<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>انجمن نجات مرکز مازندران</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d9%85%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/انجمن-نجات-مرکز-مازندران</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 05 Sep 2026 12:10:00 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>انجمن نجات مرکز مازندران</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/انجمن-نجات-مرکز-مازندران</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان &#8211; قسمت پایانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69510</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69510?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Sep 2026 11:33:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69510</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه: در قسمت های پیشین توضیح دادم که پس از شکست کمرشکن مجاهدین خلق در عملیات مرصاد، رجوی که عامل اصلی این شکست بود برای فرار از پاسخگویی درباره این شکست و به گل نشست استراتژی به اصطلاح جنگ آزادیبخش و همچنین برای اعمال کنترل بیشتر بر تشکیلات و جلوگیری از جدایی اعضای مسئله دار، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69510">محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مقدمه: در قسمت های پیشین توضیح دادم که پس از شکست کمرشکن مجاهدین خلق در عملیات مرصاد، رجوی که عامل اصلی این شکست بود برای فرار از پاسخگویی درباره این شکست و به گل نشست استراتژی به اصطلاح جنگ آزادیبخش و همچنین برای اعمال کنترل بیشتر بر تشکیلات و جلوگیری از جدایی اعضای مسئله دار، بحث های انقلاب طلاق (انقلاب ایدئولوژیک) را راه انداخت. سپس درباره بندهای الف، ب ، جیم و همینطور بند دال و قرار گرفتن زنان در تمامی مواضع مسئولیت های مختلف تشکیلات توضیحاتی دادم و افزودم از آنجایی که این کار نه برای کمک به زنان بلکه برای این بود که رجوی می خواست رقبای خودش را از دور خارج و کنترلش را بیش از پیش بر تشکیلات حاکم کند، موجب بروز مشکلات بسیار زیادی در تشکیلات و اصطکاک های مستمر شد و راندمان کاری بسیار پایین بود و انرژی افراد صرف برخوردها و درگیری ها می شد. مردان در نشست ها تحقیر می شدند و از آن ها به عنوان &#8220;نرینه وحشی&#8221; یاد می شد. رجوی ها برای موج سواری به زنان می گفتند برای این که زن عادی نباشند نباید در مقابل مردان تحت مسئولیت شان کوتاه بیایند و تنها راه برخورد با مردان این است که مستمر از آن ها انتقاد شود، تا شخصیت نرینه شان خُرد گردد.</p>
<p>همچنین توضیح دادم که بعد از مطرح شدن &#8220;بند دال&#8221; نشست ها نسبت به قبل بسیار بیشتر شد و به اهرمی برای سرکوب اعضا تبدیل گشت. شرایط نشست ها هر روز نسبت به قبل بدتر می شد. دیگر نه تنها سکوت در نشست جرم بود بلکه به عنوان علامت مخالفت و دشمنی با انقلاب طلاق و مریم رجوی و مسئولین زن محسوب می شد و افرادی که در نشست ها سکوت می کردند و یا گزارشی درباره وضعیت خود و برداشت های شان از انقلاب طلاق نمی نوشتند افراد مسئله دار محسوب شده و به شدت تحت برخورد قرار می گرفتند تا اصلاح شوند! همچنین موضع گرفتن و صحبت کردن در نشست اجباری شد. سپس نوشتم جا دارد یادآوری کنم با وضعیتی که رجوی ها در تشکیلات ایجاد کردند، زنان نه تنها شرایط شان بهتر نشد بلکه بدلیل بلاهایی که رجوی ها بر سرشان آوردند شاید حتی بیشتر از مردان قربانی شدند.</p>
<p>حال به ادامه موضوع می پردازم.</p>
<h3>رجوی جایگاه خود را غیر قابل دسترسی نمود</h3>
<p>مدتی بعد از اعلام بند دال رجوی طرح دیگری را به اجرا در آورد تا جایگاهش را غیر قابل دسترسی کند. در مرداد ماه 1372 بود که گفتند وسایل فردی تان را برای یک ماموریت دو هفته ای آماده کنید، قرار است به قرارگاه باقرزاده برویم. قرارگاه باقرزاده مدت کوتاهی بود که از طرف حکومت صدام در اختیار رجوی و مجاهدین خلق قرار گرفته بود و اولین بار در عید همان سال برای اجرای نشست به آنجا رفته بودیم.<br />
قرارگاه باقرزاده در 70 کیلومتری جاده بغداد – فلوجه و در داخل یک پادگان بسیار بزرگ نظامی عراق قرار داشت. برای ورود به این قرارگاه باید وارد یک فرعی می شدیم که در ادامه به ورودی قرارگاه باقرزاده می رسید. بعد از بمباران قرارگاه اشرف و تهدیداتی که برای رجوی وجود داشت، وی در قرارگاهی به نام پارسیان مستقر شده بود که در همان منطقه بود. البته کمتر کسی از وجود این قرارگاه اطلاع داشت و نفرات بسیار محدودی نیز به آن تردد داشتند. برای آن که تردد رجوی و مریم برای برگزاری نشست های جمعی محدود و میزان تهدید کم شود، در نزدیکی قرارگاه پارسیان قرارگاه باقرزاده از ارتش صدام تحویل گرفته شد. این امر برای رجوی ها بسیار خوب بود چرا که از یک جاده مخصوص و ایمن خودشان را از مقرشان در پادگان پارسیان به قرارگاه باقرزاده می رساندند. اما با توجه به امکانات بسیار محدود در قرارگاه باقرزاده، حضور در آنجا برای نیروهای تشکیلات یک فشار مضاعف محسوب می شد چون در این قرارگاه محل استراحت در سوله های بزرگ به صورت جمعی بود و امکاناتی از قبیل سرویس بهداشتی و حمام بسیار محدود بودند و با آمار نفرات همخوانی نداشت. همچنین معمولاً در زمان نشست غذاهای آماده سرو می شد و برای استراحت هم می بایست از کیسه خواب استفاده می کردیم.</p>
<div id="attachment_69512" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69512" class="size-full wp-image-69512" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Bagherzade-Camp.jpg" alt="شمایی از ساختمان ها و محوطه  قرارگاه باقرزاده در نزدیکی شهر فلوجه" width="700" height="389" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Bagherzade-Camp.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Bagherzade-Camp-300x167.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69512" class="wp-caption-text">شمایی از ساختمان ها و محوطه قرارگاه باقرزاده در نزدیکی شهر فلوجه</p></div>
<p>در اواسط مرداد نشست رجوی در قرارگاه باقرزاده برگزار شد. وی در توضیحاتش گفت که زنان علاوه بر انقلاب خودشان، انقلاب مردان را نیز آب بندی کردند پس باید در جایگاه رهبری قرار بگیرند. او می خواست با آوردن زنان در مدار رهبری سازمان مطمئن شود که دیگر هیچ یک از مردانی که رقبای احتمالی او بودند به محدوده &#8220;رهبر عقیدتی&#8221; که مختص خودش بود نزدیک نمی شوند. وی از مدت ها قبل در بین زنان، تعدادی که در چند سال گذشته نسبت به دیگران سرسپردگی و وفاداری بیشتری نسبت به مریم از خود نشان داده بودند را انتخاب کرده بود. او در ادامه برای محکم کاری در تشکیلات، بند جدیدی با نام &#8220;بند شین&#8221; را اعلام نمود. طبق این بند بالاترین رده های تشکیلاتی مجاهدین که شامل هیأت اجرایی و معاونین آنها و مسئولین نهاد ها بود ملغی گردید و 12 زن به عنوان اعضای شورای رهبری مجاهدین معرفی شدند. 12 زن دیگر هم به عنوان اعضای الالبدل یا کاندید شورای رهبری معرفی گردیدند. از نظر رجوی این زنان مورد اعتماد بودند و می توانستند خطوط او را در تشکیلات اجرا کنند.</p>
<div id="attachment_69511" style="width: 634px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69511" class="size-full wp-image-69511" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Leadership-Women.jpg" alt="زنان شورای رهبری" width="624" height="206" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Leadership-Women.jpg 624w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Leadership-Women-300x99.jpg 300w" sizes="(max-width: 624px) 100vw, 624px" /><p id="caption-attachment-69511" class="wp-caption-text">اولین سری اعضای شورای رهبری و کاندیداهای شورای رهبری مجاهدین خلق</p></div>
<p>زنانی که به عنوان عضو یا کاندید شواری رهبری معرفی شدند بعد از صحبت های رجوی و مریم، پشت میکروفون رفته و صحبت کردند. جمله مشترک همه آنها این بود که &#8220;بدون مریم قادر به انجام هیچ کاری نیستند.&#8221; برخی از آنان نیز می گفتند که رده تشکیلاتی شان «K2» به معنای «کلفت دوم» است. مشخص بود که رجوی برای اینکه این زنان بعداً خودشان را در جایگاه رهبری سازمان و همتراز مریم حساب نکنند، از قبل گوش های شان را کشیده و همین اول کار به آنها گفته است که نه تنها کسی نیستند بلکه در برابر مریم از یک کلفت اول هم پایین ترند. رجوی مردان را کنار زده بود که رقیبی نداشته باشد، بنابراین در همین اول کار با این زنان طوری رفتار نمود که حساب کار دست شان بیاید و بدانند که سخنان رجوی ها مبنی بر اینکه زنان باید همه مسئولیت ها را در دست داشته و در موضع رهبری قرار بگیرند فقط برای مهار مردان است و زنانی که مسئول می شوند باید بدانند که در دستگاه او بیشتر از کلفت دوم به حساب نمی آیند.</p>
<p>به این ترتیب رجوی برنامه خود برای کنار زدن تمام مردان از مدارهای تشکیلاتی پیرامونش را کامل کرده بود تا هیچگونه رقیبی در آینده هم نداشته باشد. او با طرح &#8220;رهبر عقیدتی&#8221; توانسته بود تصمیم گیری ها را در خودش متمرکز کند و حالا می خواست فاصله دیگر مسئولان مرد سازمان با خودش را هرچه بیشتر کرده و امکان هرگونه دخالت آنها در تصمیم گیری های خویش را از بین ببرد. برای این هدف، بهترین گزینه انحلال سلسله مراتب تشکیلاتی قبلی و ایجاد شورای رهبری کاملاً زنانه بود. به با این کار او تشکیلات را کاملاً از دست رقیبان احتمالی خارج و در کنترل خودش در آورد. وی همچنین سطح زنانی که با شعار رهایی و آزادی زن بر سر کار آورده بود را نیز با عنوان &#8220;کلفت دوم&#8221; مشخص نمود تا در آینده اینان به مشکلی برای او بدل نشوند.</p>
