<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>جواد فیروزمند</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%af-%d9%81%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%85%d9%86%d8%af/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/جواد-فیروزمند</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 08 Mar 2021 08:33:54 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>جواد فیروزمند</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/جواد-فیروزمند</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>دستور کار ترور اسماعیل وفا یغمایی در برنامه تلویزیونی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/39537</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/39537?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 May 2020 08:09:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[امیر وفا یغمایی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=39537</guid>

					<description><![CDATA[<p>با بالاگرفتن درخواست خانواده ها برای ملاقات با فرزندان خود در زندان اشرف۳ ، باند تبهکار رجوی در واکنش زبونانه ای استمرار جنگ با خانواده ها را در دستور کار خود قرار داد. طوریکه علاوه بر انبوه مقاله ها، اطلاعیه ها و موضع گیری ها در وب سایت های رسمی، شوهای تلویزیونی علیه خانواده های [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/39537">دستور کار ترور اسماعیل وفا یغمایی در برنامه تلویزیونی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با بالاگرفتن درخواست خانواده ها برای ملاقات با فرزندان خود در زندان اشرف۳ ، باند تبهکار رجوی در واکنش زبونانه ای استمرار جنگ با خانواده ها را در دستور کار خود قرار داد.</p>
<p>طوریکه علاوه بر انبوه مقاله ها، اطلاعیه ها و موضع گیری ها در وب سایت های رسمی، شوهای تلویزیونی علیه خانواده های ایرانی در داخل و خارج به راه انداخت تا درخواست انسانی این افراد را به وزارت اطلاعات ایران وصل نماید.</p>
<p>یکی از این خانواده ها که در اروپا زندگی میکند، خانواده یغمایی است. <strong>امیر وفا یغمایی</strong> که پس از ۱۵ سال دوری از مادر، به مقر مجاهدین در آلبانی رفت، درخواست ملاقات داد و بلافاصله از طرف مجاهدین به عضویت وزارت اطلاعات و سپاه قدس متهم گردید. که آی وزارت اطلاعات او را فرستاده است تا اطلاعات مجاهدین را برباید و به رژیم ایران بدهد!</p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-39303 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amir_Esmaeil_Yaghmaee.jpg" alt="امیر و اسماعیل وفا یغمائی" width="400" height="334" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amir_Esmaeil_Yaghmaee.jpg 400w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amir_Esmaeil_Yaghmaee-300x251.jpg 300w" sizes="(max-width: 400px) 100vw, 400px" /></p>
<p>مسعود و مریم رجوی برای عمق بخشیدن به ترور های اخلاقی، محمد سید المحدثین را به صحنه فرستاد و اکرم حبیب خانی مادر امیر وفا یغمایی را در بازار شام تلویزیون خود وادار نمود تا فرزند خود را مزدور و اطلاعاتی بنامد و با همین ادعا به درخواست ملاقات فرزند خود پاسخ منفی بدهد.<br />
این نمایش مسخره پرده های دیگری را هم در پی داشت تا اینکه رهبران مجاهدین، ابوالقاسم(محسن) رضایی را به برنامه ای دیگر از تلویزیون خود فرستاد تا این بار شدت عمل بیشتری از خود نشان دهد.</p>
<p>آنها<strong> پرویز خزایی</strong> نماینده رجوی در نروژ را به پای این مجادله کشاندند تا آنچه خود نمی توانند بگویند را از زبان او جاری سازند تا شاید تهدید های علنی مانع از تداوم درخواست ملاقات امیر یغمایی با مادرش در آلبانی و دیگر خانواده ها شوند.<br />
پرویز خزایی چاقو تیز کن رجوی در کنار<strong> ابوالقاسم(محسن) رضایی</strong> و در برنامه زنده تلویزیونی، تهدید به ترور فیزیکی اسماعیل وفا یغمایی پدر امیر را به شنیع ترین شکل ممکن انعکاس می دهد و مورد استقبال ابوالقاسم(محسن) رضایی نماینده مسعود و مریم رجوی و دبیر شورای بی صاحب قرار می گیرد.</p>
<p>این گام علنی و عملی رجوی در جنگ با خانواده اعضای مجاهدین در ایران و اروپا، یک بار دیگر نشان از حقانیت خانواده ها برای ملاقات با فرزندان خود و در طرف مقابل بیانگر ذات پلید و تروریستی باند تبهکار رجوی در برخورد با درخواست ملاقات آنان می باشد. بدون شک اگر رجوی توان ترور و حذف فیزیکی دگراندیشان را داشت، حتما بکار می بست و در اروپا اقدام به ترور منتقدان و مخالفان خود می نمود!<br />
<strong>جواد فیروزمند</strong></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/39537">دستور کار ترور اسماعیل وفا یغمایی در برنامه تلویزیونی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/39537/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حمایت رجوی از تروریست های داعش در عراق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16131</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16131?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Jun 2014 07:53:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و گروههای تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/06/15/%d8%ad%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b9%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اگر از تبلیغات بی مایه رجوی بگذریم، وجه مشترک بسیاری بین ایدئولوژی به گل نشسته او و گروه تروریستی داعش وجود دارد. مسائل امروز عراق نشان می دهند که گروه مجاهدین و رهبرانشان نه تنها از افکار تروریستی دست برنداشته اند، بلکه با نام و اسم و رسم دیگری تلاش می نمایند به جنایات بی نظیر یک گروه تروریستی، وجهه ملی و انقلابی بدهند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/16131">حمایت رجوی از تروریست های داعش در عراق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از چند روز پیش که حملات گروه تروریستی داعش به شهرهای غربی و شمالی عراق گسترش یافته و دو شهر بزرگ موصل و تکریت سقوط نمودند، رجوی در حمایت از اقدام این گروه تروریستی، همه ملاحظات سیاسی را کنار گذارد. گروه مجاهدین و رسانه های وابسته با انتشار اخبار روزمره،اقدام آنان را عمل مردمی و&rdquo;عشایر انقلابی&rdquo; عراق علیه نوری المالکی و ایران نامیدند. &ldquo;عشایر&rdquo;ی که شهر به شهر نیروهای &ldquo;ارتش مالکی&rdquo; را درهم شکسته و قرار است عراق را از وجود مالکی و نیروهای قدس پاکسازی نمایند.</p>
<p>  <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Terrorism/Daesh_MKO_L.jpg" style="width: 300px; height: 225px; margin: 10px; float: left;" />همه این ها در حالی است که گروه تروریستی داعش اقدام به توئیت تصاویر عملیاتی از موصل و تکریت نموده و مستقیما مسئولیت عملیات هایش را بر عهده گرفته است.همزمان خبرگزاری های بین المللی نیز اخبار عراق را در صدر قرار داده و ضمن گزارش لحظه به لحظه پیشروی داعش در شهرهای عراق،به تفسیر و خبررسانی در باره بحران های فعلی عراق می پردازند. اما اخبار مغرضانه گروه رجوی روند دیگری دارد.</p>
<p>  گوشه ای از اخبار منعکس شده در رسانه های مجاهدین؛</p>
<p>.درگیری عشایر مسلح عراق و نیروهای مالکی در رمادی</p>
<p>.افراد مسلح عراقی از سربازان محاصره شده در یک پادگان نظامی خواستند خودشان را تسلیم کنند</p>
<p>.انقلابیون عراق بخشهای وسیعی از موصل را تصرف کردند و فرماندهان امنیتی مالکی را فراری دادند</p>
<p>.تسخیر شهرستان تلعفر و فرار یکانهای ارتش مالکی از سایر شهرهای استان نینوا</p>
<p>.تسخیر کامل شهر موصل توسط انقلابیون و عشایر عراق</p>
<p>.تسخیر موصل، شکست تکان دهنده مالکی</p>
<p>.پیشروی گروه های مسلح در شهرستان الحویجه</p>
<p>.تسخیر کامل منطقه عظیم عراق توسط نیروهای مسلح</p>
<p>.سقوط موصل یک سیلی به تلاشهای دولت بغداد است</p>
<p>.نیاز به آلترناتیو دیگری غیر از مالکی است</p>
<p>.مردم موصل می گویند شهر نجات یافته و آزاد شده است</p>
<p>.جنگجویان عراق به سمت جنوب با هدف رسیدن به بغداد حرکت کردند</p>
<p>  اینها نمونه ای از اخباری است که هر روز از رسانه های مجاهدین در فرانسه و اروپا درباره عراق منتشر می گردد. همانطور که ملاحظه می کنید، نامی از &ldquo;داعش&rdquo; یا &rdquo; دولت اسلامی عراق و شام&rdquo; در انعکاسات خبری مجاهدین یافت نمی شود. بالعکس تلاش می گردد، &ldquo;عشایر مسلح&rdquo;، &ldquo;مخالفان مالکی&rdquo;و&rdquo;نیروهای مردمی&rdquo; جایگزین تیتر یا متن اصلی متعلق به جنایات داعش در عراق گردد.چرا؟</p>
<p>  با گذشت چند روز از وقایع اخیر، تقریبا هیچ دولت و رسانه ای در جهان، بحران فعلی را جنگ &ldquo;نیروهای مردمی&rdquo; علیه &ldquo;ارتش نوری المالکی&rdquo; بیان نمی کنند. بالعکس بنا بر اخبار موثق و بر اساس اخبار محلی و بین المللی منتشر شده، آن را بحرانی بزرگ و امنیتی علیه مردم عراق،اکراد و کشورهای منطقه می دانند که توسط داعش رقم زده شده است.گروهی که بنا به گفته سرویس امنیتی آلمان و آمریکا توسط عربستان سعودی حمایت می گردد.</p>
<p>  پس چرا رجوی اصرار می ورزد، اینها &ldquo;نیروها و عشایر انقلابی&rdquo; بوده و قصد آزاد سازی عراق را دارند؟ اگر فرض کنیم، همه شهرهای عراق توسط گروه تروریستی داعش اشغال گردد، چه نفعی برای رجوی خواهد داشت؟ رجوی برای چه کسانی اخبار را تحریف و اذهان را منحرف می نماید؟ آیا تیتر و محتوای &ldquo;انقلابی مآبانه&rdquo; اخبار اشغال شهرهای عراق توسط داعش در رسانه های مجاهدین، مواضع مشترک و ایدئولوژیک رجوی و بی رحم ترین گروه تروریستی جهان نیست؟</p>
<p>  به گواهی تحلیلگران بین المللی، گروه داعش توسط ابوبکر البغدادی، بازماندگان صدام حسین و سلفی های وابسته به القاعده تشکیل شده است.گروهی که پیش از این در سوریه به جنایات زیادی دست زد و توسط سازمان مجاهدین، نیروهای تحت امر سپاس قدس و بشار اسد معرفی شد. تا شاید اخبار سربریدن مردم سوریه با چاقوی &ldquo;دولت اسلامی عراق و شام&rdquo; به نام دشمناش ثبت گردد. با اینحال ترفند رجوی راهگشا نبود و اگر اخبار عراق را دنبال کرده باشیم، متوجه می شویم که مجاهدین تا چند ماه پیش، داعش را جزو تروریست های وابسته به نوری المالکی و ایران تبلیغ می نمودند. اما اکنون زبان را بر گزارشات و تحلیل های سابق بسته و از آنها تحت عنوان &ldquo;عشایر انقلابی&rdquo; و &ldquo;نیروهای مردمی&rdquo; یاد می کنند. نیروهایی که اگر به دروازه های بغداد و کمپ لیبرتی برسند با قوانینی که پیش از این وضع و اعمال نموده اند، معلوم نیست با آن ۳۰۰۰ نفر چه خواهند نمود!</p>
<p>  قوانین وضع شده توسط داعش</p>
<p>  قوانین گروه تروریستی داعش در اجرای احکامی که می گوید اسلامی است؛(منبع، ویکی پدیا)</p>
<p>  داعش پس از تسلط بر رقه، قوانینی را وضع کرد که عدول از آنها مستوجب مجازات سنگین می&zwnj;باشد.</p>
<p>  فهرست این قوانین ممنوعه به شرح زیر هستند:</p>
<p>  پوشیدن شلوار جین (برای زنان)</p>
<p>  پوشیدن شلوار جین توسط مردان کمر باریک</p>
<p>  کوتاه کردن مو</p>
<p>  نمایش لباس&zwnj;های زنانه در ویترین و کار کردن مردان در فروشگاه لباس زنانه</p>
<p>  ورود مردان به مغازه&zwnj;های لباس خیاطی زنانه</p>
<p>  تبلیغ آرایشگاه&zwnj;های زنانه</p>
<p>  استفاده از کلمه داعش</p>
<p>  مراجعه زنان به دکتر زنان و زایمان</p>
<p>  شانه کردن موی سر و صورت (برای مردان)</p>
<p>  کشیدن سیگار و قلیان</p>
<p>  نشستن زنان بر صندلی</p>
<p>  مردم رقه نیز برای اینکه این مجازات&zwnj;ها گریبانشان را نگیرد بجز در موارد ضروری از خانه خارج نمی&zwnj;شوند.</p>
<p>  آینده گروه رجوی و پیش فرض ها</p>
<p>  گروه رجوی و فرماندهانش در ده سال گذشته و در مخالفت با خروج از عراق، به هر کاری دست زدند، نشریه و تلویزیون عراقی راه انداختند، حزب و گروه عربی تاسیس نمودند، بازماندگان صدام را سازماندهی و علیه دولت وقت عراق بسیج نمودند تا هر چه می توانند انجام بدهند و به پادگان اشرف بازگردند. داعش، محصول عملکرد چنین تضادهایی در صحنه سیاسی و اجتماعی عراق است.در این راستا اگر نوری المالکی از آنان یا درخواست هایشان موافقت می کرد، حتما که نخست وزیر منتخب و انقلابی عراق بود و فحاشی های رجوی درباره مالکی نیز وجود نمی داشت.</p>
<p>  اگر به پیام اخیر مسعود رجوی توجه گردد، سخنی از بیرون رفتن و آزاد سازی نفرات کمپ لیبرتی نیست.این پیام گرچه به بهانه های مختلف و ظاهرا برای افراد درونی تدوین و پخش شده اما پیام اصلی به حکومت ایران است که اگر حلقه ها تنگ تر گردد، کسی برایش باقی نخواهد ماند که به خارج رفته و به نفع او به افشاگری بپردازد! رجوی گفته است؛ &ldquo;بگذارید ما آزمایش تاریخی مان را در لیبرتی و اشرف به پایان برسانیم&hellip;! او در این پیام خود را با رهبر تاریخی و مذهبی شیعیان یعنی امام علی نیز مقایسه نموده و گفته است که در رزمگاه کوتاه نخواهد آمد. و خلاصه اینکه یا مرگ یا عراق!</p>
<p>  اگر از تبلیغات بی مایه رجوی بگذریم، وجه مشترک بسیاری بین ایدئولوژی به گل نشسته او و گروه تروریستی داعش وجود دارد. مسائل امروز عراق نشان می دهند که گروه مجاهدین و رهبرانشان نه تنها از افکار تروریستی دست برنداشته اند، بلکه با نام و اسم و رسم دیگری تلاش می نمایند به جنایات بی نظیر یک گروه تروریستی، وجهه ملی و انقلابی بدهند. همان هایی که پس از بازگشت از سوریه، عراق یا افغانستان، اسلحه به دست گرفته و به کشتار کودکان و شهروندان فرانسوی، بلژیکی و &hellip; می پردازند. از این جهت رجوی و فرماندهان مجاهدین که در اورسوراواز نشسته اند، در جنایات تروریستی فرانسه و سایر کشورهای اروپایی شریک داعش و القاعده می باشند.</p>
<p>  آنها در این برهه تاریخی، پیوستن به یک گروه تروریستی بین المللی را به دست برداشتن از اعضای محصور در کمپ لیبرتی ترجیح داده اند تا شاید زیر پرچم مفروض داعش در عراق به ضدیت یا جنگ با مردم ایران بپردازند و اگر بتوانند به دوران قبل از سقوط صدام حسین بازگردند. رجوی در چنین مسیری اخبار را وارونه و اذهان را منحرف می نماید تا شاید فرجی حاصل گردد.</p>
<p>  مجاهدین با تحریف و انعکاس وارونه اخبار عراق، انفجار و تخریب شهرها و آوارگی چند صد هزار عراقی توسط داعش، آنها را &ldquo;عشایر انقلابی&rdquo; معرفی می نمایند. &ldquo;عشایر انقلابی&rdquo; که پس از غلبه بر نوری المالکی قرار است به مرزهای ایران حمله ور شوند و ایران را از شر دشمنان رجوی راحت نمایند.</p>
<p>  از طرف دیگر استراتژی و ایدئولوژی رجوی در چهل سال گذشته روی &ldquo;وسیله&rdquo; و &ldquo;ابزار&rdquo; سوار بوده است. &ldquo;وسایل&rdquo; و &ldquo;ابزارهایی&rdquo; مانند صدام حسین که در خارج از ایران مهیا گردیده و امروز شاید برای او ستون هایی از فرج بنا نمایند و او در چرخه یک ستون با ستون دیگر زمان بخرد و ماندگاری ۳۰۰۰ تن از اعضای گروه اش را در تشکیلات در بسته عراق تحکیم بخشد. یا شاید با قرار گرفتن در بن بست مطلق، و به کشتن دادن همه آنان در عراق، &ldquo;آزمایش تاریخی&rdquo; او همانطور که پیش بینی نموده، به پایان برسد و دفتر مجاهدین را برای همیشه ببندد. رجوی در حمایت تلویحی و علنی از تروریست های داعش تحت عنوان &ldquo;عشایر انقلابی عراق&rdquo;، خطای بزرگ استراتژیکی مرتکب گردید که تاوان آن را به زودی پس خواهد داد.</p>
<p>  قمار بر روی پیروزی داعش و سقوط دولت مرکزی عراق، بسیار کوتاه مدت بوده و نتیجه مثبتی برای رجوی نخواهد داشت.چرا که مجددا قانون و آرامش به عراق بازخواهد گشت. لباس داعش نیز آنطور که رجوی می خواهد، برای تجاوز به قد و قامت مردم ایران دوخته نشده است. از طرفی اثرات چنین روندی و پشتیبانی تلویحی از تروریست های سلفی، حتی به طور موقت و کوتاه مدت پیش روی رجوی و بازماندگانش در کمپ لیبرتی، دریچه های سیاه بیشتری را به نمایش خواهد گذارد. نمایش ترکیبی از شکست های گذشته و اوهام آینده با حکومت داعش در عراق. اما تاثیرات مخرب و شدت عمل بسیار بیشتری نسبت به قبل برای او و اعضای محصور در کمپ لیبرتی به ارمغان خواهد آورد. چیزی که رجوی نیز آن را به خوبی درک نموده و بهتر از دیگران می داند، اما ظاهرا راهی جز انتخاب فعلی و حمایت آگاهانه از گروه تروریستی داعش تحت عنوان &ldquo;عشایر انقلابی&rdquo; برایش باقی نمانده است.اقدامی که بسیاری از حواشی را با موضوعات اصلی پیوند زده و او را به لبه پرتگاه نزدیک تر خواهد نمود. و سئوال آخر اینکه، آیا رجوی به خطرات در کمین نشسته و آینده پس از این بحران نیز فکر کرده است!؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/16131">حمایت رجوی از تروریست های داعش در عراق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16131/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مرگ های مشکوک و نابهنگام اعضای مجاهدین در تشکیلات رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15980</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15980?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 17 May 2014 11:04:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/05/17/%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b4%da%a9%d9%88%da%a9-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b9%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>همه آنها از بارگاه رجوی پر کشیدند و رجوی یا در اطلاع رسانی دقیق سکوت کرد و یا اینکه بدون اشاره به سرگذشت و خواسته های شان، سنگ قبری برایشان تراشید و عناوینی مانند"مجاهد شهید" یا"مجاهد صدیق" حواله شان نمود. بی آنکه یک منبع موثق غیر مجاهد بگوید، چگونه آنها"مجاهد شهید" یا"مجاهد صدیق" شدند؟ در بی خبری و بی اطلاعی دیگران، هر چه خواستند بافتند و هر چه توانستند بار رفتگان کردند تا چهره"رهبری" تمیز و موجه باقی بماند!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15980">مرگ های مشکوک و نابهنگام اعضای مجاهدین در تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به بهانه مرگ زودرس راضیه کرمانشاهی در آلبانی و پیشینیانش</p>
<p>  در تشکیلات مجاهدین، مهم نیست چه کسی هستی، چگونه و در کجا می میری!؟</p>
<p>  <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Violence/Slave_MKO.jpg" style="width: 300px; height: 225px; margin: 10px; float: left;" />مجاهد والامقام باشی یا بدون مقام، تازه به دوران رسیده باشی یا دارای چند دهه سابقه. بقول رجوی، در عالم &ldquo;بریدگی&rdquo; سرکنی یا مدافع فعال &ldquo;انقلاب خواهر مریم&rdquo; بوده باشی. در نهایت تفاوت چندانی ندارد. اهمیت مسئله مطرح شده در این است که هر که می خواهی باش، اما برای رجوی و نزد آنها بمیر. تا در بارگاه رجوی به شوکت و کمال برسی و با قاب عکسی بی مقدار، تزئین بخش مجالس رنگارنگ و مدال &ldquo;جامعه دروغین بی طبقه توحیدی&rdquo; بر روی سنگ قبر!</p>
<p> این یک تئوری بیمار گونه است که می گوید؛ با آنها باش، با آنها سرکن، دم برنیاور، تا روزی که نوبت مرگ ات فرابرسد و درب بهشت ما برویت باز گردد! اما این تفکر ضد انسانی به چند سئوال ساده نمی تواند پاسخ بدهد؛ چرا باید با تو باشم؟ چرا باید با تو بمانم و در تو بمیرم؟ تو خدای من نیستی! زندگی و مرگ را تو نیافریده ای، پس بگذار در آسودگی خیال، خود انتخاب کنم که چه کسی و کجا باشم و چگونه بمیرم!</p>
<p>  نه &ldquo;راضیه&rdquo; آخرین است و نه زنان و مردانی &ldquo;چنین یا چنان&rdquo; کم بوده اند. کاری با عملکرد و ۳۶ سال سابقه تشکیلاتی راضیه ندارم. چرا که تعریف و تمجید &ldquo;مریم رجوی&rdquo; و &ldquo;هادی روشن روانی&rdquo; از او، گویای رمز و رازهای بسیاری، همانند موجودیت و سرگذشت رهبرانشان در سازمان مجاهدین است.</p>
<p>  حالا سعید، فرزند راضیه می تواند به مادرش &ldquo;افتخار&rdquo; کند که مریم تمجید اش کرده و از خدای رجوی که سالیان است او را در برزخ عراق تنها گذاشته، درخواست &rdquo;رحمت و عُلُو درجات &rdquo; نموده است. خدایی که بخشندگی اش را حتی از خود او دریغ داشته و کلاه اش را به باد سازمان های جاسوسی و نیم نگاه جنگ طلبان غربی سپرده است. این از زنان و مردان &ldquo;اینچنینی&rdquo;!</p>
