<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>داوود</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%88%d8%af/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/داوود</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 07 Feb 2021 20:05:03 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>داوود</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/داوود</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>گرگها رام شدنی نیستند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7632</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7632?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Feb 2009 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین برتر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2009/02/28/%da%af%d8%b1%da%af%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b4%d8%af%d9%86%db%8c-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>گرگ و روباه، هم رام می شوند و هم رام می کنند، همین گرگی که برای ارباب و مربی خود به شکار می رفت تا تکه استخوانی را نصیب خود نماید، قلعه ای ساخت تا گرگهایی را تحت امر خویش رام نموده و از آنها بهره ببرد. جناب آقای کریمی مشکل شما آن است که در قلعه گرگها به عنوان معترض و حتی یک منتقد ساده هم وارد نشده اید تا متوجه گردید که گرگها بدون دریافت همان تکه استخوان هم رام می شوند!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7632">گرگها رام شدنی نیستند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNoSpacing" style="text-align: justify;">مقاله ای از آقای رحمان کریمی عضو شورای مجاهدین تحت عنوان &#8220;<strong> گرگها رام شدنی نیستند</strong> &#8221; در سایت اصلی مجاهدین به تاریخ 4 اسفند منعکس شده است.</p>
<p class="MsoNoSpacing" style="text-align: justify;"> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Terrorism/MKO_wolf.jpg" alt="گرگ و روباه، هم رام می شوند و هم رام می کنند، همین مسئول تشکیلاتی آقای رحمان کریمی را ملاحظه فرمایید که در عین حالی که ممزوجی از اصفات گرگ و روباه را تواما دارد ولی تحت نظارت مربی خود در بغداد، چنان رام شده بود که به دستور او شکار می رفت و خون ِصید را برای مربی خود هدیه می آورد." align="left" hspace="10" vspace="10" />آقای کریمی واقعیتی را در باره گرگها عنوان داشته اند مبنی براینکه شیر و ببر و خرس؛ رام می شوند و در سیرکها به نمایش در می آیند ولی هیچگاه گرگی را ندیده ایم که رام شده باشد و این را از خصلت بارز تمامی گرگها عنوان داشته اند که هیچگاه رام نمی شوند و درنده خوئی خود را ترک نمی کنند.</p>
<p class="MsoNoSpacing" style="text-align: justify;">شیر و ببرو خرس نیز تحت امر یک مربی، رام می گردند و بعد از نمایش مجددا به قفس بازگردانده می شوند تا مردم از درنده خوئی آنها در امان باشند، مربی نیز در تمامی مراحل نمایش تلاش می کند تا حیوان را آرام نگه دارد و جانب احتیاط را از دست نمی دهد چون می داند که درباره صفت درنده خوئی حیوان، نباید دچار اشتباه محاسبه گردید.</p>
<p class="MsoNoSpacing" style="text-align: justify;">اما اینکه تاکنون گرگی را به محیط سیرک نیاورده اند و هیچ مربی تاکنون نتوانسته است روی گرگ به عنوان یک سرمایه برای نمایش خود هزینه نماید، درست است ولی این موضوع در باره گرگ صفت ها صادق نیست ؛ به عنوان مثال، همین مسئول تشکیلاتی آقای رحمان کریمی را ملاحظه فرمایید که در عین حالی که ممزوجی از اصفات گرگ و روباه را تواما دارد ولی تحت نظارت مربی خود در بغداد، چنان رام شده بود که به دستور او شکار می رفت و خون ِصید را برای مربی خود هدیه می آورد.</p>
<p class="MsoNoSpacing" style="text-align: justify;">گرگ و روباه، هم رام می شوند و هم رام می کنند، همین گرگی که برای ارباب و مربی خود به شکار می رفت تا تکه استخوانی را نصیب خود نماید، قلعه ای ساخت تا گرگهایی را تحت امر خویش رام نموده و از آنها بهره ببرد.</p>
<p class="MsoNoSpacing" style="text-align: justify;">جناب آقای کریمی مشکل شما آن است که در قلعه گرگها به عنوان معترض و حتی یک منتقد ساده هم وارد نشده اید تا متوجه گردید که گرگها بدون دریافت همان تکه استخوان هم رام می شوند!</p>
<p class="MsoNoSpacing" style="text-align: justify;">نگارنده این نوشته که معترض به برخوردهای توهین آمیز در جریان یک نشست در همان مراد شهر مورد نظر جنابعالی (<em>پادگان اشرف</em>) بود (<em>تـُف باران یک منتقد = سنگسار</em>) توسط گرگی بنام اسدالله مثنی (<em>معروف به گشتاپو</em>) شکنجه شد، آنقدری که دلم برای مثنی می سوخت، بر دردهای ناشی از شکنجه ناله نمی کردم.</p>
<p class="MsoNoSpacing" style="text-align: justify;">این آقا، مثل بسیاری دیگر برای رسیدن به یک آرمان شهر(<em>جامعه بی طبقه توحیدی </em>) وارد دستگاه مجاهدین شده بود که تحت تعالیم آقای رجوی به گرگی کم نظیر تبدیل گردید و در ادامه همین آموزشهای ایدئولوژیک، عقل خود را واگذار نمود و رام گردید و به یک شکنجه گر تکامل یافته ارتقاء پیدا نمود.</p>
<p class="MsoNoSpacing" style="text-align: justify;">با اینحال بازهم اگر شکی دارید که گرگ ؛ دست آموز می شود، می توانید در اورسورواز سراغ آقای ابوالقاسم رضائی (<em> حبیب</em>) را بگیرید!</p>
<p class="MsoNoSpacing" style="text-align: justify;">داود – لندن – تهران</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7632">گرگها رام شدنی نیستند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7632/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ماشین سازی! در پادگان های اشرف و اورسورواز</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7283</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7283?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 01 Dec 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین برتر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/12/02/%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81-%d9%88-%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%b3%d9%88%d8%b1%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[<p>فرقه ها در عین کثرت، در عملکردهای بیرونی و درونی تماما از قانونمندیهای واحدی پیروی میکنند، مطابق با آخرین متدهای روانشناسانه، هویت فردی را سلب و هویت تشکیلاتی (فرقه ای) را به جای آن می نشنانند.مجاهدین تلاش دارند تا  سکت بودن خود را با پنجه کشی به صورت این و آن نفی کنند!   هم می خواهند منطبق بر قوانین فرقه ها عمل کرده و مناسبات را براساس آن تنظیم نمایند و هم  توان پذیرفتن اینکه فرقه هستند را نداشته و آن را برچسبی بیش نمی دانند و آنوقت دائما شعار می دهند که نبایستی تناقضی حمل شود!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7283">ماشین سازی! در پادگان های اشرف و اورسورواز</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>متخصصان در تلاشند تا ربات هایی شبیه انسان بسازند و سعی دارند<span >&nbsp; </span>برای ربات های ساخته شده ایجاد حس نمایند تا آنها بتوانند عاطفه، عشق و دوست داشتن را از خود بروز دهند، در همین حال عده ای سعی دارند تا انسان را شبیه ربات کنند و صدالبته در ابتدا بایستی وی را بی حس کنند تا منبعد اراده ای بر خود و اعمالش نداشته باشد، در چنین فضایی که اقدام ضد بشری برای تبدیل <b>&quot;انسان&quot;</b> به <b>&quot;ماشین&quot;</b> صورت می گیرد تا زمینه<span >&nbsp;</span>بهره کشی از آن بوجود آید، واضح است که عده ای هم از مجموع این ماشینها برای نیل به اهداف خود استفاده ابزاری می نماید (اشاره ای صریح به رابطه فرقه مجاهدین با اسرائیل)</p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" height="395" alt="در چنین فضایی که اقدام ضد بشری برای تبدیل &quot;انسان&quot; به &quot;ماشین&quot; صورت می گیرد تا زمینه       بهره کشی از آن بوجود آید، واضح است که عده ای هم از مجموع این ماشینها برای نیل به اهداف خود استفاده ابزاری می نماید" hspace="10" width="314" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Cultism/Cult_3.jpg" /></p>
<p>از زمانی که مجاهدین خلق متوجه این واقعیت شدند که قرارگاههای آنان در عراق و فرانسه زیر ضرب رفته، تلاش مضاعفی دارند تا پادگانهای اروپایی خود را افزایش دهند که سفرهای خانم مریم رجوی<span >&nbsp; </span>به ایتالیا، آلمان و چند کشور دیگر که احتمالا صورت خواهد پذیرفت، می تواند برای تحقق این خواسته باشد.</p>
<p>قابل درک است که عنصر خارجی با نگاهی کاملا فرصت طلبانه و ابزاری (و نه با نگاه آلترناتیوی) به مجاهدین نگاه می کند و این موضوع<span >&nbsp; </span>باعث گردید که رجوی ها در توهم فرورفته و امر به آنها مشتبه شود که کسی بوده اند و خود خبر نداشته اند! </p>
<p>طرف خارجی نیز به صورت حساب شده عمل می کند تا از مجاهدین برای فشار روی ایران، استفاده ابزاری نماید، در این میان می ماند نیروهایی که در فرقه رجوی ها به گروگان گرفته شده اند که ملعبه دست سیاست بازان اروپایی و خودخواهانی مثل خانم و آقای رجوی شده اند، نیروهایی که اگر از اسارت ذهنی خارج شوند به جرگه منتقدان از فرقه خواهند پیوست و مارک مزدوری را می پذیرند و با رفتارهای ضد انسانی فرقه مقابله کرده و تلاش خواهند نمود تا مانعی اساسی بر سر راه ماشین سازی رجوی ها در پادگانهای اشرف و اورسورواز بوجود آورند.&nbsp;</span>&nbsp;</p>
<blockquote>
<p>اسیر کردن ذهن = تسلط روانشناسانه روی فرد = کنترل ذهن = جنایات علیه بشریت<span >&nbsp; </p>
<p></b></b></p>
</blockquote>
<p> <span>فرقه ها در عین کثرت،<span >&nbsp; </span>در عملکردهای بیرونی و درونی تماما از قانونمندیهای واحدی پیروی میکنند، مطابق با آخرین متدهای روانشناسانه، هویت فردی را سلب و هویت تشکیلاتی (فرقه ای) را به جای آن می نشنانند.</p>
<p>مجاهدین تلاش دارند تا<span >&nbsp; </span>سکت بودن خود را با پنجه کشی به صورت این و آن نفی کنند!<span >&nbsp;&nbsp; </span>هم می خواهند منطبق بر قوانین فرقه ها عمل کرده و مناسبات را براساس آن تنظیم نمایند و هم<span >&nbsp; </span>توان پذیرفتن اینکه فرقه هستند را نداشته و آن را برچسبی بیش نمی دانند و آنوقت دائما شعار می دهند که نبایستی تناقضی حمل شود!</p>
