<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بهار ایرانی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/بهار-ایرانی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 01 Nov 2020 17:06:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>بهار ایرانی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/بهار-ایرانی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>مجاهدین، اسرائیل، داعش و بازگشت مجاهدین به روزگار وصل خویش</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16337</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16337?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 20 Jul 2014 09:34:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و گروههای تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/07/20/%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86%d8%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%a6%db%8c%d9%84%d8%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b9%d8%b4-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سکوت تاییدآمیز مجاهدین در ازای جنایات اسرائیل در غزه همان اندازه قابل فهم است که حمایت یکسره و همه جانبه آنها از تحرکات و جنایات گروه تروریستی داعش تحت عنوان انقلابیون اهل تسنن عراق! سکوت و انفعال مجاهدین در ازای اقدامات تروریستی هر چند مسبوق به سابقه است، اما همسویی با اسرائیل برای آنها که عجالتا کیف یوروها و دلارهای دریافتی از حضور در ویلپنت را می برند حدیث جداگانه ای دارد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/16337">مجاهدین، اسرائیل، داعش و بازگشت مجاهدین به روزگار وصل خویش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مجاهدین مدت ها است مترصد چنین بزنگاه تاریخی در منطقه و بخصوص در عراق بوده اند&hellip;</p>
<p>  طی ده روز گذشته اسرائیل هزاران زن و کودک بی دفاع را قربانی و آواره حملات موشکی خود کرده است. منابع خبری از کشته شدن بیش از ۱۳۰ نفر و زخمی شدن بیش از یکهزار نفر خبر می دهند. تصاویر منتشر شده حاکی از ویرانی مناطق مسکونی و آسایشگاه ها و بیمارستان ها می کند. در این میان اسرائیل نه تنها به درخواست های جامعه جهانی مبنی بر آتس بس وقعی نمی گذارد که به حمله زمینی به غزه تهدید می کند. اعتراضات سراسری در اقصی نقاط دنیا در اعتراض به قتل عام شهروندان و غیر نظامیان گوش فلک را کر کرده و خشم مردم جهان علیه اسرائیل را افزون تر می کند. در این گیرودار اما سایت های مجاهدین بدون کمترین اطلاع رسانی و موضع گیری در قبال این جنایات موضوع اصلی شان همچنان حمایت از گروه تروریستی داعش و توهم پیروزی مشتی تروریست قصی القلب در عراق است! در همین حال مجاهدین بدون توجه به اقدامات تحریک کننده داعش در عراق از جمله ویرانی اماکن مقدس شیعه نه تنها واکنشی به این تحرکات فرقه ای نشان نمی دهد که آشکارا آرزوی قلبی اش ویرانی کل مقدسات شیعه است.</p>
<p>  سکوت تاییدآمیز مجاهدین در ازای جنایات اسرائیل در غزه همان اندازه قابل فهم است که حمایت یکسره و همه جانبه آنها از تحرکات و جنایات گروه تروریستی داعش تحت عنوان انقلابیون اهل تسنن عراق! سکوت و انفعال مجاهدین در ازای اقدامات تروریستی هر چند مسبوق به سابقه است، اما همسویی با اسرائیل برای آنها که عجالتا کیف یوروها و دلارهای دریافتی از حضور در ویلپنت را می برند حدیث جداگانه ای دارد. جنایات اسرائیل در غزه و سکوت حامیان دروغین آزادی و دموکراسی و حقوق بشر پرده از هیاهو و عوام فریبی این آقایان مقاطعه کار و کارفرمایان آنها بر می دارد. آنها که مزد گلوپاره کردن های خود در حمایت از مجاهدین را با تیک تاک ثانیه ها محاسبه و فی المجلس دریافت می کنند، در ازای خون های به ناحق ریخته شده دهها کودک و زن و سالخورده و معلول فلسطینی اگر تتمه ای وجدان در آنها باقی مانده باید پاسخ بدهند. آنها حتی اگر از موضع حق طلبی و حمایت از مظلوم هم از مجاهدین حمایت می کنند، چنین فرصت هایی می تواند و باید تا معیار و آزمونی برای سنجش ادعاهای مجاهدین قرار بگیرد.</p>
<p>  جای تاسف است از آن دهها سیاستمدار خارجی و غربی و آمریکایی شرکت کننده در ویلپنت حتی یک نفر از آنها کلامی در محکومیت جنایات اسرائیل و کمترین احساس همدردی با قربانیان غزه بر زبان نیاورده است. معلوم نیست آنها که نگرانی بابت امنیت دو هزار و اندی ساکن لیبرتی به لق لق زبان شان تبدیل شده چگونه می توانند نسبت به قتل عام کودکان بی پناه غزه تا این حد بی تفاوت و فارغ البال باشند. اگر چنانچه آقایان ادعا می کنند حمایت و پشتیبانی از همه مظلومان و تضییع شدگان حقوق انسانی در جهان را وظیفه انسانی و خطیر خود می دارند، چگونه می توانند چشم بر تصاویر جگرخراش قتل عام غیر نظامیان و بمباران بیمارستان و خانه سالخوردگان ببندند. مهلکه امروز در عراق مصیب زده داعش و غزه مصیبت زده اسرائیل آزمون بزرگی است حداقل برای آنها که برای مظلومیت و بی پناهی و تهدید جانی ساکنان لیبرتی دل می سوزانند. از این منظر صحنه امروز عراق و غزه و &hellip; مهمترین آزمون برای حامیان مجاهدین نیز محسوب می شود.</p>
<p>  اما آنچه بیشتر حائز اهمیت می نماید که مجاهدین شرایط موجود را بهترین فرصت برای نزدیکی هر چه بیشتر به اسرائیل تشخیص داده اند. همچنانکه در حوادث مشابه با محمل دشمن دشمن من دوست من است ابعاد این همسویی را تا تئوریزه و تبرئه کردن تمامی جنایات اسرائیل در چند دهه اخیر پیش بردند. نکته حایز اهمیت دیگر این که در میان گروه های اپوزیسیون و برانداز خارج کشور چه در طیف چپ ها و چه ملّیون و &hellip; مجاهدین تنها گروهی است که در قبال این جنایات سکوت پیشه کرده است. آنچه مسلم این که حمایت آشکار و تلویحی مجاهدین از گروه های تروریستی همچون داعش و القاعده و از سویی همسویی با جنایات دولت تروریست اسرائیل اتفاقی نیست. گمانه زنی هایی در مورد حمایت اسرائیل از داعش و همچنین فرصت طلبی اسرائیل از وضعیت عراق برای بمباران غزه و برخی اتفاقات دیگر بر ارتباط و تنگاتنگی این وقایع و آبشخور واحد آنها تاکید دارد. مجاهدینی که از یک سو با حمایت از داعش سعی در جلب توجه حامیان عربی او از جمله عربستان دارند، همزمان ناچارند برای جلب حمایت اسرائیل جنایات غزه را نادیده بگیرند! وجه اشتراک این مواضع علاوه بر ضرورت استراتژیک مجاهدین در جلب نظر و همسویی با دشمنان جمهوری اسلامی بر این نکته نیز تاکید دارد که آنها ماهیتا و در هر نقطه ای که تروریست ها حضور داشته باشند، یک پای ثابت معرکه هستند.</p>
<p>  تردید نباید کرد که بند ناف مجاهدین همیشه و در همه جا به تروریسم بسته است. همچنانکه می بینیم به موازات ظهور و رشد گروه های تروریستی در عراق و منطقه زبان و لحن مجاهدین بالکل متفاوت می شود و آنها را به اصل خودشان باز می گرداند. آنچه مسلم این که در حال حاضر آب گل آلود منطقه بهترین فضای زیست و تحرک را برای مجاهدین فراهم کرده است. این اتمسفر برای مجاهدین می تواند با ادامه حملات اسرائیل به غزه، ادامه و توسعه عملیات تروریستی داعش در عراق، ادامه بحران در سوریه، حتی به خشونت کشیده شدن چالش های سیاسی ناشی از انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان، و &hellip; به ایده آل ترین وضعیت ممکن تبدیل شود. به زبان ساده ریختن بی وقفه خون انسان های بی دفاع اعم از کودک و سالخورده و زن و همچنین ویرانی و تخریب و آوارگی میلیون ها انسان و حاکمیت رعب و ترس و ترور و وحشت و دامن زدن به جنگ های فرقه ها و کینه های قومی و نابودی زیرساخت های اقتصادی و به یغما رفتن ثروت های ملی مردم منطقه و دامن زدن به یک جنگ منطقه ای و بلکه فراگیر در خاورمیانه مهمترین عوامل ادامه حیات مجاهدین به شمار می روند. مجاهدین مدت ها است مترصد چنین بزنگاه تاریخی در منطقه و بخصوص در عراق بوده اند. این که این ذوق زدگی ناشیانه در دراز مدت چه اندازه منافع و خاستگاه های مجاهدین را تامین خواهد کرد، باید در انتظار نشست و دید. انتظاری که با توجه به حساس بودن وضعیت موجود چندان به طول نخواهد کشید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/16337">مجاهدین، اسرائیل، داعش و بازگشت مجاهدین به روزگار وصل خویش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16337/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شباهت های ساختاری و محتوایی بوکو حرام با سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16158</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16158?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Jun 2014 07:02:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/06/19/%d8%b4%d8%a8%d8%a7%d9%87%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%ad%d8%aa%d9%88%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%88%da%a9%d9%88-%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a8/</guid>

					<description><![CDATA[<p>هر دو گروه خود را قیم جامعه و موظف به رهبری آن می دانند. و همچنین اعتقاد دارند گروه رهبری کننده و به قولی پیشرو در نهایت پایه گذار حکومت متقین و اداره جامعه خواهد بود. تحقق این آرمان نیز جز با استفاده از خشونت امکان پذیر نیست. گروه بوکوحرام هر چند در مقایسه با مجاهدین تاریخچه کوتاهی دارد، اما کمیت و کیفیت عملیات مسلحانه و قربانیانی که تا کنون و بخصوص از شهروندان عادی گرفته گواه شباهت های ماهوی این دو گروه است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/16158">شباهت های ساختاری و محتوایی بوکو حرام با سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در روزهای گذشته ربوده شدن شماری از دختران محصل نیجریه ای توسط گروه بوکوحرام به یکی از خبرهای اول رسانه های جهان تبدیل شد. قرار دادن نام این گروه در لیست سیاه تروریستی شورای امنیت سازمان ملل به کنجکاوی درباره موجودیت و ماهیت این گروه دامن زده است. نکته مهم در این رابطه شباهت های ماهوی این گروه با سازمان مجاهدین خلق است. برای درک این شباهت بهتر است نگاهی اجمالی به شکل گیری و اهداف این گروه بیندازیم.</p>
<p>  <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Cultism/Cult_MKO_1.jpg" style="width: 240px; height: 170px; margin: 10px; float: left;" />گروه بوکو حرام در سال ۲۰۰۲ توسط محمد یوسف در ماندوگوری بنیان&zwnj;گذاری شد و در سال ۲۰۰۴ به کاما در ایالت یوبه نقل مکان کرد. این گروه در آن&zwnj;جا پایگاهی به نام &laquo;افغانستان&raquo; بر پا کرده &zwnj;است. این گروه نام رسمی خود را جماعت اهل سنت برای دعوت و جهاد نهاده است. با کشته شدن محمد یوسف در سال ۲۰۰۹، فرد دیگری به نام ابوبکر شکوه جایگزین وی گردید. او به شدت تحت تاثیر نظرات ابن تیمیه است. آنها خواستار پیاده کردن قوانین شریعت هستند. این گروه تاکنون با حملات متعددی به بانکها و رستوران&zwnj;ها و فروشگاه&zwnj;های بزرگ دست به کشتارهای بی&zwnj;رحمانه ای زده است.</p>
<p>  این گروه به لحاظ فکری و سیاسی به شدت ضدغرب و بخصوص آموزش و پرورش به شیوه سکولار، مخالف دموکراسی، و تمامی مظاهر مدرن است. درگیری های مسلحانه این گروه تندرو با دولت مرکزی تا کنون هزاران قربانی بجا گذاشته است. این گروه با مشخصات و نشانه های زیر معرفی و شناخته می شود:</p>
<p>  الف- بنیادگرا بودن &#8211; اگر بنیادگرایی را به معنای سرسختی و جزمیت در اعتقادات و جهان&zwnj;بینی نوعا مذهبی معنی کنیم که هدف آن رجعت در تفکر و اندیشه بر بنیاد ریشه&zwnj;های اولیه دین و ایدئولوژی و بستن راه اجتهاد و انطباق سازی عالمانه قواعد و قوانین با زندگی جاری باشد! از این منظر می توان گروه بوکوحرام و همچنین مجاهدین را فارغ از داعیه ها و استحاله صوری و فریبکارانه به مظاهر عصر مدرنیسم، از مصادیق بارز گروه های بنیادگرا معرفی کرد.</p>
<p>  ب- غرب ستیزی ایدئولوژیکی و دینی &#8211; غرب ستیزی همچنان که بخشی از مانیفست و آموزه های ایدئولوژیکی و بلکه شریعت گروه بوکوحرام که به همان اندازه وجهی پدیدارشناسانه و شناسنامه ای از هویت سازمان مجاهدین است. در این خصوص مجاهدین به کرات بر ماهیت ایدئولوژیکی &ndash; سیاسی و استراتژیکی غرب ستیزی خود تاکید دارند که در ادامه به آن خواهم پرداخت.</p>
<p>  پ- ضد دموکراسی بودن &#8211; دموکراسی از آنجا که یک پدیده ماهیتا غربی و در شکل مدرن اش مولود تحولات و دستاوردهای انقلاب صنعتی و پروتستانتیسم است از این رو همواره از جانب گروه هایی مثل مجاهدین و بوکوحرام که ریشه های دینی دارند با نکوهش و مذمت و نقد ایدئولوژیکی روبرو بوده است.</p>
<p>  ت- ضدمدرنیسم</p>
<p>  ث- راهبردهای خشونت آمیز</p>
<p>  با کمی تامل روی آموزه ها و برداشت های ایدئولوژیکی و دینی می توان شباهت های قریبی میان گروه بوکوحرام و سازمان مجاهدین خلق پیدا کرد. به اجمال این شباهت ها را مرور می کنیم. هر دو گروه در ظاهر امر مذهبی و خواستار اجرای قوانین شریعت می باشند. هر چند سازمان در طی سالهای گذشته بظاهر از خاستگاه های مذهبی خود کوتاه آمده، اما این رویکرد تاکتیکی است! تاکید مجاهدین بر تشکیل دولت متقین و پیاده کردن قوانین شریعت جزو آموزه های اولیه و بنیادی مجاهدین است؛ که در همه این سالها رهبری سازمان روی تحقق آن به اشکال مختلف تاکید داشته است. در کتاب راه حسین به صراحت در این خصوص آمده است:</p>
<p>  &rdquo; با پذیرش دینامیسم قرآن و درک بینادهای اعتقادی آن هرگز مجوزی برای انطباق این مکتب با سرمایه داری و یا انفصالش از امر حکومت نخواهم یافت. خصوصا باید یادآور شویم که حکومت اسلامی هرگز مشابهتی با دموکراسی مورد تبلیغ غرب که بالتمام خرافه ای بیش نبوده و نیست، ندارد. بلکه برعکس حاوی نوعی اعمال قدرت و رهبری جمعی است که اگر بخواهیم در قالب یکی دو کلمه به آن اشاره کنیم، حکومت متقین بهترین تجسم آن است. در این قالب است که گروه صاحب تقوی قدرت و رهبری جامعه را به دست می گیرد و جامعه را به جانب بنیادهای قرآن سوق می دهد.&rdquo; تمام تاکیدها روی جملات از جانب ما است. راه حسین ص ۲۲٫</p>
