<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>رسانه های آلبانی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/رسانه-های-آلبانی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 27 Apr 2026 08:08:29 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>رسانه های آلبانی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/رسانه-های-آلبانی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>حضور مشکوک مجاهدین خلق در اطراف کودکان آلبانیایی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68344</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68344?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 27 Apr 2026 08:08:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68344</guid>

					<description><![CDATA[<p>چند روز پیش، تحریریه نشریه JOQ آلبانی نگرانی مادری را منتشر کرد که از یک اتفاق غیرمعمول خبر می‌داد: زنی با روسری به فرزندش نزدیک شده و به محض اینکه متوجه حضور والدین شده، صورت خود را پوشانده است. این اقدام، سوءظن‌ها و نگرانی‌هایی را در مورد دلایل این رویکرد ایجاد کرد. بنا بر این [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68344">حضور مشکوک مجاهدین خلق در اطراف کودکان آلبانیایی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چند روز پیش، تحریریه نشریه JOQ آلبانی نگرانی مادری را منتشر کرد که از یک اتفاق غیرمعمول خبر می‌داد: زنی با روسری به فرزندش نزدیک شده و به محض اینکه متوجه حضور والدین شده، صورت خود را پوشانده است. این اقدام، سوءظن‌ها و نگرانی‌هایی را در مورد دلایل این رویکرد ایجاد کرد.</p>
<p>بنا بر این گزارش و گزارش‌های دیگر زنان مجاهدین خلق در نزیکی مدارس و مناطق دور افتاده شهر تیرانا در کنار یک خودروی ون با بهانه دادن شکلات تلاش می‌کنند کودکان تنها را وارد خودروی خود کنند.</p>
<p>به گزارش JOQ پس از انتشار این خبر، این پرونده به صورت جداگانه باقی نماند. هیئت تحریریه ده‌ها شکایت دیگر از شهروندان مختلف دریافت کرد که موقعیت‌های مشابهی را گزارش می‌دهند و در مورد آنچه در مناطق مختلف اتفاق می‌افتد، ابراز نگرانی می‌کنند.<br />
در پی این واکنش‌ها و تماس‌های مکرر با نهادهای مربوطه، از جمله رئیس پلیس، واکنش رسمی از پلیس ایالتی منتشر شد.</p>
<div id="attachment_68345" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68345" class="wp-image-68345" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK-Albania-Street-1.jpg" alt="حضور مشکوک اعضا مجاهدین خلق در آلبانی" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK-Albania-Street-1.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK-Albania-Street-1-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK-Albania-Street-1-768x432.jpg 768w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68345" class="wp-caption-text">حضور مشکوک اعضا مجاهدین خلق در خیابانهای آلبانی</p></div>
<p>در این بیانیه مطبوعاتی، پلیس توضیح داده است که این زنان متعلق به گروهی موسوم به مجاهدین ایرانی هستند که در منطقه مانز مستقر هستند و به گفته مقامات، آنها &#8220;خطری یا نیت بدی برای کودکان&#8221; ندارند.</p>
<p>با این حال، با وجود این توضیحات &#8220;اطمینان‌بخش&#8221;، به نظر می‌رسد برخی از شهروندان همچنان شک دارند. شکایات و گزارش‌ها همچنان می‌رسد و نشان می‌دهد که نگرانی‌ها به طور کامل برطرف نشده و اعتماد به بیانیه‌های رسمی همچنان شکننده است. به گزارش JOQ این وضعیت بار دیگر نیاز به شفافیت بیشتر و اطلاع‌رسانی شفاف از سوی نهادها را مطرح می‌کند تا از سوءتفاهم‌ها جلوگیری شود و احساس امنیت در میان شهروندان احیا شود.</p>
<p>شهروندان آلبانیایی در واکنش به گزارش این نشریه در بخش نظرات، انزجار خود از مجاهدین خلق را ابراز کردند و خواستار اخراج این &#8220;هیولاها&#8221; از خاک آلبانی شدند.</p>
<p>لازم به ذکر است که مجاهدین خلق در قاچاق کودکان و استخدام و تربیت کودک سربازان سوابق سیاهی دارند. با توجه به وجود مستندات و شواهد بسیار در فضای اطلاعاتی مجازی و واقعی، در صورت آگاهی شهروندان آلبانیایی از این موضوع، نگرانی‌های اجتماعی درباره حضور بیش از دو هزار نیروی مجاهدین خلق در خاک این کشور برای حکومت آلبانی و تشکیلات مجاهدین خلق دردسرساز خواهد شد.</p>
<p>از این روست که رسانه های مجاهدین خلق در واکنش به گزارش JOQ، این نشریه را هدف توهین‌های همیشگی خود در برابر منتقدان، قرار دادند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68344">حضور مشکوک مجاهدین خلق در اطراف کودکان آلبانیایی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68344/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بالکان اینسایت: مجاهدین خلق تحت تحقیقات جنایی در آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66244</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66244?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Sep 2025 08:47:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66244</guid>

					<description><![CDATA[<p>به گزارش رسانه بالکان اینسایت (Balkan Insight)، سازمان مجاهدین خلق، تحت بازرسی قانونی دستگاهای امنیتی آلبانی قرار گرفته است. بالکان اینسایت در گزارشی با عنوان &#8220;اقامت گروه اپوزیسیون ایران در آلبانی رو به تیرگی&#8221;، نوشت: میزبانی آلبانی از گروه اپوزیسیون ایرانی تبعیدی هرگز آسان نبود و اکنون تحت تحقیقات جنایی است. به گزارش بالکان اینسایت، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66244">بالکان اینسایت: مجاهدین خلق تحت تحقیقات جنایی در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش رسانه بالکان اینسایت (Balkan Insight)، سازمان مجاهدین خلق، تحت بازرسی قانونی دستگاهای امنیتی آلبانی قرار گرفته است.</p>
<p>بالکان اینسایت در گزارشی با عنوان &#8220;اقامت گروه اپوزیسیون ایران در آلبانی رو به تیرگی&#8221;، نوشت: میزبانی آلبانی از گروه اپوزیسیون ایرانی تبعیدی هرگز آسان نبود و اکنون تحت تحقیقات جنایی است.</p>
<p>به گزارش بالکان اینسایت، بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶، آلبانی از حدود ۲۵۰۰ عضو یک گروه اپوزیسیون ایرانی تبعیدی که پس از حمله گروه‌های طرفدار ایران پس از سقوط صدام حسین دیکتاتور، از عراق به آلبانی انتقال و اسکان داده شده بودند، استقبال کرد.</p>
<p>آلبانی می‌گوید که طبق این توافق، سازمان مجاهدین خلق  متعهد به خودداری از فعالیت‌های سیاسی شد. با این حال، یک دهه بعد، اکنون این تشکیلات به اتهام جرایم سایبری و تحریک جنگ، تحت بازرسی قانونی است.</p>
<p>بنا به گزارش بالکان اینسایت، کارشناسان می‌گویند که این موضوع تعجب‌آور نیست و نشان دهنده‌ شکست مقامات آلبانی در نظارت بر فعالیت‌های گروهی است که به شدت با حکومت ایران مخالف است.</p>
<p>اندری تافانی یک کارشناس روابط بین الملل به بالکان اینسایت گفته است: &#8220;احتمالاً مقامات آلبانی از خطرات مربوط به تصمیم به پذیرش مجاهدین خلق به خوبی آگاه بودند، بنابراین از شکست امروز آنها روشن است که برای جلوگیری از آسیب‌های امنیتی مجاهدین خلق را تحت نظارت قرار ندادند.&#8221;</p>
<p>دو سال پیش، در تابستان 2023، پلیس آلبانی در اقدامی ناگهانی  به پایگاه مجاهدین خلق در شهر مانز، حمله کرد. این حمله پس از تصمیم دادگاه ویژه مبارزه با فساد و جرایم سازمان‌یافته  انجام شد.</p>
<p>پلیس آلبانی اعلام کرد که گمان می‌کند افرادی در محل حضور دارند که در حملات سایبری و همچنین &#8220;اقدامات مجرمانه در ابعاد بزرگتر&#8221; دست داشته‌اند.</p>
<p>وزارت کشور این کشور از این حمله دفاع کرد و آن را &#8220;بازرسی&#8221; نامید و گفت که این حمله مطابق با قوانین ایالتی بوده است.</p>
<p>ادی راما نخست وزیر آلبانی به اشپیگل گفت اگرچه دولت آلبانی مجاهدین خلق را در خاکش پذیرفته است، اما آنها نباید از آلبانی به عنوان یک پلتفرم سیاسی استفاده کنند. وی افزود: &#8220;آلبانی قصد جنگ با حکومت ایران را ندارد. آلبانی کسی را که از مهمان‌نوازی ما سوءاستفاده کرده است، نمی‌پذیرد.&#8221;</p>
<p>او همچنین خاطرنشان کرد که تیرانا هزاران نفر از اعضای مجاهدین خلق را تحت یک عملیات انسان دوستانه به درخواست دولت اوباما در سال ۲۰۱۶ پذیرفت.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66244">بالکان اینسایت: مجاهدین خلق تحت تحقیقات جنایی در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66244/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گزارش روزنامه ایمپکت آلبانی درباره جعل اخبار و تحریف حقایق توسط مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64871</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64871?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Apr 2025 08:40:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اضمحلال فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[از نگاه دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض و افشاگری نسبت به عملکرد مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64871</guid>

					<description><![CDATA[<p>روزنامه ایمپکت آلبانی در گزارشی از اخبار جعلی که توسط سازمان مجاهدین خلق درباره بیانیه مشترک هزار شهردار فرانسوی و همچنین وقایع کمپ اشرف 3 پرده برداشت. در این گزارش آمده است: طی روزهای اخیر، روزنامه آلبانی دیلی نیوز گزارشی منتشر کرده که ادعا می‌کند بیش از ۱۰۰۰ شهردار فرانسوی یک بیانیه مشترک امضا کرده‌اند [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64871">گزارش روزنامه ایمپکت آلبانی درباره جعل اخبار و تحریف حقایق توسط مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روزنامه ایمپکت آلبانی در گزارشی از اخبار جعلی که توسط سازمان مجاهدین خلق درباره بیانیه مشترک هزار شهردار فرانسوی و همچنین وقایع کمپ اشرف 3 پرده برداشت. در این گزارش آمده است:</p>
<p>طی روزهای اخیر، روزنامه آلبانی دیلی نیوز گزارشی منتشر کرده که ادعا می‌کند بیش از ۱۰۰۰ شهردار فرانسوی یک بیانیه مشترک امضا کرده‌اند که خواستار توقف فوری اعدام‌ها در ایران و حمایت از طرح ده‌ ماده‌ای مریم رجوی برای آینده‌ای آزاد در ایران است. این گزارش همچنین بیان می‌کند که این شهرداران از فراخوان مریم رجوی برای حذف مجازات اعدام حمایت کرده‌اند. اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که این گزارش نه تنها فاقد مدارک معتبر است، بلکه از شیوه‌های شناخته‌شده مجاهدین برای جعل اخبار و تحریف واقعیت استفاده می‌کند.</p>
<p>اولاً، خبری که منتشر شده، هیچ نامی از این شهرداران، محل فعالیت آن‌ها، یا تاریخ مشخص امضای بیانیه ذکر نکرده است و حتی هیچ عکسی یا مدرکی که نشان دهد چنین حمایتی به‌وجود آمده، ارائه نمی‌دهد. این در حالی است که ارائه چنین اطلاعاتی از الزامات گزارشی معتبر است. جالب اینجاست که تهیه و انتشار این خبر بر عهده افرادی مانند افشین قبادی، که به عنوان مسئول روابط عمومی این سازمان در اروپا شناخته می‌شود، و به طور مداوم به رسانه‌های محلی در تیرانا مراجعه کرده و به آن‌ها برای چاپ اخبار جعلی پول پرداخت کرده است، بوده است.</p>
<p>این روش بی‌سابقه نیست. در سال ۲۰۲۳، زمانی که نیروهای ویژه و پلیس دولت آلبانی به کمپ اشرف 3 وارد شدند، مجاهدین خلق در عرض چند روز اخبار جعلی منتشر کردند و ادعا کردند یکی از اعضای خود را در حین عملیات از دست داده‌اند. در آن زمان، اخبار بدون هیچ‌گونه مستندات پزشکی، قضایی یا تصویری از همین ساختار تبلیغاتی منتشر شد و افشین قبادی نیز نقش کلیدی در انتشار آن‌ها ایفا کرد.</p>
