<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سایت نگاه نو</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%86%d9%88/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/سایت-نگاه-نو</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 11 Oct 2021 07:04:22 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>سایت نگاه نو</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/سایت-نگاه-نو</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>مراقب فریبکاری هواداران باند تروریستی مجاهدین در کریسمس باشید!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10011</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10011#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Dec 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/12/21/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a8%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%af-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3%d8%aa/</guid>

					<description><![CDATA[<p>با فرا رسیدن کریسمس, شهروندان این کشور بیش از هر زمان دیگری بخشی از درآمد خود را نیز به امور خیریه اختصاص می دهند. اما از سوی دیگر کلاهبرداران نیز بی کار ننشسته اند. بسیاری از اینگونه افراد نامهایی را برای سازمان های خود انتخاب میکنند که یا به نام سازمانهای خیریه معروف و معتبر شباهت زیادی دارد و یا اینکه از واژه هایی تشکیل شده است که احساسات مردم را بر می انگیزد. در میان این لیست نام برخی سازمانهای متعلق به مهاجرین و ایرانیان از جمله"انجمن هواداران مجاهدین","انجمن فرهنگ ایران" و"انجمن برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران" نیز بچشم میخورد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10011">مراقب فریبکاری هواداران باند تروریستی مجاهدین در کریسمس باشید!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>&quot;انجمن برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران&quot;، در لیست سیاه هشدار مقامات سوئدی! </strong> با فرا رسیدن کریسمس, بزرگترین عید مردم سوئد, شهروندان این کشور بیش از هر زمان دیگری بخشی از درآمد خود را نیز به امور خیریه اختصاص می دهند. اما از سوی دیگر کلاهبرداران نیز بی کار ننشسته اند.  جمع آوری پول بدون مجوز کتبی, حتی اگر با اهداف خیریه صورت گیرد (برای مثال جمع آوری پول از طریق یک رسانه), در سوئد عملی غیر قانونی است. در عین حال تحریک احساسات انسانی مردم و سپس اخاذی از آنها همواره از مشاغل پر درآمد از گذشته دور تاکنون بوده است. برخی افراد حتی زندگی خود را از این طریق تامین کرده و از این راه به ثروتهای هنگفت رسیده اند.  بسیاری از اینگونه افراد نامهایی را برای سازمان های خود انتخاب میکنند که یا به نام سازمانهای خیریه معروف و معتبر شباهت زیادی دارد و یا اینکه از واژه هایی تشکیل شده است که احساسات مردم را بر می انگیزد. استفاده از واژه هایی مانند &quot;حقوق بشر&quot;, &quot;کودکان خیابانی&quot;, &quot;افراد بی خانمان&quot; و یا &quot;سرطان&quot; از موارد محبوب در نزد سوء استفاده گران است.  هشدار نسبت به جمع آوری کمک از سوی ۳۱ سازمان &quot;خیریه&quot; در سوئد  &quot;شورای جمع آوری کمکهای سازمانهای خیریه سوئد&quot; (اف ار ئی ئی) نسبت به ۳۱ سازمان فاقد شماره حساب ۹۰ که در سوئد مبادرت به جمع آوری کمکهای مالی میکنند هشدار داده و از شهروندان خواسته است که از ارائه کمک به این ۳۱ سازمان خودداری ورزند.  در میان این لیست نام برخی سازمانهای متعلق به مهاجرین و ایرانیان از جمله &quot;انجمن هواداران مجاهدین / ام اف اس&quot;, &quot;انجمن فرهنگ ایران / اف ئی ک&quot; و &quot;انجمن برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران&quot; نیز بچشم میخورد:  </p>
<div style="text-align: left">Fr&auml;mjande av den iranska kulturen &ndash; FIK <br /> Mojahedin Sympatis&ouml;r F&ouml;rening &ndash; MSF <br /> F&ouml;reningen f&ouml;r demokrati och m&auml;nskliga r&auml;ttigheter i Iran</p>
<p> &quot;انجمن برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران&quot; که لوگوی آن از یک کبوتر سپید در حال پرواز تشکیل شده حتی دارای وب سایت نیز هست اما نام هیچ فردی بعنوان مسئول در این وب سایت قابل یافت نیست و شماره تلفن های درج شده در آن نیز مخفی (هملیگ) هستند.  &quot;اریک زاکریسون&quot; از شورای جمع آوری کمکهای سازمانهای داوطلب خیریه سوئد قبلا در این رابطه گفته است: &quot;من ملیت این افراد را نمیدانم و آنها حاضر به ارائه یک شماره ثبت از سازمان خود نیز نیستند. ما فقط میدانیم که آنها در سراسر سوئد فعالیت دارند, دارای شماره حساب ۹۰ نیستند و هرگز هم جهت ثبت یک شماره حساب ۹۰ اقدام نکرده اند. آنها با بروشورها و کتابچه هایی که در دست دارند در خیابان جلوی مردم را میگیرند و برای مثال میپرسند که آیا نام امنستی (سازمان عفو بین الملل) را شنیده اید و سپس از مردم تقاضای کمک میکنند. و بسیاری از مردم تصور میکنند که کمکهای خود را به سازمان امنستی میپردازند&quot;.  31 سازمانی که فاقد شماره حساب ۹۰ بوده و نسبت به فعالیتهایشان هشدار داده شده است عبارتند از:  </p>
<div style="text-align: left">Al-Aqsa Spannm&aring;l Stiftelse <br /> Baltic 2000 <br /> Cancerhj&auml;lpfonden <br /> Cancer- och Allergifonden <br /> Cancer- och Barnhj&auml;lpen <br /> Cancer- och Milj&ouml;fonden &ndash; CMF <br /> CURO &ndash; Riksf&ouml;reningen f&ouml;r cancersjuka <br /> Developing World Clothing <br /> 4-Life <br /> FRF-Stiftelsen &ndash; Fonden f&ouml;r Rehab o medicinsk forskning <br /> Fria Kristna Missionshj&auml;lpen &ndash; FKM <br /> Fr&auml;mjande av den iranska kulturen &ndash; FIK <br /> F&ouml;reningen f&ouml;r demokrati och m&auml;nskliga r&auml;ttigheter i Iran <br /> Gatubarnsf&ouml;reningen <br /> Hj&auml;lpfonden <br /> Hj&auml;rtehj&auml;lpen <br /> Humana Sverige/UFF &ndash; U-landshj&auml;lp fr&aring;n Folk till Folk <br /> Innocent Child/Krigets Oskyldiga <br /> Insamlingsstiftelsen f&ouml;r Handikappades Rekreation <br /> Kl&auml;dinsamling Service <br /> Mojahedin Sympatis&ouml;r F&ouml;rening &ndash; MSF <br /> Neurologisk Handikapp och Cancerforskning &ndash; NHC <br /> NYTEX <br /> Orphan Home Care <br /> SADF &ndash; Alzheimer och Demensforskning <br /> Samh&auml;llsfonden/Svenska Samh&auml;llsfonden <br /> Stockholmsstorken/Storken <br /> Svenska Folkfonden <br /> Svenska Sm&auml;rtafonden <br /> Sveriges Cancersjukas Riksf&ouml;rbund <br /> Telehj&auml;lpen</p>
<p> &quot; لیست هشدار&quot; شورای جمع آوری کمکهای سازمانهای داوطلب خیریه سوئد و اطلاعات بیشتر در وب سایت این شورا در دسترس عموم قرار داده شده است. این لیست در طی هفته های گذشته در اکثر رسانه های سوئد منتشر شده است.  تنها به سازمانهای دارای شماره حسابی که دو رقم اول آن از عدد ۹۰ تشکیل شده است کمک کنید.<br /> مقامات سوئدی جهت جلوگیری از سوء استفاده کلاهبرداران از احساسات مردم, دست به تدابیری در این رابطه زده اند. <br /> از جمله مهمترین این تدابیر, مشخص نمودن شماره حساب سازمانهای خیریه است تا مردم با خیال راحت و اطمینان از اینکه بخش اعظم کمکهایشان واقعا بدست افراد نیازمند میرسد این کمکها را به اینگونه حسابها واریز نمایند.  در سوئد همه سازمانهای خیریه ای که دارای &quot;حساب و کتاب و دفتر و دستک&quot; هستند و بخش اعظم کمکهای خیریه مردم را واقعا بدست نیازمندان میرسانند مورد کنترل قرار گرفته و در صورتی که دارای شرایط مشخصی باشند قادر به ثبت شماره حسابی خواهند بود که دو رقم اول آن از عدد ۹۰ تشکیل شده است. به اینگونه حسابها در سوئد حساب ۹۰ گفته میشود و معنی آن اینست که چنین شماره حسابی متعلق به یک سازمان خیریه کنترل شده و واجد شرایط است و در نتیجه افراد خیر میتوانند کمکهای خود را با اطمینان از طریق واریز نمودن به اینگونه حسابها در اختیار آنان بگذارند. <br /> از شهروندان خواسته شده است که همواره کمکهای خیریه خود را به سازمانهایی که دارای شماره حسابی که دو رقم اول آن از عدد ۹۰ تشکیل شده است ارائه نمایند تا مطمئن باشند که بخش اعظم کمکهایشان واقعا به صرف امور خیریه می رسد. </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10011">مراقب فریبکاری هواداران باند تروریستی مجاهدین در کریسمس باشید!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10011/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سمینار پاریس در حمایت از خانواده های قربانیان قلعه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9371</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9371#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 03 Jul 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/07/04/%d8%b3%d9%85%db%8c%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز شنبه 19 ژوئن 2010 یکی از سالن های بزرگ پاریس شاهد گردهمایی بیش از 200 نفر از اعضای جداشده از مجاهدین خلق، خانواده های قربانیان و گروهی ار فعالین حقوق بشر بود. در این گردهمایی که با هدف روشنگری نفی خشونت، تروریسم و فرقه گرایی و همچنین کمک به خانواده های قربانیان اسیر در قلعه رجوی (کمپ اشرف ـ عراق) تشکیل شد ده ها تن از مهمانان خارجی، خبرنگاران و فیلمبرداران رسانه های مختلف نیز حضور داشتند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9371">سمینار پاریس در حمایت از خانواده های قربانیان قلعه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز شنبه 19 ژوئن 2010 یکی از سالن های بزرگ پاریس شاهد گردهمایی بیش از 200 نفر از اعضای جداشده از مجاهدین خلق، خانواده های قربانیان و گروهی ار فعالین حقوق بشر بود. در این گردهمایی که با هدف روشنگری نفی خشونت، تروریسم و فرقه گرایی و همچنین کمک به خانواده های قربانیان اسیر در قلعه رجوی (کمپ اشرف ـ عراق) تشکیل شد ده ها تن از مهمانان خارجی، خبرنگاران و فیلمبرداران رسانه های مختلف نیز حضور داشتند.</p>
<p>شرکت کنندگان در این سمینار با نصب پارچه نوشته های بزرگ خواسته های خود را خطاب به نهادهای بین المللی و دولتهای غربی اعلام کردند و از آنها خواستند که بر رهبری فرقه مجاهدین فشار وارد آورده تا نقض حقوق بشر در این فرقه متوقف گردد.</p>
<p><img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Meetings/P_20100619/Paris_Defectors_Families_2.jpg" alt="روز شنبه 19 ژوئن 2010 یکی از سالن های بزرگ پاریس شاهد گردهمایی بیش از 200 نفر از اعضای جداشده از مجاهدین خلق، خانواده های قربانیان و گروهی ار فعالین حقوق بشر بود. در این گردهمایی که با هدف روشنگری نفی خشونت، تروریسم و فرقه گرایی و همچنین کمک به خانواده های قربانیان اسیر در قلعه رجوی (کمپ اشرف ـ عراق) تشکیل شد ده ها تن از مهمانان خارجی، خبرنگاران و فیلمبرداران رسانه های مختلف نیز حضور داشتند." hspace="10" vspace="10" /></p>
<p><a class="postmvdl" href="https://st.nejatngo.org/media/Report/Jam_e_Jam/JameJam_Paris_MKO_201006.wmv" target="_blank" rel="noopener">دانلود سمینار پاریس در حمایت از خانواده های قربانیان قلعه رجوی </a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9371">سمینار پاریس در حمایت از خانواده های قربانیان قلعه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9371/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://st.nejatngo.org/media/Report/Jam_e_Jam/JameJam_Paris_MKO_201006.wmv" length="0" type="video/x-ms-wmv" />

			</item>
		<item>
		<title>راه حل مورد علاقه‌ی رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9159</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9159#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 22 May 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/05/23/%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%ad%d9%84-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>واضح است که رجوی برای خلاص شدن از وضعیتی که به شدت باعث بی آبرویی وی شده و ابعاد حیرت آوری از اعتقادات ضدانسانی فرقه اش را به نمایش گذاشته است، تاکتیک فرار به جلو را انتخاب کرده و چنین پیشنهادی را ارائه می‌کند و گرنه چه کسی است که نداند به صف کردن افرادی که خانواده هایشان تقاضای ملاقات آنها را کرده و اجبار آنان به انجام مصاحبه های تلویزیونی و فحاشی علیه خانواده‌شان چه معنایی دارد؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9159">راه حل مورد علاقه‌ی رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در آخرین نشست تشکیلاتی اعضای گروه تروریستی مجاهدین با رهبر فراری این گروه در تاریخ 27 اردیبهشت 1389که اختصاص به بررسی مهمترین بحران ِ مبتلابه مجاهدین یعنی درخواست خانواده&zwnj;ی اعضاء برای دیدار فرزندانشان و حضور آنها در مقابل اردوگاه داشت، رجوی راه کار مورد قبول و علاقه&zwnj;اش برای پایان بخشیدن به حضور نامشروع و غیرقانونی مجاهدین در عراق و برچیده شدن اردوگاه این گروه را پیشنهاد کرد.  در این نشست،رجوی که پس از افشای فرصت طلبی اش برای سوء استفاده از حضور خانواده ها به منظور مطرح شدن، ناچار از اعتراف به این شیوه ی نخ نما شده بود، گفت: &quot; من اگر به جای رژیم(بخوانید خانواده ها) بودم در عوض آن که خانواده ها را برای فروپاشاندن مجاهدین اینجا بیاورم به مالکی دستور می دادم اگرنمی توانی اینها را جمع کنی، بلوکه شان کن که هیچ ارتباطی با بیرون نداشته باشند و به هیچ وجه مطرح نشوند. &quot;!  واضح است که رجوی برای خلاص شدن از وضعیتی که به شدت باعث بی آبرویی وی شده و ابعاد حیرت آوری از اعتقادات ضدانسانی فرقه اش را به نمایش گذاشته است، تاکتیک فرار به جلو را انتخاب کرده و چنین پیشنهادی را ارائه می&zwnj;کند و گرنه چه کسی است که نداند به صف کردن افرادی که خانواده هایشان تقاضای ملاقات آنها را کرده و اجبار آنان به انجام مصاحبه های تلویزیونی و فحاشی علیه خانواده&zwnj;شان چه معنایی دارد؟  صرفنظر از این واقعیت، با تحلیل محتوای خاستگاه پیشنهاد رجوی، ابعاد فزون تری از بن&zwnj;بست و کلافگی وی روشن می&zwnj;شود.  انگیزه&zwnj;ی کم اهمیت تر رجوی برای بیان این پیشنهاد، ناشی از توهمات ِ مالیخولیایی وی است که خودبزرگ بینی و خودمهم انگاری از عوارض جزیی این بیماری است که براثر آن معادله&zwnj;ای در ذهن وی شکل گرفته است به این شکل که مطرح شدن مجاهدین مساوی با یک دست آورد و پیروزی فوق العاده&zwnj;ی سیاسی است که طرف مقابل به هر نحو ممکن باید جلوی آن را بگیرد.  از سویی این سئوال که چرا با این اهمیت ِ فوق العاده ی سیاسی و اجتماعی که ما (مجاهدین) داریم، طرف مقابل به جای آن که هرچه بیشتر برما گرد فراموشی بپاشد، زمینه&zwnj;های مطرح شدن ما را فراهم می کند، او را دچار تناقض بزرگ و پیچیده ای می کند که پریشان گویی&zwnj;هایش در این زمینه را تشدید می کند که با توجه به انزوای گسترده و مطرودیت ِ دار و دسته&zwnj;ی رجوی، توضیحی لازم نیست تا به خنده آور بودن معادله ی مجعول رجوی پی برد!  