<p>  چنانچه ملاحظه می شود خصومت مجاهدین علیه غرب نیز همچون خصومت و کینه توزی گروه بوکوحرام تماما ریشه ایدئولوژیکی دارد. همچنانکه ضدیت هر دو علیه دموکراسی نیز متاثر از همان آموزه های ایدئولوژیکی است. از همین رفرنس می توان شباهت های ساختاری و استراتژیکی هر دو گروه را ردیابی کرد. به این معنی که هر دو گروه خود را قیم جامعه و موظف به رهبری آن می دانند. و همچنین اعتقاد دارند گروه رهبری کننده و به قولی پیشرو در نهایت پایه گذار حکومت متقین و اداره جامعه خواهد بود. تحقق این آرمان نیز جز با استفاده از خشونت امکان پذیر نیست. گروه بوکوحرام هر چند در مقایسه با مجاهدین تاریخچه کوتاهی دارد، اما کمیت و کیفیت عملیات مسلحانه و قربانیانی که تا کنون و بخصوص از شهروندان عادی گرفته گواه شباهت های ماهوی این دو گروه است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/16158">شباهت های ساختاری و محتوایی بوکو حرام با سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16158/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>امیر یغمایی نمونه ای از دهها کودک قربانی در  تشکیلات رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14311</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14311?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 15 Jun 2013 08:43:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[امیر وفا یغمایی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/06/15/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%db%8c%d8%ba%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%86%d9%85%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>این ها که بر امیر رفته فقط مربوط به کودکی و نوجوانی او است و اما همچنان هدف کینه و بغض رجوی است. او به تاوان اینکه در بلوغ فکری از مجاهدین جداشده از حق دانستن اینکه مادرش زنده یا مرده است محروم است. او به جرم و گناه انتخاب یعنی همان حقی که جمهوری اسلامی را بابت نادیده گرفتن آن سالها مذمت و نکوهش و محکوم می کند، باید همزمان هم طعن و نفرین و نفرت رجوی را تحمل کند و هم نداند مادرش در چه وضعیتی است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14311">امیر یغمایی نمونه ای از دهها کودک قربانی در  تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اسماعیل یغمایی: ولی در قاموس بشریت کنونی و قوانینش فرستادن یک کودک چهارده ساله به صفوف سربازان جرم است…</p>
<p>مجاهدین در تقبیح عملکرد جمهوری اسلامی در جنگ با عراق همیشه بر این ادعا پای فشرده که جمهوری اسلامی بر خلاف کنوانسیون ها و پروتکل های بین المللی از کودکان چهارده پانزده ساله برای داغ کردن تنور جنگ سوء استفاده کرده است. مجاهدین سالهای متمادی از این موضوع برای محکوم کردن جمهوری اسلامی در جامعه بین الملل استفاده کرده اند. ادعای درستی که اما فقط متوجه جمهوری اسلامی نموده و روی آن مانور می دادند؛ در حالی که به شهادت اعضای جداشده سازمان همین رفتار را به شکل مشمئزکننده ای در مورد کودکان اعضای خود انجام داده است. عکس ها و شهادت نامه اسماعیل یغمایی بر این حقیقت تلخ گواهی می دهد که مجاهدین نه تنها کودکان را وجه المصالحه کینه توزی های خود با جمهوری اسلامی کرده که بدتر از آن به عنوان گروگان مورد بهره برداری قرار داده اند. البته این موضوع تازه کشف شده ای نیست. اما آنچنان که در نامه یغمایی و همچنین گزارش تازه ایرج مصداقی از مناسبات درونی سازمان افشا شده، ابعاد و دامنه تازه ای به خود گرفته است. اسماعیل یغمایی در خصوص سوء استفاده سازمان از فرزندش می نویسد:</p>
<p>“<img decoding="async" style="width: 300px; height: 288px; margin: 10px; float: left;" src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Yaghmaee/Yaghmaee_Amir.jpg" />امیر یغمائی در سال هزار و سیصد و شصت ودو در پاریس متولد شد. بجز سالهای اول و دوم اکثریت اوقاتش را مثل فرزندان مجاهدین در مهد کودک و در پانسیون گذرانید. پس از حمله اول آمریکا به عراق در سن شش هفت سالگی با کاروان صدها کودک و در زیر بمباران روانه غربت شد و تحت حمایت خانواده شریف آزرش در سوئد قرار گرفت. پس از بریدن و جدائی من از مجاهدین و اقامت من در پاریس او به پاریس آمد و در کنار من یکسال زیست. تلاشهای مادرش و کوششهای مجاهدین در گسیل کردن نوجوانان به عراق و ساختن رزمنده از آنان و نیز وضعیت مشکل زندگی من موجب شد در چهاره ژوئیه ۱۹۹۸ روانه عراق شود. در سن چهارده سالگی او با سی کیلو وزن سلاح کلاشینکف به دوش انداخت و ادامه داد و حمله دوم آمریکا به عراق را از سر گذراند و در سال۲۰۰۴ اعلام جدائی و ترک مجاهدین و بریدن از آنان را نمود و در کمپ تیف در حصار ماند. دو سال شرایط دوزخی این کمپ را تحمل کرد تا سر انجام از معدود کسانی بود که موفق شد از آنجا نجات یابد و به اروپا باز گردد. این سرنوشت یک تن از کودکانی است که بیست و دوسال از عمر خود را در توفان و رنج گذراندند و من هنوز وجدان معذب خود را با خود دارم که چرا بخاطر احترام به مادرش مانع آن نشدم تا یک نوجوان چهارده ساله برود و سلاح بر دوش افکند. در قاموس مجاهدین احتمالا سن رزم از سن علی اصغر شهید در کربلا شروع میشود ولی در قاموس بشریت کنونی و قوانینش فرستادن یک کودک چهارده ساله به صفوف سربازان جرم است. بگذرم…”</p>
<p>این ها که بر امیر رفته فقط مربوط به کودکی و نوجوانی او است و اما همچنان هدف کینه و بغض رجوی است. او به تاوان اینکه در بلوغ فکری از مجاهدین جداشده از حق دانستن اینکه مادرش زنده یا مرده است محروم است. او به جرم و گناه انتخاب یعنی همان حقی که جمهوری اسلامی را بابت نادیده گرفتن آن سالها مذمت و نکوهش و محکوم می کند، باید همزمان هم طعن و نفرین و نفرت رجوی را تحمل کند و هم نداند مادرش در چه وضعیتی است.</p>
<p>اگر به زعم رجوی جرم و اتهام جمهوری اسلامی استفاده از جان کودکان و نوجوانان بوده، رفتار او اما آنقدر کینه جویانه و نفرت انگیز است که سایه خود را حتی پس از مرگ از سر قربانیان بر نمی دارد. در گزارش ایرج مصداقی در این رابطه آمده است:</p>
<p>“آسیه رخشانی یکی از کودکانی است که در ۱۵ سالگی از آمریکا به اشرف برده می شود. او خطاب به نیروهای عراقی می گوید: … به عنوان یک مجاهد می گویم که حتی اگر حملاتی صدبار بالاتر از ۶ و ۷ مرداد بشود، باز بیا بیا می گویم و می گوییم و اصلا ما برای همین آمدیم، برای جنگ آمدیم … بنابراین الان وقت جنگ است و اگر در این میان شهادت و یا هر آزمایش و ابتلایی نصیبم شد، صدبار بیا بیا می گویم چون برای همین آمدم و شهادت اصلا خودش بالاترین افتخار است.” به دنبال تبیین گفته های او که از پانزده سالگی در انقلاب ایدئولوژیک شرکت داده شده نیستم تنها می گویم آسیه متولد ۱۳۶۲ طبق اطلاعات منتشر شده از سوی مجاهدین در سال ۱۳۷۷ هنگامی که پانزده ساله بود به اشرف برده شد. این بر خلاف کلیه کنوانسیون ها و پروتکل های بین المللی مربوط به عدم بکارگیری کودکان در محیط های نظامی و عدم تسلیح آنان است. او در فروردین ۹۰ در اشرف به خاک افتاد. آسیه تنها نبود. مجاهدین در سال های ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ طی یک بسیج همگانی و فشرده تعدادی از کودکان را که بخشی از آنها مدتها هویت حقوقی نداشتند و در سنین ۱۵ تا ۱۷ سالگی به سر می بردند به عراق منتقل کردند. زندگی آنها یکی داستانی است پر آب چشم.”</p>
<p>ایرج مصداقی به نمونه های دیگری با آدرس و نام اشاره می کند. از جمله زهیر ذاکری که در ۱۴ سالگی مسعود رجوی سلاح کمری اش را به عنوان تشویق به او هدیه می دهد و به پدر او می گوید از قول من روی او را ببوسد.</p>
<p>نمونه دیگر غلامرضا یارسه نیا است. متولد ۱۳۵۲ که در سال ۱۳۶۶ وارد یکان های رزمی مجاهدین می شود و در عملیات مرصاد کشته می شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14311">امیر یغمایی نمونه ای از دهها کودک قربانی در  تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14311/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گزارش ۹۲ آقای مصداقی، زلزله ای برای رجوی؟!!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14150</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14150?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 May 2013 07:53:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اضمحلال فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/05/08/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%db%b9%db%b2-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%db%8c%d8%8c-%d8%b2%d9%84%d8%b2%d9%84%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%ac%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[<p>رجوی بی آبروتر از آن است که بتواند آبرو و حیثیت کسی را به چالش بکشد. آنهایی که آماده جداشدن و رهایی از منجلاب رجوی هستند باید این تهدید را به فرصت تبدیل کنند. باید ثابت کنند برای تهدیدهای رجوی پشیزی ارزش و اعتبار قائل نیستند. جداشدگان باید با براه انداختن کمپین و فراخوان فعالان سیاسی خوش بین و اغواشده را در رابطه با رویکرد وقیحانه رجوی در قبال جداشدگان و کسانی که قصد جدایی دارند، به چالش و نظرخواهی بکشانند. باید فعالان سیاسی را به موضع گیری در قبال این رویکرد شیطانی موظف کنند. باید با واکاوی درباره پیشینه و مابه ازاهای چنین تشبثاتی رجوی را رسواتر کرد."</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14150">گزارش ۹۲ آقای مصداقی، زلزله ای برای رجوی؟!!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">می شود گزارش 92 ایشان را در ادامه واکنش های قابل پیش بینی به پیام 5 دی رجوی ارزیابی کرد.</p>
<p>  همان زمان که رجوی (۵ دی ۹۱) یک تنه وارد معرکه انتقام گیری از جداشدگان و بطور مشخص از آقای حسین نژاد و آن هم با آن اتهامات زشت و شنیع شد، و کلیه اعضای سازمان را به ادامه همین رویه تهدید و گفت:</p>
<p>  &ldquo;کسانی که روزگاری با ما بوده و یا در اشرف خوش نشین بوده اند، هر کدام را که بخواهید و هر زمان که لازم باشد عاری از هر گونه ملاحظه و مراعات، حتی در قبیح ترین صورآن، به مردم ایران گزارش می دهم و در معرض قضاوت عموم خواهم گذاشت.&rdquo;</p>
<p>  نگارنده ضمن اطلاق خودزنی و رسوایی به این اقدام برای ام مثل روز روشن بود این خودزنی و رسوایی در فضای پیرامونی اعم از حامیان یا منتقدان و مخالفان رجوی پژواک و انعکاس سهمگینی بجا خواهد گذاشت؛ به این معنی که چشم های بسیاری را متوجه عمق کینه توزی و چهره کریه و شیطانی رجوی خواهد کرد. در یکی از آن یادداشت ها تاکید کردم:</p>
<p>  &ldquo;رجوی بی آبروتر از آن است که بتواند آبرو و حیثیت کسی را به چالش بکشد. آنهایی که آماده جداشدن و رهایی از منجلاب رجوی هستند باید این تهدید را به فرصت تبدیل کنند. باید ثابت کنند برای تهدیدهای رجوی پشیزی ارزش و اعتبار قائل نیستند. جداشدگان باید با براه انداختن کمپین و فراخوان فعالان سیاسی خوش بین و اغواشده را در رابطه با رویکرد وقیحانه رجوی در قبال جداشدگان و کسانی که قصد جدایی دارند، به چالش و نظرخواهی بکشانند. باید فعالان سیاسی را به موضع گیری در قبال این رویکرد شیطانی موظف کنند. باید با واکاوی درباره پیشینه و مابه ازاهای چنین تشبثاتی رجوی را رسواتر کرد.&rdquo;</p>
<p>  همانجا تاکید کردم رجوی وارد بازی دو سر باخت شده است و در اثبات آن تاکید کردم:</p>
<p>  &ldquo;باید تلاش کرد تهدیدهای وقیحانه و نفرت آمیز رجوی را به فرصتی برای افشای هر چه بیشتر او و در نهایت به دلیل و انگیزه های عینی برای کسانی تبدیل کرد که هنوز برای شناخت ماهیت ضدانسانی و جرثومه ای مثل رجوی و اتخاذ تصمیم برای خروج&nbsp; از چنین منجلابی در شک و تردید هستند. جداشدن از چنین منجلابی بنابر ماهیت منزجر کننده و کثیف اش حتمن که بایستی با تحمل هزینه هایی که رجوی تهدید و تحمیل می کند، همراه باشد؛ که اگر غیر از این باشد معنی اش این می شود که رجوی در اتخاذ سازوکارهای فرقه ای اش برای برده کشی افراد موفق است. برای فعالان سیاسی و انسان های آزاده ای که رجوی را در همه ابعاد غیر انسانی و ضداخلاقی شناخته، تهدیدهای او می تواند که حس همدردی و نوع دوستی بیشتری را نسبت به افراد جداشده و کسانی که در آینده و به دلیل خروج از تشکیلات او در معرض اتهاماتی چنین وقیحانه قرار خواهند گرفت، برانگیزد.&rdquo; تهدیدهای وقیحانه رجوی را به فرصت تبدیل کنیم.</p>
<p>  بازتاب اولیه و البته خیلی سریع و غیرمنتظره آن خودزنی نوشته های آقای علی ناظر و بخصوص آخرین آن &hellip; که به منزله تعیین تکلیف یکسره با رجوی بود. و حالا در ادامه شاهد واکنش آقای ایرج مصداقی به این خودزنی هستیم. پیش تر روی این نکته تاکید کنم که به استناد گزارش ۹۲ آقای مصداقی بسیار شک و تردیدهایی که در خصوص ادامه وابستگی ایشان به مجاهدین در طی چند سال گذشته وجود داشت از جمله برخی ابهاماتی که همین قلم به آنها اشاره می کرد، چندان بیراه نبوده، در خصوص دلایل و زمینه های این تردیدها آقای مصداقی به تفصیل توضیح داده اند و فعلا موضوع ما نیست. اما به هر حال نمی توان انکار کرد که گزاش ۹۲ تمامی شک و تردیدها را مرتفع کرده است.</p>
<p>  بعلاوه ذکر این نکته هم ضروری است که این گزارش قرار بوده در ماه بهمن ماه ۹۱ منتشر شود، اما چنانچه آقای مصداقی اشاره می کند به دلایلی که توضیح دادن آن را به بعد موکول کرده است. معنی اش این است که می شود گزارش ۹۲ ایشان را در ادامه واکنش های قابل پیش بینی به پیام ۵ دی رجوی ارزیابی کرد. در گزارش ۹۲ آقای مصداقی حرف و نکته و حاشیه و البته برخی سوالات و ابهامات نیز وجود دارد که امیدوارم به مرور به آنها پرداخته و آقای مصداقی نسبت به رفع آنها اهتمام نشان بدهند.</p>
<p>  اما صرفنظر از محتوای گزارش ۹۲ آقای مصداقی و نقدهایی که ایشان متوجه سازمان و رجوی کرده باید تاکید کنم چالش آقای مصداقی با رجوی به دلیل ماهیت پسامدرنی در میان نقدهایی که در طی سه دهه گذشته و بخصوص در این ده سال به رجوی شده یگانه و منحصر به فرد است. این جنبه را بیشتر می توان در موضوع چالش های جنسی ردیابی کرد. توضیح نگاه پسامدرنی آقای مصداقی را به آینده موکول می کنم. اما فعلا به این بسنده می کنم که گزارش آقای مصداقی به زلزله ای می ماند که پس لرزه های آن بسیار مهیب تر از خود زلزله خواهد بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14150">گزارش ۹۲ آقای مصداقی، زلزله ای برای رجوی؟!!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14150/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از نقد به رفتار تا نقد به متدلوژی مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14139</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14139?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 May 2013 08:46:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عدم تایید فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/05/07/%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%82%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d9%86%d9%82%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%aa%d8%af%d9%84%d9%88%da%98%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای یغمایی به نکات درستی اشاره می کند، روی خطرات این تفکر به خوبی تامل می کند، اما مسئله اینجا است که چرا امثال او بیشتر به آنچه می بینند نقد دارند. در حالی که نقد به مجاهدین پیش از این که از نقد به رفتار آنها موضوعیت پیدا کند، باید از ریشه ها شروع شود. این ریشه ها را اتفاقا مدام رجوی گرا و آدرس می دهد. می گوید بروید تبیین جهان را بخوانید. درست هم می گوید به این خاطر که رجوی هر چه می کند پیشتر درباره مکانیسم و انگیزه و سازوکارهای اش در تبیین جهان توضیح داده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14139">از نقد به رفتار تا نقد به متدلوژی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">این که رجوی همه منتقدین و مخالفان خود را به طرف جمهوری اسلامی هل می دهد، به این خاطر است که نمی خواهد مقوله نقد را به رسمیت بشناسد.</p>
