<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>انجمن نجات مرکز اراک</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%da%a9/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/انجمن-نجات-مرکز-اراک</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 20 Sep 2026 08:22:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.1</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>انجمن نجات مرکز اراک</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/انجمن-نجات-مرکز-اراک</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>نامه پدر عباس گلریزان به فرزندش</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69623</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69623?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 20 Sep 2026 08:15:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[عباس گل ریزان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69623</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلام پسرم از خداوند بزرگ برایت آرزوی سلامتی دارم. عباس جان، سال‌هاست منتظر تو هستم؛ من پیر شده‌ام و از لحاظ جسمانی وضعیت خوبی ندارم. من به گردنت حق دارم؛ آیا این حق من است که حتی تماسی با من نگیری؟ وقتی دفترچه خاطراتم را در قلبم مرور می‌کنم، لبخند تلخی روی لبم می‌نشیند. چه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69623">نامه پدر عباس گلریزان به فرزندش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام پسرم</p>
<p>از خداوند بزرگ برایت آرزوی سلامتی دارم. عباس جان، سال‌هاست منتظر تو هستم؛ من پیر شده‌ام و از لحاظ جسمانی وضعیت خوبی ندارم. من به گردنت حق دارم؛ آیا این حق من است که حتی تماسی با من نگیری؟ وقتی دفترچه خاطراتم را در قلبم مرور می‌کنم، لبخند تلخی روی لبم می‌نشیند. چه آرزوهایی که نداشتم! آرزوی من این بود که می‌گفتم: «وقتی خدمت سربازی عباس به اتمام برسد، عباس عصای دست من می‌شود و دیگر در زندگی غمی نخواهم داشت.» اما نمی‌دانستم عباس مرا رها می‌کند. انسان‌های از-خدا-بی‌خبر، فرزند مرا فریب داده و او را به اسارت خود درآورده‌اند و مرا در غم و داغ او گذاشته‌اند. آخه ظلم تا کجا؟! آه من این افراد را خواهد گرفت.</p>
<p>و اما خطابم به فرزندم، عباس: پسرم، ذره‌ای به فکر پدرت و خانواده‌ات باش؛ پدری که سال‌ها برای تو زحمت کشید. با من تماس بگیر. خواسته من از تو این است: کمپ را ترک کن و آزادانه زندگی کن. من همیشه دعا می‌کنم هر چه زودتر خودت را از این وضعیت نجات دهی و به آغوش پدرت برگردی. امیدوارم هر چه سریع‌تر خودت را رها کنی و بازگردی.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69623">نامه پدر عباس گلریزان به فرزندش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69623/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگوی فواد بصری با ولی الله گل ریزان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69574</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69574?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 14 Sep 2026 06:07:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[عباس گل ریزان]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69574</guid>

					<description><![CDATA[<p>در تاریخ 22 شهریور 1405 فواد بصری به دیدن آقای ولی‌الله گل‌ریزانی، پدر عباس گل‌ریزان، رفت و گفتگویی با ایشان داشت. پس از احوالپرسی، فواد بصری برای آقای گل‌ریزان تشریح کرد که فرقه رجوی از اسیران دربند مانند عباس گل‌ریزان در کمپ آلبانی سوءاستفاده می‌کند و به آن‌ها اجازه نمی‌دهد با خانواده‌های خود ارتباط برقرار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69574">گفتگوی فواد بصری با ولی الله گل ریزان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در تاریخ 22 شهریور 1405 فواد بصری به دیدن آقای ولی‌الله گل‌ریزانی، پدر عباس گل‌ریزان، رفت و گفتگویی با ایشان داشت. پس از احوالپرسی، فواد بصری برای آقای گل‌ریزان تشریح کرد که فرقه رجوی از اسیران دربند مانند عباس گل‌ریزان در کمپ آلبانی سوءاستفاده می‌کند و به آن‌ها اجازه نمی‌دهد با خانواده‌های خود ارتباط برقرار کرده یا تماس بگیرند. قبلاً سران فرقه رجوی اجازه می‌دادند اعضا برای هواخوری به شهر بروند، اما اکنون راه هواخوری را نیز بر اعضا بسته‌اند و هیچ‌کس حق ندارد درخواست رفتن به شهر را مطرح کند.</p>
<p>در ادامه، آقای گل‌ریزان گفت: زمانی که عباس در عراق بود، من چندین بار به عراق سفر کردم و می‌خواستم عباس را از پادگان اشرف نجات دهم، اما متاسفانه موفق نشدم. از زمانی که آن‌ها را به آلبانی منتقل کردند، دیگر نتوانستم کاری برای آزادی عباس انجام دهم؛ ان‌شاءالله که عباس خودش را از آن کمپ آزاد کند و به آغوش خانواده برگردد.</p>
