<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>انجمن نجات مرکز تهران</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/انجمن-نجات-مرکز-تهران</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 01 Jul 2026 10:30:28 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>انجمن نجات مرکز تهران</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/انجمن-نجات-مرکز-تهران</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>رهبری که با خون خود بقا و دوام جمهوری اسلامی را بیمه کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69016</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69016?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 Jul 2026 10:28:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69016</guid>

					<description><![CDATA[<p>انقلاب اسلامی 22 بهمن 57 به پیروزی نرسیده بود که دشمنی های آشکار و پنهان غرب و عواملش در منطقه علیه قیام ملت ایران شروع شد. اسرائیل و سعودی بلافاصله ابراز نگرانی شدید کردند و فلسطین آن را انقلاب خود و کل منطقه و تاریخ ساز نامید. کمتر از 100 روز پس از پیروزی انقلاب [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69016">رهبری که با خون خود بقا و دوام جمهوری اسلامی را بیمه کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>انقلاب اسلامی 22 بهمن 57 به پیروزی نرسیده بود که دشمنی های آشکار و پنهان غرب و عواملش در منطقه علیه قیام ملت ایران شروع شد. اسرائیل و سعودی بلافاصله ابراز نگرانی شدید کردند و فلسطین آن را انقلاب خود و کل منطقه و تاریخ ساز نامید.<br />
کمتر از 100 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا تهدید به حمله نظامی به ایران برای براندازی جمهوری اسلامی کرد و ناوگان و نیروهای خود را به خلیج فارس آورد و در دیدگاه بسیاری از ناظران بین المللی، جنگ قرب الوقوع به نظر می رسید. واضح بود که آمریکا، ایران را ملک خود می داند و به دنبال پس گرفتن آنست.</p>
<p>ایران تجربه کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332 را داشت که شاه خائن را، علیرغم خواست ملت ایران، به قدرت برگردانده بود. مرحوم محمد مصدق غنی سازی اورانیوم نمی کرد، موشکب بالستیک نمی ساخت، نیروهای نیابتی هم نداشت، اتفاقا رابطه خوبی هم با آمریکا داشت و خیلی هم اهل مذاکره بود. تنها گناهش این بود که در شرایط آنروز قدرت مقابله نداشت. روشن بود که آمریکا و غرب اگر بتوانند به ذره ای منافع ملی ایران هم رضایت نمی دهند و سلطه بی چون و چرای خود را که به مذاقشان مزه داده می طلبند.<br />
برای کسب استقلال و آزادی که شعار ملت ایران بود و آن را صرفا در حاکمیت جمهوری اسلامی (تجربه مشروطه و ملی شدن نفت و &#8230;) میسر و عملی می دانستند وجود شرط لازم همراه با شرط کافی (مبنی و شرط) ضروری است. شرط لازم، آمادگی مردم برای پرداخت بها و جانفشانی جهت بیرون آمدن از زیر سلطه بیگانه است که فراهم بود.</p>
<p>اما شرط کافی که تعیین کننده است، رهبری ذی صلاح است که با درایت و شجاعت، سکان کشتی انقلاب را به دست بگیرد و از طوفان نهراسد و پیش برود. قرار گرفتن حضرت آیت الله خمینی (ره) در جایگاه رهبری انقلاب اسلامی به مدت 10 سال، علاوه بر پایان دادن به سلطه شاه خائن و بیرون راندن بیگانگان که ابتدای راه بود، ایران را از میان امواج خروشان و طوفان های سهمگین، از دشمنی های آمریکا و رژیم صهیونیستی گرفته تا صدام حسین و مسعود رجوی به پیش برد و نهایتا آن را به دست خلف صالح خود سپرد.</p>
<p>مسعود رجوی در نشست های داخلی شاکی بود که چرا گروه فرقان در 6 تیر 1360 آن اقدام تروریستی (به قول رجوی غیرحرفه ای و ناموفق) را انجام داد که آیت الله خامنه ای نتواند در جلسه 7 تیر حزب جمهوری اسلامی شرکت کند تا نیت شوم بی آینده کردن نظام، که گویا با شهادت آیت الله محمد بهشتی تحقق می یافت، تکمیل گردد. رجوی اساسا از مشیت الهی چیزی سر در نمی آورد.</p>
<p>حضرت آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه ای طی نزدیک به 37 سال رهبری هوشمندانه و بی باکانه خود در برابر وحوش اجنبی در خارج و داخل کشور ایستاد، و کشوری عقب مانده و تا بن استخوان وابسته و استعمارزده را به حد یک قدرت منطقه ای و بلکه جهانی ارتقاء داد، به طوری که در خلال جنگ رمضان موجب شگفتی جهانیان شد.</p>
<p>متوقف کردن آمریکا و رژیم اشغالگر قدرس و 7 کشور عربی هم پیمان آنان در منطقه در این جنگ، که بالاترین حد تسلیحات، تجهیزات و امکانات خود را به میدان آورده بودند، همراه با توطئه های خائنینی همچون پهلوی و رجوی و رسانه های فارسی زبان معاند، بدون کمترین کمک خارجی، بیشتر در نظر همه جهانیان به معجزه شبیه بود. حتی نزدیک ترین متحدان و دوستان ایران هم باور نمی کردند که جمهوری اسلامی بتواند دوام بیاورد.</p>
<p>اما این معجزه بهای گزافی داشت که ملت ایران آن را از بالاترین دارایی خود پرداخت کرد، و سپس به برکت این خون زنده و جوشان، میدان را طی شب ها و روزهای متوالی خالی ننمود و دهان یاوه گویان را برای همیشه بست. در اولین روز جنگ رمضان، رهبری با خون خود بقا و دوام جمهوری اسلامی ایران را بیمه کرد و دشمن نادان نفهمید که مکتب تشیع انقلابی با خون رشد می کند و قوام آن با خون عزیزترین ها بیمه می شود.</p>
<p>هدف دشمن تجزیه ایران و تصاحب تکه تکه شده آن بود. جمهوری اسلامی، به عنوان یکی از معدود کشورهای مستقل در جهان، خاری در چشم سلطه گران است و سران رژیم صهیونیستی چه درست گفتند که اگر جمهوری اسلامی نابود نشود پس لاجرم اسرائیل باید از میان برود.<br />
شهادت رهبر عظیم الشأن انقلاب به دست شقی ترین و پلید ترین موجودات شناخته شده، که جهان طی سال های اخیر در برابر جنایات آنان حیران مانده است، هر توطئه و فتنه ای را خنثی نمود و جایگاه واقعی ایران را در جهان و در تاریخ نشان داد و تثبیت کرد. ایران پرچم دار مبارزه با ظلم است و توان آن را هم دارد و این دیگر بر کسی پوشیده نیست.</p>
<p>واضح است که ایران همچنان راه بسیار دشواری را در مسیر رسالت خود در پیش دارد. مردم آماده اند و رهبری ذی صلاح هم آماده است. راه روشن است و مسیر مشخص گردیده است.</p>
<p>ملت ایران بضاعت و قدرت و صلابت و اراده خود را که نه موشک است، نه سلاح هسته ای و نه تنگه هرمز، در هفته آتی به جهانیان نشان خواهد داد. ملت ایران اراده کرده است که مستقل باشد و در این راه از جان و مال خود ایثار کند و قطعا در این راه با هدایت رهبری صالح پیروز خواهد شد.</p>
<p>ابراهیم خدابنده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69016">رهبری که با خون خود بقا و دوام جمهوری اسلامی را بیمه کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69016/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رأی مجلس شورای اسلامی درباره عدم کفایت بنی صدر خرداد ۱۳۶۰</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68932</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68932?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 09:39:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[30 خرداد 1360]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68932</guid>

					<description><![CDATA[<p>پس از ماه ‏ها درگیری بنی صدر و هوادارانش با نهادهای ملی و انقلابی، طرح عدم کفایت سیاسی رییس جمهور ابوالحسن بنی صدر در مجلس شورای اسلامی مطرح شد. مهم ترین دلایل ارائه شده بر عدم کفایت سیاسی بنی صدر، عدم قاطعیت لازم در برابر دشمن متجاوز خارجی و خدشه دار کردن وحدت نیروها در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68932">رأی مجلس شورای اسلامی درباره عدم کفایت بنی صدر خرداد ۱۳۶۰</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پس از ماه ‏ها درگیری بنی صدر و هوادارانش با نهادهای ملی و انقلابی، طرح عدم کفایت سیاسی رییس جمهور ابوالحسن بنی صدر در مجلس شورای اسلامی مطرح شد.</p>
<p>مهم ترین دلایل ارائه شده بر عدم کفایت سیاسی بنی صدر، عدم قاطعیت لازم در برابر دشمن متجاوز خارجی و خدشه دار کردن وحدت نیروها در شرایط جنگ، موضعگیری علیه نظام جمهوری اسلامی و اتحاد با نیروهای ضد انقلاب وابسته به بیگانه جهت نابودی نظام اسلامی و همچنین مخالفت مستمر وی با مجلس شورای اسلامی از بدو تأسیس و حتی پیش از افتتاح آن، دخالت صریح در امور قوه قضاییه و عدم درک صحیح از بدیهی ‏ترین اصول قانون اساسی و نیز عدم اعتقاد به اصل تفکیک قوا عنوان گردید.</p>
<p>در نتیجه، این طرح با 177 رأی موافق، 1 رأی مخالف و 12 رأی ممتنع در روز 31 خرداد 60 به تصویب رسید و یک روز پس از تصویب طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر، حضرت آیت الله خمینی وی را از ریاست جمهوری اسلامی ایران عزل فرمود.</p>
<p>این در حالی بود که حضرت آیت الله خمینی، پیش از این وی را در بیستم خرداد 1360، از فرماندهی کل قوا نیز به دلیل عدم کفایت در پیشبرد جنگ علیه دشمن بعثی متجاوز و حتی کارشکنی در امور دفاع از کشور عزل کرده بودند.</p>
<p>پس از برکناری بنی صدر از ریاست جمهوری، فعالیت‏های خرابکارانه و براندازانه ضد نظام، که از زمان انقلاب اسلامی طراحی های آن صورت گرفته و از طرف سازمان مجاهدین خلق (معروف به منافقین) سازماندهی می‏گردید، آغاز شد.</p>
<p>از جمله در هفتم تیرماه 1360، دفتر حزب جمهوری اسلامی منفجر شد و طی آن، آیت ‏اللَّه بهشتی و شماری از وزرا و نمایندگان مجلس شورای اسلامی به شهادت رسیدند. همچنین در هشتم شهریور 1360، دفتر نخست وزیری منفجر شد و در آن، محمدعلی رجایی، رییس جمهور و دکتر محمد جواد باهنر، نخست وزیر و تعدادی از شخصیت‏ ها شهید شدند.</p>
<p>این وقایع بعد از کودتای 30 خرداد 60 مجاهدین خلق می‏ توانست به سادگی منجر به سقوط هر نظام سیاسی شود، اما بازتاب آن در مردم، نتیجه معکوس داشت. سخنرانی ‏ها و پیام‏ های روشنگرانه آیت الله خمینی که به نحو هوشمندانه ‏ای به مردم امید می ‏دادند، آنان را انسجام می‏ بخشیدند و گروه‏ های سیاسی ضدِ نظام را بی اعتبار می‏ ساختند. سخنان حضرت امام اثری وصف ناشدنی در ملت مسلمان برای مقاومت بیشتر ایجاد می ‏کرد.</p>
<p>از این جهت بود که نظام اسلامی از این کودتای پرخطر و پرآشوب (ترکیب تجاوز و جنگ خارجی، اغتشاشات مسلحانه داخلی، و ترور سران و مسئولین) با توکل بر خدا، رهبری‏ های آیت الله خمینی و مقاومت و پایداری مردم گذشت و به مسیر خود ادامه داد.</p>
<p>مشابه همین وقایع در سال گذشته با نقش آفرینان متفاوتی به وقوع پیوست و دشمن بار دیگر بخت خود را آزمایش نمود اما مجددا ناکام ماند و شکست خورد که قبلا مقایسه تطبیقی آن طی مقاله ای صورت گرفته و درج شده است.</p>
<p>عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68932">رأی مجلس شورای اسلامی درباره عدم کفایت بنی صدر خرداد ۱۳۶۰</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68932/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کودتای ۳۰ خرداد ۶۰ مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68880</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68880?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jun 2026 08:08:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[30 خرداد 1360]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68880</guid>

					<description><![CDATA[<p>سابقه امر پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 تا اواخر سال 59، نزاع و درگیری های برنامه ریزی شده سازمان مجاهدین خلق با نهادهای جمهوری اسلامی به تدریج بیشتر شد و سرانجام از وضعیت نیمه مخفی به اختفا و پنهان کاری کامل درآمد. در پایان این دوره مسعود رجوی و همدستانش با عجله [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68880">کودتای ۳۰ خرداد ۶۰ مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>سابقه امر</h3>