<p>  به گمانم نوشته های امثال آقای اسماعیل وفا یغمایی و سکوت ناگهانی امثال آقای ناظر پس از آن تب تند در بزنگاهی که به زعم مجاهدین و ظاهرا همه چیز حکایت از پیروزی های چشمگیر سیاسی دارد، نیاز به تامل بیشتر دارد. واقعیت این است که مجاهدین هرگز تصور نمی کردند کسی مثل آقای یغمایی پس از آن همه سال سکوت و انفعال و انزوا و &hellip; آن هم درست در زمانی که به تصورشان دهان یکی از مطرح ترین مخالفان خود را بسته، به ناگاه او را در میانه کارزار افشاگرانه سیاسی &ndash; ایدئولوژیک &ndash; فرقه ای ببینند. از این حیث به نظر می رسد آقای یغمایی و پس از آن همه سال سکوت و بی تفاوتی دارد جبران مافات می کند؛ از این جهت که می بیند که هر چه به جلو میرویم شرایط حساس تر و اهمیت آنچه در پستوی ذهن بایگانی کرده بیشتر جلوه می کند؛ بعلاوه می بینند امروز مجاهدین حتی به متهم کردن منتقدین خود به مزدوری جمهوی اسلامی هم رضایت نمی دهند و صراحتا می گویند هر که با ما نیست بر ما است! این رویکرد رسانه ای مجاهدین در مقایسه با آنچه رجوی پیشتر و به هنگام اعلام موجودیت جبهه همبستگی اش با محوریت وحدت حول سرنگونی مطرح کرده بود، در تضاد صدوهشتاد درجه ای است؛ اما وقتی رسانه های سازمان با این صراحت عنوان می دارند که: &rdquo; کسانی که به مجاهدین نمی پیوندند به مردم خودشان خیانت می کنند.&rdquo; (از بیانات خاچاطوریان موزیسین حامی مجاهدین در سیمای آزادی ۸ اردیبهشت ۹۲) به واقع اعتراف می کنند که از آن تنور جبهه همبستگی نه تنها نانی داغ نشده که انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته باشد.</p>
<p>  خوب با این حساب می شود نتیجه گرفت اوضاع واقعی مجاهدین در مقایسه با آنچه سعی می کند بنماید فاصله اش میان ماه من و ماه تابان است. یادداشت اخیر آقای یغمایی با عنوان دردناک، مضحک و خطرناک در تاکید چنین وضعیتی بسیار حائز اهمیت می نماید. این که آقای یغمایی در چنین بزنگاهی بر خود وظیفه می دانند مجاهدین را از منظر بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین پرنسیب های دمکراتیک به نقد بکشند، شاید به زعم برخی مته به خشخاش گذاشتن باشد؛ اما حقیقت این است که این چالش و نوع نگاه مجاهدین نه تنها به منتقد خود که به غیر خودی و حتی کسانی هم که مثل مجاهدین سودای سرنگونی دارند، اما نمی خواهند هژمونی مجاهدین را بپذیرند یکسان و یک کاسه است. این رویکرد حذفی نه مربوط به امروز و دیروز که به روزهای اولیه سقوط شاه در ایران و به فاز به اصطلاح سیاسی مجاهدین بر می گردد. به روزگاری که به استناد خاطرات امثال حاج سیدجوادی و همسرش مجاهدین حتی از امثال او که در آن زمان قطب روشنفکری و نماد ژورنالیست معترض بودند، جز با نگاه از بالا و عاقل اندر سفیه رضایت نمی دادند! به یک معنی رویکرد مجاهدین به جریان های موازی منتقد و مخالف جمهوری اسلامی منطق یا با ما یا بر ما بود. آنچه از دل این تفکر بیرون می آید نمی تواند فراتر از این باشد که جداشدگان خود را به مدفوع تشبیه کند.</p>
<p>  بر خلاف آنچه آقای یغمایی متصور هستند که هر جریان سیاسی به طور طبیعی ریزش دارد، و این به اراده و قدرت تصمیم گیری فردی مرتبط است، اما رجوی این نتایج را نه از منظر طبیعی که از توهمات بازتولید شده متدلوژی خود استخراج می کند. این که آقای یغمایی مدام از رویه اتهام زنی و حذف و ترور و لجن مال کردن با عنوان دردناک و مضحک و خطرآفرین نام می برند، می دانند که این رویه محصول یک نگرش و هستی شناسی است. این که رجوی همه منتقدین و مخالفان خود را به طرف جمهوری اسلامی هل می دهد و متهم به مزدوری می کند، به این خاطر است که نمی خواهد مقوله نقد و انتقاد و در نهایت مخالف را به رسمیت بشناسد. به رسمیت شناختن منتقد و مخالف با مجاهدین نسبت جن و بسم الله را دارند. هم را نفی و نقض می کنند. وقتی رجوی می گوید شک پایه خیانت است، در تقابل با این حرف حق است که شک مقدمه یقین است؛ از این معادله ساده می شود نتیجه گرفت حساسیت رجوی روی عنصر جدا شده و حتی بریده از مبارزه به این دلیل که ابتدا به ساکن موجودیت او را زیر سوال می برد تا چه اندازه می تواند دردسر ساز باشد. و به همان اندازه در خصوص کسانی که از تشکیلات فرار می کنند، می تواند بطور مضاعف تولید بحران و چالش بکند. این که می بینیم رجوی کینه خاص و مضاعفی به روشنفکر و پدیده روشنفکری دارد و اتفاقا با همین اتهام روشنفکری بسیاری را در درون خفه کرده به این دلیل است که می داند روشنفکر ادعا دارد؛ آن هم داعیه رهبری. به سادگی زیر بار نمی رود. ذهن اش به دلیل تعاملات بی وقفه با واقعیت های پیرامون سوال تولید می کند. و اگر پاسخ مناسبی برای سوالات اش نیابد حالا هر چقدر هم ارادت قلبی به رجوی داشته باشد، بالاخره باید با خودش کنار بیاید. و وقتی نمی تواند خودش را توجیه کند ناگزیر وضعیت را پس می زند.</p>
<p>  آقای یغمایی به نکات درستی اشاره می کند، روی خطرات این تفکر به خوبی تامل می کند، اما مسئله اینجا است که چرا امثال او بیشتر به آنچه می بینند نقد دارند. در حالی که نقد به مجاهدین پیش از این که از نقد به رفتار آنها موضوعیت پیدا کند، باید از ریشه ها شروع شود. این ریشه ها را اتفاقا مدام رجوی گرا و آدرس می دهد. می گوید بروید تبیین جهان را بخوانید. درست هم می گوید به این خاطر که رجوی هر چه می کند پیشتر درباره مکانیسم و انگیزه و سازوکارهای اش در تبیین جهان توضیح داده است. اصرار نگارنده بر این است که امثال آقای یغمایی با توجه به اینکه تجربه و سابقه طولانی به عنوان عضو تشکیلاتی دارند و بهتر از ما می دانند و می توانند این معلول ها را شناسه و نقد کنند به جای پرداختن به این روبناها بطور دقیق تر و کلاسیک روی همان نشانه های مورد تاکید رجوی یعنی تبیین جهان تامل و تعمق کنند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14139">از نقد به رفتار تا نقد به متدلوژی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14139/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نقطه عبور مجاهدین و آمریکا از گذشته</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14075</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14075?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Apr 2013 09:04:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین بازیچه ای برای غرب]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/04/24/%d9%86%d9%82%d8%b7%d9%87-%d8%b9%d8%a8%d9%88%d8%b1-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسئله اینجا است مسیری که مجاهدین از سالیان دور انتخاب کرده اند در هیچ نقطه ای به مردم و داوری آنها پیوند نمی خورد. به این دلیل که اساسا وقعی به مردم و قضاوت شان گذاشته نمی شود. دلیل اش این است که در ارزیابی مجاهدین از آینده اگر فی الواقع مردم نقش و جایگاهی می داشتند از اساس دخیل بستن به عنصر خارجی و آمریکا معنایی نداشت. این که مجاهدین یکسره می گویند آمریکا باید آنها را به عنوان آلترناتیو و نماینده مقاومت ایران به رسمیت بشناسد، و …</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14075">نقطه عبور مجاهدین و آمریکا از گذشته</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">. نمی توان براه افتادن دفتر و دستک مجاهدین در چندصدمتری کاخ سفید را توفیقی برای آنها تلقی کرد</p>
<p>  این روزها بازگشایی دفتر مجاهدین در واشنگتن در کانون توجه مخالفین و موافقین سازمان قرار گرفته است. آنچه بدیهی است این که زمان نقدهای کلاسیک به سازمان و نبش قبر مواضع ایدئولوژیکی مجاهدین در خصومت با آمریکا و مقایسه آن با نخوتی که از این پیروزی دچار شده، گذشته است. همچنان که پافشاری روی ماهیت تروریستی مجاهدین به آمریکایی ها و حتی نقد مواضع و عملکرد متناقض آنها در قبال مصادق تروریسم. نقطه اکنون بدون تردید نقطه عبور مجاهدین از مواضع ایدئولوژیکی گذشته (البته بطور تاکتیکی که در این باره پیشتر توضیح داده ام،) و همزمان عبور آمریکا از عملکرد گذشته مجاهدین به مثابه یکی از کینه توزترین گروه های چپ گراست. این که این همزمانی الزاما به معنی نزدیکی تماتیک و سیستماتیک آمریکا و مجاهدین خواهد بود و یا اینکه مجاهدین کماکان در جاده یکطرفه برای جلب اعتماد آمریکا در حرکت خواهند بود، علی ایحال پاسخ سرراست و صریحی نمی توان داد؛ این را پیش از ما حامیان آمریکایی مجاهدین که بیشترین تلاش را برای نزدیکی آمریکا به مجاهدین نموده، گواهی می دهند؛ و معنی اش این است که بر خلاف تبلیغاتی که مجاهدین براه انداخته بازگشایی دفتر مجاهدین نه تنها تهدیدی محسوب نمی شود که بر عکس می تواند به فرصت و امکانی برای افشای وابستگی بیشتر مجاهدین به همان عنوان صاحبخانه همیشگی مجاهدین یا در اصطلاح رجوی عنصر خارجی تبدیل شود. از این منظر نباید و نمی توان براه افتادن دفتر و دستک مجاهدین در چندصدمتری کاخ سفید را توفیقی برای آنها تلقی کرد؛ همچنانکه سه دهه پیش وقتی مجاهدین به عراق و زیر چتر صدام رفتند نه تنها هیچ اتفاق تعیین کننده ای رخ نداد که منجر به تشدید بی اعتمادی و تنفر مردم از مجاهدین شد. به گمانم مجاهدین بهتر از هر کس به این امر واقف هستند.</p>
<p>  اما مسئله اینجا است مسیری که مجاهدین از سالیان دور انتخاب کرده اند در هیچ نقطه ای به مردم و داوری آنها پیوند نمی خورد. به این دلیل که اساسا وقعی به مردم و قضاوت شان گذاشته نمی شود. دلیل اش این است که در ارزیابی مجاهدین از آینده اگر فی الواقع مردم نقش و جایگاهی می داشتند از اساس دخیل بستن به عنصر خارجی و آمریکا معنایی نداشت. این که مجاهدین یکسره می گویند آمریکا باید آنها را به عنوان آلترناتیو و نماینده مقاومت ایران به رسمیت بشناسد، و در جهت سرنگونی در کنار مردم و مقاومت ایران باشد، برای خالی نبودن عریضه است؛ والا آلترناتیوی که به حق نماینده مردم باشد و آن مردم هم از حاکمیت آن گونه که ادعا می شود متنفر باشد و حاکمیت هم درون آنگونه دچار شقه و شکاف باشد، معلوم نیست چه حاجت به حمایت و دخالت عنصر خارجی است! رجوی سالها است می خواهد این معادله ساده را که چرا چنین وضعیت ادعایی در داخل ایران همچنان به نفع حاکمیت جمهوری اسلامی و بر ضد مجاهدین ادامه دارد توجیه و تئوریزه و بواقع پیچیده نمایی کند و آن را به هزار بهانه و عامل به پای معادلات و محاسبات بین المللی یا آنگونه که خودش ادعا می کند به پای مماشات غرب و آمریکا با جمهوری اسلامی بنویسد. این در حالی است که آمریکا و غربی ها طرف اصلی دعوای با ایران هستند. به یک معنی آیا آمریکا و غربی ها عقل شان به تحلیل های رجوی از اوضاع داخلی ایران قد نمی دهد؟ یا اگر عقل شان قد می دهد حتمن این را فهمیده اند که نسخه این اوضاع مجاهدین نیستند؛ و البته پیش از آنها خود مجاهدین هم می دانند که غربی ها و آمریکا دقیقا از چنین موضعی به آنها تن نمی دهند.</p>
<p>  این که می گویم آمریکا از مواضع گذشته اش در قبال مجاهدین عبور کرده الزاما به این معنی نیست که چشم انداز این نقطه عبور و عزیمت به سمت نزدیکی و وحدت استراتژیکی آمریکا با مجاهدین پیش خواهد رفت، همچنانکه معتقدم آن نقطه عزیمت مجاهدین از مواضع گذشته شان در قبال آمریکا الزاما به این معنی نیست و نخواهد بود که آنها به استحاله ایدئولوژیکی و استراتژیکی تن داده باشند. در واقع این نقطه تلاقی فرضی را به نوعی می توان در راستای یک ناگزیری و با هدف مشاهده و اهمیت واکنش های دشمن مشترک ارزیابی کرد. این که می بینیم برخی در ایران عجولانه و خودسرانه در این خصوص اظهار نظر می کنند، باید اذعان کنیم این موضع گیری ها اصلا در محاسبات آمریکا هیچ دخل و تاثیری ندارد. اینها در عالم سیاست مصداق همان دیدن مو و پیچش مو است. والا مواضع آنگونه برخی مقامات در رابطه با باز شدن دفتر مجاهدین در آمریکا کاربرد و اهمیتی ابزاری &ndash; رسانه ای و در جهت منافع خاصی است که توضیح اش برای اهل سیاست در متن این موضع گیری ها مستتر است.</p>
<p>  این هم که برخی می گویند مجاهدین از حالا در انتظار انتخابات چهار سال آینده و روی کار آمدن جناح کبوتربازها برای صلح و آشتی رسمی هستند، اولا خود این ادعا فی النفسه نقض غرض است از این جهت که التهاب رجوی برای سرنگونی خیلی بیشتر و جدی تر از آن است که به چنین چشم انداز دور و غریبی رضایت بدهد یا حداقل در ظاهر امر اینچنین است؛ به این دلیل که در ارزیابی رجوی تحولات آینده در ایران شتابی به مراتب تندتر از آن خواهد داشت که بتواند خود را به انتخابات آینده ریاست جمهوری در آمریکا دلخوش کند! هر چند در واقعیت امر چاره ای جز این نخواهد داشت. واقعیت امر این است همانگونه که مجاهدین به نسبت و رابطه خود با آمریکا از دریچه منافع ایدئولوژیکی و استراتژیکی نگاه می کنند، آمریکا هزار مرتبه بیشتر از این منظر به مجاهدین نگاه می کند. بر همین اساس اهمیت ابزاری و سیاسی مجاهدین برای آمریکا پیش از هر ادعایی به وزن واقعی آنها در معادلات آینده بستگی خواهد داشت. این کریدیت هم نه بر اساس قابلیت هایی از آن جنس که برخی مقامات آمریکایی درباره اش صحبت کرده اند، که بر اساس وزن اجتماعی واقعی تعیین خواهد شد. این که در آینده مجاهدین می توانند دارای چنین کریدیتی بشوند یا خیر، به زعم آمریکایی ها حضور مجاهدین در چندصدمتری کاخ سفید می تواند به عنوان گامی برای این مهم باشد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14075">نقطه عبور مجاهدین و آمریکا از گذشته</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14075/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جداشدگان از رجوی، حدیث مکرری که کهنه نمی شود!!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13702</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13702?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 14 Jan 2013 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تلاشهای ضد جداشده ها]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین برتر]]></category>