<div id="attachment_69575" style="width: 810px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69575" class="size-full wp-image-69575" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Basri-Golrizan-202609.jpg" alt="فواد بصری و ولی الله گل ریزان " width="800" height="450" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Basri-Golrizan-202609.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Basri-Golrizan-202609-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Basri-Golrizan-202609-768x432.jpg 768w" sizes="(max-width: 800px) 100vw, 800px" /><p id="caption-attachment-69575" class="wp-caption-text">فواد بصری و ولی الله گل ریزان</p></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69574">گفتگوی فواد بصری با ولی الله گل ریزان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69574/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام فواد بصری به دوستان سابقش در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69567</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69567?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Sep 2026 11:52:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[فواد بصری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69567</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلام من فواد بصری بعد از نزدیک به بیست سال تحقیر و سرکوب توسط سران تشکیلات مجاهدین توانستم خودم را از چنگال رجوی و گروهش در عراق نجات دهم. من شناختی به سازمان مجاهدین نداشتم. نام رجوی و زنش به گوشم نخورده بود. سرباز بودم که اسیر سازمان مجاهدین خلق شدم و مرا با فریب [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69567">پیام فواد بصری به دوستان سابقش در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
من فواد بصری بعد از نزدیک به بیست سال تحقیر و سرکوب توسط سران تشکیلات مجاهدین توانستم خودم را از چنگال رجوی و گروهش در عراق نجات دهم. من شناختی به سازمان مجاهدین نداشتم. نام رجوی و زنش به گوشم نخورده بود. سرباز بودم که اسیر سازمان مجاهدین خلق شدم و مرا با فریب و دروغگویی وارد مناسباتشان کردند. و بهترین دوران زندگی ام که جوانی بود را نابود کردند. رجوی در زمان صدام در پادگان اشرف خدایی می کرد. در نشست ها ما را سرکوب و تحقیر می کرد. ما خدا خدا می کردیم که روزنه ای در پادگان اشرف باز شود و خودمان را نجات دهیم. خوشبختانه این اتفاق افتاد و توانستم خودم را از پادگان اشرف نجات دهم. خدا را شکر در ایران تشکیل خانواده دادم و زندگی خودم را دارم.</p>
<p>وقتی در دنیای آزاد قدم گذاشتم تازه معنی زندگی را فهم کردم. در کنار خانواده زندگی کردن نعمت است. در پادگان اشرف چند سال با خبرهای کذب به ما دروغ می گفتند اگر یادتان باشد رجوی در نشست های عمومی بالای سن می گفت خلق قهرمان ایران منتظر ماست. وقتی آمدم ایران عکس آن ثابت شد. چند سال است در ایران زندگی می کنم تا به حال ندیدم کسی نام رجوی و زنش را به زبان بیاورد. مردم ایران رجوی و زنش را دشمن خودشان می دانند. از طریق فضای مجازی یک سری جوانها را با پول فریب می دهند تا برای آنها در شهرهای ایران تبلیغ کنند و جالب اینجاست سریع دستگیر می شوند و در اعترافات خود می گویند ما سازمان مجاهدین را نمی شناسیم. از طریق فضای مجازی به ما پیام می دهند و به ما می گویند برای سازمان تبلیغ کنید و ما به شما پول می دهیم . نمونه آن چند موتور سوار در کرج که برای سازمان تبلیغ می کردند. سازمان نام چند موتور سوار را گذاشته بود رژه ارتش آزادی بخش در ایران و سازمان در تلویزیون نکبت بار خودش کلی گرد و خاک کرده بود و فقط می خواست به اعضاء و هوادران خودش در خارجه روحیه دهد.</p>
<p>از رجوی باید سئوال کرد کدام ارتش آزادی بخش؟ زمانی که در پادگان اشرف در عراق بودید و نزدیک مرزهای ایرانی، هیچ غلطی نکردید! الان که پنج هزار کیلومتر دور شدی می خواهی چکار کنی؟ رجوی طبل توخالیست که هیچ وقت صدایی از او در نمی آید. از سرنگونی صدام تا به حال خودش را مخفی کرده و سکوت را برای خودش انتخاب کرده. دوستان من، اردوی رجوی را ترک کنید. رجوی و زنش همه شما را در کمپ از بین خواهند برد. دنیای آزاد را تجربه کنید. دنیای آزاد شیرین است.</p>
<p>فواد بصری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69567">پیام فواد بصری به دوستان سابقش در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69567/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام فاضل فرهادی به دوستان سابقش در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69551</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69551?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 09 Sep 2026 07:59:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[فاضل فرهادی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69551</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلام من فاضل فرهادی هستم از دوستان قدیمی شما . بعضی وقت‌ها در فکر فرو می‌روم و با خودم می‌گویم به چه دلیل با دستان خودتان، خودتان را نابود می‌کنید؟ آیا این همه سال تحقیر و سرکوب در پادگان اشرف در عراق کافی نبود؟ رجوی چند سال در پادگان اشرف من و شما را فریب [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69551">پیام فاضل فرهادی به دوستان سابقش در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p>
<p>من فاضل فرهادی هستم از دوستان قدیمی شما .</p>
<p>بعضی وقت‌ها در فکر فرو می‌روم و با خودم می‌گویم به چه دلیل با دستان خودتان، خودتان را نابود می‌کنید؟ آیا این همه سال تحقیر و سرکوب در پادگان اشرف در عراق کافی نبود؟ رجوی چند سال در پادگان اشرف من و شما را فریب می‌داد؛ در آنجا حق اعتراض نداشتیم و هرگونه اعتراضی با سرکوب شدید مواجه می‌شد؛ چرا که در تشکیلات رجوی اعتراض مطلقاً ممنوع بود.</p>