اما بخش مهم تر انگیزه&zwnj;ی رجوی برای ارائه&zwnj;ی این پیشنهاد مربوط به کلافگی و نتیجه&zwnj;ی معکوس تبلیغات فرصت طلبانه&zwnj;ی مجاهدین و البته تحت فشار قرار گرفتن از درون و متزلزل شدن اعضاء و بالاگرفتن بحران ریزش نیرو است.  واقعیت این است که محاصره&zwnj;ی خانواده ها که رجوی تمام تلاش خود را مصروف توطئه خواندن و برنامه ریزی شده بودن آن کرده است، گردانندگان مجاهدین را فلج کرده و نمی&zwnj;دانند برای مقابله با آن چه باید بکنند، عملکرد تابه حال مجاهدین صرفاً واکنشی غریزی و مطلقاً تدافعی بوده است و برخلاف شعارها و یقه درانی های باندرجوی معلول ضعف و ناچاری است، به همین دلیل هم هست که رجوی با ذوق زدگی از حضور نیروهای آمریکایی درون اردوگاه وگشودن چترحمایتی بر روی مجاهدین در مقابل خانواده ها سخن می گوید و شایعات مربوط به تمدید حضور نظامیان آمریکایی در عراق را خیرکثیری می داند که وعده ی آن را داده بوده است.*  اما مهمترین جنبه&zwnj;ی مسئله ی مربوط به چشم انداز کلی و عاقبت حضور مجاهدین در عراق است. شکی نیست که طرف حسابهای خارجی و حامیان مجاهدین به رجوی فهمانده اند که هیچ بختی در عراق ندارد و پایان این مرحله &ndash; هرچه هم طول بکشد &ndash; باید به بستن بار سفر ختم شود و در نتیجه برچیده شدن حصارهای تشکیلاتی و آزادی اسرای فرقه محقق خواهد شد، بر این اساس رجوی امید دارد تا این قضیه نه به شکل انسانی و قانونی که به هیچ وجه فرصت مانور و بهره برداری به وی نخواهد داد، بلکه با قربانی شدن نیروها که امکان حداکثر سوء&zwnj;استفاده را به وی خواهد داد پایان یابد و با اندکی دقت می شود مضمون خشونت بار بلوکه کردن اردوگاه و استقبال از راه حل نظامی را از خلال پیشنهادش دریافت.  پیش از این نیز رجوی قصد داشت تا سناریویی همانند به آتش کشیدن نیروها در اروپا را اجراء کند که پس از افشای آن ناچار از تعلیق شد، اما همواره مترصد فرصتی برای قربانی کردن نیروها و اسطوره سازی و مصرف آنان در مدایح و افسانه پردازیهای ایدئولوژیک و طلبکاری در عین فرار و سرگرم بودن به زندگی حقیر شخصی است. <br /> ______________ * ژنرال استیو لانزا، سخنگوى نیروهاى ائتلاف در عراق گفت: ما به توافقنامه امنیتى که واشنگتن و بغداد در سال 2008 آنرا امضاء کردند متعهد ماندهایم و به عقبنشینى نیروهایمان ادامه مىدهیم تا اینکه نیروهایمان در دسامبر 2011 به 50هزار برسد. به این معنى که ماموریت ما به پایان مىرسد و نیروهاى نظامى آمریکایى خواهند رفت و شایعاتى که حول بقاى ما رایج شده است پایان مىیابد و اگر یک نیروى آمریکایی در عراق بماند بر اساس تصمیم سیاسى بین عراق و آمریکا خواهد بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9159">راه حل مورد علاقه‌ی رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9159/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رهبری سازمان مجاهدین و انواع بیماریهای خطرناک</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7453</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7453#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Jan 2009 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2009/01/13/%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>رهبری سازمان مجاهدین با تمامیت خواهی و خودکامگی تمام، 28 سال بهر دری زد و به هر کاری تن داد تا بخیال خود بر ایران و ایرانی حاکم شود؛ و بتنهایی! چه خیال خامی. در این راه، تمامی مخالفین سیاسی جمهوری اسلامی را بنوعی محکوم، بی کفایت و نا کارآمد خواند. همه را به دست بوسی رهبر عقیدتی خود فرا می خواند، جنون قدرت. مانند کودکان خودخواه که تمام اسباب بازیها و شیرینیها را برای خود می خواهند عمل کرد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7453">رهبری سازمان مجاهدین و انواع بیماریهای خطرناک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رهبری سازمان مجاهدین با تمامیت خواهی و خودکامگی تمام، 28 سال بهر دری زد و به هر کاری تن داد تا بخیال خود بر ایران و ایرانی حاکم شود؛ و بتنهایی! چه خیال خامی. در این راه، تمامی مخالفین سیاسی جمهوری اسلامی را بنوعی محکوم، بی کفایت و نا کارآمد خواند. همه را به دست بوسی رهبر عقیدتی خود فرا می خواند، جنون قدرت. </p>
<p>رهبری سازمان مجاهدین با تمامیت خواهی و خودکامگی تمام، 28 سال بهر دری زد و به هر کاری تن داد تا بخیال خود بر ایران و ایرانی حاکم شود؛ و بتنهایی! چه خیال خامی. در این راه، تمامی مخالفین سیاسی جمهوری اسلامی را بنوعی محکوم، بی کفایت و نا کارآمد خواند. همه را به دست بوسی رهبر عقیدتی خود فرا می خواند، جنون قدرت. مانند کودکان خودخواه که تمام اسباب بازیها و شیرینیها را برای خود می خواهند عمل کرد. شاید هم در زمان حکومت صدام و تا قبل از سرنگونی این دشمن ایران و ایرانی، خود را موفق می پنداشت، چون هم اسباب بازیها را داشت و هم شیرینیها را می خورد! </p>
<p>بعد از سرنگونی صدام، که با داشتن کمی بینش سیاسی و تحلیل درست از مناسبات جهانی و منطقه ای براحتی قابل پیش بینی بود(صاحب این قلم، حداقل 2 سال قبل از اشغال عراق، اجتناب ناپذیری آن را فریاد می زد)، اما معادلات مجاهدین(البته فرض را بر این می گذاریم که این رهبری، چیزی بنام معادلات بین المللی در جهان سیاست را می شناسد&mdash; با برآورد عمل کرد 28 سال گذشته این رهبر و رهبری، شخصا معتقدم که کوچکترین آگاهی در این ضمینه ندارد و ندارند)، همه غلط از آب در آمد. آمریکا بمب بر سرشان ریخت و 40 نفر آنان را کشت که ثابت کند، کوچکترین بچه بازی سیاسی را تحمل نخواهد کرد. شیعیان و کردان عراقی هم با نفرتی که از صدام و جنایات او داشتند به اینان نگاه می کردند! </p>
<p>بدون داشتن کوچکترین حق اظهار نظر، تنها راه، تسلیم بی قید و شرط در مقابل آمریکا بود. تسلیم شدند. راه نجاتی بود(؟)، شاید برای مدتی کوتاه، به ابزاری(البته کوچکترین شانس و انتخاب دیگری نبود، آرشیو وزارت خارجه امریکا و سیا تاریخچه این سازمان را ثبت شده دارند(!) مانند تمامی گروههای بااصطلاح مبارز در سراسر جهان، عملکرد اینان را از خود اینان بهتر می شناسند)، در دست امریکا تبدیل شدند. </p>
<p>در طول </span>۶</span><span style=" سال گذشته، بهترین عنوان آنان، بلندگوی فارسی زبان وزارت خارجه امریکا و اسرائیل است. در مسئله هسته ای ارائه دهنده اطلاعات و عکسهای ماهواره ای سازمانهای اطلاعاتی غرب، البته به زبان فارسی شدند. در مسئله درگیریهای داخلی عراق، اعم از شیعه و سنی(بعثی) و یا درگیریهای غیر مستقیم ایران و امریکا به ابزاری در دست بعثیهای سابق تبدیل شدند-و بخیال خود اینان هستند که از آنان استفاده میکنند، درست شبیه زمان صدام(!)- که البته تمامی اینان بنوبه خود ابزارهایی در دست امریکا. </p>
<p>در این بین اپوزیسیون واقعی جمهوری اسلامی خارج از کشور، اعم از سلطنت طلب، چپ، مستقل سیاسی و یا مردم عادی، بر خلاف مجاهدین، نقطه قوت مشترکی داشتند؛ تماما آزادی خواه و دمکرات بودند. تا قبل از سرنگونی صدام و وضعیت اسفبار کنونی مجاهدین، اپوزیسیون خارج از کشور، حداقل در ظاهر، در مقابل این سازمان و رهبری فرقه گونه و خودکامه آن موضع گیری تندی نمی کرد، چرا که آن را کمکی به اهداف جمهوری اسلامی می دانست. در طول 4 سال گذشته اما، قضیه کاملا تفاوت کرد. اینجا دیگر بحث؛ بحث حفاظت از جان و مال مردم ایران، منافع ملی و تمامیت ارضی کشور در مقابل خطرات بیگانه بود. این وظیفه هر فرد سیاسی و یا غیر سیاسی(این لزوما مختص ایرانی نیست) بود که با دشمنی که قصد ضربه زدن و به خطر انداختن فاکتورهای اشاره شده را دارد، مقابله کند. مجاهدین و رهبری آن خود را در ردیف دشمن مردم و ایران قرار داد؛ اتفاق جدیدی هم نبود! </p>
<p>انزوای مجاهدین که در بین مردم عادی خارج از کشور کاملا مشهود بود(اجاره کردن شهروندان اروپای شرقی، افقانی، افریقایی و غیره جهت تظاهرات بنام ایرانی(!) نیازی به توضیح بیشتر ندارد). انزوای سیاسی در بین اپوزیسیون خارج از کشور هم، امری غیر قابل اجتناب بود زیرا که اولویتهای یک فرد سیاسی اگر درست مشخص نشود، آن را به ورطه سقوط و نابودی خواهد کشاند! اما و اگر هم ندارد! </p>
<p>حال هم تعجبی ندارد که کودک خودخواه و لوس که تا دیروز تمامی اسباب بازیها را برای خود میخواست، حاضر به تقسیم شیرینیها با دیگران نبود و علاقه شدیدی به خوردن شیرینی داشت؛ امروز که به انواع و اقسام بیماریهای خطرناک، قند خون، چربی خون و بیماری حاد قلبی مبتلا شده است و هر لحظه احتمال سکته قلبی آن می رود؛ فریاد کمک بر آورد! </p>
<p>تا جایی که صاحب این قلم می بیند، هیچ متخصص قلبی در دنیا وجود ندارد که بتواند به کودک ما کمک کند!</p>
<p>فردین نیکجو</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7453">رهبری سازمان مجاهدین و انواع بیماریهای خطرناک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7453/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رشوه فرقه رجوی به نمایندگان اردنی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7127</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7127#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کشورها]]></category>
		<category><![CDATA[اردن]]></category>
		<category><![CDATA[خبرها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه رجوی و گروهها]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/10/23/%d8%b1%d8%b4%d9%88%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>یک نویسنده و روزنامه نگار سرشناسی اردنی گفت: سازمان مجاهدین خلق برای مجاب کردن ۱۲ نماینده پارلمان اردن به شرکت در کنفرانس این فرقه در پاریس، به هر کدام از آنها یک فرش ابریشمی به قیمت ۳۰ هزار دینار (۲۲ میلیون تومان) به همراه اقامت در هتل پنج ستاره رشوه داده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7127">رشوه فرقه رجوی به نمایندگان اردنی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یک نویسنده و روزنامه نگار سرشناسی اردنی گفت: سازمان مجاهدین خلق برای مجاب کردن </span>۱۲</span><span style=" نماینده پارلمان اردن به شرکت در کنفرانس این فرقه در پاریس، به هر کدام از آنها یک فرش ابریشمی به قیمت </span>۳۰</span><span style=" هزار دینار (</span>۲۲</span><span style=" میلیون تومان) به همراه اقامت در هتل پنج ستاره رشوه داده است.</p>
<p>محمد صبیحی، روزنامه نگار و نویسنده سرشناس اردنی ضمن بیان این مطلب اظهار داشت: من از همه این نمایندگان که به هتل پنج ستاره رفتند سوال می&zwnj;کنم که منافع اردن از شرکت شما در کنفرانس یک اپوزیسیون تروریستی که نظام شرعی و منتخب ملت ایران را مورد مبارزه قرار می&zwnj;دهد چیست و ابعاد استراتژیکی که نمایندگان پارلمان اردن از ایستادن در کنار نیروهای این گروه دنبال می کردند چه مواردی است؟ </p>
<p>وی بیان کرد: ملت ایران ملتی متمدن است و نمایندگان پارلمان در ارتباط با گروه بی ارزشی مانند مجاهدین و دفاع از سازمانی که توسط آمریکا و صهیونیسم حمایت می&zwnj;شود، مشکلاتمان را با ایران زیاد می&zwnj;کند. </p>
<p>صبیحی تصریح کرد: وزارت امور خارجه اردن اعلام کرده که از دعوت این نمایندگان خبر نداشته است بنابراین متولیان این دستگاه باید نظارت بیشتری بر امور خارجی نمایندگان پارلمان داشته باشند. </p>
<p>این نویسنده اردنی در پایان خاطرنشان ساخت: ما همیشه شعار روابط با ایران را سر می&zwnj;دهیم و مقامات ما هر از چند گاهی وزیر امور خارجه ایران را تکریم می&zwnj;کنند و از گسترش ارتباطات با ایران سخن می&zwnj;گوییم اما باید به گونه&zwnj;ای رفتار کنیم که برای طرف مقابل این گونه استنباط نشود که ما تنها در این مورد شعار می دهیم. </p>
<p>گروه تروریستی مجاهدین اواسط مرداد ماه با برگزاری کنفرانسی فرمایشی در پاریس و دعوت از چند نماینده پارلمان اردن ادعا کردند مورد حمایت نمایندگان پارلمان اردن قرار گرفته&zwnj;اند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7127">رشوه فرقه رجوی به نمایندگان اردنی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7127/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سازمان مجاهدین یا فرقه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6999</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6999#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Sep 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/09/25/%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین رابطه رجوی و اعضا را همچون «کوهنورد» و «راهنما» می‌دانست و اعتقاد داشت که برای دوری از آنارشیسم و لیبرالیسم اعضا می‌بایست از مرکزیت تبعیت محض داشته باشند. لذا در تبیین نسبت بین مرکزیت و دموکراسی، سازمان تصریح می‌کرد که «تقدم با مرکزیت» است. اولویت و تقدم مرکزیت‌گرایی در طول حیات سازمان کارکردها و آثار بنیادین مختلفی از جهات ایدئولوژیک، تشکیلاتی و روانی داشته است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6999">سازمان مجاهدین یا فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="  text-align: justify"><span style=" رای شناخت عملیات مرصاد و بررسی ریشه&zwnj;های آن ضروری است تا ابتدا شناختی از شخصیت رجوی داشته باشیم و در برجسته شدن جایگاه انحصاری مسعود رجوی در تشکیلات سازمان و تبدیل شدن او به رهبری &laquo;مطلق العنان&raquo; و &laquo;پیشوای ایدئولوژیک&raquo; تأمل بیشتری کنیم؛ به&zwnj;خصوص که بسیاری افراد، سازمان را نیز به&zwnj;نام &laquo;گروه رجوی&raquo; می&zwnj;شناسند. </p>
<p>مسعود رجوی متولد </span>۱۳۲۷</span><span style=" طبس و بزرگ شده مشهد و فارغ&zwnj;التحصیل رشته حقوق دانشگاه تهران در سال </span>۱۳۵۰</span><span style=" است. </p>
<p>مسعود رجوی سال&zwnj;های </span>۴۶</span><span style=" و </span>۴۵</span><span style=" توسط حسین احمدی&zwnj;روحانی عضوگیری شد، مراحل رشد را طی کرد و در سال&zwnj;های </span>۴۸</span><span style=" و </span>۴۹</span><span style=" نیز جهت آموزش به فلسطین رفت که سفر او نیز همزمان بود با حادثه ربودن هواپیما در دبی. رجوی در سال </span>۱۳۵۰</span><span style=" به عنوان جوان&zwnj;ترین عضو مرکزیت سازمان شناخته می&zwnj;شد. او در سال </span>۵۰</span><span style=" که سال ضربه رژیم شاه به مرکزیت سازمان بود دستگیر و به حبس ابد محکوم شد. اینکه چرا او حکم اعدام نگرفت نیز از دلایل و اگرهایی برخوردار است که اکنون به آن نمی&zwnj;پردازیم. اما آنچه در این زمان جالب توجه است این است که اگرچه مرکزیت دستگیرشده سازمان همگی در دفاع ایدئولوژیک خود، بارها از آیات قرآن و نهج&zwnj;البلاغه استفاده می&zwnj;کردند و آمریکا و شاه را مستقیم مورد خطاب قرار می&zwnj;دادند ولی مسعود رجوی، دفاعیات طولانی خود را بدون &laquo;بسم&zwnj;الله الرحمن و الرحیم&raquo; یا &laquo;به&zwnj;نام خدا&raquo; و بدون اینکه مستقیماً شاه را مورد خطاب و حمله قرار دهد انجام می&zwnj;دهد و در هیچ بخشی از دفاعیه خود نیز به مبارزه مسلحانه به طور مستقیم اشاره نمی&zwnj;کند. </p>