		<category><![CDATA[فرا فکنی های مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/01/15/%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%8c-%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab-%d9%85%da%a9%d8%b1%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%da%a9%d9%87%d9%86%d9%87-%d9%86%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[<p>رجوی در مواجه با آن گروه از جداشدگان که فعالانه رازهای درونی او و تشکیلات اش را بر ملا می کنند، کینه توز و کینه جو است. و در این مسیر هیچ مرز و محدوده ای نیز قائل نیست، کینه توزی رجوی به این افراد زمان و مکان نمی شناسد. همچنانکه پیوندهای خونی و عاطفی و رفاقت و وفاداری و از خودگذشتگی و نان و نمک …! آنچه این روزها رجوی ها نسبت به امثال مسعود و ابراهیم خدابنده و خانم سینگلتون بروز می دهند، ادامه همان کینه توزی ها است</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13702">جداشدگان از رجوی، حدیث مکرری که کهنه نمی شود!!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>به بهانه به اصطلاح افشاگری های تازه مجاهدین علیه خانواده خدابنده</strong>&#8230; تجربه و واقعیت تاریخی به ما می گوید در تاریخ معاصر هیچ تشکیلات و سازمان سیاسی به اندازه سازمان مجاهدین دچار انشقاق و انشعاب و چند پارگی و ریزش درونی نشده است. در تاریخ قریب به نیم قرن حیات مجاهدین حداقل در سه مقطع شاهد انشعاب درونی و از همان نخستین روزهای تاسیس تاکنون شاهد ریزش و جداشدن اعضای سازمان مجاهدین بوده ایم. این انشعاب ها و ریزش ها در مقایسه با نمونه های مشابه در تاریخ معاصر ایران منحصر به فرد است. هر کدام بنا بر مختصات و ویژگی های خاصی صورت پذیرفته است. از جدایی اولین عضو سازمان یعنی نیک بین و از اولین انشعاب ایدئولوژیکی یعنی تغییر ایدئولوژی سال ۱۳۵۴ گرفته تا آخرین انشعاب درون تشکیلاتی و جداشدگانی که اخیرا از ترانزیت و بطور روزانه فرار می کنند، تمامی بر منحصر به فرد بودن سازمان مجاهدین دلالت دارد. پدیده جداشدگان اما در این میان از حساسیت خاصی برای رجوی برخوردار بوده است. سوای ریزش های مقطعی درون تشکیلاتی، پدیده جداشده برای اولین بار و بطور جدی و همزمان با خروج جمعی از تشکیلات رجوی در سال های بعد از ۱۳۶۴ و اعلام انقلاب درونی رجوی موسوم به ایدئولوژیک شکل کاملا جدی و ابعاد گسترده ای به خود گرفت. <img decoding="async" hspace="10" height="160" width="240" vspace="10" align="left"  src="https://st.nejatngo.org/Image/MEK/MEK_Decline/MKO_Decline_5.jpg" />رجوی که بعد از ازدواج ایدئولوژیک اش با مریم عضدانلو انتظار تنش ها و ریزش های گسترده تشکیلاتی در مناسبات خود را داشت، پیشاپیش با طرح یک پروژه امنیتی موسوم به گروه عبدالله که مدعی بود محصول نفوذ یک شبکه از وزارت اطلاعات در تشکیلات او است، شروع به ایجاد زندان های درون تشکیلاتی و به زعم خود چکاب های امنیتی کرد. در آن زمان رجوی رسما اعلام کرد تا انجام چکاب امنیتی و گذار اعضا از آن، چیزی به عنوان عنصر مجاهد خلق مشروعیت و موضوعیت نخواهد داشت. رجوی در واقع با این حربه جلو ریزش بهمن وار درون تشکیلاتی اش را به بهانه اخراج عناصر نفوذی مسدود کرد و تمامی افراد مسئله دار را به اتهام نفوذی بودن از تشکیلات خود اخراج کرد. اما با این همه نتوانست برای همیشه موضوع ریزش و جداشدن عناصر تشکیلاتی را توجیه و تئوریزه کند؛ به این ترتیب می توان وقوع انقلاب درونی رجوی را به مثابه شروع و شکل گیری جریان و پدیده جداشدگان در سازمان رجوی قلمداد کرد. پدیده جداشدگان به تشکیلات مجاهدین منحصر و محدود نگردید و به سرعت شورای ملی مقاومت رجوی با ریزش فعالان سیاسی و سازمان های سیاسی از جمله حزب دمکرات کردستان و شخصیت هایی همچون بنی صدر، حاج سیدجوادی، مهدی خانباباتهرانی، دکتر ممکن، و دهها فعال سیاسی دیگر مواجه شد. این ریزش ها و جداشدگان برای رجوی آنقدر حائز اهمیت و حیاتی بودند که بارها آنها را بدتر از دشمن اصلی اش یعنی جمهوری اسلامی تعبیر کرد. به بیانی کینه و نفرتی که رجوی از جداشدگان در دل دارد، به شهادت مواضع اش اساسا با چیزی قابل مقایسه نیست. دلیل این میزان کینه توزی پیش از این که به موضوع جداشدن این افراد از تشکیلات محدود شود، به تنظیم رابطه آنها پس از جداشدن با مجاهدین و مشخصا شخص رجوی بر می گردد. در واقع عاملی که رجوی را نسبت به جداشدگان این میزان برافروخته و کینه توز می کند، اتخاذ رویه انفعال یا فعال ماندن پس از جداشدن از تشکیلات است. شاید در تاریخچه سازمان های سیاسی، مجاهدین تنها تشکیلاتی باشند که حتی برای بعد از جداشدن و انفعال اعضای خود از فعالیت های سیاسی و تشکیلاتی نیز برنامه های مشخص و تعریف شده دارند. شاهد این ادعا می تواند دو نوع تنظیم رابطه مجاهدین با اعضای جداشده باشد. گروهی که ضمن جداشدن از سازمان به هر دلیل اما کماکان در زیر سیطره مالی و اجتماعی مجاهدین باقی مانده و ضمن انتفاع مالی و سیاسی و اجتماعی از تشکیلات مجاهدین به زندگی عادی مشغول هستند. این گروه به دلیل وابستگی های مالی و اجتماعی و &hellip; به مجاهدین، کماکان به عنوان اهرم های تبلیغاتی و سیاسی مورد بهره برداری رجوی قرار می گیرند؛ به این معنی که این افراد به زعم رجوی بیّنه هایی هستند برای اثبات مناسبات دمکراتیک و باز بودن خروجی های مجاهدین در مقابل کسانی که ادعا می کنند سازمان فقط دارای یک در ورودی است و همچنین این افراد در مواقع ضرور تبدیل به عواملی می شوند که باید در مقابل جریان فعال و افشاگر جداشدگان قدعلم کرده و از موضعی خارج از موضع تشکیلاتی و مجاهدین همان حرف ها و اتهاماتی را متوجه جداشدگان کنند که سازمان به آنها دیکته کرده است؛ از این رو رجوی نه تنها از این طیف جداشدگان ضرری متحمل نمی شود که به اذعان برخی این طیف جداشدگانی هستند که بعضا به تشخیص رجوی و مصلحت نقش جداشدگان را بازی می کنند. رجوی بارها از این طیف در جهت نقض و انکار افشاگری های جداشدگان فعال استفاده کرده است. اما رجوی به همان اندازه که نسبت به این گروه جداشدگان انعطاف نشان می دهد، اما در مواجه با آن گروه از جداشدگان که فعالانه رازهای درونی او و تشکیلات اش را بر ملا می کنند، کینه توز و کینه جو است. و در این مسیر هیچ مرز و محدوده ای نیز قائل نیست، کینه توزی رجوی به این افراد زمان و مکان نمی شناسد. همچنانکه پیوندهای خونی و عاطفی و رفاقت و وفاداری و از خودگذشتگی و نان و نمک &hellip;! آنچه این روزها رجوی ها نسبت به امثال مسعود و ابراهیم خدابنده و خانم سینگلتون بروز می دهند، ادامه همان کینه توزی ها و در واکنش به تلاش های انسان دوستانه ای است که این افراد در جهت آزاد کردن افراد محبوس در تشکیلات رجوی انجام می دهند. نگاهی گذرا به گزارش ادعایی مجاهدین به کتابخانه کنگره آمریکا و اتهاماتی که متوجه این افراد نموده پیش از هر چیز از بغض و کینه توزی کور و هیستری مجاهدین به کسانی خبر می دهد که در طی چند سال اخیر تلاش های حقوقی و حقیقی دامنه دار و جدی برای افشا کردن چهره واقعی رجوی از خود نشان داده اند. هجمه ای که مجاهدین بر علیه این افراد شروع کرده اند هر چند تکرار اتهامات تاریخ گذشته و کلیشه ای است، اما نشان دهنده این حقیقت است که جداشدگان هنوز پاشنه آشیل رجوی و مجاهدین هستند. بدیهی است هر چه حضور این جداشدگان در اطراف ترانزیت و اشرف بیشتر و پررنگ تر باشد، کینه توزی و وحشت رجوی نیز افزون تر و دیوانه وارتر خواهد بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13702">جداشدگان از رجوی، حدیث مکرری که کهنه نمی شود!!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13702/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیا مجاهدین به اهرم فشار آمریکا علیه ایران تبدیل می شوند؟!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13285</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13285?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Oct 2012 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین بازیچه ای برای غرب]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین تروریست های مورد علاقه آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2012/10/17/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85-%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>این که بخواهیم مجاهدین را به واقع از معادلات آمریکا بر سر چالش اش با ایران نادیده بگیریم ساده انگارانه است؛ به این دلیل که اگر بپذیریم آمریکا حتی برای حل مسالمت آمیز چالش هسته ای اش با ایران نخواهد تن به گزینه نظامی بدهد، معنی اش این است که مجاهدین حداقل در کوتاه مدت می توانند به عنوان اهرمی سیاسی برای فشار به ایران بکار گرفته شوند. اینکه چنین محاسبه ای در عمل تا چه اندازه کارآمد و راهبردی خواهد بود، چندان مهم نیست؛ مهم این است که آمریکا تلاش می کند از تمام قابلیت ها و اهرم های سیاسی اش برای حل معضل هسته ای با ایران استفاده کند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13285">آیا مجاهدین به اهرم فشار آمریکا علیه ایران تبدیل می شوند؟!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نشانه های آشکاری بر این ادعا تاکید دارد که رویکرد آمریکا به مجاهدین علیرغم ادعاهای غیر رسمی آمریکا مبنی بر بی اعتمادی به مجاهدین، اما سمت و سوی آینده آمریکا به مجاهدین استفاده ابزاری در جهت فشار بر ایران از یک سو و تبدیل مجاهدین به یک تروریسم هدایت شونده در راستای منافع آمریکا در منطقه و ایران است. اینکه چنین ادعاهایی از سوی برخی ناظران و تحلیگران مستقل از سیاست بازی های رایج دو جناح آمریکا تا چه اندازه مستند می باشد، صرفنظر از این ادعاها آنچه این نظرگاه ها را به واقعیت امر نزدیک می کند، تناقضات برآمده از مواضع آمریکا در توجیه خارج کردن مجاهدین از لیست تروریستی است. این گمانه زنی ها وقتی قوت می گیرد که آمریکایی ها قادر به ارائه توضیحات قانع کننده و دلایل همسو و باورپذیر نیستند؛ از سویی دیگر دلایل و اسناد ارائه شده و تحلیل صاحب نظران آمریکایی و افشای برخی تعاملات میان جناح های آمریکایی و اجماع آنها بر سر استفاده از قابلیت های سازمان در راستای آنچه تامین منافع ملی آمریکا گفته می شود و همچنین تلاقی این اتفاقات با شدت تحریم های آمریکا بر علیه ایران و متعاقبا بحث بر سر تشدید این فشارها و از سوی دیگر تلاقی این اتفاقات با انتخابات آتی در آمریکا و نیاز اوباما به حل چالش اش با ایران تمامی در راستای چنین گمانه زنی هایی قابل تامل است.  این که بخواهیم مجاهدین را به واقع از معادلات آمریکا بر سر چالش اش با ایران نادیده بگیریم ساده انگارانه است؛ به این دلیل که اگر بپذیریم آمریکا حتی برای حل مسالمت آمیز چالش هسته ای اش با ایران نخواهد تن به گزینه نظامی بدهد، معنی اش این است که مجاهدین حداقل در کوتاه مدت می توانند به عنوان اهرمی سیاسی برای فشار به ایران بکار گرفته شوند. اینکه چنین محاسبه ای در عمل تا چه اندازه کارآمد و راهبردی خواهد بود، چندان مهم نیست؛ مهم این است که آمریکا تلاش می کند از تمام قابلیت ها و اهرم های سیاسی اش برای حل معضل هسته ای با ایران استفاده کند. هر چند در ماهیت امر خود به بیهودگی و ناکارآمدی چنین ابزاری باور داشته یا نداشته باشد. اما آنچه آمریکا در این معادلات نادیده می گیرد، عمیق تر کردن فاصله های موجود میان دولت ایالات متحده آمریکا با مردم ایران است. شاید به زعم آمریکا همینکه مردم ایران دچار بحران های اقتصادی و معیشتی زندگی شده، برای اعمال و جا انداختن برخی تغییرات و تعویض نگرش ها نسبت به مجاهدین در نزد مردم ایران کافی باشد. به این معنی که بتواند آن پایگاه نداشته مجاهدین در ایران را به نوعی بازسازی و به اعتماد و یا حداقل تن دادن به جایگزینی ناگریزانه به گزینه مجاهدین بدهد. اما مشکل این محاسبه این است که مردم ایران پیش تر از جمهوری اسلامی عبور کرده باشند، سالها پیشتر گزینه ای به نام مجاهدین را بکلی حذف کرده اند. این رویکرد به یک معنی فرجام و نتیجه ای جز یک کاسه کردن آمریکا و مجاهدین و همسو دیدن آنها از نگاه مردم در جنایاتی که علیه مردم و منافع ایران انجام شده، نتیجه ای نخواهد داشت.  این ارزیابی البته تنها در صورتی است که آمریکایی ها نخواهند از عنصر زور و فشار برای تحمیل احتمالی مجاهدین به مردم ایران استفاده کنند. در غیر این صورت، صورت مسئله از آنچه هست بدتر و پیچیده تر و به موازات آن چالش آمریکا با مردم ایران وارد فاز تازه ای خواهد شد؛ که به بی اعتمادی کامل و بازسازی روحیه آمریکاستیزی در مردم ایران منجر و تشدید خواهد شد. اگر به تصور آمریکا و آنگونه که برخی تحلیلگران تاکید کرده اند؛ آنها در پی هویت دادن جدیدی به مجاهدین و از نوع ارتش آزاد به اصطلاح سوریه است، باید بداند بعد از اشتباه در خارج کردن نام مجاهدین از لیست، مهلک ترین اشتباهی که می تواند دچار بشود مسلح کردن دوباره مجاهدین و دادن امکان تحرکات نظامی به آنها است. گو اینکه آمریکا در این محاسبات نفعی حاصل نخواهد کرد که به نوعی پرنسیب های جهانی و موقعیت خود را در همین اندازه و وزن حداقلی اش در نزد برخی دولت ها و ملتها نیز از دست خواهد داد. این تصور که آمریکا می تواند مجاهدین را از نو احیا کند و با مارک یک سازمان سیاسی هویت تازه ای بدهد، از بنیاد غلط است. اثبات این ادعا که به نظر می رسید به گذشت زمان نیاز دارد، اما با نیم نگاهی گذرا به مقالات و مواضع سایت های سازمان درباره اتفاقات اخیر نشان می دهد، آنها از همین حالا در پی چه خواب و خیال هایی هستند. وقتی رهبری سازمان آشکارا بر بی حیثیت کردن حقوقی و سیاسی آمریکا در صحنه بین المللی و ناگزیری آن در تن دادن به خارج کردن مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا اصرار دارد و آن را به منزله یک کارزار سیاسی و به دنبال آن حقانیت مواضع تاریخی &ndash; ایدئولوژیکی &ndash; سیاسی و تشکیلاتی مجاهدین به خورد اعضای خود می دهد، بدیهی است تصورات آمریکا با هر میزان رندی و هوشمندی در نهایت چیزی که عاید آنها خواهد کرد بن بست تازه ای خواهد بود که این بار برای خروج و حل آن حتی بازگرداندن دوباره مجاهدین به لیست تروریستی نیز افاقه نخواهد کرد. مگر اینکه بپذیریم آنچه مجاهدین در این روزها مطرح می کنند بر اساس توافقات نانوشته ای می باشد که بنا به مصلحت هایی که دو طرف تشخیص داده، باید وجه بیرونی آن روابط پشت پرده را استتار کند. این که این معادلات و گمانه زنی ها تا چه اندازه قابل اعتنا می باشند، قطعا به موازات داده های سیاسی به گذشت زمان و تحولات و اتفاقات آینده نیز گره خورده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13285">آیا مجاهدین به اهرم فشار آمریکا علیه ایران تبدیل می شوند؟!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13285/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حمایت مجاهدین از تروریسم در تعارض با اصول بین الملل</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13092</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13092?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Sep 2012 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و گروههای تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2012/09/17/%d8%ad%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d8%b6-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b5/</guid>