<p>پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 تا اواخر سال 59، نزاع و درگیری های برنامه ریزی شده سازمان مجاهدین خلق با نهادهای جمهوری اسلامی به تدریج بیشتر شد و سرانجام از وضعیت نیمه مخفی به اختفا و پنهان کاری کامل درآمد. در پایان این دوره مسعود رجوی و همدستانش با عجله و سرعتی تمام، نیات پنهان داشته خود را آشکار کردند و جنگ مسلحانه ای را که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در تدارک آن بودند، آغاز نمودند.</p>
<p>جدی‎د ترین تاکتیک سازمان، برای آماده سازی زمینه براندازی حاکمیت جمهوری اسلامی، &#8220;نفوذ&#8221; در نهادهای حساس و تعیین کننده نظام، از قبیل دادسراهای انقلاب اسلامی، سپاه پاسداران و کمیته های انقلاب اسلامی، وزارت‎خانه های مهم، ریاست جمهوری، نخست وزیری و شورای عالی امنیت ملی کشور بود. خط نفوذ سازمان از متقن ترین نشانه هایی است که بر اهداف براندازانه این تشکیلات از همان روزهای نخست گواهی می‎دهد.</p>
<p>به دلیل تجاوز دشمن خارجی در سال 1359 و به علت اعزام نیروهای کمیته و سپاه و مردم داوطلب به جبهه ها و کاهش اهمیت مسایل مربوط به امنیت داخلی در افکار عمومی، محدودیت‎های اجتماعی و مردمی در شهرها برای فعالیت مخرب گروه‎هایی مانند سازمان مجاهدین خلق کاهش یافت.</p>
<p>دستگیری و محاکمه محمدرضا سعادتی به عنوان اولین پرونده جاسوسی در جمهوری اسلامی، و سفر مخفیانه رجوی به فرانسه و ارتباط گیری با عراق قبل از جنگ، و نیز برخورد منفعلانه و بازدارنده سازمان مجاهدین خلق در برابر تجاوز دشمن بعثی، تا این مقطع به خوبی نشان می داد که سازمان مجاهدین خلق قصد سرنگونی جمهوری اسلامی با کمک بیگانگان را دارد.</p>
<h3>کودتای مسلحانه نافرجام 30 خرداد 1360</h3>
<p>از صبح روز شنبه ۳۰ خرداد 60، اخبار ضد و نقیضی از تحرک مجاهدین خلق به دست می‌رسید. نیروهای بسیج در چهارراه سی‌متری نارمک و جاهای دیگر مستقر شده بودند تا از درگیری‌های احتمالی جلوگیری کنند. هواداران مجاهدین خلق بر اساس برنامه ریزی های قبلی به خیابان ها ریخته بودند و امکان کودتا وجود داشت. با اوضاع و احوالی که در دو سه ماه اخیر به وجود آمده بود، هیچ بعید نبود که مجاهدین خلق با پنهان شدن پشت بنی‌صدر، علیه جمهوری اسلامی کودتا کنند.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق، حرکت مسلحانه 30 خرداد سال 1360 را گذار از فاز سیاسی به فاز نظامی و سرآغاز مبارزه مسلحانه نامیده است که به بهانه اعتراض به بررسی کفایت بنی صدر به عنوان رئیس جمهور در مجلس شورای اسلامی به دنبال نامه 120 تن از نمایندگان مجلس صورت گرفت. حال آنکه اجرای یک کودتا جهت براندازی نظام تدارک دیده شده بود.</p>
<p>سازمان در شرایطی در 30 خرداد سال 60 اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی نوپا را براه انداخت که نیروهای نظامی و انتظامی کشور درگیر دفع تجاوز خارجی بودند و بخش هایی از کشور در اشغال نیروهای نظامی رژیم بعث عراق تحت حاکمیت صدام حسین قرار داشت.</p>
<p>در قوانین تمام کشورها، شرایط دوران جنگ تعریف خاص خودش را پیدا می کند و جرائم ارتکابی خصوصاً اگر سازمان یافته باشند نیز بار متفاوت و مجازات متفاوتی دارد. اگر عملکرد مسعود رجوی به عنوان سرکرده یک سازمان سیاسی – نظامی در برابر تجاوز دشمن (تا همان مقطع 30 خرداد 60) در قوانین هر کشوری مورد بررسی قرار گیرد، به جز خیانت آشکار به کشور در زمان جنگ که اشد مجازات را به همراه دارد، عنوان دیگری نمی تواند داشته باشد.</p>
<p>لازم به ذکر است که از فردای پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا و اسرائیل و کلاً غرب برخورد خصمانه ای با جمهوری اسلامی ایران داشته و توطئه ها و کودتاهای متعددی را تدارک دیدند. همچنین مشهود بود که غرب از عراق در جنگ با ایران حمایت سیاسی و لجستیکی و اطلاعاتی می کرد و در مقابل، ایران تحت شدیدترین تحریم ها قرار داشت. بنابراین اقدامات ضد امنیتی مجاهدین خلق آشکارا به عنوان همدستی با دشمن در شرایط جنگ محسوب می گردد. این همدستی بعداً بسیار آشکارتر گردید.</p>
<p>این سازمان تلاش داشت تا در هماهنگی با رژیم بعث عراق، که قرارهای آن از قبل در پاریس گذاشته شده بود، در حالی که تمام نیروهای نظامی و انتظامی کشور درگیر دفع نیروی متجاوز خارجی و مسائل داخلی بودند اقدام به کودتا نماید. این اقدام قرار بود با عملیات تروریستی 7 تیر و 8 شهریور و ترورهای متعدد جهت تضعیف کنترل نظام تکمیل گردد و سپس با حرکات بعدی مشابه 30 خرداد کار نظام نوپا و تضعیف شده جمهوری اسلامی که فاقد دستگاه امنیتی بود را یکسره کند، اما این کودتا به صورت کامل شکست خورد و نافرجام ماند.</p>
<h3>مقایسه تطبیقی با طراحی کودتای نافرجام سال گذشته</h3>
<p>مشابهت این کودتای نافرجام با اغتشاشات 18 و 19 دی ماه سال 1404، و متعاقبا اقدامات تروریستی روی رهبری و مسئولین رده بالای لشکری و کشوری نظام در 9 و 10 اسفند، و امید به تداوم اغتشاشات بعدی در حالی که نظام تضعیف شده است، قابل توجه می باشد که از همان روش برای کودتا استفاده شده و لذا آبشخور و سرمنشأ همان است.</p>
<p>بررسی تطبیقی وقایع سال 1360 با شرایط سال گذشته نشان می دهد که این بار دشمنان ایران و ایرانی، از آنجا که دیگر خبری از صدام حسین و مسعود رجوی نبود و هر دو به تاریخ پیوسته و از صحنه حذف شده بودند، به ناچار از پشت صحنه بیرون آمده و اقدامات جنگی و تروریستی و اغتشاشات داخلی را تماماً خود رأسا به عهده گرفته اند.<br />
سناریو همان، و برنامه همان بود، فقط جای صدام و رجوی خالی بود که ترامپ و نتانیاهو اجباراً آن را خود پر کردند و با گره زدن سه عنصر &#8220;جنگ خارجی&#8221; و &#8220;اغتشاشات داخلی&#8221; و &#8220;ترور مسئولین&#8221; تلاش نمودند تا عیناً همان برنامه کودتا را پیش ببرند که خوشبختانه به یمن هوشیاری و پایداری ملت و مسئولین و رشد و ارتقای کیفی نیروهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی باز هم شکست خوردند.</p>
<p>سال گذشته دشمن با هدف نابودی نظام یا به تسلیم مطلق وادار کردن آن مجدداً بخت خود را همچون سال 60 آزمایش کرد. اما این بار هم مثل همان سال شکست خورد و طرفی نبست و این کودتا نیز نافرجام ماند و دشمن به ناچار به تسلیم و توافق تن داد.</p>
<p>پر واضح است و کسی تردید ندارد که دشمن در موازنه قوای فعلی اجباراً تن به این توافق داده و هر زمان احساس کند که این توازن قدرت تغییر کرده است مجدداً به اجرای اهداف پلید و شوم خود اقدام خواهد کرد. بعید نیست که دشمن به اندازه کافی ادب نشده باشد و باز هم در آینده بخواهد بخت خود را آزمایش کند.</p>
<p>عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68880">کودتای ۳۰ خرداد ۶۰ مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68880/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نقطه عطفی در روند خیانت و ریختن قباحت آن</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68791</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68791?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Jun 2026 10:48:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری با بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68791</guid>

					<description><![CDATA[<p>در ۱۷ خرداد ۱۳۶۵ مسعود رجوی از فرانسه به عراق رفت و در سال ۱۳۶۶ «ارتش آزادی‌بخش ملی» را علیه نیروهای جمهوری اسلامی ایران تشکیل داد. این روز را نقطه عطف روند خیانت های مسعود رجوی که از زمان دستگیری اش در سال 1350 آغاز شده بود نامیده اند چرا که در این روز تمامی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68791">نقطه عطفی در روند خیانت و ریختن قباحت آن</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در ۱۷ خرداد ۱۳۶۵ مسعود رجوی از فرانسه به عراق رفت و در سال ۱۳۶۶ «ارتش آزادی‌بخش ملی» را علیه نیروهای جمهوری اسلامی ایران تشکیل داد.</p>
<p>این روز را نقطه عطف روند خیانت های مسعود رجوی که از زمان دستگیری اش در سال 1350 آغاز شده بود نامیده اند چرا که در این روز تمامی ملاحظات قبلی را به یکباره کنار گذاشت و راه خیانت به کشور و همدستی با دشمن متجاوز را با وقاحت گشود و تلاش نمود تا قبح آنرا بریزد و حتی آنرا توجیه و تبلیغ نماید.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق این خیانت را &#8220;پرواز تاریخساز&#8221; نامید که به اعتباری درست است چرا که صفحه جدید و مهمی در تاریخ خیانت به کشور باز کرد.</p>
<p>حقا بزرگترین جنایت تاریخی مسعود رجوی در حق ملت ایران، تلاش برای از بین بردن قبح خیانت و توجیه و تشویق آن در میان جامعه، است. رجوی نه تنها به هرگونه خیانت ممکن علیه کشور دست زد بلکه سعی نمود تا آنرا مقبول و مباح جلوه دهد و حتی آن را تبلیغ نماید، حال آنکه بر اساس قوانین مورد تأیید تمامی جوامع بشری، همکاری با دشمن، خیانت آشکار به کشور محسوب شده و اشد مجازات را به دنبال دارد.</p>
<p>بعد از جنگ جهانی دوم، چندین تبعه بریتانیایی که دستگیر شده بودند به جرم خیانت به کشور محاکمه و محکوم شدند. اگرچه تعداد دقیق آنها مورد بحث است، اما سوابق رسمی نشان می‌دهد که بیش از ۷۰ نفر به جرم همکاری با دشمن محکوم شدند و برخی از آنها با مجازات اعدام روبرو گردیدند. این افراد در همصدایی تبلیغی با دشمن، ایجاد یأس و ناامیدی در میان مردم و نیروهای مسلح، یاری رساندن مادی و معنوی به دشمن، جاسوسی، خرابکاری و ارائه اسرار نظامی و سیاسی و حتی اقتصادی و اجتماعی به آلمان نازی دست داشتند.</p>
<p>آمریکا کشوری است که حتی در قانون اساسی خود به جرم خیانت پرداخته است. بر اساس قانون اساسی آمریکا که به سال 1787 تصویب شد:<br />
(1) اگر فردی که شهروند آمریکا است و لذا باید به منافع ملی آمریکا وفادار باشد، به &#8220;دشمن&#8221; ایالات متحده کمک کرده باشد، کمک به این معنا که راحتی مادی و معنوی دشمن را فراهم کرده باشد، خیانت محسوب می‌شود.<br />
(2) اگر فردی که شهروند آمریکا است و لذا باید به منافع ملی آمریکا وفادار باشد، به قصد خیانت به ایالات متحده عملی انجام داده باشد (ولو اینکه آسیبی به منافع ملی وارد نشده باشد)، خیانت به حساب می آید.</p>
<p>خائن به عالی ترین مصالح مملکت، هرگز در هیچ کشوری و در هیچ دستگاه قضایی در جهان قابل گذشت و بخشش نیست و خیانت در طول زمان فراموش نمی شود.</p>
<p>یک بار مسعود رجوی، وقتی که به بغداد رفته و با صدام حسین ملاقات کرده بود، در یکی از نشست هایش توضیح داد که زمانی محمد حنیف نژاد در سال 1350 در دوره شاه دستگیر و محاکمه و به اعدام محکوم شد، از او خواسته شد تا اعلام نماید که به عراق وابسته بوده است (آنزمان عراق دشمن متجاوز به خاک وطن نبود) تا به این ترتیب حکم اعدامش لغو گردد، اما حنیف نژاد (ننگ همکاری با بیگانه را) نپذیرفت و اعدام شد.</p>
<p>رجوی ادامه داد که در حال حاضر او در بغداد است و با صدام حسین هم ملاقات کرده است (در حالی که عراق به خاک ایران تجاوز کرده و در حال جنگ با ایران بود). یعنی می خواست بگوید که او توانسته است قبح این موضوع را بریزد و آن را حداقل در انظار برخی عادی جلوه دهد.</p>
<p>ابراهیم خدابنده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68791">نقطه عطفی در روند خیانت و ریختن قباحت آن</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68791/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>۱۷ خرداد ۱۳۶۵، نقطه عطف سیر خیانت های رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68778</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68778?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 10:54:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68778</guid>