<p>  اما زنان و مردان &ldquo;آنچنانی&rdquo; هم بودند که کج دار و مریز به خاطر ترس از فرو ریختن غیرت و غرور کاذب اولیه، با رجوی و در کنار او به اجبار ماندند. برخی مانند &ldquo;حسن محمدی&rdquo;، &ldquo;علینقی حدادی&rdquo;، &ldquo;علی زرکش&rdquo; و &hellip; طعمه &ldquo;حوادث گوناگون&rdquo; درون تشکیلات شدند. برخی همچون؛ &ldquo;محمود مهدوی&rdquo;، &rdquo; مهدی افتخاری&rdquo;، &ldquo;بهروز رحیمیان&rdquo;، &ldquo;حمید شاکری&rdquo;، &ldquo;محمد رضا معاضدی&rdquo;، &ldquo;رضا ستوده مرام&rdquo;، &ldquo;رویا درودی&rdquo;، &ldquo;محمد بابایی&rdquo; و &hellip; طعمه بیماری ها و برخی دیگر همانند؛ &ldquo;قربان علی ترابی&rdquo;، &ldquo;پرویز احمدی&rdquo;، &ldquo;الیاس کرمی&rdquo;، &ldquo;احمد رضا پور&rdquo;، &ldquo;جلیل بزرگمهر&rdquo;، &ldquo;محمد افتخاری&rdquo;، &ldquo;آلان محمدی&rdquo;، &ldquo;معصومه غیبی پور&rdquo;، &ldquo;نسرین احمدی&rdquo;، &ldquo;کریم پدرام&rdquo;، &ldquo;مالک کلبی&rdquo;، &ldquo;صدیقه رجبی نژاد&rdquo;، &ldquo;محمد رضا باباخانلو&rdquo;، &ldquo;محمد رضا الله وردی&rdquo; و قربانیان دیگر&hellip; زیر شکنجه در زندان، خودکشی و &ldquo;شلیک های ناخواسته&rdquo; بدرود حیات گفتند.</p>
<p>  همه آنها از بارگاه رجوی پر کشیدند و رجوی یا در اطلاع رسانی دقیق سکوت کرد و یا اینکه بدون اشاره به سرگذشت و خواسته های شان، سنگ قبری برایشان تراشید و عناوینی مانند &ldquo;مجاهد شهید&rdquo; یا &ldquo;مجاهد صدیق&rdquo; حواله شان نمود. بی آنکه یک منبع موثق غیر مجاهد بگوید، چگونه آنها &ldquo;مجاهد شهید&rdquo; یا &ldquo;مجاهد صدیق&rdquo; شدند؟ در بی خبری و بی اطلاعی دیگران، هر چه خواستند بافتند و هر چه توانستند بار رفتگان کردند تا چهره &ldquo;رهبری&rdquo; تمیز و موجه باقی بماند!</p>
<p>  برخی از سربازان رجوی در رد نوشته ها می گویند نویسندگان این مطالب &ldquo;مزدور رژیم&rdquo; اند. این دسته از افراد یا بی اطلاع و نادان اند یا مامور مغرض. اما برخی را نیز از نزدیک در خیابان های پاریس دیده ام که آمده اند و به قول خودشان نصیحت کرده اند و در نهایت با تهدید گفته اند که دست از این گونه نوشته ها بردارم. چرا که خود ضرر کننده خواهم بود!</p>
<p>  جهت اطلاع، چند ماه است که از دردهای کشنده رنج می برم. چند وقت پیش، پس از دوره ای بستری در بیمارستان، نزد پزشکی فرانسوی رفتم.او پس از معاینه و انجام آزمایشات مختلف دو سئوال پرسید؛</p>
<p>  یکم.آیا تو سابقا درگیری شدیدی داشته ای که کتک خورده باشی یا از یک بلندی روی تکه های سنگ و شن، با سینه و شکم افتاده باشی؟</p>
<p>  دوم.آیا شده است که سابقا در مدت بسیار کمی، بیش از اندازه رژیم غذایی گرفته و لاغر شده باشی؟</p>
<p>  به او نمی شد توضیح داد و ماجراهای درون تشکیلات رجوی را بازگو نمود تا بفهمد که نه رژیم لاغری گرفته بودم و نه اینکه در خیابان با کسی دعوایم شده بود. بلکه دعوای من با مجاهدین بوده و دعوای آزادی از اسارتگاه پادگان اشرف و تشکیلات سازمان مجاهدین بود که فکر میکنم فهم آن برای افراد عادی جامعه مشکل باشد؛</p>
<p>  در همین جا لازم است یاد آور شوم که سال ها قبل پس از فرار ناموفق از تشکیلات مجاهدین در عراق، دستگیر شده و توسط سازمان اطلاعات صدام حسین، تحویل مهدی ابریشمچی و حسن نظام الملکی در پایگاه جلالزاده بغداد شدم. مهدی ابرشمچی و حسن نظام الملکی از همان ابتدای تحویل گیری، با مشت و لگد به جان ام افتادند. در اثر ضربات سنگین آنان روی زمین افتادم و آنها همچنان با نوک پایشان آنقدر بر سینه و شکم ام کوبیدند که استخوان قفسه سینه ام شکست. پس از آن به ساختمان زندان اشرف منتقل شده و در سلولی کوچک زندانی شدم. مهدی ابریشمچی، حسن نظام الملکی و دیگر سران مجاهدین هر شب تا صبح شکنجه ام می کردند تا اعتراف کنم که در بیست و پنج سال گذشته &ldquo;مزدور رژیم&rdquo; بوده ام. آنها شکنجه می کردند تا مدرک جعل کنند و بعدها به اسم ام منتشر نمایند.در این دوره بیش از ۲۵ کیلوگرم وزن کم کردم و به شدت لاغر و ضعیف شده بودم.پس از آن هم در نمایش مضحک مسعود و مریم رجوی و در برابر چشمان ۴۰۰۰ نفر در قرارگاه باقرزاده به ۸ سال زندان و سپس اعدام محکوم شدم!</p>
<p>  این مورد را برای این نوشتم که باز به ماموران، معذوران و مغرضانی که رجوی آنها را به میدان می فرستد، گوشزد نمایم، شرم تان باد از داشتن چنین رهبرانی که با دروغ هایی به نام &ldquo;آزادی&rdquo;، &ldquo;مجاهد شهید&rdquo; یا &ldquo;مجاهد صدیق&rdquo;، &ldquo;دموکراسی&rdquo;، &ldquo;دین&rdquo; و &ldquo;لائیسیته&rdquo;، سرتان کلاه گذاشته و با خون دیگران در اروپا به تجارت &ldquo;دموکراسی&rdquo; و &ldquo;سرنگونی&rdquo; مشغول اند!</p>
<p>  شرم تان باد که چشم های خود را به واقعیت ها بسته ونمی توانید بدون استنشاق بوی متعفن رهبرانتان، قدم از قدم بردارید. فکر می کردم جدایی و افشاگری تعدادی از اعضای شورا در ماه های گذشته، روی چنین افرادی تاثیر گذاشته و آنها را از خواب بیدار نماید!بگذریم&hellip;</p>
<p>  من راضیه کرمانشاهی،رویا درودی، حمید شاکری، محمد بابایی، بهروز رحمیان، محمد نجفی و بسیاری از قربانیان دیگر &hellip; را از نزدیک می شناختم. سالیان زیادی یا در کنار آنها بودم یا از وضعیت شان مطلع. همه این افراد که امروز رجوی تحت عنوان &ldquo;محاصره ظالمانه کمپ لیبرتی&rdquo; و سابقا &rdquo; پادگان اشرف&rdquo;، از خونشان ارتزاق می نماید، از بیماران ثابت امداد پزشکی بودند. بهروز رحیمیان، حمید شاکری و محمد نجفی را بیش از بیست سال بود که می دانستم از بیماران قلبی هستند.بارها در امداد پزشکی پادگان اشرف به ملاقات شان رفته بودم.با تعدادی از آنها در یک قسمت کار می کردیم و می دانستم که با تجویز پزشک می بایست تحت مراقبت دائمی باشند.</p>
<p>  اما رجوی با محاصره ظالمانه آنان در اشرف و لیبرتی و محروم نمودن آنان از حق انتخاب و آزادی، نگذاشت پای قربانیان به خارج از عراق باز شود و در میان فشار و استرس های درون تشکیلاتی، باعث مرگ زودرس و ایست قلبی آنان شد. چند نمونه از مرگ های آنی افراد در آلبانی نیز نشان داد که برای برخی، کار از کار گذشته است و اگر در میان آنان بیماری وجود دارد، به دلیل عدم رسیدگی های سابق در عراق به نقطه بحرانی و مرگ رسیده اند. به هر حال آنان زندگی را در بارگاه رجوی بدرود گفتند تا مالکیت مسعود و مریم رجوی بر جان اعضا مسلم گردد. و به این شکل مریم رجوی اطلاعیه اش را از اورسوراواز بصورت دلخواه و رنگین تکمیل نماید. تا بجای اعتراف به خطای استراتژیک سی و چند ساله، بازی با مردم و جان اعضا، مصیبت های افراد درون تشکیلات را به گردن حکومت های عراق و ایران بیاندازند!</p>
<p>  جواد فیروزمند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15980">مرگ های مشکوک و نابهنگام اعضای مجاهدین در تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15980/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کفتارها در پاریس سرود آزادی می خوانند!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15605</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15605?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 22 Feb 2014 07:12:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین بازیچه ای برای غرب]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/02/22/%da%a9%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%b3-%d8%b3%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>در سالنی بزرگ و در زیر پرچم جنگ طلبان آمریکا، مریم رجوی روز ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ با اجرای یک جلسه نمایشی در پاریس، مدعی «تشکیل کنوانسیون سراسری ایرانیان برای دموکراسی» شد.جلسه ای که تماما با هزینه مجاهدین بوده و ترابری آن را صدها اتوبوس،قطار و هواپیما انجام دادند تا چند هزار عضو و هوادار مجاهدین از سراسر دنیا به پاریس بیایند. تا در زیر سقفی که سخنرانانش را جانیان بین المللی و جنگ طلبان تشکیل می دادند جمع شوند و برای ضد ایرانی ترین جمع، کف زنان پایکوبی نمایند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15605">کفتارها در پاریس سرود آزادی می خوانند!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چگونه می توان به کفتارهای جنگ طلب گفت؛</p>
<p>  ما مردم ایران &laquo;آزادی&raquo; و &laquo;دموکراسی&raquo; اهدایی شما را نمی خواهیم؟!</p>
<p>  <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Rajavi_M/Rajavi_Maryam_Giuliani_L.JPG" style="width: 288px; height: 288px; margin: 10px; float: left;" />در سالنی بزرگ و در زیر پرچم جنگ طلبان آمریکا، مریم رجوی روز ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ با اجرای یک جلسه نمایشی در پاریس، مدعی &laquo;تشکیل کنوانسیون سراسری ایرانیان برای دموکراسی&raquo; شد.جلسه ای که تماما با هزینه مجاهدین بوده و ترابری آن را صدها اتوبوس،قطار و هواپیما انجام دادند تا چند هزار عضو و هوادار مجاهدین از سراسر دنیا به پاریس بیایند. تا در زیر سقفی که سخنرانانش را جانیان بین المللی و جنگ طلبان تشکیل می دادند جمع شوند و برای ضد ایرانی ترین جمع، کف زنان پایکوبی نمایند.</p>
<p>  جز صدها اجیرشده اروپایی،عرب سلفی و آمریکایی، &laquo;جان بولتون&raquo; از شناخته شده ترین افراد و سخنرانان جلسه بود.کسی که توانسته بود با چند دقیقه حرف تکراری اما خوشایند برای مجاهدین، خنده مستانه را بر روی لب های مریم رجوی بنشاند و او را در قبال هزینه های انبوه جلسه شادمان گرداند.</p>
<p>  &laquo;جان بولتون&raquo; گفته بود؛&rdquo;&hellip;بجای مذاکره با این رژیم چه کار باید بکنیم؟ چه کار باید بکنیم تا آن را سرنگون کنیم؟ به نظر من چندین موضوع ممکن وجود دارد.اولین مسئله بطور خاص برای آمریکا این است که از سر راه اپوزیسیون مشروع ایرانی کنار برود.این باید مسئولیت واشنگتن باشد.&ldquo;، &ldquo;&hellip;این مسئله از کسی پنهان نیست.این لحظه تغییر رژیم است و سیاستی که ما هر چه زودتر باید آن را دنبال کنیم.&ldquo;</p>
<p>  وقتی افرادی مانند &laquo;جان بولتون&raquo; در کنار فاشیست ترین و جنایتکارترین گروه ایرانی برای دولت آمریکا استراتژی تعیین می کنند، تا مشتی آدمکش و جانی را برای حاکم شدن بر سرنوشت مردم ایران سوار نمایند، چه تصوری می توان داشت؟</p>
<p>  وقتی متانت نشان می دهیم، این شائبه بوجود می آید که گویا مردم ایران آنقدر تشنه حضور &ldquo;کبوتران آزادی&rdquo; از جنس &laquo;بولتون&raquo; و &laquo;مریم و مسعود رجوی&raquo; هستند که برای رسیدن سربازان اشغالگر لحظه شماری می کنند.اما او خود نمی خواهد به این باور برسد که میان تفاله دست چندم ایرانیان و پس افتاده از ممات صدام حسین چنین غره شده است.صلح و آزادی که قرار است با تجاوز و نیروی اشغالگر به مردم هدیه شود را حداقل در ده سال گذشته و در کشورهایی مانند افغانستان،عراق،لیبی و سوریه می توان دید و بدون تن دادن به چنان ذلتی می توان تجربه نمود!غیر از این است؟</p>
<p>  نمونه های بسیار وحشتناکی از ارمغانی که &laquo;بولتون ها و رجوی ها&raquo; به مردم ایران بشارت می دهند در همسایگی ایران اتفاق افتاده است. در باره یکی از همان رویدادهای دلخراش، در خبرها آمده است؛&rdquo; &laquo;استیون گرین&raquo;، سرباز سابق ارتش آمریکا که در جریان تجاوز گروهی به یک دختربچه ۱۴ ساله عراقی و قتل او و خانواده&zwnj;اش نقش اصلی را داشت، در زندان ایالتی آریزونا خودکشی کرده است.</p>
<p>  &laquo;استیون گرین&raquo; و هم&zwnj;دستانش در سال ۲۰۰۶، در منطقه محمودیه عراق با ورود به خانه یک شهروند عادی، ابتدا پدر، مادر و دختر بچه ۶ ساله را کشته و سپس به &laquo;عبیر قاسم حمزه الجنابی&raquo; دختر ۱۴ ساله همان خانواده، تجاوز کردند. آنها پس از تجاوز گروهی به &laquo;عبیر قاسم حمزه الجنابی&raquo;، او را کشته و جسد اش را سوزاندند.&rdquo;</p>
<p>  شاید این اتفاقات در هر جنگ اجتناب ناپذیر،عادی یا عوارض ناشی از التهابات آن تلقی گردد. اما برای جوامع بشری و آنهایی که می خواهند در صلح زندگی کنند، تصور چنین جنایاتی وحشتناک و غیر قابل هضم می باشد.</p>
<p>  بر اساس آمار شمارش شده از طرف موسسه بین المللی &laquo;واتسون&raquo; و دانشگاه &laquo;براون&raquo; از سال ۲۰۰۱ تا کنون در جنگ های اشغالگرانه آمریکا بیش از ۳۳۰٫۰۰۰ غیر نظامی در کشورهای همسایه ایران مانند، افغانستان،عراق و پاکستان کشته شده اند.از این میان نزدیک به ۱۵۰٫۰۰۰ غیر نظامی فقط در عراق به قتل رسیده است.کشوری که بطور متوسط هر روز چند انفجار و ده ها کشته محصول آن می باشد.آمار نظامیان و شبه نظامیان درگیر در این جنگ ها در محاسبه فوق وارد نشده است.</p>
<p>  جنگ ادامه دارد و اشکال دیگری از آن به کشورهایی چون لیبی، سوریه،مصر و لبنان نیز سرایت نموده است.ظاهرا همه برای &laquo;آزادی&raquo; می جنگند.برای &laquo;آزادی&raquo; می کشند و برای &laquo;آزادی&raquo; کشته می شوند.اما بانیان اصلی این جنگ ها که قرار بود آزادی را در کوله پشتی سربازانشان به مردم نگون بخت منطقه هدیه نمایند، با غارت نمودن کشورها، خود در آنسوی آب ها و در فاصله چند هزار کیلومتری به زندگی خوش و خرم خود و خانواده مشغول بوده و به ریش &laquo;آزاد شدگان&raquo; می خندند.</p>
<p>  چگونه می توان به کفتارهای جنگ طلب گفت؛ ما مردم ایران &laquo;آزادی&raquo; و &laquo;دموکراسی&raquo; اهدایی شما را نمی خواهیم؟!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15605">کفتارها در پاریس سرود آزادی می خوانند!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15605/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>راه حل پیشنهادی به وزیر کشور فرانسه برای مبارزه با تروریسم!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15455</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15455?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 Jan 2014 08:36:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/01/26/%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%ad%d9%84-%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>یک قانون اضطراری و فراگیر باید از مجلسین گذراند. با این محتوا که حضور و فعالیت هر گروه از هر کشور و ملیتی را که سابقا در هر جایی از دنیا،فعالیت خشونت بارتحت هر عنوان از جمله انقلابی یا …،انتحاری،انفجاری،قتل وعملیات تروریستی با هر مضمون و هدفی داشته است را در فرانسه و سایر کشورهای اروپایی غیر قانونی اعلام نموده،تعطیل و مهار نمود.امکانات مالی آنان را باید مصادره نمود.از پناه دادن به چنین گروه هایی جلوگیری نموده و اقامت آنان را پس گرفته و به کشورهای مبدا بازگرداند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15455">راه حل پیشنهادی به وزیر کشور فرانسه برای مبارزه با تروریسم!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چندی پیش آقای مانوئل والس وزیر کشور فرانسه، &ldquo;نسبت به موج اسلامگرایانی که فرانسه را به قصد سوریه ترک می کنند، ابراز نگرانی کرد. او گفت که این پدیده بزرگترین خطری است که فرانسه را در سال های آینده تهدید می کند.&rdquo;</p>
<p>  وزیر کشور فرانسه در پایان اظهارات اش تصریح کرده است ؛ &laquo;مهمترین خطر این افراد برای منافع فرانسه و کشورهای اروپایی بازگشت شان از سوریه است.&raquo;</p>
<p>  &nbsp;راه حل پیشنهادی به وزیر کشور فرانسه برای مبارزه با تروریسم!</p>
<p>  در دسامبر سال گذشته نیز وزرای کشور فرانسه و بلژیک در بروکسل هشدار دادند؛ &ldquo;شمار فزاینده ای از جوانان اروپایی پس از ورود به سوریه در صفوف سازمان ها و گروه های وابسته به القاعده می جنگند و به همین دلیل خطری بالقوه برای کشورهای اتحادیۀ اروپا و متحدان شان به شمار می روند. وزرای کشور فرانسه و بلژیک معتقدند که بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ تن از جوانان اروپایی وارد سوریه شده اند.&rdquo;</p>
<p>  از کشور آلمان نیز گزارشات مشابه می رسد.هانس گئورگ ماسن، رئیس سازمان امنیت آلمان گفته است ؛&rdquo;این نقل و انتقالات به شدت مایه نگرانی است. به گفته او گروهی از این افراد در سوریه آموزش&zwnj;های نظامی می&zwnj;بینند و رادیکال&zwnj;تر می&zwnj;شوند. او اضافه کرده است که این گروه با ماموریت&zwnj;های جدید به آلمان برمی&zwnj;گردند.&rdquo;</p>
<p>  این اظهارات به گوشه ای از واقعیت تلخ و رو به گسترش یک معضل اجتماعی اشاره دارد.بحرانی که نطفه های شکل گیری آن از سال ها پیش ایجاد گردیده و روندی خارج از کنترل یافته است.</p>
<p>  اسلام گرایی در لباس سلفی و بنیادگرایی، زمانی نه چندان دور ابزار موثر سیاستمداران غربی برای مبارزه با نفوذ و گسترش بلوک شرق در خاورمیانه بود.اما هیچ کس تصور نمی کرد با یازده سپتامبر ۲۰۰۱ به نقطه بلوغ رسیده و شمشیر برایی بر علیه امنیت جهانی گردد.</p>
<p>  از روسیه،افغانستان و پاکستان گرفته تا عراق،یمن،لیبی،مصر،لبنان،سوریه و &hellip;آثار حضور و فعالیت انواع &laquo;گروه ها و دولت های اسلامی&raquo; وابسته به تفکر سلفی و القاعده را می توان مشاهده نمود.با بیش از ده ها کشته در روز.گروه هایی که با عملیات های انتحاری و چندین انفجار بزرگ، پشت سر هم اعلام و جود می نمایند و خواستار پیاده نمودن روش های بسیار متحجر،آنارشیستی،دین ستیزانه و &ldquo;کلام خدا&rdquo; از افکار و ایده های &laquo;القاعده&raquo; در جوامع بشری می باشند.</p>
<p>  ایرانی ها نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند.گروه مجاهدین خلق به رهبری مسعود و مریم رجوی که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ برای عملیات فوق العاده &laquo;القاعده&raquo; در آمریکا و انفجار برج های تجارت جهانی، نشسست اضطراری برگزار نموده،جشن گرفته و کف می زدند!شیرینی پخش نموده و همزمان با فروریختن آوار روی قربانیان آمریکایی هورا می کشیدند، حامل همان اندیشه ارتجاعی و تروریستی می باشند.</p>
<p>  مجاهدین خلق هنگام مبارزه مسلحانه با حکومت شاهنشاهی، هفت مستشار آمریکایی را با همین ایدئولوژی ترور نمودند.به فاصله کوتاهی پس از انقلاب ایران، همان روش و استراتژی را دنبال کردند.آنها نیاز به حامی بزرگ ضد ایرانی داشتند.به همین دلیل در سال ۱۳۶۵ بلافاصله پس از اخراج از فرانسه به حکومت صدام حسین در عراق پناه بردند.و از آنجا به مدت ۳۰ سال موج گسترده ای از خشونت،بمب گذاری،ترور،عملیات انتحاری و موشک پرانی به شهرهای ایران را رواج دادند که شهروندان عادی نیز در امان نبودند.در این فاصله بیش از ۱۷۰۰۰ ایرانی توسط سازمان مجاهدین خلق در ایران و چند هزار نفر در عراق به قتل رسیدند.آنها در سال ۲۰۰۳ مجددا به فرانسه بازگشته و اورسوراواز را برای فعالیت های جدید خود رونق بخشیدند.</p>
<p>  مردم و دولت فرانسه گوشه ای از افکار ارتجاعی و تروریستی گروه مجاهدین خلق را در وقایع ۱۷ ژوئن و بیش از ۲۰ خودسوزی در فرانسه و اروپا به چشم دیدند.اما در تضاد و تعارض با دولت وقت ایران، چشم ها به روی واقعیت ها بسته شد و آرام آرام فعالیت این گروه تروریستی که فرم نظامی خود را با لباس های مارک دار و گرانقیمت فرانسوی جایگزین کرده بودند، قانونی گردید.فعالیتی که از مرزهای ایران عبور نموده و با پشتیبانی شیوخ ضد ایرانی، دامنه فعالیت هایش به عراق و سوریه نیز کشانده شده است.</p>
<p style="text-align: center;"><img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/MKO/Mohammad_Sani.jpg" style="width: 400px; height: 233px; margin: 10px;" /></p>
<p style="text-align: center;"><strong>عکس یادگاری محمد ثانی یا &laquo;محمد وکیلی فر&raquo; (عضو ارشد مجاهدین از آلمان) در سال ۲۰۰۹، زیر پل بیرحکیم پاریس محلی که در ۱۸ژوئن ۲۰۰۳ برای مریم رجوی خودسوزی کرده بود</strong></p>
<p>  حال با نگاهی به گذشته سراسر تروریستی سازمان مجاهدین خلق که اکثر اهداف آنان از اورسوراواز فرماندهی و پشتیبانی می گردد، باید از وزیر محترم کشور فرانسه آقای &ldquo;مانوئل والس&rdquo; پرسید؛ از نظر کیفیت عمل و استراتژی تروریستی چه تفاوتی بین گروه مجاهدین خلق و موج اسلامگرایانی که فرانسه را به قصد سوریه ترک نموده و در آنجا کمربند انفجاری بسته و در گروه های جهادی فعالیت می نمایند و پس از ده ها عمل تروریستی به فرانسه باز می گردند، می توان قائل گردید؟</p>