<p>در آن زمان هنوز برای بیشتر اعضا چهره حقیقی رجوی نامعلوم بود. با همه مشکلاتی که برای نیروهای در تشکیلات ایجاد شده بود، بدلیل اعتماد و اعتقادی که اعضا به او داشتند، تصور بر این بود که وی قصد زدودن استثمار از زنان را دارد. خصوصا که اعضا تحت تاثیر نشست ها و مغزشویی های انجام شده بودند و به هیچ چیزی در خارج از تشکیلات مجاهدین دسترسی نداشتند. به همین دلیل وقتی عضوی دچار مشکل می شد بجای رجوی ها، به خودش شک می کرد که نکند آلودگی به افکار تبعیض آمیز باعث می شود که نتواند تمام عیار همراه باشد. این افکار همه ما را درگیر می کرد و از آن پس درخود رفتن در تشکیلات به یک مشکل عام تبدیل شد. در مقابل رجوی دستور داده بود که با افراد درخود برخورد بشود. او به خوبی می دانست که درخود رفتن نیروها اگرچه در گام اول به این دلیل است که آنها خود را مقصر می پندارند اما دیر یا زود برای آنها مشخص خواهد شد که مشکلات ناشی از ترفند انقلاب طلاق است که نه تنها مشکلی از نیروها حل نمی کند بلکه فرد را از کارایی قبلی خود نیز می اندازد و به استیصال می رساند. به این ترتیب از آغاز این بند به بعد، برخورد با افرادی که مشکل داشتند شدیدتر شد.</p>
<p>با سازمان کار جدید، فشار بر اعضای مجاهدین مستمر و بیشتر شد و با کوچکترین اعتراض یا درخود فرو رفتن، تحت برخوردهای مستقیم شورای رهبری قرار می گرفتند. این روش آرام آرام راه را برای ایجاد اسارت مطلق اعضای مجاهدین هموارتر نمود.</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69510">محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69510/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>15 شهریور 92 ، سالگرد بسته شدن پرونده قرارگاه اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69513</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69513?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Sep 2026 08:07:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69513</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان برای روز 15 شهریور اهمیت خاصی قائل است چون در این روز سازمان مجاهدین تاسیس شد و هر ساله رجوی سعی می‌کند این روز را با مراسمی گرامی بدارد اما در پس این روز اتفاقی که در عراق یعنی در تاریخ 15 شهریور 92 افتاد، بسیار مهمتر از تاسیس سازمان بود. در این روز [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69513">15 شهریور 92 ، سالگرد بسته شدن پرونده قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان برای روز 15 شهریور اهمیت خاصی قائل است چون در این روز سازمان مجاهدین تاسیس شد و هر ساله رجوی سعی می‌کند این روز را با مراسمی گرامی بدارد اما در پس این روز اتفاقی که در عراق یعنی در تاریخ 15 شهریور 92 افتاد، بسیار مهمتر از تاسیس سازمان بود. در این روز سازمان بساطش را از قرارگاه اشرف در عراق جمع کرد و به لیبرتی رفت.</p>
<p>چرا می‌گوئیم این روز مهم است؟ به خاطر این که وقتی رجوی در خرداد سال 65 وارد عراق شد، گفت که &#8220;می‌رود که بر فروزد آتش بر کوهستانها&#8221; و این گونه نوید یک جنگ صد برابر و حجم آتش بیشتر علیه سربازان ایرانی را داد اما بعد از گذشت 27 سال آرزویش را به گور برد.</p>
<p>رجوی از لحاظ مالی، تشکیلاتی، تبلیغاتی، ایدئولویکی و استراتژیکی روی قرارگاه اشرف سرمایه گذاری زیادی کرد. اما همه این تبلیغات و هزینه‌های زیاد دود شد و به هوا رفت. او سعی زیادی نمود تا با کار تشکیلاتی اشرف را تبدیل به یک نماد کند و هر بار در نشست‌ها عنوان می‌کرد که اشرف مرز سرخ هر مجاهدی است و نباید تخلیه شود و اگر هم روزی به پیروزی رسیدیم باید به عنوان یک یادگار و موزه برای دیدار خانواده ها و مردم ایران باقی بماند.</p>
<p>بعد از مدتی قراگاه اشرف به امید به اصطلاح انقلابیون جهان تبدیل شد !!!. رجوی هر کاری می‌توانست انجام داد تا قرارگاه اشرف در ذهن افراد مانند بتی باشد که همیشه باید مورد پرستش قرار بگیرد .<br />
اما از آنجایی که باطل هیچ وقت ماندگاری ندارد و روزی ماهیت پلیدشان رو می‌شود، کمپ اشرف به یکباره در مقابل ایستادگی خانواده‌ها مانند یخ آب شد و از بین رفت. قرارگاهی که روزی امید انقلابیون جهان بود و ترک آن مرز سرخ بود به یکباره فرو ریخت.</p>
<p>رجوی به مانند گذشته که شکست‌هایش را پیروزی تلقی می‌کند، این بار نیز عنوان داشت ترک اشرف برای ما پیروزی بود و ما سعی داریم هزار اشرف درست کنیم و این گونه بار دیگر نیروهایش را فریب داد.</p>
<p>رجوی هرگز به این مسئله اشاره نکرد که اشرف که ترک آن مرز سرخ و امید انقلابیون جهان بود، چرا به یکباره همه چیز از بین رفت؟</p>
<p>بعد از رفتن به آلبانی و درست کردن قرارگاه دیگری به نام اشرف، او حاضر نشد شکست استراتژی خود را در عراق قبول کند و هم چنان بر طبل توخالی خود می‌کوبد .</p>
<p>ما در طی دورانی که در مناسبات بودیم، یاد گرفتیم برای سازمان شکست معنایی ندارد و هر بار هم هر شکستی را باید به پیروزی تفسیر و تبدیل نمود، از شکست استراتژی سرنگونی کوتاه مدت شش ماهه گرفته تا عملیات فروغ جاویدان و خروج خفت بار از اشرف و عراق .</p>
<p>وقتی همه این دوران را کنار هم قرار می دهیم، استراتژی رجوی بعد از اعلام جنگ مسلحانه سی خرداد 60 شکست خورده بود. وی فقط تشنه قدرت بود. فکر می‌کرد می‌تواند با کمک دول خارجی به قدرت برسد و هر روز که گذشت بیشتر در این باتلاق فرو رفت.</p>
<p>دو اتفاق در یک روز می‌تواند درس‌های بزرگی برای ما داشته باشد. یکی تاسیس سازمان و دیگری پایان یک استراتژی شکست خورده یعنی جنگ مسلحانه و جمع شدن ظرف استراتژیک آن یعنی قرارگاه اشرف.</p>
<p>روزگاری رجوی در نشست‌های درونی عنوان می‌کرد روزی در مورد اتفاقاتی که سر سازمان آمده ، مبارزه ، انقلاب طلاق مریم رجوی و بقیه مسائل کتابی خواهد نوشت ولی او هیچ وقت این کار را انجام نداد چون اگر بخواهد واقعی‌ های موجود در تشکیلات و بقیه مسائل را درست نقد کند باید به خیلی از مسائل جواب بدهد از جمله اینکه که چرا جان تعداد زیادی را به خاطر ماندن در اشرف به کشتن داده است.</p>
<p>پس می‌توان نتیجه گرفت 15 شهریور 1392 نه برای سازمان پیروزی بلکه یک شکست واقعی بود. روزی بود که طبل توخالی رجوی برای جنگ مسلحانه و ارتش آزادیبخش ترکید و همگان متوجه دروغ‌های وی شدند . خروج خفت بار رجوی در 15 شهریور 92 از اشرف نشان از پوسیدگی یک استراتژی زنگ زده و بی مصرف بود.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69513">15 شهریور 92 ، سالگرد بسته شدن پرونده قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69513/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از هارت و پورت‌های ماندن در اشرف تا تخلیه شبانه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69501</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69501?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Sep 2026 06:04:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69501</guid>

					<description><![CDATA[<p>در آن روزها قرار بود برای کمک به دوستان جدا شده و خانواده های مستقر در کنار اشرف به عراق بروم. وقتی از مرز خارج شدم خبر رسید نیروهای مجاهدین خلق اشرف را شبانه ترک کردند. یک لحظه خوشحال شدم و گفتم یعنی تمام شد؟! چگونه رجوی حاضر شد اشرف را تخلیه کند؟ مگر ترک [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69501">از هارت و پورت‌های ماندن در اشرف تا تخلیه شبانه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در آن روزها قرار بود برای کمک به دوستان جدا شده و خانواده های مستقر در کنار اشرف به عراق بروم. وقتی از مرز خارج شدم خبر رسید نیروهای مجاهدین خلق اشرف را شبانه ترک کردند. یک لحظه خوشحال شدم و گفتم یعنی تمام شد؟! چگونه رجوی حاضر شد اشرف را تخلیه کند؟ مگر ترک اشرف مرز سرخ نبود؟ مگر اشرف سنگر به اصطلاح آزادی خواهان جهان نبود ؟ این همه هارت و پورت رجوی در مورد ماندن در اشرف چه شد؟ مگر قرار نبود با تمام وجود از اشرف حمایت کنند؟ حمایت 5 میلیون عراقی از مجاهدین برای ماندن در اشرف چه شد؟ یعنی یک عراقی هم به کمک نیروهای سازمان نیامد؟ همین جور سئوالهای مختلفی در ذهنم رژه می رفت ولی ته دلم خوشحال بودم که درب اشرف گل گرفته شد و برای همیشه استراتژی رجوی در مورد سرنگونی و توهماتش در مورد ارتش آزادی بخش از بین رفته است .</p>
<p>وقتی به بغداد رسیدم و در جریان اخبار کامل تخلیه اشرف قرار گرفتم بیشتر خوشحال شدم. ولی ته ذهنم ناراحت از اینکه چرا رجوی قبل از تخلیه اشرف جان 52 نفر را گرفت و این گونه با خفت و خواری مجبور شود اشرف را ترک کند. آیا امکان نداشت قبل از کشته شدن 52 نفر اشرف را ترک کنند؟ می توان این عقب نشینی را این گونه تفسیر نمود؛ ایستادگی خانواده و حضور نفرات جدا شده در کنار دیوار اشرف و افشاگری شان ضربه بسیار بزرگی به سازمان وارد کرد. آنان سعی کردند هر جور شده خانواده ها را دور نگهدارند. ولی شاهد بودیم هر روز نفراتی از مناسبات جهنمی رجوی فرار می کنند. به همین خاطر اگر در اشرف می ماندند باید شاهد ریزش نیرو می بودند به همین خاطر حاضر شدند تن به خفت و خواری داده و اشرف را برای همیشه ترک کنند .</p>
<p>در آن سفرم موفق نشدم وارد کمپ اشرف شوم اما در دفعات بعد وقتی وارد کمپ اشرف شدم، تمام لحظاتی که در این کمپ گذرانده بودم به مانند یک فیلم از جلو چشمانم رد شد. از بیگاری کشیدن ها، از نشست های عملیات جاری، غسل هفتگی، بحث طعمه، نشست تنگه و توحید، نشست های بورژوا رفرمیسم ، نشست های انقلاب طلاق، نشست های سریالی در مورد اعلام سرنگونی و &#8230;</p>
<p>اینکه چگونه رجوی توانست افراد را در محاق نگهدارد و از آنان سوء استفاده کند. اما چه می شد کرد؟! او زندگی ما را تلف نموده بود. ذهن افراد را با مغزشویی در کنترل خود در آورده بود و افراد به مانند ربات برای رجوی فقط کار می کردند. اما بودند افرادی که توانستند آن زنجیرهایی که رجوی به پاههایشان زده بود را پاره کنند و به دنیای آزاد برسند .</p>
<p>وقتی به مزار اشرف رفتم به رجوی لعنت فرستادم که چگونه و به چه بهایی افرادی را بیخود به کشتن داد و بر سر مزارشان نیز شعار آزادی خواهی سر می داد. اکنون برای ما روشن شده است است که رجوی نیاز به مرده داشت. او حتی در جریان دو درگیری با نیروهای ارتش عراق عنوان نمود حتی اگر هزار نفر هم کشته می شدند برای ما بهتر بود! تا نان سیاسی اش را بخورد.</p>