<p>اخبار اخیر درباره شهرداران فرانسوی دقیقا با همین الگو از اخبار جعلی گذشته مطابقت دارد؛ انتشار یک خبر احساسی بدون ارائه هیچ مدرکی و تکرار ادعاهایی که قبلاً رد شده‌اند. با وجود اینکه گزارش فوق تنها چند روز پس از تلاش مجاهدین خلق، از طریق برخی سناتورهای آمریکایی حامی، برای اعمال فشار بر دولت آلبانی و نخست‌وزیر ادی راما به منظور تأمین دوباره محیط سیاسی و امنیتی برای ادامه فعالیت‌های خود در راستای پروژه های ضد ایرانی منتشر شده است.</p>
<p>در نهایت، واضح است که این خبر جعلی نه از نگرانی درباره وضعیت حقوق بشر در ایران تولید شده است، بلکه در خدمت منافع تبلیغاتی یک فرقه سیاسی است که سال‌هاست به خاطر استفاده از اطلاعات جعلی برای جلب توجه سیاسی و تأمین منابع مالی شناخته شده است. گزارش اخیر همچنین بخشی از این معما است؛ جعل واقعیت، تحریف افکار عمومی و سوءاستفاده از موقعیت‌های رسانه‌ای برای رسیدن به اهداف فرقه‌ای.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64871">گزارش روزنامه ایمپکت آلبانی درباره جعل اخبار و تحریف حقایق توسط مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64871/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مصاحبه تلویزیون ATV کوزوو با اریسا ادریزی و سرفراز رحیمی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64138</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64138?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Feb 2025 08:06:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[اریسا رحیمی]]></category>
		<category><![CDATA[جداشده ها در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[سرفراز رحیمی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64138</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از مصاحبه تلویزیون mcn آلبانی با خانم ادریزی و آقای رحیمی و استقبال بینندگان از آن مصاحبه، تلویزیون ATV کوزوو بطور رسمی از انجمن نجات آلبانی درخواست کرد که در روز استقلال کوزوو مصاحبه ای با این دو عضو انجمن نجات داشته باشد . خلاصه این مصاحبه که متن و فیلم آن در کانال [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64138">مصاحبه تلویزیون ATV کوزوو با اریسا ادریزی و سرفراز رحیمی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از مصاحبه تلویزیون mcn آلبانی با خانم ادریزی و آقای رحیمی و استقبال بینندگان از آن مصاحبه، تلویزیون ATV کوزوو بطور رسمی از انجمن نجات آلبانی درخواست کرد که در روز استقلال کوزوو مصاحبه ای با این دو عضو انجمن نجات داشته باشد . خلاصه این مصاحبه که متن و فیلم آن در کانال رسمی تلویزیون کوزوو و نیز شکبه های اجتماعی آن موجود است را میتوانید در ادامه بخوانید.</p>
<p>مجری برنامه به استقبال اریسا رفته و ضمن خوش آمد گویی به او و اظهار خوشوقتی از او درباره احساسش می‌پرسد. اریسا می‌گوید قبل از هر پاسخی دوست دارم که روز جشن ملی و استقلال کوزوو را به مردم کوزوو تبریک بگویم و من حس می‌کنم که کوزوو و آلبانی یک‌خانه هستند با دو صاحبخانه. با توجه‌ به پیام‌های زنده بینندگان برنامه درباره خوشحالی مردم ایران و آلبانی برای جشن استقلال و همدردی با اسیران سازمان مجاهدین خلق در برنامه زنده زیرنویس می‌شود ایران و آلبانی دو جهان با یک قلب مشترک.</p>
<p>مجری درباره رابطه اریسا با کوزوو و نسبت و وابستگی‌های او با کوزوو سؤال کرد و بعد از توضیحات اریسا گفت، تو که عضو یک انجمن به اسم نجات هستی چرا با انجمن خودت یک فعالیت و حرکت اجتماعی را در کوزوو برنامه‌ریزی نمی‌کنی؟</p>
<p>اریسا پاسخ داد که اتفاقاً همکار شما قبل از شروع برنامه به من پیشنهاد برگزاری برنامه هشت مارس و روز جهانی زن را در کوزوو داده که به آن فکر خواهم کرد؛ چون زنان و مادران زیادی هستند که تحت ستم قرار گرفته‌اند و بچه‌های آنها توسط یک سازمان مستقر در آلبانی از آنها گرفته شده و آنها دنبال بچه‌های خود هستند. مجری گفت شما با یک ملیت دیگر آن‌هم با یکی از خودت بزرگ‌تر ازدواج کردی آیا مشکلی نبوده برای تو؟ آیا به‌خاطر حرف مردم مشکلی برای شما پیش‌آمده یا اینکه این حرف‌ها حال شما را بد کرده باشد؟ اریسا پاسخ داد وقتی عشق و هدف در زندگی باشد به جایی می‌رسی که حرف‌های انسان‌ها برایت مهم نیست و دنبال زندگی‌کردن و لذت‌بردن از زندگی هستی.</p>
<p>اریسا از مشکلات روحی سرفراز در رابطه‌ با سازمان قبلی که در آن زندگی می‌کرد گفت و گفت این مشکلات بیشتر از اختلاف سن و ملیت ما را اذیت می‌کند. او آنجا بسیار رنج‌ دیده و از عشق منع شده ولی عشق کماکان درمان است و زندگی است. همسر من در یک سازمان به اسم مجاهدین با قوانین سخت‌گیرانه و ضدانسانی بسیار به مدت هجده سال گرفتار بود یکی از قوانین این سازمان منع ازدواج و فکرکردن به آن بود.</p>
<p>مجری می‌پرسد این سازمان با این توصیفات چرا شوهر شما به آن پیوسته آیا مجبور بوده یا به‌ دلخواه خودش که اریسا می‌گوید نه او خیلی کم سن بوده نزدیک هفده سال یعنی یک جوان که گول دروغ‌های آنها را خورده که او را به اسم رفتن به اروپا و سوئد و یک زندگی رؤیایی جذب کرده بودند، او فریب این دروغ را خورد ولی بعد گرفتار شد؛ چون سازمان اجازه نمی‌داد با خارج تماس داشته باشد.</p>
<p>مجری می‌پرسد با این توصیف از سازمانی که او در آن گرفتار بوده آیا شما از ازدواج با سرفراز نترسیدی؟ اینکه از طرف سازمان مشکلی برای شما ایجاد شود؟</p>
<p>اریسا می‌گوید بله واقعیت این است که ترسیدم؛ ولی سرفراز با پدرم دوست شد و ما به او علاقه پیدا کردیم و او متفاوت بود و این عشق ارزش خطر را داشت. او به پدرم گفت که من در یک سازمان بودم که ارتباط با خانواده ممنوع بوده و الان نمی‌دانم خانواده چیست و عشق چیست؛ ولی برای اولین‌بار عشق را حس می‌کنم ، من عاشق دختر شما هستم، در حالی‌ که از جایی آمده‌ام که عشق و عاشقی ممنوع بوده است.</p>
<p>درست است که سرفراز از من بزرگ‌تر بود؛ اما در سازمان رشد نکرده بود و ما با هم بزرگ شدیم.</p>
<p>مجری می‌گوید شوهر تو جایی بوده که می‌گفتند خانواده مهم نیست؛ ولی او با پدرت دوست شد اگر این‌ طور نبود تو باز هم با او ازدواج می‌کردی که اریسا می‌گوید بله من عاشق سرفراز شده بودم. من خوشحالم که با او ازدواج کردم و به او برای رهایی دوستانش کمک می‌کنم و از زندگی راضی هستم و یک بچه هم داریم.</p>
<p>مجری از خانواده سرفراز پرسید که اریسا جواب داد که خانواده او علی‌رغم دوری هجده‌ ساله سرفراز و جدایی او نمی‌توانند به آلبانی بیایند چرا که سازمان مجاهدین در آلبانی حضور دارد و برای نشکستن قوانین آنها دولت آلبانی اجازه سفر خانواده‌ها به آلبانی نمی‌دهد. اریسا می‌گفت این تصمیم دولت آلبانی بسیار اشتباه است چرا که یک نیاز انسانی و یک حق اولیه انسانی را با این تصمیم اشتباه نادیده گرفته می‌شود . ولی من در فضای مجازی خانواده سرفراز را دیده‌ام، ولی دیدن کجا و در آغوش گرفتن کجا؟!</p>
<p>مجری سرفراز را به‌ پای خط می‌آورد و سرفراز ضمن تبریک به کوزوو برای جشن استقلال و تبریک به همسرش به‌ خاطر عشق می‌گوید که من در یک شوره‌زار به مدت هجده سال زندگی کردم. در سازمان مجاهدین بدون عشق و خانواده و زندگی و البته اریسا به من عشق و زندگی را آموخت و به من کمک کرد که به دوستانم کمک کنم که از آن شرایط سخت خود را رها کنند. من با افتخار توسط اریسا خانواده‌ام را حس کردم.</p>
<p>اریسا می‌گوید عشق یک انگیزه است و بالاتر از همه چیز است. بدون عشق زندگی وجود ندارد و کسی نباید از عشق منع شود، هرجا عشق نبود باید از آنجا خارج شد عشق شامل مادر، پدر و همسر و دوستان است و باید گرامی‌تر از هر چیز در جهان باشد که متأسفانه در سازمان مجاهدین سرکوب می‌شود.</p>
<p>اریسا در ادامه صحبت‌های سرفراز که از فرهنگ مشترک ایران و آلبانی می‌گوید، اضافه می‌کند که برخلاف تبلیغات سازمان مجاهدین خلق، ایرانی‌ها دشمن و بدخواه آلبانیایی‌ها نیست؛ بلکه دوستانی هستند با یک فرهنگ مشترک.</p>
<p>مجری پرسید آیا به لحاظ فرهنگی با سرفراز مشکلی داشته‌اید که اریسا گفت سرفراز جایی بوده که شرایط سختی داشته آنجا با فرمان زندگی می‌کردند نه با عشق ولی ما با هم دوستانه زندگی کردیم.</p>
<p>مجری ضمن تشکر از آنها اظهار امیدواری می‌کند برای رهایی دوستان سرفراز و داشتن یک برنامه دیگر با آنها و ملاقات مجدد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64138">مصاحبه تلویزیون ATV کوزوو با اریسا ادریزی و سرفراز رحیمی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64138/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مصاحبه تلویزیون MCN با سرفراز رحیمی و اریسا ادریزی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64004</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64004?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 15 Feb 2025 04:39:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اریسا رحیمی]]></category>
		<category><![CDATA[جداشده ها در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[سرفراز رحیمی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64004</guid>

					<description><![CDATA[<p>اریسا ادریزی و همسر ایرانی اش سرفراز رحیمی داستان عشق خود را روایت می کنند. اریسا در برنامه &#8220;Zgjohu me MCN&#8221; بیدارشو با ام سی ان اعتراف کرد که آنها ابتدا انگلیسی صحبت می کردند و سپس ابتدا او فارسی یادگرفته و سرافراز بعداً زبان آلبانیایی را ؛ او می گوید که شوهرش در سازمان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64004">مصاحبه تلویزیون MCN با سرفراز رحیمی و اریسا ادریزی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اریسا ادریزی و همسر ایرانی اش سرفراز رحیمی داستان عشق خود را روایت می کنند.</p>
<p>اریسا در برنامه &#8220;Zgjohu me MCN&#8221; بیدارشو با ام سی ان اعتراف کرد که آنها ابتدا انگلیسی صحبت می کردند و سپس ابتدا او فارسی یادگرفته و سرافراز بعداً زبان آلبانیایی را ؛ او می گوید که شوهرش در سازمان مجاهدین بر این باور بوده که نمی تواند دوست داشته باشد نمی تواند احساس کند که دوستش دارند و نمی تواند به عشق فکر کند.</p>
<p>( سرفراز رحیمی) در ایران در یک خانواده با محبت بزرگ شد تا اینکه مرگ آنها را از هم جدا کرد، او بعدها به عضویت سازمان مجاهدین درآمد ؛ آنجا شرط اصلی جدا شدن اعضا از خانواده و همسر است. آنجا عشق مجاز نیست، عشق فقط برای رهبران سازمان و سازمان است. او 21 سال در آن سرزمین بی عشق ماند.</p>
<p>اریسا ادریزی:</p>
<p>اولین لحظه در ایستگاه اتوبوس بود که او را دیدم. پدرم در آن زمان خانه‌ای اجاره میداد و پدرم به من گفت که مردی دارد با او انگلیسی صحبت می‌کند و در مورد خانه متقاعد شده است.</p>
<p>وقتی تلفنی صحبت کردم، متوجه شدم که او انگلیسی را سخت صحبت میکند. وقتی همدیگر را دیدیم، او به شدت شگفت زده شد . پدرم با توجه به واکنشی که او داشت گفت انگار باید دخترم را به این پسر می دادم نه خانه را.</p>
<p>او با پدرم خیلی صمیمی شد. بعد از آن روز او تقریبا هر روز به خانه ما می آمد. ابتدا پدرم به او گفت: ببخشید دخترم ازدواج نمی کند، شما ملیت دیگری دارید، او اما دغدغه های خودش را داشت، آنقدر با پدرم صمیمی شد تا بالاخره توانست نظر پدرم را عوض کند.</p>
<p>آنها آنقدر صمیمی شدند که پدرم به عنوان یک اهل تروپویایی (یکی از شهرهای آلبانی ) به من گفت با او برو بیرون و بیشتر با او آشنا شو. از رفتار پدر شگفت زده شدم، زیرا خشونت های زیادی را علیه زنان در آلبانی دیده بودم.</p>