<p>  به قول آقای وزیر اگر بازگشت این گونه افراد از سوریه،مالی،لیبی و &hellip;مهمترین خطر بوده ومنافع فرانسه و کشورهای اروپایی را با تهدید جدی مواجه ساخته،چه کسانی مجوز بازگشت مجدد رهبران و اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق در سال ۲۰۰۳ به فرانسه را صادر نمود؟</p>
<p>  آیا وقایع ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ مربوط به مریم رجوی در فرانسه، حمایت علنی مجاهدین از سلفی ها، القاعده و بازماندگان صدام حسین در عراق،حمایت و جلسه مشترک مریم رجوی و اعضای مجاهدین با تروریست های سوریه در فرانسه، تهاجم فرماندهان مجاهدین به اعضای جداشده و تهدیدات تروریستی آنان در خیابان های پاریس،نشر اکاذیب در باره جداشدگان و ده ها فاکت دیگر چشم های آقای وزیر را به تهدیداتی که می گوید باز ننموده است؟!</p>
<p>  آیا صرف مخالفت با حکومت ایران، فعالیت تروریست های سازمان مجاهدین خلق در فرانسه و اروپا را می تواند مشروعیت ببخشد؟</p>
<p>  اگر بخاطر منافع مردم و دولت فرانسه، مبارزه با اشکال مختلف و رو به گسترش تروریسم الزام آور است، با همه ریشه ها و افکار متحجر و منشعب از &ldquo;اسلام تروریستی سلفی ها&rdquo; باید مبارزه نمود.مجاهدین خلق، توسط سلفی های عربستان سعودی و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس برای ضدیت با مردم و دولت ایران،حمایت مالی و تدارکاتی می شوند.همان هایی که گروه تروریستی &laquo;القاعده&raquo; در کشورشان تولد یافت،حمایت مالی گردید و به سایر کشورهای خاورمیانه، آفریقا و اروپا صادر گردید.که گوشه هایی از آن را آقای وزیر اعتراف نموده اند!</p>
<p>  در زیر پلک های آقای وزیر، مریم رجوی جلسات مشترکی را با برخی امامان جمعه مساجد و گروه های سلفی وابسته به شیوخ مرتجع عرب و القاعده در اورسوراواز برگزار می نماید.همان هایی که در فرانسه و کشورهای اروپایی شعبات زیادی دارند و از سال ها پیش مشغول عضو گیری برای گروه های جهادی و صدور آنان به سوریه،مالی،لیبی،عراق،افغانستان و &hellip; می باشند.</p>
<p>  اگر از تجارب گذشته و اتفاقاتی که آقای وزیر بدان اشاره نموده اند بخواهیم در برقراری امنیت شهروندان فرانسوی و اروپایی استفاده کنیم!مبارزه علمی با تروریسم، کنترل و مهار همه جانبه آن باید مد نظر قرار گیرد.اگر تهدیداتی که آقای مانوئل والس وزیر کشور فرانسه بدان اشاره کرده اند،جدی بوده و از نظر اجتماعی چالش برانگیز است،تا دیر نشده باید دست به کار شد.</p>
<p>  راه حل مبارزه با تروریسم در فرانسه و اروپا و پیشنهاد به آقای وزیر</p>
<p>  یک قانون اضطراری و فراگیر باید از مجلسین گذراند. با این محتوا که حضور و فعالیت هر گروه از هر کشور و ملیتی را که سابقا در هر جایی از دنیا،فعالیت خشونت بارتحت هر عنوان از جمله انقلابی یا &hellip;،انتحاری،انفجاری،قتل وعملیات تروریستی با هر مضمون و هدفی داشته است را در فرانسه و سایر کشورهای اروپایی غیر قانونی اعلام نموده،تعطیل و مهار نمود.امکانات مالی آنان را باید مصادره نمود.از پناه دادن به چنین گروه هایی جلوگیری نموده و اقامت آنان را پس گرفته و به کشورهای مبدا بازگرداند.</p>
<p>  خلاصه طرح پیشنهادی به آقای وزیر؛</p>
<p>  تشکیل کمیته مبارزه با تروریسم در وزارت کشور و ساختار زیر مجموعه آن یعنی زیر گروه های متعلق به گروه ها وکشورهای دارای توان تروریستی،تدوین اساسنامه و فعالیت اجرایی حول بند های پیشنهادی زیر:</p>
<p>  ۱٫حضور و فعالیت هر گروه از هر کشور و ملیتی را که سابقا در هر جایی از دنیا، فعالیت خشونت بارتحت هر عنوان از جمله انقلابی یا &hellip;،قتل وعملیات تروریستی با هر مضمون و هدفی داشته است را در فرانسه و سایر کشورهای اروپایی غیر قانونی اعلام شود.</p>
<p>  ۲٫همه گروه هایی که سابقه خشونت بار و تروریستی داشته اند باید شناسایی،رده بندی و تشکیل پرونده گردند.</p>
<p>  ۳٫مصادره اموال و امکانات گروه های فوق الذکر و انتقال آنان به مراکز ویژه.</p>
<p>  ۴٫پناه ندادن به افراد و گروه ها با سابقه خشونت بار و تروریستی با هر هدفی در هر گوشه از جهان.</p>
<p>  ۵٫سلب اقامت از افراد و گروه هایی با سابقه خشونت بار و تروریستی با هر هدفی در هر گوشه از جهان.</p>
<p>  ۶٫بازگرداندن افراد و گروه هایی با سابقه خشونت بار و تروریستی با هر هدفی در هر گوشه از جهان به کشور مبدا.</p>
<p>  اکنون که مشکلات اجتماعی-مذهبی در برخی کشورها به بحران امنیتی درفرانسه و اروپا دامن زده، باید دید که آیا آقای مانوئل والس وزیر محترم کشور فرانسه، در برخورد با هسته اصلی گروه های تروریستی ساکن فرانسه و اروپا، از توانایی هایش در مهار زیر ساخت ها و مبارزه با تروریسم استفاده خواهد نمود یا نه؟!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15455">راه حل پیشنهادی به وزیر کشور فرانسه برای مبارزه با تروریسم!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15455/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مرگ اسرار آمیز«مسعود دلیلی»، مجاهد مجهول الهویه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15374</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15374?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Jan 2014 06:58:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وارونه نمایی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فرا فکنی های مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/01/09/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%a2%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af-%d9%85%d8%ac/</guid>

					<description><![CDATA[<p>جالب ترین قسمت برای رقت انگیز نمودن مرگ یک مجاهد از «لشگر فدایی پادگان اشرف» دسته پول ایرانی است که در کنار جسد قرار گرفته است.در ناحیه پادگان اشرف، تابستان و زمستان باد می وزد.عجیب است که دسته پولی در کنار جسد از جایش تکان نخورده و وانمود شده است از جیب مقتول که با نیروهای عراقی وابسته به ایران همکاری داشته افتاده است.اما مقتول چگونه توانسته است پس از مرگ پول هایش را از جیب بیرون کشیده و در کنار خود قرار دهد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15374">مرگ اسرار آمیز«مسعود دلیلی»، مجاهد مجهول الهویه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>برخی از جداشدگان می گویند؛ &ldquo;نباید روی قتل اسرارآمیز &laquo; مسعود دلیلی&raquo; در پادگان اشرف توقف نمود، باید به اصل مسئله پرداخت!&rdquo;</p>
<p>  اما مرگ مشکوک محافظ شخصی مسعود رجوی، با بقیه قتل های درون سازمانی تفاوت دارد. به همین دلیل باید بازبینی نموده و در حد امکان با استفاده از اسناد در دسترس،زوایای تاریک آن را شکافت.چرا که رجوی مدعی است؛&rdquo;مسعود دلیلی مقر مخفی او را لو داده و اگر او نبود، مجاهدین حالا حالا در پادگان اشرف ماندگار بودند!&rdquo;</p>
<p>  رجوی با این استدلال می خواهد تلقین نماید که پادگان اشرف و مرکز فرماندهی و شاید هم محل استقرار او توسط &laquo;مسعود دلیلی&raquo; به دشمنانش لو رفته است.بنابر این هم مستحق مرگ بوده و هم اینکه عاقبت کسانیکه از او جداشده و به او پشت کرده اند، بهتر از &laquo;مسعود دلیلی داخل&raquo; نخواهد بود!</p>
<p>  سناریویی که در فیلم چند ساعته (تحت عنوان ؛ ارتش آزادیبخش منتشر می کند) طراحی گردیده، بر همین مبنا استوار است.اما در همان فیلم تناقضات بسیار زیادی وجود دارد که عدم تمرکز و درهم ریختگی سناریوسازان، مانع از پوشانیدن آن شده است.</p>
<p>  ۱٫در فیلم گفته می شود که مسعود دلیلی فردی وفادار است.در مراحل تعیین تکلیف،گزارشات و انتقادات اش را نوشته و هرگز قصد جدایی نداشته است.اما ناگهان او در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱ همراه با دو نفر دیگر به مقامات عراقی تحویل داده می شوند. مجاهدین در نامه ای به یونامی و دولت عراق، خواستار احقاق حقوق شهروندی &laquo;مسعود دلیلی&raquo; می شوند(معمولا مجاهدین در باره جداشدگان چنین فداکاری نمی کنند، مگر اینکه بعدها انتظاراتی از او داشته باشند).با اینحال آنها تا سه ماه پس از قتل اسرارآمیز او اعلام نمی کنند که مسعود دلیلی ظاهرا از آنها جداشده یا برای ماموریت به خارج از تشکیلات اعزام گردیده است!؟</p>
<p>  ۲٫&laquo;مسعود دلیلی&raquo; پس از اقامتی کوتاه در هتل محل استقرار جداشدگان، درخواست انتقال به هتل دیگری را می دهد که تحت کنترل یونامی و نیروهای عراقی بوده است.اما پس از مدت کوتاهی آنجا را ترک کرده و تا زمان مرگ اش از او خبری نبوده است.یک فرد نظامی به خوبی می داند که هتل محل استقرار جداشدگان،محلی امن بوده و هرگز آنجا را ترک ننموده و درخواست نمی کند که به محلی نامعلوم انتقال یابد.مگر اینکه محل امن و مطمئن تر دیگری وجود داشته باشد.یک فرد تازه جداشده بدون آشنایی کافی ولازم به محیط و قانونمندی های بیرون چگونه می تواند در روزهای اول جدایی آن هم در عراق نا امن برای خود جا و مکان تعیین نماید؟ آیا مسعود دلیلی مجری یک سناریو طراحی شده از پادگان اشرف بود یا اینکه به اندازه یک نیروی امنیتی به همه جا و همه چیز آگاهی و اشراف کافی داشته است؟</p>
<p>  ۳٫در فیلم ادعا شده است؛&rdquo;&laquo;مسعود دلیلی&raquo;از مقر مخفی و زیر زمینی مسعود رجوی در پادگان اشرف اطلاعاتی نداشته است! &ldquo;این قسمت از سناریو اینطور می خواهد القاء کند که هنگام تهاجم و درگیری، مسعود رجوی در سنگر زیرزمینی پادگان اشرف مخفی بوده و او که خیانت کرده اگر به محل مذکور آشنایی داشت، جان رجوی به خطر می افتاد و او نیز کشته می شد.</p>
<p>  این یک دروغ بزرگ است.اولا مسعود رجوی در عراق نبوده و نیست.دوم اینکه من مسعود دلیلی را سالها از نزدیک می شناسم.پروسه تشکیلاتی او را از دره احزاب تا پایگاه منصوری و از آنجا تا سلیمانیه،کرکوک،اشرف،بدیع زادگان،محسن و &hellip; را می دانم.</p>
<p>  پروژه ساخت مقر مخفی مسعود رجوی در ۲ نقطه از پادگان اشرف،توسط مهدی فتح الله نژاد(بهروز)،جواد براعی و حسام، طراحی و تا پایان مرحله ساخت تکمیل گردید.مسعود دلیلی در ساخت این پروژه نقش یکی از افسران امنیت را بعهده داشت و از ابتدا تا انتهای ساخت آن محل حضور فعال داشت.این اماکن از ۱۰ سال پیش تا کنون چندین بار توسط جداشدگان افشا شده است.</p>
<p>  بنابر این اصلی ترین پایه طراحی سناریو رجوی مبنی بر اینکه ؛&rdquo;&laquo;مسعود دلیلی&raquo; مکان مخفی مسعود رجوی و ستاد اش را نمی دانست و اگر می دانست خطر بزرگ تری متوجه مجاهدین و رهبری اش می شد&rdquo;، فرافکنی و یک دروغ بزرگ است.&laquo;مسعود دلیلی&raquo; در پروژه مذکور شبانه روز کار کرده و بهتر از خود رجوی به آن محل اشراف داشت!</p>
<p>  ۴٫جسد &laquo;مسعود دلیلی&raquo; در بازدید نمایندگان یونامی روز ۱۲ شهریور ۲۰۱۲ شمارش و صورتجلسه نمی شود (به این دلیل که شلوار تیره نظامی داشته و چهره اش قابل شناسایی نیست).اما حسن نظام الملکی فیلم ساز رجوی که شکنجه گر بسیاری از جدایی خواهان از جمله خود من در پادگان اشرف بوده، جسد را به نماینده یونامی نشان داده و از مجاهدین سلب مسئولیت می کند.به گفته تلویزیون رجوی، جسد مجهول الهویه به نیروهای محافظ پادگان اشرف داده می شود و آنها جسد مسعود دلیلی را منتقل نموده و به لیست ۵۳ نفره اضافه می کنند.نفر شماره ۵۳ و مجهول الهویه در ردیف یک لیست دولت عراق، که مجاهدین مدت ها آن را از همه مخفی نمودند.</p>
<p>  تلویزیون رجوی در این قسمت از فیلم مدعی شده است، سه ماه طول کشیده تا بتوانند هویت &laquo;مسعود دلیلی&raquo; را کشف نمایند. عجبا!</p>
<p>  ۵٫جالب ترین قسمت برای رقت انگیز نمودن مرگ یک مجاهد از &laquo;لشگر فدایی پادگان اشرف&raquo; دسته پول ایرانی است که در کنار جسد قرار گرفته است.در ناحیه پادگان اشرف، تابستان و زمستان باد می وزد.عجیب است که دسته پولی در کنار جسد از جایش تکان نخورده و وانمود شده است از جیب مقتول که با نیروهای عراقی وابسته به ایران همکاری داشته افتاده است.اما مقتول چگونه توانسته است پس از مرگ پول هایش را از جیب بیرون کشیده و در کنار خود قرار دهد و در میان تند بادی که به میکروفون دوربین سناریو ساز ها برخورد می نماید، اینگونه آرام گرفته باشد؟ این صحنه بطور مشخص برای پیام دادن به افراد جداشده یا آنهایی که خواهان جدایی هستند، طراحی گردیده است.این شگرد کثیف برای تهی کردن و ساکت نمودن افراد جدایی خواه درون کمپ لیبرتی می باشد.</p>
<p>  رجوی این قسمت از فیلم را برای بی اعتبار نمودن جداشدگان طراحی کرده تا همه را شریک قتل ها نموده و از چنین عقوبتی بترساند.تهی نماید و مارک مزدوری بچسباند.اما مگر مسعود دلیلی مزدور کسی یا جریانی بوده است؟!بقول رجوی اگر پس از جدایی به جریانی اعلام وابستگی کرده، چرا او مطلع نشده؟مگر رجوی همه جداشدگان را رهگیری و جاسوسی نمی کنند؟</p>
<p>  استناد به یک مطلب در سایت تابناک ؛&rdquo;مسعود دلیلی در تیم ترور منافقین در استان گیلان عضویت داشت که جنایاتی از جمله ترور فرمانده سپاه لاهیجان توسط این تیم انجام شد. وی در سال ۶۳ از زندان فرار وپس از خروج از کشور به عضویت شورای مرکزی منافقین درآمد و سپس مسوول تیم حفاظت، اسکورت و چک و خنثی مسعود رجوی درآمد. &ndash; ۲۴تیر ۱۳۹۲-سایت تابناک &rdquo; در تناقض با سناریو دنبال شده فیلم تلویزیون رجوی است.این خبر اثبات می کند که مسعود دلیلی اگر هم می خواست، توسط حکومت ایران پذیرفته نشده و به ایران نیز نرفته است.</p>
<p>  از طرف دیگر همه اطلاعاتی که مسعود دلیلی می توانست از پایگاه ها و مخفی گاه های پادگان اشرف داشته باشد، بنا به اعتراف خود مجاهدین، حکومت ایران سال ها پیش از آن داشته است.بنابر این اگر قرار بوده مسعود دلیلی توسط نیروهای عراقی یا حکومت ایران به قتل برسد، سناریوهای بسیار ساده تری می توانست در بغداد اتفاق بیافتد که نیافتاده است.مجاهدین ادعا می کنند قتل ۵۳ نفر توسط نیروهای دولت عراق و به درخواست حکومت ایران انجام گرفته است.</p>
<p>  مجاهدین می گویند، مسعود دلیلی، نیروهای عراقی را به قصد کشتن مسعود رجوی و فرماندهان مجاهدین به پادگان اشرف کشانده است.اما چون مسعود دلیلی اطلاعاتی از محل مخفی شدن مسعود رجوی در پادگان اشرف نداشته، به همین دلیل نیروهای عراقی موفق به کشتن مسعود رجوی نمی شوند.آنها نیز از مسعود دلیلی انتقام گرفته و او را در مسیر بازگشت به قتل می رسانند.</p>
<p>  حال باید پرسید، اگر تابحال هیچ کسی مسئولیت حمله به پادگان اشرف رانپذیرفته، کدام نیروی مهاجم از خود رد پا می گذارد؟اگر نیروهای عمل کننده آنقدر عجله داشته اند که تفاوت بنزین با گازوئیل را ندانسته و روی ماشین ها بجای بنزین گازوئیل ریخته بودند و به همین دلیل آتش نگرفته، چگونه در آرامش، مسعود دلیلی را به قتل می رسانند و صورت اش را با بنزین می سوزانند تا شناخته نشود و در کنار او چند دسته پول ایرانی قرار می دهند؟ برای مهاجمانی که رجوی از آنها تحت عنوان نیروهای ویژه و متخصص یاد می کند،که هیچ اثری از خود بجا نگذاشته اند، چنین رد پایی با سناریو جنایی-پلیسی مجاهدین در تناقض نیست؟</p>
<p>  تمایل نداشتم در این مورد بنویسم.اما واقعیت ها را باید گفت.نزدیک به ۱۰۰۰ جداشده از سازمان مجاهدین در ایران زندگی می کنند.این عده سیاست را کنار گذارده و به سمت زندگی رفتند.اکثریت قریب به اتفاق آنان صاحب زندگی جدید شده، ازدواج کرده و زن و بچه دارند و بدون اینکه شناخته شوند، مثل بقیه مردم در بین هفتاد میلیون ایرانی زندگی می کنند.برخی از آنها در عملیات های تروریستی شرکت داشتند.اما گویا بخشوده شده اند.و پس از مدتی زندان آزادشان کرده اند.آنها که می خواستند سیاسی باقی بمانند یا به ایران نرفتند یا اینکه نتوانستند در ایران زندگی کنند و مسیر زندگی و فعالیت در اروپا را پیش گرفتند.</p>
<p>  به هر حال طبق نوشته دو سال پیش سایت تابناک که رجوی به آن استناد می کند، &laquo;مسعود دلیلی&raquo; نه به ایران رفته و نه اینکه می تونست برود!هیچ گونه فعالیتی نیز با جداشدگان و منتقدین نداشته است.من خودم تا زمانیکه تلویزیون رجوی اعلام کرد، از وضعیت او اطلاعی نداشتم.اطلاعات ویژه و دست اولی نیز نداشته است.الزامی به جاسوسی بر علیه رهبری مجاهدین نیز نداشته است.اما گویا مجاهدین می دانستند که او پس از یک ماه اقامت در بغداد به کجا رفته است!</p>
<p>  به عکس ها نگاه کنید، &laquo;مسعود دلیلی&raquo; قبل از مرگ شکنجه شده است.دست ها،کمر،پشت و در صورت او آثار شکنجه وجود دارد.و جالب تر اینکه یک شکنجه گر بسیار ماهر مجاهدین(حسن نظام الملکی-سردسته اطلاعات رجوی که در سال ۱۳۸۰ همراه با مهدی ابریشمچی مرا زندانی نموده، در زندان پادگان اشرف شکنجه کرده،با او استخوان قفسه سینه ام را شکست، در گوشه چشم هایم خودکار فرو کرد، لاله هر دو گوش ام را پاره کرد و &hellip;) در باره قتل &laquo;مسعود دلیلی&raquo; فیلم جنایی ساخته و گزارش تهیه کرده است.</p>
<p style="text-align: center;"><img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/MEK/MEK_Victim/Dalili/Dalili_Masud_1.jpg" style="width: 400px; height: 243px; margin: 10px;" /></p>
<p style="text-align: center;"><img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/MEK/MEK_Victim/Dalili/Dalili_Masud_2.jpg" style="width: 400px; height: 238px; margin: 10px;" /></p>
<p>  این عکس ها توسط مجاهدین منتشر شده است.اما حقایق زیادی در همین عکس ها وجود دارد.شلوار مسعود دلیلی سبز تیره رنگ متلعق به یکان هوایی خود مجاهدین بوده و مربوط به افراد مهاجم نیست.کمر بند او چرمی معمولی است.کفش هایش، کفش ورزشی سفید رنگ است که اعضای مجاهدین در پادگان اشرف استفاده می کردند.و جالب تر از همه نحوه قرار گرفتن پول های ایرانی و عکسی که در لابلای پول ها برجسته شده است!</p>
<p>  طبق سناریو مجاهدین، مهاجمانی که ۵۲ نفر از آنان را کشته اند، وقتی می فهمند که مسعود رجوی در پادگان اشرف نیست، او را به دلیل اینکه اطلاعات دقیق نداده به قتل می رسانند.رجوی در فیلم مزبور چندین بار این موضوع را برجسته کرده و اشاره نموده است، مسعود دلیلی اطلاعات زیادی از پادگان اشرف داشته اما تنها جایی که از آن مطلع نبوده، مقر مخفی مسعود رجوی در ستاد ارتش بوده است که یک دروغ بزرگ است و در محتوای این مطلب به تناقض های سناریو مجاهدین اشاره کردم.</p>
<p>  اخبار،فیلم و عکس های منتشر شده می گویند، مسعود دلیلی هیچ وقت جداشده نبوده و با هیچ جداشده ای علنا در ارتباط نبوده است.هیچ وقت با عراقی ها یا حکومت ایران همکاری ننموده، بلکه برای یک ماموریت اطلاعاتی از پادگان اشرف خارج شده و پس از مدتی کوتاه در بغداد ناپدید می گردد.از آن موقع تا درگیری در پادگان اشرف نزدیک به دو سال گذشته است.از زمان کشته شدن ۵۳ نفر در پادگان اشرف تا کنون نیز ۳ ماه می گذرد.پس از این مدت طولانی،تلویزیون رجوی به یک باره تقصیر ها را به گردن یک مقتول می اندازد.مقتولی که عکس ها و فیلم هایش دست رجوی و جسد اش در اختیار عراقی ها است.فردی که مشخص نیست چگونه و با چه وسیله یا وسایلی به قتل رسیده است؟ چرا که تلویزیون رجوی در هیچ یک از قسمت های فیلم به نحوه کشته شدن او اشاره ننموده، جای گلوله بر بدن او مشخص نبوده و فقط تاکید شده او توسط مهاجمان به قتل رسیده است.تا به این شکل کلاف سردرگم دیگری به قتل ها و مرگ های اسرار آمیز فرقه رجوی افزوده گردد!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15374">مرگ اسرار آمیز«مسعود دلیلی»، مجاهد مجهول الهویه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15374/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چه کسانی مسئول کشتار در کمپ لیبرتی هستند؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15318</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15318?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Dec 2013 07:41:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کمپ موقت ترانزیت لیبرتی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فرا فکنی های مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/12/29/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%85%d9%be-%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%b1%d8%aa%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>وقتی رجوی نمی پذیرد، دیگران چه می توانند بکنند؟ رجوی فرصت های بسیار زیادی داشت تا جان اعضای سازمان در عراق را نجات دهد.او با اشراف و آگاهی کامل، به همه درخواست ها پاسخ منفی داد.حتی پیشنهاد های سازنده یونامی و دولت آمریکا را نپذیرفت.رجوی هنوز هم فرصت دارد.اما نه با شیوه ای که تا کنون خواسته و دیکته کرده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15318">چه کسانی مسئول کشتار در کمپ لیبرتی هستند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آمریکا؟</p>