					<description><![CDATA[<p>در ۱۷ خرداد ۱۳۶۵، در میانه جنگ عراق علیه ایران، مسعود رجوی از مقر خود در فرانسه به عراق تحت حاکمیت رژیم بعث رفت و در سال ۱۳۶۶ تشکیل «ارتش آزادی‌بخش ملی» را برای جنگ علیه نیروهای ایران اعلام نمود. رجوی در بغداد مورد استقبال تعدادی از مقامات حزب بعث عراق قرار گرفت. این اقدام [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68778">۱۷ خرداد ۱۳۶۵، نقطه عطف سیر خیانت های رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در ۱۷ خرداد ۱۳۶۵، در میانه جنگ عراق علیه ایران، مسعود رجوی از مقر خود در فرانسه به عراق تحت حاکمیت رژیم بعث رفت و در سال ۱۳۶۶ تشکیل «ارتش آزادی‌بخش ملی» را برای جنگ علیه نیروهای ایران اعلام نمود.</p>
<p>رجوی در بغداد مورد استقبال تعدادی از مقامات حزب بعث عراق قرار گرفت. این اقدام رجوی بر اساس تمام استانداردهای جهانی در هر کشوری، خیانت بارز و آشکار به کشور محسوب می گردد که بالاترین حد مجازات برای آن در نظر گرفته شده است.</p>
<p>بر اساس قوانین کشور فرانسه که همیشه میزبان و مأمن گروه تروریستی رجوی بوده است، مجازات خیانت به کشور در زمان صلح حبس ابد و در زمان جنگ اعدام است، در حالی که این کشور سالیان سال است که رسما مجازات اعدام را ملغی نموده اما صرفا در این یک مورد استثناء قائل شده است. مصادیق و مضامین خیانت به کشور در قوانین فرانسه بسا ساده تر و پایین تر از شرکت مستقیم در جنگ علیه کشور خود به سود دشمن متجاوز می باشد.</p>
<p>اما فراتر از این، 17 خرداد 65 را باید نقطه عطفی در مسیر خیانت به کشور از جانب رجوی دانست چرا که در این روز سرکرده مجاهدین خلق فصل جدیدی در خیانت علنی و آشکار علیه عالی ترین منافع و مصالح کشور و ملت خود گشود و بدتر از اقدام به خیانت، آن را تبلیغ نمود و مباح جلوه داد و تلاش کرد تا قبح آن را بریزد و مقبول نماید.</p>
<p>مسعود رجوی بر اساس تعادل قوای ظاهری آن روز، تصور نمی کرد صدام حسین که مورد حمایت کامل و بی دریغ تمام کشورهای عربی منطقه و کشورهای غربی و خصوصا آمریکا است به آن شکل مغلوب شود و خود وی هم آواره و مغبون گردد. به همین دلیل خیلی غره شده بود و با افتخار و آشکارا راه خیانت را گشود.</p>
<p>وقتی رجوی قبل از رفتن به عراق، در نشست با &#8220;شورای ملی مقاومت&#8221;، موضوع را طرح کرده بود، بنی صدر ابتدا نسبت به سلامت ذهن و روان رجوی ابراز تردید نموده و بعد گفته بود که بر فرض در عراق به پیروزی رسیده و حاکمیت ایران به دست گرفته شود، پاسخ مردم ایران در قبال این خیانت چه داده خواهد شد؟ و رجوی مغرورانه در پاسخ به او، این جمله معروف هیتلر را تکرار کرده بود که &#8220;کسی از پیروز سؤال نمی پرسد&#8221;. البته هیتلر در ادامه گفته بود که کسی که شکست می خورد هم نیازی نیست بماند و به سؤالات پاسخ بدهد که مشاهده شد رجوی هم سرنوشتی بهتر از هیتلر نداشت.</p>
<p>برخی مواردی که سازمان مجاهدین خلق در عراق مرتکب شد و در قوانین کشورهای غربی از جمله فرانسه هم خیانت قطعی و عینی به کشور محسوب می شوند عبارتند از:</p>
<p>&#8211; ایجاد جنگ روانی با سیاه‌نمایی اوضاع و احوال کشور به منظور تضعیف روحیه مردم و نیروهای مسلح به سود دشمن<br />
&#8211; نشر شایعات و تحریف اخبار و پرداختن به موضوعاتی چون آوارگان جنگی، کمبود کالاها و مایحتاج عمومی، بحران آب و برق و&#8230; جهت تضعیف روحیه عمومی به نفع دشمن<br />
&#8211; غیرواقعی اعلام کردن آمار شهدای جنگ و اعزام اجباری سربازان و ضعیف جلوه دادن نیروهای مسلح در جهت منافع دشمن<br />
&#8211; سعی در بی‌اعتماد ساختن مردم نسبت به دولت و نیروهای مسلح به سود دشمن به منظور هدف قرار دادن امنیت روانی ملت<br />
&#8211; تلاش برای ایجاد تشویش در اذهان عمومی با سر دادن شعارهای «نابود باد جنگ»، «سربازان از جبهه می گریزند» و «شانه‌های مادران زیر اجساد فرزندان خم شد» و غیره<br />
&#8211; ایجاد ناامنی، کمین‌گذاری، کاشت‌ مین و کارهای اطلاعاتی با بهره‌مندی از رهنمود عراقی‌ها علیه نیروهای نظامی و انتظامی ایران در مرزها<br />
&#8211; جمع‌آوری اخبار و اطلاعات از محورهای مرزی و درون کشور برای دشمن متجاوز و در حال جنگ<br />
&#8211; شرح و بسط نقشه‌های جغرافیایی و ایجاد بمب‌گذاری‌ در داخل کشور<br />
&#8211; انجام عملیات نظامی در داخل کشور از جمله بمبگذاری و تخریب پل ها و خطوط لوله های انتقال نفت در همدستی با نیروهای بعثی<br />
&#8211; انجام عملیات تروریستی علیه مقامات لشکری و کشوری به سود دشمن با اعزام نیرو از عراق<br />
&#8211; همکاری مجدانه جاسوسی برای استخبارات عراق و کشف «کلمات رمز» و شنود بی‌سیم مدافعان و مرزبانان ایران<br />
&#8211; جاسوسی از تحرکات نظامی و مراکز مهم اقتصادی و تولیدی ایران برای دشمن<br />
&#8211; لو دادن عملیات نظامی به نیروهای عراقی با انجام تخلیه تلفنی که موجب به شهادت رسیدن و اسیر شدن سربازان مدافع خاک میهن گردید<br />
&#8211; عملیات و حملات نظامی متعدد به ایران از جمله عملیات آفتاب، چلچراغ، و فروغ جاویدان به عنوان ارتش خصوصی صدام حسین در همراهی با ارتش رژیم بعث</p>
<p>روند خیانت های رجوی به ملت ایران که نقطه عطف آن 17 خرداد 1365 و رفتن به آغوش دیکتاتور بغداد بود همچنان به اشکال مختلف با اربابان مختلف ادامه دارد. بی شک نام رجوی به عنوان سرکرده گروه ترویستی مجاهدین خلق در رأس خائنین به کشور ایران در تمام طول تاریخ قرار خواهد گرفت که نه تنها منتهای خیانت را به انجام رساند بلکه آن را تبلیغ نمود و تلاش کرد تا زشتی آن را در اذهان مردم از بین ببرد.</p>
<h3>هرچه دره باطل عمیق تر، قله حق رفیع تر</h3>
<p>ناگفته نماند که در مقابل خیانت عمیق مسعود رجوی و تشکیلات تروریستی اش به کشور، مقاومت شکوه مند مردم ایران در برابر تجاوز خارجی را هم نباید از نظر دور داشت.</p>
<p>جمهوری اسلامی ایران از بدو تأسیس همیشه در حال دفاع در برابر تجاوز خارجی بوده، مدام تهدید به جنگ شده، در معرض انواع فشارها و توطئه های قدرت های خارجی استعماری بوده، و همچنین همواره هدف جنگ روانی و تبلیغی دشمنان قرار داشته است، ولی در برابر تمام فشارهای همه جانبه ایستادگی کرده و تسلیم نشده و از تمام آزمایش ها سربلند بیرون آمده است.</p>
<p>این واقعیت غرورآفرین طی یکسال گذشته بیش از هر زمان دیگری نمایان گردید که موجب تحسین جهانیان شد.</p>
<p>عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68778">۱۷ خرداد ۱۳۶۵، نقطه عطف سیر خیانت های رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68778/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از نهان‌خانۀ زعفرانیه‌ تا قرارگاه اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68652</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68652?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 May 2026 10:19:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[تصفیه های درون سازمانی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68652</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; چنین می گوید: بعد از فرار مسعود رجوی از ایران به فرانسه، بازماندگان سازمان مجاهدین خلق در داخل ایران، سرنوشت غریبی داشتند. شاید عبرت‌انگیزترین سرنوشت متعلق به موسی خیابانی باشد. او به‌همراه عده‌ای دیگر که در میان آنان اشرف ربیعی، همسر اول مسعود رجوی، نیز حضور داشت، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68652">از نهان‌خانۀ زعفرانیه‌ تا قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>مهندس مسعود خدابنده در کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; چنین می گوید:</strong></p>
<p>بعد از فرار مسعود رجوی از ایران به فرانسه، بازماندگان سازمان مجاهدین خلق در داخل ایران، سرنوشت غریبی داشتند. شاید عبرت‌انگیزترین سرنوشت متعلق به موسی خیابانی باشد. او به‌همراه عده‌ای دیگر که در میان آنان اشرف ربیعی، همسر اول مسعود رجوی، نیز حضور داشت، در مخفی‌گاهشان کشته شدند. لورفتن خانۀ زعفرانیه داستانی است که بعد از گذشت چهار دهه هنوز خود مجاهدین خلق هم حاضر به توضیح دربارۀ ابعاد و زوایای آن نیستند و این به ‌شدت شبهه ‌ناک است. چرا؟‌</p>
<p>کمی به عقب برگردیم. تحلیل سازمان بعد از شکست کودتای ۳۰ خرداد سال 60 و بعد، فرار رجوی و به‌خصوص ترورهای پشت‌سرهم، این بود که نظام شکننده شده و با چند عملیات (با توجه به جنگ خارجی) سرنگون خواهد شد. این را یک کودک هم می‌فهمد که سرنگونی نظام با عملیات میلیشیا میسر نخواهد شد. بعد از شکست تظاهرات ۵ مهر هم که مردم اعتنایی نکردند و به خیابان نیامدند، باز مسعود از رو نرفت و گفت: &#8220;قصدمان آزمودن جامعه بود!&#8221;‌</p>
<p>سؤال این است که چطور جعفر مشتاق (رشید) یک‌باره دستگیر شد و به‌سرعت همه‌چیز را لو داد؟ او خانه‌هایی از جمله خانۀ زعفرانیه (محل استقرار همسر و فرزند مسعود رجوی) را لو می‌دهد. نیروهای سپاه منتظر می‌مانند تا زمانی که موسی خیابانی هم به آنجا بیاید و سپس حمله به خانۀ زعفرانیه را آغاز می‌کنند. هم‌زمان سه خانه‌تیمی دیگر در تهران مورد حمله سپاه قرار گرفت. مهدی ابریشمچی (که خود مسئول حفاظت خانه ها بود) دقایقی قبل، از یکی از همین خانه‌ها خارج‌ شده بود که زنده بماند!‌</p>
<p>سازمان از اطلاعات رشید آگاهی داشت. می‌دانستند که او دستگیر شده و ممکن است همه‌چیز را لو دهد. سؤال من همیشه این بود که چطور سازمانی مثل مجاهدین خلق روی این مسئله حساس نشد؟ ما در بخش حفاظت، اگر حتی ۵ درصد احتمال لورفتن می‌دادیم، تمام برنامه‌ریزی و تدارکات را عوض می‌کردیم. بعید می‌دانم ابریشمچی (که در رأس حفاظت قرار داشت) بی‌اطلاع بوده و خروجش درست پیش از حمله، اتفاقی بوده باشد.‌</p>
<p>لورفتن خانه زعفرانیه و تصفیه‌های درونی در سازمان،سابقه‌دار است. کسانی که در این مرحله زنده ماندند و فرار کردند، اساساً کسانی بودند که از قبل، سرسپردگی‌شان به رجوی (و درنتیجه اربابان جدیدش) را ثابت کرده بودند.‌</p>
<p>جریانات بعدی، یعنی جایگزینی موسی خیابانی با علی زرکش، آوردن زرکش به فرانسه و خلع رده و جایگزینی وی با مریم رجوی، نشان‌دهندۀ اتفاقی‌نبودن حذف این نفرات است. مسعود رجوی هم‌زمان در خارج هم شروع به حذف رقبای درون‌سازمانی کرد. یکی از راه‌های رجوی برای راحت‌شدن از دست ناراضیان درون‌سازمانی، اعزام آن‌ها به مرز و شلیک از پشت سر بود تا اعلام کند آن‌ها در درگیری‌های مرزی کشته ‌شده‌اند.‌</p>
<p>به‌نظرم، اصلاً مریم و مسعود به این دلیل عنوان &#8220;اشرف&#8221; را برای قرارگاه انتخاب کردند که بگویند ما در قتل این افراد یا لو‌رفتن آن‌ها دخالتی نداشته‌ایم.‌</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68652">از نهان‌خانۀ زعفرانیه‌ تا قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68652/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>به سوی وطن</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68590</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68590?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 19 May 2026 07:56:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[سیروس غضنفری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68590</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای سیروس غضنفری در قسمتی از مجموعه خاطرات خود، چنین نوشته اند: در تاریخ 29/9/83 تعدادی از جداشده های مجاهدین خلق بعد از 17 سال و بعضا 18 سال دوری از خانواده و وطن وارد کشور شدند و هر کدام موقع ورود لحظه های مختلفی داشتند، شاید برای بعضی ها باور کردنی نبود که یک [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68590">به سوی وطن</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای سیروس غضنفری در قسمتی از مجموعه خاطرات خود، چنین نوشته اند:</p>
<p>در تاریخ 29/9/83 تعدادی از جداشده های مجاهدین خلق بعد از 17 سال و بعضا 18 سال دوری از خانواده و وطن وارد کشور شدند و هر کدام موقع ورود لحظه های مختلفی داشتند، شاید برای بعضی ها باور کردنی نبود که یک عمر اسارت در فرقه رجوی که کسی انتظار نداشت پا به بیرون بگذارد و هر کدام برای خود یک محل دفن در قرارگاه انتظار داشتند، چون تا آن زمان برای خروج از سازمان و رفتن به محل دیگر باید دو سال در خروجی سازمان (زندان انفرادی) و 8 سال در زندان ابوغریب صدام عمر هدر می کردند. اما با اشغال عراق یک مرتبه همه چیز عوض شد و راه کمی باز گردید.</p>