<p>من 17 ساله بودم که با سرفراز آشنا شدم، 17 سال اختلاف سنی داریم، اما برای من مشکلی نیست. من ترجیح می دهم یک مرد بالغ داشته باشم، کسی که بتوانم با او بچه دار شوم و با او بمانم و زندگی کنم .</p>
<p>اولین لحظه ای که متقاعد شدم زمانی بود که پدرم را در سختی دیدم، تنها کسی که او پیدا کرد سرفراز بود. آنجا گفتم: این انسان را دوست دارم و به او فرصت می دهم. از دادن فرصت به او پشیمان نیستم. ما 9 سال با هم هستیم. خانواده اش خیلی خوشحال بودند که با من ازدواج می کند. اما وقتی فهمیدند من مسیحی هستم کمی تردید کردند زیرا او مسلمان بود. از من خواستند که به خاطر ما مسلمان شوم. من به آنها گفتم که من دینم را دوست دارم و آن را تغییر نمی دهم، آنها مرا پذیرفتند، من آنها را ملاقات کردم، آنها با من ملاقات کردند. آنها با بزرگواری من را همانگونه که هستم پذیرفتند.</p>
<p>سرفراز فهمید که جشن عشق در آلبانی برگزار می شود، برای اولین بار برای روز ولنتاین با یک سورپرایز مرا به شهر مورد علاقه اش، اسکودرا برد، سه شب رزرو کرد، به دریاچه کومان، تامارا و خیلی جاها رفتیم.<br />
او همیشه به من گل می دهد ، پارسال که هشتمین سالگردمان را با هم جشن گرفتیم، او به من یک سورپرایز داد که مرا غافلگیر کرد.ما یک دوست در اشکودرا داریم و از آنجایی که گفتند ما در بحران مالی هستیم، میز پر از گلی را در رستوران دیدم، در حالی که میز برای من چیده شده بود.</p>
<p>دعوتنامه ها مثل دعوت عروسی با عکس بود، آن کیک با عکس. خیلی عاشقانه ، حتی اگر دلیلی برای جشن گرفتن نداشته باشیم، با گل و یک هدیه کوچک، با چیزی همراه می شود.</p>
<p>سال آخر دبیرستان بودم که فهمیدم باردار هستم. من خاله ام را در خانه داشتم و به او گفتم تست را نگاه کن، چون متوجه نمی شوم. یک ماه بعد تولد فرزندم بود و می خواستم سورپرایزش کنم.</p>
<p>من و سرفراز انجمن نجات آلبانی را ایجاد کرده ایم تا افرادی مانند سرفراز را که در مانز گرفتار تشکیلاتی خشن هستند متقاعد کنیم از سازمان مجاهدین جدا بشوند که بتوانند عشق بورزند و ازدواج کنند و یک زندگی عادی تشکیل بدهند.</p>
<p>سراراز می گوید که چگونه در نگاه اول عاشق اریسا شده است:</p>
<p>در سازمان مجاهدین هیچ وقت فکر نمی کردم که یک روز عاشق شوم و ازدواج کنم یا ولنتاین را جشن بگیرم، هرگز، چون از همان لحظه که به عضویت درآمدم به ما گفتند که باید خودت را از زنان جدا کنی.همه چیز بین مردان و زنان جدا بود.<br />
اگر به عشق فکر می کردم مجبور می شدم بنویسم</p>
<p>و بگویم ومانند یک جرم به آن اعتراف کنم و شب در جمع بازگو کرده و تحقیر شوم من به خودم میگفتم پس بهتر است هیچوقت به عشق فکر نکنم.</p>
<p>ما همه اعضای سازمان هر بار بیرون می‌رفتیم بایستی لحظات مان را می‌نوشتم و بر این باور بودیم که این عشق نباید وجود داشته باشد.</p>
<p>وقتی از عراق سازمان مجاهدین به آلبانی آمد، دیدیم که زندگی در آلبانی متفاوت است، با آلبانیایی ها آشنا شدیم، زوج ها را دیدیم.<br />
در کاشار (اسم محلی که سازمان مجاهدین ابتدا اینجا اسکان داشت)، قبل از اینکه به کمپ اشرف در مانزا برویم ، وقتی می‌دیدم آلبانیایی ها را زوج ها و بچه های کوچک را، به خودم میگفتم چرا من اینها را نداشته باشم.</p>
<p>من در آلبانی متولد شدم، این دومین زادگاه من است. من فرزندان نیمه آلبانیایی و نیمه ایرانی دارم، هرگز فکر نمی کردم پدر شوم.<br />
چون در سازمان این افکار هیچ وقت به ذهنت نمیزد و نمی گذاشتند به ذهنت بزند.</p>
<p>از آنجایی که به آرزوی داشتن فرزند و همسر رسیده ام، و آرزویم برآورده شده .خدا را شاکرم.</p>
<p>از زمانی که با اریسا ازدواج کردم هیچ وقت احساس تنهایی نکردم، با اینکه خانواده ام در ایران هستند.حتی وقتی مشکل داشتیم، او مثل کوه پشت من بود، پشتیبان بزرگی بود.</p>
<p>آلبانیایی ها هم مردم بسیار خوبی هستند، من هیچ وقت احساس نمی کنم یک خارجی هستم.</p>
<p>سایت خبری تلویزیون MCN &#8211; پنجشنبه 13 فوریه 2025 ساعت 08:38</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64004">مصاحبه تلویزیون MCN با سرفراز رحیمی و اریسا ادریزی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64004/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گزارش سایت InfoWeb از همایش فییر انجمن نجات آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63753</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63753?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Jan 2025 07:19:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[مستند مادر، عشق، جدایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63753</guid>

					<description><![CDATA[<p>وب سایت اینفو وب تی وی آلبانی، همایش اخیر انجمن نجات در بخش روسکووچ شهرستان فییر را پوشش خبری داد. موضوع تضییع حقوق مادران اعضای حاضر در کمپ مانز مجاهدین خلق، که درو اقع موضوع اصلی مستند مادر ، عشق، جدایی است در این گزارش برجسته شده است: اخیراً فیلم کوتاه مادر، عشق، جدایی در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63753">گزارش سایت InfoWeb از همایش فییر انجمن نجات آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>وب سایت اینفو وب تی وی آلبانی، همایش اخیر انجمن نجات در بخش روسکووچ شهرستان فییر را پوشش خبری داد.</p>
<p>موضوع تضییع حقوق مادران اعضای حاضر در کمپ مانز مجاهدین خلق، که درو اقع موضوع اصلی مستند مادر ، عشق، جدایی است در این گزارش برجسته شده است:</p>
<p>اخیراً فیلم کوتاه مادر، عشق، جدایی در شهر روسکووچ به نمایش گذاشته شد. این فیلم مستند بر اساس داستان وقایع واقعی ساخته شده و در سه مقصد مختلف فیلمبرداری شده است. این فیلم با موضوع مادرانی که از فرزندانشان جدا شده اند، که بخشی از سازمان MEK شده اند و چالش ها و درد این روابط جداگانه را بازتاب می دهد.</p>
<p>شایان ذکر است که همایشی با اهتمام انجمن نجات آلبانی و همکاری شهرداری اسکووچ برگزار شد. این همایش به مناسبت اکران مستند مادر، عشق، جدایی در فییر برگزار شد و جدایی اجباری که بر مادران اعضای مجاهدین خلق از طرف سران این سازمان تحمیل شده است، بررسی شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63753">گزارش سایت InfoWeb از همایش فییر انجمن نجات آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63753/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انعکاس سایت تلویزیون APOLLON TV</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63733</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63733?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Jan 2025 09:07:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[از نگاه دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[مستند مادر، عشق، جدایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63733</guid>

					<description><![CDATA[<p>تلویزیون آپولون تی وی آلبانی در گزارشی درباره همایش انجمن نجات آلبانی در شهرستان فییر که به مناسبت اکران مستند مادر،عشق، جدایی برگزار شد، می نویسد: مادر، عشق، جدایی: مستندی تکان دهنده درباره پیامدهای مهاجرت برای خانواده ها مادر، عشق، جدایی فیلمی مستند است که در دبی و خلیج فارس ساخته شده و داستان تاثیرگذاری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63733">انعکاس سایت تلویزیون APOLLON TV</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تلویزیون آپولون تی وی آلبانی در گزارشی درباره همایش انجمن نجات آلبانی در شهرستان فییر که به مناسبت اکران مستند مادر،عشق، جدایی برگزار شد، می نویسد:</p>
<p>مادر، عشق، جدایی: مستندی تکان دهنده درباره پیامدهای مهاجرت برای خانواده ها</p>
<p>مادر، عشق، جدایی فیلمی مستند است که در دبی و خلیج فارس ساخته شده و داستان تاثیرگذاری پیامدهای مهاجرت بر مادران و خانواده هایی است که از دوری و جدایی رنج می برند.</p>
<p>این مستند که توسط روزنامه‌نگار و بازیگر آلدو سولولاری تهیه شده است و بازیگران آلبانیایی و ایرانی در آن ایفای نقش می کنند، واقعیت دردناک خانواده‌هایی که به دلیل مهاجرت از هم جدا شده‌اند را به تصویر می‌کشد و داستانی پر احساس و پرتنش را روایت می‌کند.</p>
<p>این پروژه مستند عواقب پدیده‌ای را به تصویر می‌کشد که میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار داده است، جایی که برای بسیاری از خانواده‌ها جدایی به زخمی بی درمان تبدیل شده است. شخصیت‌هایی که در این فیلم حضور دارند کسانی هستند که فاصله‌ای طولانی با فرزندان و عزیزان خود زندگی کرده و تجربه کرده‌اند و با احساسات عمیق عشق و رنج وصف ناپذیر از دست دادن حضور فیزیکی یکدیگر مواجه شده‌اند.</p>
<p>مادر، عشق، جدایی داستانی دو بخشی است، یک وسترن مدرن که رویارویی با واقعیت زندگی پراکنده و تقسیم شده در مرزها را نشان می دهد. جایی که هر روزی که دور از خانواده سپری می شود، تلاشی برای زنده ماندن و در عین حال دردناک است. آلدو سولولاری، یکی از چهره های شناخته شده در رسانه های آلبانیایی و بین المللی، داستانی غنی و معتبر آورده است که منعکس کننده درد جمعی بسیار از افراد است که به دلیل مهاجرت مجبور به زندگی دور از وطن و خانواده خود شده اند.</p>
<p>این مستند همچنین بهای آزادی و فرصت ناشی از تصمیم به خروج از کشور و مواجهه با پیامدهای آن تصمیم را برجسته می کند. چیزی که این فیلم را بسیار قدرتمند می کند، توانایی آن در نشان دادن تأثیر مهاجرت بر روابط خانوادگی و زندگی افرادی است که باید با جدایی کنار بیایند و همچنین عدم حضور فیزیکی عزیزانشان.</p>
<p>به گفته این تهیه کننده و بازیگر، این پروژه پیام مهمی برای جامعه دارد و واقعیت بسیاری از خانواده هایی را که به دلیل مهاجرت فرصت کنار هم بودن و زندگی کامل را ندارند، برجسته می کند. &#8220;مادر، عشق، جدایی&#8221; بازتاب عمیقی است در مورد آنچه پس از تصمیم به فرار باقی می ماند، در مورد فداکاری هایی که انجام می شود و در مورد رنج هایی که توسط کسانی که مجبور به زندگی دور از عزیزانشان هستند.</p>
<p>این مستند یادآوری مهمی برای همه آسیب‌دیدگان از مهاجرت و کسانی است که فرصت بازگشت ندارند و از آنها دعوت می‌کند تا به بهای آزادی و فرصت‌هایی که اغلب با از دست دادن پیوندهای خانوادگی قوی می‌آیند فکر کنند.</p>
<p><a href="https://www.youtube.com/watch?v=KjznXWfaEU0">APOLLON TV</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63733">انعکاس سایت تلویزیون APOLLON TV</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63733/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انعکاس همایش فییر انجمن نجات آلبانی در تلویزیون Starplus Tv آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63735</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63735?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Jan 2025 09:01:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[از نگاه دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[مستند مادر، عشق، جدایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63735</guid>