<p>رجوی خیلی زود در زندان به عنوان باقیمانده مرکزیت توانست بچه&zwnj;های سازمان را حول خود جمع کند، اگرچه در کنار او موسی خیابانی، سعادتی &ndash; مهدی ابریشم&zwnj;چی &ndash; علی و مهدی خدایی&zwnj;صفت و دیگران نیز بودند؛ تا اینکه ماجرای سال </span>۵۴</span><span style=" و علنی شدن جریان تغییر ایدئولوژی پیش آمد و مسعود رجوی به همراه تعداد معدودی از اعضای زندانی از خط&zwnj;مشی و ایدئولوژی قبلی سازمان دفاع کردند و به این وسیله توانستند ضمن کنار زدن افراد ناراضی مانند محمد محمدی&zwnj;گرگانی و لطف&zwnj;الله میثمی جریان سازمان را درون زندان سازماندهی کنند. در سال </span>۵۷</span><span style=" نیز سازمان خارج از زندان در واقع واجد نیرو و پایگاه جدی نبود و نیروی او محصور درون زندان بود. اما همین عناصر درون زندان و کادرهایی که رجوی ساخته بود توانستند سازماندهی قابل ملاحظه&zwnj;ای در بیرون از زندان در سال </span>۵۷</span><span style=" به وجود آورند. </p>
<p>رجوی بدین&zwnj;ترتیب از سال </span>۵۰</span><span style=" و به&zwnj;خصوص از سال </span>۵۴</span><span style=" به بعد توانست توانایی&zwnj;هایی خاص خود را نشان دهد. او نسبت به سایر کادرها و اعضای مجاهدین به لحاظ توانایی برتری قابل ملاحظه&zwnj;ای پیدا کرده بود. او در سخنوری، قدرت انتقال سریع داشت و در سازماندهی نیز بسیار از دیگران قوی&zwnj;تر عمل می&zwnj;کرد. رجوی اما اگرچه شخصی هوشمند و با فراست بود اما این استعداد و ظرفیت او با ظرفیت انقلابی به بزرگی انقلاب شکوهمند اسلامی همخوانی نداشت. به قول مهدی خانباباتهرانی، از اعضای سابق حزب توده و از بنیانگذاران کنفدراسیون دانشجویان، بنابه موقعیت ممتاز و بی&zwnj;مانندی که رجوی در سازمان داشت، امر بر او مشتبه شده بود که تمامی علم و دانش را یک جا به دست گرفته است و رهبر بلامنازع و ناجی است. سازمان مجاهدین خلق در بدو تأسیس و گسترش تشکیلات براساس الگوی اقتباس شده از مارکسیست&zwnj;ها مبتنی بر &laquo;سانترالیسم دموکراتیک&raquo; یا مرکزیت&zwnj;گرایی مبتنی بر رأی اکثریت اداره می&zwnj;شد. و به تاکید سازمان، پس از انقلاب افراد رهبری دقیقاً بر مبنای صلاحیت&zwnj;های واقعی مشخص می&zwnj;شدند. </p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" height="327" alt="فرقه گرایی در سازمان" hspace="10" width="200" align="left" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Cultism/Cult_Bound_L.jpg" />اما برخی معتقدند که اگر در فاصله بین سال&zwnj;های </span>۵۷-۵۰</span><span style=" همان سانترالیسم بر سازمان حاکم بود در سال&zwnj;های </span>۵۰-۴۴</span><span style=" یعنی زمان حضور بنیانگذاران و کادرهای اولیه، نیز دموکراتیک بودن و شورایی بودن تقدم داشت و در فاصله </span>۵۷</span><span style=" تا </span>۵۰</span><span style=" اما فردگرایی و دیکتاتوری بود که در اولویت و تقدم قرار گرفته بود. آنچنانکه سال </span>۵۷</span><span style=" تا </span>۵۸</span><span style=" را اگر دوره انتقال محسوب کنیم اما در سال&zwnj;های </span>۵۸</span><span style=" تا </span>۶۲</span><span style="، این &laquo;فردگرایی&raquo; رجوی بود که بر سازمان حاکم شده بود تا آنجا که در سال </span>۱۳۶۳</span><span style="، &laquo;فرقه&zwnj;گرایی&raquo; در سازمان به&zwnj;صورت پدیده&zwnj;ای روشن و آشکار درآمد. </p>
<p>سازمان رابطه رجوی و اعضا را همچون &laquo;کوهنورد&raquo; و &laquo;راهنما&raquo; می&zwnj;دانست و اعتقاد داشت که برای دوری از آنارشیسم و لیبرالیسم اعضا می&zwnj;بایست از مرکزیت تبعیت محض داشته باشند. لذا در تبیین نسبت بین مرکزیت و دموکراسی، سازمان تصریح می&zwnj;کرد که &laquo;تقدم با مرکزیت&raquo; است. اولویت و تقدم مرکزیت&zwnj;گرایی در طول حیات سازمان &ndash; از بدو تشکیل تاکنون &ndash; کارکردها و آثار بنیادین مختلفی از جهات ایدئولوژیک، تشکیلاتی و روانی داشته است. </p>
<p>در اواخر سال </span>۵۰</span><span style=" و سال </span>۵۱</span><span style=" رهبران سازمان و کادر مرکزی اعلام شدند. اتفاقات بیرون و درون زندان در نهایت امر باعث شد که دو تن از اعضای سازمان یعنی مسعود رجوی و موسی خیابانی در تشکیلات داخل زندان بالا بیایند. این دو نفر به&zwnj;رغم اختلافات و تشتت اعضا توانستند با اعمال فشار و جوسازی رهبری را به دست گیرند و گروهی از اعضا را گرد خود جمع کنند و مدعی شوند که وارثان اصلی و حقیقی سازمان آنها هستند. آنها توسط مرکزیت درون زندان و به وسیله توجیه کردن افراد، تشکیلات جدیدی را پایه&zwnj;ریزی و افراد مخالف را حذف کردند و این نمایشگر همان توجه به مرکزیت&zwnj;گرایی بود که از سال </span>۱۳۵۷</span><span style=" به بعد آنها نام جنبش ملی مجاهدین و سپس سازمان مجاهدین خلق را به خود اختصاص دادند. </p>
<p>این جمع شامل مسعود رجوی، موسی خیابانی، علی زرکش، مهدی ابریشم&zwnj;چی، محمود احمدی، محمود عطایی، مهدی خدایی&zwnj;صفت، &hellip;. و محمدرضا سعادتی می&zwnj;شد که روی سعادتی البته باید تاکید ویژه کرد چرا که او نقش بسیار مهمی در شکل&zwnj;گیری جریان فوق داشت. اگرچه حرف اصلی را مسعود و موسی می&zwnj;زدند و افرادی مانند میثمی و محمدمهدی گرگانی را نیز کاملاً بایکوت کرده بودند. </p>
<p>از این مقطع به بعد روش&zwnj;های جدیدی در رهبری سازمان به کار گرفته شد. این روش&zwnj;ها براساس روانشناسی فردی این دو نفر &ndash; مسعود و موسی &ndash; و به قول خودشان مبتنی بر ضربه سال </span>۵۰</span><span style=" و جریانات سال </span>۵۴</span><span style=" بود و به این ترتیب جمع منسجمی با </span>۳۰</span><span style=" تا </span>۴۰</span><span style=" عضو در زندان با مرکزیت مسعود و سپس موسی شکل گرفت. </p>
<p>مرکزیت&zwnj;گرایی در سال&zwnj;های </span>۵۱</span><span style=" تا </span>۵۷</span><span style=" در دنیایی کوچک به&zwnj;نام زندان و در روابطی بسیار محدود، تعمیق پیدا کرد و در فرهنگ سازمان نهادینه شد. آنچنانکه &laquo;مرکزیت&raquo; با یک تعهد بسیار عاطفی و روانی و برحسب سلسله مراتب شدیدترین صورت خود را پیدا کرد و از لحاظ فکری نیز به اشتراک ایدئولوژیک اعضای زندان منجر شد و در نتیجه از لحاظ رفتاری نیز بسیاری از اعضا درون زندان تحت تأثیر این دو نفر &ndash; مسعود و موسی &ndash; قرار داشتند و حتی ادبیات کلامی اعضا نیز شبیه ادبیات رهبری شده بود و البته این نحوه رفتار و این اشتراک شخصیتی، با بایکوت، تحقیر و سرکوب روحی عناصر منتقد همراه بود و ساواک نیز این مساله را تشدید می&zwnj;کرد. به عنوان مثال در سال </span>۵۴</span><span style=" که سال آشکار شدن تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای سازمان بود و مسائلی درباره دستگیری وحید افراخته و محسن خاموشی و تعداد دیگری از اعضا مطرح بود، لطف&zwnj;الله مثیمی با مجروحیت شدید و نابینایی ناشی از انفجار در منزل تیمی به زندان قصر آمد. در این&zwnj;زمان، جریان رجوی طی برنامه&zwnj;ای حساب شده با انتقال محمدرضا سعادتی معروف به &laquo;سیکو&raquo; از زندان اوین به زندان قصر، با تلاشی فشرده و سخت و کُشنده که اینجانب نیز از نزدیک شاهد آن بودم، </span>۱۶</span><span style=" تا </span>۱۷</span><span style=" ساعت کار فشرده توجیهی روی اعضا انجام دادند تا گوی سبقت را از جریان میثمی بربایند و اعضایی مانند حسین ابریشمی، جواد زنجیره&zwnj;فروش، علی خدایی&zwnj;صفت و حسن صادق که گردمیثمی، جمع مستقلی را به وجود آورده بودند، به گرد خود جمع کند و نتیجتاً جریان مسعود را حاکم کند. </p>
<p>در این دوره تفوق &laquo;مرکزیت&zwnj;گرایی&raquo; بر سازمان و تشکیلات بیش از دوره اول است. تمایلات قدرت&zwnj;طلبانه اعضای جدید مرکزیت داخل زندان کاملا آشکار می&zwnj;شود. در این دوره سازمان به لحاظ تشکیلاتی فعال&zwnj;تر و به&zwnj;لحاظ ایدئولوژیک بسیار کم&zwnj;مایه&zwnj;تر شد. با این حال اعضا به مرور در مقابل مسعود و موسی مطیع&zwnj;تر و منعطف&zwnj;تر شده بودند و درواقع آنها دو فرد اصلی تشکیلات به شمار می&zwnj;آمدند. با این&zwnj;حال آن دو، فضای جمع را باز نمی&zwnj;گذاشتند و اخبار را درون زندان نیز طبقه&zwnj;بندی می&zwnj;کردند و به اعضا و هواداران با توجه به رده تشکیلاتی آنان اخبار را می&zwnj;رساندند. حتی با وجود آنکه تعداد کتاب در زندان بسیار محدود بود، آنها این کتاب&zwnj;ها را به&zwnj;صورت طبقه&zwnj;بندی شده در اختیار اعضا می&zwnj;گذاشتند و مسئول بالاتر بود که این اجازه را می&zwnj;داد که فرد پایین&zwnj;تر چه کتابی را بخواند. </p>
<p>بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز همین &laquo;مرکزیت&zwnj;گرایی&raquo; جزو اصول بنیادین تشکیلات در سازمان به حساب می&zwnj;آمد. اما از بهمن </span>۵۷</span><span style=" تا دی&zwnj;ماه </span>۵۸</span><span style=" که زمان انتخابات اولین دوره ریاست&zwnj;جمهوری و کاندیداتوری مسعود رجوی بود، ما به تدریج شاهد آن هستیم که فردگرایی تقدم جدی&zwnj;تری می&zwnj;یابد و به&zwnj;صورت جدی در سازمان متبلور می&zwnj;شود و مسعود به عنوان فرد شماره یک و موسی به عنوان فرد شماره دو مطرح می&zwnj;شوند. </p>
<p>اما جریان از چه قرار بود که موجب سلطه رجوی شد: </p>
<p>۱- </span><span style=" از اعضای باقیمانده سازمان تا قبل از ضربه سال </span>۵۰</span><span style=" به جز رجوی و تا حدودی خیابانی و مهدی ابریشم&zwnj;چی فرد دیگری نبود که به اصطلاح مرکزیت را درک کرده باشد. این دو نفر نیز در مقابل رجوی کم می&zwnj;آوردند و ابریشم&zwnj;چی توانایی تشکیلاتی لازم را در برابر رجوی نداشت و خیابانی نیز تنها یک عنصر عملیاتی و قلدرمآب به&zwnj;حساب می&zwnj;آمد. </p>
<p>۲- </span><span style=" جهان&zwnj;بینی سازمان می&zwnj;آموخت که تنها سازمان پیشتاز، صلاحیت رهبری انقلاب را دارد و تنها رهبر سازمان پیشتاز است که می&zwnj;تواند انقلاب را رهبری کند. از نگاه سازمان، انقلاب، ناقص و نارس بود و انقلاب واقعی کامل را رهبری و ایدئولوژی سازمان پیشتاز می&zwnj;توانست هدایت کند. آنها آقای خمینی را موج&zwnj;سوار، فرصت&zwnj;طلب و میوه&zwnj;چین می&zwnj;دانستند و اصولاً هیچگاه لفظ انقلاب را در مورد حرکت مردم که منجربه فروپاشی رژیم پهلوی شد به کار نمی&zwnj;بردند، بلکه لفظ قیام و خیزش و امثال آن را به&zwnj;کار می&zwnj;بردند. آقای منتظری در خاطرات خود می&zwnj;گویند که در زندان، مسعود نزد من آمد و موسی نیز نزد آقای لاهوتی رفته بود. مسعود به من می&zwnj;گفت شما که با آقای خمینی ارتباط دارید به ایشان پیغام بدهید که قیام را عقب بیندازد و به ایران نیایند تا ما بتوانیم مقدمات لازم را فراهم کنیم. آنها می&zwnj;گفتند که الان زمینه برای پیروزی انقلاب هست اما امام بعد از پیروزی چه خواهد کرد و حکومت را به چه کسی می&zwnj;تواند بدهد به جز ما که تنها نیروی مذهبی صاحب تشکیلات هستیم؟ همین صحبت را موسی خیابانی نیز با آقای لاهوتی مطرح کرده بود. </p>
<p>آقای منتظری البته در جواب گفته بود که من اینجا در زندان هستم و ارتباطی با آقای خمینی ندارم. در آن زمان سازمان، تنها خود را واجد صلاحیت رهبری می&zwnj;دانست و به این منظور توجیهات لازم را از قرآن و نهج&zwnj;البلاغه نیز می&zwnj;آورد و در سلسله مقالاتی با عنوان &laquo;مفهوم صلاحیت از دیدگاه علی&raquo; به این بحث پرداخته می&zwnj;شد که تنها رجوی صلاحیت لازم در این خصوص را دارد. </p>
<p>۳- </span><span style=" عامل دیگر مواضع آوانگارد (پیشتازی &ndash; پیشگامی &ndash; پیشتازنمایی) مسعود رجوی بود. رجوی در مسائل سیاسی سعی می&zwnj;کرد تندترین مواضع را در رقابت با چریک&zwnj;های فدایی خلق اتخاذ کند و این کنش او در جبران احساس خودکم&zwnj;بینی شدیدش در مقابل چریک&zwnj;های فدایی بود. </p>
<p>۴- </span><span style=" خصوصیات فردی رجوی او را در دستیابی به موقعیت برتر تشکیلاتی موفق می&zwnj;کرد، خصوصیاتی که عمده آن از این قرار است: </p>
<p>الف &ndash; زیرکی و هوشیاری </p>
<p>ب- توان بالای ژست عاطفی و احساسی </p>
<p>ج &ndash; ایجاد قداست برای خودش به عنوان تنها عنصر بازمانده مرکزیت سابق </p>
<p>د &ndash; قدرت مغلطه و سفسطه </p>
<p>هـ &#8211; قدرت استفاده زیاد از اهرم تشویق و تنبیه </p>
<p>و &ndash; قدرت سوژه&zwnj;آفرینی و مساله درست کردن برای جمع که نمونه بارز آن ازدواج ایدئولوژیک، ارتقای ایدئولوژیک و طلاق ایدئولوژیک بوده است </p>
<p>ز- قدرت تئوریزه کردن بحران&zwnj;ها که شاید این، از مهم&zwnj;ترین موارد مورد اشاره باشد. رهبری سازمان و به&zwnj;ویژه شخص رجوی از قدرت ویژه&zwnj;ای در تئوریزه کردن مسائل درونی و بحران&zwnj;های سازمان برخوردار بود. یکی از توریسین&zwnj;های سازمان در سال&zwnj;های </span>۶۰</span><span style=" تا </span>۶۳</span><span style=" فردی است به&zwnj;نام محمدحسین حبیبی&zwnj;خائیزی. او از کسانی است که تلاش&zwnj;های زیادی برای تبیین حرکت&zwnj;های غیرمتعارف سازمان انجام می&zwnj;داد. او در مورد ازدواج مسعود رجوی و فیروزه بنی&zwnj;صدر (دختر بنی&zwnj;صدر) نوشت که اهمیت این ازدواج را باید در پیام اسلامی و ایدئولوژیک آن جست&zwnj;وجو کرد و در جریان ازدواج مسعود با مریم قجر عضدانلو نیز استدلال کرد که سانترالیسم دموکراتیک واقعی همین است که توسط رهبر ارائه می&zwnj;شود و به جایی می&zwnj;رسد که &laquo;شرک به مسعود&raquo; گناهی غیرقابل بخشش است؛ چرا که به قول &laquo;ابریشم&zwnj;چی&raquo;: &laquo;خدا ته آسمانهاست و مسعود او زمینه.&raquo; مسعود جابانی در کتاب &laquo;روانشناسی خشونت و ترور&raquo; در توضیح و تبیین چنین رویکرد و حالتی می&zwnj;گوید: &laquo;اساساً لازمه تشکیلاتی بودن در اطاعت تشکیلاتی معنی پیدا می&zwnj;کند و تشکیلات در خانم و آقای رجوی خلاصه می&zwnj;شود. از این&zwnj;رو خانم رجوی می&zwnj;گوید: رهبری، فکر است و نیروها دست و پا &hellip; از زمانی که فرد به مناسبات حرفه&zwnj;ای سازمان وارد می&zwnj;شود &hellip; با هویت سازمانی،&zwnj; شکل ماشینی را به خود می&zwnj;گیرد که برایش برنامه&zwnj;ریزی شده است &hellip; فرآیند این مغزشویی به طلبکاری از مردم و بدهکاری به رهبری سازمان منجر می&zwnj;شود؛ رهبری که برای تمام سئوال&zwnj;ها جواب در آستین دارد و بر همه عالم و مسائل مرتبط با آن احاطه کامل دارد.&raquo;</span>۱ </p>
<p>اگر مخروط رهبری را در سازمان به&zwnj;خصوص بعد از کشته شدن موسی خیابانی در نظر بگیریم و به این نکته توجه داشته باشیم که در این مقطع فاصله رجوی با نفرات بعدی خیلی زیاد است بسیاری از نکات روشن خواهد شد. جامعه&zwnj;شناسان در مورد شاه ایران نیز این مخروط را ترسیم کرده و با تاکید بر اینکه فاصله او با نفرات بعدی بسیار زیاد بوده است، رفتارهای او را تحلیل کرده&zwnj;اند. به&zwnj;نظر می&zwnj;رسد این مساله، یکی از عوامل جدی در تبدیل سازمان به فرقه بوده است. چرا که وقتی فرد فاصله خود را با نفرات بعدی زیاد می&zwnj;بیند، این حق را به&zwnj;خود می&zwnj;دهد که دیگران بدون چون و چرا از او حرف&zwnj;شنوی داشته باشند. اما سازمان طی یک پروسه طولانی به فرقه تبدیل می&zwnj;شود. </p>
<p>در دهه چهل سازمان ابتدا اصل &laquo;سانترالیسم دموکراتیک&raquo; را پذیرفت و سپس اصول &laquo;رهبری جمعی&raquo; و &laquo;انتقاد از خود&raquo; را پذیرا شد. سازمان این اصول را از سازمان&zwnj;های انقلابی آن زمان که عمدتاً مارکسیست بودند گرفته بود. </p>