<p>بعد از دیدار با صلیب سرخ در فضای آزاد، بدون حضور کسی از نفرات فرقه رجوی در بغداد، یک تعداد از جدا شده ها بعد از مشورت با صلیب سرخ تصمیم گرفتند تا آمدن به ایران را انتخاب کنند و صلیب سرخ گفت هر کس بخواهد به ایران برود به زودی راهی کشورش می شود و به لحاظ امنیت جانی صلیب سرخ تضمین خواهد کرد و دولت ایران هم تمام چنین افرادی را عفو نموده و شما هم جزو همین نفرات حساب می شوید. با این حال کسی باور نداشت که بعد از ورود به ایران بتوانند در جامعه آزاد باشند. چرا؟ چون رهبران سازمان تروریستی رجوی به نفرات القا کرده بودند که اگر کسی از نزد ما جدا شود و به ایران برود ‌عاقبتش یا اعدام است یا حداقل چند سالی در زندان همراه با شکنجه خواهد ماند. با این ذهنیت برای اولین بار حدود 40 نفر تصمیم گرفتند به ایران بیایند و این تصمیم برای نفرات بعدی که می ترسیدند، راه را باز کرد وآن ذهنیت القاء شده را شکست.</p>
<p>بعد از مدتی ما را از تیپف TIPF به فرودگاه بغداد منتقل کردند تا به ایران بیاورند. در مسیر به همدیگر می گفتیم که این شاید آخرین باهم بودن ماها باشد و دولت ایران ما را زندانی کند و به خانواده هایمان هم خبر ندهد که الان در کجا هستیم. بعضی به شوخی می گفتند و بعضی به جد.</p>
<p>این لحظه های تلخ و شیرین وجود داشت. از یک طرف بوی وطن را در فضای این مرز و بوم می شنیدیم و از بالا به شهرهای وطن نگاه می کردیم. لحظه های شیرینی بود ولی از طرفی فکر فردا بودیم و در ته دل هر کدام از بچه ها یک ناباوری وجود داشت و آن ذهنیت القاء شده در وجود تک به تک مان بود که به یکدیگر تکه پرانی می کردند. مثلاً: تو زیاد جرم نداری آزاد می شوی، سلام ما را به بقیه برسان &#8230;. این لحظه ها تا زمانی که هواپیما در فرود گاه مهرآباد فرود آمد وجود داشت و فکر می کردیم که الان موقع پیاده شدن از هواپیما با خودرو منتظر هستند تا ما را به زندانهای مخفی منتقل کنند.</p>
<p>یکی از بچه ها گفت اگر به زندان ببرند من در آنجا فلانی را خواهم کشت چون او مرا وادار کرد. ولی وقتی به سالن فرودگاه رسیدیم از طرف صلیب سرخ خانمی به نام کریستین کلاویه که خودش هم از بغداد ما را همراهی کرده بود ما را به نماینده جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی به نام خانم حسن پور تحویل داد. بعد از تحویل گیری گفتند امشب مهمان ما هستید و ما هم هرکدام یک شماره تلفن از نماینده صلیب سرخ گرفته بودیم. یکی به دستش نوشت، یکی حفظ کرد که اگر ما را به زندان بردند در سریع ترین زمان با صلیب سرخ تماس بگیریم. ولی ما را به یک محل انتقال دادند و با خانواده ها تماس گرفتیم و حضورمان را در کشور به خانواده ها اعلام کردیم. فردای آن روز برای آزمایشهای پزشکی روانه درمانگاه شدیم. بعد از نتیجه آزمایش ها ما را در هتل اینترنشنال تحویل خانواده ها دادند ولی باز آن روز یک مساله در ذهن ها باقی ماند که بعد از چند روز دیدار با خانواده ها هر کس در استان خودش دستگیر و زندانی می شود .</p>
<p>اما بعد از سال ها حضور در کشور تا امروز نه کسی را دستگیر کرده اند و نه کسی هم از ما سوال کرده در این چند سال کجا بودید و چه کار می کردید و &#8230;.. اما خیلی جالب است و لحظه های شیرینی دارد که فقط این لحظه ها برای سرکردگان فرقه بخصوص مریم و مسعود تلخ است. هر کدام از بچه های جدا شده آن روز که وارد کشور شده اند با یک دست لباس بودند اما امروز هرکدام در جامعه برای خودشان کسی شده اند، شاید برای خیلی ها تعجب برانگیز باشد چون واقعیت را لمس نکرده اند و با ذهنیت های القا شده رجوی زندگی می کنند.</p>
<p>جداشده ها با اینکه دولت ایران به لحاظ مالی به آنها کمک نکرده است ولی الان هر کدام تشکیل زندگی مشترک داده اند و روی پای خودشان ایستاده اند. بعضی حتی خانه هم خریده اند و بعضی برای خود مغازه باز کرده و بهترین کاسبی را در بازار دارند و بعضی کارمند هستند و خیلی از این نفرات در دانشگاه درس خوانده یا می خوانند. هر کدام دارای یک یا دو فرزند می باشند و در وضعیت بسیار مناسب بوده و هیچ موقع هم نا امید نیستند و می دانند اگر نا امید شوند آن روز خوشحالی رهبران فرقه رجوی می باشد. اگر چه بهترین دوران عمر خودشان را در فرقه رجوی سپری کرده اند اما با این سن و سال هنوز برای زندگی کردن و تلاش برای حرکت رو به جلو در این چند سال اثبات کرده و می کنند.</p>
<p>اینها به خود من هم روحیه می دهد تا به گذشته فکر نکنم و در یک رقابت مثبت در جامعه حرکت کنم و این مسائل برای فرقه رجوی خیلی تلخ است چون می گفت هر کس از نزد ما رفته الان در وضعیت مرگباری قرار گرفته است. اما این طور نشد و نفرات اثبات کردند هر چه سرکردگان فرقه گفته اند دروغ های بی پایه و اساس برای ترساندن نفرات بوده است که آنها را نزد خودشان نگه دارند و سیاهی لشکر درست کنند و مسعود از آن سیاهی لشکر بهره سیاسی ببرد، چنانکه تا امروز هم برده است. اما نفرات جدا شده این را درک کردند و به همین خاطر همیشه در تلاش اند تا به رجوی بگویند: نه، گفته های تو تماما مزخرفات بوده تا دست و پای نفرات را با آن در نزد خود زنجیر کنی. تلاش بعدی جدا شده ها برای آزادی آن عزیزانی است که در زندان های فرقه در اسارت باقی مانده اند.</p>
<p>امیدوارم یک روز صدای آزادی ما و خبر پیشرفت این جدا شده ها را، آن زندانی ها بشنوند و امید داشته باشند تا بتوانند از قید و بندهایی که مریم رجوی درست کرده رها شوند. سازمان تمام نفرات را له کرده و امید را از آنها گرفته و شخصیت آنان و هویت فردیشان را خرد کرده و نا امیدی به آینده ایجاد نموده و و در فرقه رجوی به بند کشیده است. به همین دلیل نفرات موجود در کمپ اشرف فکر می کنند که بی مصرف هستند و دیگر نمی توانند تصمیم به زندگی و به آینده بگیرند.</p>
<p>ای دوستان در زنجیر! آنطور که فکر می کنید نیست، انسان آزاد مثل پرنده آزاد با تلاش خود پرواز می کند و به همه جا می تواند برود و تلاش مجدد به زندگی و غیره مثل پرواز یک پرنده است. تصمیم می گیرد تا در آسمانها اوج بگیرد.</p>
<p>امیدوارم شما هم تصمیم بگیرید و آزاد شوید و در آسمانها اوج بگیرید. آن موقع درک آزادی و درک انقلابی بودن را می فهمید و از فرقه رجوی نفرت پیدا می کنید. هیچ موقع انسان خود به خود نفرت پیدا نمی کند مگر این که دو دیدگاه را با هم مقایسه کند و نسبت به کسانی که با کلمات بازی کرده اند و فریب داده اند و فریب می دهند نفرت پیدا کند و آن نفرت شما را از قید و بندی که سالها را در آن احاطه شده اید آزاد می کند.</p>
<p>من و دوستانم که از تشکیلات رجوی جدا شده ایم آزادیم و گاه با هم در تماس یا دور هم و شاد و خُرم هستیم. ولی افسوس هر موقع به یاد شما می افتیم آه می کشیم که ای کاش فلانی و فلانی هم &#8230;.. الان در اینجا بودند چرا؟ چون درد شما را در طول سالها دیده ایم و می دانیم قربانی جاه طلبی مسعود و مریم هستید. می فهمیم و شما دوستان در زنجیر را یاد می کنیم.</p>
<p>خدایا شاهد باش و شاهد هستی که در این چند سال چقدر یاد دوستان در زنجیر بودیم و هستیم و همیشه دعا می کنیم که زودتر آزاد شوند .</p>
<p>به کوشش عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68590">به سوی وطن</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68590/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سرنگونی خیالی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68580</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68580?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 18 May 2026 09:03:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68580</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای هادی شبانی در کتاب خود تحت عنوان &#8220;سازمان مجاهدین خلق از شعار آزادی تا مزدوری و جاسوسی&#8221; چنین می گوید: 31 شهریور سال 1359 جنگ عراق علیه ایران شروع شد. من در آن زمان سرباز بودم و در جریان مأموریتی به شیراز متوجه شدم که عراق به ایران حمله همه جانبه ای نموده و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68580">سرنگونی خیالی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای هادی شبانی در کتاب خود تحت عنوان &#8220;سازمان مجاهدین خلق از شعار آزادی تا مزدوری و جاسوسی&#8221; چنین می گوید:</p>
<p>31 شهریور سال 1359 جنگ عراق علیه ایران شروع شد. من در آن زمان سرباز بودم و در جریان مأموریتی به شیراز متوجه شدم که عراق به ایران حمله همه جانبه ای نموده و این خبر آن قدر مهم بود که تمام دنیا را تکان داد. صدام حسین رئیس دولت عراق فکر می کرد با حمایت غرب و ضعف حکومت ایران که تازه شاه را سرنگون کرده بودند می تواند قسمتی از خاک ایران را ضمیمه خاک خودش نماید.</p>
<p>صدام (پس از لغو قرارداد 1975 الجزایر در 26 شهریور و ادعای تسلط کامل بر آبراه اروند) تهاجم سراسری خود به خاک جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرد. به طور کلی اهداف عراق از حمله به ایران در سه سطح طبقه‌بندی می‌شود: لغو قرارداد الجزایر؛ تجزیه‌ی ایران با جدا کردن استان خوزستان و براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران. در حمله همه جانبه، ارتش عراق توانست بیش از 15 هزار کیلومتر مربع از اراضی ایران را اشغال کرده و در آن استقرار یابد.</p>
<p>درگیری جمهوری اسلامی با صدام؛ بنی‌صدر و سازمان مجاهدین خلق را به این طمع واداشته بود که تا حد امکان برای تضعیف نظام در داخل کشور بکوشند. آن‌ها تصور می کردند که امام و امت به دلیل درگیر جنگ بودن، قدرت باز کردن یک جبهه‌ی داخلی را ندارند، و همچنین به خود اطمینان می‌دادند که حامیان نظام برای حفظ قدرت، حاضر به هر گونه‌ عقب‌ نشینی از ملاک‌ های مکتبی انقلاب خواهند بود. به همین دلیل سازمان مجاهدین خلق با حیله گری و فریب کاری ابتدا تهاجم ارتش عراق به ایران را محکوم نمود و خواهان حضور نیروهایش در جبهه ها شد ولی بعد از مدتی عنوان داشت که نفراتش را در جبهه ها دستگیر می کنند و عملاً دستور داد که نیروهایش از جنگ خارج شوند.</p>
<p>زمانی که لازم بود همه در مقابل دشمن خارجی وحدت عام و فراگیر داشته باشند مجاهدین خلق هم در ظاهر این ادعا را داشتند ولی بر کسی پوشیده نبود که در عمل و در عرصه‌ی درگیری‌ های سیاسی داخل کشور، سازمان از مواضع خائنانه خود در باره ‌ی نظام و نهادهای نوپای آن دست برنداشته و همچنان بر طبل ادّعاهای خود مبنی بر تشنج‌‌آفرینی و متهم کردن نهادهای نظام به انجام دادن اعمال غیرقانونی، می‌کوبید.</p>
<p>همه ی گروه ها در مورد جنگ موضع گیری کردند و عراق را مقصر دانسته و در تحلیل هایشان حکومت عراق را شروع کننده جنگ معرفی می کردند. هر گروهی بر اساس ایدئولوژی خود به تحلیل جنگ می پرداخت. در این میان نیز گروه سازمان چریک های فدایی خلق شاخه اکثریت شعار پاسداران را به سلاح سنگین مسلح کنید سرمی داد و خواهان شرکت گسترده مردم در جنگ علیه عراق متجاوز بود.</p>
<p>زمانی که سرباز بودم و بعضی اوقات به جبهه می رفتم شاهد بودم که نفرات سازمان به دنبال سلاح و جمع آوری آن هستند و اصلاً مسأله شان جنگ با دشمن خارجی نیست. یعنی مشخص بود که جمع کردن سلاح به صورت یک دستور تشکیلاتی است. در مورد سازمان چریک های فدائی خلق هم گفته شده بود که اگر در عملیاتی توانستید سلاح به دست آورید آن را با خودتان آورده و تحویل سازمان بدهید.</p>
<p>همچنین در جبهه ها نیز نفرات سازمان مجاهدین خلق به دنبال اطلاعات جنگ بودند. اعضای سازمان از همان روزهای نخست شروع جنگ، پس از ورود به جبهه‌ها، شروع به جمع‌آوری اخبار و اطلاعات مربوط به یکان‏های نظامی خودی و تهیه‌ ی عکس از محل استقرار و استحکامات آن‌ ها ‌کردند که این کار آن ‌ها با مخالفت فرماندهان ارتش رو به رو شد. پس از آن‏ که با وجود تذکرات پی‏ در پی، مجاهدین خلق دست از اقدامات خود برنداشتند، نیرو‌های ارتش مقر آن‌ ها را محاصره و نیروهایشان را دستگیر کردند و مدارک و اسناد جمع‌ آوری ‌شده را که شامل اطلاعات مربوط به وضعیت استراتژیک ارتش و موقعیت جبهه ‌ها و برخی اسناد دیگر بود ضبط نمودند.</p>