					<description><![CDATA[<p>تلویزیون Starplus Tv آلبانی که همایش اخیر انجمن نجات آلبانی به مناسبت اکران مستند مادر،عشق، جدایی در شهر فییر را پوشش خبری داد، در گزارشی می نویسد: اکران فیلم &#8220;مادر عشق، جدایی&#8221; شبی فراموش نشدنی بود و فرصتی برای تأمل در رنج مادرانی که به خاطر جدایی از فرزندانشان رنج کشیده اند و می کشند. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63735">انعکاس همایش فییر انجمن نجات آلبانی در تلویزیون Starplus Tv آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تلویزیون Starplus Tv آلبانی که همایش اخیر انجمن نجات آلبانی به مناسبت اکران مستند مادر،عشق، جدایی در شهر فییر را پوشش خبری داد، در گزارشی می نویسد:</p>
<p>اکران فیلم &#8220;مادر عشق، جدایی&#8221; شبی فراموش نشدنی بود و فرصتی برای تأمل در رنج مادرانی که به خاطر جدایی از فرزندانشان رنج کشیده اند و می کشند. آگاهی مردم در مورد پیامدهای اقدامات سازمان مجاهدین خلق و در مورد ضرورت حفظ پیوندهای خانوادگی که برای زندگی و سلامت عاطفی افراد ضروری است، توضیح می دهد.</p>
<p>در روسکووس شهرستان فییر، فیلم مادر عشق جدایی برای اولین بار در این شهر به نمایش درآمد، پروژه‌ای که توسط انجمن نجات آلبانی انجام شد و به داستان‌های دردناک مادرانی در ایران اختصاص دارد که به دلیل جدایی از فرزندانشان رنج می برند. به دلیل اقدامات سازمان مجاهدین خلق.</p>
<p>این فیلم رنج ها و چالش های مادران ایرانی را به تصویر می کشد که مجبور به زندگی بدون فرزندان خود هستند که توسط این گروه گرفته شده اند و فاجعه جدایی و تبعات مهاجرت را برجسته می کند و روایتی قدرتمند دارد که احساسات هر بیننده ای را تحت تاثیر قرار می دهد. بازیگران اصلی اریسا رحیمی و کارگردان آلدو سولولاری بازی‌های درخشانی ارائه کردند و قلب بیش از 200 نفر از حاضرین در مراسم را به‌ وجد آوردند که با دستان گرم و اشک‌هایشان احساسات خود را به اشتراک گذاشتند.</p>
<p><strong>اریسا:</strong> بسیار خوشحالیم که در تور این فیلم، علاوه بر شهرهای بزرگ، در یک شهر با اهمیت زیاد مانند اینجا در روسکُووِس نیز به نمایش در می‌آید. و من خوشحالم که اینجا هستم تا فیلم را معرفی کنم.</p>
<p><strong>آلدو</strong> : فیلم در مورد مهاجرت صحبت می کند، از یک مصیبت بسیار طولانی صحبت می کند، خانواده های رنج دیده از این بلاهای مختلف در سراسر جهان رنج می برند و این یک طاعون جهانی است، در واقع من واقعاً امیدوارم که این فیلم خیلی چیزها را به ارمغان بیاورد. مهم این است که مهاجرت فقط در آلبانی نیست، در سراسر جهان، حتی آلبانیایی ها نیز وجود دارد. تا حدودی در آلبانی بیشتر تلاش می کنند و این پیامی که برای سیاست جهانی است، وطن مهم ترین مکان برای هر یک از ماست.</p>
<p>شهردار فییر در لحظاتی خاص از آلدو سولولاری تهیه کننده فیلم و اریسا رحیمی بازیگر سینما با تقدیم جوایزی قدردانی کرد. به خاطر این که با اجرای این فیلم  پیامی قدرتمند و بسیار مهم را به ارمغان آوردند.</p>
<p><strong>معاون شهردار</strong>: من نمی‌توانم نظر خود را قبل از دیدن فیلم بیان کنم، اما باور دارم که طبق آنچه که تا کنون برای ما آشکار شده است، موفقیت این انجمن کاملاً تضمینی است. زیرا آن‌ها به یک پدیده پی برده‌اند که نمی‌توانند منتظر دولت خود باشند، بلکه منتظر دولت ما، دولت آلبانی هستند. مردمان آلبانی از جمله مردمی هستند که بیشتر تحت تأثیر مهاجرت بوده اند، مادران، خواهران و خانواده‌های ما ۳۰ سال پیش از همه مهاجرت فرزندانشان را تجربه کرده‌اند که ماه‌ها و سال‌ها قادر به شنیدن صدای فرزندانشان در مهاجرت نبودند.</p>
<p>تلویزیون <a href="https://www.youtube.com/watch?v=S01zb6UsaUE">Starplus Tv</a> آلبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63735">انعکاس همایش فییر انجمن نجات آلبانی در تلویزیون Starplus Tv آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63735/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>داستان پر رنج مادران اسرای رجوی بر روی آنتن تلویزیون Tv4plus آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63737</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63737?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Jan 2025 08:52:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[مستند مادر، عشق، جدایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63737</guid>

					<description><![CDATA[<p>تلویزیون تی وی پلاس آلبانی با انتشار گزارشی از همایش انجمن نجات آلبانی در شهرستان فییر همراه با اکران مستند مادر، عشق، جدایی در این باره می نویسد: پیام این فیلم همبستگی مادرانی است که در ایران هستند و فرزندانشان در سازمان مجاهدین و چندین دهه با فرزندان خود ارتباطی ندارند. مادر عشق جدایی &#8211; [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63737">داستان پر رنج مادران اسرای رجوی بر روی آنتن تلویزیون Tv4plus آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تلویزیون تی وی پلاس آلبانی با انتشار گزارشی از همایش انجمن نجات آلبانی در شهرستان فییر همراه با اکران مستند مادر، عشق، جدایی در این باره می نویسد: پیام این فیلم همبستگی مادرانی است که در ایران هستند و فرزندانشان در سازمان مجاهدین و چندین دهه با فرزندان خود ارتباطی ندارند.</p>
<p>مادر عشق جدایی &#8211; این فیلم که دیروز با یک فیلم کوتاه در شهر روسکووس به نمایش درآمد، بر اساس یک داستان واقعی است و در سه لوکیشن مختلف در ابوذبی، امارات متحده عربی و خلیج فارس فیلمبرداری شده است. اریسا ادریزی رحیمی ، بازیگر و تهیه کننده آن آلدوسولولاری در طول اکران فیلم مستند حضور داشتند. معاون شهردار در غیاب شهردار هدایایی را به انجمن نجات اهدا کرد. مدیر انجمن نجات، یکی از اعضای انجمن و همچنین بازیگر این فیلم، از محتوا و کارگردانی فیلم جدایی عشق مادر بیشتر می گوید.:</p>
<p><strong>اریسا:</strong> این مستند فیلمی است که در مورد جدایی مادران و فرزندانشان صحبت می کند، جدایی که اخیرا برای همه تجربه شده است، اما ویژگی منحصر به فرد این فیلم این است که درباره مادرانی صحبت می کند که به دلیل برخی از وعده های دروغین سازمان مجاهدین خلق از هم جدا شده اند و فریبکاری هایی که سازمان مجاهدین به فرزندانشان کرده است را نشان می دهد. این فیلمی است که در بسیاری از شهرهای آلبانی به نمایش درآمده است. از پخش این فیلم در این شهر زیبا خوشحالم. ما این پیام را رساندیم که خانواده و جامعه مهمتر از هر سیاستی در جهان هستند.</p>
<p><a href="https://www.youtube.com/watch?v=LmXuMNb-uv0">Tv4puls</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63737">داستان پر رنج مادران اسرای رجوی بر روی آنتن تلویزیون Tv4plus آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63737/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انعکاس BLU TV آلبانی از اکران فیلم مستند مادر عشق جدایی در فییر</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63739</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63739?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Jan 2025 08:43:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[از نگاه دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[جداشده ها در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[مستند مادر، عشق، جدایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63739</guid>

					<description><![CDATA[<p>تلویزیون BLU TV آلبانی که همایش انجمن نجات آلبانی در بخش رووسکوچ شهرستان فییر را پوشش خبری داد. در گزارش بلو تی وی آمده است: مادر عشق جدایی &#8211; این فیلم مستندی است که در دبی و خلیج فارس ساخته شده است که داستان تاثیرگذار مهاجرت را برای مادران و خانواده هایی که از دوری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63739">انعکاس BLU TV آلبانی از اکران فیلم مستند مادر عشق جدایی در فییر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تلویزیون BLU TV آلبانی که همایش انجمن نجات آلبانی در بخش رووسکوچ شهرستان فییر را پوشش خبری داد. در گزارش بلو تی وی آمده است:</p>
<p>مادر عشق جدایی &#8211; این فیلم مستندی است که در دبی و خلیج فارس ساخته شده است که داستان تاثیرگذار مهاجرت را برای مادران و خانواده هایی که از دوری و جدایی رنج می برند روایت می کند. این مستند که توسط روزنامه نگار و کارگردان آلدو سولولاری تهیه شده است و بازیگران آلبانیایی و ایرانی در آن ایفای نقش کرده اند، واقعیت دردناک خانواده هایی را روایت می کند که هنگام جدایی فرزندان شان به دلیل مهاجرت بر آنها گذشته است.</p>
<p>این یک داستان احساسی است.<br />
مادر عشق جدایی عواقب پدیده ای را آشکار می کند که میلیون ها نفر را تحت تاثیر قرار داده و برای بسیاری از خانواده ها زخمی التیام نیافته ایجاد کرده است.</p>
<p>شخصیت‌های این مستند کسانی هستند که این مسافت طولانی را همراه با احساسات عمیق عاشقانه و در عین حال دردی وصف ناپذیر تجربه کرده‌اند.</p>
<p>آلدو سولولاری، چهره شناخته شده در رسانه های آلبانیایی و بین المللی که به عنوان مجری اخبار در تلویزیون آلبانی و سپس در رسانه های آمریکایی کار کرده است، داستانی غنی و معتبر را در این مستند آورده است که درد جمعی بسیاری از افراد را منعکس می کند. به دلیل مهاجرت مجبور به زندگی دور از خانواده خود شدند.</p>
<p>آلدو:<br />
مادر، عشق، جدایی،  در خلق عنوان این پروژه، چیزی را که همه می دانیم به ارمغان می آورد: دلسوزی یک مادر، و دردی که با هجرت به همراه دارد، به عنوان زخمی که متعلق به همه جامعه ها است. من میخواستم در واقع کلماتم را از قبل آماده کنم چون فکر می کردم با صحبت کردن و توضیح دادن بر اساس ترتیب و نظم تمام آن افکاری که می خواستم به شما ارائه دهم بهتر است، در واقع از خود انگیختگی شروع می کنم زیرا در واقع چیزهای خودانگیخته را دوست دارم که حقیقت بیشتری ایجاد می کند. لذت برای عموم حتی برای کسانی که ما را دنبال میکنند.</p>
<p>این مستند انعکاس عمیقی از بهای آزادی، فرصت ها و فداکاری هایی است که با تصمیم به ترک وطن به وجود می آید و تاثیر آن بر روابط و زندگی افرادی که باید با جدایی و عدم حضور فیزیکی عزیزان مقابله کنند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63739">انعکاس BLU TV آلبانی از اکران فیلم مستند مادر عشق جدایی در فییر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63739/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>داستان مادران اسرای رجوی بر روی آنتن تلویزیون ویژن پلاس آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63650</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63650?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Jan 2025 08:52:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[مستند مادر، عشق، جدایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63650</guid>

					<description><![CDATA[<p>مادر، عشق، جدایی مستندی که داستان تاثیرگذار مهاجرت را روایت می کند. &#8220;مادر، عشق، جدایی&#8221; فیلمی مستند است که در دبی، امارات و خلیج فارس ساخته شده و داستان تاثیرگذار پیامدهای مهاجرت برای مادران و خانواده‌هایی است که از دوری و جدایی رنج می‌برند. این مستند که توسط آلدو سولولاری بازیگر 25 ساله تهیه شده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63650">داستان مادران اسرای رجوی بر روی آنتن تلویزیون ویژن پلاس آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>مادر، عشق، جدایی</strong> مستندی که داستان تاثیرگذار مهاجرت را روایت می کند.</p>