<p>برخوردهای لمپنی مجاهدین با اعضای ناراضی فرقه و سنگسار سیاسی منتقدین، مانع از آن نگردید که بساط نقد آنها جمع گردد، استالینیزم رجوی و ماکیاولیسم فرقه ای وی نیز نتوانست مانع از ریزش بیش از هزاران نفر گردد.</p>
<p>با فرض چنین احوالاتی است که عنصر خارجی خانم مریم رجوی را می پذیرد و هرگز سئوالی درباره نقض مستمر حقوق اولیه نیروهای اسیر شده در فرقه از او نمی کند؟ هرگز از او سئوال نمی شود که به چه دلیلی دستور دادید که زنان را با عمل جراحی عقیم نمایند؟ آیا از رجوی ها سئوال شده است که به چه حقی و منطبق بر چه قانونی مانع از ازدواج اعضاء شده اید؟ آیا پارلمانترهای آلمانی، ایتالیایی ؛ انگلیسی و.. که ادعای دمکراتیک دارند از خانم رجوی درباره وضعیت اسفبار کودکان آواره مجاهدین، سئوالی کرده اند؟ آیا بهتر نبود وقتی خانم<span >&nbsp; </span>مریم رجوی به موزه هولوکاست رفت، از او می پرسیدید شما که در نسل کشی اکراد عراقی و حذف ناراضیان خود، هیتلر را شرمنده خود کرده اید، چرا به این موزه پا گذاشته اید؟ <b><u>و&#8230; آیا استفاده ابزاری معنایی غیر از این دارد؟!</u></b></p>
<p>داو</span><span  style=" ; >و</span><span>د (عضو سابق مجاهدین) &#8211; لندن </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7283">ماشین سازی! در پادگان های اشرف و اورسورواز</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7283/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تروریست &#8211; مزدور &#8211; جاسوس -&#8230;</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7192</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7192?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 08 Nov 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق و جاسوسی به نفع بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/11/09/%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%b1-%d8%ac%d8%a7%d8%b3%d9%88%d8%b3/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجاهدین خلق بایستی باور کنند که تعریف واحدی از آنها به دست آمده و به عنوان تروریست،فرقه گرا،مزدور و جاسوس به ثبت رسیده اند و هزینه تغییردر این تعریف را باید از ماهیت خود بپردازند و البته  پرواضح است که فرقه ها به ماهیت خود شلیک نمی کنند و اساسا باید پذیرفت که دلیل جاسوسی، مزدوری و عملکرد تروریستی آنها ریشه در فرقه گرایی آنان دارد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7192">تروریست &#8211; مزدور &#8211; جاسوس -&#8230;</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p><em><span style=" &quot; شورای ملی مقاومت شاخه ای از مجاهدین خلق است و در امریکا و اتحادیه اروپا در فهرست گروههای<strong> تروریستی</strong> قرار دارد. مجاهدین خلق در سال های 80 <strong>مزدور صدام</strong> بودند و حملاتی را در ایران به انجام رساندند. شورای ملی مقاومت همزمان به خود افتخار<span >&nbsp; </span>می کند که توانسته از طریق <strong>جاسوسی</strong> تاسیسات مخفی اتمی در نطنز را افشاء نماید. البته طبق گزارش روزنامه تخصصی<span >&nbsp; </p>
<p>Nuclear Fuel</span><span style=" <span >&nbsp; </span>در دسامبر 2002 ؛</span><span  style="  </span><span style=" آژانس انرژی اتمی<span >&nbsp; </p>
<p>IAEO</span><span style=" <span >&nbsp; </span>از قبل در مورد این تاسیسات کاملا آگاه بوده است. &quot; </span></em><span style=" </p>
</blockquote>
<p>قسمتی از گزارش روزنامه دی پرسه اتریش مورخ 3/7/87 مربوط به کنفرانس مطبوعاتی مجاهدین در حاشیه نشست فصلی شورای حکام آژانس انرژی اتمی </p>
<p>مجاهدین خلق بایستی باور کنند که تعریف واحدی از آنها به دست آمده و به عنوان تروریست،فرقه گرا،مزدور و جاسوس به ثبت رسیده اند و هزینه تغییردر این تعریف را باید از ماهیت خود بپردازند و البته<span >&nbsp; </span>پرواضح است که فرقه ها به ماهیت خود شلیک نمی کنند و اساسا باید پذیرفت که دلیل جاسوسی، مزدوری و عملکرد تروریستی آنها ریشه در فرقه گرایی آنان دارد.</p>
<p><span style=" <span >&nbsp;</span><span>بستر تمامی خیانتهای مجاهدین در فرقه گرایی است ولاغیر ؛ کدامین ایرانی حاضر می شد ذلف خود را به ذلف دیکتاتور و جانی مثل صدام گره بزند و یا افتخار نماید که اطلاعات هسته ای کشورش را در اختیار بیگانه قرار دهد و بر طبل بکوبد که ما ایران را لو دادیم!، این همه وقتی توجیه می شود که قبل از آن عقل مصادره شده باشد و این موضوعی است که علم روانشناسی به آن پاسخ داده که<span >&nbsp; </span>فرقه گراها<span >&nbsp; </span>اراده ای از خود<span >&nbsp; </span>ندارند.</p>
<blockquote>
<p><em>&quot;</span><span style=" سازمان مجاهدین از مدت ها پیش به عنوان مهم ترین شبکه <strong>جاسوسی</strong> در ایران شناخته می شود ولی امروز توان عملیاتی آنها بسیار ضعیف به نظر می رسد.&quot;&nbsp;<span >&nbsp;</p>
<p></em><span style=" </p>
</blockquote>
<p>فیگارو &#8211; 26/10/2008</p>
<p>اتفاقی نیست که همگان بر جاسوس بودن مجاهدین اذعان دارند و تلویحا نیز اعلام می دارند که یک جریان تمام شده می باشند، این واقعیتی است که پس از سقوط صدام، عینیت یافت ولی مجاهدین سعی دارند با فضاسازی، ماله کشی نمایند تا عمر خود را طولانی نمایند و البته بهای آن را با پرروئی و دروغگوئی (دو شاخصه فرقه ها) خواهند پرداخت.</p>
<p>داوود &#8211; تهران</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7192">تروریست &#8211; مزدور &#8211; جاسوس -&#8230;</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7192/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>میخ  انگلیسی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6500</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6500?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 May 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خبرها]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[لرد کوربت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/05/07/%d9%85%db%8c%d8%ae-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>لرد کوربت که جاده صاف کن مجاهدین در بریتانیا بود ؛ مدتی پیش در مصاحبه ای که با بی بی سی داشت بصورت صریح ار ترور و تروریست به واسطه آنچه که تیمهای تروریستی مجاهدین در ایران انجام داده بودند جانبداری نمود و تلاش کرد تا آنها را جنبش آزادیبخش معرفی کند ولی در ادامه این بحث و درست در مقطعی که می رفت که همه چیز به خوبی و خوشی تمام شود به یکباره آقای کوربت مسئله دار شد و با حمل تناقضات بسیار به مرز سرخ نزدیک گردید و شب گذشته در خواب دید که از مجاهدین خلق فاصله گرفته است، در همین لحظه خطرناک از خواب پرید و بلافاصله به خواهر دولت نوروزی تماس گرفت تا خواب خود را گزارش دهد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6500">میخ  انگلیسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span>لرد کوربت از تروریستهای فرقه گرا، فاصله گرفت</span>! </p>
<p><span>شب ِ گذشته جناب لرد کوربت که نقش ِ میخ مجاهدین خلق در بریتانیا را ایفاء می کرد ؛ از ادامه میخ بازی استعفا داد و اعلام نمود که منبعد حاضر نیست عملیات جاری انجام دهد و بخاطر مجاهدین همسرش را طلاق داده و تجربه تلخ ریموند تنتر امریکائی را تکرار نماید</span>.</span><span>لرد کوربت که جاده صاف کن مجاهدین در بریتانیا بود ؛ مدتی پیش در مصاحبه ای که با بی بی سی داشت بصورت صریح ار ترور و تروریست به واسطه آنچه که تیمهای تروریستی مجاهدین در ایران انجام داده بودند جانبداری نمود و تلاش کرد تا آنها را جنبش آزادیبخش معرفی کند ولی در ادامه این بحث و درست در مقطعی که می رفت که همه چیز به خوبی و خوشی تمام شود به یکباره آقای کوربت مسئله دار شد و با حمل تناقضات بسیار به مرز سرخ نزدیک گردید و شب گذشته در خواب دید که از مجاهدین خلق فاصله گرفته است، در همین لحظه خطرناک از خواب پرید و بلافاصله به خواهر دولت نوروزی تماس گرفت تا خواب خود را گزارش دهد</span>.&nbsp; </span><span>داود از تهران</span> </p>
<p><span>2008-05-07    &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6500">میخ  انگلیسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6500/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اهالی اُورسورواز بخوانند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6391</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6391?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Apr 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[همکاری با بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق و جاسوسی به نفع بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/04/06/%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%a7%d9%8f%d9%88%d8%b1%d8%b3%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>حدود ِ 220 روز دیگر به پایان سرکاری کلیشه ای مجاهدین باقی مانده است ؛ قرار است در این مدت ِ باقیمانده قرارگاه اشرف با عزیز دردانه های شورای رهبری تخلیه شود و بقیه نیروها را به باد ؛ تیغ ؛ خار و یا خاکهای ِ عراق تحویل دهند.منطق ِ اپورتونیستهای وطن فروش، در بی منطقی محض خلاصه می شود و این صفت ِ بارز مجاهدین است که سربزنگاههای تاریخی و ایدئولوژیک و در بن بستهای استراتژیک ؛ از نیروهای خودشان قربانی می گیرند، اکنون که اشرف در حال ِ تعیین تکلیف است و صدای شکستن ظرف ِ استراتژی مجاهدین به گوش می رسد، باید منتظر بود تا متناسب با روش شناخته شده همه فرقه ها ؛ بـدنه قربانی سـر شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6391">اهالی اُورسورواز بخوانند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style=" "><strong><span style=" اشرف و اورسورواز دو میخ باقیمانده برای مجاهدین است که ظاهرا قرار است همین دو میخ بر تابوت آنها فرو رود تا اسرای ذهنی گرفتار شده در این دو اردوگاه بتوانند رهایی را تجربه کنند. 