<p>اما از دهه </span>۵۰</span><span style=" که نشانه&zwnj;هایی از جریانات فکری مارکسیستی در سازمان پیدا شد به خصوص پس از متلاشی شدن سازمان در سال </span>۵۴</span><span style=" و انشعاب سازمان به دو بخش مذهبی و مارکسیستی، چنین به نظر می&zwnj;رسد که حداقل این اصل سانترالیسم دموکراتیک در آن زمان بر سازمان حاکم نبوده است. به&zwnj;گونه&zwnj;ای که حتی تعداد کمی از اعضا در جریان درگیری&zwnj;های عقیدتی و درون گروهی که منجربه تغییر ایدئولوژی سازمان شد قرار نداشتند؛ و وقتی که این مساله علنی شد نیز بسیاری از اعضا مات و مبهوت بودند که درون سازمان چه گذشته است و چگونه این مسائل پیش آمده&zwnj;اند. </p>
<p>در همین مقطع وقتی به بسیاری از اعضا گفته می&zwnj;شود که سازمان مارکسیست شده است، آنها به&zwnj;خاطر وابستگی&zwnj;های شدید و سازمان&zwnj;زدگی&zwnj;شان و انضباط آهنین و سطح پایین آگاهی&zwnj;شان، مارکسیسم را انتخاب می&zwnj;کنند، چرا که هویت فردی خود را از دست داده&zwnj;اند. جالب آنجاست که وقتی در زندان مشهد و شیراز نیز عده&zwnj;ای از اعضای باسابقه و قدیمی زندانی مارکسیست می&zwnj;شوند، جناح مذهبی به رهبری مسعود از آنها می&zwnj;خواهد که فعلاً این مساله را آشکار نکنند (همزمانی مارکسیست شدن عده&zwnj;ای درون و بیرون از زندان نیز نکته قابل توجهی است که بررسی آن را در وقتی دیگر باید انجام داد). </p>
<p>نویسندگان کتاب &laquo;روند جدایی&raquo; یعنی آقایان رضا رئیس طوسی، حمید نوحی و حسین رفیعی که موسس انجمن&zwnj;های اسلامی در اروپا و آمریکا بوده&zwnj;اند در بخشی از کتاب خود که در سال </span>۵۹</span><span style=" نوشته&zwnj;اند مقایسه&zwnj;ای دارند بین مناسبات سازمان با آنچه در فرقه&zwnj;هایی چون اسماعیلیه برقرار بوده و هست و فرض&zwnj;هایی را برای آینده سازمان ترسیم می&zwnj;کنند که یکی از آنها تبدیل سازمان به &laquo;فرقه&raquo; است، فرقه&zwnj;ای که نظایر آن در تاریخ فراوان است.</span>۲ </p>
<p>مجموعه تحولات درونی با هدف مطیع&zwnj;سازی نیروها و تبدیل رهبری جمعی سازمان مجاهدین خلق (کادر مرکزی) به رهبری خاص (رجوی) و تبدیل این رهبری به عنصری مقدس و دست&zwnj;نیافتنی به منظور فرمانروایی محض و بلااشکال در امر کنترل نیرو و خط&zwnj;دهی درون و بیرون، همگی از سازمان مجاهدین خلق یک فرقه ایدئولوژیک نظامی ساخت. </p>
<p>هرچند از سال </span>۵۴</span><span style=" و درون زندان نیز رجوی این موقعیت را با بایکوت کردن همه عناصر مساله&zwnj;دار و قلع و قمع همه مخالفان به&zwnj;وجود آورده بود اما از سال </span>۵۸</span><span style=" قرائن و شواهد بیشتری برای این موضوع می&zwnj;توان یافت. تعطیل کردن آموزش&zwnj;های ایدئولوژیک، جمع&zwnj;آوری کتب قدیمی سازمان، تقدیس رهبری رجوی و بعدها نحوه برخورد با موضوع خانواده و طلاق&zwnj;های تشکیلاتی و انقلاب ایدئولوژیک، نتیجه چنین تحولی در سازمان بودند. بعد از کشته شدن موسی خیابانی در سال </span>۶۰</span><span style=" عملاً رهبری فرقه&zwnj;ای رجوی بلامنازع شده بود آنچنانکه مریم رجوی نیز بعدها به کرات از مکتب &laquo;مسعودیسم&raquo; یا &laquo;رجویسم&raquo; نام برد. به عبارتی رجوی خود را تنها نماینده بر حق خدا روی زمین می&zwnj;دانست و سازمان خود را نوک پیکان تکامل معرفی می&zwnj;کرد. او در عرصه سیاسی خود را مساوی ایران می&zwnj;دانست و ایران را بدون خود هیچ می&zwnj;خواند. در ادامه نمود رویکرد فرقه&zwnj;ای سازمان را در برخورد با پدیده ازدواج و خانواده بررسی می&zwnj;کنیم که خود، روشن&zwnj;کننده بسیاری از رویکردهای و اقدامات سازمان خواهد بود. </p>
<p>برخورد فرقه&zwnj;ای با خانواده و ازدواج: سازمان از نخست با مسأله خانواده درگیر بود. پیش از آغاز &laquo;فاز نظامی&raquo; در خرداد </span>۱۳۶۰</span><span style=" نیز روابط ناسالم تشکیلاتی بر امر ازدواج و خانواده در سازمان، سیطره داشت. نویسندگان روند جدایی معتقدند که حزب و سازمان در کوچکترین و جزیی&zwnj;ترین حرکات آنها و در خصوصی&zwnj;ترین امور خانواده مانند ازدواج آن هم به مسخره&zwnj;ترین و ناپخته&zwnj;ترین صورت دخالت می&zwnj;کند.</span>۳ </p>
<p>حسن سبحانی از اعضای جدا شده سازمان نیز معتقد است که سازمان وجود &laquo;هسته خانواده&raquo; در داخل تشکیلات را، نقطه جدایی روابط تشکیلاتی اعضای سازمان می&zwnj;دانسته است. برخورد فرقه&zwnj;ای سازمان با خانواده پس از رفتن به عراق شدت بیشتری پیدا کرد و اغلب قریب به اتفاق ازدواج&zwnj;ها اجباری و مصلحتی صورت گرفت. از این رو زن و شوهرها اعتماد چندانی به یکدیگر نمی&zwnj;توانستند پیدا کنند. آنها چند ساعت در هفته را با هم بودند و بعد هر کس به قسمت تشکیلاتی خود می&zwnj;رفت. زنان و شوهران، علیه یکدیگر گزارش&zwnj;نویسی و جاسوسی می&zwnj;کردند. این سنت زشت البته کم و بیش از دوره &laquo;رضا رضایی&raquo; در سازمان وجود داشت و به خصوص در دوره حاکمیت تقی شهرام و بهرام آرام اوج گرفت که نمونه بارز آن نیز لو رفتن خط انشعاب مجید شریف واقفی توسط همسرش لیلا زمردیان است. اما این رویکرد، این بار در عراق شکل افراطی به خود گرفت. اگر مرد یا زنی از سازمان جدا می&zwnj;شد مرتد شمرده می&zwnj;شد و خود به خود طلاق بر او جاری می&zwnj;شد. اگر مردی به همسرش می&zwnj;گفت که چرا به خانه نمی&zwnj;آید این پاسخ را می&zwnj;شنید که: &laquo;من انقلاب کرده&zwnj;ام و نمی&zwnj;توانم به خانه بیایم.&raquo; </p>
<p>یعنی &laquo;انقلاب کردن&raquo; به مفهوم پشت&zwnj;پا زدن به همه اصول اخلاقی و خانوادگی و رها کردن بچه و شوهر تلقی می&zwnj;شد. </p>
<p>اقدام به جدا کردن فرزندان از خانواده&zwnj;ها و اعزام آنها به خارج، تداوم همین رویکرد بود. در جریان جنگ خلیج&zwnj;فارس و بمباران برخی مناطق کویت و عراق، سازمان با استفاده از چنین موقعیتی، به بهانه حفاظت از جان بچه&zwnj;ها، آنها را به خارج فرستاد. بدین ترتیب، فرزند که از عوامل مهم روابط پایدار خانوادگی بود نیز از سر راه برداشته شد. هدف آنها در این شرایط این بود که خانواده و اشخاص را مثل موم در دست خود داشته باشند. دیگر در این شرایط ایدئولوژی و جهان&zwnj;بینی نقشی نداشت. سازمان سریعاً باید بچه&zwnj;ها را از خانواده&zwnj;ها جدا می&zwnj;کرد تا راه برای دستورات بعدی به خانواده&zwnj;ها هموار شود. بچه&zwnj;ها را به اروپا فرستادند. دیگر بچه&zwnj;ای در خانه&zwnj;ها نبود و پدر و مادرها به خانه&zwnj;ها سر نمی&zwnj;زدند چراکه دیگر اصلا جاذبه&zwnj;ای در خانه&zwnj;ها باقی نمانده بود. به این ترتیب گویی زمینه روحی برای انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک یا همان &laquo;طلاق&raquo; فراهم شده بود. </p>
<p>محمدحسن سبحانی از اعضای جدا شده سازمان در کتابی که تحت عنوان &laquo;روزهای تاریک بغداد&raquo; نوشته است، ماجراها و شکنجه&zwnj;هایی که بر سرش آمده را توضیح داده است. او که به اتفاق همسرش با دردسرهای فراوان که توأم با زندان و شکنجه بوده است، بعد از چندین سال مبارزه از سازمان جدا شده، می&zwnj;گوید: &laquo;در سال </span>۱۳۶۸</span><span style=" مرحله سوم انقلاب ایدئولوژیک شروع شد. همه اعضای سازمان موظف شدند همسران خود را طلاق دهند. مانع اصلی کودکان بودند. سازمان تصمیم می&zwnj;گیرد آنها را به بهانه حفظ جانشان به خارج بفرستد. ابتدا به پدر و مادرها گفته بودند که آنها را در ترکیه تحویل پدربزرگ&zwnj;ها و مادربزرگ&zwnj;ها یا یکی از اعضای خانواده می&zwnj;دهند ولی به راحتی آنها را به اروپا و به مهدکودک&zwnj;های خاص خود فرستادند.&raquo; به این ترتیب به قول سبحانی کودکان از ابتدایی&zwnj;ترین حقوق خود که عشق و عاطفه نسبت به پدر و مادر است نیز محروم می&zwnj;شدند و حتی برای سال&zwnj;ها صدای آنها را از پشت تلفن نیز نمی&zwnj;شنیدند. </p>
<p>نقش انقلاب ایدئولوژیک در تثبیت فرقه: بسیاری معتقدند که از ابتدای سال </span>۷۰</span><span style=" تشکیلات مجاهدین دیگر نه یک سازمان که فرقه&zwnj;ای است در بسته و نه&zwnj;تنها هیچگونه رأی&zwnj;گیری و مشروعیت در آن جایی ندارد که به شدت ضدانتخابات و نظرخواهی است و به تمام مسائل خصوصی و فردی اعضا نظارت دارد و در آنها دخالت می&zwnj;کند. آنچنان که پس از &laquo;انقلاب ایدئولوژیک&raquo; دیگر دست کسی به مسعود رجوی نمی&zwnj;رسد. </p>
<p>سبحانی می&zwnj;گوید بعد از جنگ آمریکا سازمان تصمیم گرفت پناهگاهی برای مسعود و مریم بسازد و ابتدا قرار شد خود سازمان در اردوگاه این کار را بکند اما بعدا این کار را به پیمانکاران عراقی دادند تا اعضای سازمان متوجه نشوند و به اصطلاح مساله&zwnj;دار نشوند. </p>
<p>مرحله دوم &laquo;انقلاب ایدئولوژیک&raquo; حذف رقیبان مدرن سازمان بود. مسعود باید تقصیر شکست&zwnj;ها را به گردن کسی می&zwnj;انداخت و آنها را از مقابل خود بر می&zwnj;داشت. حذف علی زرکش نمونه این مساله است. سازمان مساله &laquo;استثمار رده یا مسوولیت&raquo; را مطرح کرد یعنی علی زرکش به ناحق به رده جانشینی رجوی رسیده و به ناحق این سمت را اشغال کرده است. با این مقدمه&zwnj;چینی مسوولیت تمام شکست&zwnj;ها را به گردن علی زرکش که آن زمان نفر دوم سازمان بود، انداخت. </p>
<p>مرحله سوم انقلاب ایدئولوژیک برآمده از شکست عملیات فروغ جاویدان بود. مسعود رجوی طی تحلیلی روی یک تابلو وعده داد که تا تهران &laquo;سه خیز بیشتر نداریم&raquo;: گام اول کرمانشاه،&zwnj; گام دوم همدان و گام سوم تهران. برای کسی که الفبای مسائلی نظامی را می&zwnj;دانست این مساله بسیار مسخره می&zwnj;توانست باشد. آنها به واقع چگونه می&zwnj;خواستند از روی جاده به تهران برسند؟ رجوی بعد از پذیرفتن قطعنامه تحلیل کرده بود که &laquo;اول همدان بعدا تهران&raquo; یا &laquo;امروز مهران فردا تهران&raquo; و یک نقشه بزرگ ایران نصب می&zwnj;کند و از روی نقشه می&zwnj;گوید: &laquo;قرار است به تهران برویم و رژیم ایران وضعیتی ندارد که تا عید (</span>۱۳۶۸) </span><span style=" دوام بیاورد.&raquo; سازمان تحلیل کرده بود که رژیم ایران بعد از پذیرش قطعنامه دیگر توان بسیج نیرو ندارد و با یک حمله حتی از روی جاده می&zwnj;توان بدون هیچ مقابله&zwnj;ای به تهران رسید. </p>
<p>سازمان قبل از عملیات مرصاد (فروغ جاویدان به قول سازمان) عملیات دیگری در مهران با کمک و پشتیبانی عراق انجام داده بود. رجوی خودش در جلسه توجیه این عملیات گفته بود: &laquo;ابتدا می&zwnj;خواستیم یک استان را بگیریم بعد گفتیم چرا تهران نه؟ تصمیم گرفتیم به تهران برویم.&raquo; امروز با نگاهی به این سخنان جنبه طنز در آنها واضح و آشکار به نظر می&zwnj;رسد. در عرض دو یا سه روز تمام نیروهای سازمان که از سراسر دنیا طی یک فراخوان بسیج شده بودند نابود شدند و در حالی که تمام تجهیزات و وسایل آنها به اصلاح آکبند بود، کنار جاده ریخته شده یا از بین رفته بود، بسیاری از نیروهای آنها حتی طرز کار با آن وسایل را نمی&zwnj;دانستند و با آن ابزارهای جنگی کار نکرده بودند. </p>
<p>در جاده اسلام&zwnj;آباد و گردنه معروف آن، جنازه&zwnj;ها اعم از دختر و پسر کنار جاده ریخته بود، آنچنان که انسان از دیدن آن صحنه&zwnj;ها متاثر می&zwnj;شد. در این طریقت، رجوی بدهکار اصلی بود. صرفا یک فرقه می&zwnj;توانست چشم بسته، دست به چنین عملیات کوری بزند؛ وگرنه برای هر کسی که با الفبای جنگ آشنا بود معلوم بود که فتح تهران آن هم از روی جاده حماقتی بیش نیست. البته رجوی روی نیروهای نفوذی در شهرهای بین راه خصوصا کرمانشاه و همدان حساب کرده بود که این نیز یک اشتباه بزرگ بود. رجوی این تحلیل را کرده بود که اگر اکنون اقدام نکنیم فردا دیر است. زیرا اگر بین ایران و عراق صلح می&zwnj;شد آنها دیگر نمی&zwnj;توانستند نیرویی موثر در عراق باقی بمانند. این چنین بود که تصمیم گرفتند آخرین تلاش خود را بکنند و یک بار دیگر کل سازمان را به صحنه بفرستند. </p>
<p>رجوی تحلیل کرده بود که پذیرش قطعنامه رزمندگان ایران را به هم ریخته و اکنون باید کار رژیم را یکسره کرد چراکه رژیم دیگر نیروی جنگی ندارد که جبهه&zwnj;ها را تامین کند. رجوی بر این گمان بود که عراق همزمان با قطعنامه، فاو و جزایر مجنون را پس گرفته و ملت ایران از جنگ خسته شده، همه مخالف جنگ هستند و کسی در آن شرایط به جبهه نمی&zwnj;آید و کسانی که در جبهه هستند نیز به زور آمده&zwnj;اند و از لحاظ نظامی رژیم تعادل خود را از دست داده است و از نظر سیاسی نیز در انزوای بین&zwnj;المللی به سر می&zwnj;برد. او می&zwnj;گفت که در عملیات مهران حضرت علی(ع) به کمک ما آمد و در این عملیات نیز حضرت محمد و امام حسین به کمک می&zwnj;آیند: اول کرمانشاه بعد همدان و سپس تهران. </p>
<p>رجوی اینگونه تحلیل کرده بود که وقتی ما به شهرها وارد شدیم مردم که ببینند مجاهدین آمده&zwnj;اند، در خانه&zwnj;ها را باز می&zwnj;کنند و از آنها حمایت می&zwnj;کنند. او می&zwnj;گفت: وقتی مردم ببینند سپاه و کمیته نیست، دیگر نمی&zwnj;ترسند و وقتی اسلحه به دست بگیرند دیگر خودشان همه&zwnj;کاره می&zwnj;شوند و شما فقط آنها را راهنمایی باید بکنید. </p>
<p>البته او این تحلیل را داشت که اگر سازمان شکست هم بخورد تأثیرش آنقدر زیاد است که باعث برپایی قیام می&zwnj;شود، زیرا رژیم وضعیتی ندارد که تا عید دوام بیاورد. رجوی معتقد بود که آنها وضعیتی مانند </span>۳۰</span><span style=" خرداد دارند و باید تن به این کار دهند و همانگونه که </span>۳۰</span><span style=" خرداد را اجتناب&zwnj;ناپذیر دانسته بود این عملیات را نیز اجتناب&zwnj;ناپذیر می&zwnj;دانست. </p>
<p>رجوی تحلیل می&zwnj;کرد که &laquo;ما عاشوراگونه می&zwnj;رویم. اما موقعیت ما با </span>۳۰</span><span style=" خرداد تفاوت دارد. در آن موقع چشم&zwnj;انداز پیروزی نداشتیم و این بار داریم که خیلی ملموس است. کاری می&zwnj;کنیم که همه دنیا تعجب کند و یک دفعه بفهمند ما در تهران هستیم و [امام] خمینی دیگر وجود ندارد.&raquo; </p>
<p>مریم رجوی در این جلسه گفته بود که: ما می&zwnj;خواهیم آنقدر با سرعت برویم که هر کس مجروح شد باید خودش مساله&zwnj;اش را حل کند و باعث کندی ستون نشود. رجوی سپس با بی&zwnj;حیایی می&zwnj;گوید که اگر کسی حرفی دارد، در میدان آزادی جمع&zwnj;بندی می&zwnj;کنیم. </p>
<p>اما در عمل همه اینها فریبی بیش نبود. نیروهای سازمان &ndash; به اصطلاح خودشان ارتش آزادی&zwnj;بخش &ndash; هیچ کارایی نداشتند و اکثر نیروها طی عملیات از خستگی از حال رفته بودند. با اینکه توپخانه و هلی&zwnj;کوپترهای عراق از آنها حمایت می&zwnj;کردند و در ابتدای حمله نیز قدری پیشرفت کردند اما در تنگه &laquo;چهار زبر&raquo; با مقاومت روبه&zwnj;رو شدند. زخمی&zwnj;های آنها اگر توانستند عقب&zwnj;نشینی کردند آنها که نتوانستند نیز یا خودکشی کردند و یا اسیر شدند. بسیاری از آنها در حالی که الفبای جنگ را بلد نبودند، در منطقه گم شده و توسط روستاییان دستگیر شده بودند. </p>
<p>این عملیات زاییده فکر مسعود رجوی بود و به قول خودش چاره&zwnj;ای نداشت. او نیروها را جمع کرده و مدت&zwnj;ها آموزش نظامی داده بود و اکنون باید حرکتی می&zwnj;کرد تا اعضا احساس پوچی و بطالت نکنند. او از موقعیت قطعنامه استفاده کرد و با تحلیلی که گفته شد، حمله را آغاز کرد. </p>
<p>رجوی اسم این استراتژی را گذاشته بود &laquo;جنگ آزادی&zwnj;بخش نوین&raquo; که به قول خودش تجربه کاملا جدیدی بود و می&zwnj;بایست با حداکثر تهاجم کار جمهوری اسلامی را تمام کند. </p>
<p>او تحلیل می&zwnj;کرد &laquo;رژیم مانند بوکسوری است که ضربات متعددی خورده و گیج است و نمی&zwnj;تواند خود را جمع و جور کند، گاهی کف رینگ می&zwnj;افتد و به زحمت بلند می&zwnj;شود و تماشاچیان را می&zwnj;ترساند اما ما باید ضربه نهایی را وارد کنیم که دیگر نتواند بلند شود.&raquo; </p>