<p>&#8220;مادر، عشق، جدایی&#8221; فیلمی مستند است که در دبی، امارات و خلیج فارس ساخته شده و داستان تاثیرگذار پیامدهای مهاجرت برای مادران و خانواده‌هایی است که از دوری و جدایی رنج می‌برند. این مستند که توسط آلدو سولولاری بازیگر 25 ساله تهیه شده است، با حضور بازیگران آلبانیایی و ایرانی، واقعیت دردناک دوران طولانی جدایی از فرزندان به دلیل مهاجرت را شرح می دهد.</p>
<p>&#8220;مادر، عشق، جدایی&#8221; در داستانی پر احساس و پرتنش، پیامدهای پدیده‌ای را آشکار می‌کند که میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار داده و برای بسیاری از خانواده‌ها زخمی بی‌درمان ایجاد کرده است. شخصیت های این مستند کسانی هستند که این مسافت طولانی را که با احساسات عمیق عاشقانه و در عین حال دردهای وصف ناپذیر همراه بوده است، تجربه کرده اند.</p>
<p>این فیلم یک &#8220;وسترن&#8221; واقعی است، به معنای درام، رویارویی دشوار با واقعیت زندگی پراکنده و تقسیم شده توسط مرزها. آلدو سولولاری، چهره شناخته شده در رسانه های آلبانیایی و بین المللی که به عنوان مجری برنامه های عمومی و مجری اخبار در تلویزیون آلبانی و سپس در رسانه های آمریکایی کار کرده است، داستانی غنی و معتبر را به این مستند آورده است که منعکس کننده درد جمع بسیاری است. افرادی که به دلیل مهاجرت مجبور به زندگی دور از خانواده خود می شوند.</p>
<p>این مستند انعکاس عمیقی از بهای آزادی، فرصت ها و فداکاری هایی است که با تصمیم به ترک وطن حاصل می شود و این که چگونه این امر بر روابط و زندگی افرادی که باید با جدایی و عدم حضور فیزیکی افراد عزیز کنار بیایند، تأثیر می گذارد.</p>
<p><a href="https://www.vizionplus.tv/nena-dashuria-ndarja-dokumentari-qe-tregon-historine-prekese-te-emigracionit/">لینک به منبع</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63650">داستان مادران اسرای رجوی بر روی آنتن تلویزیون ویژن پلاس آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63650/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عوامل مستند مادر، عشق، جدایی مهمان شبکه RTSH آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63588</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63588?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Jan 2025 11:43:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[آلدو سولولاری]]></category>
		<category><![CDATA[اریسا رحیمی]]></category>
		<category><![CDATA[مستند مادر، عشق، جدایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63588</guid>

					<description><![CDATA[<p>آلدو سولولاری و اریسا ادریزی مهمان شبکه رادیویی و تلویزیونی RTSH آلبانی بودند و درباره مستندی که با همکاری هم تولید کرده اند توضیحاتی ارائه کردند. این برنامه به شکل زنده و همزمان از رادیو و تلویزیون این شبکه ( RTSh (Radio Televizioni Shqiptar) پخش گردید. در این برنامه که 24 دقیقه به طول انجامید، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63588">عوامل مستند مادر، عشق، جدایی مهمان شبکه RTSH آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آلدو سولولاری و اریسا ادریزی مهمان شبکه رادیویی و تلویزیونی RTSH آلبانی بودند و درباره مستندی که با همکاری هم تولید کرده اند توضیحاتی ارائه کردند.</p>
<p>این برنامه به شکل زنده و همزمان از رادیو و تلویزیون این شبکه ( RTSh (Radio Televizioni Shqiptar) پخش گردید.</p>
<p>در این برنامه که 24 دقیقه به طول انجامید، سولولاری کارگردان و ادریزی به عنوان بازیگر و مترجم مستند مادر، عشق، جدایی به معرفی این مستند و انجمن نجات و نقض حقوق بشر در اردوگاه سازمان مجاهدین خلق در مانز و ممانعت این سازمان از ارتباط اعضای خود با خانواده هایشان پرداختند. آنان همچنین خواستار اقدام فوری مقامات آلبانیایی برای پایان دادن به این مسئله گردیدند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63588">عوامل مستند مادر، عشق، جدایی مهمان شبکه RTSH آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63588/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگوی زنده شبکه Sot7 با عوامل مستند مادر، عشق، جدایی – قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63587</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63587?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Jan 2025 08:42:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[اریسا رحیمی]]></category>
		<category><![CDATA[از نگاه دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[مستند مادر، عشق، جدایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63587</guid>

					<description><![CDATA[<p>اریسا رحیمی رئیس انجمن نجات آلبانی و آلدو سولولاری مدیر رسانه ای انجمن در گفتگوی زنده با شبکه تلویزیونی آلبانیایی صوت7 Sot7 که به مدت 50 دقیقه طول کشید شرکت کرده و در خصوص انجمن نجات و مستند &#8220;مادر، عشق، جدایی&#8221; و اردوگاه سازمان مجاهدین خلق در مانز صحبت کردند. در بخش قبلی به گفتگوی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63587">گفتگوی زنده شبکه Sot7 با عوامل مستند مادر، عشق، جدایی – قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اریسا رحیمی رئیس انجمن نجات آلبانی و آلدو سولولاری مدیر رسانه ای انجمن در گفتگوی زنده با شبکه تلویزیونی آلبانیایی صوت7 Sot7 که به مدت 50 دقیقه طول کشید شرکت کرده و در خصوص انجمن نجات و مستند &#8220;مادر، عشق، جدایی&#8221; و اردوگاه سازمان مجاهدین خلق در مانز صحبت کردند.</p>
<p>در بخش قبلی به گفتگوی مجری با آلدو سولولاری پرداختیم. در مطلب پیش رو، گفتگوی مجری با اریسا ادریزی را می خوانیم:</p>
<p>مجری: امروز درباره فیلم مستند کوتاه &#8220;مادر، عشق، جدایی&#8221; صحبت می‌کنیم، فیلمی که محور اصلی آن مهاجرت، جدایی از والدین و ترک وطن است. اکنون در استودیو در بخش دوم، بازیگر این فیلم، اریسا ادریزی رحیمی حضور دارد.</p>
<p>اریسا: سلام، خیلی ممنون از دعوت و پذیرش شما!</p>
<p>مجری: خوشحالم! شما ابتدا به عنوان مترجم در این فیلم شرکت کردید و بعد نقش اصلی را به عهده گرفتید. آن لحظه را چطور به یاد دارید؟</p>
<p>اریسا: در واقع، هیچ وقت فکر نمی‌کردم که بازیگر اصلی باشم. فکر می‌کردم می‌روم تا به عنوان مترجم کمک کنم چون تنها کسی بودم که زبان فارسی را می‌دانستم. به آلدو گفتم: &#8220;بله، می‌آیم تا به تو کمک کنم چون زیاد سفر کرده‌ام و فکر می‌کنم می‌توانم کمک کارت باشم.&#8221; در هواپیما، آلدو همه چیز را پیش‌بینی کرده بود و گفت: &#8220;ببین اریسا، یک سورپرایز دارم.&#8221; و از من پرسید که آیا نقش اصلی را قبول می‌کنم. گفتم بله، و او گفت: &#8220;اگر قبلاً به تو گفته بودم، ممکن بود قبول نکنی.&#8221; واقعیت این است که اگر قبلاً به من گفته بود، شاید نمی‌پذیرفتم چون تجربه‌ای در زمینه فیلم و دوربین نداشتم. با این حال، این یک تجربه بسیار زیبا برای من بود. چیزی کاملاً متفاوت از آنچه که قبلاً تجربه کرده بودم و خیلی مرا احساساتی کرد. حتی فکر می‌کنم که این احساسی بود که هیچ وقت فراموش نخواهم کرد و بعید می‌دانم دوباره فرصتی برای تجربه کردنش پیدا کنم. شاید دیگر سورپرایزی مثل آلدو نباشد چون او همیشه مرا شگفت‌زده می‌کند. اما این یک تجربه بود که هرگز فراموش نخواهم کرد. حتی وقتی فیلم را می‌بینم، لحظات زیادی به یادم می‌آید، لحظات غم‌انگیز، ولی همچنین لحظات شاد و زیبای فیلم و از اعضای تیم فیلم.</p>
<p>مجری: اریسا، چقدر سخت بود که نقش یک مادر ایرانی را بازی کنی؟</p>
<p>اریسا: خیلی سخت بود! حقیقت این است که هیچ وقت نمی‌توانستم مانند آن‌ها احساس کنم. در نهایت من مادر هستم و همیشه پسرم کنارم است. اما من اطلاعات زیادی درباره مادران ایرانی داشتم چون کنفرانس‌های آنلاین برگزار کرده‌ام و از خیلی مادران شنیده‌ام که چه داستان‌هایی دارند و همچنین از اعضای انجمن نجات، بسیاری از آن‌ها از سازمان مجاهدین خلق فرار کرده بودند. اما وقتی از نزدیک می‌بینی، کاملاً یک دنیای متفاوت است، یک واقعیت کاملاً متفاوت. اینطور نیست که فقط از طریق تلفن یا ویدیوکال و برنامه‌های مجازی بشنویم و بگوییم &#8220;بله این درد است&#8221;، ولی وقتی از نزدیک می‌بینی، آن درد، آن امید، آن احساس غیرقابل توصیف را احساس می‌کنی. امیدوارم هیچ‌وقت در چنین موقعیتی قرار نگیریم.</p>
<p>مجری: اریسا، شما این قدرت را از کجا پیدا کردید؟</p>
<p>اریسا: من قدرت را پیدا می‌کردم چون دو مادر دیدم که یکی 60 ساله و دیگری 70 ساله بود، با تمام بیماری‌ها. اما آنها امید زیادی به من، به آلدو و به مردم آلبانی داشتند، به آلبانیایی ها. تنها امید و کلمات آنها که همیشه می‌گفتند: &#8220;لطفاً کاری کن تا پسرم را ببینم، کاری کن تا با او صحبت کنم، چیز دیگری نمی‌خواهم، فقط می‌خواهم 5 دقیقه صحبت کنم و هیچ چیز دیگر، بگذار به دنیای دیگری بروم و راحت بمیرم، بدون پشیمانی.&#8221; آنها به من قدرت دادند تا خودم را به جای آنها قرار دهم.<br />
آنها به من قدرت دادند، و حتی در لحظات سخت، همانطور که آلدو کمی پیشتر گفت، وقتی یک مادر غش کرد، من خیلی نگران شدم. حالا چه کار کنیم؟ ما در دنیایی هستیم که نمی‌دانیم دبی چگونه است، کسی را در آنجا نمی‌شناسیم و تعداد کمی از کسانی که با آنها ملاقات کرده‌ایم، مشکلات داشتند.</p>
<p>مجری: برای شما چقدر سخت بود که در دبی فیلمبرداری کنید؟</p>
<p>اریسا: اولش خیلی سخت بود، اما به مرور زمان ما با شرایط سازگار شدیم. روز اول خیلی سخت بود، ولی روزهای بعد راحت‌تر شد. از نظر دما، خیلی گرم بود، هوا خیلی داغ بود. پوششی که داشتیم کمی غیرعادی بود برای این گرما، با آستین‌های بلند. دو مادر بیمار با ما بودند و نمی‌توانستیم هر جایی فیلمبرداری کنیم، چون شرایط خاصی برای محیط‌ها وجود داشت. اما با گذشت زمان، همانطور که گفتیم، ما یاد گرفتیم، مکان‌های جدیدی یاد گرفتیم، یاد گرفتیم که چطور با مردم آنجا رفتار کنیم. ما همچنین با شرایط آب و هوا آشنا شدیم، چون علیرغم گرما و دمای بسیار بالا، ماشین‌ها همیشه کولر دارند و می‌توانستیم در طول فیلمبرداری راحت بمانیم. بعد از فیلمبرداری، به هتل می‌رفتیم تا استراحت کنیم و نیرو بگیریم، چون کار کردن 8-9 ساعت در دمای بالای 40 درجه سلسیوس غیرممکن بود.</p>
<p>بله، با توجه به اینکه این همه ساعت کار نیاز به تمرکز زیادی داشت، 8 دقیقه زمان داشتیم تا آنچه که در فیلم انجام می‌دادیم را کامل کنیم. اما در نهایت باید هر کاری می‌کردی که قدرت هنری داشته باشی.<br />
من انتظار نداشتم که در فیلم اینطور خوب ظاهر شوم، چون معمولاً نمی‌توانی خودت را ستایش کنی. اما از کسانی که فیلم را دیده‌اند شنیده‌ام که گفته‌اند: &#8220;دستت درد نکند، اریسا، خیلی خوب بودی!&#8221; خودم هم از خودم شگفت‌زده شدم، چون علاوه بر اینکه نقش اصلی را داشتم، باید مترجم هم می‌شدم، می‌خواستم نقش خواهر و دوست را هم ایفا کنم، اما همچنین می‌خواستم کسی باشم که همیشه کنار همه باشد. آلدو یک فرد بسیار پرانرژی و با ایده‌های زیاد است.</p>
<p>مجری: شما باید این لحظات را تجزیه و تحلیل کنید&#8230;</p>
<p>اریسا: بله، من باید ارتباطی بین این مادرها برقرار کنم. چون در نهایت ما جوان‌ها هستیم، آنها سن بالایی دارند و در زندگی سختی کشیده‌اند. طبیعی است که وقتی 23 تا 30 سال بدون دیدن بچه‌هایت زندگی کنی، بدون اینکه صدای بچه‌ات را بشنوی، حتی تا زمانی که والدینشان به آلبانی آمدند، آنها اصلاً نمی‌دانستند بچه‌هایشان کجا هستند.<br />
