در مناسبات رجوی پی برد. رجوی بارها گفته است حاضر است ده ها تن را به هر قیمت و با خرج و هزینه های سازمان و به صورت رسمی از تشکیلات خارج کند، اما تحت هیچ شرایطی حاضر به تحمل فرار حتی یک نفر از مناسبات اش نیست. اهمیت این فرارها برای رجوی به اندازه ای است که به قول خانم سلطانی رجوی دستور داده به سمت عضو فراری شلیک کنید. آنچه در حال حاضر حائز اهمیت است نه کمیت و تعداد جداشدگان و فراریان از اشرف که بر عکس نحوه و کیفیت خروج آنها است که به صورت فرار و گریز از مناسبات او محقق شده است. برای رجوی فرار یک عضو از اشرف در واقع تداعی کننده فرارهایی است که زندانیان گولاک در زمان حکومت استالین از اردوگاه های کار اجباری و زندان های مخوف او انجام می دادند. رجوی می داند فرار از مناسبات چه در درون مناسبات اش و چه در بازخوردهای بیرونی و خارجی چه هزینه هایی بر او تحمیل می کند. می داند وقتی کسی پس از دو و نیم دهه عضویت و زندگی تشکیلاتی و علیرغم آن همه تزریق های فکری و مجاب سازی های روانی و شستشوهای ذهنی و ایدئولوژیکی از مناسبات او فرار می کند، در واقع هر چقدر هم امثال رحمان کریمی در خصوص اهمیت بازدارندگی این اتفاق بنویسند و مدیحه سرایی کنند، اما در واقعیت چیزی جز مضحکه شدن و استهزاء گرفته شدن برای او و رجوی به دنبال نخواهد داشت.  می داند این ستایش ها و اغراق ها در تقابل و مصاف با آنچه اتفاق می افتند در واقع موید این حقیقت هستند که تنها عامل بازدارنده و جلوگیری از ریزش نهایی و بهمن وار نه ارادت به رجوی که اهرم هایی مثل زور و نظارت های فیزیکی و تمام وقت است. نقش خانواده ها و ادامه حضور آنها درست در چنین تقابلی اهمیت پیدا می کند. تقابل بین سادگی و احساس غریزی خانواده در مصاف با همه پیچیدگی های صوری و ظاهری و روانی و روحی که رجوی در طی قریب به سه دهه بر روح و روان اعضاء تزریق کرده است. در واقع امروز رجوی می بیند، آن بنای ظاهرا عظیمی که تصور می کرد بر ستون ها و پایه های عشق و ارادت و صدق و صفا و&#8230; بنا کرده، چگونه در حال لرزیدن و فروریختن هستند. آن هم در مقابل کمترین نسیمی که از بیرون به سمت این قلعه می وزد. واقعیت این است که از ما به هر عنوان و صفت و نامی که بشناسید در این وضعیت کاری جز حمایت معنوی و خواستی جز ادامه حضور و مقاومت در اطراف اشرف بر نمی آید. سال ها چشم انتظاری و فراق نتیجه ای نداد، به شهادت مقاومت این چند ماهه و نفراتی که نجات یافته و به خانواده پناه جسته اند، می توان با امید بستن به همین وضعیت و ادامه مقاومت به روزهای آینده دل بست و کماکان بر خواست خود و با تکیه بر اراده و امید در انتظار رهایی فرزندان ماند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9306">شکست گام به گام رجوی در تقابل با خانواده ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9306/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>هزینه های اجتناب ناپذیر همسویی مجاهدین با اسرائیل</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9259</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9259?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Jun 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/06/13/%d9%87%d8%b2%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d9%86%d8%a7%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1-%d9%87%d9%85%d8%b3%d9%88%db%8c%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سایت شورای ملی مقاومت و سایر سایت های وابسته به سازمان که ادعا داشتند مریم رجوی در این خصوص اقدام به انتشار بیاینه و اطلاعیه نموده تنها با درج یک خبر دو سطری و به نقل از مریم رجوی این واقعه را پوشش دادند. در بخش کوتاه دیگری از این خبر به نقل از مریم رجوی آمده است این گونه اقدامات دست رژیم جمهوری اسلامی را باز می گذارد. اینکه چرا مریم رجوی به جای محکوم کردن جنایات اسرائیل پای جمهوری اسلامی را پیش می کشد، چندان غیر منتظره نیست.