<p style=" "><span style=" ----------------------- <strong>جاسوسی می کنم، پس هستم!</strong> طی دو دهه ای که مجاهدین به امر مقدس جاسوسی برای صدام حسین مشغول بودند توانستند به وجود نازنین خود پی ببرند و همین امر باعث گردید تا مابه ازای بودن ِ خود را با جاسوسی برای این و آن تضمین نمایند! پیشنهاد می گردد برای تکریم از &quot; تخلیه چی ها &quot; مراسمی با شعار &quot; جاسوسی می کنم ؛ پس هستم &quot; در <strong>پادگان ِ اروپایی اورسورواز برگزار</strong> نمایید تا آموزشی برای مسئولیت پذیری دیگران باشد!  <strong>پادگان اشرف به مزایده گذاشته می شود!</strong> حدود ِ 220 روز دیگر به پایان سرکاری کلیشه ای مجاهدین باقی مانده است ؛ قرار است در این مدت ِ باقیمانده قرارگاه اشرف با عزیز دردانه های شورای رهبری تخلیه شود و بقیه نیروها را به باد ؛ تیغ ؛ خار و یا خاکهای ِ عراق تحویل دهند. منطق ِ اپورتونیستهای وطن فروش، در بی منطقی محض خلاصه می شود و این صفت ِ بارز مجاهدین است که سربزنگاههای تاریخی و ایدئولوژیک و در بن بستهای استراتژیک ؛ از نیروهای خودشان قربانی می گیرند، اکنون که اشرف در حال ِ تعیین تکلیف است و صدای شکستن ظرف ِ استراتژی مجاهدین به گوش می رسد، باید منتظر بود تا متناسب با روش شناخته شده همه فرقه ها ؛ بـدنه قربانی سـر شود.  <strong>پیام نوروزی مادر مجاهد ؛ مریم رجوی &ndash; سال 1398 شمسی</strong> در پیام نوروزی 1398 مادر مجاهد مریم رجوی به مناسبت سال نو، مثل 38 سال گذشته تاکید شده که امسال اوضاع متفاوت خواهد بود و این حقیقت را می توان از اندازه شعله های آتش چهارشنبه سوری یافت! مریم رجوی که از دوسال پیش غیب شده است و ناظران معتقدند وی در کنار همسر دومش مخفی گردیده در این پیام اضافه کرده است: &quot; یقین دارم که باید یقین داشت و باید باور نمود که باور داشته باشیم و شک نداشته باشیم که نباید شک کنیم و به همان راهی برویم که باید برویم و مطمئن باشیم که سال آینده در ایران خواهیم بود &quot; مریم رجوی که از مخفیگاه خود درناکجا آباد پیام نوروزی را منتشر نموده بود یادآور شده است که اگر راه حل ِ سوم مقاومت در 20 سال ِ گذشته جدی گرفته می شد و مسیر دمکراتیک با ارتش آزادیبخش راه باز می کرد و اگر پنتاگون ما را عددی فرض می کرد و عدی به ما اضافه می کرد، یقینا اوضاع متفاوت می شد و لازم نبود که ما مجددا در بهار 98 نیز پیام نوروزی صادر کنیم!.. تا بعد   داود از تهران  17فروردین 87</span><span style=" &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6391">اهالی اُورسورواز بخوانند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6391/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تروریستهای  مـن  یا  تــو</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6073</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6073?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Jan 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[همکاری با بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین؛ جنگ افروز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/01/13/%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%80%d9%86-%db%8c%d8%a7-%d8%aa%d9%80%d9%80%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[<p>با آنچه که از قول اعضای سابق سیا و پنتاگون درباره مجاهدین خواندید و تصاویری که ملاحظه فرمودید و با یاری گرفتن از تجربه چندین ساله ای که نگارنده با مجاهدین دارد ؛ به این نتیجه خواهید رسید که مجاهدین برای رسیدن به اسرائیل قدم برمی دارند و با تاکتیک ماله کشی سعی دارند با ارتباط گیری نرم!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6073">تروریستهای  مـن  یا  تــو</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ری مک گارون Ray McGovern کارمند سابق سیا CIA در مصاحبه با شبکه تلویزیونی ARD آلمان عنوان می دارد:&#8221; این جمله وقتی مفهوم می گردد که کارن کویاتکفسکی Karn Kwiatkowski عضو سابق پنتاگون در همین برنامه تلویزیونی عنوان می کند:&#8221; اگر درحال حاضر می بینید که سایت همبستگی (سایت اصلی مجاهدین خلق) عین شبکه فاکس نیوز بر طبل جنگ علیه ایران می کوبد و بعنوان سخنگوی نئوکانها عمل می نماید اصلا تعجب نکنید چون از جملات فوق که در فوریه 2005 عنوان شده است می توانید به این نتیجه برسید که طی این مدت و در نتیجه پروسه تکاملی! ؛ مجاهدین خلق به چه درجه ای از دشمنی با ایران و ایرانی رسیده اند. تصویر خاخام یهودی با خانم رجوی را ببینید!</p>
<p>با آنچه که از قول اعضای سابق سیا و پنتاگون درباره مجاهدین خواندید و تصاویری که ملاحظه فرمودید و با یاری گرفتن از تجربه چندین ساله ای که نگارنده با مجاهدین دارد ؛ به این نتیجه خواهید رسید که مجاهدین برای رسیدن به اسرائیل قدم برمی دارند و با تاکتیک ماله کشی سعی دارند با ارتباط گیری نرم! با&#8221; یهود&#8221; به&#8221; صهونیسم&#8221; برسند!. ظاهرا مجاهدین از پنتاگون و سیا هم قطع امید کرده اند و معتقدند باید به سرچشمه صلح و آزادی یعنی اسرائیل! متصل شوند تا از این طریق سیرآب شده و جایگزینی مطمئن برای صدام پیدا کنند. آلترناتیو صدام را اگر نتوانند در اتاق کار آقای دیک چنی پیدا کنند حتما نمونه مشابه آن در کاخهای تل آویو یافت می شود تا مجددا</p>
<p>داود از تهران</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6073">تروریستهای  مـن  یا  تــو</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6073/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین یکبار در لیست تروریستی رفـتند و صد بار خارج شدند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5891</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5891?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 01 Dec 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[لیست گروههای تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در لیستهای تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/12/02/%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%db%8c%da%a9%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d9%80%d8%aa%d9%86%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجاهدین بر اساس هر واقعیت و یا سناریویی که وارد لیست شده باشند مهم نیست ؛ مهم آن است که با زور جادو و جنبل ؛ تاکنون چندین بار از این لیست خارج شده اند و دست ِ برقضا هنوز هم در لیست هستند که اگر نباشند عملا ارزشی برای گروکِـشی ندارند (باید لولو باشند تا بتوان از آنها برای ترساندن طرف مقابل بهره برداری نمایند)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5891">مجاهدین یکبار در لیست تروریستی رفـتند و صد بار خارج شدند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">خلق معما در فرقه ها قدمت دیرینه ای دارد که کاشفی جز سازنده این معما ها هم ندارد ؛ چون اساسا منطبق بر هیچ واقعیت عقلانی نیست که بتوان آن را حل نمود!</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">مجاهدین بر اساس هر واقعیت و یا سناریویی که وارد لیست شده باشند مهم نیست ؛ مهم آن است که با زور جادو و جنبل ؛ تاکنون چندین بار از این لیست خارج شده اند و دست ِ برقضا هنوز هم در لیست هستند که اگر نباشند عملا ارزشی برای گروکِـشی ندارند (باید لولو باشند تا بتوان از آنها برای ترساندن طرف مقابل بهره برداری نمایند)</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">تعداد معدود پارلمانترانگلیسی که لابد پول خوبی از اسرائیل گرفته اند تا این بار بمانند صدام؛ روی فرقه رجوی قمار کنند احتمالا نمی دانند که این قبر مرده ای ندارد و بهتر است ریسمان عریضه خود را برجایی ببندند که سابقه شفا دادن دارد و نه اینکه دیگران را کر و کور کرده و فخر می فروشد که &quot; خدای روی زمین است &quot;&#8230;!</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">باید برای اسرائیل تاسف خورد که به تفاله های فرقه رسیده و نمی دانند که رژیم صدام طی دو دهه از هر حیث از آنها استفاده کرده و تفاله هم صرفا خوراکی مناسب برای دام و طیور است ولاغیر&#8230;</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">مجاهدین از این دست و پا زدنها درواقع بدنبال جایی برای قراردادن ویلچر خود هستند تا تتمه عمر خویش را بر روی آن و در خیابانهای لندن لم دهند! ؛ ما که خود از لندن و از مسیر بغداد به تهران رسیده ایم، بخیل نیستیم که جنازه ای بنام فرقه مجاهدین به لندن برسد!</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">&nbsp;</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">داود &ndash; تهران</span><span  style="; mso-bidi-font-size: 10.0pt"></p>