یکی از مادرهای فیلم 4 سال در عراق زندگی کرده بود و همیشه به دنبال پسرش می‌گشت، اما نتواست با او صحبت کند یا او را ملاقات نماید. او با بسیاری از درهای بسته مواجه شده بود. من فهمیدم که پسرش گم شده بود و نمی‌دانست کجا است. پسرش قول داده بود که به اروپا برود چون چندین مدال در بدنسازی برده بود و به همراه تیم ورزشی به آنجا رفته بود، اما وقتی برنگشت، او فکر کرد که اتفاقی برایش افتاده است. یک خبرنگار در جستجوی او قرار گرفت و سپس مشخص شد که او سال‌ها در عراق بوده، تا آخرین لحظه‌ها. او همیشه می‌گفت: &#8220;اریسا، دنیای من فرو ریخت&#8221; چون فیلم یک مستند است و مستندها واقعیت را نشان می‌دهند. حتی نام ما بازیگر است، اما ما برای تفریح آنجا نبودیم. سعی می‌کردیم تا حد ممکن واقعی باشیم. مادرها 100% واقعی بودند و وقتی به من می‌گفتند &#8220;اریسا&#8221;، من به آنها می‌گفتم: &#8220;نه، من اریسا نیستم، من مترجم هستم و دوربین‌ها اینجا هستند.&#8221;<br />
او گفت که اریسا، وقتی فهمیدم که پسرم زنده است و در سازمان مجاهدین خلق است، بعد از سال‌ها، حس بسیار قوی‌ای داشتم که آرامش بیشتری نسبت به هر چیز دیگری داشت. اما همچنین می‌دانستم که هیچ وقت با پسرم صحبت نخواهم کرد.</p>
<p>مجری: &#8220;با این حال، امیدواریم که اوضاع درست شود، که یک راه‌حل پیدا کنید، چون امید آخرین چیزی است که می‌میرد. برداشت‌ها حتی قوی‌تر می‌شوند، و این مستند شماست.&#8221;</p>
<p>اریسا: &#8220;بله، در واقع، ما تمام تلاشمان را خواهیم کرد با آنچه که داریم.&#8221;</p>
<p>مجری: &#8220;اریسا، می‌خواهم یک سوال ازت بپرسم. چقدر سخت بود برایت که مثل یک مادر ایرانی لباس بپوشی؟&#8221;</p>
<p>اریسا: &#8220;در واقع، من یک شوهر ایرانی دارم و قبل از اینکه سفر کنم، تا حدودی با سنت‌ها آشنا بودم. اما این یک دنیای کاملاً متفاوت بود.&#8221;</p>
<p>مجری: &#8220;آیا سنت‌ها را می‌شناختی؟&#8221;</p>
<p>اریسا: &#8220;بله، قبل از اینکه بروم، شوهرم به من گفت: &#8216;نگاه کن، لباس با آستین بلند بپوش و شال هم بیار.&#8217; رفتم و یک شال خریدم، چون من مسیحی هستم. به او گفتم: &#8216;بله، برای احترام به مادرهایی که از ایران به دبی می‌آیند، مریض و خسته، و برای احترام به سنت، این کار را می‌کنم.&#8217; شال را پوشیدم و به آلدوی عزیز گفتم که باید شلوار بلند بپوشد. خودم هم لباس‌های بلند پوشیدم و خودم را با دقت پوشش دادم.&#8221;</p>
<p>مجری: &#8220;وقتی به آنجا رسیدید، مادرها چه چیزی به شما گفتند؟&#8221;</p>
<p>اریسا: &#8220;وقتی به آنجا رسیدم، مادر ثریا و مادر معصومه به من گفتند: &#8216;مرسی، اما تو که مثل عرب ها شدی، این شال چیست؟&#8217; به من گفتند: &#8216;نه، دخترم، این شال رو فقط بذار روی موهات، چون حتی در ایران هم اینطور شال نمی‌بندند.'&#8221;</p>
<p>مجری: &#8220;بله، از کارگردانی خواهش می‌کنم که تصاویر فیلم را به ما نشان بدهند.&#8221;</p>
<p>اریسا: &#8220;بله، مادر دیگر به من گفت: &#8216;شال را بردار، مرا نگاه نکن، چون من پیر هستم و با سیستم مسلمانی بزرگ شدم.&#8217; و من شال را برداشتم.&#8221;</p>
<p>مجری: &#8220;پس شما پوشش را تطبیق دادید، درست است؟&#8221;</p>
<p>اریسا: &#8220;بله، پوشش تطبیق پیدا کرد. برای احترام به آن‌ها لباس‌های بلند پوشیدم، چون اخلاق و کلماتی که قبلاً شنیده بودم اجازه نمی‌داد. حداقل لباس‌های بلند پوشیدم، اما شال را برداشتم چون حتی آنها اجازه نمی‌دادند. به من گفتند: &#8216;تو آلبانیایی هستی، در نهایت آزاد هستی که هرطور که دوست داری لباس بپوشی، اصلاً شال هم بهت نمی‌خوره چون مسیحی هستی.&#8217; من هم گفتم: &#8216;باشد، من برای شما و احترام به شما آمدم، در نهایت شال برای من مشکلی نیست و دینم رو عوض نمی‌کنه.&#8217; و شال رو برداشتم چون دما 50 درجه و خیلی گرم بود.&#8221;</p>
<p>مجری: &#8220;اما مادرها شال داشتند.&#8221;</p>
<p>اریسا: &#8220;بله، مادرها شال داشتند و هر لحظه می‌گفتند: &#8216;ما با این سیستم بزرگ شدیم.&#8217; خوشبختانه، موضوع شال حل شد.&#8221;<br />
مجری: &#8220;پس موضوع شال حل شد.&#8221;</p>
<p>اریسا: &#8220;بله، روز اول و دوم کمی ناراحت‌کننده بود، چون وقتی دو نفر غریبه می‌بینی، با اینکه قبلاً با افراد جدید ارتباط برقرار کرده بودیم، اما تأثیرات و احساسات خیلی قوی بود.&#8221;</p>
<p>مجری: &#8220;شما قبلاً از طریق شبکه‌های اجتماعی ارتباط برقرار کرده بودید و سپس به صورت حضوری ملاقات کردید. آیا این ارتباط به شما کمک کرد؟&#8221;</p>
<p>اریسا: &#8220;بله، قطعاً. تأثیر اولین ملاقات خیلی مهم است، حتی در هر نوع ارتباطی. اما در دبی، همیشه به زبان انگلیسی صحبت می‌شود و از آنجا که همه اعضای تیم ما زبان انگلیسی را نمی‌دانستند، در دبی به زبان فارسی هم صحبت می‌کردند. خیلی از ایرانی‌ها در آنجا زندگی می‌کردند و فارسی به ما کمک کرد تا هتل‌ها و مکان‌ها را پیدا کنیم و با این سازمان و کمی با ایران تطبیق پیدا کنیم، چون ما نمی‌توانستیم به ایران برویم. پس برای ارتباط با مادرها، فارسی خیلی مفید بود. تا حدودی فکر می‌کردم چرا باید این زبان را یاد بگیرم و چرا اینقدر خسته شدم، اما در دبی متوجه شدم که چقدر این زبان مهم است و حتی لذت بردم.&#8221;</p>
<p>مجری: &#8220;در مصاحبه‌هایی که داده‌اید، اریسا، شما گفتید که وقتی مادرها را می‌دیدید که دنبال فرزندانشان می‌گشتند، شما هم مانند آنها شدید. این تجربه برای شما چگونه بود؟&#8221;</p>
<p>اریسا: &#8220;بله، شدم مثل آنها. خیلی اشک ریخته شد، خیلی درد بود.&#8221;</p>
<p>مجری: &#8220;آیا می‌توانید اشک‌هایتان را زمانی که در حال فیلمبرداری هستید کنترل کنید؟&#8221;</p>
<p>اریسا: &#8220;سعی می کردم کنترل کنم. ما چهار نفر بودیم، به جز آلدوی عزیز، با مادران ثریا و معصومه و زمانی که آنها گریه می‌کردند، من هم یک جمله احساسی می‌گفتم. وقتی آلدو می‌دید که یک مادر دیگر گریه می‌کند، من هم شروع به گریه می‌کردم. در برخی مواقع فیلمبرداری تمام می‌شد و گاهی فیلم برای چند ساعت متوقف می‌شد، و بعد از دو یا سه ساعت دوباره شروع به فیلمبرداری می‌کردیم.</p>
<p>چون مادر ثریا بیهوش می شد، یک روز نیمه روز را تنها گذراندم. من تنها بودم چون زن بودم و تمام کارکنان مرد بودند، فقط دو مادر. هیچ کدام از آنها نمی توانستند او را لمس کنند چون طبق قوانین اسلام، مرد نباید زن را لمس کند، آنها احترام می گذاشتند و او را لمس نمی کردند. من تنها بودم و بقیه همه ناراحت بودند، در حالی که من در حال کمک به مادر بودم.</p>
<p>اما وضعیت مادر ثریا بدتر شد، دچار فشار خون و مشکلات قلبی شد و به بیمارستان منتقل شد. من سعی کردم به او کمک کنم به اندازه ای که می توانستم. ما زمان زیادی در بیمارستان بودیم و روز بعد او را گذاشتیم تا استراحت کند چون خیلی خسته بود و نمی توانستیم فیلمبرداری کنیم.</p>
<p>همانطور که گفتم، نمی خواهم به تو دروغ بگویم، من فردی نیستم که دروغ بگویم. در واقع، ما یک انجمن داریم و همیشه سعی می کنیم در مورد مسائل همانطور که هستند صحبت کنیم، برای واقعیت هایی که هیچ کس جرأت نمی کند آنها را بگوید. اما اگر تو بیایی و پسرت بگوید &#8220;من نمی خواهم بیایم&#8221;، در آن لحظه چه خواهی کرد؟ تمام زحمت های تو چطور پیش خواهد رفت؟ و در آن لحظه او خیلی گریه کرد و من هم با او گریه کردم. گاهی اوقات این خیلی دردناک است و بعد از آن لحظه حس پشیمانی داشتم و به خودم گفتم: &#8220;چرا این را گفتم؟&#8221; و مادر معصومه هم به زمین افتاد.</p>
<p>روزنامه نگار: &#8220;احساسات از تصویر قوی تر بودند.&#8221;</p>
<p>بله، ما خیلی چیزها به دست آوردیم. اول از همه، قلب‌های چندین مادر را به دست آوردیم که کم کم امیدشان را از دست داده بودند که روزی بچه‌هایشان را خواهند دید. من این حرف‌ها را به آنها زدم نه برای اینکه امیدشان را از دست بدهند، بلکه برای اینکه یک واقعیت دیگر را به آنها نشان دهم. به آنها گفتم: «ببین، برای آخرین بار که به شهر خودت می‌روی، گوش کن: هیچ‌وقت امیدت را از دست نده. کسانی که از سازمان مجاهدین قوی‌ترین بودند، روزی از سوی مردم سرنگون شدند. روزی خواهد آمد که پسر تو هم متوجه خواهد شد که هیچ چیز مهم‌تر از خانواده نیست. هیچ چیزی مهم‌تر از مادر نیست. روزی هر چیزی ممکن است تو را ترک کند؛ بچه‌ها بزرگ می‌شوند، ازدواج می‌کنند، خانواده خودشان را تشکیل می‌دهند و تو را فراموش می‌کنند. اما مادر همیشه مادر باقی می‌ماند. مادر برای فرزند خود هر فداکاری‌ای می‌کند. تو هم، من خودم مادر هستم و خیلی خوب تو را درک می‌کنم. هیچ وقت امیدت را از دست نده، حتی تا آخرین لحظه.» و او برگشت و گفت: «اریسا، واقعا، امیدت رو از دست نده.»</p>
<p>&#8220;و من با اطمینان به آنها گفتم که امیدشان را از دست ندهند. چون خیلی از اعضای مجاهدین که در قرنطینه هستند و خواسته‌اند بیرون بیایند، به دلیل سیاست‌های سازمان، یک سال آنها را در قرنطینه نگه می‌دارند تا نظرشان تغییر کند.&#8221;</p>
<p>&#8220;همچنین، بسیاری دیگر می‌ترسند که بگویند می‌خواهند بیرون بیایند، چون می‌دانند که در انتظارشان یک قرنطینه و زندگی متفاوت و بسیاری از چیزهای دیگر است. امیدواریم که اوضاع بهتر شود.&#8221;</p>
<p>مجری: &#8220;اگر یک کارگردان دیگر به شما یک نقش پیشنهاد دهد، آیا آن را قبول می‌کنید؟&#8221; اریسا: &#8220;بله، من امتحان کرده‌ام و خوشم آمده است، و آن را قبول خواهم کرد. زندگی برای تجربه‌ها و زندگی کردن است. دو زندگی نمی‌تواند ما را در موقعیت این مادران، اعضای مجاهدین، قرار دهد که آن‌ها هیچ‌گونه حقی ندارند که ما داریم و نمی‌توانند آزادانه صحبت کنند یا عمل کنند.&#8221;</p>
<p>&#8220;بسیار از شما برای این تلویزیونتان تشکر می‌کنم، هیچ‌جا اینقدر آزادانه صحبت نکرده‌ام.&#8221;</p>
<p>&#8220;من دوست دارم تا جایی که ممکن است واقعی باشم. وقتی به آن مادر گفتم: «ببین، پسرت فردا بیرون می‌آید، آزاد خواهد بود»، می‌توانستم این را برای تسکین دادن به او بگویم، اما تصمیم گرفتم یک واقعیت به او بگویم. هر چقدر هم بخواهی حقیقت را پنهان کنی، حقیقت همان است که هست. حتی اگر تلخ باشد یا زیبا، اهمیتی ندارد، چون حقیقت همیشه حقیقت است. هر کسی نمی‌تواند حقیقت را در مورد برخی مسائل بسیار مهم بیان کند، اما هر چقدر که یک نفر بخواهد آن را پنهان کند، روزی آن حقیقت بیرون خواهد آمد. همانطور که یک ضرب‌المثل می‌گوید: «دروغ‌ها پای کوتاه دارند»، و این چیزی است که همیشه با من همراه است. اگر ۴۰ روز دروغ بگویی، بالاخره تمام می‌شود. همیشه این ضرب‌المثل را می‌گفتند، شاید یک ماه یا ۱۰ روز دروغ بگویی، ولی نه بیشتر.&#8221;</p>
<p>&#8220;و همیشه می‌گویم که مردم باید حق داشته باشند که در مورد حقوق خود صحبت کنند. من همیشه آنچه را که خودم با چشمانم دیده‌ام، می‌گویم، چون هیچ چیزی واقعی‌تر از چیزی که خودم تجربه کرده‌ام، وجود ندارد.&#8221;</p>
<p>شروع از شوهرم و برادرم، چیزی که من شنیده‌ام یک واقعیت است که بعضی از اعضا از گفتن آن ترس دارند. برخی از مجاهدین سابق از گفتن این که در سازمان بوده‌اند می‌ترسند و از زندگی‌ای که داشته‌اند حرف نمی‌زنند. اما به زودی آن‌ها جرات خواهند کرد و حقیقت را خواهند گفت.</p>
<p>گزارشگر: &#8220;فیلم در حال حاضر در جشنواره‌ها نیز نمایش داده می‌شود. فکر می‌کنید ممکن است جوایزی دریافت کند؟&#8221;</p>
<p>&#8220;قدرت فردا باعث می‌شود که سیاست‌ها به دلایلی برای پنهان کردن بسیاری از حقیقت‌ها تبدیل شوند و مردم را به سکوت وادار کنند. اما من می‌گویم که یک مادر هیچ ربطی به سیاست ندارد. مادری که می‌گوید &#8216;من فقط به پسرم اهمیت می‌دهم&#8217;، اصلاً به کشوری که در آن است اهمیتی نمی‌دهد. او ممکن است زادگاه خود را رد کند، جایی که در آن بزرگ شده، زندگی ساخته و خانه‌ای ساخته است، اما او فقط به پسرش و رفاه او فکر می‌کند. قدرت یک مادر همان چیزی است که زندگی را زنده نگه می‌دارد .&#8221;</p>