<p>  سازمان ملل؟</p>
<p>  نوری المالکی؟</p>
<p>  جمهوری اسلامی؟</p>
<p>  گروه های مسلح عراقی؟</p>
<p>  اعضای محصور در کمپ لیبرتی؟</p>
<p>  مریم و مسعود رجوی؟</p>
<p>  خبرگزاری ها گزارش دادند که پنجشنبه شب ۵ دیماه ۱۳۹۲ برابر با ۲۶ دسامبر ۲۰۱۳، شلیک چند خمپاره به کمپ لیبرتی، منجر به کشته شدن ۳ عضو مجاهدین و زخمی شدن ۵۰ تن از ساکنان کمپ لیبرتی شده است.خبرگزاری رویترز گفته است &laquo;ارتش مختار&raquo; یک گروه شبه نظامی عراقی مسئولیت این حمله را بر عهده گرفته است.</p>
<p>  برای درک این خبر و وقایعی که تاکنون موجب مرگ تعدادی از اعضای مجاهدین گردیده، می بایست جوانب مهم آن را بررسی و یادآوری نمود.</p>
<p>  درگیری و تروریسم در عراق</p>
<p>  فقط در ماه گذشته نزدیک به ۱۰۰۰ عراقی در حمله گروه های نظامی و تروریستی در عراق جان خود را از دست داده اند.بنا به گزارش خبرگزاری ها از ابتدا تا انتهای سال ۲۰۱۳ نزدیک به ۱۰٫۰۰۰ نفر جان خود را در بمب گذاری ها، درگیری گروه های متخاصم و حملات انتحاری تروریست ها جان خود را از دست داده اند.</p>
<p>  این حملات نشان از گسترده شدن درگیری بین گروه های سنی،شیعی و القاعده در عراق است. کردها و مسیحیان عراقی نیز از چنین حملاتی مصون نمانده اند.چند روز پیش در آستانه کریسمس،دو حمله بمب گذاری شده به یک کلیسای ارامنه در بغداد، ۳۴ کشته و ۵۰ زخمی برجای گذارد.قتل عام ۱۵ کارگر ایرانی خط لوله گاز،کشتار ۳۶ زائر شیعه، حمله انتحاری به مرکز یک خبرگزاری، حمله انتحاری به کردها،کشتار زائران ایرانی و &hellip; ده ها نمونه دیگر سرتیتر خبرهای روزمره فعالیت یک ماه گذشته تروریسم در عراق است.</p>
<p>  عراق پس از سقوط صدام حسین</p>
<p>  با سقوط صدام حسین در عراق، گروه های تروریستی منطقه و برخی کشورهای عربی که به دنبال نفوذ بودند، پشتیبانی مالی،تجهیزاتی و نیرویی خود را در حمایت از تروریسم و بطور مشخص بازماندگان صدام حسین و القاعده، به عراق سرازیر نمودند.آنها ابتدا با نیروهای آمریکایی و سپس با قومیت های مختلف وارد جنگ برادر کشی شدند که همچنان ادامه دارد و ظاهرا پایانی بر آن متصور نیست.</p>
<p>  فعالیت های مجاهدین در عراق</p>
<p>  ۳۱ سال است که سازمان مجاهدین حضور مستمر و بی وقفه در عراق دارد. بخش عمده این سالها و حضور رهبرانشان در عراق توسط صدام حسین حمایت می شد.آنها با حمایت مالی و تسلیحاتی صدام حسین، عملیات های زیادی را در عراق و ایران انجام داده و در این دوران بیش از ۱۵۰۰۰ نفر را در داخل ایران به قتل رساندند.این کشتار مختص ایرانی ها نبود.مجاهدین در دوران انتفاضه و در حمایت از صدام حسین،دست به عملیات و کشتار وسیعی زدند که به کرد کشی و شیعه کشی در عراق معروف است.به این شکل علاوه بر جمهوری اسلامی و مردم ایران،دشمنان دیگری را به لیست خود افزودند.دشمنانی که ریشه عمیقی در عراق داشته و دو سوم عراقی ها را شامل می گردد.</p>
<p>  پس از سقوط صدام حسین و حضور نیروهای آمریکایی در پادگان اشرف، سازمان مجاهدین پشتیبانی همه جانبه از گروه های باقیمانده صدام حسین را پذیرفته،آنها را سازماندهی و متشکل نمودند.هدف مجاهدین براندازی دولت عراق و برپایی دولتی سنی مذهب بود تا از حضور آنان در پادگان اشرف و عراق حمایت نماید.مجاهدین برای رسیدن به این هدف، بیش از ۳۰ نشریه،انجمن،حزب،روزنامه وتلویزیون دایر نمودند که از پادگان اشرف،اردن و فرانسه حمایت لجستیکی می شد.مجاهدین در مشارکت با گروه های سنی مذهب که از طرف القاعده نیز حمایت می شد، علنا خواستار سرنگونی نوری المالکی گردیده، تظاهرات و راهپیمایی های زیادی را بر علیه دولت وقت عراق سازماندهی و پشتیبانی نمودند.رجوی به این شکل خود را وارد درگیری های خانوادگی و فرقه ای در عراق نمود به این امید که بتواند در پادگان اهدایی صدام حسین اقامت دائمی و مستمر داشته باشد.</p>
<p>  امنیت رهبران مجاهدین و در تیررس قرار گرفتن اعضای محصور</p>
<p>  رهبران مجاهدین قبل از تسخیر کامل عراق توسط نیروهای آمریکایی، نیروهای خود را در پادگان اشرف جا گذاشته و به کشورهای اروپایی فرار کردند.استراتژی رجوی در این دوران ماندگاری و پایداری در پادگان اشرف و براندازی دولت عراق بود.</p>
<p>  مدتی گذشت و آمریکایی ها در چند مرحله به رهبران مجاهدین پیام دادند که در حال تحویل دادن کشور به عراقی ها هستند.اگر بخواهید می توانید از عراق خارج شده و در کشورهای عربی یا اروپایی پراکنده گردید.اما رهبری مجاهدین پیشنهاد آمریکایی ها را نپذیرفت و بالعکس برای ماندن در پادگان اشرف اصرار ورزید.سیاست رجوی مبنی بر ماندگاری و پایداری در پادگان اشرف،دخالت در امور عراق، براندازی دولت و تحریک دشمنان خود در عراق بود.نوارهای منعکس شده از پادگان اشرف نشان می دهند که حتی از آنجا استراتژی &ldquo;بیا بیا&rdquo; تدوین نموده و دشمنان خود را تشویق به حضور و جنگ در پادگان اشرف نمود.</p>
<p>  آنها دو بار در پادگان اشرف و کمپ لیبرتی توسط نمایندگان سازمان ملل و سیستم پناهندگی مورد مصاحبه انفرادی قرار گرفتند.اما دستور رهبری به همه اعضا این بود که اگر گفته شد؛ &ldquo;کجا و چه مکانی را برای اقامت و پناهندگی می خواهید&rdquo;، همگی باید پاسخ بدهند،&rdquo;پادگان اشرف&rdquo;!آقای مارتین کوبلر که آنموقع نماینده یونامی در عراق و کمپ مجاهدین بود، گزارش داد که آنها نمی خواهند به کشور دیگری پناهنده شوند و می خواهند در پادگان اشرف وعراق بمانند.</p>
<p>  مریم و مسعود رجوی نیز در موضع گیری های متوالی به آمریکایی ها و یونامی گوشزد نمودند که فقط پادگان اشرف را بر می گزینند و بیرون از عراق نخواهند رفت.نهایتا آنها پس از رایزنی های مختلف به آمریکایی ها اعلام نمودند؛ یا آمریکا یا اشرف!</p>
<p>  همه اینها در شرایطی بود که مسعود رجوی،مریم رجوی و سایر رهبران برجسته مجاهدین در سال ۲۰۰۳ از عراق فرار نموده و خود را به خانه های امن در کشورهای غربی رسانده بودند.آنها خارج از گود، اعضای محصور در پادگان اشرف و کمپ لیبرتی را به سمت خواسته هایشان هدایت و فرماندهی می نمودند.جایی که حضور آنها پس از سقوط صدام حسین جز قتل عام و کشتار دسته جمعی نمی توانست معنای دیگری داشته باشد. یکی از دلایل اصلی چنین انتخابی این بود که حتی یک نفر نتواند از آنان جداشده، به سمت زندگی خود رفته و به دنیای آزاد دسترسی داشته باشد. تجربه ۲۰۰ عضو انتقالی مجاهدین از کمپ لیبرتی به آلبانی و جدایی بسیاری از تشکیلات مجاهدین، صحت این برداشت را تایید می نماید.</p>
<p>  در این میان دشمنان رجوی نیز بیکار ننشستند.به موازات فعالیت های گروه رجوی بر علیه دولت عراق و مشارکت گسترده آنان با گروه های تروریستی القاعده و بازماندگان صدام حسین، به پایگاه آنان حمله شد.ده ها نفر کشته و مجروح محصول سیاست های رهبری مجاهدین در قبال رویکرد آنان نسبت به دولت عراق،همدستی با بازماندگان صدام حسین برای سرنگونی دولت نوری المالکی،فعالیت بر علیه گروه های شیعی و گسترش استراتژی &ldquo;بیا،بیا&rdquo; به دشمنان از پادگان اشرف می باشد.چیزی که تا کنون امنیت رهبران خارجه نشین مجاهدین را تامین نموده اما اعضای محصور و در دسترس آنان را در تیررسی دائمی دشمنان دیرین قرار داده است.</p>
<p>  چه باید کرد؟ چه کسی را باید محکوم نمود؟</p>
<p>  من با هرگونه کشتار و قتل مخالف بوده و آن را محکوم می کنم، همانگونه که با تروریسم مجاهدین بر علیه مردم ایران، تهدید منتقدان،جداشدگان و دگر اندیشان توسط مجاهدین مخالف هستم.</p>
<p>  اما داستان مجاهدین و رهبرانشان فراتر از نرم های سیاسی و اجتماعی است. معتقدم اگر آن ۳۰۰۰ نیروی محصور در کمپ لیبرتی به منطقه ای آزاد و امن منتقل گردند، کسی برای رجوی باقی نخواهد ماند. آنها تا زمانی که در حصار تشکیلات قفل شده اند، حق انتخاب آزاد و آگاهانه را ندارند.رجوی باید دست از سر آنان بردارد.تا زمانیکه رجوی مدعی بوده و خود را قیم آنان می داند، هیچ کشوری به یک گروه با سابقه تروریستی بصورت متشکل و در هیات یک سازمان پناهندگی نخواهد داد. برای چندمین بار می گویم، رجوی در فاصله بین سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۴ می توانست جان همه آنها را نجات دهد.همانگونه که جان خود و ۳۰۰ تن را نجات داده و به کشورهای غربی گریختند.مهدی ابریشمچی و برخی دیگر از فرماندهان مجاهدین که سابقا مرا در پادگان اشرف زندانی کرده و شکنجه می نمودند،پس از سقوط صدام حسین و با مجوز نیروهای آمریکایی توانستند عراق را ترک گفته و به فرانسه و سایر کشورهای اروپایی پناه ببرند.به همین دلیل بقیه نیز می توانستند نجات یابند اما رجوی نپذیرفت.لشگر فدایی تشکیل داد تا قطره قطره آب شوند و یک به یک از بین بروند تا سر او در جایی دیگر به سلامت باشد!</p>
<p>  وقتی رجوی نمی پذیرد، دیگران چه می توانند بکنند؟ رجوی فرصت های بسیار زیادی داشت تا جان اعضای سازمان در عراق را نجات دهد.او با اشراف و آگاهی کامل، به همه درخواست ها پاسخ منفی داد.حتی پیشنهاد های سازنده یونامی و دولت آمریکا را نپذیرفت.رجوی هنوز هم فرصت دارد.اما نه با شیوه ای که تا کنون خواسته و دیکته کرده است.</p>
<p>  او باید اهرم های تشکیلاتی را از سر راه اعضای محصور در کمپ لیبرتی برداشته و همه اعضا را آزاد بگذارد تا خود انتخاب کنند.این را باید رسما وبصورت علنی به مجامع بین المللی و دولت عراق اعلام نماید.</p>
<p>  رجوی، باید اعلام نماید که هیچ مسئولیتی در قبال ۳۰۰۰ ساکن لیبرتی نداشته و ا زهم اکنون مسئولیت سرنوشت همه آنان با یونامی و سازمان ملل متحد است!</p>
<p>  این تنها راه حفظ و احترام به جان اعضا و پذیرش پناهندگی آنان در عراق، کردستان عراق یا دیگر کشورها می باشد.در غیر اینصورت مسئول باز هم رجوی خواهد بود.همانگونه که تا کنون مسئولیت همه عواقب به گردن رجوی بوده و روزی باید در قبال چنین وقایعی پاسخگو باشد!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15318">چه کسانی مسئول کشتار در کمپ لیبرتی هستند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15318/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وظیفه انسانی قربانیان، منتقدین و جداشدگان در قبال گروه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15252</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15252?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Dec 2013 09:44:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض و افشاگری نسبت به عملکرد مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/12/17/%d9%88%d8%b8%db%8c%d9%81%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%85%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%b4/</guid>

					<description><![CDATA[<p>پاشنه آشیل گروه رجوی در فعالیت های حقوق بشری و افشای نقض حقوق انسانی اعضای جدایی خواه و فریب خوردگان تشکیلات مجاهدین است.پاشنه آشیل مجاهدین در ترورهایی است که از ۴۰ سال پیش شروع شده و اکنون در قالب ها و شکل های مختلف از عراق تا کشورهای اروپایی گسترش یافته و برای جامعه بین المللی به چهره ای کریه و غیر قابل تحمل تبدیل گردیده است.پاشنه آشیل رجوی در باز گرداندن او به لیست جادویی تروریسم بین المللی است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15252">وظیفه انسانی قربانیان، منتقدین و جداشدگان در قبال گروه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>کسانیکه &ldquo;اعتصاب غذای تشکیلاتی&rdquo; را &ldquo;نبردی پیروزمند برای آزادی&rdquo; نامیده و وسیله ای برای باج گیری از جوامع بین المللی کرده اند،بدون شک در مسیر ضد انسانی و برای هر چه بیشتر به کشتن دادن اعضای محصور در کمپ لیبرتی تلاش می نمایند.این افراد بلندگویی برای توجیه کشتار سازماندهی شده اعضا، و وسیله ای برای انحراف ارگان های حقوق بشری می باشند.</p>
<p>  در کدام نقطه از جهان،قاتلان،شکنجه گران و آنهایی که مانند مریم رجوی حکم اعدام برای اعضای قربانی امضا نموده اند، به این صراحت می توانند راجع به حقوق بشر دروغ بگویند.</p>
<p>  مریم رجوی باید از زندان ها و شکنجه گاه های مجاهدین در پادگان اشرف سخن بگوید. درباره زنان ناراضی، مرگ ها،خودکشی ها و تاراج هست و نیست آنها سخن بگوید.مریم رجوی بجای سخنرانی در باره &ldquo;رحم&rdquo; و&rdquo;مروت&rdquo; و &ldquo;حقوق بشر&rdquo; پاسخ دهد که چرا برای اعضای ناراضی درون مجاهدین و آنهایی که خواهان جدایی بودند،حکم اعدام امضاء نموده است؟ در حکم اعدامی که رجوی در سال ۱۳۸۰ و در برابر ۴۰۰۰ نفر برای من صادر کرد،فقط یک امضای دیگر وجود داشت و آن هم امضای مریم رجوی بود!</p>
<p>  لابی گری در اروپا و غرب یک شغل پردرآمد محسوب می گردد. افراد یا شرکت هایی که در مسیر شناخته شده سیاست،حقوق بشر و &hellip; تحت عنوان لابی های مارک دار فعالیت می نمایند جزو این دسته می باشند.آنها کاری با درست یا غلط بودن پروژه واگذار شده ندارند.شرکت های لابی بر اساس طرح، ساعت کار،شرکت در جلسه،سخنرانی یا فعالیت در پروژه دراز مدت، پول دریافت می کنند.مالیات هم می دهند.به همین دلیل با جنس کاری که انجام می دهند ارتباط عقیدتی،سیاسی،اجتماعی یا قضایی و عدالت محور ندارند.مهم، انجام عمل مورد نظر در برابر قرارداد توافق شده است. و پولی که مابه ازاء آن دریافت می کنند.</p>
<p>  درباره &ldquo;لابی&rdquo; و &ldquo;لابی گری&rdquo;،تعاریف بسیار گویا و کوتاهی در ویکی پدیا وجود دارد؛</p>
<p>  &ldquo;لابی&zwnj;گری:</p>
<p>  در علوم سیاسی، لابی&zwnj;گری (به انگلیسی: Lobbying)&rlm; یک عمل و حرفه ویژه است که منظور آن تلاش برای گسترش نفوذ یک دیدگاه و نقطه نظر مشخص در دستگاه حکومتی یک کشور یا در افکار عمومی است.</p>
<p>  در برخی از کشورها دفترهای ویژه&zwnj;ای به نام &laquo;دفاتر لابی&zwnj;گری&raquo; وجود دارد که در ازای دریافت پول به تلاش برای پیشبرد حمایت از یک دیدگاه خاص به&zwnj;وسیله نفوذ در دولت و افکار عمومی می&zwnj;پردازند.</p>
<p>  لابی&zwnj;گرها با کمک و بکارگیری روش&zwnj;های حقوقی و مدیریت مفید روابط اجتماعی کوشش در رسیدن به اهداف خود دارند.</p>
<p>  لابی (به انگلیسی: Lobby)&rlm;:</p>
<p>  به گروهی گویند که در اوضاع سیاسی کشوری از طرق مختلف قانونی سعی در اعمال نفوذ و پیشبرد دیدگاه خود را داشته باشد.</p>
<p>  لابی از کلمه Lobbyrun به معنی راهرو استخراج شده&zwnj;است (از این رو الفاظی مانند لابی هتل لابی مجلس و&hellip;در اخبار و محاورات روزنامه نگاری به کار برده می&zwnj;شود). این واژه در ادبیات سیاسی به معنی اعمال نفوذ بر سیاست&zwnj;مداران بویژه بر نمایندگان مجالس است. اولین بار کلمه لابی و لابی گری در فرهنگ سیاسی ایالات متحده آمریکا بکار گرفته شد. لابی در ایالات متحده آمریکا بسیار گسترده و فراگیر است.</p>
<p>  در یک تعریف کلی، گروه&zwnj;های ذی&zwnj;نفوذ لابی به آن دسته از گروه&zwnj;هایی گفته می&zwnj;شود که برای تأثیرگذاری بر روند تصمیم&zwnj;گیری&zwnj;های سیاسی &ndash; اجتماعی و تامین منافع خاص خود عمل می&zwnj;کنند.</p>
<p>  در این میان آنچه که یک گروه ذی نفوذ را از یک حزب مجزا می&zwnj;کند، بی&zwnj;علاقگی این گروه&zwnj;ها برای معرفی نامزد درانتخابات است. به عبارت دیگر در حالی که احزاب در تلاش هستند از طریق شیوه&zwnj;های مسالمت آمیز قدرت وارد ساخت قدرت شوند، گروه&zwnj;های فشار تنها به&zwnj;دنبال تأثیر گذاری بر دولتمردان و روند تصیم گیری هستند. &ndash; ویکی&zwnj;پدیا، دانشنامهٔ آزاد&rdquo;</p>
<p>  گروه رجوی بیش از سی سال است که با این ابزار موثر آشناست و تا آنجا که می تواند از آن استفاده می نماید.حضور افرادی مانند؛&rdquo;رودی جولیانی،مایکل موکیزی،لویس فری،هاوارد دین،ویدال کوادراس،استیونسون،کندی،شهرداران برخی شهرک های فرانسوی،برخی دیگر از مقامات سابق آمریکایی،فرانسوی،الجزایری،بلژیکی،عربی و &hellip;&rdquo; در جلسات مریم رجوی، شامل زنجیره ای از اقدامات لابی گری برای پیشبرد اهداف مجاهدین است که مابه ازاء دریافت پول صورت می گیرد.</p>
<p>  تصور برخی ایرانیان از شغل &ldquo;لابی گری&rdquo; و &ldquo;لابی ها&rdquo; تا آنجا که به دریافت پول یا پرداخت رشوه بر می گردد،در بسیاری از جهات با واقعیت های روز انطباق ندارد.همانگونه که &ldquo;مایکل موکیزی-دادستان سابق آمریکا&rdquo; یا &ldquo;هاوارد دین&rdquo; و &ldquo;کندی&rdquo; از اینکه اعلام کنند برای شرکت در جلسات مریم رجوی پول دریافت می نمایند،ابایی ندارند.خاصه اینکه در مسیر سیاست های بخشی از جنگ طلبان آمریکایی و اسرائیلی قرار داشته و فعالیت های انجام گرفته شده را منطبق بر استراتژی متقابل آن کشورها بر علیه ایران می دانند!</p>
<p>  بعبارتی ایرانی ها جهان بیرون را اکثرا با معیارهای ارزشی خود و آنچه که خود بدان اعتقاد دارند،محاسبه می نمایند.اینگونه حساب و کتاب های ارزشی، گاها آنقدر زیاد و غلیظ می گردد که فراموش می شود سیاست را با نظام عقیدتی یا ارزش های دادگستری یک فرد،یک دیدگاه،یک ایدئولوژی و یا یک کشور مشخص ننوشته اند.بلکه براساس معیارهای کاملا سیال،غیر اعتقادی،در مواردی غیر انسانی وغیر قضایی بوده و ترفندهای بکار گرفته شده نیز کاملا غیر عادلانه می نماید.نمونه بارز این نوع سیاست، &ldquo;تحریم های بین المللی بر علیه مردم ایران&rdquo;،هماهنگ کردن کشورهای اروپایی تاثیر گذار و به سرانجام رساندن چنین امری است.این نمونه را می توان بزرگترین &ldquo;لابی گری&rdquo; آمریکا در سطح جهانی با متحدین و حتی کشورهای هم جوار بر علیه ایران نامید، که تاثیرات عمیقی بر فاجعه بار شدن وضع معیشتی مردم داشته و دارد.</p>
<p>  در چنین روندی هیچ گونه مرزی بین حقیقت و دروغ وجود ندارد.کسی به دنبال اجرای عدالت نمی باشد.هیچ کسی در فکر احقاق حق مظلومان نیست.نمونه های زیادی در این رابطه وجود دارد که اثبات می کند برای رسیدن به هدف لابی شده از هر ابزاری استفاده می گردد.نقطه ضعف ها یکی از کاربرد ترین مشخصه ها است.نمونه ها در این باره بسیار زیاد است که به تعدادی از آنها اشاره می شود؛،&rdquo;عراق در حال دستیابی به بمب اتمی است-حمله نیروهای ائتلاف به عراق&rdquo;،&rdquo;حکومت ایران تا یک سال دیگر به بمب اتمی دست می یابد-و تکرار سالانه آن توسط نتانیاهو و سایر رهبران اسرائیل&rdquo;،&rdquo;عربستان سعودی بیشتر از ایران حقوق بشر را رعایت می کند&rdquo;،&rdquo;تا شش ماه دیگر حکومت ایران را سرنگون می کنیم- از سال ۱۳۶۰ تا کنون توسط رجوی&rdquo; و &hellip;</p>
<p>  مقدمه فوق و برخی نمونه های بین المللی برای این بود که بدانیم در جهان سیاست و بطور خاص سیاست ایران با چه گروه یا گروه هایی روبرو می باشیم.گروهی که بخشی از سیاست فشاربوده و در هماهنگی بین المللی با سایر لابی گران بزرگ بر علیه مردم ایران فعالیت مستمر دارند!</p>
<p>  باید توجه داشت که بیان حق و حقیقت و آنچه که در دوران اسارت پادگان اشرف یا لیبرتی بر افراد جداشده و منتقد گذشته کافی نیست.از طرفی هر چقدر بر حقیقت پافشاری گردد، لابی ها بیش از حد تصور مانور داده و میز را بر می گردانند.چرا که در دنیای ارتباطات و لابی گری،حرف اول و آخر را پول و قدرت می زند.گروه رجوی هم پول کافی دارد و هم قدرت خرید!</p>
<p>  نمونه هایی که توسط لابی های غربی مجاهدین بر علیه جداشدگان انتشار یافته و هنوز هم ادامه دارد،در مسیر تخریب افکار عمومی ارگان ها،شخصیت ها و مراکز دولتی یا حقوق بشری غربی ها است.چنانچه دیده ایم،رجوی قربانی خود را با توسل به گزارشات بجا مانده از تشکیلات،جعل آنها و همراه نمودن با دروغ های بزرگ از جمله وابستگی به سپاه قدس یا وزارت اطلاعات که در غرب می تواند حساسیت برخی نهادها را برانگیزاند، ترویج و منتشر می نماید.</p>