					<description><![CDATA[<p>برجسته ترین جنبه این موضوع به پیوندهای مرئی و نامرئی طارق الهاشمی با سازمان مجاهدین و در طی پس از سقوط صدام مربوط می شود. مروری بر حمایت های علنی و آشکار طارق الهاشمی از مجاهدین، همچنین ملاقات های متعدد او با سران قرارگاه اشرف، ترددهای متمردانه او به پایگاه مجاهدین و بی اعتنایی هاشمی نسبت به اخطارهای دولت عراق در این خصوص، از سوی دیگر صف بندی های سیاسی داخل عراق و حضور مجاهدین در میان طیف های مختلف از عوامل حزب بعث و بقایای صدام که در مقابل دولت قانونی عراق به کارشکنی و اقدامات تروریستی مشغول بودند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13092">حمایت مجاهدین از تروریسم در تعارض با اصول بین الملل</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>صدور حکم اعدام طارق الهاشمی معاون فراری رئیس جمهوری عراق در دادگاه کیفری به اتهام دست داشتن در ترور شش قاضی و همچنین برخی مقامات امنیتی و پلیس عراق، بازتاب های متفاوتی در برداشت. وی که ماه ها است از عراق فرار و هم اکنون در ترکیه به سر می برد، این اتهامات را کرارا رد کرده است. اما اعترافات دستگیرشدگان حاکی از این است که با تطمیع هاشمی دست به این اقدامات زده اند.  در میان این واکنش ها که از سوی مخالفان و موافقان دولت مالکی صورت گرفته اما موضع گیری سازمان مجاهدین در قبال حکم دادگاه حائز اهمیت است. نفس این موضع گیری نشان از رابطه و پیوندهای تنگ و استراتژیک میان امثال هاشمی و صالح المطلک با مجاهدین می کند. اینکه یک سازمان تروریستی که به تأکید پارلمان کشور عراق حکم اخراج آنها صادر شده و همچنین شماری از آنها تحت تعقیب نهادهای قضایی بوده، چه رابطه ای با عاملین تروریست در عراق دارند، از نکاتی است که مجاهدین بایستی نسبت به آن پاسخگو باشند.  برجسته ترین جنبه این موضوع به پیوندهای مرئی و نامرئی طارق الهاشمی با سازمان مجاهدین و در طی پس از سقوط صدام مربوط می شود. مروری بر حمایت های علنی و آشکار طارق الهاشمی از مجاهدین، همچنین ملاقات های متعدد او با سران قرارگاه اشرف، ترددهای متمردانه او به پایگاه مجاهدین و بی اعتنایی هاشمی نسبت به اخطارهای دولت عراق در این خصوص، از سوی دیگر صف بندی های سیاسی داخل عراق و حضور مجاهدین در میان طیف های مختلف از عوامل حزب بعث و بقایای صدام که در مقابل دولت قانونی عراق به کارشکنی و اقدامات تروریستی مشغول بودند و بده بستان های سازمان با این طیف ها از همان ابتدا مشخص می کرد که مجاهدین در این روابط چه اهدافی را دنبال می کنند. هدف محوری و استراتژیک مجاهدین و متحدین تروریست او در عراق بی ثباتی و تشدید آن در عراق بود. مجاهدین و متحدین عراقی او از این رهگذر سعی در خارج کردن کنترل عراق از دست دولت قانونی و از سویی ادامه حضور نیروهای ائتلاف و در رأس آن آمریکا در عراق داشتند. این مهم جز از فعال کردن ماشین ترور و اقدامات تروریستی میسر نمی شد. مجاهدین که بعد از صدام عنوان پدرخواندگی تروریسم در عراق را یدک می کشند، در این مسیر بیشترین نقش را ایفا نموده است. این نقش چه به لحاظ انتخاب نوع اهداف تروریستی و چه نوع اقدامات تروریستی و چه اهداف و نتایج فرضی بر شباهت های انکارناپذیر این اقدامات با عملیات تروریستی سازمان در ایران و بخصوص در فاز موسوم به عملیات بزرگ دلالت دارد. مکانیزم این عملیات که رسوخ عوامل نفوذی به بالاترین سطح مناسبات و حاکمیت می باشد بر این شباهت ها تأکید بیشتری دارد. انفجار بمب در مراکز دولتی از جمله پارلمان عراق، انفجارهای شهری، ترورهای کور، ایجاد ناامنی و هرج و مرج و &hellip; از جمله اقداماتی است که به انحاء مختلف می توان رد پای سازمان را در آنها جستجو کرد.  از جمله در این راستا می توان به دامن زدن اختلاف های قومی و فرقه ای اشاره کرد. تجربه هایی که پیشتر مجاهدین در ایران پشت سر گذاشته و در مقاطعی توانسته بودند با جلب حمایت برخی رهبران اهل تسنن در ایران از جمله عزالدین حسینی و رهبران سیاسی قومی از جمله قاسملو و &hellip; آنها در مقابل حاکمیت قرار دهند. همسویی مجاهدین با جریان های مخالف و برانداز در عراق البته بخشی از استراتژی بقا در شکاف رجوی است که بسته به موقعیت و منافعی که در سطح بین المللی و منطقه ای جستجو می کند، دنبال می شود. اما آنچه در عراق این رویکرد را برجسته می کند، راهکارهای خشونت آمیز و تروریستی برای تأمین منافع رجوی است. حمایت رجوی از طارق الهاشمی و درست در زمانی که ملل متحد از مجاهدین می خواهد تا در چارچوب توافقات ۲۵ دسامبر از هر گونه مداخله در امور داخلی عراق اجتناب کند، می تواند نشانه ای بر حساسیت موضوع برای مجاهدین باشد. موضع گیری مجاهدین در مقابل نهاد قضایی در عراق و اصرار بر القای اراده ایران در پشت حکم هاشمی تنها محمل و پوششی برای فرافکنی و در ماهیت امر اصرار بر حضور مجاهدین در صف مخالفان مالکی و بهره برداری از منافع احتمالی در این راستا است.  اینکه مقامات عراق در قبال موضع گیری های جانبدارانه از هاشمی چه واکنشی نشان خواهد داد، موضوعی است که در شرایط حساس تخلیه اشرف می تواند حائز اهمیت باشد. از سویی دیگر این جانبداری می تواند ابعاد و دامنه روابط پنهان و آشکار مجاهدین با امثال هاشمی، و دخالت مجاهدین را در امور داخلی عراق را بیشتر برملا کند. بخصوص نقشی که مجاهدین به عنوان پدرخوانده تروریسم در عراق بازی می کنند. این نشانه ها فی النفسه دلایل مستند و کافی برای اثبات مقامات عراقی در خصوص امتناع از پذیرش مجاهدین در خاک عراق با هر عنوان و تعریفی از جمله پناهجویی و پناهندگی است. واقعیت این است تا زمانی که مجاهدین با هر عنوان و بهانه ای در عراق بمانند، دست از اقدامات تخریبی سیاسی و تروریستی و حمایت از تروریست های عراق بر نخواهند داشت. اینکه یک سازمان تروریستی در شرایط که مدعی پناهجویی و پناهندگی از دولت عراق است، همزمان از جریانات تروریستی داخل آن کشور حمایت و جانبداری کند و نهادهای قضایی آن کشور را وابسته و غیر مستقل و مجری یک کشور دیگر قلمداد کند، بخودی خود نشان دهنده بسیاری حقایق از جمله بطلان روی کلیه دعاوی بین المللی آنها است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13092">حمایت مجاهدین از تروریسم در تعارض با اصول بین الملل</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13092/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نشانه شناسی تعیین راه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12911</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12911?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Aug 2012 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اخراج مجاهدین از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[فرا فکنی های مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2012/08/05/%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>این تبریک و چشم اندازهای پیروزمندانه ناخودآگاه دو وضعیت مشابه یکی مقطع سی خرداد ۱۳۶۰ و دیگری شب قبل از عملیات موسوم به فروغ جاویدان را تداعی می کند. تک تک واژه ها و جنس و محتوای این جملات ها نشان می دهد رجوی به طرز آشکاری مخاطبان خود را با فرجام های مشابه آن دو سرفصل ارجاع می دهد. و البته پیشتر چنانچه تصریح دارد، این وضعیت را در تعیین راه و روی میز گذاشتن سه گزینه تسلیم به پلیس عراق، ماندگاری تا فرستادن افراد با مسئولیت سازمان به خارج کشور و گزینه سوم یعنی آمادگی و دادن امضا برای جنگ صدبرابر..</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/12911">نشانه شناسی تعیین راه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<div>تعیین راه کوبلر، تعیین راه رجوی&#8230;!<br /> پیام تبریک رجوی، سی خرداد و فروغ جاویدان را تداعی می کند</p>
</blockquote>
<p>رادیو فردا و بسیاری سایت های خبری به نقل از رویترز اظهارات فیاض مشاور امنیت ملی نوری مالکی در خصوص امکان استفاده از<img decoding="async" hspace="10" height="170" width="240" vspace="10" align="left" alt="تعیین راه کوبلر، تعیین راه رجوی...!" src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Rajavi_Mas/Rajavi_11_S.jpg" /> زور برای تخلیه قرارگاه اشرف را اینگونه درج کرده اند:  &ldquo;آقای الفیاض گفته است که از زور برای انتقال ساکنان اشرف استفاده نخواهد شد.&rdquo;  در نقطه مقابل بیانیه شورای ملی مقاومت سازمان مجاهدین همین اظهار نظر را اینگونه منعکس کرده است:  &ldquo;عراق می گوید به زور گروه ایرانی مخالف را اخراج خواهد کرد&raquo;.&rdquo;  دلیل این دو نحوه اطلاع رسانی و پوشش خبری در یک موضوع که یکی از سوی منابع مختلف خبری و دیگری از سوی سازمان مجاهدین منعکس شده چیست؟  ترکیب این دو خبر بدون نیاز به گمانه زنی و داوری دلالت بر این معنی دارد که رجوی بر اتخاذ یک راه حل خشونت آمیز اشتیاق وافری دارد. این اشتیاق آیا به این معنی است که در ارزیابی رجوی تقابل خشونت آمیز ساکنان اشرف با نیروهای عراقی با هر نتیجه ای که حاصل شود، به نفع او خواهد بود. برای ارزیابی واقع بینانه تر صورت مسئله ناگزیر باید کمی به عقب برگردیم. به جایی که رجوی در پیام ۱۲ اردیبهشت خود و تحت عنوان کارزار آزادی شماره ۵، ضمن دهن کجی به مقامات عراقی به این بهانه که در پایان ضرب الاجل مقامات عراقی، همچنان در اشرف باقی مانده، خطاب به ساکنان اشرف می گوید:  &ldquo;&hellip; مجاهدین پیشاپیش با آمادگی کامل برای پرداخت بها پیروزی را به نام خودشان ثبت کرده و می کنند و به همین خاطر در آغاز کارزار آزادی شماره ۵ و پنجمین شلیک به بساط دشمن ضدبشری باز هم من صرف نظر از نتیجه اش آن را پیشاپیش به تک تک شما تبریک می گویم. مبارک است.&rdquo;  این تبریک و چشم اندازهای پیروزمندانه ناخودآگاه دو وضعیت مشابه یکی مقطع سی خرداد ۱۳۶۰ و دیگری شب قبل از عملیات موسوم به فروغ جاویدان را تداعی می کند. تک تک واژه ها و جنس و محتوای این جملات ها نشان می دهد رجوی به طرز آشکاری مخاطبان خود را با فرجام های مشابه آن دو سرفصل ارجاع می دهد. و البته پیشتر چنانچه تصریح دارد، این وضعیت را در تعیین راه و روی میز گذاشتن سه گزینه تسلیم به پلیس عراق، ماندگاری تا فرستادن افراد با مسئولیت سازمان به خارج کشور و گزینه سوم یعنی آمادگی و دادن امضا برای جنگ صدبرابر تعیین کرده بود. همه این نشانه ها بر این معنی دلالت و گواهی می دهد که رجوی از همان آغاز تن دادن ظاهری اش به حکمیت ملل متحد و آمریکا و &hellip; هیچ قصدی برای تخلیه قرارگاه اشرف و تن دادن به ترک خاک عراق نداشته است. برای او خارج از بازی تازه ای که آغازشده بود، دو چشم انداز و فرجام لحاظ شده بود. یکی دل بستن به فاکتورهای غیر قابل پیش بینی و اتفاقات سیاسی در داخل عراق که در نهایت منجر به ماندگاری در اشرف و عراق بشود. دیگری همان چشم اندازی که رجوی بارها با صفت عاشوراگونه آن را مورد تاکید قرار داده است. وضعیت صحنه امروز به گونه ای است که فرض اول تا حدود زیادی منتفی است. می ماند آن چشم انداز عاشوراگونه ای که نشانه های آن را می توان در رویکرد تحریف آمیز به اظهارات مقام عراقی مشاهده کرد. با این حساب ظاهراً رجوی همه هم و غم خود را برای رویارویی خشونت آمیز متمرکز کرده است. به علاوه اینکه تلاش می شود با به راه انداختن یک جنگ روانی و البته با ماهیتی تحریک کننده مقامات عراقی را ناگزیر به استفاده از خشونت کند. این رویکرد نیز مسبوق به سابقه است. رجوی در فاز سیاسی اش، با همین شگرد و ترفند به رویارویی روانی و در نهایت نهایی با جمهوری اسلامی رفت. صحنه روزها و ماه های پیش از خرداد ۱۳۶۰ به نوعی در حال تکرار است. رجوی به باور خود دارد به دل تضادها می زند تا راه باز کند. دارد مثل سال ۶۰ قربانی می گیرد تا بتواند به اتکای دریای خونی که همواره کلید برون رفت او از بن بست های سیاسی و استراتژیک بوده، این بار نیز در مدار بالاتری یا موفق به تحمیل اراده خود بر جامعه بین الملل شود و یا باز با چشم انداز عاشوراگونه اش هزاران قربانی بگیرد. اگر انتخاب پیشتر رجوی در خصوص دو راه حل مردن سیاسی در بیرون اشرف و مردن فیزیکی در قرارگاه اشرف را چنانچه ارجح او مردن فیزیکی در داخل اشرف و دفن شدن در آن بوده، محور ارزیابی های آینده قرار دهیم، در این صورت نشانه ها و تعیین راه سرنوشتی که رجوی در پیام های اخیر و همچنین رویکرد تحریف آمیزش به انعکاس اظهارات مقامات عراقی مورد تاکید قرار داده، کاملا قابل فهم و حتی قابل پیش بینی می کند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/12911">نشانه شناسی تعیین راه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12911/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وقتی رجوی دیگران را به باج گیری متهم می کند؟!!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12903</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12903?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 03 Aug 2012 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2012/08/04/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%ac-%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%aa%d9%87%d9%85-%d9%85%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>... باجگیر واقعی کسی است که پس از سه دهه حضور غاصبانه و مشارکت در سرکوب مردم عراق و حیف و میل منافع آنها نه تنها حاضر به پس دادن خاک غصب شده آن مردم نیست، که با دستاویز قرار دادن جان هزاران نفر و تهدید به کشتن دادن آنها در حال باج گیری از زمین و زمان است. باج گیر واقعی کسی است که به هیچ پرنسیب و قاعده بین المللی تن نمی دهد، تا آنجا که می تواند از آن استفاده ابزاری می کند و در نهایت با کمترین زاویه با منافع اش از حربه باج گیری برای اعمال و پیش بردن اهداف خود استفاده می کند. پیام های اخیر رجوی و حداقل در چند ماه اخیر تمامی محتوا و ماهیتی تهدید کننده و در واقعیت امر به حسب مطالبات و روش های تحقق آن چیزی در همسویی با ماهیت باج گیری معنا نمی دهد..</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/12903">وقتی رجوی دیگران را به باج گیری متهم می کند؟!!