<p>سئوال این است چرا سازمان حاضر نشد تعداد اندکی که باقی مانده را به لیبرتی ببرد؟ چون رجوی تمام استراتژی خود را در باقی ماندن در اشرف می دید. او می دانست اگر اشرف را تخلیه کند همه متوجه شکست وی خواهند شد و او را زیر سئوال می برند به همین خاطر هر روز با بهانه ای سعی می کرد افرادش را در اشرف نگهدارد و در نهایت با خیره سری تعداد 52 تن از اعضای سازمان را به کشتن داد و بعد از چند روز به طور کامل اشرف را تخلیه نمود .</p>
<p>اکنون بعد از گذشت سالها از کشته شدن 52 نفر، دستگاه تبلیغاتی رجوی سعی می کند با گرامیداشت آنان وانمود کند به پیروزی رسیده و خروج از اشرف شکست نبوده است. اما در پس این پیروزی فرمایشی رجوی مسئول مرگ تمامی افرادی بود که بعد از سرنگونی صدام در اشرف کشته شدند. چون زودتر می توانست اشرف و عراق را ترک کند ولی این کار را نکرد .</p>
<p>سفر به عراق پس از جدایی برای من درسهای بزرگی داشت و انگار دوران اسارت بیست ساله ام در اشرف را دوباره مرور کردم و دریافتم چگونه در منجلاب خیانتی که رجوی برای من و ما تهیه دیده بود دست و پا می زدم.<br />
امیدوارم روزی شاهد فروپاشی تشکیلات مجاهدین در آلبانی باشم .</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69501">از هارت و پورت‌های ماندن در اشرف تا تخلیه شبانه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69501/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پرویز حیدرزاده: از تشکیلات مجاهدین فاصله بگیرید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69486</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69486?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Sep 2026 08:17:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[پرویز حیدرزاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69486</guid>

					<description><![CDATA[<p>ضمن خوشامدگویی به شما می خواستم سئوال کنم چه پیامی برای دوستانت در آلبانی داری؟ من پرویز حیدرزاده نشلی هستم. من در جنگ عراق علیه ایران توسط مجاهدین اسیر شدم فریب آنها را خورده و وارد تشکیلات آنها شدم. به مدت سی سال در تشکیلات این فرقه بودم. بعد از رفتن به آلبانی توانستم از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69486">پرویز حیدرزاده: از تشکیلات مجاهدین فاصله بگیرید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ضمن خوشامدگویی به شما می خواستم سئوال کنم چه پیامی برای دوستانت در آلبانی داری؟</p>
<p>من پرویز حیدرزاده نشلی هستم. من در جنگ عراق علیه ایران توسط مجاهدین اسیر شدم فریب آنها را خورده و وارد تشکیلات آنها شدم. به مدت سی سال در تشکیلات این فرقه بودم. بعد از رفتن به آلبانی توانستم از این فرقه جدا شوم و در آلبانی مشغول بکار شدم. در آنجا کار می کردم و بعد از 4 الی 5 سال ماندن در آلبانی بنا به درخواست خودم تقاضا کردم به ایران بیایم و ایران هم تقاضای من را پذیرفت و وارد کشور شدم. من سال 1400 وارد ایران شدم و اکنون ازدواج کردم و به لحاظ زندگی مشکلی ندارم و زندگی خودم را دارم.</p>
<p>پیام من خطاب به دوستانی که هنوز در فرقه رجوی هستند و فریب آنها را می خورند و با وعده و وعید آنها را در درون تشکیلات نگه داشتند: تا می توانید از این فرقه فاصله بگیرید و از این منجلاب بیرون بیایید تا دنیای آزاد را درک کنید تا زمانی که داخل آن تشکیلات هستید هرگز نمی توانید بفهمید دنیای آزاد یعنی چه. کلمه آزادی رو خیلی مریم رجوی استفاده می کنه اما معنی آزادی این نیست که آنها استفاده می کنند شما آزاد نیستید چون شما همیشه در بندید باید لحظه به لحظه گزارش کنید .</p>
<p>خطابم به تمام دوستانم از جمله بهزاد فرخی، مهدی ثابت رستمی، رحیم چارلنگ، محمد رنجبر و تک تک دوستانی که من را می شناسند. وقتش نیست که اسامی همه را ببرم تا می توانید از فرقه رجوی فاصله بگیرید و خودتان را به دنیای آزاد وصل کنید .</p>
<p>ممنون از فرصتی که به ما دادید .</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69486">پرویز حیدرزاده: از تشکیلات مجاهدین فاصله بگیرید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69486/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>واقعه 8 شهریور ماه 1360 ننگی بر پیشانی رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69476</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69476?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Sep 2026 06:10:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[8 شهریور 1360]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69476</guid>

					<description><![CDATA[<p>در تاریخ سیاسی ایران حوادثی رقم خورده است که هرگز فراموش نمی شود. یکی از این حادثه ها در 8 شهریور توسط مسعود کشمیری به عنوان دبیر شورای امنیت کشور به وقوع پیوست. کشمیری توانسته بود اعتماد رئیس جمهور و نخست وزیر را جلب کند و بدون بازرسی در جلسات حاضر می شد. این عامل [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69476">واقعه 8 شهریور ماه 1360 ننگی بر پیشانی رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در تاریخ سیاسی ایران حوادثی رقم خورده است که هرگز فراموش نمی شود. یکی از این حادثه ها در 8 شهریور توسط مسعود کشمیری به عنوان دبیر شورای امنیت کشور به وقوع پیوست. کشمیری توانسته بود اعتماد رئیس جمهور و نخست وزیر را جلب کند و بدون بازرسی در جلسات حاضر می شد. این عامل نفوذی با جاسازی بمبی قدرتمند در یک کیف و قرار دادن در نزدیکی صندلی های رجایی و باهنر این حادثه تروریستی را رقم زد. خودش لحظاتی قبل از انفجار محل را ترک کرد و سپس انفجاری مهیب در ساختمان، رئیس جمهور و نخست وزیر کشور را به شهادت رساند. و این در حالی بود که کشور در آن ایام توسط حزب بعث عراق مورد تجاوز قرار گرفته بود. مهره ای بنام کشمیری از سمت مجاهدین خلق به کمک صدام شتافت و کشور را دچار بحران جدیدی کرد .</p>
<p>شهادت بالاترین مقامات اجرایی کشور چالشی بی سابقه در زمینه خلا قدرت بود و با این حال با اتکا به ساز و کارهای پیش بینی شده در قانون اساسی، طبق اصل 130 قانون اساسی شورای موقت مرکب از رئیس دیوان عالی کشور و رئیس مجلس شورای اسلامی امور اجرائی را به عهده گرفتند و با تشکیل دولت موقت ایت الله محمدرضا مهدوی کنی با رای اعتماد مجلس به سمت نخست وزیر منصوب شد و کابینه را اداره کرد تا در کمترین زمان دوره انتخابات ریاست جمهوری را فراهم کنند. تنها حدود یک ماه پس از واقعه تروریستی سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری در 10 مهر 1360 بر گزار شد و در نتیجه آیت الله خامنه ای با کسب رای بیش از 15 میلیون به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد .</p>
<p>در آن ایام مخصوصاً بعد از فاز مسلحانه و آشوب های شهری سازمان مجاهدین در صدد براندازی حکومت شروع به کار کرد ، ترورهای هدفمند مسئولان و نیروهایی که در تصمیم گیری کشور فعال بودند را به جهت فلج کردن ساختار نوین و تازه تاسیس با هدف فروپاشی ادامه دادند. رجوی خودش برای ما در نشستی در قرارگاه اشرف تعریف می کرد و می گفت من آقای رجایی را از وقتی که زندان بود می شناسم و اشاره داشت او شخصیتی بود که از همان زندان به آیت الله خمینی خیلی وفادار بود. البته از صحبت های مسئولان سازمان بر آمده که در زندان ها خیلی تلاش کردند که به آقای رجایی نزدیک شوند و او را جذب کنند اما آقای رجایی در همان ایام خوب آنها را می شناخت و نزدیک آنها نشد. رجوی در واقع از زندان در دوره شاه نسبت به آقای رجایی کینه داشت تا وقتی آقای رجائی رئیس جمهور شد زهرش را ریخت و در نتیجه او را به شهادت رساند. البته ناگفته نماند رجوی شخصیت هایی را ترور کرد که بسیار در انقلاب ایران تاثیرگذار بودند اما فاجعه 8 شهریور سبب شد پروتکل های حفاظت و ضد جاسوسی شکل جدیدی به خودش بگیرد. ترور 8 شهریور نه تنها به فروپاشی حاکمیت ختم نشد بلکه سبب شد تا دولت نو پا، شکاف های خودش را ببندد و قدرت خودش را متمرکز کند. روسیاهی بر ذغال باقی ماند و هنوز هم رجوی بر طبل توخالی سرنگونی می دمد در حالی که جرات نشان دادن خودش را هم ندارد .</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69476">واقعه 8 شهریور ماه 1360 ننگی بر پیشانی رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69476/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق این گونه بودند &#8211; قسمت نوزدهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69475</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69475?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Sep 2026 05:49:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69475</guid>

					<description><![CDATA[<p>من تلاش دارم تا ماهیت رجوی ها و مناسبات ضد انسانی مجاهدین خلق و همچنین تروریست و وطن فروش بودن آنها را در جملاتی کوتاه حول مواردی همچون «اقدامات تروریستی» ، «مزدوری برای صدام، آمریکا» ، «مناسبات درونی» ، «ممانعت از جدایی اعضا و محدود نمودن آنها» ، «مغزشویی» ، «روش برخورد با اعضای بیمار» [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69475">مجاهدین خلق این گونه بودند &#8211; قسمت نوزدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من تلاش دارم تا ماهیت رجوی ها و مناسبات ضد انسانی مجاهدین خلق و همچنین تروریست و وطن فروش بودن آنها را در جملاتی کوتاه حول مواردی همچون «اقدامات تروریستی» ، «مزدوری برای صدام، آمریکا» ، «مناسبات درونی» ، «ممانعت از جدایی اعضا و محدود نمودن آنها» ، «مغزشویی» ، «روش برخورد با اعضای بیمار» ، «حریم شخصی» ، «تفکیک جنسیتی» و «وضعیت کودکان و کودک سربازان» معرفی نمایم تا از این طریق خوانندگان به اشراف بهتری برسند. به این منظور این نکات را در شکل جملاتی کوتاه که با «آیا می دانستید» شروع می شوند تنظیم کردم. امیدوارم خوانندگان و بخصوص دیگر اعضای رهایی یافته از این تشکیلات مخوف با ارائه نکات شان، مرا در ارتقاء کیفیت محتوای این مطلب یاری نمایند.</p>