<p>&#8230; هر روز که از جنگ می گذشت کم کم مجاهدین خلق در رسمیت بخشیدن به حضور تشکیلاتی نظامی خود در مناطق جنگی، حتی با توسل به بنی‌ صدر رئیس ‌جمهور &#8211; که در نیمه ‌ی دوم 1359 آرام آرام به متحد استراتژیک سازمان بدل شده بود &#8211; ناکام ماندند. تبلیغات سازمان در مورد جنگ به اعلام این که تعدادی از نیروهای نظامی که شهید شدند مربوط به سازمان بوده محدودتر شد و کم کم موضع گیری سیاسی علیه دولت عراق کمرنگ تر گردید و تحلیل‌ های سازمان بیش ‌تر معطوف به مقصّر نشان دادن نظام جمهوری اسلامی در زمینه ‌‌‌سازی وقوع جنگ شد، تا آن‌ جا که سه روز قبل از شورش مسلحانه ‌ی 30 خرداد1360، سازمان در موضع‌‌ گیری درباره ‌ی بمباران مشکوک و پیچیده ‌ی تأسیسات هسته‌ ای عراق به دست اسرائیل، تلویحاً نظام جمهوری اسلامی را همسو با آمریکا و رژیم صهیونیستی برشمرد.</p>
<p>به اعتقاد شماری از تحلیلگران، این تغییر موضع و آغاز همکاری‌‌های گسترده ‌ی نظامی و امنیتی سازمان با عراق که ابتداً غیرعلنی بود و بعد به سرعت آشکار شد، ثابت نمود که از ابتدا، موضع سازمان در مورد جنگ، به دور از صداقت و فرصت‌ طلبانه بوده است تا جایی که مسعود رجوی در مقرش (اور فرانسه) با طارق عزیز نایب رئیس جمهور عراق ملاقات داشته و قرارداد صلح امضا می کند&#8230;</p>
<p>سازمان بعد از شکست در موضوع جنگ، خط کاریش را عوض نموده و به دنبال ایجاد نا آرامی و زد و خورد خیابانی بود تا نقطه ای که تصمیم گرفتند در مقابل رهبر انقلاب و دوربین خبرنگاران یک راه ‌پیمایی به طرف جماران به راه بیاندازند. به منظور آماده ‌سازی زمینه ‌‌های لازم برای حرکت، آن‌ ها نامه‌ ای به حضور امام نوشتند؛ افراد سازمان در این نامه کوشیدند در همه‌ ی اغتشاشات و درگیری ‌ها حکومت ایران را مقصر جلوه داده و خود را تبرئه کنند، همچنین تلاش نمودند تا مسائل وقت سازمان را تحت پوشش گذشته ‌ی سازمان و بنیان‌‌ گذاران آن قرار دهند.</p>
<p>این گونه تحرکات، تشنج‌ آفرینی ‌ها و عملیات‌ متعدد تروریستی و خرابکارانه‌ ی سازمان در حالی انجام می ‌شد که با گذشت نه ماه از جنگ، نیروهای ایرانی نتوانسته بودند به پیروزی چندانی در آزادسازی مناطق اشغالی دست یابند و به همین دلیل کشور در ورطه ای از ناآرامی داخلی و تجاوز خارجی قرار گرفته بود. سازمان دیگر به نقطه ای رسیده بود که فکر می کرد با وارد شدن به مبارزه مسلحانه، می تواند استراتژی سرنگونی حکومت را در دستور کار قرار دهد. رجوی برای این که وارد مبارزه مسلحانه شود نیاز به یک بهانه داشت و آن هم به صحنه آوردن نیروهای خود به خیابان ها بود.</p>
<p>در این مقطع، رهبران سازمان تصور می‌ کردند که نظام جمهوری اسلامی به دلیل نابسامانی‌ های داخلی و همچنین تجاوز خارجی، قادر به ساماندهی وضعیت نبوده و در اوج استیصال قرار دارد و از آن جا که از بُعد منطقه ای نیز دچار انزوا است و از نظر اقتصادی هم در وضعیت بدی به سر می‌بَرد، در آستانه ‌ی سقوط قرار دارد. با این دلایل؛ سازمان در فراخوانی از نیروهای خود خواست به خیابان ‌های تهران و شهرستان ها بیایند، اما برخلاف پیش‌ بینی سران سازمان مبنی بر حضور 500 هزار نفر، فقط 3 هزار نفر به خیابان ‌ها آمدند که آن‌ ها هم بر اثر مقابله‌ ی مردم و نیروهای انقلابی متواری شدند. تکاپوی سازمان برای دستیابی به قدرت که در دو خط موازی چانه‌زدن برای گرفتن سهمی از قدرت و قدرت‌ نمایی خیابانی بروز می‌کرد، زمینه ای را به وجود آورد که نظام ‌جمهوری اسلامی مجبور شد در برابر استراتژی جنگ مسلحانه‌ ی سازمان با نظام از تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، واکنش نشان داده و برای حفظ امنیت کشور، با اقدامات مسلحانه ‌ی سازمان مقابله کند. در واقع اشتباه سازمان در ارزیابی اوضاع اجتماعی، موقعیت جمهوری اسلامی و توان سازمان موجب شد تا سازمان در این اقدام خود با شکست فاحشی رو به رو شود و این نقطه ای بود که دیگر سازمان راه بازگشتی برای خود باقی نگذاشت و هر روز فکر می کرد که می تواند به سرنگونی خیالی خود دست یابد.</p>
<p>صفحه های 16 الی 21</p>
<p>تنظیم: عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68580">سرنگونی خیالی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68580/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در خدمت ارباب حلقه‌ها‌</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68564</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68564?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 17 May 2026 08:19:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68564</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; در مطلبی با عنوان فوق چنین می گوید: مسعود رجوی را اولین بار در پاریس دیدم. ۲۴ سال بیشتر نداشتم. محل استقرار مسعود در پاریس، خانۀ برادرش، صالح بود. همان زمان خانۀ مجاور را خریدند و وی به آنجا منتقل شد. خانه بین مسعود رجوی و بنی‌صدر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68564">در خدمت ارباب حلقه‌ها‌</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; در مطلبی با عنوان فوق چنین می گوید:</p>
<p>مسعود رجوی را اولین بار در پاریس دیدم. ۲۴ سال بیشتر نداشتم. محل استقرار مسعود در پاریس، خانۀ برادرش، صالح بود. همان زمان خانۀ مجاور را خریدند و وی به آنجا منتقل شد. خانه بین مسعود رجوی و بنی‌صدر تقسیم شد. بعد از ازدواج رجوی با فیروزه (دختر بنی‌صدر) خانۀ دیگری در مجاورت دو خانۀ اول هم خریداری شد.‌</p>
<p>اولین روزهای حضور در پاریس برایم روزهای عجیبی بود. آنچه ما در خارج تبلیغ می‌کردیم، با آنچه در داخل مجاهدین خلق بود، زمین تا آسمان فرق داشت. ما حتی تا روزها بعد از هفت‌تیر هم عکس‌های آیت‌الله خمینی، ابوالحسن بنی‌صدر و مسعود رجوی را در جلسات یا سر میز کتاب کنار هم می‌گذاشتیم. در پاریس به‌سرعت متوجه شدم نه‌تنها نباید تصویر آیت‌الله خمینی را در کنار عکس مسعود رجوی بگذاریم، که حتی عکس بنی‌صدر هم اضافی بود و فقط باید عکس مسعود باشد.‌</p>
<p>هم‌زمان با شکل‌گیری اتحادیه انجمن های دانشجویان مسلمان در خارج از کشور (هواداران سازمان مجاهدین خلق)، نشریه اتحادیه هم شروع به کار کرد. مسئولش محمدعلی جابرزاده انصاری بود که تازه از تهران رسیده بود. در سازمان «برادر قاسم» صدایش می‌کردیم. یکی‌دو نویسنده و صفحه‌بند و غیره هم بودند که خلاصۀ انتشارات سازمان را جمع‌وجور می‌کردند. یادم هست آن دوران روزی وارد اتاق جابرزاده شدم و دیدم دارد گریه می‌کند. مجاهد خلق و گریه؟! بعداً فهمیدم پسرش آن روز در تهران در درگیری کشته شده است.‌</p>
<p>یادم هست آنجا علی زرکش را هم دیدم. او برای چند روز در آن خانه (خانه نشریه) بود؛ ولی بعداً غیبش زد. ساکت بود، ولی پرمغز. می‌شد حدس زد که استخوان خرد کرده است. می‌دانستم شب‌ها با جابرزاده تا صبح بحث‌وجدل می‌کنند. این‌ها مسائلی بود که به من ربط نداشت. تا جایی که به من برمی‌گشت، مسئلۀ اصلی انتشار هفتگی (و گاه ویژه‌نامه‌های بین هفته) نشریه بود.‌</p>
<p>اما کارم در نشریه خیلی مهم نبود و دیگران هم می‌توانستند آن کار را انجام دهند. دستور آمد که بروم و خودم را به سعید شاهسوندی معرفی کنم. تماس گرفتم. او در آلمان بود و گفت باید هرچه سریع‌تر به آلمان بروم. پاسپورت من ایرانی بود و تاریخش تمام شده و حتی ویزای فرانسه هم باطل شده بود. با این پاسپورت می‌خواستم بدون ویزا از فرانسه به آلمان بروم. مقداری پول به من دادند و دو مسیر هم پیشنهاد کردند که من مرز زاربروخن را انتخاب کردم. آنجا اتوبوس‌های کارگران رفت‌وآمد می‌کردند. قرار بود بروم در بین آن‌ها بنشینم و اعزام شوم. وقتی رسیدم، متوجه شدم کارخانه به‌خاطر کریسمس تعطیل شده است. سوار قطار شدم. دو بار در بین راه، مأموران کنترل مرا بازخواست کردند و به فرانسه دیپورت شدم. بار سوم که در توالت قطار پیدایم کردند، متوجه شدند من اصلاً ویزای فرانسه هم ندارم و پلیس فرانسه از تحویل‌گرفتن من سر باز زد. گفتند پس راهی نیست و تو را برمی‌گردانیم ایران که البته هم آن‌ها و هم من می‌دانستیم کار راحتی نیست؛ به‌خصوص وسط تعطیلات کریسمس. در بازداشتگاه مرزی آلمان نشسته بودم که دیدم مأمور آمد و درب را باز کرد و رفت. هرچه صدایش کردم حتی برنگشت. بیرون رفتم و دیدم درب ساختمان هم وسط شب باز است. کمی دورتر شدم و دیدم اصلاً کسی دنبالم نمی‌آید. درست نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده بود؛ ولی حدس می‌زنم مأمور می‌خواست از شرِ یک ایرانی پاسپورت‌سوخته که حتی ویزا هم ندارد، خلاص شود. شاید هم دستور آمده بود مرا آزاد کنند.‌</p>
<p>کمی رفتم تا یک تلفن عمومی پیدا کردم. زنگ زدم به سعید شاهسوندی و با او قرار گذاشتم روز بعد در مونیخ، یک جایی وسط شهر همدیگر را ببینیم. حالا دیگر احساس می‌کردم واقعاً یک «مجاهد خلق» شده‌ام.‌ روز بعد رسیدم به مونیخ و برای اولین بار با سعید شاهسوندی، که تصویرش را در نشریات به‌عنوان کاندیدای مجاهدین خلق از شیراز دیده بودم، ملاقات کردم. مأموریت جدیدم همراه با سعید، انتقال فرستندۀ رادیویی از آلمان و تجهیز و راه‌اندازی رادیو مجاهد در عراق بود.‌</p>
<p>تهیه و تنظیم: عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68564">در خدمت ارباب حلقه‌ها‌</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68564/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آنان راه خیانت را گشودند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68479</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68479?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 10 May 2026 07:20:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری با بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68479</guid>

					<description><![CDATA[<p>در تاریخ معاصر ایران بعضا عوامل استعمار و بیگانگان (حتی در حاکمیت) که به خاطر کسب قدرت و منافع شخصی، منافع اجنبی را بر منافع ملی مقدم می شمردند وجود داشته اند، اما همیشه تلاش می کردند تا آن را کتمان کنند یا نام دیگری بر آن بگذارند. رجوی راهی را گشود که قبح خیانت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68479">آنان راه خیانت را گشودند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در تاریخ معاصر ایران بعضا عوامل استعمار و بیگانگان (حتی در حاکمیت) که به خاطر کسب قدرت و منافع شخصی، منافع اجنبی را بر منافع ملی مقدم می شمردند وجود داشته اند، اما همیشه تلاش می کردند تا آن را کتمان کنند یا نام دیگری بر آن بگذارند. رجوی راهی را گشود که قبح خیانت فرو بریزد به نحوی که متأسفانه در حال حاضر حتی برخی افراد و جریانات، به خیانت به کشور و همدستی با دشمنان خارجی استقلال ملت مباهات هم می کنند.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق تحت هدایت رجوی، از پرونده محمدرضا سعادتی به عنوان اولین جاسوس در جمهوری اسلامی گرفته، تا ممانعت از شرکت جوانان در دفاع در برابر تجاوز رژیم بعث عراق، و تا شرکت فعال در جنگ عراق علیه ایران در طرف دشمن و بدتر از همه توجیهاتی که در برابر این اقدامات ارائه داد، خط زرد خیانت را در سوابق و تاریخچه خود بعد از انقلاب اسلامی به جا گذاشته است.</p>
<p>در منابع زیادی ذکر شده است که سازمان مجاهدین خلق بر اساس خواست آمریکا و اسرائیل پرونده هسته ای ایران را به عنوان یک تهدید جهانی کلید زد تا راه تحریم و فشار و توطئه داخلی و ترور همراه با سایه جنگ و خود جنگ علیه مردم ایران، که راه رشد مستقل را با انقلاب اسلامی 22 بهمن 57 انتخاب کرده بود، باز شود. گفته می شود که آن زمان ابتدا این پیشنهاد برای خیانت به کشور به جریان سلطنت طلب داده شد اما آن ها نپذیرفتند و لذا انتخاب دوم سازمان مجاهدین خلق بود.</p>
<p>واضح است که آمریکا که همیشه خود را مالک و ارباب ایران به حساب می آورد و نزدیک به یک قرن است که به زورگویی در سطح جهانی عادت کرده است، ایران مستقل را برنمی تابد و از مزدوران اجاره ای چون رجوی برای بازگشت به سلطه بر ایران و ایجاد وابستگی، حداکثر استفاده را می کند.<br />