<p>     &nbsp;  &nbsp;</p>
<p>  &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5891">مجاهدین یکبار در لیست تروریستی رفـتند و صد بار خارج شدند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5891/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آقای پرویز خزائی، احتیاط شرط عـقـل است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5823</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5823?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Nov 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[عناصر شورایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های مستقل برای آزادی اسیران]]></category>
		<category><![CDATA[پرویز خزائی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/11/19/%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2-%d8%ae%d8%b2%d8%a7%d8%a6%db%8c%d8%8c-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b7-%d8%b4%d8%b1%d8%b7-%d8%b9%d9%80%d9%82%d9%80%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اگرچه حقوقی که دریافت می دارید و ژستهای دیپلماتیکی که می گیرید و گافهایی که داده اید باندازه کافی برای جدائی شما راهبند ایجاد کرده است ولی فکر آن روزی را بکنید که کارد به استخوان جنابعالی می رسد و مجبور می شوید از فرقه بیرون بزنید و آنوقت است که به بهانه همین دوست دخترتان و اینکه نتوانسته اید مثل بقیه اینگونه مراودات خود را در پنهان انجام دهید و همگان از این نوع کارهای شما سردرآورده اند ؛ بلایی بر سرتان می آورند تا آندسته از اعضای شورای ملی مقاومت که خود و همسرانشان تعطیلات تابستانی خود را در ایران بسر می برند و یا کارهای دیگر می کنند ؛ حساب کاردستشان بیاید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5823">آقای پرویز خزائی، احتیاط شرط عـقـل است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">جناب آقای خزائی ؛ نماینده سازمان مجاهدین خلق در کشورهای نوردیک ؛ </p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">&nbsp;</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">اکنون که شاهد تهاجمات سازمانیافته و بی شرمانه مجاهدین علیه آقای محمد علی اصفهانی هستید، اکیدا به جنابعالی توصیه می کنم که عقل خود را بکار بندید و تجربه آموزی نمایید که مجاهدین با ناراضیان خود چگونه معامله می کنند، درس بگیرید و به دیگران هم آموزش دهید تا متوجه شوند که دستگاه فرقه ها به چه شکلی عمل می نمایند.</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">&nbsp;</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">جنابعالی که از منظر دستگاه مجاهدین، عنصر آلوده ای هستید و مشخصا نسبت به شما درخصوص مسائل اخلاقی حساسیت داشته و داستان دوست دخترتان را همه عالم و آدم می دانند و روزی برایتان پیراهنی از همین جنس می دوزند ؛ کمی احتیاط بخرج دهید!!</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">&nbsp;</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">اگرچه حقوقی که دریافت می دارید و ژستهای دیپلماتیکی که می گیرید و گافهایی که داده اید باندازه کافی برای جدائی شما راهبند ایجاد کرده است ولی فکر آن روزی را بکنید که کارد به استخوان جنابعالی می رسد و مجبور می شوید از فرقه بیرون بزنید و آنوقت است که به بهانه همین دوست دخترتان و اینکه نتوانسته اید مثل بقیه اینگونه مراودات خود را در پنهان انجام دهید و همگان از این نوع کارهای شما سردرآورده اند ؛ بلایی بر سرتان می آورند تا آندسته از اعضای شورای ملی مقاومت که خود و همسرانشان تعطیلات تابستانی خود را در ایران بسر می برند و یا کارهای دیگر می کنند ؛ حساب کاردستشان بیاید.</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">&nbsp;</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">آقای خزائی</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">&nbsp;</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">شما که از نزدیک شاهد برخورد های غیراصولی و غیرمنطقی مجاهدین هستید و می دانید که به اندازه کافی دست آنها را علیه خودتان پُر کرده اید ؛ برای یک بار هم که شده کلاه خود را قاضی کنید و از وقایع درس بگیرید ؛ شما که در اروپا زندگی می کنید خودتان را از غارنشینی رها کنید!</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">&nbsp;</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">داود از تهران </p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">86.8.28</span><span  style="; mso-bidi-font-size: 10.0pt"></p>
<p>     &nbsp;  &nbsp;</p>
<p>  &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5823">آقای پرویز خزائی، احتیاط شرط عـقـل است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5823/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شــراب ِ دو ساله</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5680</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5680?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Oct 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/10/17/%d8%b4%d9%80%d9%80%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d9%90-%d8%af%d9%88-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اما درچرایی اینکه کار آقای مسعود رجوی به شراب دو ساله کشید ؛ حرف و حدیثهای فراوانی نقل شده که البته تماما براین نکته تاکید و توافق دارند که از اتفاق این شراب با پایان عمر سیاسی نئومحافظه کاران در امریکا تقارن پیداکرده است! (اتفاق را ببینید..!)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5680">شــراب ِ دو ساله</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>شــراب ِ دو ساله </B><br /><b>&#8230; تدبیر خود به دست شراب دوساله پس از چهل سال رنج و غصه </B></P></p>
<p>پیام مسعود رجوی – 5 فروردین 1386<br />وقتی قافیه به تنگ می آید و مسیرها قفل می شود و راهها به بن بست ختم میگردد و آب سربالا می رود و سوزش دماغها فزونی پیدا می کند و خیلی چیزهای دیگر ؛ آنوقت و در چنین شرایطی است که بحث ِ شراب ِ دو ساله مطرح میگردد تا شاید برای غلبه بر سوزش ِ جایی ؛ آب خنکی یافت شود!<br />خانم رئیس جمهور برگزیده مقاومت هم که در پاریس و بغداد به این سمت نائل شده اند ؛ حتما بخاطر دارند که در آذرماه 1375 ( یازده سال پیش ) در حالی که از پایگاههای ارتش آزادیبخش در عراق ِ تحت حاکمیت صدام ، سان می دیدند با قاطعیت تمام فرمودند : <b> پایان قرن بیستم،دمکراسی /عدالت و صلح و آزادی را به ایران خواهیم برد  </B><br />( البته چون پایان قرن ِ بیست و یکم هم نزدیک است! ؛ اشکالی ندارد سایتهای مجاهدین؛ بیستم مورد اشاره « خانم بزرگ» را به بیست و یکم تغییر دهند! )<br />اما درچرایی اینکه کار آقای مسعود رجوی به شراب دو ساله کشید ؛ حرف و حدیثهای فراوانی نقل شده که البته تماما براین نکته تاکید و توافق دارند که از اتفاق این شراب با پایان عمر سیاسی نئومحافظه کاران در امریکا تقارن پیداکرده است! ( اتفاق را ببینید..! )<br />فرهنگ ِ ما ایرانیها در قالب ضرب المثلهایی از این آدمها تعاریف خاص ارائه می دهد تا فهم آن برای مخاطب سهل گردد <b> کور ، کور را پیدا می کند و آب ، گودال را.. و جنگ طلب ، جنگ طلب را&#8230; و قس علیهذا </B><br />فکرش را بکنید در حال حاضر که شما مخاطب عزیز درحال خواندن این نبشته هستید ، تمامی رزم آواران قرارگاههای اشرف و اورسورواز در حال پخت این شراب هستند و بمانند پخت سمنو که عده ای بالای سر دیگ آن دعا کرده و از خداوند خواسته های خود را طلب می کنند ، فرمانده هان یک فرقه بی بدیل نیز دعا می کنند تا این شراب در وقت تعیین شده ، عمل آید و جنگی علیه ایران صورت پذیرد تا خونی بریزد و این شراب به یک شراب ِ قرمز تبدیل شود!<br />در چنین لحظاتی است که یاد سخنی از خانم بزرگ فرقه می افتم که می گفت :<b>  من زندگی ام را وقف بازگرداندن امید مردم به زندگی بهتر کرده ام  </B><br />آیا تا به حال از خودتان پرسیده اید که این چگونه<b> امیدی </B>است که با انتظار پختن یک شراب خونین <U>رنگ</U> و با یک <U>جنگ</U> و با کمک <U>تفنگ</U> در قالب یک <U>ننگ</U> ، راه باز می کند ؟؟<br />داود – تهران – 24 مهر 1386 </P></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5680">شــراب ِ دو ساله</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5680/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطرات روزانه یک مجاهـد خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5659</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5659?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Oct 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/10/11/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d9%80%d8%af-%d8%ae%d9%84%d9%82/</guid>