<p>&#8211; آیا می دانستید اعضای مجاهدین خلق اجازه رفتن به تئاتر، سینما، ورزشگاه یا باشگاه ورزشی، آرایشگاه، کتابخانه، پارک و اماکنی مشابه اینها را ندارند و چنین امکانی در ارودگاه بسته مجاهدین خلق نیز وجود ندارد؟</p>
<p>&#8211; آیا می دانستید مهدی افتخاری که زمانی عضو مرکزیت و بعد عضو دفتر سیاسی مجاهدین خلق بود و فرمانده اجرای طرح فرار رجوی از ایران و یکی از بالاترین فرمانده هان به اصطلاح ارتش آزادیبخش در عملیات مرصاد بود، بدلیل مخالفتش با رجوی و انقلاب طلاق، خلع رده و مسئولیت شد و سپس برای تحقیر و خرد کردنش، در چندین نشست عمومی از سوی رجوی ها متهم شد که ترسو است!؟</p>
<div id="attachment_68737" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68737" class="wp-image-68737 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Eftekhari-Mehdi-1-1.jpg" alt="مهدی افتخاری" width="600" height="338" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Eftekhari-Mehdi-1-1.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Eftekhari-Mehdi-1-1-300x169.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-68737" class="wp-caption-text">مهدی افتخاری قبل از انقلاب ایدئولوژیک (سمت راست) و بعد از انقلاب ایدئولوژیک (سمت چپ)</p></div>
<p>&#8211; آیا می دانستید در مناسبات مجاهدین خلق پوشیدن روسری فرزندان دخترِ اعضا که بالای یازده سال سن داشتند اجباری بود؟ خانم زینب حسین نژاد که خودش از کودکانی بود که در کمپ اشرف زندگی می کرد در مطلبی درباره حجاب اجباری در مناسبات مجاهدین این حقیقت را افشاگر نمود.</p>
<div id="attachment_59443" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-59443" class="size-full wp-image-59443" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hosseinnejad-Z-Child.jpg" alt="کودکی زینب حسین نژاد" width="600" height="464" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hosseinnejad-Z-Child.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hosseinnejad-Z-Child-300x232.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-59443" class="wp-caption-text">کودکی زینب حسین نژاد</p></div>
<p>&#8211; آیا می دانستید بعد از انفجار برج های دو قلوی مرکز تجارت جهانی در آمریکا در یازده سپتامبر سال 2001، به دستور رجوی بلافاصله جلسه ای در قرارگاه مجاهدین خلق با حضور خود او و مریم رجوی برای جشن گرفتن این انفجار و کشته شدن آمریکایی ها برگزار شد و به همه شیرینی و میوه دادند؟</p>
<p>&#8211; آیا می دانستید بعد از مزدوری مجاهدین خلق برای صدام در سرکوب کردها و شیعیان عراقی در سال 1370، سپهبد صابر الدوری رئیس وقت سازمان مخابرات عراق در دیدار با رجوی به او گفت: &#8220;از اطلاعات ذی‌قیمت و ارزشمندی که برای سرویس های ما ارسال داشتید. تشکر می‌کنم.&#8221;؟</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-48991 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-Saddam.jpg" alt="رجوی و صدام" width="700" height="399" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-Saddam.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-Saddam-300x171.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><br />
ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69475">مجاهدین خلق این گونه بودند &#8211; قسمت نوزدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69475/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69458</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69458?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Aug 2026 10:23:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69458</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه : در قسمت های پیشین توضیح دادم که پس از شکست کمرشکن مجاهدین خلق در عملیات مرصاد، رجوی که عامل اصلی این شکست بود برای فرار از پاسخگویی درباره این شکست و به گل نشست استراتژی به اصطلاح جنگ آزادیبخش و همچنین برای اعمال کنترل بیشتر بر تشکیلات و جلوگیری از جدایی اعضای مسئله [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69458">محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مقدمه : در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69403">قسمت های پیشین</a> توضیح دادم که پس از شکست کمرشکن مجاهدین خلق در عملیات مرصاد، رجوی که عامل اصلی این شکست بود برای فرار از پاسخگویی درباره این شکست و به گل نشست استراتژی به اصطلاح جنگ آزادیبخش و همچنین برای اعمال کنترل بیشتر بر تشکیلات و جلوگیری از جدایی اعضای مسئله دار، بحث های انقلاب طلاق (انقلاب ایدئولوژیک) را راه انداخت. سپس درباره بندهای الف، ب ، جیم و همینطور بند دال و قرار گرفتن زنان در تمامی مواضع مسئولیت های مختلف تشکیلات توضیحاتی دادم. حال به ادامه موضوع می پردازم.</p>
<p>به دلیل عدم توانایی بسیاری از این زنان در پیشبرد کارهای تحت مسئولیتشان، مردان تحت مسئولیت آن ها که اکثراً توانایی انجام همان کار را داشتند، دچار مشکل و تناقض می شدند و انتقاد می کردند. برخی از زنان مسئول در جواب انتقادات با استفاده از اهرم نشست و جمع، مردان منتقد را سرکوب می کردند و بر انتقادات شان سرپوش می گذاشتند. در نتیجه امکان کار کردن بین زنان و مردان وجود نداشت و هر یک دیگری را مقصر می شمرد. در این مرحله به دلیل بی تجربگی و عدم صلاحیت بیشتر زنانی که مسئولیت گرفته بودند، درگیری زیادی در سازمان بین مسئولین زن و تحت مسئولین آنها اعم از زن و مرد و بخصوص تحت مسئولین مرد به وجود آمد و کم کم کار به جایی رسید که مردان و زنان از هم متنفر بودند و علاقه ای به کار کردن با هم نداشتند. همین امر از سوی رجوی مورد سو ءاستفاده قرار می گرفت و این گونه جلوه می داد که تنها اوست که توان تمامی کارها را دارد و اگر او نباشد سنگ روی سنگ بند نمی شود. همزمان مردانی که مسئول خود را نمی پذیرفتند به عنوان افرادی که ظرفیت تشکیلاتی و ایدئولوژیک شان کم است معرفی می شدند و این امر بخصوص درباره مردان قدیمی تر بیشتر در چشم می آمد و باعث از بین رفتن ابهتی می شد که پیش از آن در ذهن نیروهای سازمان داشتند. به دستور رجوی ها زنان مسئول می بایست مستمراً روی مردان و بخصوص مردان مسئول تر در نشست ها تیغ کشیده (منظور از تیغ انتقاد شدید بود) و آنها را سوژه کنند که در نتیجه شخصیت شان در اذهان نیروها بیشتر و بیشتر تخریب می گردید.</p>
<p>در نتیجه این اصطکاک های مستمر، راندمان کاری بسیار پایین بود و انرژی افراد صرف برخوردها و درگیری ها می شد. مردان در نشست ها تحقیر می شدند و از آن ها به عنوان &#8220;نرینه وحشی&#8221; یاد می شد. رجوی ها برای موج سواری به زنان می گفتند برای این که زن عادی نباشند نباید در مقابل مردان تحت مسئولیت شان کوتاه بیایند و تنها راه برخورد با مردان این است که مستمر از آن ها انتقاد شود، تا شخصیت نرینه شان خُرد گردد. رجوی بارها و بارها در نشست های مختلف به مسئولین زن می گفت با سه &#8220;ت&#8221; یعنی &#8220;تیغ&#8221; و &#8220;تبر&#8221; و &#8220;تپانچه&#8221; با مردان رفتار کنید، و اگر یک استخوان کوچک انگشت مردان برای من بماند کافی است. در واقع او به همه زنانی که در موضع مسئولیت قرار می گرفتند دستور می داد که با مردان برخورد شدید و خشنی داشته باشند و همین هم در سازمان اجرا می شد.</p>
<p>به این ترتیب رجوی یک دشمنی نانوشته بین زنان و مردان در مجاهدین خلق ایجاد کرد. این همان چیزی بود که خیلی به آن نیاز داشت، بی اعتمادی به هم و از بین رفتن رابطه هایی که می توانست مشکلات تشکیلاتی برای او داشته باشد.</p>
<p>او بعدها رابطه های دوستانه بین زنان با خودشان و مردان با خودشان را نیز تحت عنوان &#8220;محفل&#8221; از بین برد تا همه از هم دور شوند و خطر برای او کمتر شود.</p>
<p>بعد از مطرح شدن &#8220;بند دال&#8221; نشست ها نسبت به قبل بسیار بیشتر شد و به اهرمی برای سرکوب اعضا تبدیل گشت. رجوی به مرور تحت این عنوان که مردان نیاز به آب بندی توسط زنان دارند و هر جا ذهنشان را نسبت به زنان مسئول باز کنند، انقلاب شان سوراخ می شود. انتقاد کردن به زنان مسئول را به عنوان عملی بسیار بد و ضد انقلابی معرفی و در نهایت ممنوع نمود.</p>
<p>در نتیجه ی چنین تفکراتی شرایط نشست ها هر روز نسبت به قبل بدتر می شد. دیگر نه تنها سکوت در نشست جرم بود بلکه به عنوان علامت مخالفت و دشمنی با انقلاب طلاق و مریم رجوی و مسئولین زن محسوب می شد و افرادی که در نشست ها سکوت می کردند و یا گزارشی درباره وضعیت خود و برداشت های شان از انقلاب طلاق نمی نوشتند افراد مسئله دار محسوب شده و به شدت تحت برخورد قرار می گرفتند تا اصلاح شوند! همچنین موضع گرفتن و صحبت کردن در نشست اجباری شد چرا که می گفتند سکوت علامت درگیری ذهنی است و اگر کسی در نشست سکوت می کرد او را سوژه می کردند.</p>
<p>قبل از ورود به مباحث بعدی جا دارد یادآوری کنم با وضعیتی که رجوی ها در سازمان ایجاد کردند، زنان نه تنها شرایط شان در سازمان بهتر نشد بلکه بدلیل بلاهایی که رجوی بر سرشان آورد آنها هم قربانیان رجوی ها در تشکیلات مجاهدین خلق شدند. برخی از بلاهای که رجوی ها بر سر زنان در سازمان آوردند عبارتند از:</p>
<p>&#8211; زنان را مجبور می کردند در زیر آفتاب سوزان عراق کار کنند تا چهره شان سیاه شده و حالات زنانه را از دست بدهند. حتی در زیر آفتاب سوزان عراق هیچگاه کسی رنگ کرم ضد آفتاب را ندید.</p>
<p>&#8211; بنابر آنچه برخی از زنان جدا شده افشا کردند در غذای آنان کافور می ریختند و کاری می کردند که صورت زنان پر از مو شده و اگر زنی قصد می کرد صورت خود را تمیز کرده و ظاهر خود را آراسته کند، او را مورد توهین قرار داده و زیر ضرب برخوردهای تشکیلاتی قرار می گرفت.</p>