<p>  در همین مسیر نیروهای درونی خود را نیز وارد می نماید.تا با نوشتن و انتشار سلسله مقالات در سایت های وابسته،تلویزیون و&hellip;، فرد منتقد را هم در ملاء ایرانی ها و هم نزد مقامات قانونی محاصره،شک برانگیز و غیر قابل تحرک نمایند.تاخت و تاز برعلیه جداشدگان شورا و منتقدین فعال مانند دکتر کریم قصیم،دکتر محمد رضا روحانی،ایرج مصداقی،اسماعیل وفا یغمایی،عاطفه اقبال،عفت اقبال،هادی افشار،امیر صیاحی،ایرج شکری،محمد علی اصفهانی و خیل دیگری از جداشدگان بر روی ریل تخریب و ترور شخصیت حرکت می نماید.هدف اینگونه اعمال نیز کاملا مشخص می باشد؛یا سکوت و یا ارعاب و ایزولاسیون!</p>
<p>  بعنوان نمونه، تعدادی از جلساتی که در مسیر افشاگری برگزار شده بود، عوامل شناخته شده مجاهدین از جمله حسن حبیبی و علی اکبرآرمیده به سالن مورد نظر مراجعه نموده و با انتشار و ارائه جعلیاتی عنوان کرده بودند افرادی که قرار است اینجا جلسه برگزار نمایند، از تروریست های بنام سپاه پاسداران بوده و علاوه بر آدم کشی های بسیار در زندان جمهوری اسلامی، جزو تیر خلاص زن ها نیز بوده اند.</p>
<p>  یا شناسایی محل زندگی جداشدگان و منتقدین و ارسال نامه به همسایگان،آژانس و مغازه های اطراف محل سکونت که در فلان خانه مجموعه ای از تروریست های سپاه قدس زندگی می کنند و شما باید آنها را بیرون کرده و به پلیس تحویل بدهید.</p>
<p>  شاید برخی بگویند که اینها بی تاثیر است.مهم تاثیر دروغ های گروه رجوی بر ایرانیان نیست،بلکه مهم تخریب افکار عمومی و ترور شخصیت قربانیان در جامعه غرب می باشد، تا به این وسیله صدا و انتقاد آنان به گوش کسی نرسد.همانگونه که &ldquo;بزرگترین شاعر مقاومت- اسماعیل وفا یغمایی&rdquo; اکنون بعنوان رابط &ldquo;انجمن نجات&rdquo; و &ldquo;نشخوار کننده فضولات جمهوری اسلامی&rdquo; معرفی می گردد.و همینطور هادی افشار،ایرج مصداقی و سایرین.</p>
<p>  داستان جداشدگان، منتقدین و قربانیان گروه رجوی همچنان ادامه دارد،همانگونه که فعالیت لابی های غربی و شعار نویسان درونی بر علیه &ldquo;همرزمان سابق&rdquo; نیز در تداوم می باشد.</p>
<p>  دربرابر ترور شخصیت و دروغ های بزرگ رجوی چه باید کرد؟</p>
<p>  تعدادی ازقربانیان و جداشدگان مجاهدین می گفتند عوامل رجوی با قصد و هدف جاسوسی، رفت و آمدها و محل زندگی شان را تحت نظر داشته و مدام در حال جاسوسی و سم پاشی بر علیه آنان می باشند.برخی می گفتند نمی دانیم ظلم هایی را که رجوی بر ما رواداشته را چگونه باید بیان کنیم تا این گروه دست از سر ما بردارد.تعدادی دیگر نیز با ارسال نامه به مجامع بین المللی به دنبال دادخواهی از خود بودند.و برخی نیز در پی سئوال و سئوالاتی&hellip;</p>
<p>  به همه این عزیزان باید بگویم که برخورد فردی با گروه رجوی یک انحراف بزرگ است.من هیچوقت دشمنی فردی با رجوی نداشته و قصد کینه جویی یا انتقامجویی فردی از این گروه یا رهبری آن را نیز ندارم.&rdquo;رجوی&rdquo; یک فکر و راه باطل است.با این تفکر و چاه ویل باید بصورت قانونمند و علمی رفتار نمود.مشکل ما منتقدان این است که چشم هایمان به ظلم های فردی باز و به ظلم رواشده به یک نسل و انحراف ایجاد شده در جامعه بسته است.از طرفی با دلسوزی نیز نمی توان نقد نمود.دلسوزی برای کسی است که دلی در تپش دارد.افراد یا کسانیکه ابزار ترور شخصیت را رها ننموده و برای فریب بیشتر، لابی های غربی را در مسیر انحراف افکار عمومی بکار می گیرند، لیاقت و شایستگی عرض اندام در جمع ایرانیان ندارند.از نظر من این گروه خیانتی نابخشودنی به مردم ایران و جامعه ایرانیان خارج از کشور روا داشته که در تاریخ گروه های ایرانی منحصر به فرد است.چنین روندی در هیچ یک از گروه های سیاسی ایرانی که سابقا قد و بالای بلندتر از رجوی نیز داشتند و اکنون نیز در صحنه سیاسی ایران حضور دارند،مشاهده نشده است.</p>
<p>  به اعتقاد من،دوران افشاگری های فردی بعد از انتشار گزارش ۹۲ توسط ایرج مصداقی و جداشدن چهره های شاخص و منتقد از شورا، به پایان رسیده است.</p>
<p>  اگر جداشدگان و منتقدین می خواهند فعالیت مفید و تاثیر گذاری در جامعه غرب داشته باشند،حرف ها و انتقاداتشان به درون و بیرون مجاهدین تاثیر بیشتری داشته باشد، باید در قالب جمعیت های متشکل حقوق بشری و حرفه ای متمرکز گردند.</p>
<p>  کسانیکه &ldquo;اعتصاب غذای تشکیلاتی&rdquo; را &ldquo;نبردی پیروزمند برای آزادی&rdquo; نامیده و وسیله ای برای باج گیری از جوامع بین المللی کرده اند،بدون شک در مسیر ضد انسانی و برای هر چه بیشتر به کشتن دادن اعضای محصور در کمپ لیبرتی تلاش می نمایند.این افراد بلندگویی برای توجیه کشتار سازماندهی شده اعضا، و وسیله ای برای انحراف ارگان های حقوق بشری می باشند.</p>
<p>  در کدام نقطه از جهان،قاتلان،شکنجه گران و آنهایی که مانند مریم رجوی حکم اعدام برای اعضای قربانی امضا نموده اند، به این صراحت می توانند راجع به حقوق بشر دروغ بگویند.</p>
<p>  مریم رجوی باید از زندان ها و شکنجه گاه های مجاهدین در پادگان اشرف سخن بگوید.در باره زنان ناراضی،مرگ ها،خودکشی ها و تاراج هست و نیست آنها سخن بگوید.مریم رجوی بجای سخنرانی در باره &ldquo;رحم&rdquo; و&rdquo;مروت&rdquo; و &ldquo;حقوق بشر&rdquo; پاسخ دهد که چرا برای اعضای ناراضی درون مجاهدین و آنهایی که خواهان جدایی بودند،حکم اعدام امضاء نموده است؟ در حکم اعدامی که رجوی در سال ۱۳۸۰ و در برابر ۴۰۰۰ نفر برای من صادر کرد،فقط یک امضای دیگر وجود داشت و آن هم امضای مریم رجوی بود!</p>
<p>  فراموش نباید گردد که ما در برابر پیشرفت و تحولات مردم ایران بسوی بهروزی و جهان عاری از جنگ و تروریسم مسئولیم.در برابر آن ۱۰۰۰ خانواده ای که به مدت ۱۰ سال مقابل پادگان اشرف در انتظار ملاقات بودند و دست آخر رجوی آنها را تحت عنوان &ldquo;سگ های زنجیری&rdquo;،&rdquo;خانواده الدنگ&rdquo; و مزدوران وزارت اطلاعات از عزیزانشان جدا کرد،مسئولیم. ما در برابر خود و نسلی که رجوی آنها را به انحراف کشاند، مسئولیم و به عنوان انسان آگاه در برابر آنهایی که توسط رجوی در لیبرتی افسون شده اند مسئولیت داریم.</p>
<p>  پاشنه آشیل گروه رجوی در فعالیت های حقوق بشری و افشای نقض حقوق انسانی اعضای جدایی خواه و فریب خوردگان تشکیلات مجاهدین است.پاشنه آشیل مجاهدین در ترورهایی است که از ۴۰ سال پیش شروع شده و اکنون در قالب ها و شکل های مختلف از عراق تا کشورهای اروپایی گسترش یافته و برای جامعه بین المللی به چهره ای کریه و غیر قابل تحمل تبدیل گردیده است.پاشنه آشیل رجوی در باز گرداندن او به لیست جادویی تروریسم بین المللی است.</p>
<p>  تقریبا این توانمندی در اکثریت قریب به اتفاق منتقدین، جداشدگان و قربانیان گروه رجوی وجود دارد.گستره فعالیت های انسانی و افشاگرانه،باید به سمت ارگان های دولتی،شوراها،ارگان های حقوق بشری،نهاد های پناهندگی،پارلمان ها و &hellip; باید باشد.تا به این شکل از آثار تخریب گروه رجوی کاسته و آنان را در مسیر پاسخگویی به جامعه،حقوق بشر و قانون قرار داد!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15252">وظیفه انسانی قربانیان، منتقدین و جداشدگان در قبال گروه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15252/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مهدی ابریشمچی، قاتل و شکنجه گر یا مدافع صلح و آزادی!؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15172</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15172?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Dec 2013 07:36:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/12/04/%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%85%da%86%db%8c%d8%8c-%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84-%d9%88-%d8%b4%da%a9%d9%86%d8%ac%d9%87-%da%af%d8%b1-%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b9/</guid>

					<description><![CDATA[<p>ابریشمچی حتما فراموش نکرده است که تابستان سال ۱۳۸۰ شمسی، چگونه پس از فرار و دستگیری ام،روزها مرا در زندان پادگان اشرف زیر شکنجه برده،استخوان سینه ام را در زیر وحشیانه ترین شکنجه ها و با نوک پایش شکست.با حسن نظام الملکی و مهوش سپهری به قصد کور کردنم،چگونه در گوشه چشم هایم خودکار فرو کرد.در حالیکه دست هایم را با دستبند بسته بودند و پاهایم را به زنجیر، چگونه از لاله های دو گوشم گرفته و بالا می کشیدند که در نهایت منجر به پارگی و خونریزی گردید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15172">مهدی ابریشمچی، قاتل و شکنجه گر یا مدافع صلح و آزادی!؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>توافق هسته ای ایران با ۱+۵ در ژنو و کنار رفتن میز جنگ طلبی بر علیه مردم ایران، برخی از سران فرقه تروریستی رجوی را به هذیان گویی واداشته است.</p>
<p>  مهدی ابریشمچی که با نام جعلی &laquo;بهمن تهرانی&raquo; در فرانسه پناهندگی گرفته است، در مقاله ای تحت عنوان &laquo;زنده باد صلح، زنده باد آزادی&raquo;، ضمن یاوه گویی های مکرر باند رجوی در باره &ldquo;پروژه بمب سازی رژیم&rdquo;، مدعی گردیده؛ آنچه در ژنو نصیب ایران و کشورهای غربی گردید،محصول و نتیجه فعالیت های &laquo;مقاومت ایران&raquo; می باشد!</p>
<p>  او در پارگرافی عنوان کرده است؛&ldquo;&hellip; بدون شک آخوندها و جامعه بین المللی خود به خود به این نقطه و توافق ژنو نرسیدند در ایران هرآنچه اتفاق می افتد قبل از هرچیز نتیجه ستیز و نبرد بین رژیم از سویی و مردم و مقاومت یعنی آلترناتیو وهماورد آن از سوی دیگر می باشد &hellip;&rdquo;</p>
<p>  جناب ابریشمچی که تلاش می نماید بلاهت خود و دارودسته عقب مانده رجوی را در پشت سلسله ای از دروغ های تاریخی پنهان سازد،سرتاسر نوشته خود را به شعارگویی در وصف &laquo;پیروزی های مقاومت&raquo; آلوده و مقام شامخ جاسوسی برای بیگانگان بطور خاص اسرائیل، و ترورهای وحشیانه &ldquo;ارتش خصوصی صدام حسین&rdquo; را در قالب &ldquo;ارتش آزادی&rdquo; و &ldquo;تنها آلترناتیو دموکراتیک&rdquo; به دیگران معرفی می نماید!</p>
<p>  جالب اینجاست که با شکست استراتژیک و فروریزی پادگان اشرف درعراق، هنوز دنبال حلوا کردن تتمه &ldquo;ارتش خصوصی صدام حسین&rdquo; برآمده و عناوینی بکار می برد که ضمن عینیت نداشتن،دوران حضور فیزیکی آن نیز به سر آمده است.اگر تیتر &laquo;مذاکرات ژنو&raquo; از محتوای مقاله او حذف گردد، حرف ها و نوشته هایش با آنچه که ۲۵ سال پیش می گفت، تفاوتی نداشته است.</p>
<p>  ظاهرا او مردم ایران و جامعه ایرانیان خارج از کشور را با &ldquo;تشکیلات تروریستی مجاهدین&rdquo; اشتباه گرفته است.چرا که اینگونه مهمل بافی بی حاصل، نه تنها نشان از بی سوادی او در عالم سیاست را مهر می زند،بلکه نمایشگر دیکته آموزش های سیاسی در تشکیلات رو به انقراض و اضمحلال رفته رجوی است.</p>
<p>  تکرار عمدی دروغ های بزرگی مانند؛ &ldquo;پایگاه گسترده و مردمی مجاهدین در ایران&rdquo;،&rdquo;صلح آن روی سکه جنگ طلبی&rdquo;،&rdquo;سیاست بمب سازی رژیم و افشاگری های مقاومت&rdquo;،&rdquo;افشای جنگ افروزی رژیم در مقابل حکومت دمکراتیک صدام حسین&rdquo;،&rdquo;جام زهر اتمی همانند جام زهر آتش بس&rdquo; و شعارهای پوچ و رنگارنگ دیگر، آچمز شدن باند رجوی در مقابل یک توافق بسیار کوچک در ژنو را نشان می دهد.</p>
<p>  جناب ابریشمچی قبل از هر گونه شعارپردازی،&rdquo;صلح&rdquo; و &ldquo;آزادی&rdquo; را باید ازتشکیلات درهم شکسته رجوی جستجو نماید.</p>
<p>  ابریشمچی حتما فراموش نکرده است که تابستان سال ۱۳۸۰ شمسی، چگونه پس از فرار و دستگیری ام،روزها مرا در زندان پادگان اشرف زیر شکنجه برده،استخوان سینه ام را در زیر وحشیانه ترین شکنجه ها و با نوک پایش شکست.با حسن نظام الملکی و مهوش سپهری به قصد کور کردنم،چگونه در گوشه چشم هایم خودکار فرو کرد.در حالیکه دست هایم را با دستبند بسته بودند و پاهایم را به زنجیر، چگونه از لاله های دو گوشم گرفته و بالا می کشیدند که در نهایت منجر به پارگی و خونریزی گردید.</p>
<p>  ابریشمچی بجای فریبکاری و سردادن شعار &ldquo;آزادی&rdquo;،باید بگوید که چه حقی از &ldquo;آزادی&rdquo; برای من که میخواستم از مجاهدین جداشوم قائل شد؟ من بیشتر عمرو زندگی ام را در سازمان مجاهدین گذرانده بودم.او روزی باید اعتراف نماید که به چه جرمی شخصا مرا شکنجه می کرد؟ او پس از چند ماه زندان مرا با دست و پای زنجیر بسته به بازار شام نشست های &ldquo;طعمه&rdquo; رجوی در قرارگاه باقرزاده کشاند، تا مسعود و مریم رجوی برای زهرچشم گیری از دیگر معترضان، ۸ سال زندان در پادگان اشرف با اعمال شاقه و برگه محکومیت به اعدام را امضا نموده و در برابر چشمان ۴۰۰۰ نفر به من ابلاغ نمایند. آیا جدایی یا فرار از دست گشتاپوی مجاهدین، آن هم در سال های آخر قدرقدرتی صدام حسین جرم بود؟ آیا جدایی از مجاهدین مترادف با مزدوری برای &ldquo;رژیم&rdquo; بود؟</p>
<p>  یادم می آید در پایگاه جلالزاده بغداد که آن روزها خالی از سکنه بود،و با دستبند فلزی بر دست هایم مرا زیر دست و پای خود انداخته و با شقاوتی بی نظیر با نوک پایش به سینه، شکم و پاهایم می کوبید.همراه با شکنجه آنچنان خانواده،پدر،خواهر و مادرم را زیر فحش های رکیک کشیده بود که نمونه هایی از آن را برای اولین بار در عمرم می شنیدم.</p>
<p>  او و حسن نظام الملکی از اولین دقایق صبحی که امنیت صدام حسین مراچشم بسته و کتف بسته تحویل او در بغداد دادند، تا ظهر همان روز به وحشیانه ترین شکل شکنجه ام کردند.او از اینکه نیروهای امنیت و گارد ریاست جمهوری صدام حسین، حکم تیر رجوی را اجرا ننموده و زنده تحویل داده بودند ناراحت بود.او درحالی که مرا زیر رگبار مشت و لگد خود گرفته بود، فریاد می زد این &ldquo;مزدور&rdquo; را باید همانجا تیر خلاص می زدند.برای چی زنده تحویل داده اند؟</p>
<p>  من آنروز و روزهای بعد که مهدی ابریشمچی همراه با حسن نظام الملکی،مهوش سپهری و تعدادی از زنان شورای رهبری هر شب تا صبح در حالیکه دست ها،پاها و چشم هایم بسته بود، شکنجه ام می کردند، چهره وحشی و گرگ صفت او را نمی توانم فراموش کنم.</p>
<p>  او بود که در اولین روز پس از ۸ ساعت شکنجه مستمر و شکستن استخوان قفسه سینه ام، به زندانبانان دستور داد او (جواد فیروزمند) را به زندان خودمان در پادگان اشرف ببرید تا آنجا به حرف اش بیاوریم!</p>
<p>  مهدی ابریشمچی حتما فراموش نکرده است که یک دهه قبل از آن واقعه و در جلسه ای با معاون وزیر دفاع صدام حسین در محل ستاد ارتش در پادگان اشرف که من نیز حضور داشتم چه مکالماتی بین او و معاون وزیر صدام حسین رد و بدل شد؟</p>
<p>  مشکل تشکیلات رجوی در آن روز ها این بود که ارتش صدام حسین، آنها را ابتدا در حد یک تیپ پیاده و بعدها ماکزیمم در حد یک لشگر پیاده پشتیبانی می نمود.نوع پشتیبانی و مقدار پول و تجهیزاتی که از وزارت دفاع و سازمان امنیت صدام حسین به رجوی می رسید با برآورد آنها از سطح توانایی های نظامی تفاوت داشت.دعوای رجوی با ارتش صدام حسین این بود که مجاهدین استعداد یک لشگر زرهی را دارند و باید در حد یک لشگر زرهی از آنان پشتیبانی گردد و نه یک لشگر پیاده!</p>
<p>  معاون وزیر دفاع صدام حسین به همین دلیل به پادگان اشرف آمده بود تا پس از بازدید، تحقیق و برگزاری جلسه با سران سازمان، به وزیر دفاع و سازمان امنیت صدام گزارش بدهد که مجاهدین مستحق چه رده ای از پشتیبانی هستند؟ پس از چند ساعت بازدید جلسه ای در محل ستاد ارتش رجوی برگزار گردید.شرکت کنندگان در آن جلسه عبارت بودند از؛ معاون وزیر دفاع صدام حسین،محبوبه جمشیدی(رئیس ستاد ارتش آن دوران)،زهره اخیانی(مسئول اول فعلی مجاهدین در لیبرتی و رئیس پشتیبانی و لجستیک آن دوران)،مهدی ابریشمچی،عباس داوری،حسین مدنی(که در وقایع اخیر پادگان اشرف کشته شد)،احمد افشار(به عنوان مترجم) و جواد فیروزمند به عنوان فرمانده ومسئول خودروهای چرخدار مجاهدین.</p>
<p>  در آن جلسه هر چه اصرار از طرف سران سازمان میشد به گوش معاون وزیر دفاع فرو نمی رفت.او می گفت ما سازمان کار شما را می دانیم.شما باید نفرات بیشتری به عراق بیاورید تا بتوانید به استعداد یک لشگر زرهی برسید. مهدی ابریشمچی می گفت؛ شما روی کیفیت ما حساب باز کنید.گرچه از نظر تعداد نفر نیز در حد یکی از لشگر های زرهی گارد ریاست جمهوری هستیم.ما ۱۸۰۰ اسیر ایرانی که از شما تحویل گرفتیم را در یکان های رزمی و زرهی سازماندهی کردیم و اکنون به هر دو نفر یک تانک و نفربر داده ایم.این دو نفر جای ۴ نفر کار می کنند.در سازمان ما کیفیت حرف اول را می زند.با اینحال بسیج گسترده ای داده ایم تا هوادارانمان از ترکیه،امارات،کویت،اردن،پاکستان و حتی کشورهای غربی را به اینجا آورده و در &ldquo;ارتش آزادی بخش &rdquo; سازماندهی کنیم.شما اگر بستر لازم را برای ما تهیه نکنید ما نمی توانیم این نفرات را در سازمان کار ارتش وارد کنیم!</p>
<p>  مهدی ابریشمچی حتما فراموش نکرده است که تحت عنوان نفر ارشد رجوی در روابط خارجی با سازمان اطلاعات و امنیت صدام حسین و رئیس کمیسیون صلح و امنیت شورای رجوی، در ستاد روابط خارجی مجاهدین با مسئولی از سازمان اطلاعات وامنیت صدام حسین ملاقات داشته و مابه ازاء ارائه اطلاعات جاسوسی شده از ارتش ایران هر ماه نزدیک به ۳۰ میلیون دلار برای سازمان پول دریافت می کرد.</p>
<p>  ابریشمچی حتما زندان و شکنجه بیش از ۴۰۰ نفر در سال ۱۳۷۳ به جرم واهی جاسوسی برای رژیم در پادگان اشرف را فراموش نکرده است،بعدها او حتما بیاد دارد که چگونه تعدادی از جدایی خواهان و اعضایی که اعلام جدایی کرده بودند را به عوامل صدام حسین و زندان ابوغریب در حوالی بغداد تحویل داد تا در آنجا بپوسند و بمیرند و کسی از سرنوشت آنان مطلع نگردد.او در این جنایت تنها نبود.عباس داوری،احمد افشار،حسین مدنی، حمید باطبی،گیتی گیوه چین یان زاده و حسن نظام الملکی از شرکای تشکیلاتی او در این گونه مراودات بودند.مراوداتی که با اطلاع و دستور مریم و مسعود رجوی انجام می گرفت!</p>
<p>  هنگامیکه در زندان رجوی و در پادگان اشرف اسیر بودم،در یکی از شب ها و پس از شکنجه های وحشیانه رو به من کرد و گفت،یا اسنادی که از تو می خواهیم را امضا کرده و انگشت می زنی یا اینکه در پادگان اشرف و اطراف آن زمین زیاد داریم و اعدامت می کنیم.ابریشمچی اصرار داشت سندی نوشته و امضا کنم که مجاهدین مرا دو ساعت پس از فرارام در جلوی سفارت ایران در عراق دستگیر نموده اند.</p>
<p>  به زعم او و مهوش سپهری من باید می نوشتم و امضا می کردم که در حین رفتن به درون سفارت ایران در عراق و در چند قدمی درب سفارت توسط گشت مجاهدین دستگیر شده ام.اما من هرگز نه قصد رفتن به سفارت ایران را داشتم و نه اینکه در جلوی سفارت دستگیر شده بودم.بلکه من سه روز پس از فرار در منزل تاجری عراقی و توسط نیروهای امنیت عراق دستگیر شدم که خود حدیث مفصلی دارد.دستگیر کنندگان من نیز افسران اطلاعات و امنیت و حدود ۲۰ تن از افراد مسلح گارد ریاست جمهوری صدام حسین بودند.</p>
<p>  اما ابریشمچی می گفت یا اسنادی که ما می گوییم را می نویسی و امضا می کنی یا اینکه مخفیانه اعدامت می کنیم.او می گفت کسی نمی داند که تو الان کجا هستی.آنهایی که متوجه غیبت تو در تشکیلات شده اند،فکر میکنند تو را رژیم در بغداد دزدیده است.مخفیانه اعدام کرده و در گوشه ای دفن می کنیم.اما من هرگز اسناد مورد درخواست رجوی را امضا نکردم.بلکه بعدها وقتی در بازار شام رجوی بودم، پس از مذاکره برای زنده ماندن، چند برگه امضا کردم و انگشت گذاردم که رجوی همانها را نیز برای سیاه نمایی جعل نمود!</p>
<p>  در این رابطه برای روشن شدن اصل موضوع، من همیشه خواسته ام که رجوی نوار ویدئویی محاکمه نا عادلانه ای که مرا به ۸ سال زندان و سپس به اعدام محکوم نمود را از تلویزیون خود بطور کامل پخش کند، تا دیگران بدانند که &ldquo;آزادی&rdquo; به روایت رجوی و مهدی ابریشمچی چه معنایی دارد؟</p>
<p>  بخش اول و علنی این محاکمه ناعادلانه ۱۴ ساعت بود.حدود ۴۰۰۰ نفر در قرارگاه باقرزاده شاهد این رویداد بودند.در همینجا مجددا از رجوی می خواهم، بجای فریبکاری و نشان دادن چند سند جعل شده و شیطان سازی های مستمر، اگر درباره من راست می گویند، نوار ویدئویی آن روز بعلاوه حکم اعدام مرا که خودش و مریم رجوی امضاء نمودند و به همه افراد نیز نشان دادند را از تلویزیون و سایت های مجاهدین بطور کامل پخش و منتشر نمایند.</p>