<p>رجوی فقط شعارهای پوشالی سر می‌داد؛ شعار پوچ سرنگونی! کدام سرنگونی؟ مگر یادتان رفته که بعد از عملیات مرصاد، شعار سرنگونی عملاً از روی میز او برداشته شد؟ یادتان می‌آید در نشست‌های عمومی، رجوی بالای سن قدم می‌زد؛ در یک دست سیگار داشت و در دست دیگر چوب‌اشاره و بر سر ما عربده می‌کشید. او خطاب به ما می‌گفت: «شما سرنگونی را عقب انداختید!» رجوی همیشه کارهای نکرده و شکست‌های خودش را به گردن نیروها می‌انداخت و ترفند همیشگی‌اش این بود که خود را از پاسخگویی به مسائل پنهان کند.</p>
<p>من بعد از سرنگونی صدام، دیگر نمی‌توانستم بحث‌ها و دروغ‌گویی‌های رجوی را تحمل کنم و تصمیم گرفتم اردوی رجوی را ترک کنم. الان هم در ایران دارم زندگی می‌کنم، تشکیل خانواده داده‌ام و در کنار خانواده‌ام آزادانه زندگی می‌کنم. در ایران، هیچ‌کس رجوی و گروهش را نمی شناسد. زمانی که در پادگان اشرف در عراق بودم، از طریق بولتن‌هایی که روی تابلو اعلانات سالن غذاخوری می‌زدند، اخبار ایران را می‌خواندیم و فکر می‌کردیم مردم ایران خواهان رجوی و دارودسته‌اش هستند.</p>
<p>وقتی به ایران آمدم با واقعیت‌ها روبرو شدم؛ در ایران کسی نام رجوی را به نیکی به زبان نمی‌آورد، بلکه مردم، رجوی و همسرش را دشمن خود می‌دانند. ما سال‌ها در پادگان اشرف و در یک حصار بسته بودیم و فقط به ما دروغ تحویل می‌دادند. شما هم که اکنون در کمپ آلبانی هستید، بدانید که واقعیت‌ها را به شما نمی‌گویند. خودتان را از این کمپ نجات دهید و به دنیای آزاد سلام کنید تا واقعیت‌ها برایتان روشن شود. آزاد زندگی کنید؛ این حق شماست، حقی که رجوی سال‌ها از شما سلب کرده است. حق‌تان را پس بگیرید و اجازه ندهید بیش از این، رجوی حق شما را پایمال کند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69551">پیام فاضل فرهادی به دوستان سابقش در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69551/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام سعید فیروزی به دوستان سابقش در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69527</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69527?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Sep 2026 06:48:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[سعید فیروزی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69527</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلام بر دوستان قدیمی من سعید فیروزی هستم جدا شده از سازمان مجاهدین من در ترکیه مشغول کار بودم که گروه آدم ربای رجوی در ترکیه مرا فریب دادند و مرا به عراق و به پادگان اشرف منتقل کردند. چند سال در پادگان اشرف توسط زنی بنام فهیمه اروانی شکنجه روحی و جسمی شدم. گناه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69527">پیام سعید فیروزی به دوستان سابقش در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بر دوستان قدیمی</p>
<p>من سعید فیروزی هستم جدا شده از سازمان مجاهدین</p>
<p>من در ترکیه مشغول کار بودم که گروه آدم ربای رجوی در ترکیه مرا فریب دادند و مرا به عراق و به پادگان اشرف منتقل کردند. چند سال در پادگان اشرف توسط زنی بنام فهیمه اروانی شکنجه روحی و جسمی شدم. گناه من این بود درخواست کرده بودم مرا به ترکیه برگردانید ولی هر بار درخواست می کردم با برخورد شدید از طرف سران مجاهدین مواجه می شدم و به من می گفتند اگر پشت گوشت را دیدی بیرون از پادگان اشرف را می بینی!<br />
رجوی و سرانش خیلی مرا اذیت کردند و با سرنگونی اربابشان صدام توانستم خودم را از دام رجوی نجات دهم و زندگی آزاد را برای خودم انتخاب کنم. زندگی آزادی که رجوی و سرانش با آن به شدت مخالفت می کردند .<br />
من در ایران زندگی خودم را دارم و در جریان اخبارهای داخلی هستم. در ایران یک نفر نام رجوی و زنش را به زبان نمی آورد. نسل جدید رجوی را نمی شناسند. زمانی که در پادگان اشرف بودم خبرهای کذب به من می دادند. در کمپ آلبانی خبرهای کذب و فتوشاپ به شما می دهند خبرها را باور نکنید و خودتان را نجات دهید. رجوی و سرانش در آلبانی به بن بست خورده اند و با سیلی صورت خودشان را سرخ نگه داشته اند . کشتی نجاتی که رجوی در نشست های عمومی از آن دم می زد چند سال است غرق شده است. برای روحیه دادن به من و شما رجوی وعده های پوشالی به ما می داد. اُردوی رجوی را ترک کنید، در دنیای آزاد واقعیت ها برای شما روشن می شود. اجازه ندهید رجوی در کمپ مرگ در آلبانی شما را از بین ببرد. از دیدگاه رجوی شما برده اید. اما شما انسان آزاد هستید و حق شماست که آزاد زندگی کنید. رجوی مالک شما نیست .</p>
<p>به امید روزی نه چندان دور که زندگی آزاد را تجربه کنید .</p>
<p>سعید فیروزی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69527">پیام سعید فیروزی به دوستان سابقش در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69527/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه خواهران عباس گل ریزان به برادرشان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69525</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69525?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Sep 2026 06:38:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[عباس گل ریزان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69525</guid>

					<description><![CDATA[<p>عباس جان سلام تا کی بایستی دوری ات را تحمل کنیم؟ روزها خیلی سریع می گذرد. چشم به هم می زنیم سال تمام شده و وارد سال جدید می شویم. به خودمان امیدواری می دهیم که وارد سال جدید شدیم عباس به آغوش ما بر می گردد ولی متاسفانه خبری از برادرمان عباس نیست! زمانی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69525">نامه خواهران عباس گل ریزان به برادرشان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>عباس جان سلام</p>