اما ظاهراً رجوی و مجاهدین خلق، که سال ها کارگزار دشمنان برای جاسوسی و ترور و خرابکاری و وطن فروشی بودند دیگر کارآیی خود را از دست داده اند و آمریکا و اسرائیل جریان رژیم وابسته گذشته را جایگزین آنها کرده اند. اخیراً پهلوی که تمام ملاحظات پدر و پدربزرگ خود در نوکری اجنبی را کنار گذاشته، بدون ذره ای شرم و حیا خواستار بمباران زیرساخت های جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکا شده است. گویی جمهوری اسلامی زیرساخت هایی جدا از مردم ایران دارد.</p>
<p>متعاقباً چند روز بعد همین درخواست از جانب نتانیاهو مطرح شد که آمریکا زیرساخت های ایران را بمباران نماید. روشن است که آمریکا و اسرائیل برای تأمین منافع خود در ایران دیگر نیازی به رجوی که راه خیانت را گشود و قبح آن را از بین برد ندارند و جایگزین دیگری پیدا کرده اند که حالا ملاحظات قبلی را کنار گذاشته است.<br />
می گویند هرچه قله حق رفیع تر باشد، دره باطل عمیق تر است. شگفت نیست که در برابر مقاومت شکوهمند مردم ایران که در جریان انقلاب اسلامی تا به امروز لحظه به لحظه شاهد آن بوده ایم، امثال پهلوی و رجوی هم وجود داشته باشند که عمق خیانت به میهن را به نمایش بگذارند. قطعا از عملکرد بی پرده متجاوزین و خائنین به راحتی می توان به حقانیت مقاومت مردم و ایستادگی آنان پی برد. این قانون ذاتی تکامل و فلسفه حرکت به جلو است.</p>
<p>عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68479">آنان راه خیانت را گشودند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68479/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حصار در حصار</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68422</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68422?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 May 2026 08:04:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[هادی شبانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68422</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهندس هادی شبانی در کتاب خود تحت عنوان &#8220;سازمان مجاهدین از شعار آزادی تا مزدوری و جاسوسی&#8221; می نویسد: سازمان تروریستی رجوی با فریبکاری سعی دارد اعضای خود را در منجلاب ناآگاهی نگه دارد تا مبادا کسی از دنیای بیرون خبر داشته باشد. نفرات در قرارگاه های سازمان به دلیل وجود تشکیلات بسته ای که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68422">حصار در حصار</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مهندس هادی شبانی در کتاب خود تحت عنوان &#8220;سازمان مجاهدین از شعار آزادی تا مزدوری و جاسوسی&#8221; می نویسد:</p>
<p>سازمان تروریستی رجوی با فریبکاری سعی دارد اعضای خود را در منجلاب ناآگاهی نگه دارد تا مبادا کسی از دنیای بیرون خبر داشته باشد. نفرات در قرارگاه های سازمان به دلیل وجود تشکیلات بسته ای که رجوی حاکم کرده است نمی توانند دست باز برای خارج شدن و اعتراض داشته باشند.</p>
<p>این سؤال به ذهن خطور می کند که چرا نفراتی که در اروپا زندگی می کنند نمی توانند به واقعیت های بیرون دسترسی داشته باشند؟ و اگر واقعیتی در مورد فرقه رجوی و مناسبات آن وجود دارد اعضای ساکن اروپا بهتر می توانند دریابند چون آنان به دنیای اطلاعات دسترسی دارند.</p>
<p>جواب این سؤال بسیار ساده است، وقتی فرد در مناسبات فرقه ی رجوی قرار می گیرد ابتدا باید تمام حرف هایی که رهبری فرقه می گوید را گوش کند و اجازه ندارد به اخبار بیرون توجهی داشته باشد. به طور مثال وقتی من چند ماه در انجمن ترکیه بودم، ما اجازه نداشتیم به روزنامه های ترکیه نگاه کنیم حتی اگر کسی با من نبود من به خودم اجازه این کار را نمی دادم چون فکر می کردم که ممکن است اسیر دنیای بیرون شوم و از مناسبات به اصطلاح انقلابی دور گردم.</p>
<p>از طرف دیگر وقتی شما رجوی را به عنوان رهبر عقیدتی خود انتخاب می کنید باید خودتان را از هر گونه افکاری که دارید تخلیه نموده و گزارش آن را به تشکیلات بدهید، بعد رجوی هر گونه که مایل است اندیشه های کثیف خود را در ذهن فرد فرو می کند. فرد اجازه دارد فقط به چیزی که رهبر فرقه می گوید گوش کند. اگر فرد در اروپا هم زندگی کند اجازه ندارد با دنیای بیرون ارتباط داشته باشد به همین خاطر است که افراد حاضر در اروپا نیز اسیر توهمات فرقه ای رجوی هستند و اگر به اخباری دسترسی داشته باشند آن خبر را بر اساس آموزه ها و داده های سازمان مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند و این افراد در اروپا هم اسیر سیستم مغزشویی تشکیلات رجوی هستند.</p>
<p>کارکرد فرقه ها این است که سعی می کنند افراد را ابتدا در چنبره ی خود قرار دهند و بعد همان چیزی که سرکرده ی فرقه می خواهد در مغز او جای دهند. این کارکرد در تمام فرقه ها به یک صورت عمل می کند به طور نمونه می توان به فرقه ی دیوید کورش (فرقه داوودیه) در آمریکا اشاره نمود.</p>
<p>وقتی من در مورد وضعیت طلاق اجباری در سازمان به خانواده ها توضیح می دادم آنان تعجب می کردند که چرا این گونه است؟ ازدواج سنت پیامبر است، چرا رجوی این سنت را نقض می کند؟</p>
<p>طلاق اجباری در سازمان پیچیدگی های خاص خودش را دارد که درک آن برای یک فرد عادی بسیار سخت و غیرقابل باور است. خانواده ها با شنیدن این مطالب به رجوی ناسزا می گفتند.</p>
<p>وقتی رجوی با دشمن مردم ایران یعنی صدام در جنگ علیه ایران شرکت نمود به خوبی نشان داد که او ضد ایرانی است و حاضر است برای رسیدن به مطامع خود همه ی ارزش های انقلابی و انسانی را زیر پا بگذارد. خیلی از خانواده ها وقتی به اشرف آمدند از نحوه ی برخورد اعضای فرقه متوجه شدند که آنان به دنبال هدفی هستند که سرابی بیش نیست. خانواده ها دریافتند که اعضای فرقه در سال های گذشته گیر کرده و اصلاٌ به روز نیستند.</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68422">حصار در حصار</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68422/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بانک خون‌</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68414</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68414?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 04 May 2026 08:48:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68414</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکی از تئوری‌های مسعود رجوی این است که کسانی که برای عملیات نظامی می روند نباید زنده برگردند. همچنین در این تفکر، توابین در زندان و آزادشدگان نیز جایگاهی ندارند. اساساً آن‌ها نباید زنده می‌ماندند. شروع فعالیت انجمن نجات در ایران هم از همین نقطه بود که مشخص شد رجوی نفرات را می‌فرستد که کشته [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68414">بانک خون‌</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از تئوری‌های مسعود رجوی این است که کسانی که برای عملیات نظامی می روند نباید زنده برگردند. همچنین در این تفکر، توابین در زندان و آزادشدگان نیز جایگاهی ندارند. اساساً آن‌ها نباید زنده می‌ماندند. شروع فعالیت انجمن نجات در ایران هم از همین نقطه بود که مشخص شد رجوی نفرات را می‌فرستد که کشته شوند، نه اینکه بکشند.</p>
<p>سال‌های 1996 و 1997، انبوهی از افراد را به ایران می‌فرستادند تا عمل تروریستی انجام دهند. این افراد باید مثلاً در سطل زباله بمب بگذارند، رهگذران را ترور کنند، خمپاره بزنند و آن‌قدر ادامه دهند تا کشته شوند. تعلیم هم این بود که پیش از دستگیری نارنجک بکشید یا سیانور بجوید. سیستم‌های امنیتی ایران متوجه این مسئله شدند و با هزار زحمت (و به‌خطرانداختن جان خودشان) توانستند تعدادی از این‌ها را پیش از خودکشی زنده دستگیر کنند. اولین گروه از این دستگیرشدگان دو مرد و دو زن بودند که متوجه شدند چه کلاهی سرشان رفته و رجوی به دنبال کشته‌شدن آن‌ها بوده است تا تنور داخل سازمان را گرم نگه دارد و طبق معمول چیزی برای عرضه به ولی‌نعمتان داشته باشد. این‌ها بعدها پس از گذراندن دورۀ زندان پایه‌گذاران انجمن نجات شدند. الان دو نفرشان در هلند، یکی در چین و دیگری در ایران زندگی می‌کنند.‌</p>
<p>سازمان وقتی به خود مسعود رجوی می‌رسد، هزار دلیل می‌آورد که چرا در زمان شاه همه اعدام شدند، ولی او اعدام نشد، و تمام شواهد و دلایل علیه رجوی را دروغ می‌داند. ولی وقتی به نفرات دیگر برمی‌گردد، اساساً زندانی اعدام نشده یا آزادشده را قبول ندارد. زندانی آزادشده، طبعا تمام بافته‌های سازمان دربارۀ زندان‌های ایران را پنبه می کند. از سوی دیگر، افرادی که شرایط را می‌دیدند و درمی‌یافتند که آنچه در قرارگاه مجاهدین خلق به خوردشان داده‌اند دروغ است، گرفتار تناقض می‌شدند و این زهری کشنده برای سازمان رجوی تلقی می‌شد.‌</p>
<p>دلیل عدم اعتماد رجوی به زندانی آزادشده این است که اساساً قرار نیست زندانی آزاد شود. اصلاً قرار نبود زندانی شود. قرار بود که سیانور بخورد، شهید شود و نامش در &#8220;بانک خون&#8221; آقا و خانم رجوی ثبت گردد. در قوانین سازمان رجوی، زندانی‌شدن و بعد هم آزاد‌شدن عین نقض دستور است. از نظر مرکزیت سازمان، چشم و گوش کسی که زندان رفته باشد، بازتر از آن است که بشود به او اعتماد کرد. به‌اعتقاد سازمان، نفر زندان‌رفته و نفر عملیات‌رفته (دور شدن از خانه) دیگر در خانه جایی ندارد و باید استفاده شود تا شهید شود و نامش در فهرست شهدا وارد گردد.‌</p>
<p>اما این فهرست چه کارکردی برای رجوی دارد؟ این فهرست کارکرد شگرفی برای مسعود رجوی دارد. هم دستش در مقابل ولی‌نعمتان پر است و هم تنور داخل تشکیلات را گرم نگه می‌دارد. البته تعدادی از اعضای مسئله‌دار نیز می‌توانند در این فهرست جا بگیرند.‌</p>
<p>دربارۀ اعدام‌های سال ۱۳۶۷، مسعود رجوی در آغاز مدعی شد که تعداد آن، شش‌ هزار و چهار صد نفر است؛ اما کم‌کم این آمار را تغییر داد. از این ‌رو، در مرحلۀ بعد ادعا کرد این تعداد دوازده‌ هزار نفر بوده و بعد مدعی شد که بیست ‌تا‌ سی ‌هزار نفر از اعضای سازمان توسط جمهوری اسلامی اعدام شده‌اند. او حتی در این راستا کتابی هم منتشر کرد تا عدد سی‌ هزار نفر اعدامی را ثبت کند. رجوی تلاش می‌کرد با کمک این فهرست، در مجامع جهانی علیه جمهوری اسلامی اقامۀ دعوی کند.‌</p>
<p>از این ‌رو، فهرست ارسالی به سازمان ملل متحد همراه با انبوهی از اسامی تنظیم شد و گروهی نیز به‌عنوان شهود ادعا کردند که آن فهرست صحت دارد؛ اما چندی ‌بعد، تعدادی از افراد که بعدها از سازمان جدا شدند، شهادت دادند که حرف‌هایشان دربارۀ اعدام‌ها دروغ بوده است.</p>
<p>دربارۀ فهرست تنظیم‌شده از سوی سازمان امروز می‌توان ادعا کرد بسیاری از اسامی مندرج در آن اصلاً وجود خارجی نداشتند؛ برخی از اسامی کسانی بودند که در سال‌های پیش به‌دنبال جرم‌هایی مانند قتل یا قاچاق عمده مواد مخدر اعدام شده بودند و هیچ ارتباطی با سازمان نداشتند؛ تعدادی نیز در این فهرست بودند که گواهی فوت آن‌ها نشان می‌داد بر اثر تصادف مرده‌اند و تعدادی نیز در درگیری‌های مسلحانۀ سازمان کشته شده بودند. حتی سازمان اسامی تعداد درخور توجهی از کشته‌شدگانِ عملیات موسوم به فروغ جاویدان (مرصاد) را هم به این فهرست اعدامی ها اضافه کرد.‌</p>
<p>این فهرست‌سازی اولاً، به‌خاطر پشتیبانی سازمان‌های اطلاعاتی ضدایرانی از مجاهدین خلق (به‌طور مشخص سازمان سیا که رابط آن زمانش سید محمد سیدالمحدثین بود) موفق بود. سندسازی‌ها، شهادت‌های دروغین و ارقام‌ و اعداد با روش‌های اطلاعات‌شویی در نشریات به‌اصطلاح معتبر و مراکزی که تحت تأثیر بودند &#8211; مثلاً کتابخانه کنگره آمریکا که این روزها دیگر هر چیزی را تحت نام سند منتشر می‌کند و استقلالی برایش باقی نمانده &#8211; توانست به این شکل مورد استفاده دوایر ضدایرانی قرار گیرد؛ ثانیاً، نه اولین مورد کشته‌سازی بود و نه آخرین آن.‌</p>