<p>  ابریشمچی حتما فراموش نکرده است که دو سال پیش جناب &ldquo;ایوبونه&rdquo; در دادگاهی که محکوم گردید، برای کاهش جرم اش به چه چیزهایی معترف شد؟ ایوبونه در برابر قاضی دادگاه اعتراف کرد محتوای نوشته هایش در کتاب جعلی &ldquo;واواک در خدمت آیت الله ها&rdquo; از سر نادانی بوده و تماما از طرف مهدی ابریشمچی و دیگر رابطین سازمان در اختیارش قرار گرفته است.او در این کتاب یک برگ نیز به من اختصاص داده و نوشته بود؛&rdquo; &hellip; جواد فیروزمند چهره کاملا متفاوتی دارد. او تقریباً نمونه کامل مخالف جعلی به ظاهر توبه کرده یی که در واقع یک نفوذی در سازمان بوده است خود را تحمیل می کند و بعد با سر و صدا آن را ترک می کند. تحت عنوان یک بریده او توانست بعد از یک فرار باور نکردنی، کمپین شیطان سازی مجاهدین خلق را که واواک به جریان انداخته بود سوخت برساند. وی که به عنوان داوطلب مجاهدین در کمپ اشرف بود، در ۱۵ ژوئیه ۲۰۰۱ با برداشتن سلاح و تجهیزات و پول فرار می کند و تلاش می کند که به سفارت ایران در بغداد پناهنده شود. توسط پلیس عراق دستگیر می شود، قرار بود در یک دادگاه این کشور به خاطر جاسوسی محاکمه شود. نزد سازمان مجاهدین ابراز ندامت می کند، درخواست عفو از سوی رهبران جنبش می کند، که اشتباه می کنند و به حرف او باور می کنند و به او امکان انتخاب بین بازگشت به اشرف و استرداد به ایران را می دهند. او البته مورد اول را انتخاب می کند تا بتواند مأموریت جاسوسی خود را ادامه دهد. &rdquo; جالب است که در این باره جناب ایوبونه نیز درس شقاوت را بخوبی از رجوی فرا گرفته و در جمله ای تاکید کرده است؛&ldquo;&hellip; که اشتباه می کنند و به حرف او باور می کنند &hellip;&ldquo;</p>
<p>  ابریشمچی حتما به یاد دارد وقتی فهمید من می خواهم وارد دادگاه پاریس شوم،آنقدر ترسیده بود که فکر می کرد می خواهم بعنوان شاهد مرحوم دکتر نراقی در دادگاه شرکت کنم.به همین دلیل در بیرون دادگاه یکی از سرلشگرهای تروریست سازمان بنام محمود ائمی(محسن عباسی) که در جریان ۱۷ ژوئن پرونده قطوری در دادگاه دارد و تعدادی دیگر را برای ضرب وشتم و فحاشی بر علیه من در جلو دادگاه وارد صحنه کرد تا اعمال وحشیانه آنان مانع از ورود من به دادگاه شود.</p>
<p>  مهدی ابریشمچی حتما بخاطر دارد که در جریان گزارش سال۲۰۰۵ دیدبان حقوق بشر&laquo;خروج ممنوع&raquo;،چگونه مژگان همایونفر (همسر سابق) را بر علیه من به بازار تلویزیون رجوی و شهادت دروغ در گزارش &ldquo;استیونسون&rdquo; کشاند تا از من چهره ای جاسوس و مزدور &ldquo;رژیم&rdquo; بسازد.بعد ها سناریو مشابهی را با &ldquo;علی پاک &rdquo; در فرانسه و آلمان طراحی نمود که انتهای همه آنها شکست و ذلت برای دارودسته آبرو باخته رجوی بود.</p>
<p>  این ها نمونه هایی اندک،جزئی و بسیار کوچک از &ldquo;افتخارات&rdquo;ی است که بر دوش مهدی ابریشمچی قاتل مردم ایران،جاسوس و شکنجه گر بسیار کارآزموده رجوی سنگینی می نماید.چنانچه امروز نیز شاهدیم چگونه با افراد جداشده و منتقد در اروپا از جمله با دکتر کریم قصیم،دکتر محمد رضا روحانی،اسماعیل وفا یغمایی،هادی افشار،ایرج مصداقی،ایرج شکری،محمد علی اصفهانی،عاطفه اقبال و &hellip; برخورد می کنند؟ عامل اجرایی این برخوردها در اروپا کسی جز مهدی ابریشمچی نیست!</p>
<p>  او است که از شهرداری ها و شوراهای شهری در منطقه والدواز بر علیه افراد جداشده و منتقد امضا و طومار جمع نموده و برای گسترش پروژه شیطان سازی،آنها را به ادارات دولتی،پارلمان اروپا،حقوق بشر و دوایر امنیتی ارسال می نماید.</p>
<p>  او و زیر دستان تشکیلاتی و برخی اجیر شدگان اروپایی مجاهدین هستند که تلاش می کنند از منتقدین و اعضای جداشده چهره ای شیطانی در سطح بین المللی بسازند.</p>
<p>  او به نمایندگی از رجوی در پروژه شیطان سازی منتقدین دست باز دارد.عوامل تحت امر او از امکانات افراد جداشده و منتقد جاسوسی نموده و آنها را با منابعی جعلی و خودساخته بعنوان افراد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در اروپا معرفی می نماید.تا به این شکل پلیس و نیروی امنیتی کشورهای اروپایی را با جعلیاتی که ارائه می دهند حساس نموده و بر علیه منتقدین بکار گیرند.</p>
<p>  آنها از دیگر گروه های سیاسی ایرانی و اپوزیسیون مستقر در اروپا و آمریکا وحشت دارند. آنها هر منتقد و عضو جداشده ای را به &ldquo;رژیم&rdquo; نسبت می دهند تا به این شکل از پاسخگویی در برابر سیل انتقادات بیرونی و از هم پاشیدگی درونی فرار نمایند.</p>
<p>  همین اواخر خبری بود مبنی بر اینکه مجاهدین در لیبرتی به بهانه جلوگیری از آب گرفتگی اقدام به حفر کانال و سد سازی با بتن آرمه و سیمان نموده اند.تا به این شکل دورتادور کمپ لیبرتی را محصور نموده و از فرار جدایی خواهان جلو گیری نمایند.رجوی دستور داده است بعد از وقایع پادگان اشرف حتی یک نفر نیز نباید و نتواند از کمپ لیبرتی فرار نماید.او گفته است مسئله رده تشکیلاتی مهم نیست.او دستور داده است از هر نوع وسیله و ابزاری استفاده نمایند تا یک عضو ساده با رده تشکیلاتی پایین نیز نتواند از کمپ لیبرتی به جهان آزاد بدون مجاهدین برسد!</p>
<p>  حال با این همه نمونه و فاکت ظالمانه به جناب ابریشمچی باید گفت ؛ &ldquo;صلح&rdquo; و&rdquo;آزادی&rdquo; را از درون تشکیلات رجوی شروع کنید.بگذارید اعضای محصور در کمپ لیبرتی و بقیه پایگاه ها، با انتخابی آگاهانه و آزادانه سرنوشت خود را رقم بزنند.تاریخ جلادان و مردم فروشان را تکرار نکنید.مانند قاتلان و شکنجه گرانی که در حکومت شاه رئیس ساواک شده و پس از گذشت ۴۰ سال، در کتابی شکنجه در زندان های شاه را نفی می کنند،قربانیان خود،شکنجه شده ها،قتل های درونی،افراد جداشده و منتقد را نفی نکنید.چرا که راهی باطل و خودفریبی است.</p>
<p>  مقاله مهدی ابریشمچی را باید با جایگاه فرقه رجوی در میان مردم ایران محک زد.مردمی که از رجوی و فرقه اش متنفر و گریزان می باشند، نمونه ای کامل در رد ادعاهای واهی و منتسب فرقه رجوی است.در میان مردم ایران،جایگاه واقعی ابریشمچی و رهبرانش به همان میزانی است که می توان در میزان تنفر آنان از این گروه جستجو نمود.شعار و داستانسرایی از جانب مردم دردی را دوا نخواهد کرد.بهتر است بجای روایت های ابلهانه در مورد مردم ایران، به شقاوت هایی که در درون و بیرون روی داده و ابریشمچی ها از عاملان اصلی آن می باشند، پرداخته شود.ابریشمچی ها بجای مقاله نویسی در وصف &ldquo;ارتش آزادی&rdquo;یا همان &ldquo;ارتش خصوصی صدام حسین&rdquo; و تاثیرات استراتژی &ldquo;صلح&rdquo; و &ldquo;آزادی&rdquo; در پذیرش توافق ژنو از جانب ایران و ۱+۵،مقداری به پشت سر خود نگاه کرده و به وضع و حال نزار خود و تتمه گیر کرده در عراق و وارفته در اروپا فکر کنند.</p>
<p>  ابریشمچی بهتر است مقداری از آنچه را که زنان جداشده شورای رهبری نوشته و افشا نموده اند بخواند. تا به کیفیت و میزان آزادی زنان در حرمسرای رجوی ببالد،همانند اسفند سال ۶۳ شانه هایش را بالا کشیده و در وصف زن از دست رفته، نظاره گر تلائلو خورشید انقلاب و ماه نشینی مسعود باشد.تا شاید کمی سر عقل آمده و اینگونه ناشیانه واژه هایی مانند &ldquo;صلح&rdquo; و &ldquo;آزادی&rdquo; را به تاریخ ننگین باند رجوی نیآلوده،جاسوسی و وطن فروشی را در ردیف مردم گرایی و میهن پرستی تراز ننماید!</p>
<p>  با همه این احوال،جای جداشدگان، منتقدین،قربانیان آزادی و سلسله بیشماری از سئوالاتشان در نوشته عجولانه ابریشمچی خالی است.او نیز مانند رهبرانش نه تنها هیچ گونه نقد و اشتباهی را در مسیر خیانت بار و به انحراف رفته سی و چند ساله برای مجاهدین متصور نیست،بلکه با روشی کهنه از شارلاتان بازی سیاسی، دنبال استحکام جایگاهی در میانه مذاکرات هسته ای است.جایگاهی که بر توهم این گونه افراد افزوده و چشم آنها را بسوی واقعیتی که در حال رخ دادن می باشد، بسته است.</p>
<p>  در همین رابطه با مرور گوشه ای از آنچه اشاره رفت، مطمئن هستم منتقدین و جدایی خواهانی که امروز در اروپا ساکن می باشند،از &ldquo;آزادی&rdquo; هایی که جناب ابریشمچی نوید داده بی بهره مانده اند.آنها اگر در پادگان اشرف یا یکی از مقر های مجاهدین در عراق حضور داشتند،طعم &ldquo;صلح&rdquo; و &ldquo;آزادی&rdquo; که مهدی ابریشمچی برای مردم ایران بشارت داده را بهتر می توانستند بچشند،مطمئن هستم آنان نیز سرنوشتی بهتر از من و سایر قربانیان فرقه رجوی نصیب شان نمی شد.با اینحال احساس میکنم این بار سنگین روزی بر زمین خواهد نشست و معتقدم افرادی چون مهدی ابریشمچی یا همان بهمن تهرانی جعلی، روزی در مقام پاسخگویی قرار داده خواهند شد!</p>
<p>  مهدی ابریشمچی به جای قصه پردازی در مورد واژه &ldquo;آزادی&rdquo; و مهمل بافی در باره مذاکرات ژنو، اعتراف نماید چه کسانی را شخصا زندانی و شکنجه نموده،زیر برگه اعدام چه کسانی امضا زده،چه کسانی را اعدام کرده، &ldquo;آزادی&rdquo; را از چه کسانی سلب نموده و بر علیه چه کسانی در عراق و اروپا به توطئه چینی و شیطان سازی مشغول می باشد!؟</p>
<p>  آقای ابریشمچی،هنوز استخوان قفسه سینه ام را که با نوک پایت در زیر شکنجه شکستی درد می کند. هر بار که درد آن تشدید می شود، به یاد زندان &ldquo;آزادی&rdquo; در پادگان اشرف،شکنجه های جنابعالی، جوهر سرخ،آرم &ldquo;ارتش آزادیبخش&rdquo;، نام &ldquo;سازمان مجاهدین خلق&rdquo; و امضای مسعود و مریم رجوی پای حکم اعدامی که برایم نوشتند می افتم!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15172">مهدی ابریشمچی، قاتل و شکنجه گر یا مدافع صلح و آزادی!؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15172/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه سرگشاده به مریم رجوی درباره رقص رهایی زنان مجاهد خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15071</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15071?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Nov 2013 09:12:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/11/12/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%85-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%82%d8%b5-%d8%b1%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>می گویند مبتکر و راهگشای این مسئله شما بوده اید. یعنی شما این زنان را وارد"معراج جمعی" نموده اید.می گویند زنان ما که تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک از ما گرفته شد،بعدها توسط شما به مکان دیگری هدایت شدند.می گویند زنان ما در جایی لخت می شدند،لخت مادر زاد نزد مسعود رجوی رقص رهایی می کردند و در انتها به بستر جمعی مسعود رجوی هدایت می شدند و..</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15071">نامه سرگشاده به مریم رجوی درباره رقص رهایی زنان مجاهد خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خانم رجوی</p>
<p>  انگیزه نوشتن این نامه بسیار کوتاه، مقاله اخیر آقای هادی افشار عضو سابق مرکزیت سازمان مجاهدین است.</p>
<p>  ایشان نیز همانند خانم بتول سلطانی مدعی شده اند برای زنانی که در سازمان حضور دارند،مرحله ای بنام &rdquo; رقص رهایی&rdquo; و &ldquo;ازدواج با مسعود&rdquo; در تشکیلات وجود داشته است.</p>
<p>  بنده نیز همانند بسیاری دیگر از این موضوع قافل هستیم.من در پاسخ به یکی از نامه های خانم بتول سلطانی، موضوع طرح شده را نهی کرده و تاکید داشته ام مسعود رجوی نمی توانست با چنین مسائلی خود را درگیر نماید. و من شخصا شاهد چنین مسائلی نبوده ام. چرا که اگر صحت داشته باشد معنایش این می شود که مسعود رجوی با زنان، خواهران و مادران حاضر در تشکیلات همبستر بوده است.</p>
<p>  از طرفی نمی توانم گواهی های اندک در باره این مسئله را بدون تحقیق بپذیرم.آیا می شود به این سئوال پاسخ داده و خیلی کوتاه بگویید که ازدواج تشکیلاتی و همبستری مسعود رجوی با اعضای شورای رهبری مجاهدین تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک، صحت داشته است یا خیر؟</p>
<p>  این مسئله برای ما کم اهمیت نیست.می خواهیم بدانیم زنانی که از سال ۱۳۶۸ تحت اجبارهای انقلاب ایدئولوژیک از ما &ldquo;برادران مجاهد&rdquo; گرفته شد،کجا رفتند؟ مسعود رجوی در دفاع از ارزش های انقلاب ایدئولوژیک می گفت؛ این زنان برای شما &ldquo;مردان مجاهد&rdquo; استفراغ خشک شده است و کسی دیگر بار استفراغ خود را نخواهد خورد.</p>
<p>  حال اگر گواهی های خانم بتول سلطانی و آقای هادی افشار را در نظر بگیریم، آیا می توان پرسید زنانی که شما تایید کردید برای ما استفراغ بودند، چگونه برای مسعود رجوی به کیک و شیرینی تبدیل شدند؟ آیا شما این موضوع را تایید می کنید؟</p>
<p>  می گویند مبتکر و راهگشای این مسئله شما بوده اید. یعنی شما این زنان را وارد &ldquo;معراج جمعی&rdquo; نموده اید.می گویند زنان ما که تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک از ما گرفته شد،بعدها توسط شما به مکان دیگری هدایت شدند.می گویند زنان ما در جایی لخت می شدند،لخت مادر زاد نزد مسعود رجوی رقص رهایی می کردند و در انتها به بستر جمعی مسعود رجوی هدایت می شدند و..</p>
<p>  عقل سلیم بنده گنجایش این همه شنیده های متضاد و متناقض را ندارد. آیا می شود خیال ما را راحت نموده و خیلی خلاصه با یک کلمه پاسخ دهید که آیا صحت داشته یا نه؟</p>
<p>  من این نامه کوتاه را به آدرس اورسوراواز هم ارسال می کنم. اما از آنجا که برای پاسخ گیری مستقیم از شما دسترسی ندارم، موضع گیری اینترنتی شما نیز می تواند برای من حجت باشد. منتظر جواب خواهم بود. بدون شک اگر پاسخی داده نشد، معنا و برداشت می تواند این باشد که همه این حرف ها درست می باشد! آیا درست فهمیده ام؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15071">نامه سرگشاده به مریم رجوی درباره رقص رهایی زنان مجاهد خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15071/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از کمک یک میلیون دلاری آمریکا به رجوی تا قتل عام مرزبانان ایرانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15005</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15005?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 30 Oct 2013 07:13:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[فرا فکنی های مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/10/30/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%85%da%a9-%db%8c%da%a9-%d9%85%db%8c%d9%84%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%af%d9%84%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%aa%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>حمایت رجوی از گروه هایی مانند"جندالله"- ریگی که تشابه زیادی با برادران جگرخوارشان در سوریه دارد، قابل دفاع نیست و اساسا این گونه حمایت ها در مسیر گسترش خون بازی مجاهدین است که به شدت آن را نهی میکنم. قتل عام ۱۷ مرزبان ایرانی که فرزندان مردم ایران به شمار می آیند،یک عمل تروریستی بوده و به هیچ شکلی اسم مبارزه یا چرندیات مشابه آن را نمی توان روی آن گذارد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15005">از کمک یک میلیون دلاری آمریکا به رجوی تا قتل عام مرزبانان ایرانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هفته گذشته دولت آمریکا اعلام کرد، یک میلیون دلار برای جابجایی و خروج اعضای مجاهدین خلق از عراق، به سازمان ملل می پردازد.این کمک یک طرفه که در تاریخ گروه های اسم و رسم دار بین المللی بی نظیر می باشد، حتما که قابل توجه است.اما آیا می تواند سرنوشت اعضای مستقر در کمپ لیبرتی را تغییر دهد؟ چرا آمریکا رسما پیشقدم شده و چنین هزینه ای را تقبل نموده است؟ کسانی که تا یک سال پیش به مدت ۱۶ سال در لیست تروریستی آمریکا و اتحادیه اروپا قرار داشتند، چرا باید شامل حال چنین ترحمی باشند؟ آیا مجاهدین خلق ترحم برانگیزند؟ آیا مسئله انسانی و حقوق بشری آنها مد نظر می باشد، که موجب چنین تحولی در دیدگاه &ldquo;ارباب بی مروت دنیا&rdquo; گردیده است؟</p>
<p>  چند هفته پیش به دلایل اقتصادی و اختلاف کنگره بر سر بودجه، عملا دولت آمریکا به مدت ۱۵ روز تعطیل شد. سازمان ملل نیز در همان ایام اعلام نمود، آمریکا بیشترین میزان بدهی را داشته و اگر این روند ادامه پیدا کند، برخی از سازمان های بین المللی تعطیل خواهند شد. بحران اقتصادی و کسری بودجه آمریکا و بسیاری از کشورهای پیشرفته اروپایی از چند سال پیش ادامه داشته و بجز در تعدادی کشور، سیر نزولی را طی می نماید.</p>
<p>  این اشاره به این دلیل بود که هیچ یک از کشورهای اروپایی در چنین شرایطی حتی یک دلار هم به گروهی که میزبانی اش را بعهده دارند، کمک ننموده اند. و این آمریکا است که با داشتن انبوهی بحران اقتصادی و بین المللی، چک یک میلیون دلاری برای این گروه می کشد.</p>
<p>  از طرف دیگر نباید از یاد برد که مجاهدین خلق در قتل و طراحی ترور ۷ آمریکایی شرکت داشتند. در اوایل انقلاب ایران نیز با چپ روی های مهرورزانه، تلاش می نمودند خود را بیش از آیت الله خمینی و دیگر سران جمهوری اسلامی، ضد آمریکایی تر معرفی نمایند. تشکیل ارتش خلق (میلیشیا)، شرکت در حمله به سفارت آمریکا در تهران،حمایت های بعدی از آن واقعه، ترانه سرودهای ضد آمریکایی منتشر شده تا سال ۱۳۵۹ شمسی و نشریات ضد آمریکایی مجاهدین تا به امروز باقی مانده، در مسیر استراتژی مبارزه مسلحانه با &ldquo;امپریالیست های جهانخوار&rdquo; بود. بعد از آن نیز حداقل هر آنچه که به ظواهر امر مربوط می شد، تلاش این گروه در مسیر &ldquo;امپریالیست ستیزی&rdquo; قرار داشت. رجوی می گفت نبرد خلق با &ldquo;جبهه متحد ارتجاع-امپریالیسم&rdquo; بعد از انقلاب ۵۷، در مسیر رشد یابنده و جهش وار شروع شده و این نبرد سهمگین در نهایت &ldquo;امپریالیست های جهانخوار به سرکردگی آمریکا&rdquo; را به زانو در خواهد آورد.جمله معروف &ldquo;برای آمریکا ویتنامی دیگر بسازیم&rdquo; از سخنان مشهور مسعود رجوی است که در صفحه اول نشریه مجاهد شماره ۳۶ به تاریخ ۲۰ فروردین ۱۳۵۹ درج گردیده و شخصا از نزدیک چند بار آن را شنیده ام.</p>
<p>  این مسیر متناقض و متضاد همچنان تا امروز ادامه دارد. در حالیکه مسعود رجوی از جنگ نیروهای وابسته به آمریکا در سوریه حمایت نموده و مریم رجوی با آمریکایی ها در پاریس جشن خصوصی برگزار می نماید، برخی اعضای شورا و مجاهدین و تعدادی تئوریسن های وابسته، همچنان در مقالاتشان &ldquo;آمریکای جهانخوار&rdquo; را نوازش می نمایند. که معلوم می شود، آمریکا تا حدی بد است که رزق شان را قطع کرد و روی خوش ننماید. وگرنه دستورالعمل همان است که مسعود رجوی در پیام فروردین ۱۳۸۳ به کلیه اعضای مجاهدین گفت؛ &laquo;&hellip;در برابر نیروهای آمریکایی حتی اگر لازم باشد دامن نیز خواهیم پوشید!&raquo;</p>
<p>  این چند جمله کوتاه و مختصر برای این بود که بدانیم در پس این فراز و نشیب ها، علاقمندی های بسیار زیادی بین دو طرف وجود دارد. البته این کسب و کار از نوع تعامل عادلانه یا تعادل قوا نیست. بلکه در مسیری می باشد که طرف مقابل بر سر گردنه های مشخص هزینه کاربران اش را می پردازد.هزینه هایی که چند سال پیش یک افسر آمریکایی آن را افشا کرد و گفت؛ &ldquo;مجاهدین کارهای کثیفی که ما نمی توانیم انجام بدهیم را بنحو احسن مدیریت و اجرا می کنند!&rdquo;</p>
<p>  ساکنان کمپ لیبرتی در باطلاق عراق</p>
<p>  سال ها است که گفته ام و اکنون نیز تاکید دارم، تا زمانیکه رجوی نخواهد اعضای گروه اش را به سمت درب های باز(زندگی آزاد،خارج از مدیریت تشکیلاتی و انتخاب آگاهانه ماندن یا رفتن خارج از فشارهای تشکیلاتی= درب باز بدون حضور سران تشکیلات) هدایت نماید، پاشنه وقایع و تحولات بر همان پایه قدیمی خواهد چرخید. یعنی انتظار هر اتفاقی را باید داشت. اروپایی ها، آسیایی ها و استرالیایی ها اینها را نمی پذیرند.قاره آمریکا سالانه بیش از ۳۰۰۰۰ مهاجر می پذیرد اما حاضر است یک میلیون دلار بپردازد ولی یکی عضو مجاهدین را به آمریکا نبرد.عراق مجاهدین هم با صدام حسین تمام شد. در دو ماه گذشته تقریبا هر روز بطور متوسط بیش از ۵۰ نفر در بمب گذاری ها کشته شده اند و این تنها رجوی است که حاضر است اعضایش در باطلاق فرو روند ولی آخر عمری خود را کنار نکشیده و آنها را به سمت درب های باز نفرستد.این مسیر نامشخص و زمانبندی نشده، طبعا تلفات بسیاری زیادی از آنها خواهد گرفت و مشخصا چیز زیادی از بازماندگان مجاهدین در عراق نسیب رجوی نخواهد شد!</p>
<p>  از اعتصاب غذا در لیبرتی تا قتل عام بیش از ۲۵ مرزبان ایرانی</p>