<p>&#8211; بنابر افشاگری برخی از زنان جدا شده که از اعضای شورای رهبری سازمان بودند، رجوی ها برای عقیم کردن زنان و سوء استفاده از آنان و همینطور از بین بردن حس مادر شدن در آنها، با کلک ها و حقه های گوناگون و منجمله به بهانه داشتن سرطان رحم، زنان را به بیمارستان برده و رحم 150 تن از آنان را خارج نمودند.</p>
<p>&#8211; استفاده از ساده ترین وسایل آرایشی – بهداشتی همچون ادکلن را ممنوع کردند.</p>
<p>&#8211; زنان بدلیل مسئولیت هایی که گرفتند از طرف رجوی ها تهدید می شدند در صورت درخواست جدایی حکم شان مرگ است.</p>
<p>&#8211; بر اساس افشاگری خانم بتول سلطانی از اعضای سابق شورای رهبری مجاهدین، رجوی برای استفاده جنسی از زنان آنان را به جلساتی به نام &#8220;رقص رهایی&#8221; می برد و در این جلسات با کمک مریم رجوی آنها را به عقد خویش در می آورد.</p>
<p>موارد ذکر شده در بالا اگرچه بخش کوچکی از واقعیات درون مجاهدین خلق است اما بخوبی نشان می دهد که رجوی ها تا چه حد زن ستیز بوده و زنان نیز قربانیان او می باشند.</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69458">محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69458/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق مصداق عینی سریال سیلو</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69447</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69447?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 26 Aug 2026 11:04:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69447</guid>

					<description><![CDATA[<p>اخیرا سریال &#8220;سیلو&#8221; به کارگردانی گراهام یوست را تماشا کردم که ماهیت فرقه رجوی را بیشتر برایم روشن کرد. این سریال علمی تخلیی محصول سال 2023 است. داستان این سریال آینده‌ای تاریک را روایت می‌کند؛ جایی که آخرین بازماندگان بشریت درون یک سیلوی عظیم زیر زمینی بکار گرفته می‌شوند. در این سیلو کسانی که سرکشی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69447">مجاهدین خلق مصداق عینی سریال سیلو</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اخیرا سریال &#8220;سیلو&#8221; به کارگردانی گراهام یوست را تماشا کردم که ماهیت فرقه رجوی را بیشتر برایم روشن کرد. این سریال علمی تخلیی محصول سال 2023 است. داستان این سریال آینده‌ای تاریک را روایت می‌کند؛ جایی که آخرین بازماندگان بشریت درون یک سیلوی عظیم زیر زمینی بکار گرفته می‌شوند. در این سیلو کسانی که سرکشی می‌کنند به عنوان نظافتچی به بیرون فرستاده می‌شوند تا کشته شوند.</p>
<p>در درون سیلو زندگی به صورتی نشان داده می‌شود که همه افراد بیرون خیانتکار هستند و باید نابود شوند. فقط افراد درون سیلو هستند که می‌توانند بازماندگان بشریت را به پیش ببرند. در این میان نفراتی هستند که وقتی از قواعد سیلو سر باز می‌زنند، مورد بازجویی قرار گرفته و مجبور به ترک آنجا می‌شوند. تصویری که حکمرانان سیلو از بیرون نشان می‌دهند این گونه است که در بیرون همه چیز از بین رفته است و هیچ انسانی وجود ندارد.</p>
<p>افراد درون سیلو حتی جرات ندارند حرفی خلاف آن چیزی که &#8220;میثاق&#8221; نام دارد، بزنند و اگر چنین کنند مورد حمله اوباش سیلو قرار می‌گیرند.</p>
<p>در سریال سیلو افراد ذهن‌هایشان بسته شده و هر چیزی که رهبر سیلو می‌گوید باید گوش کنند. فریبکاری بزرگ در سیلو این است که هیچ کس آینده‌ای روشن برای خود نمی‌بیند.</p>
<p>وقتی این سریال را نگاه می‌کردم به یاد خودم در مناسبات اشرف افتادم. در مناسبات مجاهدین خلق هیچ کس نباید مخالفت کند. افراد هیچ آینده‌ای برای خود نمی‌دیدند. رهبری سازمان همیشه برای فریبکاری به دروغ متوسل می شد. اگر افراد اعتراضی داشتند با اوباش سرکوبگر رجوی مواجه می شدند و اگر ادامه می‌یافت به زندان فرستاده می‌شدند و مورد بازجویی و شکنجه قرار میگرفتند که گاهی به مرگ فرد می‌انجامید.<br />
همه چیز در بیرون از تشکیلات بد جلوه داده می‌شد و دائما عنوان می‌شد شما در بیرون دوام نخواهید آورد، معتاد و نابود می‌شوید. در درون سازمان زندگی معنایی نداشت. اگر کسی آرزوی بیرون رفتن می‌کرد باید بهای سنگینی می‌پرداخت.</p>
<p>افراد در مناسبات سازمان طبقه بندی می‌‎شدند. عده‌ای باید همیشه کارگر باقی مانده و تعدادی بعنوان مسئول و فرمانده باید قدرت را در دست می‌داشتند. به این ترتیب صاحبان قدرت افسار همه را بدست می‌گرفتند.<br />
داستان سریال سیلو تنها یک داستان علمی تخیلی نیست. تشکیلات رجوی مصداقی زنده و واقعی برای این داستان تخیلی است. به مانند حکمرانان سیلو، رجوی با زنجیرهایی که به ذهن افرادش می‌زند، قدرت فکر کردن، انتخاب و تصمیمگیری را از آنها سلب می‌کند. اعضای تشکیلات مجاهدین حتی جرات اینکه آینده‌ خوبی برای خود متصور شوند، ندارند.</p>
<p>سریال سیلو نه یک فیلم بلکه بازگو کننده مناسباتی است که می توان نمونه آنرا در سازمان مجاهدین دید در این فیلم سران سیلو همانند رجوی همیشه از زندگی خوب و آینده روشن حرف می زنند در حالی که شاهد هستیم در درون سازمان هیچ آینده ای برای افراد وجود ندارد و هر چه هست مرگ و نابودی است . دیدن این فیلم می‌تواند افراد را به شناخت بهتری از مناسبات سازمان مجاهدین برساند.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69447">مجاهدین خلق مصداق عینی سریال سیلو</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69447/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق این گونه بودند &#8211; قسمت هجدهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69438</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69438?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 26 Aug 2026 07:47:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69438</guid>

					<description><![CDATA[<p>مطلب حاضر در چند قسمت ارائه می شود و هر قسمت شامل بخش های کوتاهی است که با جمله «آیا می دانستید» شروع می شوند. البته من تلاش دارم تا ماهیت رجوی ها و مناسبات ضد انسانی مجاهدین خلق و همچنین تروریست و وطن فروش بودن شان را در جملاتی کوتاه حول مواردی همچون «اقدامات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69438">مجاهدین خلق این گونه بودند &#8211; قسمت هجدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مطلب حاضر در چند قسمت ارائه می شود و هر قسمت شامل بخش های کوتاهی است که با جمله «آیا می دانستید» شروع می شوند. البته من تلاش دارم تا ماهیت رجوی ها و مناسبات ضد انسانی مجاهدین خلق و همچنین تروریست و وطن فروش بودن شان را در جملاتی کوتاه حول مواردی همچون «اقدامات تروریستی» ، «مزدوری برای صدام، آمریکا» ، «مناسبات درونی» ، «ممانعت از جدایی اعضا و محدود نمودن آنها» ، «مغزشویی» ، «روش برخورد با اعضای بیمار» ، «حریم شخصی» ، «تفکیک جنسیتی» و «وضعیت کودکان و کودک سربازان» معرفی نمایم تا از این طریق خوانندگان به اشراف بهتری نسبت برسند. در این مسیر امیدوارم خوانندگان و بخصوص دیگر اعضای جداشده با ارائه نکات شان، مرا در ارتقاء کیفیت محتوای این مطلب یاری نمایند.</p>
<p>&#8211; آیا می دانستید در سال 1384 هنگام برگزاری یک جلسه عمومی در قرارگاه اشرف، تعدادی از اعضای ناراضی درون خودروها و روی صندلی اتوبوس هایی که نیروها را از مقرهای شان به محل جلسه آورده بودند و در پارکینگ قرار داشتند اطلاعیه های چاپ شده (و نه دست نویس) قرار دادند که حاوی افشاگری علیه مناسبات ضد انسانی مجاهدین خلق و رجوی بود؟</p>
<p>&#8211; آیا می دانستید رجوی هیچ انتقادی را از سوی اعضا و مسئولین مجاهدین خلق نمی پذیرد و انتقاد کننده را متهم به داشتن مشکل جنسی می کند؟ رجوی صراحتاً خطاب به اعضا و مسئولین تشکیلات می گفت &#8220;کسانی که می گویند بدلیل وجود انتقاد به مسائل تشکیلاتی یا سیاسی یا ایدئولوژیکی یا خطی و استراتژیک با سازمان زاویه پیدا کرده و یا می خواهند از سازمان جدا شوند، مشکل شان نشأت گرفته از مسائل جنسی است.&#8221;</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-50109 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis-48.jpg" alt="رجوی" width="700" height="299" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis-48.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis-48-300x128.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><br />
&#8211; آیا می دانستید به دستور رجوی برای جلوگیری از فرار اعضا در شب، علاوه بر نگهبانان مختلفی که در هر قسمت پست می دادند، یک نفر هم به عنوان &#8220;هوشیار شب&#8221; داخل آسایشگاه ها مستقر بود تا کسی فرار نکند؟</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-45188" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-cult-members-1.jpg" alt="مریم رجوی و اشرف 3" width="700" height="480" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-cult-members-1.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-cult-members-1-300x206.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-cult-members-1-768x526.jpg 768w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-cult-members-1-220x150.jpg 220w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><br />
&#8211; آیا می دانستید بدلیل آزادی عمل نظامی که مجاهدین خلق بخاطر مزدوری برای صدام در عراق داشتند، در اوایل دهه هفتاد شمسی نگهبان درب ورودی دفتر مجاهدین خلق در بغداد، خودروی دیپلماتیک کشور ترکیه را که اشتباها به این ساختمان نزدیک شده بود به رگبار بست و یکی از اعضای هیئت دیپلماتیک ترکیه را کشت؟</p>
<p>&#8211; آیا می دانستید رجوی هرگاه که نیاز داشته باشد، احکام دین و قرآن را با تفسیر به رای تغییر می دهد؟ مثلاً در فروردین سال 1370 که مصادف با ماه مبارک رمضان بود، او در پیامی به نیروهای مجاهدین خلق گفته بود &#8220;به این دلیل که الان [با کردهای عراق] درگیری و جنگ در پیش داریم و باید با تمام قوا بجنگیم، نیاز به گرفتن روزه نیست. قضای آن را بعداً به جا خواهیم آورد&#8221;؟<br />