<p>&#8220;اریسا : یک مادر است که به خاطر فرزندش بسیاری از چیزها را نادیده می‌گیرد. حتی مادر معصومه به من می‌گفت: &#8216;ببین، من بچه‌های دیگری هم دارم. بچه‌ها می‌گویند، &#8220;کوه، تو تنها در حال مرگ هستی&#8221;، اما اینطور نیست. مادر هیچ وقت بچه‌هایش را فراموش نمی‌کند، بلکه تلاش می‌کند تا آنها را با سختی‌ها بزرگ کند. برای خودم، فقط یک پسر دارم.<br />
اگر من یک کودک دومی داشتم، او بیمار می‌شد. عشق و ارتباط روحی برابر است و این مادران برای تمام فرزندان خود این احساس برابر را دارند. هیچ کودکی زحمت مادرش را درک نمی‌کند و بعدها برای پیدا کردن راه درست، سن، بیماری‌ها، دولت، ایران و سیاست‌ها را به چالش می‌کشد. همه این چالش‌ها برای تأمین رفاه کودک خود مقابله می‌شوند.<br />
فقط برای یک دقیقه وقت برای ارتباط با پسرش یا دخترش. این خیلی ارزشمند و بسیار گرانبهاست.</p>
<p>اریسا، از تو خیلی ممنونم که در این گفتگو شرکت کردی. برای فیلم و نقشت که نماد مادری است، آرزوی موفقیت دارم. امیدوارم در جشنواره‌های جهانی با استقبال زیادی روبرو شوی و محبت بزرگی که مادران برای فرزندانشان دارند، دریافت کنی.</p>
<p>امیدواریم که مردم واقعاً درک کنند که زندگی برای یک مادر، مخصوصاً برای مادرانی که در فیلم ما نشان داده شده‌اند، پر از عشق و فداکاری است. این زندگی بسیار سخت است و روزی خواهد رسید که آن‌ها از این دنیا می‌روند و امیدواریم که با پشیمانی نروند<br />
اریسا، خیلی متشکرم که در استودیو حضور داشتی. مطمئناً، من بینندگان را دعوت می‌کنم که فیلم &#8220;مادر، عشق، جدایی&#8221; را در نخستین نمایش‌هایی که در شهرهایشان برگزار خواهد شد، تماشا کنند، از جمله در پوگرادک، جایی که ما نیز با تماشاگران ملاقات خواهیم کرد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63587">گفتگوی زنده شبکه Sot7 با عوامل مستند مادر، عشق، جدایی – قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63587/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگوی زنده شبکه Sot7 با عوامل مستند مادر، عشق، جدایی – قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63577</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63577?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Jan 2025 04:52:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[آلدو سولولاری]]></category>
		<category><![CDATA[از نگاه دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[مستند مادر، عشق، جدایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63577</guid>

					<description><![CDATA[<p>اریسا رحیمی رئیس انجمن نجات آلبانی و آلدو سولولاری مدیر رسانه ای انجمن در گفتگوی زنده با شبکه تلویزیونی آلبانیایی صوت7 Sot7 که به مدت 50 دقیقه طول کشید شرکت کرده و در خصوص انجمن نجات و مستند &#8220;مادر، عشق، جدایی&#8221; و اردوگاه سازمان مجاهدین خلق در مانز صحبت کردند. ترجمه گفتگوهای آنان به شرح [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63577">گفتگوی زنده شبکه Sot7 با عوامل مستند مادر، عشق، جدایی – قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اریسا رحیمی رئیس انجمن نجات آلبانی و آلدو سولولاری مدیر رسانه ای انجمن در گفتگوی زنده با شبکه تلویزیونی آلبانیایی صوت7 Sot7 که به مدت 50 دقیقه طول کشید شرکت کرده و در خصوص انجمن نجات و مستند &#8220;مادر، عشق، جدایی&#8221; و اردوگاه سازمان مجاهدین خلق در مانز صحبت کردند.</p>
<p>ترجمه گفتگوهای آنان به شرح زیر است:</p>
<p>مجری:<br />
بینندگان محترم، شب بخیر و به برنامه امشب ما در شبکه تلویزیونی Sot 7 خوش آمدید. امشب در این برنامه، ما میزبان یک دعوت هنری هستیم تا درباره یک فیلم مستند کوتاه به نام &#8220;مادر، عشق، جدایی&#8221; بحث کنیم. این فیلم به موضوعات مهاجرت، جدایی از والدین و دوری از وطن می‌پردازد. این فیلم داستان مادران ایرانی را روایت می‌کند که از فرزندان خود جدا شده‌اند و رنج‌های سال‌های طولانی آن‌ها به تصویر کشیده می شود. همچنین، این فیلم به طور دراماتیک جدایی و رنج فرزندانی را نشان می‌دهد که به سازمان تروریستی مجاهدین خلق پیوسته‌اند. این فیلم یک فراخوان برای شنیدن داستان‌های این مادران و درک این موضوع است که هر داستان یک درخواست کمک است. ما نمی‌توانیم در برابر این تراژدی سکوت کنیم، و این فرصتی است برای باز کردن یک گفت‌وگو و ایجاد امید برای کسانی که گم شده‌اند. بخش اول این برنامه شامل گفت‌وگو با آلدو سولولاری، کارگردان فیلم، خواهد بود.</p>
<p>آلدو:<br />
متشکرم.</p>
<p>مجری:<br />
آلدو، خوش آمدید و خوشحالم که شما را در استودیو داریم.</p>
<p>آلدو:<br />
خوشحالم که اینجا هستم و از شما برای توصیف دقیق و درست فیلم تشکر می‌کنم. این فیلم به ندرت توسط رسانه‌ها به این شکل و با این عمق بررسی شده است. این مأموریت اصلی این پروژه بود. بسیار متشکرم!</p>
<p>مجری:<br />
ایده ساخت این فیلم چطور به ذهن شما رسید؟</p>
<p>آلدو:<br />
مهاجرت یک زخم است که هر جامعه‌ای را تحت تأثیر قرار داده، از جمله جامعه آلبانیایی. هر خانواده آلبانیایی عضوی دارد که به دلایل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی یا برای ادغام در یک کشور دیگر، از وطن دور شده‌است. این پدیده جهانی است و بسیاری از مادران ایرانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است، مادرانی که برای دهه‌ها با فرزندان خود ارتباطی نداشته‌اند. این اطلاعات از طریق اعضای سابق مجاهدین خلق که از اردوگاه مانز فرار کرده‌اند، به دست آمده است. تمام این داستان‌ها بسیار تأثیرگذار و شواهد محکمی هستند. بنابراین، تصمیم گرفتیم این پروژه را انجام دهیم تا ارزشی ایجاد کنیم و صدایی برای کسانی باشیم که گم شده‌اند.</p>
<p>مجری:<br />
این فرصتی است تا توجه‌ها را به این وضعیت جلب کنیم.</p>
<p>آلدو:<br />
بله، قطعاً.</p>
<p>مجری:<br />
لطفاً، آقای کارگردان، اگر ممکن است چند قطعه از فیلم را برای ما پخش کنید در حالی که صحبت می‌کنیم.</p>
<p>آلدو:<br />
این یک لحظه بسیار مهم است. در طول فیلم‌برداری، بخشی از فیلم در امارات فیلم‌برداری شده است و این یکی از قوی‌ترین لحظات فیلم است. ما در حال ساخت تریلر معمولی نیستیم، زیرا فیلم مستند به این شکل کار نمی‌کند. سعی کردیم نماهایی از بخش‌های خاصی از فیلم را جمع‌آوری کنیم. در این لحظه، یک گفت‌وگو بین من و همکارانم دیده می‌شود، از جمله ثریا عبداللهی، اریسا ادریزی، مترجم و رئیس انجمن نجات آلبانی، و بازیگر دیگر معصومه رضایی، که پسری دارد که عضو سازمان مجاهدین خلق است.</p>
<p>مجری:<br />
چقدر سخت است که وارد روانشناسی این مادران شوید؟ راز نفوذ به عمق داستان‌های آن‌ها چیست؟</p>
<p>آلدو:<br />
یکی از مهم‌ترین عناصر همدلی است. شما باید خودتان این احساسات را تجربه کنید تا بتوانید به طور کامل آن‌ها را درک کنید. من خودم پدر هستم و دو دختر دارم. در یک لحظه در طول فیلم‌برداری، مادر ثریا به من گفت: &#8220;اگر جای ما بودی، آیا می‌توانستی خودت را کنترل کنی؟ تو فقط یک هفته در دبی بوده‌ای و دلت برای دخترانت تنگ شده است.&#8221; در آن لحظه، بهتر فهمیدم که دور بودن از فرزندانی که برای آن‌ها این همه فداکاری کرده‌ای و مدت‌ها آن‌ها را ندیده‌ای، چقدر سخت است. این یک چالش بزرگ احساسی است. من معتقدم که هیچ سیاست جهانی نباید با این پدیده به این شکل برخورد کند. این پروژه فقط یک فیلم نیست که دیده شود و فراموش شود؛ این فرصتی است برای درک عمیق‌تر و کمک به کسانی که رنج می‌کشند.</p>
<p>مجری:<br />
این فیلم ممکن است فراموش نشود و حتی یکی از بهترین‌ها باشد.</p>
<p>آلدو:<br />
بدون شک، ما سعی کردیم بهترین را ارائه دهیم. ما همچنین مکان‌های مناسب‌تری را انتخاب کردیم تا بتوانیم بهتر با موضوع فیلم ارتباط برقرار کنیم.</p>
<p>مجری:<br />
شما در خلیج فارس و دبی فیلم‌برداری کرده‌اید. چرا این مکان‌ها را انتخاب کردید؟</p>
<p>آلدو:<br />
بله، ما این مکان‌ها را انتخاب کردیم تا بهتر با ژانر و سبک فیلم هماهنگ شویم. خلیج فارس بسیار نزدیک به ایران است، و مادرانی که بخشی از این مستند بودند، امکان آمدن به اروپا برای فیلم‌برداری را نداشتند. بنابراین، این مکان‌ها به طور مستقیم با سازمان مجاهدین خلق مرتبط بودند.</p>
<p>مجری:<br />
آیا چیزی خاص در مورد این مادران وجود دارد؟ آیا همه مادران شبیه به هم هستند؟</p>
<p>آلدو:<br />
اگر بخواهم چیزی خاص بگویم، این است که آن‌ها با یک زخم عمیق زندگی می‌کنند. حتی آلبانی نیز شرایط مشابهی را تجربه کرده است، و تا امروز با آن دست و پنجه نرم می‌کند. هر روز جوانان از آلبانی دور می‌شوند، ولی حداقل می‌توانیم با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم و بدانیم که حالشان خوب است. اما این مادران نمی‌دانند که آیا فرزندانشان زنده هستند یا نه. این یک درد بسیار بزرگ است. وقتی تماسی از یک انجمن یا سازمان دیگر دریافت می‌کنند، این موضوع حتی چالش‌برانگیزتر می‌شود. این فیلم فرصتی است برای ارسال یک پیام و افزایش آگاهی مردم.</p>
<p>مجری:<br />
آیا این فیلم را در شهرهای آلبانی نمایش خواهید داد؟</p>
<p>آلدو:<br />
بله، تاکنون فیلم را در چند شهر نمایش داده‌ایم. اکنون منتظریم تا به پوگرادتس نیز برویم و خوشحال خواهیم شد اگر بتوانیم فیلم را آنجا نیز تبلیغ کنیم و برخی از زیباترین لحظات معرفی فیلم را به اشتراک بگذاریم. ما سعی کردیم بهترین کارمان را انجام دهیم و امیدواریم که شهروندان پوگرادتس از این فیلم استقبال کنند.</p>
<p>مجری:<br />
افرادی که از اردوگاه جدا شده‌اند، داستان‌های مختلف و دردناکی را در فیلم روایت می‌کنند. مقابله با این داستان‌ها چقدر سخت بود؟</p>
<p>آلدو:<br />
همان‌طور که قبلاً گفتم، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها احساسات بود. ما نیز در این داستان‌ها غرق شدیم و سخت است که بدون احساس خودخواهی یا سردی آن‌ها را توصیف کنم. یکی از مادران در طول فیلم‌برداری از هوش رفت و نیاز به کمک آمبولانس داشت. این لحظه‌ای بسیار سخت بود و ما نمی‌دانستیم چگونه واکنش نشان دهیم. همچنین، سعی کردیم با فرهنگ و شرایط آن‌ها در طول مدتی که آنجا بودیم سازگار شویم تا زیرساخت مناسبی برای این پروژه ایجاد کنیم. ساخت یک فیلم کار آسانی نیست، اما ما سعی کردیم بهترین کارمان را انجام دهیم و نتیجه‌ای دل‌نشین ارائه دهیم.</p>
<p>مجری:<br />
بدون شک، شما بهترین کار را انجام داده‌اید، اما وقتی فیلم کوتاه است، تلاش فوق‌العاده‌ای برای خلق چیزی عالی لازم است.</p>
<p>آلدو:<br />
بله، این یک چالش بزرگ است. این فیلم در مدت سه ماه ساخته شد، زمان نسبتاً کوتاهی برای توجه به هر جزئیات. فیلم به دو زبان فارسی و آلبانیایی است و این خود چالش دیگری بود. برای این بخش، از کمک الیسا استفاده کردیم و بعداً بیشتر در این مورد صحبت خواهیم کرد.</p>
<p>مجری:<br />
چرا تصمیم گرفتید فیلم به زبان فارسی نیز باشد؟</p>
<p>آلدو:<br />
استفاده از زبان فارسی به این دلیل بود که مادران ایرانی هستند و این یک راه مستقیم برای ارتباط با سازمان مجاهدین خلق است. وقتی فیلم به زبان فارسی است، آن‌ها می‌توانند بلافاصله آن را درک کنند و این یک روش طبیعی برای ارتباط با مادران ایرانی است.</p>
<p>مجری:<br />
آیا فیلم موسیقی متن دارد؟</p>
<p>آلدو:<br />
بله، ما این فرصت را داشتیم که از یک آهنگ ایرانی استفاده کنیم و همچنین یک موسیقی متن اختصاصی برای پروژه بعدی داریم. اما برای این فیلم، در انتخاب موسیقی متن بسیار دقت کردیم تا احساسات را به خوبی منتقل کند و مستقیماً با موضوع فیلم ارتباط برقرار کند. ما از یک موسیقی ساز استفاده کردیم که بیشتر با فضای فیلم و پیامی که می‌خواستیم منتقل کنیم، هماهنگ بود.</p>