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9259">هزینه های اجتناب ناپذیر همسویی مجاهدین با اسرائیل</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حملات هلی کوپترهای اسرائیلی به کاروان کمک های انسانی به مردم محاصره شده غزه با واکنش و اعتراض خشم آلود افکار عمومی جهان و دولتمردان و دولت های اروپایی و عربی روبرو گردید. آنچه در این میان حائز اهمیت است نوع واکنش های کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا در این خصوص است. کشورهای غربی اکثرا این واقعه را نگران کننده، غیر متعارف، شگفت زده، غیر قابل قبول، و غیر انسانی توصیف کردند و در این رابطه حتی اتحادیه اروپا خواستار محاکمه مقامات اسرائیلی گردید. آمریکایی ها نیز علیرغم سکوت اولیه خود اما در نهایت ناچار به موضع گیری شده و آن را اتفاقی تاسف آور توصیف کردند. این حادثه موجی از خشم و نگرانی و تاسف و اعتراض را در سرتاسر کشورهای جهان باعث شده است. موضع گیری های صریح و بی پرده مقامات کشورهای اروپایی حاکی از ابعاد غیر انسانی این اتفاق است. در همین رابطه میشل مارتینن وزیر امور خارجه ایرلند حمله اسرائیل را نگران کننده و وزیر خارجه بلژیک آن را غیر متعارف توصیف کرده است. وزیر خارجه سوئد نیز این حادثه را غیر قابل قبول توصیف عنوان نموده است. وزرای خارجه ایتالیا و آلمان نیز این حملات را شگفت زده و نگران کننده خوانده اند. مسئول روابط اسپانیا با اتحادیه اروپا ضمن ابراز خشم خود از این واقعه آن را به شدت محکوم کرده است. مارتین شولز از اعضای پارلمان اروپا ضمن محکومیت این حادثه تاکید کرده اسرائیل پای خود را از بیش از اندازه از گلیم اش دراز کرده است. فراتر اتحادیه اروپا در یک موضع گیری غیر مترقبه خواستار محاکمه مقامات اسرائیلی شده است. <br /> آنچه مسلم است اینکه حملات اسرائیل به کاروان های کمک رسانی فارغ از هر نگاه و جبهه گیری های سیاسی مرسوم جای هیچ اما و اگر و توجیهی در محکومیت اسرائیل باقی نگذاشته است. به نظر می رسد اوضاع به گونه ای است که هیچ کشوری با هر میزان محافظه کاری و نزدیکی استراتژیک با اسرائیل نمی تواند با این حادثه به صورت منفعلانه برخورد کند. همچنین می توان در همین رابطه به موضع گیری صریح بسیاری از سازمان ها و احزاب سیاسی از جمله جریانات اپوزیسیون ایرانی در خارج کشور در خصوص محکومیت اسرائیل اشاره کرد. آنچه در این رابطه مورد تاکید است نحوه برخورد سازمان مجاهدین با این واقعه مهم است. اگر چه این بار بر خلاف گذشته و به خصوص سکوت سازمان در قبال حملات اسرائیل به غزه، این اقداما تلویحا محکوم شده، اما محتوای این موضع گیری نشان داد مجاهدین تحت هیچ شرایطی حاضر به محکومیت بی قید و شرط جنایات رژیم صهیونیستی نیستند. مجاهدین که سال ها است دل به تهدیدهای نظامی اسرائیل به ایران خوش کرده اند، چندان مایل به آزرده کردن خاطر دوستان اسرائیلی خود نیستند. از این رو هر بار به دلایلی از موضع گیری در قبال جنایات اسرائیلی ها طفره می روند. <br /> سایت شورای ملی مقاومت و سایر سایت های وابسته به سازمان که ادعا داشتند مریم رجوی در این خصوص اقدام به انتشار بیاینه و اطلاعیه نموده تنها با درج یک خبر دو سطری و به نقل از مریم رجوی این واقعه را پوشش دادند. در بخش کوتاه دیگری از این خبر به نقل از مریم رجوی آمده است این گونه اقدامات دست رژیم جمهوری اسلامی را باز می گذارد. اینکه چرا مریم رجوی به جای محکوم کردن جنایات اسرائیل پای جمهوری اسلامی را پیش می کشد، چندان غیر منتظره نیست. نکته حائز اهمیت در این خبر امتناع و خوداری خبر از اشاره مستقیم به نام اسرائیل است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9259">هزینه های اجتناب ناپذیر همسویی مجاهدین با اسرائیل</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9259/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