<p>تا کی بایستی دوری ات را تحمل کنیم؟ روزها خیلی سریع می گذرد. چشم به هم می زنیم سال تمام شده و وارد سال جدید می شویم. به خودمان امیدواری می دهیم که وارد سال جدید شدیم عباس به آغوش ما بر می گردد ولی متاسفانه خبری از برادرمان عباس نیست! زمانی که پیش ما بودی چراغ خانه ما بودی و به تنها برادرمان افتخار می کردیم. خبر نداشتیم برادرمان فریب می خورد و سالها خودش را اسیر کسانی می کند که دشمنان مردم ایران هستند. عباس جان زندگی در آن کمپ که از آزادی به دور است حرام است. واقعا از زندگی در کمپی که هستی لذتی می بری؟ انسان زمانی از زندگی خود لذت می برد که در کنار خانواده اش باشد. همه فامیل وقتی به منزل ما می آیند سراغ تو را می گیرند و برایت دعا می کنند که هر چه زود تر خودت را از کمپ و یا بهتر بگوییم زندان مجاهدین آزاد کنی. همه ما چشم انتظار تو هستیم. نگران آینده ات نباش وقتی به آغوش ما بر گردی آینده خوبی برایت می سازیم. ما را بیشتر از این چشم انتظار نگذار .</p>
<p>دوستدار شما خواهرانت</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69525">نامه خواهران عباس گل ریزان به برادرشان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69525/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام تسلیت به مناسبت درگذشت مادر محمد جعفر نجفی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69484</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69484?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Sep 2026 07:56:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[محمد جعفر نجفی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69484</guid>

					<description><![CDATA[<p>با خبر شدیم خانم صدیقه نجفی مادر رنج کشیده و درد کشیده محمد جعفر نجفی اسیر در کمپ آلبانی دار فانی را وداع گفتند. خانم نجفی زمانی که تشکیلات مجاهدین خلق در عراق مستقر بود، چند بار به عراق سفر کرد و در کنار پادگان اشرف تلاش زیادی برای آزادی فرزندش انجام داد. وقتی فرزندش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69484">پیام تسلیت به مناسبت درگذشت مادر محمد جعفر نجفی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با خبر شدیم خانم صدیقه نجفی مادر رنج کشیده و درد کشیده محمد جعفر نجفی اسیر در کمپ آلبانی دار فانی را وداع گفتند. خانم نجفی زمانی که تشکیلات مجاهدین خلق در عراق مستقر بود، چند بار به عراق سفر کرد و در کنار پادگان اشرف تلاش زیادی برای آزادی فرزندش انجام داد. وقتی فرزندش محمد جعفر را از پشت فنس پادگان صدا می کرد توسط وحوش رجوی با اشیاء فلزی و سنگ مورد تهاجم قرار می گرفت.</p>
<p>انجمن نجات استان مرکزی درگذشت این مادر رنجدیده را به خانواده نجفی تسلیت گفته و سلامتی و طول عمر با عزت برای خانواده نجفی را خواهان است. و از خداوند می خواهد که یاری رسان فرزند ایشان در رهایی از تشکیلات رجوی باشد، تا روح این مادر به آرامش برسد.</p>
<div id="attachment_26961" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-26961" class="wp-image-26961 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Najafi_Jafar_Mom.jpg" alt="مادر محمد جعفر نجفی" width="600" height="785" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Najafi_Jafar_Mom.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Najafi_Jafar_Mom-229x300.jpg 229w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-26961" class="wp-caption-text">خانم صدیقه نجفی در کنار پادگان اشرف در عراق</p></div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69484">پیام تسلیت به مناسبت درگذشت مادر محمد جعفر نجفی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69484/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیامی از طاها حسینی به دوستان سابقش در کمپ مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69472</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69472?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 31 Aug 2026 10:30:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[طاها حسینی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69472</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلام، من طاها حسینی هستم. من چند سال عمر خودم را بیهوده در سازمان مجاهدین تلف کردم و وقتی می بینم شما چندین سال خودتان را اسیر سازمان مجاهدین کردید دلم به حال شما می سوزد. چرا عمر خودتان را در جایی که هیچ هدفی برای شما متصور نیست، تلف می کنید. رجوی و سرانش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69472">پیامی از طاها حسینی به دوستان سابقش در کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام، من طاها حسینی هستم. من چند سال عمر خودم را بیهوده در سازمان مجاهدین تلف کردم و وقتی می بینم شما چندین سال خودتان را اسیر سازمان مجاهدین کردید دلم به حال شما می سوزد. چرا عمر خودتان را در جایی که هیچ هدفی برای شما متصور نیست، تلف می کنید.</p>