					<description><![CDATA[<p>همیشه فکر می کنم از دیگران برترم و بعد هم نتیجه می گیرم که بی دلیل نیست. • وقتی خواهر لیلا گفت چرا محفل می زنی؟ عصبانی شدم و فکر کردم مگر با پرتو حرف زدن محفل زدن است؟ اما واقعا فهمیدم که محفل زدن ؛ باعث طولانی شدن عمر رژیم می شود. • چند روز است به فکر پدر و مادرم فرورفته ام ؛ احتمالا تا حالا از دنیا رفته اند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5659">خاطرات روزانه یک مجاهـد خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span> </p>
<div>
<p><img decoding="async" alt="cult_vanish" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/cult_vanish.jpg" />طبق برنامه پادگان اشرف، در اورسورواز راس ساعت 30/6 صبح از خواب بیدار می شوم ؛ ولی اینکه بدانم صبح دل انگیزی است یا نه ؛ اساسا جزو دستورکار من نیست لذا به آن فکر نمی کنم و مستقیما به اتاق کار خودم برای مبارزه با رژیم می روم. صبر می کنم تا خواهر ژیلا هم برای مبارزه به سنگر من بیاید تا اجازه داشته باشم سری به اینترنت بزنم. او خلاف ضابطه و با تاخیر می آید و زمانی را باید اختصاص دهم تا انتقاد از خودش را بنویسد. از روی اینترنت سایتهای مزدوران وزارت اطلاعات رژیم را مرور می کنیم تا برای مبارزه خوراک لازم را پیدا کنیم ناگهان صفحه یاهو باز می شود و تصویر زنی را می بینم و مرا دچار لحظه جنسی می کند ؛ نتیجتا مبارزه را تعطیل می کنم و گزارش غسل خود را می نویسم و مجددا و با اراده یک مجاهد مسئولیت پذیر به میدان جنگ با رژیم می روم ؛ احساس می کنم امروز رژیم ساقط می شود و اصلا تعهد دو ساله ای که داده ام زود تر از موعد خودش شکوفا می شود چون دیشب تمامی اخبار فرانسه مربوط به حمله امریکا به ایران بود و این می تواند نوید بخش پیروزی مجاهدین باشد ؛ اگر پنتاگون راضی می شد بجای سرباز به نیروهای خود لقب مجاهد دهد و آنها را خواهر و یا برادر مجاهد بخواند، بخشی از انرژی ما که صرف تطابق ایدئولوژیک می گردید، رها می شد. مبارزه تا ظهر ادامه پیدا می کند و تمامی اراجیف مزدوران را جمعبندی کرده ایم تا دستور برسد که چگونه به آنها تهاجم کنیم آیا از شیوه فیاپ جلو برویم ویا از سلاح فحش بهره برداری کنیم و یا از تاکتیک جدیدمان برای درگیر کردن پاسیو شده ها با بریده ها استفاده نمائیم. بعدازظهر است و بی تابی من برای استراحت کوتاه در حد فاصل مبارزه ظهر و عصر شروع شده اما بیاد بی قراران اشرف امروز استراحت نمی کنم و برای سرنگونی رژیم به اتاق کارم می روم. رمز پایداری مجاهدین به &quot; شب &quot; برمی گردد، آنوقتی که &quot;عملیات&quot; شروع می شود ؛ عملیاتی علیه خودت با افتخار و شرف آغاز می شود ؛ تقدس آن به جاری بودنش است و گناهان را در حوض شستن و به دار خواهر آویزان کردن ؛ سرمشقی بر تمامی مجاهدان حقیقی است ؛ پرونده ای برای غسل کردن ساخته ام تا در امر مبارزه کم نیاورم ؛ وقتی در حوض می روم یقین دارم که رژیم را متزلزل کرده ام و یاد آن سفر کرده همیشه بیدار می افتم که می گفت هرروز و هرشب شورایعالی امنیت ملی رژیم برای تعیین تکلیف مجاهدین جلسه می گذارد و این اهمیت مبارزات شماها را می رساند که درجریان عملیات جاری متبلور می شود. تا دیماه سال آینده باید صبر کنیم تا کار چندین و چند ساله ای که برایش زحمت کشیده ایم به بار بنشیند و حمله ای صورت پذیرد تا مجاهدین به نقطه اوج تکامل تاریخی خود برسند. </p>
<p>گزارش نشست حوض:</p>
<p>&bull; ناگهان و برای یک لحظه، گناهی بزرگ مرتکب شدم ؛ شک کردم که آیا پیروز می شویم یا نه؟ </p>
<p>&bull; احساس کردم خواهر منیژه با تکبر به من نگاه کرد.</p>
<p>&bull; وقتی خواهر ژیلا صحبت می کرد دچار لحظه شدم.</p>
<p>&bull; همیشه فکر می کنم از دیگران برترم و بعد هم نتیجه می گیرم که بی دلیل نیست.</p>
<p>&bull; وقتی خواهر لیلا گفت چرا محفل می زنی؟ عصبانی شدم و فکر کردم مگر با پرتو حرف زدن محفل زدن است؟ اما واقعا فهمیدم که محفل زدن ؛ باعث طولانی شدن عمر رژیم می شود.</p>
<p>&bull; چند روز است به فکر پدر و مادرم فرورفته ام ؛ احتمالا تا حالا از دنیا رفته اند &ndash; چه فکرهای احمقانه ای می کنم.</p>
<p>&bull; وقتی به فکر می افتم که چرا برادر ما را در چنین شرایطی تنها گذاشته ؛ یادم می افتد که رژیم در من رشد کرده که ذهنم مشغول این چیزها می شه ؛ سریع از این فضا بیرون می زنم.</p>
<p>&bull; مدتها است به فکر فرزندم افتاده ام ؛ قاعدتا باید چهار سال دیگر از دانشگاه فارغ التحصیل شود، درست در همین نقطه به خودم انتقاد کردم که چرا فکر بلند مدت کرده ام، ما تعهد دو ساله داده ایم و هر تاریخی خارج از آن نباید برایمان معنایی داشته باشد.</p>
<p>ساعت ده شب شده وباید براساس تعهد ایدئولوژیکی که دارم بی شکاف و با مسئولیت پذیری تمام ؛ گزارشی به مسئولم بدهم:</p>
<p>6 ساعت خواب + 12 ساعت مبارزه با مزدوران اطلاعات + 3 ساعت غسل + 3 ساعت حوض + 3 ساعت عملیات جاری + 2 ساعت قربون صدقه خواهر و برادر رفتن = 29 ساعت مبارزه با رژیم در 24 ساعت (کور شود هرآنکس که نتواند دید)</p>
<p>داود &ndash; تهران</p>
<p>18/7/1386</p>
</p>
<p> </span></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5659">خاطرات روزانه یک مجاهـد خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5659/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسعود رجوی « آنجا » است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5632</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5632?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 01 Oct 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/10/02/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%ac%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</guid>

					<description><![CDATA[<p>در چنین موقعیتی است که محدثین و جعفرزاده جرات می یابند تا کتاب به اسم خودشان منتشر کنند (مرگ سیاسی رهبر فرقه این امکان را بوجود آورده است).  اما اگر شما مایل هستید که بدانید آقای رجوی با سقوط و مرگ صدام ؛ کجا مخفی شده است بهتر است بدانید:</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5632">مسعود رجوی « آنجا » است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>مگر کسی مایل است که بدانـد آقای مسعود رجوی کجا است؟ </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>چون بود و نبودش توفـیری بر بازماندگان این جنازه سیاسی ندارد. </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>او بمانند جسدی است که روی دست صاحبان عزا مانده است و جائی برای خاکسپاری آنهم ندارند. </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>وارثان نزدیک این جنازه در ملاقاتهای سیاسی خود ؛ پای او را به میان نمی کشند و یا حداکثر او را سمبل تاریخی مجاهدین معرفی می کنند و از کنارش می گذرند. </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>در چنین موقعیتی است که محدثین و جعفرزاده جرات می یابند تا کتاب به اسم خودشان منتشر کنند (مرگ سیاسی رهبر فرقه این امکان را بوجود آورده است). </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>اما اگر شما مایل هستید که بدانید آقای رجوی با سقوط و مرگ صدام ؛ کجا مخفی شده است بهتر است بدانید: </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>&nbsp; </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>&bull; هرکجا که بوی باروت و خون می آید ؛ رجوی آنجا است. </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>&bull; هر کجا صدای شیپور و طبل جنگ به گوش می رسد ؛ رجوی آنجا است.  </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>&bull; از هرکجا فتنه و آشوب برمی خیزد ؛ رجوی آنجا است.  </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>&bull; در تاریکخانه تاریخ سـر بزنید ؛ رجوی آنجا است.  </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>&bull; هرکجا وطن فروشی و جاسوسی جایز است ؛ رجوی آنجا است.  </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>&bull; در هر متروکه ای که بساط عملیات جاری و غسل برپا است؛ رجوی آنجا است.  </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>&bull; پای هرقراردادی که مردم قربانی و قدرت تقسیم می شود؛ رجوی آنجا است.  </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>&bull; هر جا صدام صفتی را یافتید ؛ رجوی آنجا است. </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>&nbsp; </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>با این توصیف است که متوجه می شوید ؛ آقای رجوی در همان نزدیکیها است ولی اینکه خودی نشان نمی دهد بدلیل این است که عجالتا چادری در دسترس او نیست تا خود را درآن مستتر نماید. </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>وقتی صدام از اریکه قدرت افتاد باعث گردید لـُنگ و چادر دیگرانی نیز بیافتد و ناچارا باید در آنجا بماند تا صدامی دیگر بیابد تا در پوشش آن بیرون بزند ولاغیر. </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>&nbsp; </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>داوُد &ndash; تهران </p>