<p>  تحولات و مشغله های بین المللی آنقدر زیاد و پیچیده است که تا کنون هیج ارگان و فرد مستقلی از تحصن،تظاهرات و اعتصابات مجاهدین حمایت ننموده اند. این قطار همچنان به پیش می رود و هر روز از روز گذشته با یک شماره در نشریات الکترونیکی مجاهدین ضرب خورده و برجسته می گردد. اعتصاب برای آزادی ۷ مفقود و تامین امنیت برای لیبرتی در کشوری که هر روز بیش از ۵۰ کشته داشته و امنیت ندارد. داستان تکراری و بی سرانجام که نهایتی جز از دست رفتن چند عضو مجاهد نخواهد داشت. زندگی و جلسات شیرین رهبران مجاهدین با آمریکایی ها در اروپا و مرگ اعضای نگون بخت در عراق، تنها چشم اندازی است که در شرایط فعلی برای بهبودی وضعیت مالی و تدارکاتی رهبران اروپا نشینشان سوخت رسانی می نماید.</p>
<p>  چرا رجوی از هر جایی که بوی خون و آتش می دهد خوشش می آید؟</p>
<p>  در یک دهه گذشته شاهد چند جنگ خانمانسوز بوده ایم که هنوز ادامه دارد. عراق، لیبی، سوریه مهمترین آنها هستند.در این میان یک سئوال مهم وجود دارد. گروهی که از مردم ایران بریده، به شدت در عراق گیر کرده و هیچ نقش تعیین کننده ای در میان مردم ایران ندارد، چه منفعتی در درگیری های عراق و سوریه می تواند داشته باشد؟ چرا رهبری این گروه بجای آزاد سازی ۳۰۰۰ لیبرتی نشین، خود را وارد گود عراق و سوریه نموده و بخش زیادی از انرژی تشکیلات خود را صرف آنان می نماید؟ فرض کنیم مالکی و اسد رفتند. چه چیزی به گروه رجوی می رسد؟</p>
<p>  خاورمیانه بزرگی که مریم رجوی به آن اشاره می کند، بخشی از طرح آمریکایی- اروپایی، برای ایجاد تنش های قومی و دائمی که ایران در حاشیه آن قرار گرفته است.هر تحول ممکنی که فرض کنیم، نقش استراتژیک و تاثیر گذار بر تحولات بنیادین ایران ندارد. بنابراین گروهی که خود را &ldquo;تنها آلترناتیو دموکراتیک مردم ایران&rdquo; می نامد،چه ارمغان مهمی از خونریزی در عراق و سوریه می تواند به ایرانیان بدهد و آنها را به قول &ldquo;نتانیاهو&rdquo; جین پوش و هدفون به گوش بنماید؟</p>
<p>  رجوی خود و گروه اش را وارد معرکه های بی انتهایی نموده است که حتی کوچکترین بازیگر در حاشیه نیز به حساب نمی آید.آیا با دروغ، تزویر و تخیلات واهی می توان به آرزوهای از دست رفته رسید؟</p>
<p>  متاسفانه رجوی در چنین مسیری است. و دقیقا با این دیدگاه است که از هر گونه جنگ و کشتار حمایت نموده و خود را دخیل می نماید.فرقی نمی کند کجا باشد.اعتصاب اعضا و هواداران در اروپا و لیبرتی باشد یا جگر خوری گروهی همطراز در &ldquo;ارتش آزاد سوریه&rdquo;. کشتار در عراق عراق باشد یا تحرکات تروریستی مشتی یاغی همطراز در کشتار مرزبانان ایرانی!</p>
<p>  این یک تسلیم طلبی مالیخولیایی و بیماری خطرناک ضد بشری است که همه چیز و همه کس را به کام خود می خواهد و اگر به بار ننشیند بهتر است حذف و نابود گردد.اکثر قریب به اتفاق ۱۷ مرزبانی که در بلوچستان کشته شدند،فرزندان خانواده های ایرانی بودند که خدمت سربازی را طی می نمودند. رجوی از قاتلان آنان علنا حمایت کرد و خواستار ترورهای بیشتری از جانب گروه ریگی گردید.</p>
<p>  من خود شخصا با هر گونه اعدام در سرتاسر جهان مخالف هستم. اما حمایت رجوی از گروه هایی مانند &ldquo;جندالله&rdquo;- ریگی که تشابه زیادی با برادران جگرخوارشان در سوریه دارد، قابل دفاع نیست و اساسا این گونه حمایت ها در مسیر گسترش خون بازی مجاهدین است که به شدت آن را نهی میکنم. قتل عام ۱۷ مرزبان ایرانی که فرزندان مردم ایران به شمار می آیند،یک عمل تروریستی بوده و به هیچ شکلی اسم مبارزه یا چرندیات مشابه آن را نمی توان روی آن گذارد. حمایت رجوی از چنین وقایعی نشان دهنده حمایت از گسترش تروریسم و عمق تغییر ناپذیر این گروه می باشد.</p>
<p>  به عقیده من پس از سرنگونی صدام حسین و خلع سلاح، مجاهدین تمام شدند.از آن روز ماهیت انتقام جوی رجوی به شکل عجیب و باور نکردنی با خون و خونریزی عجین گردیده که غیر قابل کنترل شده است. ماهیتی که سودایی جز خون و آتش ندارد. هر جا خونی از مردم ایران ریخته شود، تحریم های کمرشکن زندگی اجتماعی مردم را به درد و رنج آلوده نموده و ذره ذره آنها را آب کند، رجوی در کنار جنگ طلبان آمریکایی حضور دارد و کف می زند. به نظر من، مسئله اصلی رجوی حکومت ایران نیست. بیماری از نوع دون پایه گی با رنگ و لعاب ایدئولوژیک است که به هر شکلی می خواهد از مردم ایران انتقام بگیرد. انتقام شخصی که خصوصیات مشترک و ویژه اش را فقط می توان در میان دشمنان مردم ایران سراغ گرفت!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15005">از کمک یک میلیون دلاری آمریکا به رجوی تا قتل عام مرزبانان ایرانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15005/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اهمیت و نقش تاثیر گذار اعضای جداشده شورا</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14881</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14881?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Oct 2013 08:19:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/10/06/%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d9%82%d8%b4-%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b9%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%b4%d9%88%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مواضع آقایان شورایی جداشده همانند دکتر کریم قصیم و دکتر محمد رضا روحانی و افشاگری های آنان از درون شورا، موید همین نظریه است. مسئله ای که توانسته است ظرفیت ها و توانمندی های سیاسی شخصیت های فعال ایرانی را تا آنجا که به گروه رجوی چسبیده اند، بدون اراده فعال، حتی تا یک عضو دون پایه مجاهدین تقلیل داده و آنها را در ردیف مقاله نویسان سفارشی قرار دهد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14881">اهمیت و نقش تاثیر گذار اعضای جداشده شورا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در بیست و اندی سال گذشته به تجربه دیدیم؛ تبدیل کردن یک نویسنده و فعال سیاسی غیر مجاهد به &ldquo;مجاهد اشرف نشان&rdquo;، کار چندان دشواری برای گروه رجوی نبوده و نیست.همانگونه که بر زمین زدن افراد و شخصیت های سیاسی دارای زاویه با مجاهدین، و قد برافراشتن کاذب بر روی استخوان شکسته آنان نیز قابل وصول بوده است.</p>
<p>  چرا که نطفه این دگردیسی را باید در ماهیت این گروه جست. ماهیتی با ادعاهای فراوان و غیر مستقل، ابزاری و در خدمت دیگران که در میان شکاف های عمیق سیاست ندانم کاری، استیصال، خارج از ریل های مرسوم حرکت کردن و &ldquo;یافتن فرجی از این ستون به آن ستون&rdquo; بسته شده و ارتباطی با مردم گرایی، ارزش نهادن به آرا و در نظر گرفتن خواسته های سیاسی-اجتماعی مردم و حتی اعضای خود ندارد. راه و روشی که در بهترین حالت برای اعضای در اختیار، می تواند رله کننده خواسته ها و امیال رجوی باشد. بی آنکه خود نقشی تعیین کننده داشته، از جامعه و فرهنگ سیاسی-اجتماعی مردم تاثیر پذیرفته یا بر آنان تاثیرگذار باشد.</p>
<p>  مواضع آقایان شورایی جداشده همانند دکتر کریم قصیم و دکتر محمد رضا روحانی و افشاگری های آنان از درون شورا، موید همین نظریه است. مسئله ای که توانسته است ظرفیت ها و توانمندی های سیاسی شخصیت های فعال ایرانی را تا آنجا که به گروه رجوی چسبیده اند، بدون اراده فعال، حتی تا یک عضو دون پایه مجاهدین تقلیل داده و آنها را در ردیف مقاله نویسان سفارشی قرار دهد.از این دست کم نیستند. خوشبختانه جدایی آقایان قصیم و روحانی و صحه گذاشتن روی این موضوع، کار منتقدان مجاهدین را ساده تر و راحت تر نمود.</p>
<p>  مقالات اخیر آقای دکتر محمد رضا روحانی که تحت عنوان &laquo; پیراهنی که آید از او بوی یوسفم &raquo; منتشر می گردد،از بسیاری جهات حائز اهمیت است.چرا که یک تجربه شخصی است.یک بازنگری تاریخی نسبت به گروهی است که ادعای اپوزیسیون و سرنگونی دارد.در اختیار نهادن تجربه برای اندرونی و بیرونی شورا است. تجربه ای با کوله بار عمر سیاسی یک نسل است. نسلی که به اعتقاد من توسط رجوی به حراج گذاشته شد و اکنون در نقطه بازگشت ناپذیر و اضمحلال قرار گرفته است.</p>
<p>  نوشتن درباره اندرونی شورایی که رجویی آن را به ابزاری شخصی تبدیل نمود، شهامت می خواهد. شهامتی از نوع آقایان روحانی و قصیم. شهامتی شورشگرانه بر مناسبات درونی حاکم و اعتراض بر شخصی سازی آن! بی شک این مسئله از سال ها قبل وجود داشته و تاروپود تشکیلات شورا را در نوریده است. اما عافیت جویی برخی اعضای غیر مجاهد شورا و تن دادن به قالب های تحمیلی، آنها را از اراده و تصمیم، تهی و در نهایت به بازیگران نمایشی مجاهدین تبدیل نموده است.چیزی که این دو عضو جداشده شورا بر آن شوریده،قلم به دست گرفته و با تحمل انواع اتهامات ناروا و ظالمانه،بعنوان یک وظیفه تاریخی و سازمانی،انتقادات خود را با زبانی شیوا و قابل فهم بیان می دارند.</p>
<p>  برای داشتن یک تصویر تقریبا واقعی از پروتکل ها، تصمیمات و آنچه در درون شورا می گذرد، نوشته های اعضای جداشده شورا با همه کم و کاستی ها تقریبا بی نقص است. به این عبارت که ارزش گذاری بر شورا را برای بیرونی ها و حتی آنهایی که با مجاهدین و شورا آشنایی ابتدایی ندارند، سهل تر و قابل دسترس نمودند. طوریکه از روی این تجربیات و نوشته ها می توان به درون شورا رفت، عضو شد، در جلسات و بحث ها شرکت نمود، در تصمیم گیری ها رای داد،&rdquo;دموکراسی&rdquo; مجاهدین و روسای شورا را لمس نمود، محصولات و تاثیر گذاری یا بی تاثیری آن بر اعضا، مردم وجامعه را مشاهده نمود،از آنها جداشده و در معرض لشگری از اتهامات قرار گرفت و تجربیات جدید به دست آورد.</p>
<p>  باید قبول داشت که دست یابی عموم بر تجربیات ذکر شده و این روند بسیار گرانبها بود.تا آنجا که به ترور شخصیتی آقایان قصیم و روحانی ختم گردید. پیش از این نیز برخی اعضای جداشده شورا مانند آقایان دکتر هدایت الله متین دفتری، دکتر لاهیجی و &hellip; به این میزان بر افکار عمومی تاثیر گذار نبودند.اما احساس مسئولیت بر گذشته و آینده شورا، احساس مسئولیت در قبال اعضای محصور در کمپ لیبرتی و ۳۰۰۰ انسان بدون اراده که در واقع از طرف رجوی به گروگان گرفته شده اند، از طرف آقایان قصیم و روحانی، روند موجود را پربارتر نمود. حقایق بسیاری را فاش کرده و دیکتاتوری رجوی بر شورا و تشکیلات سازمان مجاهدین را آشکار ساخت.</p>
<p>  این حادثه کم نظیر با بهانه های بسیار زیادی، البته که از طرف مجاهدین و اعضای غیر مستقل شورا مورد شماتت و دشنام های ناروا قرار گرفت. با تهدید های فراوان همراه شده و اعضای مستعفی و جداشده شورا را در کنار &laquo; بریده مزدوران رژیم &raquo; قرار داد. اما با اینحال روی یک مسئله مشترک و مهم بیش از گذشته انگشت گذارد؛ رجوی با همه قالب ها و اشکال گوناگون مجاهدی یا شورایی اش، ظرفیت یک گروه اپوزیسیون را نداشته، ندارد و نمی تواند داشته باشد. چرا و به چه دلیل؟! رجوی و گروه های رنگارنگ اش را باید از تصمیم گیری ها، مواضع، ارتباطات و سیاست هایش شناخت. چند جمله از نوشته اخیر آقای روحانی به روشن شدن این موضوع کمک می کند. نمونه ای کوچک برای شناخت شورای رجوی و نحوه برخورد با جامعه، طرف حساب های سیاسی، جداشدگان، منتقدین و &hellip;؛ &rdquo; منطقاً طی سه هفته (۱۷ خرداد تا ۷ شهریور) مسئولین مجاهدین سرگرم فراهم آوردن امکانات گوناگون برقراری اجتماع بزرگ سالانه بودند. استقبال، حمل و نقل، استقرار، مهمانداری بعد هم توجیه میهمانان عالیقدر خارجی، ترتیب ضیافت&zwnj;های عمومی و خصوصی، ملاقات&zwnj;های جمعی و مذاکرات فردی و مصاحبه کردن با خارجی&zwnj;ها و نه ایرانی&zwnj;ها. و صحبت با بی&zwnj;خودی&zwnj;ها و نخودی&zwnj;ها و خودی&zwnj;ها و &laquo;آدم&zwnj;های خودمون&raquo; و کله&zwnj;پزی&zwnj;های همگانی و توجیه ویژه و اخذ تعهدات، کار زیاد است.</p>
<p>  امسال کار مهم&zwnj;تری هم اضافه شد. مرزبندی جدید با &laquo;دشمنان مستعفی&raquo; در سال سین (سرنگونی). به این دلیل بود که بیانیه تفصیلی واجد معایب مفصل&zwnj;تری از &laquo;رسیدگی&raquo; ابتدایی است. دو حقوقدان شورایی قابل دسترس در خارج عراق که مفقود&zwnj;الاثر بودند، معلوم نیست اخراج شدند یا استعفا دادند. یکی دیگر هم غرق کارهای اجرایی بود. آن روزهای پر از مشغله، دیگر کسی در دسترس نبود تا کارگردان&zwnj;های صدور &laquo;احکام&raquo; را متوجه بی&zwnj;آبرویی ناشی از &laquo;رسیدگی&raquo; &zwnj;شتابزده اولیه کند. بگوید که ورود عامدانه در حوزه&zwnj;ی امور اجرایی و وظایف رسمی مسئول شورا یا جانشین ایشان تجاوزی است آشکار به اصول و رویه&zwnj; کارهای شورا و شورا شکنی مجددی توسط کارگردانان مقتدر. چه این تجاوز را عامدانه بدانیم و یا آن&zwnj;که ساده&zwnj;لوحانه خیال کنیم که اشتباه شده است. این دو بیانیه فاقد اعتبار قانونی و باطل هستند. این بی&zwnj;اعتباری هیچ ارتباطی به تعداد و شخصیت امضا&zwnj;کنندگان ندارد بلکه مستقیماً&zwnj; ناشی از عدم صلاحیت ذاتی اجلاس فوق&zwnj;العاده و میان&zwnj;دوره&zwnj;ای یا اجلاس عمومی سالانه&zwnj;ی شورا در &laquo;رسیدگی&raquo; به استعفا می&zwnj;باشد. اگر تمام اعضای آکادمی فرانسه بیایند و حکم بدهند که محمدرضا روحانی از قوانین رانندگی تخلف کرده عمل آن&zwnj;ها باطل است. زیرا افسر راهنمایی نیستند. صلاحیت ندارند. &ldquo;</p>
<p>  تجربیاتی که از طرف آقایان قصیم و روحانی در اختیار عموم و بطور خاص اعضای باقیمانده و غیر مجاهد شورا قرار گرفت، تمامیت شورا و تشکیلات مجاهدین را به لرزه انداخت. این موضوع بسیار مهم، رجوی را واداشت تا از باقیمانده اعضای غیر مجاهد شورا اخذ تعهد نموده و در تداوم سرسپاری، برای حمله به مواضع آقایان جداشده مورد استفاده قرار گیرند. روندی که بطور موازی در قبال اعضای ناراضی سازمان مجاهدین طی گردیده و در نهایت به ترور شخصیت آنان ختم شده است.</p>
<p>  گروه رجوی تا کنون وانمود کرده است، ورود به مجاهدین و شورا بسیار سخت و خروج از آن بسیار سهل و ساده است. اما برخورد با آقایان قصیم و روحانی نشان داد که مجاهدین در این زمینه بسیار دروغ گفته اند.چرا که الگوی رفتار با آقایان جداشده از شورا، درباره اعضای ناراضی و خواهان جدایی از مجاهدین، بطور خاص آنهایی که در پادگان اشرف بوده یا هم اکنون در کمپ لیبرتی ساکن می باشند، هزاران برابر سخت تر بوده است.تقریبا جدایی از مجاهدین،خروج از عراق و رسیدن به یک کشور اروپایی برای زندگی یا مبارزه سیاسی غیر ممکن بود. طوریکه رجوی برای چنین افرادی در پادگان اشرف زندان ساخت. اعضای جدایی خواه را زندانی و شکنجه نمود. برخی در زندان و زیر شکنجه همین آقایانی که امروز به قصیم و روحانی دشنام می دهند، کشته شدند.برخی پس از چند سال زندان و شکنجه به نیروهای عراقی تحویل داده شدند. به زندان ابوغریب فرستاده شدند و از آنجا برای تبادل با اسرای عراقی به ایران مسترد گردیدند.</p>
<p>  برای درک بهتر این موضوع تصور کنید صدام حسین سرنگون نشده و آقایان قصیم و روحانی نه عضو شورا بلکه عضو سازمان مجاهدین بوده و در یکی از پایگاه های آنان در عراق ساکن می باشند.تصور کنید سال ۲۰۰۰ میلادی است و آنها می خواهند از مجاهدین جداشده و پی زندگی خود یا پیوستن به یک گروه سیاسی دیگر به اروپا بروند.آیا چنین امکانی که آقایان قصیم و روحانی در آلمان درباره اطلاع رسانی و اعلام جدایی استفاده نمودند، برای آنان در عراق و ایام حکومت صدام حسین در پایگاه های سازمان مجاهدین وجود داشت؟ خیلی ببخشید و با پوزش،زنده یا مرده آقایان قصیم و روحانی عضو سازمان مجاهدین می توانست به خارج از عراق راه یافته و اینچنین آزادانه تجربیات خود در باره مجاهدین را منتشر نموده یا با رادیو و تلویزیون های مستقل مصاحبه و گفتگو داشته باشند؟</p>
<p>  بنابر این تجربه آقایان جداشده از شورا بسیار گرانبها و تاثیر گذار است. تجربه ای که باید توسط همرزمان سابق، آقایان غیر مجاهد شورا همانند دکتر منوچهر هزارخانی،مهدی سامع و &hellip; مورد استفاده قرار گیرد، تا شاید روندی از تغییر واقعی برای اعضای باقیمانده شورا شکل پذیرد!</p>
<p>  جواد فیروزمند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14881">اهمیت و نقش تاثیر گذار اعضای جداشده شورا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14881/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نگاهی کوتاه به فلسفه مواضع رهبری مجاهدین در قبال منتقدین و جداشدگان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14567</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14567?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 03 Aug 2013 09:20:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تلاشهای ضد جداشده ها]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/08/03/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%b6%d8%b9-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود رجوی برای فرار از پاسخگویی در صورت شکست همان ایام گفته بود؛"زود است که بدانند و بدانید.شاید ۳۰ سال،۵۰ سال طول بکشد که بفهمید مریم چه کرد و چرا؟ این انقلاب برای سرنگونی ضروری بود.مثل آب و هوا برای زنده ماندن، نفس کشیدن، مبارزه و پیروزی!".اما این موضوع بر اساس اصل وحدت و تضاد ایدئولوژیک یعنی وحدت در درون و جنگ ایدئولوژیک در بیرون از فرد، نه تنها موجب شکوفایی آن در جامعه ایران نشد،بلکه مانند همه پیروزی های دیگر مجاهدین محدود به درون افراد گردید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14567">نگاهی کوتاه به فلسفه مواضع رهبری مجاهدین در قبال منتقدین و جداشدگان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چرا ایدئولوژی رجوی پاسخگوی واقعیت ها نیست؟!</p>
<p>  فلسفه حرکت جوهری ذره و اصول دیالکتیک حاکم بر شناخت هگلی در مورد پدیده ای بنام سازمان مجاهدین خلق و تفکر حاکم بر آن، اینک در اتحاد کامل بسر می برند. یکی بر اساس وحدت نظر در حرکت جوهری ماده و دیگری در بیان اصل متضاد،گرچه دو مسیر متناقض رسم نموده اند،اما امروز به تبیین واحدی از تعریف و شناخت بنیان های فکری این موضوع در جهان انسان رسیده اند.</p>
<p>  رجوی می گوید هر پدیده ای را باید از متضاد آن شناخت. به عبارتی برای رسم نمودار ماهیت سازمانی بنام &ldquo;مجاهدین خلق&rdquo; و اینکه &ldquo;مجاهد خلق&rdquo; چیست، از کجا آمده، به کجا می رود، چه می خواهد وچه کسی است؟ ابتدا باید دوست و دشمن او را شناخت. یعنی باید دید دوست و دشمن او چیست، از کجا آمده، به کجا می رود، چه می خواهد و چه کسی است؟</p>
<p>  این تعریف از &ldquo;فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک&rdquo; که بر اساس وارونه ای از تفکر &ldquo;هگل&rdquo; بنیان نهاده شده، گر چه برای شناخت اولیه مکتب رئالیسم و نشان دادن پرده های روبنایی عناصر اکتفا می کند، اما در ترکیب و تلفیق &ldquo;رئالیسم توهم گرا&rdquo; و دگردیسی برای ورود به &ldquo;بهشت رومانتیسم&rdquo;، از شناخت اصول حاکم برماهیت عناصر تشکیل دهنده محیط عاجز می شود.</p>
<p>  به عبارتی زمانی این اصل حتمیت قطعی پیدا می کند که واقعیت ها بصورت مطلق، (و نه مترادف یا مساوی) با &ldquo;حقیقت مطلق&rdquo; یکی باشد.اما آیا هر واقعیتی حقیقت مطلق است؟</p>
<p>  این بینش سطحی از &ldquo;اصل تضاد&rdquo; در فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک که روح حاکم بر ایدئولوژی رجوی یا &ldquo;مجاهد خلق&rdquo; می باشد، ضربه های مهلکی بر جهان بینی التقاطی او وارد ساخته است.چرا که در جهان مکاتب فکری نمی توان به تعریف واحد از یک پدیده در ترکیب سه مکتب فکری رئالیسم،سوررئالیسم و رومانتیسم دست یافت.در واقع نمی توان &ldquo;جهان زشت و زیبا&rdquo; را &ldquo;زیباتر&rdquo; یا &ldquo;زشت تر&rdquo; دید.&rdquo;زیبایی&rdquo; یا &ldquo;زشتی&rdquo; بر اساس ذات یک پدیده و تفکر فلسفی حاکم بر آن است.یعنی بیان تصویر یک واقعیت بر اساس ذرات تشکیل دهند از جوهر یک عنصر که در الصاق به یک شیئی مادی یا معنوی نمود می یابد.</p>
<p>  اما در دیدگاه &ldquo;مجاهدین انقلاب کرده&rdquo; که حامل &ldquo;انقلاب ایدئولوژیک&rdquo; یا &rdquo; ایدئولوژی پاک و رهایی بخش مریم&rdquo; باشند،می توان &ldquo;زیبا&rdquo; را زیباتر و &ldquo;زشت&rdquo; را زشت تر دید.همینطور&rdquo;زشت&rdquo; را &ldquo;زیبا&rdquo; و &ldquo;زیبا&rdquo; را &ldquo;زشت&rdquo;!چون در قاموس &ldquo;ایدئولوژی نوین و رهایی بخش مجاهدین&rdquo; که با یک طلاق و ازدواج از اواخر سال ۱۳۶۳ با تولید مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو مهر خورده و پس از آن بنام &ldquo;مریم رجوی&rdquo; ثبت گردید،&rdquo;مجاهد انقلاب نکرده&rdquo; زشت، جرثومه فساد و حامل ایدئولوژی رژیم جمهوری اسلامی و &ldquo;مجاهد انقلاب کرده&rdquo;،زیبا،حامل ذره ای از عنصر &ldquo;مسعود&rdquo; و زن و مرد در صفی تا تهران مانند &ldquo;مریم رهایی بخش&rdquo;!</p>