<p>اولین نمونۀ کشته‌سازی در همان سال نخستی بود که مجاهدین خلق به عراق رفته بودند؛ حسن جزایری آن زمان محصل در لندن بود که بیماری قلبی داشت. وی برای تعلیمات به‌همراه عده‌ای به عراق اعزام شد (سازمان این افراد را تحت عنوان عضو به عراق می‌برد و سپس شروع به فهرست‌سازی می‌کرد چون به‌ازای تعداد اعضا از صدام سرانه می‌گرفت) و چندی بعد در زمین تمرین «کفری» به‌دلیل آفتاب‌زدگی و اهمال در رسیدگی و تشدید بیماری قلبی فوت کرد. (بعد از اینکه جزایری در آن گرما غش کرد، او را در خودرو رهایش کردند و بعد از تمرینات متوجه شدند که مرده است) جالب است که همسرش لیلا جزایری (نام اصلی‌اش اعظم ملاحسنی کهنه است که به‌سبب خلاف‌های متعدد مالی مجبور شد نامش را عوض کند) و پسرش (محمدحنیف جزایری) از آن زمان تا به ‌حال در نشریات و مقالات مدعی شده‌اند که حسن در ایران اعدام شده است.‌</p>
<p>از این قبیل موارد بسیار زیاد است؛ مثلاً تا زمان عملیات فروغ جاویدان، سازمان خیلی از کسانی که در درگیری‌های مسلحانه کشته می‌شدند، فهرست می‌کرد و از آن بهره‌برداری تبلیغاتی می‌نمود. مسعود رجوی نام این کار را «بانک خون» گذاشته بود و اسمی را که بعداً به فهرست اضافه می‌شد «بهرۀ بانک خون» می‌نامید.‌</p>
<p>بعد از عملیات فروغ جاویدان، سازمان پی برد که ایجاد فهرست‌های ساختگی، بازدهی چشمگیری، به‌ویژه در مجامع بین‌المللی، برای مجاهدین خلق دارد؛ از این ‌رو از آن زمان، این روند تشدید شد و این کار سیستماتیک ادامه پیدا کرد تا جایی که «کشته‌سازی» جایگاه بالاتری از «تروریسم» گرفت.‌</p>
<p>برداشت از کتاب: تهران تا تیرانا ‌</p>
<p>(خاطرات مسعود خدابنده؛ عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حفاظت از مسعود رجوی‌)</p>
<p>نگارش: محمد جعفربگلو‌</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68414">بانک خون‌</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68414/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مروری بر وقایع عبرت آموز سال ۱۴۰۴</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68246</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68246?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Apr 2026 04:59:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68246</guid>

					<description><![CDATA[<p>در مطلبی با عنوان &#8220;آینده سازمان مجاهدین خلق چه خواهد بود؟&#8221; که در سایت نجات درج گردید به جایگاه فعلی این سازمان پرداختم و بن بست مرگبار این سازمان را، که نتیجه بلافاصل سیاست های دوگانه و منافقانه سرکرده این جریان طی این سالیان است، ترسیم نمودم. سازمان مجاهدین خلق خود را در مقابل دو [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68246">مروری بر وقایع عبرت آموز سال ۱۴۰۴</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در مطلبی با عنوان<a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68144"> &#8220;آینده سازمان مجاهدین خلق چه خواهد بود؟&#8221;</a> که در سایت نجات درج گردید به جایگاه فعلی این سازمان پرداختم و بن بست مرگبار این سازمان را، که نتیجه بلافاصل سیاست های دوگانه و منافقانه سرکرده این جریان طی این سالیان است، ترسیم نمودم.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق خود را در مقابل دو آلترناتیو دیگر یعنی نظام جمهوری اسلامی مستقل و متکی به مردم، و رژیم گذشته شاهنشاهی وابسته و متکی به قدرت های خارجی، معرفی نموده است. اما بر اساس تعریفی که خود سازمان از جبهه خلق و جبهه ضد خلق می دهد، نیروهای مدافع استقلال میهن در مقابل امپریالیسم آمریکا در جبهه خلق، و نیروهای وابسته به امپریالیسم و صهیونیسم در جبهه ضد خلق قرار می گیرند. سازمان مجاهدین خلق همیشه دفاع عملی از آرمان فلسطین را شاخص تمیز دادن نیروهای انقلابی از نیروهای ضد انقلابی نشان داده است.</p>
<p>حال سازمان مجاهدین خلق در مقطع کنونی، یعنی پس از پشت سرگذاشتن وقایع سال 1404، بر چه اساسی با هر دو جریان، در دو سر طیف نیروها، همزمان در تضاد اصلی بوده و هر دو را در جبهه ضد خلق ارزیابی کرده، و تنها خود را به دروغ آلترناتیو مستقل و دموکراتیک و در جبهه خلق می داند؟ این سازمان بر روی طیف واقعی نیروها در بین دو سر متخاصم، یعنی جمهوری اسلامی و نیروهای مقاومت منطقه از جمله مقاومت فلسطین در یک طرف، و امپریالیسم و صهیونیسم و وابستگان مرتجع منطقه ای و مزدوران داخلی در طرف دیگر، در کجا ایستاده و خود را به کدام طرف نزدیک تر می بیند؟ با کدام یک در وحدت بیشتر و با کدام در تضاد بیشتر است؟</p>
<p>مقصود مطلب حاضر اتمام حجت با تتمه اعضا و هواداران این سازمان است که با مروری عبرت آموز بر وقایع سال 1404، خود را تعیین تکلیف نموده و جایگاه سازمان در صف حق و باطل، یا به قول سازمان جبهه خلق و ضد خلق، را مشخص نمایند. در سال 1404 حجت تمام شد و صفوف مردمی و تضاد اصلی ملت ایران به واضح ترین شکل ممکن عیان گردید و دیگر جای هیچ عذر و بهانه ای باقی نمانده است. دوران نیرنگ و فریب به سر آمده و هرکس حتی مختصر عرق ملی و وطن پرستی و انسان دوستی داشته باشد تشخیص برایش دشوار نیست.</p>
<p>تعالیم سازمان همیشه بر این اصل استوار بوده که مواضع ایدئولوژیک، و مواضع اقتصادی و اجتماعی و طبقاتی، مبنای جبهه بندی نیروها نیست بلکه مواضع عملی سیاسی این مبنا را تشکیل می دهد و چه بسا نیروهای دارای ایدئولوژی اعلام شده مشترک (اسلام، مارکسیسم، یا &#8230;) یا پایگاه طبقاتی مشترک در دو جبهه رو در رو قرار گیرند چرا که دارای عملکرد متفاوت یا متضاد سیاسی هستند.</p>
<p>مرزبندی سازمان مجاهدین خلق با دو آلترناتیو یاد شده در بالا چیست؟ تضاد اصلی در حال حاضر کدام است؟ در جنگ حاضر هدف و خواسته هر طرف چه بود و موضع سازمان در برابر متجاوزین به خاک میهن چیست؟</p>
<p>خیلی روشن است که در صحنه سیاسی ایران، هرگونه اقدام عملی در تضاد با نظام جمهوری اسلامی که عملا به تنهایی حافظ تمامیت ارضی و استقلال کشور است، فارغ از تضاد در مواضع ایدئولوژیک و تضاد در مواضع اقتصادی و اجتماعی، نیروی مربوطه را در کنار نیروهای امپریالیستی و ضدانقلاب قرار داده و از جرگه خلق خارج و به جرگه ضد خلق وارد می نماید.</p>
<p>در سال 1404 سه اقدام خصمانه قهرآمیز توسط بیگانگان از خارج از مرزهای ایران، یعنی آمریکا و بزرگترین پایگاه منطقه ای آن اسرائیل، علیه تمامیت ارضی و استقلال کشور به اعتراف خودشان صورت گرفت. هدف اعلام شده متجاوزان، تجزیه و وابسته نمودن ایران در حمایت از آلترناتیو رژیم گذشته بود. در این میان سازمان مجاهدین خلق محلی از اعراب نداشت چرا که در عمل دو گزینه بیشتر وجود ندارد. سازمان مجاهدین خلق در شعار دم از استقلال می زند و رژیم گذشته را نفی می کند و بر انقلاب 22 بهمن 57 مهر تأیید می گذارد ولی در عملکرد سیاسی به نفع نیروهای وابسته گرا به ضدیت قهرآمیز با آلترناتیو مستقل می پردازد که نشان می دهد هیچ اصلی در این سازمان به غیر کسب قدرت به هر قیمت حاکم نیست.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق علیرغم شعارهایش درست در کنار آلترناتیو وابسته و در مقابل مردم ایران و استقلال کشور ایستاده است و تنها مشکلی که با این جریان وابسته دارد اینست که کدام در مزدوری آمریکا و اسرائیل گوی سبقت را بربایند و خود را محبوب امپریالیسم نمایند. تضاد ماهوی سازمان مجاهدین خلق در عملکرد سیاسی در مقابل عالی ترین مصالح و منافع مردم ایران است و به همین دلیل درست مانند آلترناتیو وابسته در جبهه ضد خلق قرار می گیرد. دعوای رجوی با پهلوی صرفا دعوای دو نوکر اجنبی است که چشم دیدن یکدیگر را ندارند و می خواهند خود را به ارباب نزدیکتر کنند.</p>
<p>سخن من با باقیمانده اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق اینست که در حال حاضر تشخیص حق از باطل کار سختی نیست و دیگر دوران فریب تمام شده و پرده ها کنار رفته و همه چیز روشن و عیان گردیده است و چنانچه همچنان در صف مجاهدین خلق امروزی به سرکردگی رجوی ها باقی بمانند جزو دشمنان ملت و خائنین ضد خلقی به شمار خواهند آمد.</p>
<p>در پایان فراموش نکنیم و مد نظر داشته باشیم که رهبر انقلاب اسلامی و بالاترین مقامات و فرماندهان جمهوری اسلامی به دست شقی ترین و منفورترین دشمن بشریت در عصر حاضر، که قاتل کودکان معصوم میناب و هزاران غیرنظامی بی گناه هم هست، شهید گردیدند و به این ترتیب پیروزی و بقای جمهوری اسلامی و حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور در برابر هجمه آمریکای جنایتکار بیمه گردید.</p>
<p>اگرچه:<br />
آهنی را که موریانه بخورد<br />
نتوان برد از او به صیقل زنگ<br />
با سیه دل چه سود گویی وعظ<br />
نرود میخ آهنین در سنگ</p>
<p>ابراهیم خدابنده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68246">مروری بر وقایع عبرت آموز سال ۱۴۰۴</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68246/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آینده سازمان مجاهدین خلق چه خواهد بود؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68144</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68144?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 Apr 2026 05:40:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68144</guid>

					<description><![CDATA[<p>در بسیاری از سخنرانی ها و مصاحبه ها و گفتگوها از من پرسیده شده و می شود که بالاخره عاقبت مجاهدین خلق چه خواهد شد و چه سرنوشتی در انتظار آنان است. پاسخ من به صورت خیلی خلاصه و اجمالی اینست که مجاهدین خلق به سرنوشت نهایی و پایان خط خود رسیده اند و جلوتر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68144">آینده سازمان مجاهدین خلق چه خواهد بود؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در بسیاری از سخنرانی ها و مصاحبه ها و گفتگوها از من پرسیده شده و می شود که بالاخره عاقبت مجاهدین خلق چه خواهد شد و چه سرنوشتی در انتظار آنان است. پاسخ من به صورت خیلی خلاصه و اجمالی اینست که مجاهدین خلق به سرنوشت نهایی و پایان خط خود رسیده اند و جلوتر از این سرنوشتی و عاقبتی برایشان متصور نیست و هرچه باید بشود تابحال شده است.</p>
<p>در این مقاله قصد دارم بعد از مقدمه ای بیشتر توضیح بدهم.</p>
<p>در حال حاضر در عرصه سیاسی و اجتماعی ایران سه آلترناتیو به عنوان حاکمیت در برابر مردم ایران وجود دارد و خارج از این سه، کسی مدعی حاکمیت نیست:</p>
<p>1. نظام حاکم فعلی<br />
2. رژیم مغلوب گذشته<br />
3. سازمان مجاهدین خلق</p>
<p>بقیه فعالان این عرصه هرگز به عنوان یک آلترناتیو حاکمیتی ادعایی نداشته اند که شامل گروه های منطقه ای و فعالان منفرد و مخالفان درونی نظام فعلی می شوند.</p>
<h3>نظام حاکم فعلی</h3>
<p>با انقلاب اسلامی در 22 بهمن 57 به رهبری آیت الله خمینی و کنار رفتن رژیم گذشته، نهایتا بعد از سالها، به وابستگی و دخالت و نفوذ خارجی و تحقیر ملت ایران و کوچکتر شدن کشور خاتمه داده شد و نظام جمهوری اسلامی بنیانگذاری گردید. ویژگی بارز و بی چون و چرای این نظام استقلال کامل است که برای کشوری مثل ایران که در تاریخ معاصر همیشه وابسته به سفارتخانه های خارجی و مشخصا آمریکا بوده بیشتر به معجزه می ماند.<br />
این نظام متکی به توده های مردم و همچنین به فرهنگ غنی ایرانی – اسلامی است و دقیقا به همین دلیل توانسته است علیرغم تمامی فشارهای امپریالیستی و استعمارگران خارجی همچنان راه رشد مستقل را پیش بگیرد. سران این نظام همیشه اصرار داشته اند که مردم چه به صورت حضور در انتخابات و چه به صورت شرکت در تظاهرات و تجمعات در صحنه حضور داشته باشند چرا که مردم، بعد از خدا، تنها نقطه اتکای این نظام در برابر استعمار است.<br />
جمهوری اسلامی بر مبنای دکترین مردم سالاری دینی برپا شده که در نوع خود در تاریخ بی نظیر بوده و تاکنون تجربه نشده بوده است. گفته می شود که حکومت ها یا منشأ الهی داشته و لذا هیچ ارتباطی با جمهور ندارند (مثلا شاه سایه خداست) یا منشأ آن صرفا رأی مردم است که در این نوع حکومت کسی مدعی نیست الزاما اصلح از صندوق رأی بیرون می آید، ولی بهرحال به این قاعده تن داده اند.</p>