<p  style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify"><span>10 شهریور 86</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p>  &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5632">مسعود رجوی « آنجا » است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5632/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطرات و تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین ۵</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4863</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4863?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 May 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[همکاری با بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/05/06/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b7-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-5/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای داود باقـروند عضو سابق مرکزیت سازمان مجاهدین ؛ عضو سابق ارتش مستقر در عراق و از اعضای سابق شورای ملی مقاومت ؛ تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین در دوران پایانی عمر رژیم دیکتاتور بغداد، به رشته ی تحریر درآورده است</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4863">خاطرات و تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین ۵</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای داود باقـروند عضو سابق مرکزیت سازمان مجاهدین ؛ عضو سابق ارتش مستقر در عراق و از اعضای سابق شورای ملی مقاومت ؛ تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین در دوران پایانی عمر رژیم دیکتاتور بغداد، به رشته ی تحریر درآورده است&#8230;</p>
<p>&nbsp;<span>نشست نظامی ؛ بعث و مجاهدین</p>
<p>&nbsp;<span>موضوع بعدی نشست، مسئله جنگ و رابطه با عراق بود بعد از این که علائم قریب الوقوع بودن جنگ را بر شمرد؛ گفت: پیغام آمده بود که بروند ملاقات که وقتی رفته بودند صدام نبود ولی عزت ابراهیم ؛ طارق عزیز و وزیر اطلاعات بوده اند. </p>
<p>در آن نشست عزت ابراهیم موضع رژیم صدام را مطرح می کند که قصد دارند در مقابل آمریکا ایستادگی کنند. انبوهی نیز خالی بندی کرده بود که مثلاً چه طرح های نظامی داریم که جلو آن ها را بگیریم ولی حرف اصلی این بود که چون به لحاظ نظامی در یک جنگ کلاسیک نخواهیم توانست جلو آمریکا دوام بیآوریم حدود 7 میلیون نفر را مسلح کرده ایم و داریم برای جنگ چریکی از مدت ها قبل آماده می شویم.</p>
<p>(در برخورد روزمره با مردم عراق و رژیم صدام و ارتش او قابل فهم بود که تمامی آن ها صد درصد حمله را محتمل می دیدند و داشتند برای آن آماده می شدند اما آقای رجوی اصرار داشت که خیر احتمال کم است!؟) </p>
<p>عزت ابراهیم اضافه کرده بود: &quot; گذشته از تمامی اقدامات عمومی خود می خواهیم سلاح، مهمات، سازماندهی و طرح آماده کنیم، در اساس نیز روی حزب و&#8230;. حساب باز کرده ایم و مردم را نیز مسلح کرده ایم. اما حرف همان کار چریکی بود که بحث تامین سلاح، پول و سازماندهی آن بود و عدم تمرکز و&#8230;&quot;</p>
<p>لابه لای حرف ها از این که در این مدت در حال انجام آن بوده اند آن ها را مورد تمجید قرار می داد. که دوستان ِ صاحبخانه هستند و پای آن ایستاده اند. اما در مورد سازمان از قول صدام به او گفته بود که ایشان سلام رساندند و گفتند که شما مختار هستید هر کاری خواستید بکنید ولی خوشحال می شویم در کنار ما باشید. ما تا توان داریم از شما دفاع خواهیم کرد و حفاظت شما با دولت است. اما اگر اوضاع به هم ریخت شما باید خودتان مواظب خودتان باشید. مسعود خان مطرح کرده بود که انشاالله پیروز می شوید و نیازی به کار دیگری نیست و نباشد!!</p>
<p>در این نشست وقتی دوباره مسئله پول و امکانات را شده بود، عزت ابراهیم گفته بود که متأسفم ما همه ی منابع خودمان را نیاز داریم و جواب رد داده بودند. تا از این طریق عدم رضایت خودش را برساند. در ضمن،ملاقات نیز در مراکز شناخته شده ی رسمی نبوده است و آن ها را (اکیپ مسعود خان) چندین بار خودرو نفرات همراه شان را عوض می کنند و دست آخر در محل نا مشخص ملاقات را انجام میدهند. حتی نفرات مسعود را نیز نمی برند (منظور حفاظت و&#8230;) می گفت هم عزت ابراهیم و هم طارق عزیز همه خسته به نظر می رسیدند و معلوم بود که مستمراً در حال کار و تردد هستند و مانند افرادی که در جائی مستقر باشند نبودند. نکته بسیار مهمی که در خاتمه نشست گفته بودند این بود که در این جنگ مطلقاً حق نزدیک شدن به مرز را ندارد. و نباید تحرک نظامی انجام دهد. به ویژه قبل از جنگ که باعث تحریک آمریکا گردد. که بحث شده بود و در نهایت قبول کرده بود که همان مواضع دفاعی در اطراف اشرف را قبول کرده بود چون مختصات آن به سازمان ملل و آمریکا و انگلیس و&#8230; داده شده بود. اما برای مسعود روشن کرده بود که حق حرکت به سمت ایران را ندارد. بعدها نیز که جنگ شروع شد کنترل مخابرات و ارتش (نماینده آن ها) که همراه ما بودند تماماً بر این استوار بود که حرکتی سمت مرزها نباشد. </p>
<p>رجوی گفت: ما نباید بگذاریم که عراق بفهمد که قصد حمله داریم البته این را برای گول زدن حاضرین در جلسه که ما بودیم می گفت &quot; چون هر کودکی می دانست با وضعیتی که ارتش قراضه ی او داشت حتی به مرز نمی رسد چه برسد به حمله، نه فقط سلاح و کمبود مهمات و تجهیزات بلکه به لحاظ نیروئی، نیروها صدبار بدتر از سلاح های پوسیده بودند و کاملا مضمحل شده بودند. مهم تر این که حتی اگر تمامی ارتش در نقطه 100 بود، بدون پشتیبان ؛ برای یک کار نظامی جدی و نه خودکشی!، مطلقاً شانسی وجود نداشت، بهتر از همه نیز خود دون کیشوت این را می دانست!. در واقع این آخرین ملاقات با مقامات رژیم صدام بود که قبل از خارج شدن او گزارش شد چون معمولاً ملاقات های او در یک سطح شخصی گزارش می شد یا حضوراً و یا اگر عملی نمی شد گزارش ملاقات خوانده می شد. </p>
<p>استراتژی سرگردان</p>
<p>بحث بعدی طرح نظامی در صورت شروع جنگ بود. ابتدا یک گزارش پوشالی از وضعیت آمادگی های نظامی از فرماندهان انتخابی خودش گرفت و کاسه لیس ها نیز پای میکروفون رفتند و مطالبی برای کمک به شیادی ایشان زدند که آماده هستیم در بحث نظامی ابتدا مطرح کرد که چون این جنگ، جنگ ما نیست و ما با یک طرف جنگ داریم آن هم جمهوری اسلامی است بنابراین تقصیری نداریم.این که در چنین شرایطی قرار گرفته ایم ربطی به خط و خطوط استراتژیک &ndash; نظامی &ndash; سیاسی ما ندارد. مسئله ای است خارج ازسیاست های ما ؛ حرکت های ما که منجر به بروز چنین شرایطی نشده است. (اما نمی گفت در عراق چه غلطی می کنی مگر استراتژی تو پایه اش عراق نیست؟ مگر تو این پایه را طراحی نکرده ای؟ مگر وقتی گفتند که از فرانسه اخراج شده ای صد بار در بوق و کرنا نکردی که خیر این تصمیم ما بوده از سال ها قبل که به عراق برویم&#8230;.) پس بی طرف باقی می مانیم و دنبال کار اصلی خودمان هستیم یعنی جنگ با ایران.به همین مناسبت، اولاً در تمامی تحرکات، تمامی تماس های با عراق نباید بوئی ببرند که ما قصد داریم چه کار کنیم. طرح این بود که: دارای سه مرحله است مرحله اول باید در مواضع اولیه موضوع اختفاء بگیریم یعنی تمامی سلاح ها و مهمات و نیرو را در محل هائی که از قبل همه رفته و شناسائی کرده و آماده کرده بودیم موضع مخفی اتخاذ کنیم. این مرحله برای پاسخ به بمباران ها و جلوگیری از وارد شدن صدمات نظامی است در این مرحله سران دستگاه نظامی یکی یکی می آمدند و گزارشی از آماده بودن محل اختفاء را گزارش می کردند. &quot; ما خودمان که موضع را آماده کرده بودیم در واقع در کل یک دایره بزرگی بود که در اطراف اشرف کشیده شده بود و یگان های نظامی در این دایره مستقر بودند. آمادگی ها نیز شامل شناسائی محل مناسب برای اختفاء سلاح های سنگین مانند تانک ها، توپ ها، زرهی ها، و خودروها و البته افراد بود که از موضع موقعیت نظامی و داشتن جان پناه مناسب مانند درون شیارها و&#8230; قرار می گرفت.</p>