همچنین بر اساس تفسیر به رای خودش ، ازدواج را برای اعضای مجاهدین خلق حرام و اعضای متاهل را مجبور به طلاق همسران شان نمود.</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69438">مجاهدین خلق این گونه بودند &#8211; قسمت هجدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69438/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رجوی ها اعضای تشکیلات شان را ذره ذره زجرکش می کنند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69416</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69416?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Aug 2026 06:41:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69416</guid>

					<description><![CDATA[<p>در روزهای اخیر و در کمتر از دو هفته سه تن از اعضای تشکیلات مجاهدین خلق فوت شدند. ده سال است اعضای این تشکیلات به کشور آلبانی منتقل شدند. در آنجا تهدید جانی ندارند، قاعدتاً می بایست به پزشک و امکانات درمانی راحت تر از قبل دسترسی داشته باشند و می بایست فضای بسیار بازتر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69416">رجوی ها اعضای تشکیلات شان را ذره ذره زجرکش می کنند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در روزهای اخیر و در کمتر از دو هفته سه تن از اعضای تشکیلات مجاهدین خلق فوت شدند. ده سال است اعضای این تشکیلات به کشور آلبانی منتقل شدند. در آنجا تهدید جانی ندارند، قاعدتاً می بایست به پزشک و امکانات درمانی راحت تر از قبل دسترسی داشته باشند و می بایست فضای بسیار بازتر از قبل در اختیار اعضا قرار بگیرد. اما سوال این است پس چرا تمامی اعضا بیمار هستند؟ چرا کمتر هفته ای است که خبر فوت از قرارگاه شوم مجاهدین خلق به گوش نرسد و تعداد فوتی های این تشکیلات تا این حد زیاد است ؟</p>
<p>در جواب باید گفت، غیر از بالا بودن سن و کهولت که بسیاری از اعضا با آن مواجه هستند و می تواند عامل بخش کوچکی از این فوت ها باشد، بیشتر فوت ها به دلیل شرایط غیر انسانی حاکم بر این تشکیلات است که از طرف رجوی ها و تعدادی از فرماندهان گماشته آنها بر اعضا اعمال می شود. شرایطی که از هر منظر و مرامی غیر قابل قبول هستند و موجب ایجاد ، تداوم و پیشرفت انواع بیماری های جسمی و روحی برای اعضا شده و در نهایت آنها را به سمت مرگ سوق می دهد.</p>
<p>نگاهی هرچند مختصر به برخی از این شرایط حقیقت را بهتر عیان خواهد نمود. این شرایط به شرح زیر هستند:</p>
<p>*حرام بودن ازدواج برای اعضا، طلاق دادن اجباری همسران ، تجرد اجباری ، جدا بودن اعضایی که فرزند داشتند از فرزندان شان، ممنوع بودن ابراز علاقه و ارتباط و تماس با خانواده و جواب نگرفتن غرایز طبیعی و عاطفی برای چند دهه</p>
<p>*زندگی در یک محیط بسته و محدود و قطع بودن از همه جا و نداشتن ارتباط با دیگران</p>
<p>*وجود استرس دائمی از طریق فشارهای تشکیلاتی، شرکت اجباری در نشست های تفتیش عقاید روزانه به نام &#8220;نشست عملیات جاری&#8221;، شرکت اجباری در نشستی به نام &#8220;غسل هفتگی&#8221; که هفته ای یکبار برگزار می شود و افراد مجبور به نوشتن فاکت های جنسی خود در طول هفته و بیان آنها در بین جمع هستند که باعث خُرد شدن شخصیت شان می شود.</p>
<p>*نداشتن تفریح و برنامه نشاط آور حتی مواردی که برای دیگران امری بسیار عادی محسوب می شوند مانند دیدار با اعضای خانواده، گذراندن وقت با دوستان، رفتن به سینما یا تئاتر و . . . ، مطالعه، رفتن به بازار، تماشای فیلم یا مسابقه و بطور کلی برنامه مورد علاقه در تلویزیون یا اینترنت و . . . باید توجه داشت برنامه هایی که در این تشکیلات در ظاهر یک امر تفریحی هستند مثل جشن نوروز، در حقیقت کاری تبلیغاتی در خدمت رجوی هاست که اعضا مجبور به شرکت در آنها بوده و بجای تفریح، در زمان اجرای آن پروژه بیشتر از ایام دیگر به بیگاری کشیده می شوند و خواب کمتری دارند.</p>
<p>*ترس از دیگر اعضا که مبادا مسئول یا کنار دستی یا کسانی که با آنها مشغول کار هستند گزارش منفی از آنها بدهد و همان شب در نشست سوژه شده و مورد توهین و سرکوب قرار بگیرند.</p>
<p>*ایجاد دشمنی بین اعضا از طریق وادار کردن آنها به نوشتن گزارش علیه همدیگر و صحبت علیه هم در نشست ها که به آن &#8220;موضع گیری&#8221; می گویند. رجوی طرحی به نام سی – هفتاد داشت. طبق این طرح هر عضو می بایست روزانه سی درصد گزارشاتش درباره خودش و هفتاد درصد دیگر درباره دیگر اعضا باشد.</p>
<p>*نداشتن ذره ای فضای خصوصی حتی در حد چند دقیقه</p>
<p>*اجبار به زندگی جمعی در تمام 24 ساعت روز اعم از کار، نشست و جلسه، غذاخوردن، استراحت و خلاصه همه چیز</p>
<p>*اجبار به انجام بیگاری به صورت مستمر حتی در شرایطی که فرد بیمار و کم توان است و فرسوده کردن جسم آنها</p>
<p>*به رسمیت نشناختن بیماری اعضا بر اساس دستور العمل رجوی که گفته بود &#8220;مجاهد بیمار نداریم&#8221;</p>
<p>*محروم بودن اعضا از داشتن رابطه دوستانه با دیگر اعضای این تشکیلات چرا که بر اساس تعریف رجوی، هر چیزی که خارج از کادر تشکیلاتی باشد، مثلاً صحبت درباره خاطرات، صحبت درباره یک مسابقه ورزشی، صحبت درباره علائق، . . . محفل محسوب می شود و محفل نیز به گفته رجوی &#8220;شعبه سپاه پاسدارن است و کسانی که محفل بزنند کارت دشمن را بازی می کنند&#8221;. به این ترتیب اگر دو عضو چند بار در سالن غذاخوری با هم غذا بخورند یا با هم در حین کار صحبت بکنند متهم به داشتن رابطه محفلی شده و تحت برخورد شدید تشکیلاتی قرار می گیرند. همچنین مریم رجوی بعد از آن که روابط خانوادگی و همچنین رابطه زناشویی را با نابود کرد، برای ایجاد مانع در دوست شدن اعضا با هم می گفت &#8221; شما نباید نسبت به هم عاطفه داشته باشید. این عاطفه یک چیز کثیف بورژوایی است، شما فقط باید نسبت به مسعود عاطفه داشته باشید.&#8221; دلیل اینکه رجوی ها تا این حد نسبت به دوست شدن اعضا حساس بودند و مانع از آن می شدند این بود که آنها فکر می کردند اگر اعضا با هم دوست شوند آنگاه حرف های نگفته را به هم زده و مسئله داری در بین آنها ترویج پیدا می کند.<br />
*اجبار به زندگی در چارچوب مشخص شده تشکیلاتی و قواعد سختگیرانه آن – مثلاً در تشکیلات مجاهدین خلق یک عضو نمی تواند بدون جوراب از آسایشگاه خارج شود. یا نمی تواند غیر از ساعت مشخص شده برای خواب در آسایشگاه باشد. یا غیر از ساعت مشخص شده برای غذا در سالن غذاخوری باشد.</p>
<p>*قرار دادن اعضا در شرایطی ذهنی خاص از طریق مغزشویی های مستمر تا خودشان را مستمر متهم کنند که فردی مشکل دار می باشند و اگر رجوی ها نبودند در گمراهی به یک هیولای خائن بدل می شدند. برای مثال از نظر رجوی ها تمام کسانی که در گذشته به اتهام هواداری از مجاهدین خلق در ایران در زندان بوده اند و اعدام نشدند خائن هستند.</p>
<p>* فکر کردن برای اعضای این تشکیلات ممنوع است. در سال 1376 مریم رجوی بعد از بازگشت از فرانسه به عراق، در اولین جلسه عمومی که در یکی از قرارگاه های این تشکیلات در نزدیک شهر فلوجه به نام باقرزاده برگزار کرد گفت &#8220;به فرماندهان تان دستور دادم تا آنقدر از شما کار بکشند که وقتی شب به آسایشگاه رفتید مثل جنازه بیافتید و نتوانید فکر کنید. این تجربه ای است که با برادران تان در پاریس داشتیم. چرا که فکر شما فکر ضد انقلابی است (انقلاب طلاق یا انقلاب ایدئولوژیک) و شما نباید فکر کنید.&#8221; (نقل به مضمون)</p>
<p>*اجبار در چاپلوسی، تملق و ستایش مستمر رجوی ها</p>
<p>رجوی ها با حاکم کردن چنین شرایط غیر انسانی بر تشکیلات شان و مجبور کردن اعضا به زندگی برده وار در چنین شرایطی آنها را ذره ذره زجرکش می کنند.</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69416">رجوی ها اعضای تشکیلات شان را ذره ذره زجرکش می کنند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69416/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بررسی خیانت رجوی &#8211; قسمت پایانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69413</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69413?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Aug 2026 07:38:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با جداشده های فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69413</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت های قبلی به مسئله خیانت رجوی پرداخته شد. نفرات جدا شده استان مازندران در دورهمی خود به گوشه هایی از خیانت رجوی اشاره کردند و حال به بقیه صحبت های دوستان جداشده می پردازیم . آقای دریاباری اظهار داشت یکی از دوستانم برایم تعریف کرد: ما یک تیم ترور سازمان را به داخل [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69413">بررسی خیانت رجوی &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در<a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69359"> قسمت های قبلی</a> به مسئله خیانت رجوی پرداخته شد. نفرات جدا شده استان مازندران در دورهمی خود به گوشه هایی از خیانت رجوی اشاره کردند و حال به بقیه صحبت های دوستان جداشده می پردازیم .<br />
آقای دریاباری اظهار داشت یکی از دوستانم برایم تعریف کرد: ما یک تیم ترور سازمان را به داخل کشور اعزام کردیم به آنان گفته شده بود به هر کسی که ریش دارد رحم نکنید و آنها را بکشید. اعضای تیم با این حرف مسئول شان مسئله دار می شوند و از رفتن به ماموریت خودداری می کنند. بعدا در نشست های درونی به آنها مهر خیانت زدند .</p>
<p>آقای ایرج صالحی به نمونه دیگری از خیانت رجوی اشاره نمود و عنوان داشت: شما همه علی اکرامی را می شناسید. او در روابط سازمان در بغداد کار می کرد. او عنوان داشت وقتی عراق به ایران موشک می زد سازمان با داخل کشور تماس گرفته و از زیر زبان شان در می آورد موشک عراقی به کجا اصابت کرده و نقطه مورد نظر را مشخص و سپس گرای اصابت موشک را تصحیح کرده و به عراقی ها می دادند تا ارتش عراق دقیقتر بزند.<br />