<p>اما فتح تهران با سه چیز به طنز بیشتر شبیه بود. طراح اصلی عملیات خود رجوی بود و در حالی که بعد از شکست بدهکار اصلی باید خودش می&zwnj;بود اما طبق معمول به تحلیل و فضاسازی پرداخت و مسئله را تئوریزه کرد و تقصیرها را به گردن دیگران انداخت. بدهکار اصلی به طلبکار اصلی تبدیل شد. قاعدتا همه اعضا باید بهت&zwnj;زده و عصبانی می&zwnj;شدند و صدای اعتراض و انتقاد آنها باید بلند می&zwnj;شد اما در چنان سازمانی و حزبی که به فرقه می&zwnj;مانست این رهبری فرقه بود که &laquo;به جای استعفا اصل سوم انقلاب ایدئولوژیک&raquo; را مطرح و اعلام کرد که در عملیات فروغ (مرصاد): &laquo;اینکه پیروز نشدید دلیل آن این است که شما مستعد و مستحق و لایق پیروزی نبودید زیرا شما تفکر ماتریالیستی دارید و یک انقلاب دیگر لازم است که شما بالا بیایید و لایق پیروزی شوید.&raquo; او به این ترتیب خود را در برابر زمینه&zwnj;های مخالفت و اعتراض بیمه کرد. مرحله چهارم انقلاب ایدئولوژیک &laquo;انقلاب طلاق&raquo; بود. به دستور رجوی: &laquo;تا به تهران نرسیده&zwnj;ایم همه زن&zwnj;ها را طلاق می&zwnj;دهیم.&raquo; این حرف&zwnj;ها شاید به شوخی و طنز بیشتر شبیه بود تا به اعتقادی فکری درون یک سازمان. </p>
<p>سازمان با ساخت فرقه&zwnj;ای خود عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) را شروع کرد و البته جز این مسیر، سازمان راهی دیگر نداشت و اعضا نیز چاره&zwnj;ای جز پذیرش این خواست نداشتند. آنها به این پرسش اصلا نمی&zwnj;اندیشیدند که آیا محاسبات کاملا صورت گرفته و آیا همه پیش&zwnj;بینی&zwnj;های لازم شده است یا نه؟ این عملیات فقط از یک تشکیلات فرقه&zwnj;ای متصور بود، فرقه&zwnj;ای که معتقد است باید برویم و با این رفتن به خواست رهبری وصل شویم؛ زیرا اتصال به خود مسعود که امکان نداشت و به اعتقاد اعضا او نه تنها یک سروگردن بلکه کیلومترها با سایر افراد فاصله دارد و همه کارهای او تاریخ&zwnj;ساز است. </p>
<p>*** </p>
<p>جمع&zwnj;بندی: سازمان مجاهدین خلق در این اقدام دچار خبط استراتژیک و خطای در تصمیم&zwnj;گیری و خط مشی شد. آنها مطالعات تئوریک خود را یک بعدی پیش می&zwnj;بردند و هیچ شناختی از جنبش&zwnj;های اجتماعی نداشتند و انقلاب عظیم اسلامی مردم ایران را از پشت عینک مضیق و کوچک &laquo;جنبش چریکی&raquo; می&zwnj;دیدند و ناخودآگاه یا در عمل انقلاب و رهبری آن را با تئوری&zwnj;های نخ&zwnj;نما شده و غیربومی رژی دبره یا کارلوس ماریگلا دنبال می&zwnj;کردند. پلیس سیاسی رژیم شاه را با رژیم جمهوری اسلامی مورد مقایسه قرار می&zwnj;دادند و به اقتدار نظام تازه&zwnj;تاسیس جمهوری اسلامی به چشم تحقیر و استخفاف می&zwnj;نگریستند. اقتضائات و استلزامات پیش و پس از انقلاب را تشخیص نمی&zwnj;دادند و به قدرت نفوذ خود در ارکان نظام دل بسته بودند. عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) بدین ترتیب تبدیل به حادثه&zwnj;ای شد که هیچ&zwnj;گاه از حافظه تاریخی کشور و ملت ما پاک نخواهد شد. </p>
<p>خسرو تهرانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6999">سازمان مجاهدین یا فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6999/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حضور ابوالحسن بنی صدر در دادگاه برای شهادت در باره ترور اخلاقی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6294</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6294#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 02 Mar 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/03/03/%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d9%86%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از ظهر 21 فوریه، بنی صدر عازم دادگاه شد. در راه بود که از کاخ دادگستری به او تلفن شد که گروه رجوی جمعیت آورده اند و آمدن به کاخ دادگستری، ممکن است برای او خطر در برداشته باشد. با این وضعیت آیا او باز می گردد و یا می آید؟ او پاسخ داد: من برای توضیح درباره خطر تروریسم اخلاقی برای ایران به دادگاه می آیم و این گروه مدرک مشهود بر صحت اعلان خطر من تهیه کرده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6294">حضور ابوالحسن بنی صدر در دادگاه برای شهادت در باره ترور اخلاقی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در تاریخ 2 اسفند 1386 (21 فوریه 2008، بنی صدر در کاخ دادگستری فرانسه حاضر شد و در دادگاه شهادت داد:</p>
<p>یک روزنامه نگار فرانسوی، بنام آلن شوالریاس Alain Chevalerias</p>
<p>کتابی نوشته است با عنوان «سوخته زنده » Brulé Vif نویسنده خودسوزی طبق دستور 8 تن از افراد گروه رجوی را، به دنبال دستگیری مریم رجوی و گروهی از افراد این گروه، در فرانسه، پی گرفته و این کتاب را در باره این گروه نوشته و انتشار داده است.</p>
<p>به دنبال انتشار کتاب، گروه رجوی توسط سایتی از سایتهای متعلق به خود، او را متهم کرده است که « مزدور واواک » و « مامور سازمان اطلاعات فرانسه » و&#8230; است. نویسنده این اتهامات را توهین به شخصیت و شرافت خویش تلقی کرده و به دادگاه شکایت کرده است.</p>
<p>او از بنی صدر خواست در دادگاه حاضر شود و شهادت دهد. بنی صدر به او پاسخ داد: من شما را نمی شناسم. شما دو بار نزد من آمده اید برای مصاحبه. بنا براین نمی توانم بسود شما شهادت دهم. تنها می توانم در دادگاه حاضر شوم و در باره خطر تروریسم اخلاقی برای ملتی که از آزادی محروم است سخن بگویم. بدیهی است هرگاه دادگاه بپذیرد، در آغاز خواهم گفت که شما را نمی شناسم و برای آن نیامده ام که در دعوا جانب شما را بگیرم. او نیز پذیرفت.</p>
<p><img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/A_Banisar_Dadgha/Banisadr_Dadgha86-12-13.jpg" align="absMiddle" /></p>
<p><strong>در سالن دادگاه نیز آقای بنی صدر از ناسزاهای ایادی مهر تابان در امان نبود</strong></p>
<p>بعد از ظهر 21 فوریه، بنی صدر عازم دادگاه شد. در راه بود که از کاخ دادگستری به او تلفن شد که گروه رجوی جمعیت آورده اند و آمدن به کاخ دادگستری، ممکن است برای او خطر در برداشته باشد. با این وضعیت آیا او باز می گردد و یا می آید؟ او پاسخ داد: من برای توضیح درباره خطر تروریسم اخلاقی برای ایران به دادگاه می آیم و این گروه مدرک مشهود بر صحت اعلان خطر من تهیه کرده است. با وجود این مدرک، چرا باید از خطر اندیشه کنم و بازگردم؟ علاوه بر این که ترسیدن از این خطر تسلیم شدن به تروریسم فیزیکی و شخصیتی و اجازه ترور و تحمیل سکوت به ایرانیان و غیر ایرانیان دادن به یک گروه زور پرست نیز هست.</p>
<p>با ورود به محل کاخ، پلیس برگرد او حلقه ای ایجاد کرد و او را به درون کاخ برد. در هال، چماقداران گروه گرد آمده بودند و به صدای آهسته، ناسزا می گفتند. از رهگذر اعتیاد به خشونت، گمان می بردند بنی صدر و همراهان او، واکنش نشان خواهند داد و آنها بهانه و فرصت خواهند یافت به وظیفه شرارت بنحو اکمل عمل کنند. اما سیماهای مصمم و خندان خلع سلاحشان کرد.</p>
<p>در درون دادگاه، بنی صدر در جایگاه شهادت قرار گرفت و در پاسخ به پرسشهای وکلای دو طرف گفت: بر ایران یک رﮊیم استبدادی خودکامه ای حکومت می کند که خشونت را روش خویش کرده و سانسور کامل برقرار کرده و بر ایران پرده سیاه سکوت کشیده است. در بیرون از ایران نیز، گروههای زورپرست از راه ترور اخلاقی درکار تحمیل سکوت بر ایرانی و غیر ایرانی هستند. این امر، که حتی بهنگام تشکیل شدن دادگاهی که برای رسیدگی به ترور شخصیت یک روزنامه نگار و نویسنده، این گروه چماقدار بسیج می کند و به دست بسیاری از آنها دوربین های عکاسی و فیلم برداری می دهد که عکس و فیلم حتی از شماره خود رو بگیرند و همه را مأمور ناسزاگوئی می کند تا از راه تهدید اگر شد شاهد را از شهادت منصرف کند و او مجبور است در حلقه پلیس وارد دادگاه شود، همین عمل خود نیز دلیل محکمی بر خطر تروریسم اخلاقی است.</p>
<p>استفاده از اینترنت و ابزار دیگر برای ترور اخلاقی منحصر به این روزنامه نگار و نویسنده نیست. در فرانسه و کشورهای دیگر، بسیارند قربانیان این ترور. هم اکنون یک هموطن من که بهمین شیوه متهم شده به دادگاه شکایت برده است.</p>
<p>من آقای شوالریاس را نمی شناسم و برای شهادت بسود او نیز نیامده ام. آمده ام به شما قضات محترم یادآور شودم که تنها از حق انتقاد و حق اختلاف نظر و آزادی بیان نیست که دفاع می کنید. بلکه در مقام آن هستید که از تحمیل خفقان به یک ملت جلوگیری کنید. نباید گذاشت یک ملت در سکوتی که زورپرستان تحمیل می کنند، نفله شود. صاحب کتاب با من نیز نرم نبوده است اما آزادی سخن گفتن درباره ایران و جریان اندیشه ها و اطلاعات درباره ایران بدانحد است که می باید از برخی بی انصافی ها و ناراستی ها چشم پوشید.</p>
<p>بنی صدر به دیگر پرسشهای وکلای دو طرف نیز پاسخ گفت. پاسخهای او را دادگاه کافی و روشن یافت و خود را بی نیاز از طرح پرسش از بنی صدر دید.</p>
<p>سایت نگاه نو، برگرفته ازانقلاب اسلامی، دوم مارس 2008</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6294">حضور ابوالحسن بنی صدر در دادگاه برای شهادت در باره ترور اخلاقی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6294/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین به روز&#8221;ر&#8221; و ساعت&#8221;س&#8221;  نزدیک و نزدیکتر می شوند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6224</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6224#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 17 Feb 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خبرها]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/02/18/%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%b1-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%d8%b9%d8%aa-%d8%b3-%d9%86%d8%b2%d8%af%db%8c%da%a9-%d9%88-%d9%86%d8%b2%d8%af%db%8c%da%a9%d8%aa/</guid>

					<description><![CDATA[<p>گزارش دیدبان حقوق بشراز زندانی وشکنجه کردن وگرفتن اعترافات اجباری توسط سران مجاهدین ازناراضیان اشرف به شهادت وگزارش تعدادی از نجات یافتگان از اشرف مقردیدبان حقوق بشر گزارشی را تنظیم ومنتشر می کند. که نشان ازوجود سرکوب نیروها درداخل تشکیلاتی رجوی را مورد اعتراض قرار می دهد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6224">مجاهدین به روز&#8221;ر&#8221; و ساعت&#8221;س&#8221;  نزدیک و نزدیکتر می شوند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<div>
<p><img decoding="async" alt="شمارش معکوس" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/MKO_Defeat.jpg" />سالار، سایت نگاه نو، شانزدهم فوریه 2008</p>
<p>آغاز شمارش معکوس برای رجوی ازسقوط دیکتاتوری صدام شروع شده و روز به روز ریا کاران رجوی سنگر هایشان را یکی پس ازدیگری از دست داده. وحالا ستاد فرماندهی رجوی دراشرف به لرزه افتاده است. ومی رود تا آخرین خشت اجباری او تسخیرونابود شود وجوانان به بند کشیده شده رها شوند وشکنجه گران وعاملان فشاردراشرف به دست عدالت سپرده شوند. پس بی دلیل نبود که رجوی جان خودش را برداشت وفرارکرد ومخفی شده. درواقع اوقبل از هرکس شروع شمارش معکوس وبوقها وچراغ های هشداری قرمز برای سازمانش رادیده و فهمیده بود. اما او به خیال احمقانه خودش تصمیم داشت این شمارش معکوس را به عقب انداخته یا سرعتش را کم کرده تا فروپاشی به تاخیر بیفتد تا شاید دری به تخته ای خرده ودرفضای به هم ریخته منطقه تکه حمایتی یا نیمچه شکافی برای ادامه حیاط ننگینش پیدا شود. دراین راستا ماموران شکنجه گر او ازهیچ تلاشی کوتاهی نکردند. برای بسیاری دم تکان دادند، مردانشان دربرابر لرد ها دامن پوشیدند، فرماندهان اشرف دراستقبال از میهمانان خارجی رخصیدند. و مریم هم مثل ستارگان هالیود لباس پوشید، آرایش کرد ودرجلسات ومیهمانیها ودرمقابل دوربین ها عشوه ریخت وبا گریم خنده دندانهایش را نشان داد. ویا چه بریز و بپاش ها با سرو کباب و مرغ و انواع خورشت ها برای شیوخ عراقی کردند وچقدر پولهای عجیب غریب خرج کردند تا مورد قبول طرفهای خارجی قرار بگیرند. به قول پدرخوانده مافیائی شان مسعود یک انقلابی(یک دجال) شکست ها را باید به پیروزی تبدیل کند. البته طبیعی است برای کسانی که یک عمر زیر بال وپر صدام پناه گرفته وازهمه بلایا جان به دربرده بودند. و حالا که سید الرئیس تمام شده است باید به دنبال سید الرئیس دیگر باشند تا خودشان را به آنها قلاب کنند. اگر هم مریم به زبان فرانسه یا انگلیسی صحبت کند بیشتر دل خواهد برد به شرط اینکه خنده از یادش نرود. این همان رجوی است که می گفت کس نخوارد پشت من. </p>
<p>مراحل و فاکت های شمارش معکوس رجوی ازنگاه من به شرح زیر شروع شده است. </p>
<p>1- سقوط اصلی ترین وجدیترین حامی مجاهدین یعنی صدام دیکتاتور عراق ودادگاهی واعدام اوبعنوان جنایت علیه مردم عراق را همه بیاد داریم که رجوی قبل ازحمله امریکا به عراق می گفت امریکا توان حمله زمینی به ارتش صاحب خانه را ندارد فدائیان صدام دریکانهای ویژه سازماندهی شده اند وبه خوبی جنگ شهری را می دانند. همینطورموشک های الحسین والعباس به طرف اسرائیل آماده پرتاب می باشند. افکارعمومی دنیا برعلیه دولت امریکا است وکشورهای دوست ایالت متحده او را دراین جنگ احتمالی همراهی نخواهند کرد اما دیدیم کمتر از یک ماه بغداد سقوط کرد. تمام سران حزب بعث فرارکرده ومخفی شدند یکی یکی اعضای حزب بعث دستگیر شدند ودست آخر صدام دیکتاتورمردم عراق که با یک دست دررژه های فدائیان صدام تفگ شلیک می کرد وشمشیر به دست می گرفت ودور سرمی چرخاند ازسوراخی مثل لانه روباه بیرون کشیده شد. </p>
<p>2- فراربزرگ وعقب نشینی مریم به میان تودها البته توده های شانزلیزه. درجلسات ونشست های مسعود برای روحیه دادن به نیروهای دلسرد شده از تحلیل های مسعود اومی گفت فرماندهی عملیات فروغ جاویدان دو را به مریم سپرده ام تا فتح تهران را تضمین شده بدانم وبعد دجالانه و ریاکارانه خودش را مثل پیامبر جا می زد ومریم را مثل علی که درب خیبر رااز جا کند وکار غیر ممکن را ممکن ساخت. اما چیزی از سقوط صدام نگذشته بود که خبر دستگیری مریم درفرانسه بسرعت نور درکانالهای محفلی نیروها پیچیده شد. سپس مسئولین سانسورمجبور شدند خبر را دربولتن های داخلی چاپ کنند. همه با تمسخر ازهم سوال می کردند مگر خواهر مریم اونجا است کی رفت فرانسه اون که درنشست توجیهی عملیاتی درقرار گاه بود مگر قرار نشد فرماندهی عملیات فروغ جاویدان دو برعهده اوباشد پس چی شد. اگراوقبل ازشروع جنگ به فرانسه رفته پس توجیه عملیات سرنگونی قبل از شروع جنگ کشک بوده است. </p>
<p>3- غیبت ناگهانی رجوی وپناه بردن اوبه اردون یکی ازجنایت کاران مخفی شده که می دانست درنبود صدام تحت پیگرد قضائی قرارخواهد گرفته وبه جرم همدستی با استخبارات ومخابرات وگارد ریاست جمهوری صدام درکشتارمردم کرد وپیشمرگان اتحاد میهنی کردستان عراق قرار خواهد گرفت مسعود رجوی بود به گفته رجوی درجنگ کویت وحمله امریکا به ارتش صدام برای بیرون راندن از کویت به تشخیص مسئولین حفاظت رهبری قرار شد مسعود به اردون منتقل شود ولی چون بوش پدربه پیشروی خودش به داخل خاک عراق را ادامه نداد وصدام سرنگون نشد این تصمیم لازم دیده نشده واجراء نگردید اما بعد از گذشت ده سال وحمله بوش پسربه عراق این طرح به اجراء گذاشته شد واوخاک عراق را که دیگر برای خودش نا امن می دید با طرحی ازقبل آماده شده ترک کرد. به گفته داریوش&#8230; شب بعد ازسقوط بغداد یکی ازمحافظهای مسعود درسه راه سیطره نزدیک قرارگاه که یک چفیه به سر انداخته بود را می بیند که نگران وهراسان به سراغ خود روی آنها می آید ومی پرسد شما برای حفاظت آمده اید او درجواب می گوید نه. سپس درداخل خودروی تاکسی که آن فرد ازطرف آن به سمت خودروی گشت داریوش آمده بود مردی را می بیند که درلباس عرب ها چفیه برسرانداخته که شبیه مسعود بوده است. به هر حال او ازعراق فرارکرد و بی گناهانی را که خود قربانی تروریزم رجوی هستند را دم تیغ گذاشت و رفت. </p>