<p>گزارشی هم خود مسعود از بمباران های غارهای تورا بورا می داد (برای دل خوشی دیگران) که می شود مخفی شد و بمباران های مهیب آمریکا نیز تأثیری ندارد. ؛ بعد برای این موضع اختفاء &zwnj;مواضع دفاعی،به طور خاصی برای تانک ها و نفربرها حفر می شد که در صورت لزوم این سلاح ها از موضع اختفاء خارج شده و در خط الرأس ها در موقعیت شلیک به سمت مقابل قرار بگیرند. این مواضع درست در کنار موضع اختفاء بود. سازماندهی مناسب این کار نیز شده بود که جای هر سلاح و نفربر و&#8230; کجاست و همه نیروهای درگیر را برده بودند و نشان داده بودند که مثلاً محل شما این جاست. میدان و یا تقسیم زاویه آتش این است مواضع روبرو چیستند و کلاً شناسایی و توجیه نظامی بوده است این کار فقط در سطح فرماندهان انجام شده بود و اکیپ های مهندسی که باید مواضع را آماده می کردند کارها نیز در طی شب انجام شده و تلاش می شد تحرکات به حداقل برسد. مواضع با ارتفاعات حمرین مشرف به قره تپه بود این دایره شعاعی برابر30 کیلومتر داشت که قطر60 کیلومتری دایره برای دفاع از کلیت اشرف بود ولی گفته نمی شد. این مرحله ی اول که اختفاء نام گذاری شده بود برای زمان بمباران ها بود. مرحله دوم مرحله تدافع بود. یعنی در صورت این که با وجود اعلام عدم مداخله و بی طرفی مورد تهاجم قرار گرفتیم به طور خاص در صورت مداخله ی ایران و عبور از مرز در شرایط اوضاع به هم ریخته عراق و خارج شدن کنترل از دست رژیم صدام ضروری است که در مواضع دفاعی مستقر شویم تا بتوانیم از خودمان دفاع کنیم. همان طور که در بالا آمد مواضع دفاعی عمدتاً در نزدیک مواضع اختفاء بود اما این دایره در مجموع محورهای پیشروی سمت اشرف را کنترل می کرد. ما که در محور &quot; شمال غربی &quot; جاده قره تپه به فرودگاه شمال اشرف از فرودگاه متروکه عراق در جریان آماده گی های خودش روی همه باندهای آن خاکریز زده بود که نیروهای آمریکائی نتوانند از آن برای فرود استفاده کنند و یا هلی برد کنند. این فرودگاه در 20 کیلومتری شمال اشرف قرار داشت. یگان های دیگری روی جاده یا محور خانقین به اشرف مستقر بودند چون قرارگاه های آن ها بعد از سد حمرین بود و درپادگان های سپاه دوم عراق (فیلق 2) مستقر بودند. در آن سوی سد روی جاده خانقین &ndash; در عقوبه مستقر بودند و یا مواضع دفاعی آن ها در آن جا قرار داشت تعدادی برروی محور خالص به اشرف مستقر بودند یگان هایی نیز روی ارتفاعات حمرین روی جاده کرکوک- خالص روی هر محور نیز مجموعاً 3 یگان نظامی با آرایش دو یگان در جلو و یک یگان در عمق مستقر بودند. که یگان عمق کار یگان پشتیبانی را انجام می داد و یا قرار بود انجام دهد. مرحله سوم نیز مرحله تهاجم بود که اولاً شرایط آن را به هم ریختن اوضاع عراق، یعنی نبودن نیروی عراقی بازدارنده جدی عنوان کرد. چون بحث می شد که اگر حتی نیروی مختصری باشد یا باید برود کنار و یا کنار زده خواهد شد و اصل به رفتن است از طرفی نیز ربط به برخورد آمریکا داشت که این نیز باعث می شد که آیا آمریکا اجازه این کار را می دهد یا جلوگیری می کند و در این مرحله موضوع بحث آمریکا و مسئله احتمالات مختلف در برخورد با او مطرح می شد که یک جنبه ی نظامی داشت و یک جنبه ی سیاسی.</p>
<p>داوود باقروند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4863">خاطرات و تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین ۵</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4863/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطرات و تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین ۱</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4751</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4751?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Apr 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/04/17/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b7-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای داود باقـروند عضو سابق مرکزیت سازمان مجاهدین ؛ عضو سابق ارتش مستقر در عراق و از اعضای سابق شورای ملی مقاومت ؛ تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین در دوران پایانی عمر رژیم دیکتاتور بغداد، به رشته ی تحریر درآورده است که قسمت اول آن را به بهانه ی ورود به چهارمین سال ِ سقوط رژیم صدام مطالعه می فرمایید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4751">خاطرات و تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین ۱</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای داود باقـروند عضو سابق مرکزیت سازمان مجاهدین ؛ عضو سابق ارتش مستقر در عراق و از اعضای سابق شورای ملی مقاومت ؛ تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین در دوران پایانی عمر رژیم دیکتاتور بغداد، به رشته ی تحریر درآورده است که قسمت اول آن را به بهانه ی ورود به چهارمین سال ِ سقوط رژیم صدام مطالعه می فرمایید.</p>
<p><span></span><span>پروسه ی دوساله:</p>
<p>ترک قرارگاه ها و آمدن به اشرف </p>
<p>حدود سپتامر2002 که 6 ماه قبل از شروع جنگ بود و مباحث مربوط به شروع جنگ در سطح بین المللی بالا گرفته بود، سازمان در راستای اجتناب از درگیری همه ی پایگاه هایش در سطح عراق را تقریباً جمع کرده و در اشرف متمرکز گردید. قبل از این کار مسائل سیاسی مربوط به تضاد آمریکا و عراق در سطح بین المللی و به طور خاصی مخالفت اروپا (فرانسه و آلمان و&#8230;) با آمریکا برسر شروع جنگ دنبال می شد، در این رابطه نیز در سطوح بالای سازمان و به طور خاصی توسط خود مسعود (رجوی) تلاش بر این بود که تا می تواند مسئله جنگ را کم رنگ جلوه دهد به همین دلیل نیز در همه ی تحلیل هائی که در سطوح پائین ارائه می شد تماماَ روی عناصر و اخباری تاکید می شد که عدم وقوع جنگ را برجسته کرده و یا به نقش اروپا و تضاد کشورهای عربی با شروع جنگ، بها ی زیادی داده می شد. از طرفی نیز بازهم برای پوشاندن نیات ناپاک خودشان تحولات نظامی منطقه را سانسور می کردند و یا به آن در صورت مطرح شدن در اخبارهم هیچ بهائی نمی دادند و در موردش صحبت نمی شد. در مورد نقطه ی عراق در مقطع جنگ توسط رجوی مطرح می شد که الان سال 1990 میلادی نیست که عراق در کویت باشد و به لحاظ بین المللی در انزوا قرار داشته باشد. و کلیه دول علیه او بسیج شده باشند، در صورتی که در این دوره بر عکس با توجه به این که عراق بازرسان را پذیرفته است و بازرسی ها ادامه دارد. گزارشات بازرسان انرژی اتمی نیز در مورد عراق مثبت بوده است و از طرفی نیز چون اروپا مخالف جنگ و در مقابل آمریکا در رابطه با مسئله عراق است و از طرف دیگر کشورهای منطقه حتی ترکیه که متحد آمریکا بوده است در رابطه با استفاده از پایگاه نظامی اینچرلینگ جواب های کاملاَ مثبتی نمی دهد و مخالفت خود را با جنگ اعلام کرده و می کند.</p>
<p>و حتی در درون دولت آمریکا و کشورآمریکا نیز یک دست نیستند. حزب دمکرات آمریکا با جنگ مخالف است. در درون دولت، کالین پاول طرف دار ارجاع مسئله ی عراق به سازمان ملل است چیزی که اروپا می خواهد، ومشاهده می شود که این بار برعکس سال 1990 میلادی که عراق در انزوای کامل بود و آمریکا همه را با خود علیه عراق توانسته بود متحد کند، در سال 2002 این آمریکاست که منزوی است. ضمن این که در افغانستان نیز درگیر است و نتوانسته است از عملیات نظامـی خود در افغانستان در به دام انداختن بن لادن پیروزی کسب کند و افکار عمومی آمریکا نیز روی این مسئله حساس شده است بنابراین جنگی نمی تواند صورت بگیرد و آمـریکــا از سـر این همه مسائل سیاسـی&ndash; داخلی و بین المللی نمی تواند بگذرد بـه ویژه کـه هیچ سلاح اتمی و یا موشک های دور برد غیر مجاز نیز در عراق کشف نشده است.</p>