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مدتی&nbsp; سازمان واژه جدیدی به نام باج گیری ابداع و آن را وارد ادبیات فرقه ای خود نموده است. این واژه بیشترین مورد استعمال اش در رابطه با شرط تخلیه کامل اشرف برای بیرون آوردن نام سازمان از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا است. هر چند وزارت خارجه آمریکا بارها تاکید کرده حتی با فرض تخلیه اشرف تلقی خروج قطعی مجاهدین از لیست تروریستی ساده انگارانه است، اما ظاهراً همین اشاره و بدون شنیدن توضیحات و تبصره های آن از جمله توضیح امریکا مبنی بر اینکه شرط گذاری او برای اثبات ادعاهای سازمان در خصوص عبور از مواضع تروریستی، اما بدون لحاظ این فاکتورها نفس آن پیشنهاد برای مجاهدین کافی بوده و هست تا آنجا که می توانند از این شرط وزارت خارجه گزکی برای ارتزاق تبلیغاتی و انتفاع سیاسی و رسانه ای بسازند.  پیش از هر چیز ذکر این نکته حائز اهمیت است که سازمان در حالی دیگران را به باج گیری متهم می کند که به شهادت سبقه و پیشینه خود چه در فاز سیاسی و نظامی و چه در زمان حضور در فرانسه و چه حالا که هزاران نفر را به عنوان گروگان وجه مصالحه اهداف کینه توزانه خود قرار داده، همواره از باجگیری به مثابه یک شیوه و استراتژی استفاده و نان اش را خورده است. می شود برای هر یک از این ادعاها به انواع باج گیری هایی که سازمان انجام داده، اشاره کرده، اما به اختصار در اینجا فقط به یک مورد باج گیری ابداعی &ndash; فرقه ای در مقطع دستگیری مریم عضدانلو در ژوئن ۲۰۰۳ اشاره کرد. زمانی که مریم رجوی به دهها اتهام ریز و درشت دستگیر و سازمان با به راه انداختن اقدام انتحاری و خودسوزی های فرقه ای به مثابه وجهی خشونت آمیز از باج گیری مقامات قضایی فرانسه را ناچار به عقب نشینی و آزادی موقت مریم رجوی کرد. برای کسانی که ماهیت باج گیری را سوای آن جنبه های لمپنی و لات بازی های متدوال و ابتدایی می شناسند، بدیهی است فرمان تشکیلاتی مسعود رجوی به خودسوزی های ژوئن وجهی از باج گیری در دنیای مدرن بود که اتفاقاً توانست در ظاهر امر انتفاع دلخواه از آن نیز ببرد. و جالب اینکه همین خانم رجوی چند سال پیشتر از آن نیز و زمانی که عده ای از اعضای سازمان به اتهام جرائم و تخلفات توسط دولت فرانسه به گابن تبعید شده بودند، دقیقاً از همین حربه باج گیری و تهدید به خودسوزی استفاده کرد و در آن زمان هم تیر باج گیری او به هدف نشست.  حالا شگفتی این جا است سازمانی که در طول حیات خود مدام در حال باج گیری بوده حالا طرف حساب های بین المللی خود و از جمله آمریکا را متهم به باج گیری می کند.  اما اینکه مجاهدین بر چه مبنا و انگیزه ای آمریکا را متهم به باج گیری که در اصل همانا باج خواهی است نموده، داستانش جالب و شنیدنی است.  از زمانی که خانم کلینتون شرط خروج سازمان از لیست تروریستی را تخلیه اشرف قرار داده و پس از اینکه رجوی بر اساس طراحی مرحله به مرحله برای دور زدن تفاهم نامه ۲۵ دسامبر که بر انتقال کامل ساکنان اشرف و تخلیه آن تاکید دارد، شروع به بهانه گیری و نق زدن نموده، واژه ابداعی رجوی نیز ترجیع بند موضع گیری ها و بیانیه نویسی ها و اظهارات حامیان ریز و درشت او شده است. از وقتی رجوی خروج سازمان از لیست تروریستی را نه بر اساس وعده وزارت خارجه که با مبنای رای دادگاه ایالتی واشنگتن قطعی و مسلم فرض نموده، مدام در مواجه با یادآوری آمریکا در خصوص تخلیه اشرف به عنوان شرط خارج شدن از لیست تروریستی و به عنوان وجه سلبی از کنار گذاشتن از روش های تروریستی، یادآوری و هشدارهای مقامات امریکایی در این خصوص را به نوعی باج گیری تلقی نموده و امریکا را به این دلیل که تخلیه اشرف را شرط خروج از لیست قلمداد کرده به باج گیری از مجاهدین متهم می نماید. در حالی که در ماهیت امر قضیه کاملا بر عکس چنین ادعایی است. به یک معنی می توان ادعا کرد شرط وزارت خارجه امریکا برای بیرون آوردن مجاهدین از لیست از آنجا ناشی می شود که امریکایی ها به خوبی دریافته اند برای انجام مهمی مثل تخلیه اشرف و با آن حساسیت های ویژه ای که رجوی روی اشرف داشته و دارد، و از جهتی رای قبول ادعاهای سازمان مبنی بر کنار گذاشتن روش های تروریستی و خشونت آمیز، به هر حال بایستی قدمی عملی در تغییر رفتار مجاهدین شاهد باشد. ضمن اینکه آمریکا با طرح چنین پیشنهادی در واقع پیشاپیش هم حسن نیت خود و هم مشوق لازم را برای به سر عقل آمدن رجوی ارائه کرده است.  واژه ای (مشوق) که در عرف و مناسبات سیاسی معنی و مترادف همان باج دادن است که از سوی امریکا به مجاهدین وعده اش داده شده است. و اگر قرار باشد معادله را از آن طرف نگاه کنیم در واقع امتناع رجوی از جابجایی و تخلیه اشرف از یک سو و همزمان تهدید جامعه جهانی و امریکا به استفاده از بمب های دست ساز و تربیت شده اش که به زعم او هزاربار از پروژه هسته ای ایران خطرناک تر است، همان شق باج گیری لمپنانه ای است که هم چون خودسوزی های ژوئن بر همسویی شکلی و محتوایی باج گیری مدرن از سوی رجوی تاکید دارد.  با این اوصاف می توان تاکید کرد باجگیر واقعی کسی است که پس از سه دهه حضور غاصبانه و مشارکت در سرکوب مردم عراق و حیف و میل منافع آنها نه تنها حاضر به پس دادن خاک غصب شده آن مردم نیست، که با دستاویز قرار دادن جان هزاران نفر و تهدید به کشتن دادن آنها در حال باج گیری از زمین و زمان است. باج گیر واقعی کسی است که به هیچ پرنسیب و قاعده بین المللی تن نمی دهد، تا آنجا که می تواند از آن استفاده ابزاری می کند و در نهایت با کمترین زاویه با منافع اش از حربه باج گیری برای اعمال و پیش بردن اهداف خود استفاده می کند. پیام های اخیر رجوی و حداقل در چند ماه اخیر تمامی محتوا و ماهیتی تهدید کننده و در واقعیت امر به حسب مطالبات و روش های تحقق آن چیزی در همسویی با ماهیت باج گیری معنا نمی دهد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/12903">وقتی رجوی دیگران را به باج گیری متهم می کند؟!!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12903/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چند نکته درباره پیام ۱۲ اردیبهشت رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12498</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12498?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 11 May 2012 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اخراج مجاهدین از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فرا فکنی های مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2012/05/12/%da%86%d9%86%d8%af-%d9%86%da%a9%d8%aa%d9%87-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%db%b1%db%b2-%d8%a7%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اینکه رجوی به اذعان و اعتراف خودش از تمامی اهرم ها و قابلیت های موجود بین المللی از جمله سازمان ملل، نهادهای حقوق بشری، کمیساریای عالی پناهندگان، صلیب سرخ جهانی و … و حتی نقش و جایگاه آمریکا در این میان به صورت کاملا ابزاری و تا آنجا که هدف های او را همسویی و دنبال کند، استفاده نموده و هر کجا هم که زاویه ای ایجاد شد به قول خودش از آنها عبور می کند و می رود دنبال روش های فرقه ای از جمله آنچه در جریان ۱۷ ژوئن سال ۲۰۰۳ در فرانسه و دهها مورد دیگر انجام داد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/12498">چند نکته درباره پیام ۱۲ اردیبهشت رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حرف های رجوی در ۱۲ اردیبهشت که از تلویزیون سازمان پخش شد، صرفنظر از ضرورتی که در این شرایط و مشخصا برای سر هم آوردن اوضاع متزلزل و نابسامان روحی و روانی اعضای سازمان داشت حاوی نکاتی است که سوای جدی تلقی کردن و نکردن برخی آنها از جمله تهدیدات بالقوه سازمان ملل و &hellip; به اجمال به آنها اشاره می شود.  ۱- اینکه رجوی به اذعان و اعتراف خودش از تمامی اهرم ها و قابلیت های موجود بین المللی از جمله سازمان ملل، نهادهای حقوق بشری، کمیساریای عالی پناهندگان، صلیب سرخ جهانی و &hellip; و حتی نقش و جایگاه آمریکا در این میان به صورت کاملا ابزاری و تا آنجا که هدف های او را همسویی و دنبال کند، استفاده نموده و هر کجا هم که زاویه ای ایجاد شد به قول خودش از آنها عبور می کند و می رود دنبال روش های فرقه ای از جمله آنچه در جریان ۱۷ ژوئن سال ۲۰۰۳ در فرانسه و دهها مورد دیگر انجام داد. رجوی این رویکرد را به اذعان خودش تحت عنوان عدالت و قانون قطره ای تئوریزه کرد و آشکار گفت که از اساس همچون گذشته به موجودیت و موضوعیت چنین نهادهایی در دنیا اعتقاد ندارد.  ۲- برای رجوی اینکه چند روزی تاریخ ضرب الاجل پایان آوریل دولت عراق جهت تخلیه کامل اشرف به تعویق بیفتد، خیلی حائز اهمیت است. چنانچه این بار نیز این تأخیر اجتناب ناپذیر چند روز و چند هفته را مستقیما گذاشت پای یک پیروزی بزرگ دیگر و آن را به مابقی کسانی که هنوز در اشرف هستند تبریک گفت. ماهیت فریبکارانه این شور و شعف وقتی روشن می شود که وی در همین پیام اساسا حرف از اشرفی نشان شدن اعضای سازمان می زند. به این معنی که بحث اشرف تمام شده است و آنگونه که از حرف های او می توان استنباط کرد او از این پس دیگر نیازی به واقعیت وجودی از دست رفته جایی به نام اشرف ندارد، چرا که از این پس هر کدام از اعضای او حقیقت اشرف را با خود حمل خواهند کرد. تأکید رجوی بر این جمله که من یک اشرفی هستم بر چنین مهمی دلالت دارد. حال سؤال اینجا است اگر فی الواقع رجوی به چنین درکی و انتقال آن به اعضای خود رسیده، دلیل این همه شور و شعف برای ماندن چند روز بیشتر در اشرف چیست؟  ۳- ظاهرا شکست تازه رجوی برای او آنقدر حائز اهمیت و دارای تأثیر درونی بوده که خود را ملزم به تئوریزه و توجیه قدم به قدم جابجایی و تخلیه نماید. و در هربار حضورش برای قوت بخشیدن و تعمیق این توجیهات، بیش از هر چیز روی فیل تازه بالا رفتن مدار مبارزه در سطح بین المللی مانور بدهد. دخیل بستن او به کمیساریای عالی پناهندگان و سازمان ملل و آمریکا و &hellip; هر چند توانسته باشد برای مدتی کوتاه تخلیه کامل اشرف و اخراج نهایی از عراق را به تعویق بیندازد، اما با این همه رجوی در ماهیت امر دریافته که این سازوکارها در نهایت نه تنها دردی از او درمان نخواهد کرد، که به ضد خودش تبدیل خواهند شد. به همین دلیل هم از حالا با گرا دادن فرآیند این تعاملات را نشانه روی و نشانه گذاری می کند. اینکه رجوی در پیام ۱۲ اردیبهشت می گوید مسئله اینها عدالت واقعی نیست و عدالت شان قطره ای است که اگر واقعی بود دادگاه انگلیس می بایست یقه جک استراو را بگیرد و او را به عنوان جانی علیه بشریت مثل نازی ها محاکمه کند، دقیقا بر چنین رویکرد فریبکارانه و فرجام آن تأکید دارد. رجوی با این نشانه گذاری ها از یک سو می خواهد سقف انتظارات خود را از اهرم های مورد اشاره بین المللی نشان بدهد، و از سوی دیگر پیشایش بر درگیری با آنها اذعان داشته باشد.  ۴- آنچه مسلم اینکه در حال حاضر و سوای ضرورت توجیه و ماست مالی وضعیت موجود از سوی رجوی، بحث انطباق سازی اعضای باقیمانده با شرایط حاکم بر مکان ترانزیت نیز بسیار حائز اهمیت است. اما طنز قضیه این است که رجوی از یک سو ادعا می کند افراد او بالفعل یک موشک در حال پرتاب هستند و باید از آنها به عنوان یک تهدید جدی تحت عنوان من یک اشرفی هستم، هراس داشت. اما همزمان وقتی قرار است نق بزند و مرتب بیانیه صادر کند، روی کمبودها و بعد هم تهدید مار و افعی و &hellip; در ترانزیت مانور بدهد تا آنجا که اینگونه القا کند افراد او در اشرف در ناز و نعمت بوده اند و حالا توان تحمل شرایط ترانزیت را ندارند و بخاطر همین هم یکی یکی می افتند مریض می شوند. یا آنگونه که مریم ادعا می کند این شرایط حتی می تواند و توانسته به مرگ افراد او منتهی شود. ظاهرا در این شرایط تضاد بین واقعیت وجودی افراد رجوی با حقیقت آرمانی که او می خواهد آنقدر زیاد شده که او ناخواسته به ورطه تناقض گویی و بیرونی کردن این تضادها میل می کند.  ۵- بحث انطباق پذیری برای رجوی از آنجا حائز اهمیت است که او در این مدت حداقلی توانسته تأثیر شکاف های حاصله از برداشته شدن نسبی محاق تشکیلاتی روی افرادش را بوضوح در ریزش هایی که در ترانزیت اتفاق می افتد و همچنین سمت و سوی روحی و روانی موجود افرادش در آنجا بخوبی درک و لمس کند. اصرار رجوی بر القای اینکه ترانزیت همان اوین است و ابداع شعار فتح اوین شبه اوین، بر این تضادها و بروز غیر قابل کنترل آن در ترانزیت تأکید دارد. رجوی با اضافه کردن پسوند اوین به ترانزیت این هدف را دنبال می کند تا به زعم خودش روحیه مقاومت و ایستادگی افرادش در اوین را زنده کند و به اصطلاح با این انطباق سازی مکانی از بروز جدی چالش ها و تضادهای فردی جلوگیری کند. رجوی فعلا مشغول دو نوع انطباق سازی است. یکی انطباق سازی ذهنی افرادش نسبت به شکست استراتژی حفظ و بقای اشرف که از طریق مرور پرونده افتضاحات سی و اندی سال گذشته اش و تبدیل آنها به فتوحات بزرگ دنبال می کند. و یکی انطباق سازی مکانی نسبت به شرایط ترانزیت و تبدیل آن به اوین تا بلکه بتواند از ریزش نیروهای اش در ترانزیت که حاصل بیرون زدن تضادهای حاصله از وضعیت موجود است، جلوگیری کند. ابداع واژه و ترکیباتی همچون بر هم زدن تعادل صنفی، تعادل اشرفی، من یک اشرفی هستم، و &hellip; به دایره واژگانی رجوی در راستای ضرورت های همین انطباق سازی توأمان قابل ارزیابی است.  ۶- رجوی همیشه روی حفظ و بقای سازمان ولو به شکل کاملا نباتی به خودش خیلی بالیده و می بالد. به زعم او همین که توانسته بالشخصه چیزی به نام سازمان مجاهدین خلق را در طی دهه های گذشته با هر ماهیت و کارکردی حفظ کند، کار شاقی کرده و از این بابت چنانچه بارها و بارها از اعضا خواسته باید بابت نعمت وجودی او شاکر باشند. اهمیت موضوع برای رجوی به اندازه ای هست که بیش از نیمی از پیام اخیرش را به القا و تئوریزه و توجیه کردن این مهم بپردازد. اما با این حال او با تأکید بر اینکه در تمام این دوران از سوی اعضا به سمت جلو هل داده شده، از همین موجودیت نباتی و تا زمانی که بتواند با آن خود را بر باقیمانده سازمان تحمیل کند، دفاع خواهد کرد. آن منتی هم که رجوی بابت این حیات نباتی بر سر افراد می گذارد، از این جهت است که در روزهای مبادا مثل بعد از شکست عملیات فروغ به آنها بگوید دلیل شکست فروغ را بجای اشتباهات و انحرافات من در ابتلائات و وابستگی های خودتان جستجو کنید. اینکه رجوی مدام در هر پیام و بخصوص در این آخری روی شکست اضدادش برای نابود کردن کل سازمان و همین ماندگاری تأکید دارد، از این جهت است. او سهم واقعی خودش در این بقای نباتی را با اشاره به درس های تبیین جهان به عنوان دستاوردی کاملا شخصی یادآور و مورد تأکید قرار می دهد. چنانچه در ادامه یادآوری می کند یک نشانه گذاری توأمان ایدئولوژیکی، سیاسی و حالا هم تشکیلاتی که این روزها اضافه شده است. در یک کلام رجوی با تأکید مکرر روی اینکه؛ در تمام این سالها شما (به معنی تشکیلات، اعضا و افراد) به من گفتید بتاز &hellip; بتاز &hellip; من تاختم که اگر شما نمی گفتید من قدمی پیش نمی گذاشتم، آشکارا مسئولیت تمامی شکست ها و افتضاحات و عملکرد خفت بار و خائنانه گذشته را به گردن اعضا می اندازد. هم چنانچه بعد از شکست سی خرداد نیز به شکل رندانه ای با طرح این ادعا که از سوی بدنه تشکیلاتی زیر فشار بوده، دست به سلاح برده، کل مسئولیت ورود به سی خرداد را به گردن هواداران و بدنه تشکیلاتی اش انداخت. اما حقیقت این است که رجوی تا زمانی که بتواند از این افتضاحات، فتوحات بزرگ بسازد، کماکان افتخار همه این فتحوات مجازی مرهون رهبری بی بدیل ایشان خواهد بود، در غیر این صورت این بدنه تشکیلاتی است که باید مسئولیت افتضاحات رجوی را به عهده بگیرد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/12498">چند نکته درباره پیام ۱۲ اردیبهشت رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12498/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جابجایی و بروز تناقضات و تضادهای درونی سازمان مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12092</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12092?