<p>مجری:<br />
آیا ادامه‌ای برای این فیلم در نظر دارید؟</p>
<p>آلدو:<br />
بله، به زودی پروژه دیگری خواهیم داشت، اما ابتدا می‌خواهیم این فیلم را به مخاطبان آلبانیایی معرفی کنیم و پیام آن را به وضوح برسانیم. پس از آن، کار روی بخش بعدی را آغاز خواهیم کرد.</p>
<p>مجری:<br />
آیا پروژه بعدی نیز تمرکز مشابهی خواهد داشت؟</p>
<p>آلدو:<br />
بله، مشابه خواهد بود، اما بیشتر بر روی برداشتن نقاب از سازمان تروریستی مجاهدین خلق متمرکز خواهد شد. این یک پدیده بسیار مهم است که باید به آن پرداخته شود، زیرا به نوعی عادی‌سازی شده است و این بسیار نگران‌کننده است. وقتی می‌بینیم که قتل، جدایی از خانواده‌ها، خشونت و سوءاستفاده به عنوان &#8220;امری عادی&#8221; پذیرفته می‌شوند، این خطرناک است. من، به عنوان یک فرد و به عنوان بخشی از رسانه‌ها، تمرکز زیادی بر افزایش آگاهی و جلوگیری از عادی‌سازی این مسائل داشته‌ام. این پروژه‌ها مستقیماً به این موضوع مرتبط هستند.</p>
<p>مجری:<br />
متوجه شدم. در همین حال، ما یک لوگو برای این برنامه آورده‌ایم که این پیام را منتقل می‌کند: &#8220;عشق و قدرت مادر قوی‌تر از هر ایدئولوژی تروریستی است.&#8221;</p>
<p>آلدو:<br />
قطعاً همین‌طور است، و هیچ سیاستی در جهان نمی‌تواند مانع شود که یک مادر با فرزندش باشد. در طول این مصاحبه، هنوز نمی‌دانیم که آیا فرزندان این مادران زنده هستند یا نه. این یک زخم عمیق است که آن‌ها در طول زندگی خود تحمل کرده‌اند، و کنار آمدن با آن بسیار سخت است. با این حال، امیدوارم که مادران ایرانی این فرصت را داشته باشند که پس از بهبود روابط بین ایران و آلبانی، به آلبانی بیایند و درخواست ارتباط با فرزندان خود را بدهند.</p>
<p>مجری:<br />
همبستگی بسیار مهم است.</p>
<p>آلدو:<br />
بله، همبستگی کلیدی است. همچنین، نقش رسانه‌ها در این فرآیند بسیار مهم است. من یک تجربه اخیر دارم که در آن یک شبکه تلویزیونی ملی دیگر در آلبانی امکان انجام مصاحبه‌ای مشابه با ما را فراهم کرد و چنین پیام‌هایی را منتشر نمود. رسانه‌ها نقش بزرگی در افزایش آگاهی و کمک به انتشار این اطلاعات دارند. با این حال، بسیاری از رسانه‌ها از پرداختن به این موضوعات می‌ترسند، یا شاید اطلاعات کافی ندارند و فکر می‌کنند که ممکن است افراطی به نظر برسند.</p>
<p>مجری:<br />
بیایید حقیقت را بگوییم.</p>
<p>آلدو:<br />
بله، و وقتی حقیقت گفته می‌شود، نه همه آن را می‌پذیرند. بسیاری از مردم ممکن است آن را متفاوت درک کنند. من خوشحالم که بسیاری از مردم حقیقت را می‌پذیرند و آن را از دیدگاه انسانی می‌بینند. ما در مورد حقیقتی صحبت می‌کنیم که به بهبود زیرساخت‌ها و حق درخواست کمک مربوط می‌شود. ما در مورد وضعیتی صحبت می‌کنیم که در آن مردم آسیب دیده‌اند و منتظرند که دولت آلبانی به آن‌ها کمک کند تا خانواده‌هایشان را دوباره گرد هم آورند. این پیامی است که ما سعی داریم منتقل کنیم.</p>
<p>مجری:<br />
در این فیلم، شما فقط کارگردان هستید یا بازیگر هم هستید؟</p>
<p>آلدو:<br />
من در این فیلم بازیگر هستم، اما تمرکز اصلی روی خانم اریسا بوده است، که ترجمه فیلم را نیز انجام داده است. همچنین، برای احترام به اصول جمهوری اسلامی ایران، نمی‌خواستم در طول زمان فیلم‌برداری تماس مستقیمی داشته باشم. فرهنگ ایرانی متفاوت است؛ ما مادران را در آغوش می‌گیریم، اما در آنجا هنجارهای دیگری وجود دارد. برای من بسیار سخت بود، چون می‌خواستم دست‌های آن‌ها را بگیرم، اما فهمیدم که این کار ممکن نیست، زیرا در فرهنگ آن‌ها تماس فیزیکی بین مرد و زن مجاز نیست. اریسا، از طرف دیگر، این تماس فیزیکی را راحت‌تر انجام می‌داد، چون او بهتر شرایط را درک می‌کرد.</p>
<p>مجری:<br />
در ضمن، آلدو، شما قبلاً هم فیلم دیگری داشته‌اید، درست است؟</p>
<p>آلدو:<br />
بله، فیلمی بود که توسط یک تهیه‌کننده دیگر ساخته شد و من در آن نقش اصلی را بازی کردم. این اولین فیلم ترسناک در آلبانی بود، با عنوان &#8220;هالوچ&#8221;، که داستان فردی را روایت می‌کند که به دلیل شرایطش، به دنبال راهی سریع برای پرداخت قبض‌هایش در آلبانی است. ساخت این فیلم بسیار خسته‌کننده بود، اما در عین حال بسیار موفقیت‌آمیز نیز بود. این پروژه چیزی جدید به همراه آورد، یک فیلم ترسناک و هیجان‌انگیز که قبلاً در آلبانی ساخته نشده بود. این فیلم در اسپانیا نیز به نمایش درآمد.</p>
<p>مجری:<br />
عنوان فیلم &#8220;هالوچ&#8221; است، درست است؟</p>
<p>آلدو:<br />
بله، عنوان فیلم &#8220;هالوچ&#8221; است و درباره توهمات ناشی از مواد مخدر و فردی است که به دنبال راهی سریع برای حل مشکلات مالی‌اش در آلبانی است.</p>
<p>مجری:<br />
آیا شما نقش اصلی را در آن بازی کردید؟</p>
<p>آلدو:<br />
بله، من نقش اصلی را بازی کردم. ساخت این فیلم بسیار سخت بود، و اگر به من امکان انتخاب بین این فیلم و مستند را بدهید، باید بگویم که ساخت مستند خسته‌کننده‌تر بود، چون من از ابتدا تا انتها حضور داشتم. با این حال، هر دو پروژه لذت خاص خود را داشتند.</p>
<p>مجری:<br />
در ضمن، شما مجری تلویزیونی و مدل هم هستید، درست است؟</p>
<p>آلدو:<br />
بله، من حدود ۱۰ سال است که بخشی از تلویزیون آلبانی هستم. در سال‌های اخیر، در برنامه‌های تلویزیونی در نیویورک نیز حضور داشته‌ام، جایی که خانواده‌ام را تشکیل داده‌ام. در این سال‌ها، سعی کرده‌ام برنامه‌های متنوع‌تری بسازم که هنر و فرهنگ را نیز شامل شود، زیرا این موضوعات به دلیل تأثیرات سیاسی کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. من در انتخاب بین مجری بودن یا خبرنگار بودن مشکل زیادی داشتم، اما بسیار به اطلاع‌رسانی علاقه‌مندم.</p>
<p>مجری:<br />
آیا شما مدل هم بوده‌اید؟</p>
<p>آلدو:<br />
بله، من در سن ۱۷ سالگی &#8220;آقای آلبانی&#8221; بودم.</p>
<p>مجری:<br />
می‌خواهم یک بار دیگر به فیلم &#8220;مادر، عشق، جدایی&#8221; بازگردم. آیا این عنوانی بود که از ابتدا در نظر داشتید؟</p>
<p>آلدو:<br />
بله، این ایده‌ای بود که با همکارانم در میان گذاشتم. در ابتدا فکر کردیم فقط آن را &#8220;مادر&#8221; بنامیم، اما بعداً کسی پیشنهاد داد که آن را &#8220;عشق مادر&#8221; بنامیم، اما در نهایت تصمیم گرفتیم از &#8220;مادر، عشق، جدایی&#8221; استفاده کنیم. به این ترتیب، هر سه مفهوم در عنوان گنجانده شد و پیام کامل منتقل گردید، بدون اینکه فقط به یک جنبه از داستان محدود شویم.</p>
<p>مجری:<br />
آیا به فکر نمایش این فیلم در جشنواره‌ها افتاده‌اید؟</p>
<p>آلدو:<br />
بله، فیلم در یک جشنواره در ایالات متحده پذیرفته شد. این فیلم به تاریخ سازمان مجاهدین خلق می‌پردازد و درخواستی از سوی همکاران و دوستانی بود که فیلم را دیده بودند. من فیلم را ارائه دادم و برای شرکت در جشنواره تأیید شد، اما بعداً ایمیلی از طرف سازمان‌دهندگان دریافت کردم که از من خواستند فیلم را از جشنواره کنار بکشم. از آنجا که ایالات متحده و ایران مشکلات سیاسی دارند، سازمان مجاهدین خلق نفوذ زیادی دارد و به دلیل این تنش‌ها نتوانستم در جشنواره ادامه دهم. بسیار متأسفم که هنر اغلب با سیاست گره خورده است. هنر باید ابزاری برای متحد کردن مردم و فراتر رفتن از ایدئولوژی‌های سیاسی باشد. این فیلم درباره حقیقت و مبارزه‌ای است که بسیاری از مردم برای آزادی انجام داده‌اند.</p>
<p>مجری:<br />
با این حال، آرزو می‌کنیم که فیلم در جشنواره‌ها موفق باشد و پیام درستی به بینندگانش منتقل کند.</p>
<p>آلدو:<br />
اما اکنون هیچ مانعی وجود ندارد. اگر چیزی زیبا باشد، ممکن است توسط افراد مختلف به شیوه‌های مختلف درک شود. سازمان مجاهدین خلق هر کاری می‌کند تا این مسیر ادامه نیابد، اما نمی‌تواند جلوی بیان حقیقت را بگیرد. حتی ایرانی‌هایی که از اردوگاه خارج شده‌اند، این فرصت را دارند که واقعیت خود را بیان کنند.</p>
<p>مجری:<br />
آلدو، برای شما آرزوی موفقیت زیاد با این فیلم دارم. برای شما آرزوی یک سفر موفق در جشنواره‌ها و پروژه‌های آینده‌ای که در پیش دارید، می‌کنم.</p>
<p>آلدو:<br />
خیلی ممنونم!</p>
<p>مجری:<br />
اکنون به بخش تبلیغات می‌رویم و بعداً برای بخش دوم با اریسا ادریزی رحیمی، بازیگر فیلم، بازخواهیم گشت.</p>
<p>ادامه دارد…</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63577">گفتگوی زنده شبکه Sot7 با عوامل مستند مادر، عشق، جدایی – قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63577/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مصاحبه شبکه Sot7  آلبانی با آلدو سولولاری و اریسا ادریزی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63563</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63563?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 12 Jan 2025 11:19:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[آلدو سولولاری]]></category>
		<category><![CDATA[اریسا رحیمی]]></category>
		<category><![CDATA[مستند مادر، عشق، جدایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63563</guid>

					<description><![CDATA[<p>شبکه تلویزیونی SOT7 آلبانی در برنامه ای که به طور زنده پخش شد با عوامل آلدو سولولاری کارگردان و اریسا ادریزی بازیگر و مترجم مستند مادر، عشق، جدایی درباره این مستند گفتگو کرد. این پخش زنده 50 دقیقه ای در کمتر از 24 ساعت 2700 بازدید و 52 کامنت در صفحه فیسبوک شبکه داشته است. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63563">مصاحبه شبکه Sot7  آلبانی با آلدو سولولاری و اریسا ادریزی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>شبکه تلویزیونی SOT7 آلبانی در برنامه ای که به طور زنده پخش شد با عوامل آلدو سولولاری کارگردان و اریسا ادریزی بازیگر و مترجم مستند مادر، عشق، جدایی درباره این مستند گفتگو کرد.</p>
<p>این پخش زنده 50 دقیقه ای در کمتر از 24 ساعت 2700 بازدید و 52 کامنت در صفحه فیسبوک شبکه داشته است.</p>
<p><strong>آلدو سولولاری در خصوص این مصاحبه می گوید: </strong></p>
<p>در مصاحبه اخیرم، من یک فراخوان قوی علیه تروریسم دادم و تهدیدات احتمالی ناشی از سازمان مجاهدین خلق را برجسته کردم. من اعلام کردم که آنها سعی می نمایند تا به من حمله کنند، جشنواره ها را مختل سازند و مانع فعالیت های دیگر من شوند، من همچنین تاکید کردم که از حمایت کامل دولت آلبانی برخوردار هستم و هیچ کس نمی تواند جلوی من را بگیرد.</p>
<p>علاوه بر این، من اعلام کردم که اگر ایالات متحده از مجاهدین خلق طبق ادعای سازمان، حمایت می کند، پس از یک گروه خطرناک حمایت می نماید و در یک سیاست فریبکارانه شرکت کرده است.</p>
<p>این پیام قبلاً بحث ها و واکنش های قابل توجهی را در فضای مجازی برانگیخته است. من به صراحت گفته ام که یک دموکراسی واقعی نمی تواند از چنین گروه هایی مانند مجاهدین خلق حمایت کند و من بدون ترس به مبارزه خود علیه تروریسم این سازمان ادامه خواهم داد.</p>
<p>این پیامی قوی برای همه است و به ما یادآوری می‌کند که باید متحدانه در برابر هر شکلی از تروریسم و ​​خشونت بایستیم تا از ارزش‌های دموکراسی و آزادی خود محافظت نماییم.</p>
<p>برای اطلاعات بیشتر شما را به تماشای این مصاحبه دعوت می کنم که این روزها اینترنت را تکان داده و بحث های قدرتمندی را برانگیخته است.</p>
<p>لازم به ذکر است که این شبکه قویا طرفدار اسرائیل و ضد جمهوری اسلامی است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63563">مصاحبه شبکه Sot7  آلبانی با آلدو سولولاری و اریسا ادریزی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63563/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