آنان حتی در جنگ رمضان نیز از تعدادی هواداران سازمان در داخل ایران موقعیت مواضع نظامی و حساس ایران را با ارتباط گیری به دست می آوردند و سازمان هم آن اطلاعات را به آمریکایی ها می داد تا در جنگ علیه ایران استفاده کنند.</p>
<p>آقای پرویز حیدرزاده اظهار داشت: وقتی ما به آلبانی رفتیم آنجا هم به دنبال ضربه زدن به ایران بودند. یکی از کارهای آنها این بود که نیروها را که اکنون قدرت نظامی ندارند در ارتش سایبری یعنی در فضای مجازی استفاده کنند. آنان به افراد آموزش دادند با اکانت های مختلف با جوانان ایرانی ارتباط بگیرند. البته با اسامی ناشناخته اطلاعات جمع آوری کنند. ما به هیچ عنوان حق معرفی خود به عنوان اعضای سازمان مجاهدین را نداشتیم چون بودند افرادی که به محض معرفی خودمان از ما فاصله گرفته و ارتباط قطع می شد .</p>
<div id="attachment_69320" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69320" class="wp-image-69320" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maz-202608-2.jpg" alt="نفرات جدا شده استان مازندران" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maz-202608-2.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maz-202608-2-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maz-202608-2-768x432.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69320" class="wp-caption-text">نفرات جدا شده استان مازندران</p></div>
<p>آقای محمدرضا گلی که در قسمت ستاد اجتماعی سازمان در اشرف کار می کرد، عنوان داشت: در آن ستاد یکی از کارهای ما ارتباط گیری با دنیای بیرون بود. با اکانت هایی که سازمان به ما می داد نه به اسم خودمان بلکه به اسم دیگران ارتباط برقرار می کردیم و خیلی انسان دوستانه وارد می شدیم. کم کم و یا حتی ماهها آن فرد را زیر نظر داشتیم کخ زمینه وصل شدن دارد؟ و اگر چنین بود به خودمان وصل می کردیم. هیچ گاه مستقیم به آن فرد نمی گفتیم ما از اعضای سازمان هستیم تا وقتی که کاملا محرز می شد آن فرد با حاکمیت ایران بسیار زاویه دارد و می شود از او استفاده کرد گاهی اوقات همین ارتباط گیری تا 6 ماه هم طول می کشید که بشود به آن فرد اعتماد کرد اما ناگفته نماند ما در داخل ایران موفقیت چندانی نداشتیم زیرا جوانان ایرانی وقتی در فضای مجازی متوجه می شدند ما از طرف سازمان مجاهدین هستیم ارتباط شان را قطع می کردند .</p>
<p>مسئول انجمن نجات مازندران عنوان داشت: رجوی برای محق جلوه دادن خیانت از همان ابتدا سنگ بنای تشکیلات خود را روی خیانت استوار نمود همانگونه که دوستان گفتند بعد از دستگیری مسعود رجوی در زمان شاه نقطه شروع خیانت وی لو دادن محل بنیانگذاران بود. بعد به همکاری با دشمن مردم ایران یعنی عراق پرداخت اکنون هم بطور افسار گسیخته با غرب و اسرائیل کودک کش همکاری گسترده دارد.</p>
<p>از دید مردم ایران خیانت کلمه بسیار زشت و کثیفی است ولی رجوی این کلمه را در مناسبات به ابزاری تبدیل کرده که دیگر برای کسی مهم نیست. او خیانت را در سازمانش نهادینه کرده و حتی افرادی که در خارج از کشور با سازمان همکاری می کنند حاضر نیستند قبول نمایند در منجلاب خیانت رجوی هر روز فرو می روند و برای مشروح جلوه دادن آن رنگ انقلابی گری می زنند .</p>
<p>من و همه ما سالها عمر خود را در مناسبات سازمان مجاهدین تلف کردیم. ما حتی وقتی در مناسبات سازمان بودیم اصلا خیانت رجوی را نمی دیدم و فکر می کردیم در طرف انقلابی حضور داریم ولی هر چقدر که از سازمان جدا شده و فاصله گرفتیم اکنون بیشتر برایمان مشخص می شود خیانت رجوی چه ابعادی داشته است. او هیچ وقت یک کار انقلابی برای نمونه هم انجام نداده! می توان این گونه رجوی را ترسیم کرد که او جرثومه خیانت به کشور و مردم ایران است .</p>
<p>در پایان از شما دوستان عزیز تشکر می کنم دعوت ما را قبول کردید و یک روز به یاد ماندنی دیگر را خلق کردیم تا از زیبایی های جنگل لذت ببریم. این دورهمی نفرات جدا شده این پیام را به همراه دارد اگر فرد از مناسبات جهنمی رجوی جدا شود مرگ در انتظارش نیست بلکه هر چه که هست آزادی و لذت بردن از زندگی است و این برای ما یعنی تولدی دوباره که باید برای هر لحظه آن جشن گرفت .<br />
امیدوارم روزی همه اعضای سازمان از مناسبات جدا شده و معنی زندگی و آزادی را درک کنند. باید به این باور برسند رجوی سالیان تنها چیزی که به ما گفته دروغ بوده است. او به همه خیانت کرده و اکنون این مانند روز برای ما روشن شده است.</p>
<p>رجوی سر هر اتفاقی کوچک جار و جنجال راه انداخته و موضعگیری می کرد. در جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان و شهادت کودکان میناب و لامرد خفه خون گرفته است. اگر وی خود را حامی مردم ایران معرفی می کند چرا سکوت پیشه کرد ؟ مریم رجوی هم با حقه بازی تمام اکنون دم از صلح می زند و عنوان می کند سازمان ما همیشه به دنبال صلح بوده است. ما یادمان نرفته فرمان حمله به ایران در عملیات فروغ جاویدان را خود مریم رجوی داده و اکنون دم زدن از صلح بیشتر به تف سر بالا شباهت دارد .</p>
<p>من و همه نفرات جدا شده استان مازندران با تمام توان سعی می کنیم بتوانیم شما دوستان سابق در اشرف سه را به آگاهی برسانیم. چون وظیفه خود می دانیم و اعتقاد داریم شما هم مانند ما اسیر فریب کاری و حقه بازی رجوی شدید. او همه چیز را برای خودش می خواهد و جان انسانها هیچ ارزشی برایش ندارد .</p>
<p>در پایان بعد از صرف نهار و گرفتن عکس و بیان خاطرات گذشته این قول را دادیم که باز هم دور هم جمع شده و به کوری چشم رجوی جشن بگیریم .</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69413">بررسی خیانت رجوی &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69413/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام عین الله شبانی به دوستان سابقش در اشرف 3</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69411</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69411?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Aug 2026 06:59:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[عین الله شعبانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69411</guid>

					<description><![CDATA[<p>من عین الله شعبانی ساکن بابل هستم لازم دیدم یادی از دوستان سابقم در اشرف سه بکنم . وقتی از سازمان مجاهدین جدا شدم فکرهای زیادی به ذهنم می زد و اینکه می توانم بدور از تشکیلات زندگی کنم یا خیر ؟ این همان زنجیری بود که رجوی سالیان به دست و پای من و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69411">پیام عین الله شبانی به دوستان سابقش در اشرف 3</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من عین الله شعبانی ساکن بابل هستم لازم دیدم یادی از دوستان سابقم در اشرف سه بکنم .</p>
<p>وقتی از سازمان مجاهدین جدا شدم فکرهای زیادی به ذهنم می زد و اینکه می توانم بدور از تشکیلات زندگی کنم یا خیر ؟ این همان زنجیری بود که رجوی سالیان به دست و پای من و شما زده است. در نهایت تصمیم گرفتم از مناسبات جدا شوم و هر چه که می خواهد بشود. بالاخره از سازمان مجاهدین جدا شدم و تصمیم گرفتم به ایران بیایم. هر چند تهمت های زیادی به حکومت ایران می زدند ولی من با مشورت خانواده ام به ایران و نزد آنان بازگشتم و اکنون وقتی به گذشته نگاه می کنم از تصمیم خودم بسیار خوشحال هستم .</p>
<p>من به دوستانم مانند محمد مهدی ثابت رستمی، حسن شعبانپور و بقیه می گویم تمام حرفهای رجوی در مورد ایران دروغه ، حضور ما و دادن پیام به شما به این خاطر هستش تا دست رجوی را رو و عنوان کنیم شما هم می توانید مانند ما زندگی خوبی داشته باشید.</p>
<p>من وقتی با خانواده های شما برخورد می کنم همه سئوال شان این است چرا بچه هایشان مثل ما تصمیم به جدایی نمی گیرند؟ به آنها می گویم آنان باید خودشان تصمیم بگیرند و برای یک لحظه گذشته خودشان را مورد نقد و بررسی قرار دهند. شما دوستان سابق طی این سالها به چه چیزی رسیدید؟ توانستید به آزادی دست یابید؟ بیهوده عمرتان را تلف نکنید .</p>
<p>پیام من برای شما به این خاطر هستش که به شما بگویم می توانید زندگی خوبی به دور از تشکیلات را تجربه کنید .</p>
<p>امیدوارم هر چه زودتر خبر رهایی تان را از سازمان مجاهدین بشنوم .</p>
<p>عین الله شعبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69411">پیام عین الله شبانی به دوستان سابقش در اشرف 3</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69411/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69403</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69403?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 22 Aug 2026 07:07:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69403</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه : در قسمت قبل توضیح دادم که پس از شکست کمرشکن مجاهدین خلق در عملیات مرصاد، رجوی که عامل اصلی این شکست بود برای فرار از پاسخگویی در اینباره و همچنین فرار از پاسخگویی درباره به گل نشست استراتژی به اصطلاح جنگ آزادیبخش و حفظ کنترلش بر تشکیلات و جلوگیری از جدایی اعضای مسئله [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69403">محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مقدمه :<br />
در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69369">قسمت قبل</a> توضیح دادم که پس از شکست کمرشکن مجاهدین خلق در عملیات مرصاد، رجوی که عامل اصلی این شکست بود برای فرار از پاسخگویی در اینباره و همچنین فرار از پاسخگویی درباره به گل نشست استراتژی به اصطلاح جنگ آزادیبخش و حفظ کنترلش بر تشکیلات و جلوگیری از جدایی اعضای مسئله دار، بحث های انقلاب طلاق (انقلاب ایدئولوژیک) را راه انداخت. سپس درباره بندهای الف، ب و جیم توضیحاتی دادم. حال به ادامه موضوع می پردازم.</p>