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 Feb 2012 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اضمحلال فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[فرا فکنی های مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2012/02/27/%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%ac%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%82%d8%b6%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%b6%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>معلوم نیست که از کی رهبری سازمان برای آزادی اینقدر منزلت و ارزش قائل شده است. مگر همین آقای رجوی بارها و بارها آزادی را معادل سرکشی و عصیان تشکیلاتی تعبیر نکردند. مگر همین رجوی با تبیین و تئوریزه کردن محاط تشکیلاتی عملا و علنا به مقابله و جنگ با آزادی های ادعایی نرفت و آن را مهلک تر از سم برای تشکیلات اش معرفی نکرد؟ اینها البته بحث های قدیمی و تکراری است که چندان طرح آنها ضرورتی ندارد. و اصلا یادآوری این تناقضات هم برای کسانی که خود بهتر از هرکس بر چند و چون این اعتراضات و بیانیه نوشتن ها اشراف و اذعان دارند، اثر و فایده ای ندارد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/12092">جابجایی و بروز تناقضات و تضادهای درونی سازمان مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با ورود اولین گروه ساکنان اشرف به محل اسکان موقت و علی القاعده واکنش های اعتراضی قابل پیش بینی از سوی سازمان که محورشان زمینه سازی برای امتناع از ادامه جابجایی و بروز تنش ها و درگیری های قابل پیش بینی است، رفته رفته اعتراضات موردی سازمان و حامیان آنها به وضعیت اسکان در ترانزیت و کمبودها و محدودیت های حاکم بر آنجا بیش از هر چیز بر تناقضات و فریبکاری سازمان دلالت و صحه می گذارد. این اعتراض ها بیش از هر چیز نسبت به مسائلی است که تا پیش از این نه تنها برای سازمان موضوعیت نداشته که تاروپود مناسبات درونی سازمان بر همین محدودیت ها بنا و استوار بوده است. شورای ملی مقاومت اخیرا در اعتراض به وضعیت محل اسکان موقت به نکاتی به عنوان مصادیق غیر استاندارد بودن و یا به قول خودشان زندان بودن آن اشاره می کند که حداقل برای کسانی که از ماهیت مناسبات سازمان در اشرف و حتی در پایگاه های سازمان در غرب واقف هستند، توأمان باعث خنده و تعجب می شود. به عنوان مثال در بخشی از بیانیه شورای ملی مقاوت آمده است:  &rdquo; گسترش نیروهای پلیس در داخل محل اسکان به صورتی است که زندگی شخصی افراد به طور مستمر در معرض دید و کنترل قرار دارد و در عمل هیچ حیطه اختصاصی برای ساکنان به&zwnj; رسمیت شناخته نشده است.&rdquo;  همچنین در بخش دیگری از بیانیه آمده است:  &rdquo; علاوه بر این دوربینها هیچ امکانی برای زندگی خصوصی باقی نمی گذارند. این امر بویژه برای زنان مسلمان فوق العاده آزار دهنده است و شکنجه روانی به حساب می آید.&rdquo;  از همه جالب تر در ماده ۴ بیانیه اینچنین آمده است:  &ldquo;در نقاط مختلف کمپ دوربینهای قوی کار گذاشته شده است تا همه رفت و آمدهای داخل محل را کنترل کنند. تنها در ضلع غربی بخش یک ترانزیت، ۷ دوربین کار گذاشته شده است. بدون تردید خروجی این دوربینها از سوی دولت عراق در اختیار فاشیسم دینی حاکم بر ایران نیز قرار می&zwnj;گیرد که منشأ خطرات امنیتی زیادی برای ساکنان و خانواده های آنها محسوب می&zwnj;شود.&rdquo;  البته از این موارد و اشکالات ملانقطه ای در بیانیه بسیار دیده می شود. اما عجالتا به همین یکی دو مورد برای نشان دادن آن تناقضات کفایت می کنیم. تا ببینیم که مشکل سازمان با ماهیت محدودیت های ادعایی است یا با جهت گیری و عاملین آنها.  در بخش اول سازمان ظاهرا از این می نالد که افراد به دلیل نظارت دوربین های مستقر، حیطه شخصی از آنها سلب شده و مدام زیر دید دوربین ها هستند. و آنگونه که ادعا شده دولت عراق حق داشتن زندگی شخصی را به رسمیت نشناخته است. واقعا اگر کسی از حال و روز درونی سازمان خبر نداشته باشد اینگونه تصور می کند که اینها چه اندازه نسبت به حقوق فردی و حیطه های شخصی انسان، ارزش و منزلت قائل هستند که از نصب فرضی چند دوربین که احتمالا بخاطر بالا بردن ضریب امنیتی خود آنها نصب شده تا این اندازه از خود بی خود شده اند. انگار نه انگار که همین آدم های مدعی، خود در قرارگاه اشرف عاملین و آمرین کنترل تمام وقت فیزیکی و ذهنی و حتی خواب و رؤیاهای این افراد بوده اند. انگار نه انگار که این افراد در اشرف حتی اجازه تردد ساده برای هواخوری در محوطه اشرف را نیز نداشته و مدام زیر مونیتورینگ آشکار و پنهان تشکیلات و عناصر اطلاعاتی سازمان بوده اند. شاید بد نباشد به این شورا نشینان ملی مقاومت یادآور شویم که چندان نگران این اوضاع نباشند که اگر به فرض ادعای شما چنین وضعیتی واقعا هم اعمال شود، نه تنها باعث آزردگی و نگرانی این افراد نیست که اتفاقا در غیر این وضعیت یعنی داشتن حیطه های شخصی و آزادی عمل مورد نظر شما، در آن صورت می شد پذیرفت که این افراد بر اساس یک عادت دیرینه تشکیلاتی اصلا نتوانند چنان فضا و امکانی را تجربه و درک کنند. و لاجرم می شد حدس زد که باعث واکنش و اعتراض آنها بشود. انگار نه انگار که این ۳۴۰۰ انسانی که حالا و پس از بیست و اندی سال امکان خروج از اشرف را پیدا کرده اند هنوز حتی آزادانه و اختیاری و حتی برای یکبار فضای بدون کنترل و نظارت و مونیتورینگ را تجربه نکرده اند و اصلا نمی توانند ذات و جنس چنین فضایی را تجربه کنند. چه برسد به اینکه نسبت به فضای مورد ادعای بیانیه، اعتراض داشته باشند.  اما نکته جالب تر ماده ۴ بیانیه است که به حضور همین دوربین ها به عنوان عاملی برای تهدید امنیتی اعضا و خانواده های آنها اشاره می کند. همان خانواده هایی که بیش از دو سال است در پشت قرارگاه اشرف تنها درخواست شان یک ملاقات بدون نظارت و کنترل از سوی سازمان و نیروهای اطلاعاتی است و تا حالا نه تنها پاسخی نگرفته که بطور مرتب در معرض اتهام و فحاشی و ضرب و شتم فریب خوردگان رجوی بوده اند. اینکه چطور سازمان در این هیروبیری ناگهان یاد تأمین امنیت خانواده ها افتاده، از آن جنس ادعاهایی است که مشابه اش را می توان در موضوع تأمین حیطه زندگی شخصی و آزادی های فردی برای ساکنان اشرف ردیابی و جستجو کرد. در بخش دیگر بیانیه ادعا می شود که:  &rdquo; یک ایستگاه پلیس در درب شمالی و یک ایستگاه دیگر در درب جنوبی و یک ایستگاه در قسمت شمال شرقی ترانزیت قرار دارد که در هر یک از آنها ۵ نیروی مسلح عراقی قرار دارد. علاوه بر این در مسیر غذاخوری نیز یک نقطه کنترلی با ۳پلیس مسلح وجود دارد.&rdquo;  اگر چنین ادعایی درست باشد، سازمان می تواند از این فرصت و توفیق اجباری نهایت استفاده را برای اثبات این ادعا ببرد که ماندن افراد در سازمان یک انتخاب آگاهانه و اختیاری بوده و عامل زور و تهدید و تطمیع و &hellip; در آن نقش نداشته است.  در پایان بیانیه شورای ملی مقاومت آمده:  &rdquo; مقاومت ایران از دبیرکل ملل متحد، وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا، سفیر جیمز جفری و سفیر دانیل فرید می خواهد نسبت به این اقدامهای شرم آور دولت عراق و تبدیل ترانزیت(محل گذر موقت) به زندان و کنترل ساکنان اشرف سکوت نکنند و خواستار خروج کامل نیروهای پلیس از آن و استقرار آنها در بیرون دیوارهای آن بشوند.&rdquo;  ظاهرا بیانیه نویسان شورایی فراموش کرده اند که اولا برای فریب خوردگان رجوی، اشرف و ترانزیت هر دو ماهیتا یک زندان واحد هستند. ثانیا اگر تمهیداتی از نوع مورد اشاره در ترانزیت اعمال می شود، دقیقا در راستای تبدیل و تعدیل زندان های پیش ساخته ذهنی و فیزیکی رجوی به فرصت و امکانی برای دستیابی به مفهوم واقعی آزادی است. ثالثا معلوم نیست که از کی رهبری سازمان برای آزادی اینقدر منزلت و ارزش قائل شده است. مگر همین آقای رجوی بارها و بارها آزادی را معادل سرکشی و عصیان تشکیلاتی تعبیر نکردند. مگر همین رجوی با تبیین و تئوریزه کردن محاط تشکیلاتی عملا و علنا به مقابله و جنگ با آزادی های ادعایی نرفت و آن را مهلک تر از سم برای تشکیلات اش معرفی نکرد؟ اینها البته بحث های قدیمی و تکراری است که چندان طرح آنها ضرورتی ندارد. و اصلا یادآوری این تناقضات هم برای کسانی که خود بهتر از هرکس بر چند و چون این اعتراضات و بیانیه نوشتن ها اشراف و اذعان دارند، اثر و فایده ای ندارد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/12092">جابجایی و بروز تناقضات و تضادهای درونی سازمان مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12092/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سازمان مجاهدین و نقش بی بدیل او در اتفاقات داخلی؟!!!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10379</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10379?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 26 Feb 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/02/27/%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%88-%d9%86%d9%82%d8%b4-%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d8%af%db%8c%d9%84-%d8%a7%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%82/</guid>

					<description><![CDATA[<p>رجوی و سازمان و تشکیلات او حتی در مقایسه با رسانه های خارجی از جمله بی.بی.سی. و صدای آمریکا و سایر رسانه های فارسی زبان و علیرغم گذشت سه دهه موج سواری و به ریش این و آن آویزان شدن و دخیل بستن به هر امکانی اما در ایجاد تحرک و انگیزه حتی به شکل ماجراجویانه بسیار عقب مانده و ابتر و به زبان ساده فاقد مشروعیت حتی برای آن کمیتی هستند که با انگیزه و مطالبه و خواست و حتی با محرک های ماجراجویی و تخلیه روانی به سطح خیابان ها آمده اند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10379">سازمان مجاهدین و نقش بی بدیل او در اتفاقات داخلی؟!!!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اتفاق 25 بهمن در ادامه وقایع یک سال و نیم اخیر بار دیگر داستان موج سواری رجوی را در شکل و شمائل تازه تری تداعی کرد. آنچه در این رابطه (صرفنظر از هر گونه داوری درباره آن) حائز اهمیت است، نقش و جایگاه بی بدیل!!! سازمان در این قضایا است. نقشی که فی النفسه بیش از دلالت بر پویایی و تأثیرگذاری، حکایت از عجز و انزوا و بی پشتوانگی و در یک کلام مهجوریت حقیقی سازمان نه در میان توده های مردم که در میان گروهی دارد که ظاهراً با کمترین تلنگر و تحرک و انگیزش مجازی و در کمیتی آنگونه که ملاحظه شد به سطح خیابان ها می آیند، اما علیرغم این آمادگی کمترین تأثیر پذیری و نشانی از سازمان مدعی آلترناتیوی با خود همراه ندارند.  به گمانم برای روشن شدن و فهم بهتر موضوع باید کمی به عقب برگردیم و اتفاق 25 بهمن را از زاویه متفاوت تری نسبت به آنچه تحلیل شده نگاه کنیم. واقعیت این است که بیشترین تمرکز رسانه های شنیداری، نوشتاری، گفتاری و مجازی خارجی در روزهای منتهی به 25 بهمن طبق یک اجماع نانوشته کشاندن و گسیل دادن آن بخش از افرادی بود که به دلایل و انگیزه های شخصی یا سیاسی یا حتی ماجراجویانه و بعضاً کنجکاوانه پتانسیل مضاعفی برای حضور در خیابان ها داشتند. جدای از کمیت این افراد که چندان هم در این بحث محل از اعراب ندارد و ربطی با اصل بحث ما پیدا نمی کند، و صرفنظر از هر گونه داوری درباره ماهیت و محتوا و انگیزه های بیرونی این اقدام، اما حائز اینکه بفهمیم حضور این افراد در خیابان ها و با هر انگیزه ای از چه کانال و مجرایی صورت گرفته است. بدانیم این تعداد با چه محرک های داخلی و خارجی به خیابان ها آمدند. و آیا می توان آنگونه که رجوی ادعا می کند، پیام اوایل بهمن ماه او را به مثابه موتور محرک و انگیزه چنین اتفاقی جدی تعبیر و تلقی کرد. و اگر غیر این است که هست، پس این اتفاق با چه مکانیزم هایی صورت گرفت.  پیشتر و برای رد این ادعا که اساساً سازمان مجاهدین در برانگیخته شدن این حضور حداقلی، بیشتر ماجراجویانه هیچ نقشی نداشته باید تأکید کرد، رجوی تا این زمان و در هر سال از این سه دهه حداقل چندین فراخوان و پیش خوان و پس خوان برانگیزاننده در جهت برپایی اجتماعات اعتراضی انتشار داده که به حسب شواهد و اسناد از هیچ کدام آنها طرفی نبسته است. که اگر می بست اوضاع و شرایط فعلی می توانست به بیشترین انتفاع متقابل از رسانه های مورد اشاره منجر و منتهی بشود که نه تنها نشده که اتفاقاً با بی مهری مضاعف نیز روبرو است. تا جایی که اعتراض و فحاشی سازمان و رجوی ها را نسبت به این بی اعتنایی ها در قالب رکیک ترین فحش ها باعث شده است. پس در چنین وضعیتی که سازمان و رجوی دارند، باید محرک و مکانیزم حوادث 25 بهمن را در جای دیگری جستجو کرد. به یک معنی باید برویم سراغ محرک های عینی تر و ملموس تر که علیرغم یدک داشتن تابلو بیگانه، اما از جهات بسیاری و در مقایسه با رجوی ها توانسته اند، رگ خواب آن اقلیت را پیدا کنند.  در یک کلام می خواهم تأکید کنم رجوی و سازمان و تشکیلات او حتی در مقایسه با رسانه های خارجی از جمله بی.بی.سی. و صدای آمریکا و سایر رسانه های فارسی زبان و علیرغم گذشت سه دهه موج سواری و به ریش این و آن آویزان شدن و دخیل بستن به هر امکانی اما در ایجاد تحرک و انگیزه حتی به شکل ماجراجویانه بسیار عقب مانده و ابتر و به زبان ساده فاقد مشروعیت حتی برای آن کمیتی هستند که با انگیزه و مطالبه و خواست و حتی با محرک های ماجراجویی و تخلیه روانی به سطح خیابان ها آمده اند. می شود این ابتر بودن را از چند زاویه نگاه کرد. اول اینکه سازمان در ایران نه موجودیت و نه موضوعیت دارد. به این معنی که نسل فعلی از پایه و اساس هیچ شناختی از مجاهدین ندارد. این پرت افتادگی و بحران موجودیت سازمان پیشتر به این امر بر می گردد که سازمان از زمان خروج از کشور از بنیان روی مردم و توده ها حساب استراتژیک باز نکرد. به زعم رجوی مردم نمی توانستند در استراتژی متکی به عنصر خارجی سازمان نقشی ایفا کنند. دلیل دیگر آنکه سازمان از اساس موضوعیتی برای توده های مردم قائل نبود. برای سازمان طبقه پیشتاز ادعایی اش کافی بود. به همین دلیل بریدگی ناگزیر سازمان از داخل اسباب انزوای اجتناب ناپذیر آن را فراهم کرد. صورت و فرض دوم این است که اساساً سازمان علیرغم حضور ذهنی در عناصر مخالف و منتقد فاقد مشروعیت و موضوعیت است. این انزوا صرفنظر از ریشه های تاریخی به انزجار روحی و روانی کسانی بر می گردد که علیرغم آمادگی برای تأثیرپذیری مقطعی و نصف و نیمه از رسانه های مورد اشاره، اما بطور قابل تعمق و ملاحظه ای در تأثیرپذیری و دنباله روی از فراخوان های رجوی و مجاهدین بی استعداد و منفعل نشان می دهند. گذشته از تجمعات سنتی از جمله مراسم چهارشنبه سوری که هر ساله برگزار می شود و بعضاً مورد سوء استفاده قرار می گیرد، اما واقعیت امر نشان داده که رجوی هرگز نتوانسته همین کمیت مورد اشاره را مدیریت کند. در حالی که می بینیم در جریان همین 25 بهمن اخیر چند رسانه بیگانه توانستند تأثیراتی هر چند اندک اما به مراتب محسوس تر بگذارند. از این حیث می شود ادعا کرد این بار سازمان و علیرغم همه ساز وکارهای تبلیغاتی اش اما در کارزاری واقعی حتی از کسانی عقب افتاده است که به زعم رجوی برخی شان از جمله بی.بی.سی. عمله و مزدبگیر جمهوری اسلامی هستند. </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10379">سازمان مجاهدین و نقش بی بدیل او در اتفاقات داخلی؟!!!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10379/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ایران هسته ای خطرناک تر است یا تسلیح سازمان تروریستی مجاهدین؟!!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10311</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10311?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Feb 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/02/08/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%b7%d8%b1%d9%86%d8%a7%da%a9-%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%db%8c%d8%a7-%d8%aa%d8%b3%d9%84%db%8c%d8%ad-%d8%b3%d8%a7%d8%b2/</guid>