<p>  این تفکر که در حال حاضر بنیاد اصلی ایدئولوژی حاکم بر چرایی ها،چگونگی، بودن و شدن &ldquo;عنصر مجاهد خلق&rdquo; امروزی است،با اصلی که در ابتدای بحث اشاره شد،کاملا در تضاد و تعارض است.چونکه که در جهان بینی ماتریالیسم دیالکتیک و اصول حاکم بر آن مسیر مشخصی برای حرکت و تبیین ماده تعریف و رسم شده که با واقعیت های جهان آنگونه که آن فلسفه بیان می دارد منطبق بوده و دارای یک منطق رشد یابنده بر اساس ذرات تشکیل دهنده از یک تصادم است.در جهان بینی ماتریالیسم نمی توان هم زشت بود و هم زیبا.یک عنصر زشت،زشت است و یک عنصر زیبا،زیبا!</p>
<p>  در تعریف یک عنصر نمی توان تا چند دقیقه قبل زشت و حامل ایدئولوژی حاکم بر جمهوری اسلامی بود و با یک حرکت ساکن به نقطه یعنی بدون صرف انرژی و طی یک مرحله از مسیر رشد واقعی یکی پدیده،به عنصر زیبا،انقلاب کرده و حامل &ldquo;ایدئولوژی مریم پاک رهایی&rdquo; تبدیل گردید.مجاهدین برای فرار از پاسخگویی فلسفی و چگونگی انجام این مرحله در مسیر رشد پدیده، آن را &ldquo;جهش ایدئولوژیک&rdquo; معنا می کنند.در صورتیکه چنین جهشی در فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک و جهان بینی که مجاهدین می گویند به آن اعتقاد دارند، وجود ندارد.بعبارت دیگر، &ldquo;جهش ایدئولوژیک&rdquo; مورد ذکر مجاهدین زائده تخیلات فلسفی است تا واقعیت ها و اصول حاکم بر یک جهان بینی و ایدئولوژی!</p>
<p>  شکل گیری این تخیلات و قدمت آن در رهبری مجاهدین از زمانی نمود پیدا کرد که در مواجه شدن با واقعیت ها و کشف طلایی نقشه راه درست یا همان استراتژی مطلوب شکست خوردند.بر خلاف بسیاری از صاحب نظران که می گویند مجاهدین با سقوط صدام حسین شکست خوردند، نطفه این شکست ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ می باشد.این مسئله در بیان فلسفی ربطی به محتوا و دیدگاه حاکم بر حکومت جمهوری اسلامی یا قدرت آن ندارد.بلکه دقیقا به جوهر عنصر &ldquo;مجاهد خلق&rdquo; و بینش رهبری حاکم بر جریان مجاهدین است که چنین سرنوشتی را برای آنان رقم زد.به بیانی دیگر بر اساس اصول دیالکتیک،حرکت مجاهدین در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، یک حرکت رشد دهنده و تکامل یابنده نبود.نه به این دلیل که مردم حمایت نکرده یا آمادگی آن را نداشتند!همینطور نه به این دلیل که حاکمیت قدرتمند بوده،ابزار تبلیغاتی در دست داشته و توده مردم را بر اساس &ldquo;منافق&rdquo; بودن مجاهدین تحمیق نموده است. بلکه عدم شناخت واقعی از مسیر تکاملی و متعهد نبودن به اصول تعریف شده در مکتب فکری حامل، آنان را به بیرون از گردونه پرتاب نمود.اگر غیر از این بود مجاهدین با طی ۳۵ سال گذشته می بایست پیروز صحنه می بودند و در مسیر رشد واقعی و حرکت مادی از یک نقطه به نقطه دیگر یا پرتاب به مرحله ای نوین بدون نیاز به قدرت های بیگانه، می بایست هزاران سر و گردن از جمهوری اسلامی بالاتر و بالاتر قرار می گرفتند.اما آیا چنین اتفاقی افتاد؟اگر نه، مجاهدین در چه نقطه ای بوده و اکنون بعد از ۳۵ سال در چه نقطه ای قرار گرفته اند؟</p>
<p>  مسعود رجوی در اولین نشست انقلاب ایدئولوژیک گفته بود؛&rdquo;اگر نیاز به سرنگونی نبود،به انقلاب ایدئولوژیک نیازمند نبودیم.&rdquo; بنابر این شالوده فکری مجاهدین در یافتن نقشه راه برای رسیدن به قدرت در ایران و ضرورت جنگ با جمهوری اسلامی،از اواخر سال ۱۳۶۳ به انقلاب ایدئولوژیک مسلح گردید.حرکتی به نام &ldquo;انقلاب&rdquo;،که بطور واقعی نه تنها چیزی در دنیای مادی خارج از آنان را تغییر نداد، بلکه حاصل این فرآیند بر علیه خود مجاهدین تمام شد.</p>
<p>  مسعود رجوی برای فرار از پاسخگویی در صورت شکست همان ایام گفته بود؛&rdquo;زود است که بدانند و بدانید.شاید ۳۰ سال،۵۰ سال طول بکشد که بفهمید مریم چه کرد و چرا؟ این انقلاب برای سرنگونی ضروری بود.مثل آب و هوا برای زنده ماندن، نفس کشیدن، مبارزه و پیروزی!&rdquo;.اما این موضوع بر اساس اصل وحدت و تضاد ایدئولوژیک یعنی وحدت در درون و جنگ ایدئولوژیک در بیرون از فرد، نه تنها موجب شکوفایی آن در جامعه ایران نشد،بلکه مانند همه پیروزی های دیگر مجاهدین محدود به درون افراد گردید.</p>
<p>  برای درک بیشتر این موضوع نمونه های بسیار زیادی در این باره وجود دارد که رهبری مجاهدین آن را پیروزی قلمداد کرده اما در دنیای واقعیت اتفاقی که افتاده و بوقوع پیوسته چیزی جز شکست نبوده است.نیازی به تکرار و آوردن مورد به مورد آنها در این مطلب نیست.اما مهمترین آن ها را می توان تحت عنوان؛ استراتژی جنگ چریک شهری از ۳۰ خرداد، &ldquo;انقلاب ایدئولوژیک&rdquo;،رفتن به عراق و همپیمانی با صدام حسین،استراتژی جنگ آزادیبخش،ماندگاری در اشرف،ماندگاری در عراق،&hellip; و اکنون در همپیمانی با جناح جنگ طلب آمریکا برای لشگر کشی نظامی به ایران دید.<br /> این موارد نشان می دهد که تفکر حاکم بر ایدئولوژی مجاهدین حتی از باورهایی که می گویند براساس مبانی دیالکتیک است، پیروی نمی کند. بلکه به شدت توهم گرا،رومانتیزم جنجالی و درون گرایی مطلق است که خود را در جهان پیرامون سوار بر اسب سپید آرزوهایی می بینند که بیش از یک تخیل نیست.</p>
<p>  بر همین اساس آنها بر یک وجه از اصل تضاد تکیه دارند. وجهی که بنیاد آن اصل را نادیده گرفته، تخیلات و توهمات را سوار آن نموده است تا هر چه باشد و پیش آید به نفع آنان تلقی گردد.دقیقا بر همین اساس است که آنها منتقد یا جداشده را به رسمیت نمی شناسند.چرا که ایدئولوژی نامتعین آنان، تعریف واحدی از پدیده ها را ارائه نمی دهد.معنی و مفهوم هر پدیده را نه یک فلسفه و دیدگاه بلکه یک فرد رهبر بنام مسعود رجوی تبیین و تفسیر می نماید.از اینجا است که &ldquo;گزارش ۹۲ ایرج مصداقی به مسعود رجوی&rdquo; مترادف با کفر بوده و او را در صف مزدوران جمهوری اسلامی قرار می دهد تا حتی یک انتقاد از چند صد صفحه را به نویسنده پاسخ ندهد.</p>
<p>  جدایی کریم قصیم و محمد رضا روحانی از شورا نیز در دیدگاه مجاهدین و رهبری حاکم بر آن در ردیف نامه مصداقی و عملکرد به نفع حکومت حاکم بر ایران بیان می گردد.&rdquo;شرافت به یغما رفته&rdquo; در مورد اسماعیل وفا یغمایی،کمپین خواهران اقبال، نوشته های مهناز قزلو، ایرج شکری، همنشین بهار، محمد علی اصفهانی، احمد پناهنده،&hellip; و دیگر منتقدانی که تا پیش ازچند سال، چند ماه،چند روز و حتی چند ساعت را که سال ها در خدمت به مجاهدین بوده اند به یک باره زشت، خائن،جرثومه فساد و رژیمی تلقی می گردد تا توهم گرایی در درون و تخیلاتی که بیش از ۳۰ سال است به دلایل فلسفی،ایدئولوژیک و سیاسی &ndash; استراتژیک به نتیجه نرسیده است،سر آنان سرشکن و درون را در واکنش به چنین پدیده هایی خاموش و در نهایت انعکاس دهنده تفکر غلط رهبری نماید.چیزی که سال ها است تکرار می شود و ذره ذره از کوه یخی مجاهدین را آب کرده و آنان را در مقابل حکومت ایران کوچک و کوچک تر می نماید.این مسائل درعمل نشان داده است که رجوی حتی به باورهای ایدئولوژیک، فلسفی و استراتژیکی که تبلیغ می نماید اعتقاد ندارد!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14567">نگاهی کوتاه به فلسفه مواضع رهبری مجاهدین در قبال منتقدین و جداشدگان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14567/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نظری براعلام جدایی دو عضو برجسته شورا و پاسخ بیرحمانه مجاهدین به منتقدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14299</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14299?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 11 Jun 2013 08:00:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تلاشهای ضد جداشده ها]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/06/11/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%b9%d8%b6%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%ac%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7-%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[<p>می بینیم برای مجاهدین تفاوتی ندارد که این فرد یک عضو جدایی خواه با چند ماه سابقه گیر کرده در کمپ های مجاهدین باشد یا مانند آقایان قصیم و روحانی دارای بیش از ۳۰ سال سابقه فعال در بالاترین مدار سیاسی قرار داشته باشند.این رویکرد نشاندهنده محتوای واقعی واژه هایی مانند «دموکراسی»،«همبستگی»،«سانترالیسم دموکراتیک»،«آزادی احزاب»،«آزادی عقیده و بیان»،… و «آزادی» در تمام جهات است که تا کنون ورد زبان مجاهدین بوده و به دروغ تبلیغ می گردد تا افکار عمومی را مورد تحمیق قرار داده و فریب دهند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14299">نظری براعلام جدایی دو عضو برجسته شورا و پاسخ بیرحمانه مجاهدین به منتقدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>همانطور که در سایت های خبری منتشر گردید،دو تن از اعضای شورای ملی مقاومت وابسته به سازمان مجاهدین خلق،روز پنجشنبه ۵ ژوئن ۲۰۱۳ برابر با ۱۵ خرداد ۱۳۹۲ با انتشار اطلاعیه ای جدایی خود از دستگاه رجوی را اعلام نمودند.</p>
<p>  آقایان دکتر کریم قصیم (مسئول کمیسیون محیط زیست) و دکتر محمد رضا روحانی (مسئول کمیسیون امور ملیت ها) از ۳۰ سال پیش مجاهدین و شورای ملی مقاومت را همراهی می نمودند.آنها با انتشار اطلاعیه اعتراض آمیز،شورای ملی مقاومت، مسعود و مریم رجوی را مورد خطاب قرار داده و نوشته اند؛&rdquo;ما در چهارسال گذشته نه تنها در هیچیک از محورهای ذکر شده گشایش و اصلاحی ندیدیم بلکه دردمندانه شاهد انقباض و تکرار اشتباهات نیز بوده ایم&hellip;.</p>
<p>  ادامه مطالبات اصلاحی ذکر شده گاه حتی موجب خشم دوستان مجاهد و طبعاً عذاب ما بوده است. به ویژه که همزمان به پرسشهای مصرّانه افکار عمومی و مسائل مطروحه نیز پاسخ شایسته داده نمی شد.</p>
<p>  از میان مسائل بیشمار و موضوعات مورد اختلاف , &laquo;جبهه همبستگی ملی&raquo; برای ما اهمیّت خاصی داشته و بارها به جدّی گرفتن الزامات تحقق این طرح توجه داده ایم: مدنظرقرار دادن جامعه ایرانی خارج , درانداختن طرحی نو و تدبیری برای رفع موانع تماس , احیاء و ارتقاء اعتماد و سپس اقدام به دعوت جدّی از واحدهای گوناگون و پرشمار فرهنگی, هنری , اجتماعی. کلاً تلاش برای تدارک مقدماتی و الزامات اولیّه جبهه همبستگی &hellip;. چرا که رژیم حاکم دشمن سیاسی و فرهنگی مشترکمان بوده و هست&hellip;.. ولی افسوس. در این مورد حتی یک قدم مثبت که توفیقی به حساب آید و امیدی برای ادامه کار و کوشش ما شود دیده نشد.&ldquo;</p>
<p>  آنها ضمن اعتراض به اعمال مجاهدین و غیر دموکراتیک بودن تشکیلات شورای ملی مقاومت و تصمیمات یک جانبه رهبران آن،خطاب به مجاهدین و مسئولین آنان گفته اند؛&rdquo; ما نمی توانیم با این کارها و رویکردها موافق باشیم. می رویم , چون دیگر نارضایتی و ندای اعتراضِ شأن و وجدانمان بر سکوت و صبرمان چیره شده. نمی توانیم در پیشگاه ملت ایران و افکار عمومی و تاریخ / به عبارت دیگر نزد وجدان خویش پاسخگوی سیاستها , رویکردها , کنش و واکنشهایی باشیم که در بحث , تصمیم و اجرای آنها مشارکتی نداشته ایم. &ldquo;</p>
<p>  اما پاسخ مجاهدین و شورای ملی مقاومت پس از ۴ روز سکوت، که با انتشار اطلاعیه ای اعضای مستعفی را محکوم به خیانت نموده و اعلام جدایی شان را &laquo;خنجر زدن از پشت و خیانت به عالیترین مصالح جنبش مقاومت &raquo; ارزیابی نموده اند، نشان داد چماق بیرحمی مجاهدین بر هر کسی که راه اش را از آنان جدا می کند فرود خواهد آمد.جالب اینجاست که آنها وعده داده اند این &laquo;شناعت و شقاوت&raquo; بر علیه &laquo;تنها آلترناتیو دمکراتیک&raquo; را بی پاسخ نخواهند گذاشت!</p>
<p>  می بینیم برای مجاهدین تفاوتی ندارد که این فرد یک عضو جدایی خواه با چند ماه سابقه گیر کرده در کمپ های مجاهدین باشد یا مانند آقایان قصیم و روحانی دارای بیش از ۳۰ سال سابقه فعال در بالاترین مدار سیاسی قرار داشته باشند.این رویکرد نشاندهنده محتوای واقعی واژه هایی مانند &laquo;دموکراسی&raquo;،&laquo;همبستگی&raquo;،&laquo;سانترالیسم دموکراتیک&raquo;،&laquo;آزادی احزاب&raquo;،&laquo;آزادی عقیده و بیان&raquo;،&hellip; و &laquo;آزادی&raquo; در تمام جهات است که تا کنون ورد زبان مجاهدین بوده و به دروغ تبلیغ می گردد تا افکار عمومی را مورد تحمیق قرار داده و فریب دهند.</p>
<p>  با این رویداد اکنون بیش از هر کسی آقایان قصیم و روحانی می توانند درک نمایند که در سی سال گذشته از چه ارگانیسم وحشتناکی حمایت کرده اند؟ با چه اعجوبه هایی پشت یک میز و سفره بوده، با چه فرافکنانی &laquo;همبسته&raquo; و برای چه کسانی در حال مبارزه بوده اند!؟</p>
<p>  آقایان قصیم و روحانی اکنون بیش از هر کسی شاهد رفتار تروریستی،خشونت بار و اتهام افکنی مجاهدین و رهبری آن قرار گرفته اند و ذره ذره لحظاتی که دیگران در این مسیر کشیده اند را می توانند لمس نموده و به چشم خود ببینند.و زیر لب این استعاره از سئوالات تاریخی جداشدگان سابق را با خود زمزمه کنند؛ این بود مدعی &laquo;تنها آلترناتیو دموکراتیک &raquo;!؟</p>
<p>  بی شک نه مجاهدین و رهبری آنان توان تغییر دارند و نه تغییرات احتمالی آنان به درد جامعه و مردم ایران خواهد خورد!می ماند صف طولانی افرادی که روز به روز به ماهیت یک تشکیلات خطرناک پی برده و بارگران خود را بر زمین می نهند تا عمر بازمانده را به شهادت رفتاری بنشینند که احتمال دارد بر آیندگان برود.اگر در جبهه خلق و تجربه آموز خود و فرقه آزمون پس داده باشیم، رفتاری که امروز بر ما می رود را به زبانی گویا،شفاف و بدون ملاحظات فردی و سیاسی به دیگران منتقل کنیم و راهگشای آنانی باشیم که مانند ما اسیر و سرگردان یک فرقه تمام عیار بوده اند!</p>
<p>  ضمن تبریک به اعلام جدایی قاطع آقایان قصیم و روحانی از مجاهدین و شورای ملی مقاومت،مطمئن هستم در اندک زمانی پس از این، خود را باز یافته و در خلق مسیری جدید برای خدمت بهتر به مردم ایران قدم خواهند برداشت.درخواست عاجزانه این قلم از دوستانی که با پشت پا زدن به دستگاه دیکتاتوری رجوی در جبهه خلق قدم بر می دارند، همانند آقایان مصداقی و یغمایی،نوشتن و آگاهی بخشی در مواردی است که خود تجربه نموده و اجر متقابل آن را از مجاهدین و رهبرانشان دریافت می نمایند!</p>
<p>  اکنون پس از انتشار اطلاعیه شورای ملی مقاومت در خصوص اعضای مستعفی و جداشده،آقایان دکتر قصیم و دکتر روحانی این توانایی سیاسی را دارند که راجع به انتقاداتشان از مجاهدین به زبانی گویا و شفاف به مردم ایران و گروه های سیاسی گزارش دهند و مجاهدین را آنگونه که شناخته اند به مجامع بین المللی وحقوق بشری یا به حامیان شان معرفی نمایند!</p>
<p>  از دیگر اعضای برجسته شورا نیز انتظار می رود ضمن ستایش از آزادی، به دفاع از اعضای جداشده برخاسته و خود را از قید و بندهای پوچ تشکیلات مجاهدین و شورای ملی مقاومت رها سازند!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14299">نظری براعلام جدایی دو عضو برجسته شورا و پاسخ بیرحمانه مجاهدین به منتقدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14299/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پاسخ رهبری مجاهدین به نامه سرگشاده ایرج مصداقی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14156</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14156?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 May 2013 08:47:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/05/09/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اکنون به خوبی روشن شده است که خروج مجاهدین از"لیست تروریستی"، فنر و نیروی جامعه ایرانی خارج از کشور و طیف هواداران سابق اش را به سمت رهایی از افکار او آزاد نموده است.خواهران اقبال،یغمایی،…و همان هایی که حق دارند،می خواهند و می توانند مانند مصداقی ها از او راجع به گذشته و سرنوشت اعضای محصور در عراق، بازخواست نموده و ادعاهای او را نسبت به ۳۲ سال انحراف و آدم کشی به چالش بکشند،چقدر به واقعیت ها نزدیک شده و از او دور گردیده اند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14156">پاسخ رهبری مجاهدین به نامه سرگشاده ایرج مصداقی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&ldquo;شورای ملی مقاومت&rdquo; به نیابت از طرف مسعود رجوی و رهبران مجاهدین چند روز پس از انتشار نامه سرگشاده ایرج مصداقی به او پاسخ داد.پاسخی با مضمون نفی و معرفی به عنوان خائن و مامور جمهوری اسلامی!</p>
<p>  متن این جوابیه که احتمالا از زبان مسعود یا مریم رجوی دیکته شده است،نشان می دهد آنها حتی &ldquo;لطف و محبت&rdquo; سابق مصداقی ها را فراموش نموده و او را که تا پیش از این پتک &rdquo; مبارزه مجاهدین با رژیم &rdquo; را بر سر مردم ایران و اعضای جداشده می کوبیدند برنمی تابد.</p>
<p>  این گویش و این بینش بیمارگونه که ادعای &ldquo;رهبری اپوزیسیون&rdquo; و طیف های مختلف ایرانیان را یدک می کشد،البته که شایسته او است.همین بهتر که او تا ابد نسبت به مخالفان و منتقدین خود بدین روال اندیشیده و کارگاه ترور اخلاقی خود را رونق بخشد.چاره ای هم ندارد.در یک فقره او که مدعی بود &ldquo;قرار گرفتن مجاهدین در لیست تروریستی&rdquo;توان و نیروی پراتیک آلترناتیو را سد کرده و رهایی از این لیست آنان را در بین جامعه ایرانی و طیف هوادارانش چند مدار بالاتر پرتاب خواهد نمود،دیدیم که بر علیه موجودیت خود آنها تمام شد.</p>
<p>  اکنون به خوبی روشن شده است که خروج مجاهدین از &ldquo;لیست تروریستی&rdquo;، فنر و نیروی جامعه ایرانی خارج از کشور و طیف هواداران سابق اش را به سمت رهایی از افکار او آزاد نموده است.خواهران اقبال،یغمایی،&hellip;و همان هایی که حق دارند،می خواهند و می توانند مانند مصداقی ها از او راجع به گذشته و سرنوشت اعضای محصور در عراق، بازخواست نموده و ادعاهای او را نسبت به ۳۲ سال انحراف و آدم کشی به چالش بکشند،چقدر به واقعیت ها نزدیک شده و از او دور گردیده اند.</p>
<p>  برخلاف محتوای اطلاعیه &ldquo;شورای ملی مقاومت&rdquo; که پز &ldquo;استقلال و دموکراسی&rdquo; داده و رهبری مجاهدین را از هر گونه عیب مبری ساخته،همین یک مورد نشان می دهد که آنها تا چه اندازه به &ldquo;دموکراسی&rdquo;معتقد بوده وفعالیت هایشان در راستای &ldquo;استقلال و آزادی&rdquo; مردم ایران است!</p>
<p>  از چند سال پیش،ایرج مصداقی همراه با همقطارانش برای سبک کردن بار عواقب ۳۲ سال گذشته مجاهدین در حق مردم ایران،هر چه خواستند و هر چه توانستند انجام دادند.همراه با گروه رجوی هم نوا شده،اعضای جداشده و خانواده قربانیان مجاهدین را با همه امکانات خود سرکوب کردند.هر کسی را که از رجوی انتقاد کرد،مامور جمهوری اسلامی خطاب نمودند و با رجوی در کارگاه شیطان سازی بر علیه ایرانیان آزاده شرکت فعال داشتند.</p>
<p>  اکنون چه شده است که مجاهدین حتی ایرج مصداقی، سئوالات و انتقادات بسیار ملایم او را نیز نمی توانند تحمل نمایند؟این برخورد نمونه ای از تعریف دمکراسی برای نیروهای دگر اندیش به زبان رهبری مجاهدین است!</p>
<p>  مدتی پیش مسعود رجوی در نشست با اعضای مجاهدین گفته بود،پرونده همه اعضای سازمان را در اختیار داشته و می داند آنهایی که به سمت &ldquo;رژیم&rdquo; می روند چه افتضاحاتی را در تشکیلات مجاهدین به بار آورده اند.سر وقت اش همه آنها را افشا خواهد نمود.</p>
<p>  حال باید چند روزی به انتظار نشست تا مجاهدین چمدانی از پرونده ایرج مصداقی را که در اختیار مسعود رجوی است به سایت ها برسانند. تا ببینیم ایرج مصداقی از کی و کجا مامور جمهوری اسلامی بوده و در کدام پایگاه مجاهدین با کارگران عراقی نشست و برخاست جنسی از نوع &ldquo;مترجم سابق مسعود رجوی&rdquo; داشته است؟!</p>
<p>  آریا ایران</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14156">پاسخ رهبری مجاهدین به نامه سرگشاده ایرج مصداقی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14156/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