<p>4- محاصره شدید و کامل نیروهای مستقر در اشرف درسه حلقه حفاظتی توسط ارتش امریکا چند هفته بعد از سقوط صد ام نماینده ای ازارتش امریکا به اشرف مراجعه می کند وازسازمان می خواهد تمام نیروها را دراشرف متمرکز کنند. مژگان پارسائی دستور باز گشت به اشرف را صادر می کند پس از بازگشت نیروهای پراکنده به اشرف سه حلقه حفاظتی شدید توسط ارتش امریکا به دور اشرف زده می شود. حلقه اول نیروهای پیاده نظام با اتیکت یو اس مورین. حلقه دوم نیروهای مکانیزه وسواره نظام با جیپ های زرهپوش هامر. وحلقه سوم تانکها وزرهی های پیشرفته با حمایت هوائی هلی کوپتر وبمب افکن ها برقرار می شود. ودرنهایت قفل دروازهای اضلاع مختلف اشرف توسط امریکا ئیان عوض می شود تا کسی امکان خروج نداشته باشد. </p>
<p>5- خلع سلاح ارتش آزادیبخش فشرده شدن خرخره رجوی توسط ارتش امریکا درکوتاه مدتی بعد از محاصره اشرف ارتش امریکا دستور می یابد مجاهدین را خلع سلاح کند. یک روز صبح یک ستون از تانکها ونفربرها وجیپ ها ونیروهای پیاده نظام وارد اشرف می شوند بعد از عبورازخیابان 600 به محل ساختمان ستاد که با خاریزهای بلند حفاظت می شدند وارد می شوند. فرماندهی نیروهای امریکا بر عهد ژنرال ریموند ادی ارنو می باشد. متن کتبی دستورارتش امریکا را روی میز مژگان می گذارد. دستور از طرف ارتش امریکا بدون مقاومت تسلیم شده وسلاههایتان را تحویل دهید قرارگاه شما درمحاصره نیروهای زمینی وهوائی ما است. دیدبانهای برج های اضلاع قراگاه با اتاق عملیات قرارگاه تماس گرفته وگزارش می دهند. نیروهای ارتش امریکا به طرف قرارگاه مواضع جنگی گرفته اند ژنرال می گوید اگر تسلیم نشوید به محض خروج ما ازقرارگاه از زمین وهوا به شما حمله خواهد شد. همزمان با این مذاکره جنگنده ها وبمب افکن های امریکا اقدام به شیرجه ومانور برروی قرار گاه اشرف را انجام می هند تا جدیدت موضوع را به سران مجاهدین تفهیم کنند. سران مجاهدین درهمان جلسه اول تسلیم شدن رامی پذیرند. ولی برای درامان ماندن درمقابل مخالفین خودشان درعراق از امریکا تضمین امنیتی می خواهند. پاسخ این موضوع از واشنگتن سه روز طول می کشد. وسپس با پذیرفتن حفاظت مجاهدین توسط ارتش امریکا دربرابر هر تهدید خارجی مجاهدین سلاح ها را تحویل می دهند. درروز سوم مسعود به نیروها پیام می فرسد. بین سلاح وصاحب سلاح من صاحب سلاح را انتخاب کردم چون می شود بعدا سلاح تهیه کرد ولی دیگر من نمی توانم صاحب سلاح بدست بیاورم. اوهمینطور درخویشتنداری نیروها ازعدم تحویل سلاح می گوید سلاح که چیزی نیست اگر لازم باشد به فرماندهانتان گفتم با پوشیدن دامن به پای میز مذاکر با امریکائیان بروید. </p>
<p>6- سرشماری وگرفتن اثر انگشت و(دی ان ای) تک تک نفرات وبایگانی آنها درمراکزی که مجاهدین را تروریست وخطرناک می دانند. اقدام بعد ازخلع سلاح مجاهدین گرفتن آمار نیروها می باشد. دریک ملاقات این موضوع به سران مجاهدین ابلاغ می شود وقرار می شود به تک تک نیروها بعد از سرشماری وگرفتن اثر انگشت کارت عکس دارصادر شود. این موضوع درسالن اجتماعات اشرف انجام می گیرد. ونیروها یکان به یکان برای گرفتن عکس واثر انگشت به نزد امریکائیان می روند. آمار مجاهدین درعراق توسط وزارت خارجه امریکا با 3800 نفرثبت واعلام می گردد. ازاین پس دیگر کسی حق خروج از قرارگاه اشرف را نمی یابد. البته قبل ازاتمام آمار گیری مجاهدین تعدادی را به تشخیص خودشان به صورت مخفی از اشرف فراری می دهند. </p>
<p>7- گزارش دیدبان حقوق بشراز زندانی وشکنجه کردن وگرفتن اعترافات اجباری توسط سران مجاهدین ازناراضیان اشرف به شهادت وگزارش تعدادی از نجات یافتگان از اشرف مقردیدبان حقوق بشر گزارشی را تنظیم ومنتشر می کند. که نشان ازوجود سرکوب نیروها درداخل تشکیلاتی رجوی را مورد اعتراض قرار می دهد. دراین گزارش همچنین اشاره می شود به فردی بنام یاسر عزتی که درزیر سن قانونی وبا فریب دیدار از اشرف وپدرش. به اشرف منتقل می شود اما وقتی اوتصمیم به بازگشت به کشور محل اقامت خودش آلمان را می گیرد سازمان از تصمیم اومخالفت کرده و او را مجبور به باقی ماند درمناسبات می کنند سپس وقتی با تصمیم جدی اوبرای خروج از اشرف را می بینند او را مورد ضرب وشتم قرار داده ومارک های چون مامور رژیم ایران به اومی زنند.درگزارش دیدبان حقوق بشر همچنین به بودن زندان وشکنجه درقرارگاه اشرف اشاره شده و این عمل تشکیلات مجاهدین را مغایر با موازین حقوق بشر دانسته و به سران مجاهدین اعتراض میشود. </p>
<p>8- اسکان دادن ناراضیان اشرف درکمپ تیف توسط ارتش امریکا ضربه بزرگ دیگردر سرعت بخشیدن به فروپاشی اشرف بعد ازگذشت چند ماه ازسقوط صدام. بسیاری از نارضیان سازمان که به اجبار درتشکیلات نگه داشته می شدند به طرف مقرهای ارتش امریکا فرارکرده وبه آنها پناه می برند. ارتش امریکا وقتی با تعداد زیادی از این نیروها مواجه می شوند تصمیم می گیرند درضلع شمالی اشرف کمپ کوچکی را راه بیندازند وبه این افراد گریخته پناه بدهند. بعد از رسیدن خبر راه اندازی چنین کمپی توسط ارتش امریکا به درون مناسبات بسیاری از نیروها به اعتراض ودرگیر شدن با عاملان فشار وسرکوب در سازمان گسترش داده و به کمپ تیف منتقل شده یا فرار می کنند. این کمپ کوچک دیگر گنجایش تعداد زیاد این افراد را نداشته. وفرماندهان امریکا تصمیم می گیرند کمپ را بزرگتر کرده تا بتوانند به جداشدگان اسکان بدهند. البته شرایط کمپ با امکانات کم اصلا مناسب وکافی نبوده ولی با این وجود ناراضیان تشکیلات اجباری رجوی گروه گروه به این کمپ پناه می برند. وهرکدام از نفرات جداشده ونجات یافته پرده ازجنایات تشکیلات اجباری رجوی برمی دارند وچهره واقعی رهبری سازمان را دربرابر چشم مردم دنیا به نمایش می گذارند. مجاهدین هم به سیاق ثابت وشناخته شده به همه مارک خائن ومزدور رژیم می رنند. حرفهای که مجاهدین را درافکار عمومی بصورت دیکتاتوران خودخواه نشان می دهند. </p>
<p>9- سرازیر شدن خانوادها به اشرف برای رها کردن فرزندانشان ازچنگال مریم و شورای رهبری در اشرف بعد ازسقوط صدام امکان مسافرت به عراق برای ایرانیان بخصوص خانواده هائی که بعضا بیش از بیست سال از فرزندانشان بی اطلاع بودند امکانپذیر میشود. خانوادها بعضا به صورت انفرادی وعبور از کوههای مرزی خودشان را به درب اشرف می رسانند وخواهان کسب خبر و دیدار از فرزندانشان میشوند. سران مجاهدین هم وقتی با این موج مراجعه روبرو میشوند متوجه میشوند که اگر این شکاف را نبندند. درزمان بسیار کوتاه فاتحه ارتش درواقع فاتحه رجوی را باید بخوانند. از این روی سران مجاهدین برای بستن این راه ومقابله با سفر خانواده ها دجالانه سفر خانواده ها به اشرف را با زدن مارک مامور رژیم قصد به بن بست کشاندنش را می کنند. این موضوع روی خانواده ها تاثیر نمی گذارد. ومراجعه ها به درب اشرف تمام نمی شود. اینبار سران تشکیلات تصمیم میگیرند درداخل مناسبات این طرح را به اجراء بگذارند با دادن خبرهای ساختگی به افراد آنها را مجبور می کنند دربرابر سفروالدینشان به اشرف بایستند و با دادن فحش به پدریا مادرخودشان آنها را محکوم به مزدورو همکاری با رژیم بکنند تا بدین وسیله مانع سفر آنها بشوند. </p>
<p>10- اعلام موضع دولت عراق دربرابر مجاهدین و دستور خروج آنها از عراق، این هم ضربه بزرگ وگام مهمی برای فروپاشی اردوگاه اشرف. دولت آقای نوری مالکی وقتی به قدرت می رسد تصمیم می گیرد برای رفع بحران کشتار داخلی عراق نیروهای که دراختشاش عراق دست دارند یا عامل اختشاش می شوند را درعراق محدود کرده واز عراق اخراج کنند. از این روی سخنگوی وزارت خارجه عراق آقای علی دباغ ازقول نوری مالکی خبر اخراج مجاهدین از عراق را دراختیار خبر نگاران قرار می دهد. سپس این موضوع توسط خود مالکی تائید می شود و به مجاهدین برای تخلیه و خروج از عراق پیام کتبی فرستاده میشود. البته از آنجا که آمریکا به مجاهدین درزمان خلع سلاح قول امنیتی داده بود. مانع از اجرای دستور دولت عراق می شود. امریکا دربرابر اعتراض دولت عراق می گوید. به دنبال کشورهائی هستیم که آنها را بپذیرند. اما تا وقتی که این امکان پیش نیامده نباید به زور متوسل شد البته امریکا به دولت عراق یاد آوری می کند که تا بحال هیچ کشوری حاضربه پذیرفتن آنها نشده اند. </p>
<p>11- بازگشت بسیاری از نجات یافتگان به آغوش خانواده هایشان وافشای تشکیلات اجباری مجاهدین توسط نجات یافتگان بعد از گذشت دوسال از سرنگونی صدام بیش از صد نفراز کمپ تیف تصمیم می گیرند به ایران وآغوش خانواده هایشان باز گردند. این اقدام با حمایت و زیر نظر صلیب سرخ وسازمانهای حقوق بشری به اجراء گذاشته می شود. بسیاری از خانواده ها بعد از بازگشت نجات یافتگان به ایران متوجه می شوند که فرزندانشان سالیان سال چه فشارهای را از طرف رجوی تحمل کرده اند. تصمیم می گیرند هر طورشده فرزندانشان را از اشرف بیرون بکشند. آنها دست به اعتراض دربرابر مقر ملل متهد وحقوق بشر دربغداد می زنند. تا سازمانهای مدافع حقوق بشر به کمک فرزندانشان بشتابند. درواقع این اقدام تبدیل به آبرو ریزی بزرگ برای دستگاه رجوی شده و توجه همگان را به درون تشکیلات بسته رجوی جلب می کند. </p>
<p>12- باقی ماندن مجاهدین درلیست سازمانهای تروریستی امریکا واروپا واعلام مجددعدم اعتماد دولتها به این سازمان وسایر ارگانهای آن. مجاهدین بعد ازسرنگونی صدام وبه دلیل ازدست دادن تنها حامی خودشان درعراق بسیار نیاز پیدا می کنند تا توسط قدرتهای خارجی حمایت وپشتیبانی بشوند اما بقول خودشان راه بند لیست تروریستی کارد را به استخوان آنها رسانده واجازه نفس کشیدن را از آنها می گیرد. لذا سران مجاهدین تصمیم می گیرند تمام تلاش خودشان را برای برون رفت از لیست سیاه امریکا را بکار بگیرند. آنها باهزینه کردن پول های باد آورده دست به دامن هر کسی می شوند. اما از آنجا که درامریکا هیچ کس بالاتراز قانون نمی باشد. این تلاش آنها به بن بست کشیده می شود. نه تنها ازلیست تروریستی خارج نمیشوند بلکه دفتر شورای ملی مقاومت درواشینگتن هم بسته ومهر وموم می شود. همینطور از آنها به عنوان فرقه ای که حتی به نیروهای خودشان هم رحم نمی کنند نام برده می شود. سران مجاهدین وقتی می بینند همه درها درامریکا به رویشان بسته شده است تصمیم می گیرند این سرمایه گذاری را دراروپا شروع بکنند بخصوص که مریم دراروپا است ومی تواند با ظاهر خودش بسیاری را فریب بدهد. برای اینکار انگلیس را تنها انتخاب می دانند. از آن پس فعالیت گسترده ی را شروع می کنند. ابتداء وکلایی گران قیمت را به اختیار می گیرند وبا هزینه های عجیب غریب جلسات وملاقاتهای فراوانی را طراحی می کنند سپس با مقدمه ای که دراروپا واور چیده شده است افراد مورد نظر را با هزینه مالی سازمان به عراق واشرف می فرستند. درآنجا هم با سناریوی ازقبل ریخته شده کله پزی راه می اندازند. تا بگویند مناسبات سازمان استوار بر اختیار وانتخاب آگاهانه مبارزه می باشد. همینطور با مظلوم نمائی بگویند ببینید ما که اینقدر خوب هستیم، انقدر باسواد هستیم، می رقصیم، ویالون می زنیم، شیک پوش وکراواتی هستیم، میهمان نواز هستیم و&#8230; پس ما تروریست نیستیم بیائید به راه حل سوم ما کمک کنید رژیم را سرنگون کنیم تا خانم رجوی حکومت رابه دست بگیرد. البته دراین راستا خیلی زیاد هم پیش رفتند وموفقیت های زیادی کسب کردند و ازاین موفقیت ها تا قطره آخر استفاده تبلیغاتی کردند وطوری وانمود کردند که گویا ازلیست تروریستی در آمدند. اما خیلی سریع حقایق روشن شد وبسیاری از کشورهای اروپای به این تبلیغات مجاهدین واکنش نشان دادند وتاکید کردند. آنها هنوزدرلیست هستند وسیاست ما درباره آنها تغییر نکرده است چون هیچ گونه تغییررفتاری درآنها دیده نمیشود. </p>
<p>13- فعال شدن سازمانها وتشکل های حقوق بشری برای نجات جوانان به بند کشیده شده توسط مجاهدین دراشرف این موضوع بعد از افشاگری های نجات یافتگان تحقق پیدا کرد. آنها توانستند با ملاقات های مختلف با احزاب وفعالان سیاسی کشورهای اروپائی ماهیت حقیقی رهبران مجاهدین را به طرفهای خارجی بشناسانند وبرای نجات دوستان اسیرشان درخواست کمک بکنند. دراین رابطه تعدادی از کانال های تلویزیونی یا رادیوهای بین المللی با افراد نجات یافته مصاحبه کردند. همینطور درداخل کشور نجات یافتگان درملاقات با نمایندگان حقوق بشری ماهیت ضد دمکراسی بودن رجوی را افشا کردند. بسیاری از این شخصیت ها بعد از ملاقاتها وشنیدن حرف نجات یافتگان قول همکاری وهمیاری دادند. اهمیت این ماده دراین است که صدای درگلو خفه شده جوانان به اسارت گرفته شده درطی سالیان طولانی توسط رجوی درعراق واشرف افشا شده وتوجه مراجع بین المللی وفعالان حقوق بشری را به درون تشکیلات عنکبوتی رجوی جلب کرده است این یک موفقیت بسیار با ارزشی است که تا قبل از سرنگونی صدام کسی نمی دانست. </p>
<p>14- شکایت خانواده محمدی درباره اسارت دخترشان سمیه دراشرف توسط سران مجاهدین به ارگانهای قضائی عراق باید حقیقتا تلاش این پدرومادرقهرمان را صد آفرین گفت. درافتادن با پروپاگاندای رجوی آن هم به صورت چنگ درچنگ با بی رحم ترین وسنگدلترین آدمهای روی زمین کار بسیار سخت وسنگین است. درکشوری که امنیت جانی برای شهروندان خودش وجود ندارد. آنها با به جان خریدن تمام خطرات ومارک های که مجاهدین برای باز نگه داشتن این پدرومادرقهرمان بکار می برند. کوتاه نیامند و می گویند یا به کشور کانادا باز نمی گردیم. یا به همراه دخترمان سمیه عراق نا امن را ترک خواهیم کرد. دراین باره همگان درجریان تلاشها وکوشش های این پدرومادر هستند حتی آنها ازیک سوقصد جان بدر بردند. مزدوران خریده شده توسط مجاهدین قصد ربودن وبه قتل رساندن آنها راداشتند. اما با هشیاری آنها توطئه مورد نظر شکست خورد. ودادگاه عراقی با درجریان قرارگرفتن ازاین طرح تروریستی. دستور جلب سه نفر از شکنجه گران وعاملان فشاردراشرف را صادر کرد. جانوران انسان نمائی مثل داوری، پارسائی و حسینی که درشکنجه وبه بند کشیدن روح وروان جوانان به اسارت گرفته دراشرف دست کمی ازابریشمچی، محدثین، توحیدی یا رجوی ندارند. این دستور بصورت کتبی صادر شده وبه پلیس قضائی ابلاغ شده است. اما از آنجا که امریکا درزمان خلع سلاح به مجاهدین قول حفاظت امنیتی داده است باید دراین باره آنها تصمیم بگیرند. درواقع توپ درزمین امریکائی ها است و حالا نوبت بازی آنها رسیده است. یعنی آقا وخانم محمدی کاری کردند که تعیین تکلیف مجاهدین درعراق سرعت وشتاب غیر قابل تصور پیدا کرده است. طوری که حتی می تواند دولت عراق را دربرابر امریکا قرار داده وبگویند. اگرشما امنیت درعراق را می خواهید باید اجازه دهید قانون اجراءشود. </p>