					<description><![CDATA[<p>لازم به تأکید نیست که گزاره های مورد تأکید مجاهدین از جمله اعمال قدرت رهبری و حکومت آگاهترین به مسائل و احوالات اجتماعی و سوق دادن جامعه و... که در چهل و اندی سال پیش در زمره اولین آموزه های تشکیلاتی تدوین و تعمیق می شده، دلالت بر چه مؤلفه های سیاسی و ایدئولوژیکی دارد. لازم به تذکر مجدد نمی باشد که در این سالهای طولانی مورد نظر تام ریچ، آمریکا تا چه اندازه تاوان این آموزه ها و آموزشها را پرداخته و در این راستا چه تعداد انسان بی گناه قربانی توهمات و باورهای جزمی مجاهدین شده اند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10311">ایران هسته ای خطرناک تر است یا تسلیح سازمان تروریستی مجاهدین؟!!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای تام ریچ وزیر سابق امنیت داخلی آمریکا اخیراً طی اظهارات ناباورانه ای با تلویزیون سی.اس.پن و آنگونه که سایت پوششی سازمان یعنی آفتابکاران نقل کرده، مدعی شده که &quot;مجاهدین یک گروه از مردان و زنان هستند که طی سالهان متمادی در راه دمکراسی برای ایران مبارزه کرده اند.&quot; آقای تام ریچ در کنار این ادعا، اظهارات دیگری هم بیان کرده که برخی شان بسیار قابل تعمق و حداقل برای دولت های پیشین آمریکا چالش برانگیز و هزینه بردار هستند. پیشتر درباره تمایل برخی سیاستمداران آمریکایی در خارج کردن مجاهدین از لیست تروریستی به عنوان ابزار و برگ برنده در حل مناقشات سیاسی و بخصوص موضوع هسته ای ایران سخن گفته ایم، این مورد را حتی بطور تلویحی بسیاری از سیاستمداران کارکشته و در حد همان دستاویز و ابزار مورد تأکید قرار داده، اما به جرأت می توان گفت هیچکدام از آنها در مقام دفاع از مجاهدین به اندازه آقای تام رایچ بی گدار به آب نزده اند.  طرح این ادعا که مجاهدین سالیان متمادی در راه دمکراسی در ایران مبارزه می کنند، از آن ادعاهایی است که با دو فرض قابل ارزیابی است. فرض اول ناآگاهی و ساده انگاری آقای تام ریچ از ماهیت ایدئولوژیکی و سیاسی، و فرقه ای مجاهدین است. فرض دوم احتساب تمارض ایشان به ناآگاهی و از سر مقتضیات سیاسی و نگاه ابزاری به مجاهدین است. هر دو فرض می تواند زمینه چالش ما با ایشان باشد. البته در این خصوص بارها و بارها به استناد فکت های متعددی از منابع سازمان تأکید شده که سازمان از اساس و بنیان با دمکراسی مورد نظر آقای تام ریچ و تمامی نظریه پردازان علوم سیاسی غرب نه تنها اختلاف نظر که اساساً بطور پایه ای و مبنایی کینه و دشمنی استراتژیک و ایدئولوژیک دارد. این نکته کلیدی بارها و بارها گفته شده، اما گمان می کنم تکرار و باز هم تکرار این مهم و هر بار از زاویه ای تازه و برای مدعیان تازه از راه رسیده ای مثل آقای تام رایچ خالی از فایده نباشد. مضاف بر اینکه در همین جا از ایشان می خواهیم تا در صورت فرض کج فهمی از این فکت ها ایشان منظور مجاهدین را آنگونه که درک می کنند برای ما نیز روشن کنند.  &quot;با پذیرش دینامیسم قرآن و درک بینادهای اعتقادی آن هرگز مجوزی برای انطباق این مکتب با سرمایه داری و یا انفصالش از امر حکومت نخواهم یافت. خصوصاً باید یادآور شویم که حکومت اسلامی هرگز مشابهتی با دمکراسی مورد تبلیغ غرب که بالتمام خرافه ای بیش نبوده و نیست، ندارد. بلکه برعکس حاوی نوعی اعمال قدرت و رهبری است که اگر بخواهیم در قالب یکی دو کلمه به آن اشاره کنیم، حکومت متقین بهترین تجسم آن است. در این قالب است که گروه صاحب تقوی که خصومت ویژه اش اهلیت (آگاهتر بودن) نسبت به احوال اجتماعی است، قدرت و رهبری جامعه را به دست می گیرد و جامعه را به جانب بنیادهای قرآن سوق می دهد.&quot;(1)  لازم به تأکید نیست که گزاره های مورد تأکید مجاهدین از جمله اعمال قدرت رهبری و حکومت آگاهترین به مسائل و احوالات اجتماعی و سوق دادن جامعه و&#8230; که در چهل و اندی سال پیش در زمره اولین آموزه های تشکیلاتی تدوین و تعمیق می شده، دلالت بر چه مؤلفه های سیاسی و ایدئولوژیکی دارد. لازم به تذکر مجدد نمی باشد که در این سالهای طولانی مورد نظر تام ریچ، آمریکا تا چه اندازه تاوان این آموزه ها و آموزشها را پرداخته و در این راستا چه تعداد انسان بی گناه قربانی توهمات و باورهای جزمی مجاهدین شده اند. مضاف بر اینکه آقای ریچ فراموش می کند ادعاهای موجود سازمان که اینک مورد حمایت و جانبداری ایشان قرار دارد، حرف کسانی است که فی المجلس در موضع مغلوب قرار دارد و با همان نگاه ابزاری که امثال ایشان به مجاهدین نگاه می کنند، آنها نیز با چنین عینک منفعت جویانه، فرصت طلبانه و پراگماتیستی به مقوله دمکراسی و همچنین آمریکا نگاه می کنند.  و الاّ مجاهدین غالب و بر مسند قدرت همان دگماتیست ها و بنیادگراهایی هستند که جز رهبری و ایدئولوژی من درآوردی هیچ قرائتی از اسلام و هیچ تنابنده ای را نه محق به حرف حق و نه حتی قائل به حیات سیاسی می دانند. آقای تام ریچ می توانند مدعی باشند این مجاهدین با آن مجاهدین تفاوت کرده اند. به گمانم فکت زیر که از برنامه شورای ملی مقاومت و وظایف دولت موقت جمهوری اسلامی دمکراتیک اسلامی رجوی انتخاب شده، بتواند به وضوح گواه بر تفاوت های ادعائی باشد.!  &quot;ماده 4 &ndash; از آنجا که موفقیت مجلس مؤسسان در مسیر آزادی و استقلال واقعی کشور اساساً در گرو عاری بودن از ایادی امپریالیسم و ارتجاع بقایای شاه و خمینی و و نیروها و احزاب وفادار به آنها است، صلاحیت نامزدهای انتخاباتی بایستی از این دو جنبه قبلاً مورد تحقیق قرار بگیرد که چگونگی آن بعداً مشخص خواهد شد. لیکن تحقیقات مزبور در هر حال در نهایت بی طرفی و عندالّزوم توسط محاکم عادی ذیصلاح صورت خواهد گرفت.&quot;(2)  اینکه با چنین فکت های روشن و بی نیاز از توضیح، چگونه می توان مدعی شد مجاهدین مدافع و مبارز راه دمکراسی بوده اند، از جنس آن ادعاهایی است که بیش از هر چیز سقف تبیین مدعی را از مبانی و آموزه های فکری و سیاسی سازمان و البته به دور از جنجال ها و ماشین تبلیغاتی رجوی به رخ می کشد. گمان نمی کنم آقای تام ریچ را بتوان از بابت کج فهمی، ساده انگاری، پیچیدگی مضمونی و محتوایی این فکت ها مورد سرزنش و به چالش و تردید کشید. می ماند فرض دوم و اینکه این ادعا از سر مقتضیات و نگاه ابزاری به مجاهدین بیان شده باشد. این فرض با توجه به بخش مکمل اظهارات ایشان قریب به یقین است. جایی که اظهار می دارند:  &quot;&#8230; این سازمان در زمان کلینتون یک سازمان تروریستی اعلام شد. این یک اقدام اشتباه در آن زمان بود که با این قصد انجام شد که دولت ایران به همکاری و گفتگو با ما راضی خواهد شد.&quot;(3)  این ادعا فی النفسه بر این معنا دلالت دارد که آمریکا به نیت نزدیکی به ایران یک سازمان دموکراسی خواه را قربانی و هزینه رابطه با ایران کرده است. این ادعا با دو فرض قابل تعمق است، <br /> اول اینکه آمریکا در آن زمان جمهوری اسلامی را به عنوان یک دولت دمکراتیک و منتخب مردم به رسمیت می شناخته است. <br /> دوم اینکه تلاش داشته با هزینه کردن و به زبان صریح تر قربانی کردن یک سازمان مبارز در راه دموکراسی منافع استراتژیک و اقتصادی و سیاسی خود را تأمین و تضمین کند. <br /> اینکه تام ریچ کدام گزینه را انتخاب می کند عجالتاً چندان اهمیتی ندارد. با تکمیل اظهارات و ادعاهای آقای ریچ جنبه های گوناگون این پارادوکس را دنبال می کنیم. ایشان در ادامه می گویند: <br /> &quot;برای بیرون آوردن نام مجاهدین از لیست تروریستی ما مطمئناً و خیلی راحت می&zwnj;توانیم بگوییم که ما در چارچوب قانون کار می&zwnj;کنیم و به&zwnj;شدت دنبال این هستیم که آنها را از لیست به&zwnj; اصطلاح تروریستی بیرون بیاوریم.&quot;(5)  در این بخش با توجه به رندی مستتر که توأمان وجه سلبی و اثباتی موضوع را می رساند، تام ریچ می خواهد بگوید همانطور که بر اساس منافع سیاسی و نگاه ابزاری به مجاهدین در یک زمان و به استناد قانون مجاهدین را در لیست تروریستی گذاشتیم، می توانیم در حال حاضر نیز به استناد همان قانون و به قول ایشان خیلی راحت مجاهدین را از لیست تروریستی و به نیت تحت فشار گذاشتن ایران خارج کنیم. این ادعا آیا می خواهد اثبات کند که در زمان کلینتون نام سازمان مجاهدین خلق بدون ارجاعات و مستندات واقعی قانونی در لیست گروه های تروریستی قرار گرفته است.  اگر چنین است پس طرح این اتهامات که: <br /> اولا قرار دادن نام سازمان در لیست تروریستی قانونی نبوده است، <br /> دوم این اقدام غیر قانونی در راستای استفاده ابزاری از مجاهدین صورت گرفته است. <br /> سوم اینکه اساساً شاخص های تروریست بودن تابع اصول و ضوابط و گزاره های قابل اجماع، ثابت و قابل اتکایی نبوده و نیست و یا حداقل اینکه بیان صریح و شفافی نداشته و نفس تأویل پذیر بودن قانون می تواند مؤید بر جنبه ها و قابلیت سوء استفاده از آن باشد، <br /> چهارم با چنین تناقضاتی حضور در این لیست، فی النفسه دلالت بر تروریسم بودن و نبودن گروهی نمی کند، <br /> پنجم اینکه لیست تروریستی آمریکا از اساس موجودیت و موضوعیت اش قائم به شناسه و مبارزه علیه گروههای تروریستی نبوده و محتمل بر اساس نیازهای ثانوی تدوین و مطرح شده است، <br /> ششم اینکه به استناد همین براهین لیست آمریکا فاقد موضوعیت و اعتبار و مشروعیت بین المللی است. <br /> هفتم اینکه کماکان آمریکا می تواند از این لیست سوء استفاده نموده و به همین دلیل تضمینی برای متوقف کردن این رویه وجود ندارد.  این نتایج از اظهارات آقای ریچ نتایج بدیهی و اولیه است. روی دیگر سکه این اظهارات بر این معانی تأکید دارد که آقای تام ریچ پیش از اینکه از منافع سیاسی و ملی آمریکا حراست کند و حافظ آبرو و پرنسیب سیاسی، حقوق بشری و ضدتروریستی آمریکا در دنیا باشد، بر باد دادن آبرو و اعتبار قانون و چارچوب های قانونی و مبارزه ضدتروریستی آمریکا اصرار دارد. اینکه بلندپایه ترین عضو امنیت ملی آمریکا آشکارا بر بی اعتباری قوانین ایالات متحده آمریکا و ابزاری بودن آن در کشورش اذعان کند و آن هم برای حمایت از گروهی که دهها صفحه استناد برجسته ترین پژوهشگران و محققین دانشگاهی را در ماهیت تروریستی سازمان ضمیمه حکم وزارت خارجه دارد، تا چه اندازه می تواند ناآگاهی و یا شتابزدگی ایشان و تا چه اندازه می تواند انگیزه های سیاسی و شخصی وی را نمایندگی کند.  اظهارات تام ریچ حاوی نکات قابل تعمق دیگری نیز بود که می تواند موضوع بحث های حقوقی جداگانه ای باشد. سخن آخر حامیان آمریکایی مجاهدین از جمله بولتون و تام ریج و&#8230; نمی دانند وقتی با استدلال رجوی وارد بازی های سیاسی با رقبای حزبی خود می شوند، خواسته یا ناخواسته چه تبعات و هزینه هایی باید بپردازند. نمی دانند تفاوت رفتن آنها پشت ادعاهای رجوی چه تبعاتی دارد. نمی دانند آب از سر رجوی گذشته است و طناب پوسیده او اگر بتواند کسی را به نان و نوایی برساند، قاعدتاً اول باید خودش را به نان و نوا برساند. نمی دانند با داخل شدن در بازی های رجوی بیش از هرکس خودشان و بعدتر آمریکا و پرنسیب های آن را به چالش می کشند. نمی دانند دفاع از رجوی نه تنها به اعتبار و ارزش های حقیقی و حقوقی آنها اضافه نمی کند، که خود را ملعمه و بازیچه یک جوجه تروریست می کنند که در حال غرق شدن دست اش به سمت هرکس دراز می شود، و لاجرم با خود غرق می کند. نمی دانند اگر مجاهدین می توانستند برای آنها اسباب منافعی باشند، هوش و حواس و شاخک های نشستگان بر مستند قدرت از آنها به مراتب بیشتر و تیزتر است.  و البته مکرر اینکه امثال آقای تام ریچ از آنجا که زمانی وزیر امنیت داخلی ایالات متحده آمریکا بوده اند، در مقایسه با برخی دیگر از حامیان آمریکایی مجاهدین از حساسیت و اهمیت بیشتری برخوردار است. از این حیث که فی الحال نیز دولت اوباما بر اساس حفظ امنیت شهروندان اش از ابتلائات و خطرات گروه تروریستی مجاهدین هنوز اجازه اعلام موجودیت و کمترین فعالیت تبلیغاتی و تشکیلاتی و حتی اعلام هواداری به افراد سیتی زن مجاهدین در خاک آمریکا را نمی دهد. اینکه مفهوم و تفاوت و تشخیص واقعی مصلحت امنیت داخلی از منظر تام ریچ و همتای او در دولت اوباما در چیست، شاید بتوان اهمیت اش را در این شاخص دید که همتای او ایران هسته ای و نه الزاماً به معنی با بمب هسته ای را بر مشروعیت دادن و مسلح کردن یک گروه ماهیتاً ایدئولوژیکی &ndash; تروریستی با چنان سابقه ای عمیق ترجیح می دهد.  پی نوشت ها: <br /> 1- راه حسین. آموزش های ایدئولوژیکی سازمان مجاهدین خلق. انتشارات سازمان مجاهدین خلق. ص 22. تهران 1352. <br /> 2- برنامه شورای ملی مقاومت و دولت موقت جمهوری دمکراتیک اسلامی ایران. <br /> 3- مصاحبه تام ریچ با تلویزیون سی.اس.پن. به نقل از سایت آفتابکاران. 14بهمن ماه 1389. <br /> 4- همان. </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10311">ایران هسته ای خطرناک تر است یا تسلیح سازمان تروریستی مجاهدین؟!!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10311/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