<p>در این دوره بازدیدی از قرارگاه های سازمان نیز در شُرف انجام بود. چه زمانی که در کل عراق پراکنده بودیم که برای هر قرارگاه یک نفر روابط خارجی و یک نفر مترجم توسط مسعود و مریم توجیه شدند که من نیز جزء نفرات قرارگاه بصره بودم.در آن توجیه این مطالب برجسته تر می شد که اولاً برخورد ما باید با بازرسان بسیار دوستانه و مؤدبانه باشد.از طرفی نیز نباید طوری برخورد کنیم که فکر کنند می توانند سرشان را انداخته پائین و بیایند داخل قرارگاه ها، باید آنها را دم درب نگه داشت و مطرح کرد که باید اطلاع بدهیم و اجازه بگیریم، در این مدت نیز برای این که دچارمشکل نشوند آن ها را در ساختمان های ورودی قرارگاه دعوت به استراحت کرده و از آن ها به خوبی پذیرائی می کردند. &quot;علت این توجیه این بود که یک بار که به اشرف مراجعه کرده بودند و معطل شده بودند از طرف رئیس هئیت بازدید کننده از طریق تلفن ماهواره ای که این هئیت همواره با خود داشتند با نیویورک تماس گرفتند و مستقیم به رئیس آژانس گزارش کرده بودند که نمی توانند وارد شوند و عراقیان نیز گفته اند که در مورد اشرف نمی توانند کاری بکنند. چون ظاهراً عراق به هئیت بازرسان انرژی اتمی گفته بود که در مورد قرار گاه های سازمان طرف حساب خودشان هستند. این واقعه باعث شد که از نیویورک در جریان همان تماس فرمان صادر شود که باز گردند و بازدید انجام نشد و همین مسئله در گزارش سازمان انرژی اتمی سازمان ملل عیناً منعکس شد که به چند محل در عراق نتوانستیم برویم از جمله سایتی مربوط به مجاهدین و همین مسئله باعث شد که عراقیان زیاد خوشحال نشوند،که در گزارش مسئله ای منفی از جانب مجاهدین وارد شده است.&quot; به همین دلیل بود که در فاصله ی این بازدید که منجر به بازگشتن آن ها شد تا صدور گزارش نهائی سازمان انرژی اتمی قرار بود از همه ی قرارگاه های سازمان بازدید شود. مسعود و مریم که البته همواره در ستاد رهبری حضور داشتند این نشست توجیهی را گذاشتند. که از تکرار این مسئله در قرارگاه های دیگر جلوگیری کنند. در این جلسه توجیهی من خودم به عنوان زبان دان حضور داشتم و البته علت دیگرحضورم این بود که چندین سال بود به این دلیل که گفته بودم خاتمی در انتخابات رأی آورده و ما در این مسئله عقب افتاده و او جلو افتاده است مرا به شدت زیر انواع فشارها برده بودند و در تمام سطوح بالاعلیه من زده بودند و مرا خاتمی چی می خواندند. طوری که من با محمود عطائی (عضو ستاد ارتش و رئیس پیشین ارتش) که پشت من نماز می خواند و رابطه ی خوبی با من داشت بعد از نوشتن این گزارش از موضع عضو شورا در مورد خاتمی هرگاه مرا می دید راهش را کج می کرد و می رفت که در نهایت بعد از چند سال که خود مسعود روزانه می آمد و در تلویزیون برای به اصطلاح خنثی کردن خاتمی مصاحبه می کرد. در درون تشکیلات نیز تمام کارها تعطیل شد و نشستی سیاسی برای خنثی کردن خاتمی و این که این رأی 20 میلیونی ساختگی است و خاتمی فلان فلان نیست بلکه فلان فلان است گذاشته شد و فهمیدند که تمام تشکیلات همان حرفی را که من از موضع شورا و یک مسئول در تشکیلات زدم دارند و درست هم هست بعد از این که طی نشستی مجبورم کردند که بگویم که بله من خاتمی چی هستم.&quot; چون می گفتند که این حرف های تو حرف های خاتمی چی است و گفتم بله من هستم. مرا برده بودند که مسعود و مریم با من آشتی کنند. چون از آن زمان مرا به نشست های خصوصی نمی بردند. حتی در این محدوده مسئولیت هایم را کم کردند و نفرات تحت مسئولم را گرفتند که آن ها را خاتمی چی نکنم. یک دلیل دیگری که او مرا پذیرفت این بود که فکر می کرد که جریان بازرسی ها صد در صد به نفع عراق تمام خواهد شد و عراق از زیر بار تحریم خارج خواهد شد و در نتیجه سازمان رو خواهد آمد و سلاح خاتمی از کار خواهد افتاد بدین معنی که با خارج شدن عراق از تحریم ایران کانون بحران و تنش درمنطقه می شود پس خاتمی که برای تنش زدائی آمده است برعکس نتیجه می گیرد. سازمان از این طریق از جزام عراق خارج می شود و در واقع می خواست این قدرت نمائی زود رس را نیز در مقابل من بکند. که دیدی که خاتمی که آمده بود مجاهدین را خنثی کند نشد، ضمن این که شب قبل از آن هم در طی نشستی ریخته بودند سرم که بگو خاتمی چی هستی. که هم جلو پائین تر ها مرا خراب کنند و اگر فردا حرفی زدم بگویند او خاتمی چی بود و&#8230; و هم این که خوب قدرت نمایی پوشالی خودش را بکند. اما در نهایت همان طور که اشاره شد آن بازگشت بازرسان در اشرف از درب قرارگاه منجر به این شد که کلاً در بازدید از قرارگاه ها تجدید نظر کند و از بصره نیز که قرارگاه ما در آن جا بود بازدیدی نشد. مدتی بعد از این جریانات در حدود 6 ماه قبل از شروع جنگ عراق و آمریکا بود که به قرارگاه ها دستوردادند که کلیه وسایل خود را جمع کرده و در اشرف مستقر شوند. این مسئله خودش به تنهائی باعث تنش دردرون تشکیلات می شد. به دلیل این که اشرف مدت ها بود که متروکه شده و نیروها در قرارگاه های پراکنده در عراق مستقر بودند امکانات استقراری اشرف از بین رفته بود حتی خیلی از قرارگاه ها برای راه اندازی قرارگاه های به اصطلاح مرزی خودشان (در ارتش این اصطلاح جاری بود که به قرارگاه های پراکنده در عراق، قرارگاه های مرزی آن ارتش می گفتند و هر ارتش یک محلی در اشرف داشت. تا مدت ها این مکان قابل استفاده و نگهداری بود ولی بعدها مطرح گردید که چرا تمایل داریم در اشرف باشیم و این نشان بریدگی نیروهاست پس باید شرایط آن ها را سخت نگهداریم تا نبرند بنابراین ازآن زمان ارتش ها دیگر نه تنها ساختمان های اشرف را نگهداری نکردند بلکه هر چه امکانات بود کندند و بردند به قرارگاه ه های مرزی) حتی سوله و خوابگاه های فلزی بسیار بزرگ و دو طبقه را از اشرف کنده و بردند. همین مسئله بود که وقتی موضوع رفتن و استقرار در اشرف مطرح شد همه به شدت واکنش نشان می دادند و همه ناراضی بودند می دانستند این کار یعنی رفتن به اشرف شروع انبوه بیگاری کشیدن از نیروهاست آن هم به بهانه ی بازسازی و راه اندازی اماکن آن هم زیر آفتاب 60-65 درجه سانتیگراد و هر شب نیز باید بیایند پاسخ دهند که چرا در زیر این همه فشار مثلاً از ذهنشان گذشته است که خسته شده اند!! یا چرا آمده ایم اشرف چرا این قدر از ما بیگاری می کشید یا چرا بد و بیراه گفته است!!. و انبوه آدم های عروسکی نیز سرآنها داد بزنند که فلان فلان شده چرا از فرامین رهبری و شورای رهبری تمام و کمال اطاعت نمی کنی؟!!! و انبوه مزخرفات دیگری که باید می شنیدند. و بدتر این که می دیدند که رده های بالاتر سر سوزنی کار نمی کنند و به خودشان خستگی نمی دهند و فشار نمی آوردند. اما تا می خواستند در هنگام کار در نشست های شبانه تحت عنوان عملیات جاری روی نیرو فشار می آوردند که بسیاری نیز زنجیر پاره کرده و کنترل خود را از دست می دادند و یا در بهترین شکل از آن جلسه یا دادگاه بیرون می زدند و یا شروع می کردند به پاسخ دادن به فحاشی های دیگران. علت این که می گویم دادگاه، این است که فرد در حقیقت در این جلسه خودش، خودش را به اجباربه دادگاه می کشاند ودیگران حکم را اجرا می کنند. باید اتهامات خودش را بخواند (تحت عنوان خواندن فاکت های خودم) باید خاطر نشان کنم که وقتی موضوع نقل و انتقال از قرارگاه های مرزی به اشرف مطرح گردید علت جنگ عراق گفته نشد. تا مبادا فضای نیروها متشنج شود. از طرفی نیزمی دانستند که مقاومت و مخالفت شدیدی هست بنابراین برای این که مسئله ی جنگ و ترس از آن باعث شدت مخالفت ها در درون تشکیلات و در نتیجه افزایش فرارها نشود این مسئله مطرح نشد. ابتدا نیز کلیه وسایل و تجهیزات تخلیه نگردید که نیروها متوجه نشوند چه کاری در حال انجام است و آن ها را در اشرف متمرکز می کنند و در واقع به قتل گاه می روند چون در جنگ عملاً همین شد همه متمرکز در اشرف توسط بمب افکن های آمریکایی و انگلیسی بمباران شدند و کشته ها داده شد. یک علت مهم دیگر از تمرکز در اشرف کنترل بر نیروها بود که در صورت به هم خوردن اوضاع، نیروها فرار نکنند و تشکیلات از هم نپاشد. علت دیگر و شاید مهم تر این بود که به دلیل ناامن شدن عراق و غیر قابل پیش بینی بودن شرایط نظامی &ndash; امنیتی و&#8230; (که البته با نیروها اصلاً مطرح نمی کردند) این بود که نیروها را در اشرف متمرکز کنند که از رهبری دفاع کنند و این در صورتی بود که تهدید نظامی و با تهدید امنیتی پیش می آمد. در واقع همه ی نیروها پیش مرگ رهبری قلمداد می شدند و هیچ کنترلی بر سرنوشت خود نداشتند. آن ها مانند برده ها از یک قرارگاه به قرارگاه دیگرو از یک کار سخت به کار سخت دیگر کشانده می شدند. و همه ی این شرایط را مطلقاً در جریان نبودند که چرا؟ و چه در انتظار آن هاست. و اگر کسی جرأت می کرد سؤال کند در نشست های دسته جمعی می ریختند سر نفر که باید خودش غلط کردم را بگوید که جرأت کرده و جسارت به خرج داده و اعتراض کرده است و دیگر این کار را نمی کند و نخواهد کرد. </p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4751">خاطرات و تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین ۱</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4751/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