<p>رجوی و سرانش در پادگان اشرف در عراق مثل برده از ما کار می کشیدند و در حال حاضر همان شیوه را در کمپ آلبانی اجرا می کنند. و به شما وعده های پوشالی سرنگونی می دهند! آیا از خودتان سئوال کردید چرا سرنگونی که رجوی از او دم می زند محقق نمی شود؟ چون رجوی در ایران خواهانی ندارد و مردم شریف ایران از رجوی و دار و دسته اش متنفرند. واقعیتی که من در ایران به عینه می بینم. رجوی و سرانش واقعیت ها را از شما مخفی می کنند. سعی می کنند با خبرهای کذب شما را در دام خودشان نگه دارند. چشمان خودتان را باز کنید و ببینید اطراف شما چه می گذرد. کمپ آلبانی آخرین ایستگاه رجوی و سرانش است. در کمپ همه شما را از بین می برند پس تا دیر نشده خودتان را از کمپ مرگ نجات دهید. رجوی و سران گروهش به فکر شما نیستند و در جهت منافع خودشان از شما سوء استفاده می کنند.</p>
<p>دنیای آزاد خیلی زیباست. من تجربه کردم، زندگی خودم را دارم و آزاد زندگی می کنم. من آرزوی زندگی آزاد را برای شما دارم. آزاد زندگی کردن نعمت است ولی از نگاه رجوی و دار و دسته اش آزاد زندگی کردن مثل جهنم است! رجوی با آزادی مخالف است. اگر یادتان باشد در یکی از نشست های عمومی می گفت آزادی معنی و مفهوم ندارد. اگر در پادگان اشرف نیرو را آزاد بگذاریم، بعد از مدتی بایستی پادگان اشرف را تعطیل کنیم. زمانی که در پادگان اشرف در عراق بودم در نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی ما را سرکوب و تحقیر می کردند و می گفتند لازمه سرنگونی حکومت ایران است. باید از رجوی سئوال کرد پس چی شد آن سرنگونی که سنگش را بر سینه خود می زدی. در پایان امیدوارم روزی برسد و به نقطه ای برسید که برای خودتان تصمیم درستی بگیرید و اُردوی رجوی را ترک کنید و یک زندگی آزاد را برای خودتان انتخاب کنید. این را بدانید که زندگی واقعی و آزاد بیرون از کمپ مجاهدین منتظر شماست.</p>
<p>طاها حسینی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69472">پیامی از طاها حسینی به دوستان سابقش در کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69472/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دیدار فواد بصری با بهمن هاشمی و حسین رضایی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69467</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69467?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 31 Aug 2026 07:06:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات اراک]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزین هاشمی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69467</guid>

					<description><![CDATA[<p>در تاریخ 3 شهریور 1405 مسئول انجمن نجات استان مرکزی؛ فواد بصری با آقایان بهمن هاشمی برادر فرزین هاشمی و حسین رضایی برادر حسن رضایی، در شهرستان محلات دیدار کرد. در این دیدار ابتدا فواد بصری وضعیت اعضا در کمپ آلبانی را برای آقایان حسین رضایی و بهمن هاشمی تشریح کرد. فواد بصری گفت: اعضا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69467">دیدار فواد بصری با بهمن هاشمی و حسین رضایی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در تاریخ 3 شهریور 1405 مسئول انجمن نجات استان مرکزی؛ فواد بصری با آقایان بهمن هاشمی برادر فرزین هاشمی و حسین رضایی برادر حسن رضایی، در شهرستان محلات دیدار کرد.</p>
<p>در این دیدار ابتدا فواد بصری وضعیت اعضا در کمپ آلبانی را برای آقایان حسین رضایی و بهمن هاشمی تشریح کرد. فواد بصری گفت: اعضا در کمپ آلبانی از هر گونه آزادی محروم هستند. سران تشکیلات رجوی به اعضا اجازه نمی دهند اعضا از کمپ خارج شوند.</p>
<p>در ادامه آقای هاشمی گفت: چندین سال است از برادرم خبری ندارم. تا به حال تماسی با خانواده خود نگرفته و امیدوارم خودش به این نتیجه برسد که سالها عمر خودش را بیهوده از بین برده است و خودش برای آینده خودش تصمیم بگیرد.</p>
<p>در این دیدار همچنین آقای رضایی گفت: من هم امیدوارم برادرم حسن چشمان خودش را باز کند و ببیند در چه مسیری قرار دارد. مسیری که به بن بست خورده است. امیدوارم برادر من هم برای آینده خود تصمیم درستی بگیرد .</p>
<div id="attachment_69468" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69468" class="wp-image-69468" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Basri-Rezaei-Hashemi.jpg" alt="دیدار فواد بصری با بهمن هاشمی و حسین رضایی " width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Basri-Rezaei-Hashemi.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Basri-Rezaei-Hashemi-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Basri-Rezaei-Hashemi-768x432.jpg 768w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69468" class="wp-caption-text">دیدار فواد بصری با بهمن هاشمی و حسین رضایی</p></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69467">دیدار فواد بصری با بهمن هاشمی و حسین رضایی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69467/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69419</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69419?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Aug 2026 07:16:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[رضا زنگنه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69419</guid>

					<description><![CDATA[<p>رضا سلام خوبی؟ سلامتی؟ برادر عزیزم می خواهم بدانی چقدر دلتنگتم. چند سال است شما را ندیدم. یادت هست زمانی که پیش ما بودی چه لحظاتی با هم داشتیم؟ یادت می آید چقدر با هم شوخی می کردیم؟! مواقعی به گذشته فکر می کنم و با خود می گویم رضا چرا ما را رها کرد؟ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69419">نامه محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رضا سلام</p>
<p>خوبی؟ سلامتی؟</p>