<p>15- بازشدن درب کمپ تیف و آغاز تصمیم امریکا برای پایان دادن به حضور مجاهدین درعراق دیر و زود دارد ولی سوخت وسوز ندارد. بعد ازگذشت چهارسال از راه اندازی کمپ تیف وتمام شرایط سخت وسنگین درآنجا وتمام اعتراض ها واعتصاب ها وانفرادی ها و&#8230; حالا دولت امریکا به این نتیجه رسیده است که کمپ تیف را برای چه نگه داشتیم. آنها درگروههای کوچک این افراد را درنقاط مختلف رها کردند. البته شرایط این افراد درعراق ناامن وبدون امکانات بسیار نگران کننده است اما به نظر من این عمل آینده بسیارروشنی دارد یعنی راه را برای نجات سایرین هموار می کند. همینطور به دولت امریکا وعراق کمک می کند تا با استفاده ازاین تجربه اشرف را هم برچینند. دراین باره کشورهای اروپائی شروع به همکاری خواهند کرد و به این افراد پناهندگی خواهند داد. البته شروع هرکاری همیشه سخت است. ولی تمام نشانه ها از حل مشکلات این پناه جویان واقعی را نشان می دهند. مجاهدین برای اینکه این راه کوبیده نشود ودرنهایت اشرف برچیده نشود فعالان ایرانی این کار بشر دوستانه را مورد حمله های شناخته شده خودشان قرار داده اند اما این قطاربه حرکت درآمده است وانتهای این مسیر به برچیده شدن اشرف ختم خواهد شد. </p>
<p>اینها نمونه های هستند که به نظر من بیانگرآغاز شمارش معکوس برای فروریختن دیوارهای اسارتگاه سازمان منفور رجوی می باشد. شاید موارد ونکاتی دیگری به نظر شما خوانندگان برسد که از نگاه من جامانده واز قلم افتاده باشد اما تک تک پیشرفت های ذکر شده. به همت نجات یافتگان وفعالین حقوق بشری به دست آمده است. واکنون که درمرحله پایانی وحساس آن هستیم. باید به همه فعالان این مسیر تبریک گفت وقدردانی کرد. البته این دست آوردها به رایگان بدست نیامدند. بلکه با به جان خریدن خطرات و مارک ها و تهمت ها ولجن پراکنی های مجاهدین بسیارگران بدست آمدند. </p>
<p>وحالا به روز (ر) وساعت (س) نزدیک می شویم. یعنی روز وساعت پایانی به بند کشیده شدگان دراشرف. بعد از گذشت سالیان طولانی بعضی ازنفرات سابقه بیش از بیست وپنج سال اسارت درجهنم رجوی رادارند. آنها به آغوش خانواده هایشان بازخواهند گشت ونجات پیدا خواهند کرد. بله زمستان خواهد گذشت وروسیاهی به رجوی ها خواهد ماند. آنها برای همیشه از دست مریم ومسعود با انقلاب ایدئولوژیک وشورای رهبری وشکنجه گرانشان خلاص می شوند. البته با چهرهای خسته وشکسته با موهای سفید شده وریخته. بدترازهمه با دلهای پارپاره شده ازجفای نا وطن پرستان رجوی ها که احتیاج به رسیدگی ومرحم خواهند داشت. </p>
<p>به امید آنروز که نزدیک است. </p>
<p>با احترام به خوانندگان &#8211; سالار</p>
</p>
<p> </span></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6224">مجاهدین به روز&#8221;ر&#8221; و ساعت&#8221;س&#8221;  نزدیک و نزدیکتر می شوند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6224/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دروغپردازی و فریب در فرقه رجوی، هم استراتژیک هم تاکتیک</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5636</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5636#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 03 Oct 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض و افشاگری نسبت به عملکرد مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/10/04/%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%88-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a8-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%8c-%d9%87%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>همانطور که گفتم درب بنیان این باند تبهکاربر پاشنه فریب و دروغ می چرخد و ایادی شارلاتان آنها نیز ازاین امر پیروی می کنند. در میان این اسامی کسی هست که با دزدیهای کلان از بودجه انجمن به نان و نوائی رسید و فرقه رجوی برای اینکه ایادی دیگرش مسئله دار نشوند بصورت تاکتیکی او را به کشور دیگری فرستادند. ولی مدتی استکه دوباره سروکله اش برای دزدیهای بیشتر پیدا شده و به جمع بزرگ دزدان بازگشته است</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5636">دروغپردازی و فریب در فرقه رجوی، هم استراتژیک هم تاکتیک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در نگاهی گذرا به تاریخچه ننگین فرقه رجوی، اصل خدشه ناپذیری را می بینیم تحت عنوان دروغپردازی و فریبکاری که با توسل به این اهرمها یا برای تحمیق سیاستمداران از آنها سود می جوید و یا جهت سرکوب و از میدان بدر کردن منتقدین مورد استفاده قرار می دهند. از همان بنیانگذاری این فرقه فاشیستی، دروغ و فریب از ابزارهایی بوده که تا به امروز بعد از 4 دهه جنایت همچنان از این گونه ابزارها استفاده می کنند در واقع این فرقه روز را بدون دروغ و فریب به شب نمی رساند.<br />
چندین دهه است ازسوی باند رجوی تبلیغ می شود که بنیانگذاران این فرقه، حنیف نژاد، سعید محسن و بدیع زادگان بودند. ولی فی الواقع نفر سوم فردی بود بنام عبدالرضا نیک بین رودسری که باند رجوی، بدیع زادگان را بجای او قالب کرده است. دلیل آن هم این است که نمی خواهند به خلق قهرمانشان راست گفته باشند که آقای عبدالرضا نیک بین رودسری سازمان را ترک کرده و راه دیگری را در پیش گرفتند.<br />
بنابراین وقتی که این فرقه تروریستی ازهمان ابتدا تخم دروغ و نیرنگ را کاشته و دراین فضا نشو و نمو کرده باشد، دیگر از آنها انتظاری به غیر از این نمی باید داشت. کسانیکه ادعا می کنند اسلام آنها اسلام راستین است و خودشان را پیروان راستین حضرت محمد، حضرت علی، سایر امامان بویژه امام حسین می دانند، می شود از این جماعت شارلاتان پرسید که آیا در مرام باند شما دروغ گفتن و فریب دادن مردم چه جایگاهی دارد. البته اگر رجوی دهان گشادش را باز بکند خواهد گفت: نفوذبالله مجاهد و دروغ!، ما مجاهدین صد و بیست هزار شهید دادیم چه نیازی به دروغ گفتن داریم. بلافاصله دروغ دیگری مقابل شما سبز می شود و آن اینکه مستر رجوی آمد ابرویش را درست بکند چشمش را درآورد. آخر دروغ شاخ نیست که از سر رجوی جنایتکار بیرون بزند و مردم چهره دیو صفت او را ببینند. از مقطع سی خرداد سال 60 تا به این تاریخ لیستی که ازمجموعه کشته شدگان باند تروریستی رجوی بچاپ رسیده که هم بزبان فارسی و هم انگلیسی آنها موجود است حدود بیست هزارنفر بوده است که اگر به دقت آنها را مورد ارزیابی قرار بدهیم درصد زیادی از آنها دروغی بیش نیست. در این لیست اسامی ای را شبیه به این اسامی می بینید مانند حسن فرزند علی-مجاهد-تاریخ اعدام ندارد، نقی فرزند مراد-مجاهد-اعدام، غلامرضا مشهدی-فرزند بشیر و هزاران اسم دروغین دیگردر این لیست قلابی یافت می شود. بهترین گواه بر دروغگویی و جعل اکاذیب توسط باند رجوی را میتوان در کتابی که توسط ایرج مصداقی هوادار شرمگین باند رجوی تهیه شده جستجو کرد.<br />
اگر از این دروغگویان بپرسی با وجود هزاران اسم جعلی در لیستهای کذائی که مجموعا بیست هزار نفر ذکر شده است چرا از صبح تا شام در بوق و کرنا این دروغ را می دمید که رژیم صد و بیست هزار نفر را اعدام کرده است ؟ در جواب بارها و بارها گفته اند و همچنان بر این دروغ بزرگ پای می فشارند که نه خیر رقم ذکر شده کمترین است! زیرا ما به دلیل وجود خفقان حاکم نتوانستیم به ایران رفته و تحقیق دقیق بکنیم! خب از این جعالان باید پرسید اگرآمار بیست هزار را از شما بپذیریم که البته بسیاری از آنها آب است صد هزار نفر باقی مانده را که در هیچ کجا نه نامی از آنها نیامده، نه نام فامیلی از آنها آمده، نه ذکری از اینکه فرزند چه کسی هستند آمده، نه سنی ازآنها آمده، نه میزان تحصیلات مشخص شده، نه معلوم شده که اهل کدام شهر هستند، نه معلوم شده در کجا و در چه زمانی اعدام شده اند ؟. شایان ذکر است سالها پیش از این آقای عبدالکریم لاهیجی گفتند تعدادی از آنها که نامشان در لیست کذائی آمده هنوز زنده هستند. ولی باند رجوی با علم بر اینکه درصد بالائی از لیست دروغ محض است و یا کسانی از این لیست هنوز زنده هستند ولی حاضر نیست بپذیرد که اشتباهی در تشکیلات کبریائی فرقه اش رخ داده است. من توصیه می کنم برای اشراف بیشتر به دروغپردازی فرقه رجوی به کتاب فوق الذکر مراجعه شود.<br />
اخیرا که باند رجوی از خواب خرگوشی بیدار شده یادش آمده که احمدی نژاد در زندان اوین شکنجه می کرده و تیر خلاص نیز مثل سعید شاهسوندی (1) به زندانیان می زده! دراین فاصله اطلاعیه های شماره داری در سایتهای وابسته اش بچاپ رسانده که قابل تامل است در این اطلاعیه ها آمده که امضاکنندگان خودشان طعم شکنجه ها در زندانهای رژیم اعم اززندان اوین،گوهردشت و&#8230; را چشیده اند. و همگی آماده اند تا در دادگاه! شهادت بدهند.<br />
در میان این اسامی ازجمشید پیمان بختیارچی سابق(2)،علی دوستکام چماقدار لمپن باند رجوی درسوئد تا شاعرک سابق دربار رجوی اسماعیل وفا یغمائی یافت می شود. هیچ کدام از این اراذل و اوباش نه شکنجه شده اند و نه در زندان بوده اند و بصورت خیلی مشمعزکننده اینکه یغمائی شارلاتان که همه را به سوی باند تروریستی رجوی فرا می خواند به اقرار خودش هم از باند رجوی استعفا داده و هم عضویت در شورای رجوی را به لقایش بخشیده و کناره گیری کرده است.(3) باید از این تروریست بازنشسته پرسید آخر شارلاتان اگر این باند تبهکار برای رهائی مردم مبارزه می کند و دردی است برای درمان مردم چرا از این باند تبهکار فاصله گرفتی و فرزندت را از شهر امیرخیز بخوانید شهر بدنام اشرف به سوئد آوردی ولی همچنان به اشرف نشینان درود می فرستی و شعر می سرائی.<br />
در میان امضاها، دو نفر هم هستند که سالها پیش از ایران به نروژ آمده اند و در آن سال کودک خردسالی بیش نبودند و این دو نفر نه رنگ زندان را دیده اند و نه می دانند شکنجه یعنی چه مانند آن دیگری که برای اغفال مردم نروژ به دروغ گفته است که سالها در زندان بوده و چندین بار او را برای اعتراف گیری چند ضربه شلاق زده اند.<br />
همانطور که گفتم درب بنیان این باند تبهکاربر پاشنه فریب و دروغ می چرخد و ایادی شارلاتان آنها نیز ازاین امر پیروی می کنند. در میان این اسامی کسی هست که با دزدیهای کلان از بودجه انجمن به نان و نوائی رسید و فرقه رجوی برای اینکه ایادی دیگرش مسئله دار نشوند بصورت تاکتیکی او را به کشور دیگری فرستادند. ولی مدتی استکه دوباره سروکله اش برای دزدیهای بیشتر پیدا شده و به جمع بزرگ دزدان بازگشته است. درهمین لیست، شارلاتان دیگری که با دروغپردازی کیس امنیتی درباره قتل یک ناشر برای خودش تهیه کرد تا خودش را به پایتخت نروژ برساند. و اکنون باند رجوی او را در رنگرزی بعنوان روشنفکرو&#8230; به مردم قالب می کند.<br />
توضیحات:<br />
1- هزاران بار این تهمت به سعید شاهسوندی زده شده است و آدرس شاهسوندی نیز معلوم و مشخص است پس چرا باند دروغگو و تروریستی رجوی نقد (به دادگاه کشاندن سعید شاهسوندی) را رها کرده و پیگیری قانونی نمی کند و بدنبال احمدی نژاد زوزه می کشد.<br />
2- بختیار هم مانند رجوی خیانتکار مبالغ زیادی از صدام دریافت کرد و در مقابل سوالی که چگونه این پولها را پس خواهی داد بختیار با بی شرمی تمام گفته بود بعد از سرنگونی رژیم با فروش یک روز نفت آن را می پردازیم. تو گویی که نفت ملک شخصی بختیار بوده و ما نمی دانستیم.<br />
3- یغمایی در نامه ای به یاسرعزتی به او یادآور شده بود که نه عضو مجاهدین است و نه عضو شورا.</p>
<p>جعفر خوئی، سایت نگاه نو، دوم اکتبر 2007</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5636">دروغپردازی و فریب در فرقه رجوی، هم استراتژیک هم تاکتیک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5636/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سرچماقداران و پادوهای پلید فرقه رجوی در اسکاندیناوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5106</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5106#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 15 Jun 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تلاشهای ضد جداشده ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبرها]]></category>
		<category><![CDATA[فرا فکنی های مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/06/16/%d8%b3%d8%b1%da%86%d9%85%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%be%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d9%84%db%8c%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>متخصصین و فرقه شناسان نگران موج جدیدی از حملات تروریستی توسط این فرقه تروریستی در هفته های آینده هستند. بنابر اخبار خبرگزاری های رسمی، سازمان مجاهدین برای آوردن نفرات اجیر شده در تظاهرات سی ژوئن خود آماده"قاچاق انسان" بخصوص در روزهای 25 ژوئن الی دوم ژوئیه می گردد. مدارکی دال بر آمادگی قاچاق انسانی بین"بریتانیا" و"فرانسه" و همچنین"کانادا" و"اتحادیه اروپا" در اختیار مقامات ذیربط قرار گرفته است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5106">سرچماقداران و پادوهای پلید فرقه رجوی در اسکاندیناوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سایت نگاه نو در ادامه افشای اسامی و عکس های نفراتی که دست در شکنجه و قتل منتقدین سازمان در زندان های سازمان مجاهدین و حکومت سابق عراق داشته اند اخیرا لیستی از اسامی سرچماقداران و پادو های پلید فرقه رجوی در کشورهای اسکاندیناوی را منتشر نموده است.<br />
گزارش وزارت خارجه امریکا در تاریخ اول می 2007 با نام بردن از سازمان تحت عنوان فرقه تروریستی از حضور افراد تعلیم دیده فرقه رجوی که آموزش تروریسم و بمب سازی را در رژیم ساقط شده صدام حسین دیده اند ابراز نگرانی کرده و آن را تهدیدی برای کشورها دانسته است. مریم رجوی با انتشار این گزارش اعلام نمود که از خارج شدن نام سازمان از لیست تروریستی اتحادیه اروپا قطع امید کرده است و بساط تبلیغاتی خیابانی فرقه در خیابانهای لندن نیز همزمان تعطلیل گردید.<br />
متخصصین و فرقه شناسان نگران موج جدیدی از حملات تروریستی توسط این فرقه تروریستی در هفته های آینده هستند. بنابر اخبار خبرگزاری های رسمی، سازمان مجاهدین برای آوردن نفرات اجیر شده در تظاهرات سی ژوئن خود آماده قاچاق انسان بخصوص در روزهای 25 ژوئن الی دوم ژوئیه می گردد. مدارکی دال بر آمادگی قاچاق انسانی بین بریتانیا و فرانسه و همچنین کانادا و اتحادیه اروپا در اختیار مقامات ذیربط قرار گرفته است.<br />
همزمان و پس از چند فقره حمله نفرات فرقه به مردم در کشورهای مختلف، دیروز شاهد بالا گرفتن فعالیت های تروریستی سازمان مجاهدین خلق (شورای ملی مقاومت) بر علیه منتقدین فرقه در خاک فرانسه بودیم که در این حملات انجمن حمایت از مهاجرین و ایرانیان مقیم فرانسه مورد حملات تروریست های فرقه رجوی قرار گرفت. انجمن در این رابطه اطلاعیه ای را خطاب به وزارت کشور فرانسه انتشار داده است.</p>
<p>برگرفته ازنگاه نو، سیزدهم ژوئن 2007</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5106">سرچماقداران و پادوهای پلید فرقه رجوی در اسکاندیناوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5106/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خشونت درون‌گروهی در جریان‌های سیاسی چپ</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5070</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5070#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Jun 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خبرها]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش ها و نظرها در رابطه با فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/06/07/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>برای اینکه یک دوران تاریخی درسی باشد برای نسل‌های آینده باید جزئیات آن دوران مشخص شود. یعنی اینکه بدون جزئیات نمی‌شود ‏دوران تاریخی را بازرسی کرد. اگر بررسی تاریخی بدون در نظر گرفتن جزئیات انجام شود، به نظر من یک کارغیر تخصصی و غیرتاریخی ‏انجام گرفته است. نسل امروز ایران و نسل‌های فردا نیاز دارند که گذشته خود را بدانند، به نکات مثبت آن ببالند و از نکات منفی آن درس بگیرند. ‏بنابراین باز شدن این جزئیات اهمیت خاص دارد.‏</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5070">خشونت درون‌گروهی در جریان‌های سیاسی چپ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گفتگوی سهیلا وحدتی با مازیار بهروز ، برگرفته از سایت نگاه نو، ششم ژوئن 2007</p>