<p>از اواسط سال 1370 تغییرات زیادی در مواضع مختلف فرماندهی صورت گرفت. در این تغییرات زنان جایگزین مردان می شدند. مسئول شدن زنان و داشتن تحت مسئول مرد برای زنان و مردان در تشکیلات مجاهدین چیز جدیدی نبود و تقریباً همه نیروهای تشکیلات با آن مواجه شده بودند. تعدادی از زنان فرمانده یگان های نظامی بودند و یا مسئولیت بخش های مختلف سیاسی، تبلیغاتی و پشتیبانی را برعهده داشتند. تا قبل از سال 70 زنانی که در موضع مسئولیت قرار می گرفتند، زنانی بودند که از توان کنترل آن مسئولیت را داشتند و به همین دلیل مردانی که تحت مسئول آنها قرار می گرفتند در پذیرفتن آنها خیلی دچار مشکل نمی شدند. اما از اواسط سال 1370 ریل تعیین زنان به عنوان مسئول تغییر کرد. دیگر ملاک برای مسئول شدن این زنان دارا بودن صلاحیت تجربی و تخصصی و تشکیلاتی نبود بلکه ملاک میزان تملق گویی شان از مریم رجوی و انقلاب طلاق بود. به مرور همه مواضع فرماندهی به زنان سپرده شد تا آن که رجوی در سال 1372 این تغییرات سازماندهی را بند چهارم انقلاب طلاق و &#8220;بند دال&#8221; نامید.</p>
<p>او در ظاهر استدلال می کرد که اگر اعضای مجاهدین در بحث انقلاب طلاق به مرحله بعدی نروند، بسیار سریع واگشت خواهند خورد و در امر طلاق دچار مشکل جدی می شوند. وی می گفت برای آن که چنین اتفاقی نیافتد از این پس هیچ مردی نباید تحت مسئول زن داشته باشد و کلیه مسئولیت های فرماندهی باید در اختیار زنان قرار بگیرد و مردان نیز باید تابع زنانی که به عنوان مسئول شان گمارده می شوند باشند. وی می گفت که وجود زنان &#8220;حرز&#8221; و نوعی محافظ ایدئولوژیک برای مردان است تا از خطر واگشت خوردن در امان بمانند.</p>
<p>رجوی برای آن که موانع تشکیلاتی را نیز از سر راه اجرای بند دال بردارد، ضوابطی که قبلاً برای عضویت گذاشته بود را تغییر داد. تا آن زمان لااقل 5 سال سابقه لازم بود تا فردی به رده عضویت برسد به همین دلیل رجوی سابقه لازم برای قرار گرفتن زنان در موضع مسئولیت را خیلی کم کرد و ملاک را داشتن صلاحیت ایدئولوژیک قرار داد. فرد دارای صلاحیت ایدئولوژیک از نظر رجوی عبارت بود از کسی که در برابر خودش مطیع مطلق باشد، مستمراً در نشست ها و گزارشات خود به مجیزگویی و تملق گویی از انقلاب طلاق و مریم رجوی بپردازد و بر علیه کسانی که منتقد بوده یا در بحث انقلاب طلاق وارد نمی شدند موضع بگیرد و آنها را بکوبد. در واقع چاپلوسی بیشتر برای رجوی ها و مهاجم بودن در برابر منتقدین دو ویژگی مهم برای دارا بودن صلاحیت ایدئولوژیک مورد نظر رجوی بود. به این ترتیب رجوی با تغییر ضوابط، زنانی با سابقه کم را در رده های بالای تشکیلاتی قرار داد. رجوی علاوه بر مردان با سابقه، زنان با سابقه ای که از نظر او صلاحیت مد نظرش را نداشتند نیز از مسئولیت برداشت و بجای آنها زنانی همچون فهیمه اروانی که تازه کار و بی تجربه بودند را بر مسند مسئولیت ها نشاند.</p>
<p>رجوی قصد داشت با اجرای این طرح که شکل ظاهری آن &#8220;هژمونی زنان&#8221; در سازمان بود، با یک تیر چند نشان بزند. اولاً کلیه مردانی که از نظر سابقه با او هم طراز بودند و به نوعی رقیبان او محسوب می شدند و در تشکیلات مسئولیت های مهمی داشتند را از مسئولیت سلب و با قرار دادن آنان در زیر دست زنانی که در بعضی موارد سن شان از سابقه تشکیلاتی این مردان کمتر بود و صلاحیت تخصصی شان نیز بسیار پایین بود، شخصیت آن مردان را خُرد نموده، اعتبار این مسئولین که در اذهان نیروهای تشکیلات هنوز جایگاهی داشتند را از بین ببرد.</p>
<p>دوماً اکثر زنانی که مسئولیت گرفته بودند توان انجام کامل و درست کارها در حیطه تحت مسئولیت شان را نداشتند و ناچار بودند برای کوچکترین مشکلات به رجوی ها مراجعه کنند و از آنها کمک بگیرند. در نتیجه همه آنها محتاج و مطیع رجوی ها شده و مو به مو حرف های آن ها را اجرا می کردند. سوماً چون این زنان برای جبران ناتوانی های شان به رجوی ها مراجعه می نمودند، این ذهنیت برای آنها برجسته می شد که پیش از آنها نیز اگر کاری در سازمان صورت می گرفته با رهنمود رجوی بوده و نقش دیگر مسئولین بسیار کم رنگ بوده است. در نتیجه به میجزگویی بیش از پیش از رجوی می پرداختند و باعث می شدند نام او پر رنگ تر شود.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69403">محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69403/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یک روز فوتبالی در قائمشهر به همراه پسرم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69384</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69384?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Aug 2026 07:07:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69384</guid>

					<description><![CDATA[<p>تیم فوتبال استقلال تهران در لیگ برتر ایران به مصاف تیم نساجی قائمشهر رفت، به همین خاطر به همراه پسرم برای دیدن این بازی به قائمشهر رفتیم. بدون هیچ مشکلی وارد استادیوم شدیم. وقتی وارد شدیم با جمعیت انبوهی از هواداران دو تیم مواجه شدیم که تیم محبوبشان را تشویق می کردند. وقتی بازی شروع [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69384">یک روز فوتبالی در قائمشهر به همراه پسرم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تیم فوتبال استقلال تهران در لیگ برتر ایران به مصاف تیم نساجی قائمشهر رفت، به همین خاطر به همراه پسرم برای دیدن این بازی به قائمشهر رفتیم. بدون هیچ مشکلی وارد استادیوم شدیم. وقتی وارد شدیم با جمعیت انبوهی از هواداران دو تیم مواجه شدیم که تیم محبوبشان را تشویق می کردند. وقتی بازی شروع شد از پسرم سئوال کردم لذت می بری؟ گفت دستت درد نکنه که منو برای دیدن فوتبال به استادیوم آوردی .</p>
<p>در یک لحظه به یاد گذشته خودم وقتی در مناسبات مجاهدین خلق بودم، افتادم. برای دیدن یک فوتبال خارجی باید یک هفته قبل روی مخ مسئول وقت کار می کردیم که فلان فوتبال قرار است پخش شود. البته منظورم فوتبال های خارجی بود. در سازمان مجاهدین اساسا پخش فوتبالی از تیم های ایران ممنوع بود و عنوان می کردند اگر فوتبال را نگاه کنید به یاد خاطرات گذشته افتاده و باید فاکت های خود را بخوانید. اساسا هیچ فوتبالی در مناسبات پخش نمی شد. یادم هست فقط یک بار فوتبالی از ایران پخش کردند. بازی ایران و آمریکا در جام جهانی فرانسه بود و تعدادی از هواداران سازمان در استادیوم شعار می دادند به همین خاطر برای ما این مسابقه پخش شد .</p>
<p>وقتی فوتبال تمام شد به یاد دوستانی افتادم که هنوز در بند فریبکاری های رجوی گیر کردند و حتی از دیدن یک بازی فوتبال هم محروم هستند و خدا را شکر کردم توانستم بدون هیچ گونه محدودیتی به همراه پسرم برای دیدن فوتبال به استادیوم بیایم . سازمانی که اعضای خود را از دیدن بازی فوتبال محروم می کند چگونه می تواند مدعی به اصطلاح آزادی برای مردم شود؟!</p>
<p>به همراه پسرم از دیدن فوتبال لذت بردیم و جای همه دوستان سابقم خالی بود. امیدوارم روزی آنها هم به دور از مناسبات به دیدن فوتبال بنشینید و از این بازی زیبا لذت ببرند.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69384">یک روز فوتبالی در قائمشهر به همراه پسرم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69384/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام علی اصغر باباپور به دوستانش در اشرف 3</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69381</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69381?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Aug 2026 06:16:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با جداشده های فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69381</guid>

					<description><![CDATA[<p>من علی اصغر باباپور مدت 28 سال در تشکیلات رجوی در اشرف بودم. اکنون مدت 13 سال است که به ایران آمدم و زندگی جدیدی تشکیل دادم. به لطف خدا بسیار راضی هستم از اینکه به ایران آمدم. دارای یک خانواده هستم و یک فرزند نیز دارم. من تازه معنی آزادی و زندگی کردن را [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69381">پیام علی اصغر باباپور به دوستانش در اشرف 3</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من علی اصغر باباپور مدت 28 سال در تشکیلات رجوی در اشرف بودم. اکنون مدت 13 سال است که به ایران آمدم و زندگی جدیدی تشکیل دادم. به لطف خدا بسیار راضی هستم از اینکه به ایران آمدم. دارای یک خانواده هستم و یک فرزند نیز دارم. من تازه معنی آزادی و زندگی کردن را درک می کنم .</p>
<p>بعد از گذشت سالها در مناسبات سازمان مجاهدین تازه متوجه شدم رجوی برای نیامدن ما به ایران چه دروغ هایی ردیف می کرد، مبنی بر اینکه اگر به داخل کشور بروید زندانی و یا اعدام خواهید شد، ولی چه شد؟ من حضور دارم و خبری از اراجیفی که رجوی می گفت، نیست .</p>
<p>ما حتی بعضی اوقات با دوستان جدا شده استان دورهمی داریم و از خاطرات تلخ گذشته یاد می کنیم و به یاد شما می افتیم و متاسف می شویم که چرا هنوز گول دروغهای رجوی را می خورید .<br />
به تعدادی از دوستانم اشاره می کنم مانند بهزاد فرخی ، حمید رضا نوری ، محمد علی مالکی و &#8230; که سالیان در کنار هم بودیم و عمرمان را تلف کردیم و به قولی هم محفل بودیم، از شما می خواهم برای یک بار هم شده برای آینده خود تصمیم بگیرید و بیهوده عمرتان را تلف نکنید .</p>
<p>پیام من به شما دوستان سابقم به این خاطر است که آزادی دست یافتنی است. شما می توانید از جهنمی که رجوی برای شما درست کرده رهایی یابید. پس به خودتان بیایید و بقیه عمرتان را آزاد زندگی کنید و خانواده تان را خوشحال کنید. آنان همیشه منتظر دیدار با شما هستند چیزی که رجوی از آن ترس دارد .</p>
<p>در پایان امیدوارم روزی بشود که دوباره شما را از نزدیک ببینم.</p>
<p>علی اصغر باباپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69381">پیام علی اصغر باباپور به دوستانش در اشرف 3</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69381/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