<p>برادر عزیزم می خواهم بدانی چقدر دلتنگتم. چند سال است شما را ندیدم. یادت هست زمانی که پیش ما بودی چه لحظاتی با هم داشتیم؟ یادت می آید چقدر با هم شوخی می کردیم؟! مواقعی به گذشته فکر می کنم و با خود می گویم رضا چرا ما را رها کرد؟ از این دلم می سوزد که فریب کسانی را خوردی که مردم ایران از آنها متنفرند. کسانی که خون هزاران ایرانی بی گناه را روی زمین ریختند. کسانی که انسانها را با فریب دادند و با دغل بازی به اسارت خود در آوردند و در نهایت در دام خودشان اسیر کردند. چند سال است که در کنار آنها زندگی می کنی اما هنوز متوجه نشدی این ها فریب کارند. آنها به فکر شما نیستند. رضا برادرم ماندن در کمپ را پایان بده. نمی توان در تاریکی زندگی کرد! از کمپ خودت را نجات بده خواهی دید دنیای روشنی در انتظار توست.</p>
<p>برادرت محمد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69419">نامه محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69419/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برای آزادی فرزندم تلاش زیادی کردم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69350</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69350?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Aug 2026 06:14:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69350</guid>

					<description><![CDATA[<p>من منتهی زهرایی مادر مصطفی قائدی هستم . فرزندم مصطفی در دانشگاه تحصیل می کرد و عضو هیچ گروه و یا حزبی نبود و همیشه به من می گفت: می خواهم تحصیلم را خوب به پایان برسانم و برای مملکتم مفید باشم. به ذهنم نمی زد که روزی مصطفی فریب سازمان مجاهدین را بخورد و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69350">برای آزادی فرزندم تلاش زیادی کردم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من منتهی زهرایی مادر مصطفی قائدی هستم .</p>
<p>فرزندم مصطفی در دانشگاه تحصیل می کرد و عضو هیچ گروه و یا حزبی نبود و همیشه به من می گفت: می خواهم تحصیلم را خوب به پایان برسانم و برای مملکتم مفید باشم. به ذهنم نمی زد که روزی مصطفی فریب سازمان مجاهدین را بخورد و مرا ترک کند و سالها او را نبینم. سازمان مجاهدین فریب کار مصطفی را از من گرفت و مرا داغدار کرد. زمانی که مصطفی در عراق و در پادگان اشرف بود من چند بار به عراق سفر کردم و در کنار پادگان اشرف مستقر شدم. از پشت فنس پادگان اشرف مصطفی را صدا می زدم که شاید بتوانم مصطفی را بعد از سالها ببینم ولی با انسانهایی مواجه شدم که حیف است نام انسان بر آنها گذاشت. حرمت من مادر را نگه نمی داشتند و به من بد و بیراه می گفتند و مرا تهدید به مرگ می کردند. فقط مرا تهدید نمی کردند. همه پدر و مادرهایی که همراه ما بودند را هم تهدید می کردند. سازمان مجاهدین که مدعی حقوق بشر و برابریست .</p>
<p>ماهیت سازمان مجاهدین در عراق برای من روشن شد. فقط شعار بدون عمل می دهند. من با ارگانهای حقوق بشری نامه نگاری زیادی کردم و جوابی نگرفتم. اگر بخواهم رُک حرفم را بزنم؛ حقوق بشری وجود ندارد. سازمانهای حقوق بشر دستشان با رهبران سازمان مجاهدین در یک کاسه است. مگر سازمان حقوق بشر نمی بیند سازمان مجاهدین فرزندان ما را سالهاست به اسارت خود گرفته؟! چرا عکس العملی از خود نشان نمی دهد؟ مگر نمی بیند من مادر و مادر های دیگر در نبود فرزندانمان چه داغی بر دلمان نشسته؟ من انتظاری از سازمانهای حقوق بشری ندارم من توکلم به خداست و همیشه از خدا می خواهم فرزندم را سالم از کمپ مجاهدین نجات دهد و به آغوش من مادر برساند. امیدوارم این اتفاق خوب برای من و ما بقی مادران رخ دهد .</p>
<p>منتهی زهرایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69350">برای آزادی فرزندم تلاش زیادی کردم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69350/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>قابل قبول نیست که فرزندی پدرش را فراموش کند!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69301</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69301?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 08 Aug 2026 10:58:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[حمید رضا نوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69301</guid>

					<description><![CDATA[<p>حمید رضا برادرم سلام امیدوارم حال شما خوب باشد و در کمپ به لحاظ جسمی مشکلی نداشته باشی . سالها گذشت و ما از شما بی خبریم. ما منتظریم که تماسی با ما بگیری و صدایت را بشنویم. گاهی اوقات پدرمان در فکر فرو می رود که وقتی از ایشان علت را جویا می شوم، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69301">قابل قبول نیست که فرزندی پدرش را فراموش کند!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حمید رضا برادرم سلام</p>
<p>امیدوارم حال شما خوب باشد و در کمپ به لحاظ جسمی مشکلی نداشته باشی .</p>
<p>سالها گذشت و ما از شما بی خبریم. ما منتظریم که تماسی با ما بگیری و صدایت را بشنویم. گاهی اوقات پدرمان در فکر فرو می رود که وقتی از ایشان علت را جویا می شوم، می گوید به فکر حمید رضا هستم. آیا از او خبری داری؟ چرا با من تماس نمی گیرد؟ من پدرش هستم این حق من است که فرزندم حداقل یک تماس را از من دریغ نکند. من جوابی ندارم که به او بدهم. تنها جوابی که می توانم بدهم این است که بگویم: صبر داشته باش .</p>