<h3>نظام مغلوب گذشته</h3>
<p>آلترناتیو بعدی جریان مغلوب در انقلاب اسلامی 22 بهمن است که خواهان بازگشت به رژیم وابسته قبلی می باشد. این جریان در حال حاضر توسط پسر شاه سابق توسط بیگانگان معرفی و تبلیغ می گردد که تلاش می کند با اشاعه اطلاعات کذب، دوران پهلوی را عصر طلایی جلوه دهد و با کمک آمریکا و اسرائیل جمهوری اسلامی را کنار زده و جایگزین آن گردد.<br />
این رژیم متکی به توده مردم نیست و در پی جذب توده مردم هم نمی باشد و تکیه اش برای به قدرت رسیدن مشخصا بر آمریکاست و برنامه اش علنا راه رشد وابسته است. رژیم پهلوی تنها سلسله پادشاهی در ایران بود که مستقیما توسط خارجی ها با کودتای رضاخان به قدرت رسید. افسر انگلیسی در ایران به اسم ژنرال ادموند آیرونساید ترتیب کودتا و به قدرت رسیدن رضا خان را داد و این رژیم تا مقطع نهضت ملی شدن نفت که محمدرضا شاه از ایران فرار نمود تحت سلطه انگلستان بود. سپس شاه با کودتای آمریکایی در 28 مرداد 1332 مجددا به قدرت بازگشت و از این پس آمریکا به جای انگلستان ارباب و سلطه گر ایران شد.<br />
دو راه رشد برای هر کشوری متصور است. اول راه رشد مستقل که سخت و طولانی و مملو از ممانعت ها و مخالفت های آمریکا و متحدانش و چالش های ایجاد شده از جانب آنان می باشد و مقاومت و ایستادگی خستگی ناپذیر همه جانبه مردم و مسئولین و رهبران را طلب می کند (مانند چین که بیش از نیم قرن در برابر انواع فشارهای آمریکا مقاومت کرد) و دوم راه رشد وابسته که ممکن است پیشرفت های ظاهری و مقطعی هم داشته باشد اما همیشه منافع قدرت خارجی ارجحیت دارد و در همه زمینه ها اختیار رشد وجود ندارد. مثلا اجازه دسترسی به توان دفاعی مستقل یا دانش و صنعت مستقل و پیشرفته و صنایع مادر داده نمی شود و سرمایه گذاری ها خارجی است.</p>
<h3>سازمان مجاهدین خلق</h3>
<p>این سازمان به رهبری رجوی ها خود را در کسوت شورای ملی مقاومت به عنوان آلترناتیو حاکمیت در ایران معرفی کرده است. برخلاف دو آلترناتیو دیگر که حداقل به صورت کلی مشخص است که چه راهی را دنبال می نمایند و حامیانشان کم و بیش می دانند که از چه چیزی حمایت می کنند، این آلترناتیو یک رویه و سیاست ثابت ندارد و غیرقابل پیش بینی است و به همین دلیل نه مثل آلترناتیو اول پایگاه توده ای دارد تا به آن تکیه کند و نه مثل آلترناتیو دوم توانسته است حمایت آمریکا و اسرائیل را جلب نماید. از زمانی که تنها اسپانسر دولتی اش یعنی صدام حسین سقوط کرد، رجوی هم غایب شد و سپس سازمان مجاهدین خلق تغییرات دراماتیکی را رو به افول آغاز نمود.</p>
<p>این سازمان از یک سو بر اساس سوابق گذشته، خود را ادامه دهنده مبارزات ضد استعماری مردم ایران در مقابل دخالت خارجی از جنبش تنباکو گرفته تا انقلاب اسلامی می داند، دولت مصدق را تنها دولت دموکراتیک در ایران می شناسد که با کودتای آمریکایی سرنگون شد و شاه که دیکتاتور و وابسته بود به جای آن نشست، و انقلاب اسلامی را هم تحت عنوان انقلاب ضد سلطنتی (عمدا خصیصه ضد آمریکایی آنرا اخیرا فاکتور گرفته است) به رسمیت می شناسد، و از سوی دیگر به شدت به دنبال جلب نظر و حمایت آمریکاست که زمانی به کشتن مستشاران و بازرگانان آن در تهران مباحات می کرد.</p>
<p>اگر این سازمان واقعا در دعاوی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بنیانگذاران خود که همچنان مطرح می سازد صادق باشد، باید لاجرم همسو با جمهوری اسلامی در جهت حفظ استقلال کشور و دفع تجاوز خارجی گام بردارد اما در عمل بدون داشتن اقبال توده ای به سمت جلب حمایت آمریکا می رود که نشان می دهد که صرفا کسب قدرت به هر قیمت برایش مطرح است.</p>
<p>همین سیاست منافقانه و فرقه ای و یک بام و دوهوای سازمان مجاهدین خلق و تعیین تکلیف نکردن در میان مواضع پیشین و فعلی باعث شده است که این سازمان در یک بن بست مرگبار گرفتار باشد و صرفا مرگ تدریجی خود را نظاره نماید.<br />
غایب شدن رهبر این جریان به مدت بیش از دو دهه و عاجز ماندن از اعلام یک موضع صریح و روشن در برابر تجاوز خارجی به خاک میهن و دفاع مشروع مردم ایران، دال بر این مدعاست که این سازمان دیگر فاقد علائم حیاتی در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران است و سالها خیانت و جنایت و نعل وارو زدن و گدایی حمایت از دشمنان ایران و ایرانی، این سازمان را به پایان راه و مجازات اتودینامیک خود رسانده است. تنها راه نجات این سازمان اینست که به مواضع ضد امپریالیستی و استقلال طلبانه خود بازگردد و در نتیجه در کنار مردم و دفاع آنان در برابر تجاوز خارجی بایستد، که به نظر نمی رسد چنین اراده ای در این موجود فاقد حیات مانده باشد.</p>
<p>متأسفانه آنچه در حال حاضر باقی می ماند تعدادی محصور و محبوس در اردوگاه این سازمان در آلبانی هستند که به یک معضل جدی حقوق بشری برای خانواده های رنج کشیده و چشم انتظارشان تبدیل گردیده است.</p>
<p>ابراهیم خدابنده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68144">آینده سازمان مجاهدین خلق چه خواهد بود؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68144/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسعود خدابنده و نجات از بند مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68099</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68099?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Feb 2026 07:54:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68099</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; در خصوص روند جدایی خود از سازمان مجاهدین خلق چنین می گوید: در سال ۱۹۹۵م (۱۳۷۴ ه ش) تصمیم به جدایی گرفتم و با مراجعه به رابط سازمان در سرویس فرانسه (افسر فرانسوی) اعلام کردم که جدا شده‌ام. زمانی که اعلام جدایی کردم، مسئول حفاظت سرکرده سازمان، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68099">مسعود خدابنده و نجات از بند مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; در خصوص روند جدایی خود از سازمان مجاهدین خلق چنین می گوید:</p>
<p>در سال ۱۹۹۵م (۱۳۷۴ ه ش) تصمیم به جدایی گرفتم و با مراجعه به رابط سازمان در سرویس فرانسه (افسر فرانسوی) اعلام کردم که جدا شده‌ام. زمانی که اعلام جدایی کردم، مسئول حفاظت سرکرده سازمان، رابط امنیتی با کشورهای غربی (بعلاوه اردن و سعودی) و عضو شورای ملی مقاومت (شاخه سیاسی سازمان) بودم.</p>
<p>روند جدایی من از سازمان از یکی ‌دو سال قبل شروع شده بود و ریشۀ آن به تناقضات سیاسی، نقض حقوق بشر در داخل سازمان، فاصله‌گرفتن از آنچه مؤسسان اولیه سازمان بیان کرده بودند، فرقه‌گرایی و شخص‌پرستی و در سال‌های آخر، افتخار علنی به مزدوری برای بیگانگان برمی‌گشت.</p>
<p>شخصاً اعتقاد داشتم که این مسعود و مریم رجوی بودند که از سازمان حنیف‌نژاد و سعید محسن و بدیع‌زادگان جدا شدند و نه من. به همین شکل، افرادی چون مهندس لطف الله میثمی، دکتر رضا رئیسی، دکتر حسین رفیعی، پرویز یعقوبی، سعید شاهسوندی، حسن محرابی، علی برکش و صدها تن از مسئولان و متصدیان دیگر نیز تبدیلِ سازمان مجاهدین خلق به فرقۀ رجوی را تاب نیاوردند و از آن بریدند.</p>
<p>چندی بعد از بغداد تماس گرفتند که به عراق برگردم. گفتند باید بخشی از پناهگاه زیرزمینی رجوی در اشرف (که مسئول احداثش بودم) را بازسازی کنم. اما برای من دیگر آخر خط بود. تصمیم خودم را گرفته بود؛ لذا مستقیما سراغ رابط امنیت فرانسه که ارتباط خوبی با او داشتم رفتم. کارت‌ها و چند حساب مالی سازمان را که به نامم بود، تحویل دادم و به لندن رفتم.</p>
<p>در لندن دوستی داشتم که به او زنگ زدم و پیش او رفتم. مدتی در کارگاه او کار کردم تا توانستم اطلاعات تخصصی‌ام را به‌روز کنم و بتوانم در رشتۀ خودم (مهندسی برق) کار کنم. استخدام کنتراتی شرکت مخابرات بریتیش تلکام شدم. وقتی در انگلستان بودم، چند بار سراغم آمدند. یک روز مسعود رجوی خودش زنگ زد و بعد از احوال‌پرسی گفت که همه اینها تقصیر مریم است. از من خواست تا به تشکیلات برگردم. به او یادآوری کردم که من مثل بقیۀ اعضا نیستم و خیلی از مسائل را می‌دانم. عصبانی شد و فحش داد.</p>
<p>بعد از آن، اخبار مختلفی در بین اعضای مسئله‌دار پخش کردند که مسعود خدابنده بیمارستان است. بعد گفتند که ما اخراجش کردیم چون معتاد شده بود. حتی بچه‌های لندن یک روز تماس گرفتند و گفتند محمد سیدالمحدثین آمده لندن تا پاسخ سؤالات هواداران را بدهد. او گفته تو چون معتاد شده‌ای، برای حفظ آبروی سازمان خودت خواسته‌ای جدا شوی.</p>
<p>چندی بعد از اینکه از سازمان جدا شدم، از فرانسه مرتب زنگ می‌زدند که راضی شوم و برگردم. یک ‌بار شهرزاد صدر حاج سیدجوادی زنگ زده بود. او آن زمان در دفتر مریم رجوی بود و احتمالاً مریم هم مکالمۀ ما را می‌شنید. بعد از کمی حرف‌زدن پرسیدم: «همۀ این حرف‌ها به کنار، یک سؤال هست که اگر شما جواب بدهید خیلی از مسائل روشن می‌شود.» گفت: «بگو.» گفتم: «حاضرید ایران بهشت برین شود ولی شما را راه ندهند؟ یا مثلاً کشور گابن در آفریقا را بدهند تا شما در آنجا حکومت کنید، ولی ایران را با خاک یکسان کنند؟» جواب داد: «می‌دانستم که انقلاب خواهر مریم را درک نکرده‌ای و به همین خاطر امروز کارت به اینجا کشیده و به رهبری پشت کرده‌ای. تو خودت خوب می‌دانی که ما برای حق رهبری می‌جنگیم نه برای زمین و هوا در اینجا یا آنجا.»‌ البته در همان مکالمه فهمید که مسئله قهرکردن نیست، بلکه تضادمان بنیادی است. من هم آن روز فهمیدم که در چهل‌سالگی دیگر دوران بچگی را کنار گذاشته‌ام و باید روی پای خودم بایستم. رجوی سال‌ها کار کرد تا بتواند من نوعی را به جایی برساند که بگوییم: «گناهانمان برای خودمان و ثواب‌هایمان مال تو» و در عمق بی‌مسئولیتی، فقط پیچ‌ومهره‌های دستگاه او باشیم.</p>
<p>وقتی در لندن اعلام کردم که جدا شده‌ام، سرویس‌ها نگران شدند؛ چون بالاخره اطلاعات زیادی داشتم و تهدید ترور بود. بعدها چند بار سراغ من را گرفتند و یک‌ بار مجاهدین خلق دو نفر را به‌عنوان خبرنگار فرستادند به شهری که در آن زندگی می‌کردم؛ ولی پلیس زود متوجه شد و کاری از دستشان برنیامد. یک ‌بار هم در دو نوبت طی یک روز سعی کردند با ماشین من را زیر کنند که با انتقال مسئله به سرویس‌ها و تذکر مجدد به رابط مجاهدین خلق با سرویس، فعالیتشان محدود شد.</p>
<p>یک‌ بار دیگر که در پاریس سخنرانی داشتم، مطلع شدم مجاهدین خلق برنامۀ قتل من و خانواده‌ام را طراحی کرده‌اند. صبر کردم تا مأموران رسیدند. همسر و پسرم را به هتل برگرداندند و من به‌همراه دو مأمور به محل سخنرانی رفتیم. زمانی که رسیدیم، متوجه شدیم مجاهدین خلق با چاقو و قمه به محل جلسه حمله کرده‌اند و تعدادی دستگیر شده‌اند. تا پلیس برسد، چند نفر زخمی شده و راهی بیمارستان شده بودند. آقای آلن شوالریاس، یکی از خبرنگاران و محققان و متخصصان نسبتاً بانفوذ در زمینۀ مسائل خاورمیانه، همراه من بود که بعدها مطالبی اعتراضی علیه چاقوکشی مجاهدین خلق در پاریس منتشر کرد.</p>
<p>سال‌ها بعد از سقوط صدام حسین که ترددم به بغداد زیاد بود، یک روز در هتلی در اربیل با خانم جودیت نیوریک (خبرنگار هلندی) نشسته بودیم که از آسایش (سرویس امنیتی منطقه خودمختار عراق) زنگ زدند و گفتند که تعدادی قاتل استخدام کرده‌اند تا مرا بکشند. ماشین فرستادند و من را به سلیمانیه منتقل کردند.</p>
<p>شک نداشتم و هنوز هم ندارم کسانی که به‌قول خودشان هفده‌هزار ایرانی، بیست‌وپنج‌هزار عراقی و کرد و تعدادی اروپایی و آمریکایی را کشته اند، حتماً اگر دستشان برسد، من را هم حذف خواهند کرد. کسی که در اثر شست‌وشوی مغزی، با دستور تشکیلاتی خودش را می‌سوزاند، حتماً این قابلیت را هم دارد که در حین کشتن خودش، یکی از مخالفان سرکرده فرقه را هم بکشد.</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68099">مسعود خدابنده و نجات از بند مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68099/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