<p>حمید رضا من در جریان وضعیت کمپ مجاهدین هستم. می دانم شما در کمپ آزاد نیستید. برای من قابل قبول نیست که فرزندی پدرش را فراموش کند! شما را با فریب در آن مکان نگه داشته اند . حمید رضا برادرم خودت را از کمپ مجاهدین نجات بده و به فکر بعد از آزادی ات نباش. ما شما را حمایت می کنیم و نمی گذاریم کمبودی را احساس کنی . حمیدرضا فکر می کنی آنهایی که در کمپ شما را فریب می دهند در ایران جایی دارند؟ خیر .</p>
<p>واقعیت این است مردم شریف ایران آنها را دشمن خود خطاب می کنند و سالهاست آنها را به زباله دان تاریخ سپرده اند .</p>
<p>برادرت مجتبی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69301">قابل قبول نیست که فرزندی پدرش را فراموش کند!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69301/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه در کمپ مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69285</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69285?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 08 Aug 2026 05:31:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[طیبه یگانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69285</guid>

					<description><![CDATA[<p>خواهر عزیزم طیبه سلام این روزها جای خالی شما را در کنارم بیشتر حس می کنم. آن زمان که پیش ما بودی بهترین دوست من بودی و حالا که از من دوری هر لحظه برایت دلتنگم. دلم برای صدای خندهایت و دعواهای کوچکمان تنگ شده است. هیچ چیز نمی تواند جای خالی تو را در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69285">نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه در کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خواهر عزیزم طیبه سلام</p>
<p>این روزها جای خالی شما را در کنارم بیشتر حس می کنم. آن زمان که پیش ما بودی بهترین دوست من بودی و حالا که از من دوری هر لحظه برایت دلتنگم. دلم برای صدای خندهایت و دعواهای کوچکمان تنگ شده است. هیچ چیز نمی تواند جای خالی تو را در قلبم پر کند. خواهر خوبم هر بار عکس هایت را نگاه می کنم، بغض گلویم را می گیرد. دوری از شما برایم سخت ترین حس دنیاست. طیبه خواهرم خیلی وقت است از شما خبری ندارم و نگران شما هستم. نمی دانم در کمپ در چه وضعیتی بسر می بری؟ ماندن در کمپ خسته ات نکرده است؟ در کمپ چه هدفی را دنبال می کنی؟ خوواهرم بهترین کار این است که خودت را نجات دهی و بدنبال زندگی خودت بروی. کسانی که در کمپ مجاهدین شما را به اسارت گرفتند، دشمنان مردم ایران هستند. متاسفانه در کمپ از واقعیت ها به دور هستید. برادرت از شما درخواست می کند خودت را نجات دهی و یک زندگی آزاد برای خودت انتخاب کنی .</p>
<p>برادرت عبد الحسین یگانه</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69285">نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه در کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69285/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69266</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69266?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Aug 2026 06:54:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[شکوه قاسمی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69266</guid>

					<description><![CDATA[<p>دخترم شکوه سلام دیشب به فکر فرو رفته بودم و با خودم می گفتم من دختری داشتم که نامش شکوه بود. چند سال است دخترم را از دست دادم. دخترم اسیر کسانی شده که دلشان از سنگ تراشیده شده است. دخترم شکوه به فکر افرادی نباش که به فکر تو نیستند. به خودت فکر کن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69266">نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دخترم شکوه سلام</p>
<p>دیشب به فکر فرو رفته بودم و با خودم می گفتم من دختری داشتم که نامش شکوه بود. چند سال است دخترم را از دست دادم. دخترم اسیر کسانی شده که دلشان از سنگ تراشیده شده است. دخترم شکوه به فکر افرادی نباش که به فکر تو نیستند. به خودت فکر کن و به فکر آینده ات باش. آزاد بودن و آزاد فکر کردن حق توست. اجازه نده در کمپ مجاهدین تو را به تباهی بکشند. پدر و مادر هیچ وقت فرزند خود را فراموش نمی کنند. من و مادرت نگران شما هستیم و دلمان برای شما تنگ شده است. دلمان می خواهد شما را در آغوش بگیریم. مادرت مدام سراغ تو را می گیرد، می گوید شکوه این همه سال ما را تنها گذاشته، چرا با ما تماس نمی گیرد؟ چرا ما را از یاد برده؟ مادرت در جریان نیست در کمپ مثل یک زندانی با شما برخورد می کنند و در کمپ مجاهدین اختیاری از خودت نداری . دخترم به چه دلیل در آنجا مانده ای؟! خودت را نجات بده و از تاریکی در بیا . دنیای بیرون از کمپ آنقدر روشن است که تصورش را نمی توانی بکنی. من و مادرت از شما در خواست داریم خودت را نجات دهی و دل ما را شاد کنی .</p>
<p>پدرت محمد قاسمی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69266">نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69266/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>توهمات رجوی و عملیات تروریستی فروغ جاویدان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69253</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69253?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 02 Aug 2026 08:24:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[فواد بصری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69253</guid>

					<description><![CDATA[<p>فاضل فرهادی: با سلام خدمت آقای فواد بصری. آقای بصری چند روز پیش برای تفریح با هم بیرون رفته بودیم طبق معمول هر موقع با هم برای تفریح می رویم خاطرات آن زمانی که در پادگان اشرف بودیم به یادمان می آید . صحبتی کردیم در رابطه با عملیات فروغ رجوی و بحثمان به پایان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69253">توهمات رجوی و عملیات تروریستی فروغ جاویدان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فاضل فرهادی: با سلام خدمت آقای فواد بصری. آقای بصری چند روز پیش برای تفریح با هم بیرون رفته بودیم طبق معمول هر موقع با هم برای تفریح می رویم خاطرات آن زمانی که در پادگان اشرف بودیم به یادمان می آید . صحبتی کردیم در رابطه با عملیات فروغ رجوی و بحثمان به پایان نرسید و تصیم گرفتیم که اوقات خوشمان را با خاطرات گذشته تلخ نکنیم . حال می خواستم گفتگوی مختصری در رابطه با عملیات فروغ جاویدان با شما داشته باشم. هر چند که من در عملیات نبودم چون من آن زمان در ااردوگاه عراق بودم. بعد از عملیات فروغ رجوی با کم بود نیرو مواجه شدند و من و مابقی اسیران را با فریب و نیرنگ به پادگان اشرف منتقل کردند . بگذریم که فریب دادن ما توسط دار و دسته رجوی بحث جدا گانه ای دارد .</p>
<p>سئوال من از شما این است که چی شد که رجوی به فکر عملیات فروغ افتاد ؟</p>
<p>فواد بصری: من هم خدمت شما سلام عرض می کنم . رجوی مزدور بود. مزدور صدام حاکم قبلی عراق. رجوی متوهم بود و در زمان جنگ با کمک و پشتیبانی صدام چند عملیات بر علیه جمهوری اسلامی انجام داده بود که تا حدودی موفق بود و توهم او را برداشته بود. در آن زمان ایران قطعنامه 598 را پذیرفت و رجوی به این فکر افتاد که 3 روزه ایران را به تصرف خود در بیاورد و در ایران حاکمیت کند. رجوی قبل از عملیات نشست عمومی برگزار کرد و در نشست گفت این بار می خواهیم کاری کنیم کارستان. می خواهیم جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کنیم و خلق قهرمان ایران را آزاد کنیم. یک روز بعد از نشست تانک و نفربر و سلاحهای سبک و سنگین از طرف صدام وارد پادگان اشرف می شد. رجوی در فریب کاری دست شیطان را از پشت بسته است. در خارجه سر افراد را کلاه گذاشت و با فریب آنها را به پادگان اشرف منتقل کرد و خیلی از آنها در عملیات فروغ کشته شدند. رجوی در پیامی گفت ظرف سه روز آماده شوید که خلق قهرمان منتظر ماست.</p>
<p>فاضل فرهادی: در چه تاریخی؟</p>
<p>فواد بصری: 3 مرداد سال 1367<br />
در مرز مستقر شدیم و با پیام مریم از طریق بی سیم عملیات آغاز شد . به شهر کرند و اسلام آباد پیشروی کردند و جمهوری اسلامی در تنگه چهار زبر مقابل نیروهای مجاهدین ایستاد و در واقع سازمان در تنگه قفل شد و نتوانست مقابل نیروهای جمهوری اسلامی ایران دوام بیاورد و کشته های زیاد داد. رجوی مجبور شد دستور عقب نشینی را بدهد. رجوی به سرانش دستور داده بود سربازهای ایرانی که در حال عقب نشینی هستند همه را بکشند. احمد مشاق نامی که فکر کنم سال 91 در پادگان اشرف کشته شد به او گفتم چرا سربازها را می کشید آنها کاری نکردند در جواب گفت به شما ربطی ندارد دستور برادر است بایستی اجرا می شد . رجوی شکست سختی از جمهوری اسلامی خورد .</p>
<p>این کل ماجرا نبود. اشاره کردم چندین نفر نیروی جوان را با فریب از خارج به عراق و به پادگان اشرف منتقل کرده بود خیلی از آنها در عملیات کشته شده بودند. رجوی باید جوابگوی پدر و مادر آنها می بود. درست یادم است در مقر ما فردی بود بنام داریوش بود که او را از هلند منتقل کرده بودند. بعد از شام بیرون از سالن غذا خوری بصورت محفلی با او صحبت می کردم. در عملیات از ناحیه صورت ترکش خورده بود و به او گفتم تو دیگه برای چی در این عملیات شرکت کردی؟ در جواب گفت من با پدر و مادرم در هلند زندگی می کردم. مرا فریب دادند می بینی چه بلایی بر سرم آوردند جواب پدر و مادرم را چی بدم؟ جواب دوست دختر هلندی که دارم چی بدم؟ صحبت کردم که سریع مرا به هلند برگردانند. چند روزی گذشت باز هم با داریوش نشسته بودم صحبت می کردم که داریوش گفت مرا صدا زدند و گفتند تو را به هلند می فرستیم و هزینه عمل صورتت را بطور کامل می پردازیم. فقط در هلند اگر بر علیه ما سم پاشی کنی هیچ هزینه ای به تو تعلق نمی گیرد. و این چنین مرا تهدید کردند.</p>
<p>فاضل فرهادی: آقای بصری بعد از شکست رجوی از جمهوری اسلامی ایران فضای داخل پادگان اشرف چگونه بود ؟</p>
<p>فواد بصری: فضای مُرده و بی روح و محفل بین نفرات بی داد می کرد. سران رجوی هم نمی توانستند کنترل کنند چون اکثر آنها درگیر بودند. زنهایشان را در عملیات از دست داده بودند. من آنها را می دیدم که تا شام یا ناهار می خوردند سریع سالن غذا خوری را ترک می کردند .</p>
<p>فاضل فرهادی: بعد از شکست رجوی در این عملیات من در نشست های عمومی شرکت داشتم. رجوی می گفت فروغ 2 آیا فروغ 2 در کار بود ؟</p>
<p>فواد بصری: خیر. فروغ 2 در کار نبود. برای روحیه دادن به من و شما بود. رجوی جرات این را نداشت به جمهوری اسلامی ایران تعرض کند. خود رجوی این را می دانست . رجوی چندین سال است شعارهای پوشالی می دهد همین الان هم این شعارها را می دهد.</p>
<p>در ادامه و نکته آخر بگویم . رجوی طبل توخالیست. در ایران کسی خواهان رجوی و زنش مریم نیست. پرونده خیلی بدی در بین مردم ایران دارند. جای رجوی و زنش مریم در زباله دان تاریخ است .</p>
<p>فاضل فرهادی: ممنون از شما آقای بصری .</p>
<p>فواد بصری: من هم از شما تشکر می کنم .</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69253">توهمات رجوی و عملیات تروریستی فروغ جاویدان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69253/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