<p>مازیار بهروز*، متولد سال 1337/1959 در شهر تهران است. او برای ادامه ی تحصیل در سال 1354/1976 به انگلستان و سپس به آمریکا رفته و در دانشگاه کالیفُرنیا در لوس‌آنجلس ‏‎(UCLA)‎‏ در رشته دکترای تاریخ تحصیل کرده و دانشنامه خود را درباره جریان‌های سیاسی ‏چپ در دوران معاصر ایران نوشته که به صورت کتابی با عنوان «شورشیان آرمانخواه»(1) به چاپ رسیده است. کتاب دوم او با عنوان تأملاتی ‏پیرامون تازیخ شورشیان آرمان خواه در سال 1385/2006 در تهران منتشر شد. مازیار بهروز مجرد است و هم‌اکنون به عنوان استاد یار در ‏رشته تاریخ در دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو تدریس می‌کند.‏<br />
وحدتی: من به عنوان یک فعال حقوق بشر، بازنگری ارزش‌های مبارزاتی را دارای اهمیت می‌دانم زیرا که شناخت و بازنگری این ارزشها به ما ‏کمک می‌‌کند که به تدریج از ارزش‌های خشونت‌آمیز فاصله گرفته و ارزش‌های سیاسی و اجتماعی همخوان با موازین حقوق بشر برای جامعه ‏بسازیم. به نظر شما به عنوان یک تاریخ‌پژوه، اهمیت این بازنگری آیا تاریخی است، یا سیاسی، یا حقوق بشری؟ و چرا نگاه دوباره به خشونت ‏درون گروهی در سازمان‌های سیاسی و بازنگری آنها اهمیت دارد؟ و این بازنگری تا چه حد سیاسی است؟‏<br />
بهروز: برای اینکه یک دوران تاریخی درسی باشد برای نسل‌های آینده باید جزئیات آن دوران مشخص شود. یعنی اینکه بدون جزئیات نمی‌شود ‏دوران تاریخی را بازرسی کرد. اگر بررسی تاریخی بدون در نظر گرفتن جزئیات انجام شود، به نظر من یک کارغیر تخصصی و غیرتاریخی ‏انجام گرفته است. نسل امروز ایران و نسل‌های فردا نیاز دارند که گذشته خود را بدانند، به نکات مثبت آن ببالند و از نکات منفی آن درس بگیرند. ‏بنابراین باز شدن این جزئیات اهمیت خاص دارد.‏<br />
این بازنگری از نظر من اول از همه تاریخی است. در واقع وقتی شما یک نگاه تاریخی می‌کنی، مواد خامی بوجود می‌آوری برای برداشت‌ها و ‏استفاده‌های دیگر. بنابراین، گذشته تاریخی مردم وقتی که ابعادش مشخص شد کاربردهایی در مسائل حقوق بشر و فرهنگی و سیاسی هم می تواند ‏داشته باشد‎.‎‏ ‏<br />
در عین حال به نظر من از یک جنبه سیاسی است، و آن اینکه چپ در سیاست آینده ایران نقش خواهد داشت. حالا این گرایش آینده‌ی چپ به چه معنا ‏خواهد بود، طول می‌کشد که تعریف شود. نظر شما هم درست است که مساله حقوق بشر است، و حقوق این افراد پایمال شده و خط مرز بین حقوق ‏بشر و سیاسی خیلی پررنگ نیست و به هم ارتباط دارد.‏<br />
ولی یک نکته‌ای را می‌خواهم به شما بگویم: من در مورد بررسی مساله قتل‌های درون سازمانی دریافتم که یک نوع فرهنگ سکوت برقرار است ‏که به مسائل سیاسی و جلوه بیرونی جریانهای سیاسی مربوط می‌شود که جلوی باز شدن مسائل سیاسی را می‌گیرد. این فرهنگ سکوت به نظر ‏من توام است با یک نوع ملاحظه‌کاری به این شکل که مسائل را روشن نکنیم چون بار قضیه بقدری منفی است که ضربه سیاسی‌اش سنگین است. ‏در صورتیکه به نظر من برعکس! با شکستن این فرهنگ سکوت است که می‌شود گذشته سیاسی را از لحاظ تاریخی باز کرد تا برای آیندگان ‏عبرت‌آمیز باشد.‏<br />
برای نمونه، آقای ماسالی مساله قتل‌های درون سازمانی را – منهای مساله پنجه‌شاهی- در سال 1985 در آلمان عنوان کرد ولی چون در خارج ‏کشور بود و این ماسالی بود که سخن می‌گفت، شاید کسی به این مساله توجهی نکرد به غیر از من که این مساله را در کتاب «شورشیان آرمانخواه» ‏عنوان کردم و حتی آن موقع هم مورد توجه قرار نگرفت تا اینکه کتاب به زبان فارسی ترجمه و در ایران پخش شد. بعد از چاپ کتاب در ایران ‏بود که تازه عکس‌العمل‌ها به این جریان شروع شد. یعنی تا موقعی که برای واقعیت این قتل‌ها خواننده گسترده پیدا نشد، سکوت شد. این همان ‏‏فرهنگ سکوت است که درباره‌اش با شما صحبت می‌کنم.‏<br />
وحدتی: منظور شما از اینکه بی توجهی به مساله به این دلیل بود که این ماسالی بود که قضیه را مطرح کرد، چیست؟<br />
بهروز: آقای ماسالی در یک کنفرانسی در آلمان در سال 1985 مساله قتل‌های درون گروهی را بیان کرد و سخنرانی ایشان با مدارکی که ارائه داد ‏در یک مجموعه چاپ شد که در کتاب شورشیان آرمانخواه به عنوان سند از آن استفاده کرده‌ام. ایشان مسئله را به عنوان یک فعال سیاسی که سابق ‏در ارتباط با سازمان فدایی بوده است طرح نمودند. گمان دارم بی توجهی به پرده برداری ایشان به این مسئله و اینکه طیف خوانندگان محدود بوده ‏مربوط می شود. ‏<br />
نمونه دیگرش آقای علیرضا محفوظی است که در سال 1987 در مجموعه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد مصاحبه‌ای کردند و شنیده‌های خودشان ‏را در مورد قتل پنجه‌شاهی بیان می‌کرد‌ند که من بعدا در سال 1992 مصاحبه‌ی ایشان را ‌خواندم و در کتاب شورشیان انعکاس دادم. شنیده‌های ‏آقای محفوظی چیزی نبود که فقط بین ایشان، و منبع ایشان، هاشم (آقای عباس هاشمی)، باشد. عده بیشتری از آن آگاهی داشتند ولی فرهنگ ‏سکوت جلودار بیان آن بود و آقایان محفوظی و ماسالی این همت را کردند و این مسائل را در سطح عمومی‌تری مطرح کردند که از آن طریق من ‏توانستم به عنوان منبع از آنان استفاده کرده و مساله را در سطح عمومی‌تری مطرح کنم. ‏<br />
جالب اینکه من پیش از چاپ کتاب شورشیان آرمانخواه، همانطور که در کتاب «تاملاتی پیرامون تاریخ شورشیان آرمانخواه»(2) توضیح داده ام، ‏نامه‌ای نوشتم به دو تن از افرادی که از قرار در این مورد اطلاع داشتند (یعنی آقایان حیدر و هاشم) و از آنان درخواست نمودم مسایل را روشن ‏سازند و این دو مرا بی‌پاسخ گذاشتند. در مقابل در مصاحبه با نشریه آرش شماره 79 و پس از چاپ کتاب شورشیان آرمانخواه، اطلاعات خود را ‏در سطح عموم مطرح کردند. این هم به نظر من باز‌می‌گردد به همان فرهنگ سکوت!‏<br />
وحدتی: لطفا در مورد آقایان ماسالی و محفوظی بفرمایید که موضع سیاسی و یا انگیزه بیان این مسائل از جانب آنان چه بود، بویژه آنکه از لحن بیان ‏شما به نظر می‌رسد که این موضع و یا انگیزه باعث شده که گفته‌های آنان با استقبال روبرو نشود.‏<br />
بهروز: فکر می‌کنم موضع سیاسی آنها در اینجا بی‌ربط است. انگیزه آقای ماسالی به عنوان یک فعال چپ قدیمی – ایشان با سازمان «وحدت ‏کمونیستی» بوده که پیش از انقلاب در پروژه تجانس با سازمان «چریکهای فدائی خلق» بوده – بررسی گذشته چپ بوده که مسائلی از جمله این ‏قتل‌ها را مطرح می‌کند.‏<br />
آقای علیرضا محفوظی پیش از انقلاب هوادار سازمان چریک‌های فدایی بوده و پس از انقلاب عضو سازمان. در سال 1361 در رهبری گروه ‏انشعابی «سوسیالیسم انقلابی» بوده که از اقلیت انشعاب کرد. ایشان خاطرات خودش را در این مورد به یک پروژه‌ای گفته که کارش صرفا ثبت ‏تاریخ شفاهی بوده. بنابراین برای من به عنوان یک پژوهنده تاریخ، جدا ازاینکه علاقه سیاسی آنها چه بوده، اطلاعاتی که اینها در سطح عموم ‏مطرح کردند با ارزش است و همانطور که گفتم، من کوشش کردم این اطلاعات را از طرق دیگر مورد بررسی قرار دهم که بی‌پاسخ ماندم وتصمیم ‏گرفتم با چاپ این اطلاعات بگذارم عکس‌العمل‌ها، واقعیت‌ها را بیرون بیاورد.‏<br />
وحدتی: اصولا خشونت درون گروهی چه شیوه‌هایی را در بر می‌گرفت: شکنجه، تهدید، کتک و تنبیه بدنی، یا تنها قتل؟<br />
بهروز: تا آنجایی که اطلاعات در دسترس هست، به غیر از تصفیه فیزیکی که ما نمونه‌هایش را در سازمان مجاهدین مارکسیست-لنینیست، ‏چریک‌های فدایی خلق پیش از انقلاب، و حزب توده در حول و حوش 28 مرداد 1332 می‌بینیم، دست کم من حضور ذهنم به یک نمونه دیگر ‏می‌رسد که در کتاب «برفراز خلیج»(3) ذکر شده که شکنجه و قتل یکی از اعضای مجاهدین درست قبل از تغییرات نظری که بعدا به سازمان ‏‏«پیکار در راه آزادی طبقه کارگر» معروف شد، هست.‏<br />
وحدتی: جریان این قتل چه بود؟<br />
بهروز: مورد اخیر به قرائت آقای نجات حسینی یکی از اعضای مجاهدین خلق بود که حول و حوش انشعاب به سازمان مارکسیست-لنینیستی (پیکار ‏در آینده) اتفاق افتاده. یکی از اعضای سازمان به دلیل رفتار مشکوک خود توسط یک عضو دیگر مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد و در این حین ‏کشته می‌شود. مشخص است که نمونه‌های دیگر مجازات بوده که به شکنجه و قتل ربطی ندارد، مثل خانه نشین کردن و موارد دیگر.‏<br />
وحدتی: بازتاب این قتل‌ها در زمانی که رخ داد در میان مردم و بویژه خویشان و نزدیکان افرادی که کشته شدند، چه بود؟ آیا آنها از اصل ماجرا با ‏خبر شدند؟<br />
بهروز: مردم در سطح عموم اطلاعاتی نداشتند. خانواده‌ها هم اطلاعات درستی نداشتند. دو نمونه برای شما ذکر می‌کنم. یکی قتل حسام لنکرانی ‏توسط خسرو روزبه بود که به برادران و خانواده‌اش گفته شد که حسام را به خارج کشور فرستادند. نمونه دوم قتل عبدالله پنجه‌شاهی بود که تا جایی ‏که آگاهی دارم، اطلاعات نادرستی به خانواده‌اش دادند و فکر کنم گفتند که در درگیری کشته شده است. تا زمان چاپ کتاب شورشیان، مردم در ‏سطح عموم و حتا احتمالا خیلی از اعضای سازمان فدایی در این مورد آگاهی نداشتند.‏<br />
وحدتی: پس در حزب توده هم کسی جریان این قتل‌ها را نمی‌دانست؟<br />
بهروز: برخی اطلاعات بود ولی بررسی دقیق نشده بود. در مورد قتل حسام لنکرانی، هم از زبان خسرو روزبه در کتاب «کمونیسم در ایران»(4) ‏که سرهنگ علی زیبایی، شکنجه‌گر معروف ساواک پس از کودتای 1332 ویرایش می‌کند، آورده شده، و هم در کتاب خاطرات کیانوری در این ‏مورد صحبت شده و هم در کتاب من متهم می کنم دکتر کشاورز که درست قبل از انقلاب منتشر شد(5). شاید انصاف باشد که این را بگویم که ‏قتل لنکرانی از این قرار بود که ایشان معتاد بود و حزب را تهدید می‌کرده و درخواست پول می‌کرده و مساله امنیتی بوجود آورده بوده و حزب بین ‏تصمیم اینکه ایشان را به خارج کشور بفرستد یا به قتل برساند، دومی را انتخاب کرد که بنظر می‌آید راه آسانتر بود.‏<br />
وحدتی: آیا خشونت و قتل درون گروهی تنها به گروه‌های چپ محدود می‌شود؟<br />
بهروز: یکی از مشکلات گروه‌های مذهبی پیش از انقلاب این بود که عمر فعالیت سازمانی نسبتا کوتاهی داشتند. مثلا فدائیان اسلام واقعا کارشان با ‏قتل کسروی در سال 1946 میلادی شروع و با کودتای 28 مرداد در سال 1332 تمام می‌شود. موتلفه هم یک بار مصرف بود. یک قتل انجام دادند، ‏ترور منصور، و گروه از هم پاشید.‏<br />
می‌توان به دوران پیش از جنگ جهانی دوم برگشت و نهضت جنگل یا به دوران مشروطیت نگاه کرد، ولی الان حضور ذهن ندارم. اما به نظرم ‏شرایط بیرونی در هیچکدام از دورانها در حد فشارهای دوران مشی چریکی نبود. بهر حال من بررسی مشخصی روی گروه های مذهبی بجز ‏مجاهدین نکرده ام. ‏<br />
وحدتی: این خشونت درون گروهی به نظر شما تا چه حد از فرهنگ اجتماعی ما ریشه می‌گیرد، و به چه میزان متاثر از فرهنگ سیاسی رایج در ‏آن دوران است، مثلا مبارزات آزادیخواهانه و برابری‌طلبانه در دیگر کشورهای در حال توسعه؟<br />
بهروز: به نظر من دشوار است که بتوان این حد را با شکلِ درصدی مشخص کرد. من معتقدم که این هر دو تاثیر داشته. در کتاب شورشیان ‏آرمانخواه گفتم که فرهنگ استالینی – یعنی مخدوش کردن خط مورد امنیتی با مورد اختلاف نظری، بدین معنا که هر اختلاف نظری، امنیتی هم ‏هست و به عکس &#8211; مسلما یک عامل مهمی در برخورد به مشکلات درون سازمانی بوده. منظور من این است که وقتی شما شیوه‌های برخورد ‏درون حزبی شوروی را در زمان استالین درست می‌دانی، مسلم است که این نوع برخوردها را به درون سازمان خود نیز بیاوری.‏<br />
در مورد فرهنگ خشونت در جامعه‌ی ما، من فکر می‌کنم در این مورد به یقین این یک عامل است ولی باید از طریق یک جامعه‌شناس مورد ‏بررسی قرار گیرد و نه تاریخ‌پژوه. شاید تاریخ پژوه بتواند بر اساس کار جامعه‌شناس استفاده‌های مثبتی برای کار پژوهشی خود انجام دهد.‏<br />
وحدتی: کدام یک از این گروه‌ها، تا جایی که شما آگاهی داری، به گذشته خود نگاه دوباره داشته و ارزش‌های مبارزاتی خود را بازنگری کرده و ‏مورد نقد قرار داده و آگاهانه تلاش کرده که از آنها فاصله بگیرد؟ ‏<br />
بهروز: به نظر من نمی‌آید هیچکدام از این گروههایی که من مورد بررسی قرار داده‌ام، چنین کاری کرده باشد.‏<br />
وحدتی: این قتل‌های درون گروهی که شما از آنها آگاهی داری، بطور خلاصه در چه سازمان‌های سیاسی و به چه تعدادی رخ داده است؟<br />
بهروز: سه سازمان چپ هست که پیش از انقلاب قتل درون گروهی داشته است که بطور خلاصه کارنامه آنها در این زمینه این است.‏<br />
حزب توده ‏<br />
پنج فقره قتل درون سازمانی که از سال 1331 به بعد انجام گرفت و در اقرار های روزبه و خاطرات کیانوری و کتاب دکتر کشاورز منعکس گردیده ‏و در کتاب شورشیان ثبت گردیده است. معروف ترین این قتل ها حسام لنکرانی بود. ‏<br />
سازمان چریک‌های فدائی خلق<br />
تا آنجا که من اطلاع دارم، چهار مورد بین سالهای 1352-1355 خورشیدی، به علاوه ی یک مورد قتل یکی از اعضاء سابق به دلیل همکاری با ‏پلیس (که سازمان رسما اعلام کرد) و البته مورد قتل پنجه شاهی. ‏<br />
در دوران بعد از انقلاب نیز جناح اقلیت فداییان در سال 1364 خورشیدی، نزدیکیِ روستای گاپیلون در کردستان ایران یک مورد زد و خورد ‏مسلحانه داشتند که به اختلافات درون گروهی مربوط می شد و موجب قتل تعدادی شد.‏<br />
سازمان مجاهدین مارکسیست-لنینیست یا پیکار در راه آزادی طبقه کارگر<br />
در این رابطه نیز باید به همان تصفیه معروفِ شریف واقفی و صمدیه لباف اشاره کرد که اکنون ابعادش بیش و کم مشخص شده است.‏<br />
موردی که آقای نجات حسینی به آن اشاره دارد و توسط آقای حق شناس تأیید شده است به مجاهدین قبل از انشعاب 1354 خورشیدی مربوط ‏می‌شود، اگر چه عامل اصلی شکنجه و قتل یکی از اعضاء این سازمان (محسن فاضل) بعدها به مجاهدین مارکسیست-لنینیست پیوست.‏<br />
در مورد سازمان مجاهدین بعد از انقلاب نیز مدارک قابل توجهی از سوی اعضاء سابق انتشار یافته مبنی بر وجود زندان و شکنجه در پایگاه‌های ‏این سازمان در عراقِ دوران صدام که نیاز به بررسی‎ ‎دقیق و‎ ‎کارشناسانه دارد.‏<br />
وحدتی: آیا در مورد قتل‌های درون گروهی «حزب توده ایران» و «سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر» همه چیز روشن است؟ آیا سازمان ‏‏«چریک‌های فدایی خلق ایران» تنها سازمانی است که هنوز حقیقت فاش نشده یا انکار شده درباره قتل‌های درون گروهی دارد؟ و اگر آری، چرا ‏چنین است؟<br />
بهروز: به نظرمی آید سازمان‌هایی که پیشینه چریک‌های فدایی خلق دارند و نیز سازمان مجاهدین خلق ایران- بویژه پس از انقلاب – دو ‏مجموعه‌ای هستند که از این زاویه خاص به گذشته خود برخورد کاملی نکرده‌اند. شاید علت آن این باشد که این دو جریان چه به لحاظ واقعی و چه ‏به خاطر مسائل تخیلی، برای خود فعلیت قائلند و خود را در روندهای سیاسی آینده ایران عامل مهمی می‌دانند. ‏<br />
در دو مورد حزب توده و سازمان پیکار، شاید به علت متلاشی شدن یکی و بی‌ربط شدن دیگری اینگونه ملاحظات توسط افرادی که زمانی ‏وابستگی سازمانی داشته اند کمتر باشد. ‏<br />
وحدتی: یعنی این دو – حزب توده و سازمان پیکار &#8211; به گذشته خود برخورد کرده‌اند یا نه؟ یا اینکه هنوز برخوردی نشده، اما دیگر حقیقت ‏پنهانی در مورد آنها باقی نمانده؟<br />
بهروز: ما نمی‌توانیم نظر بر حقیقت پنهان بدهیم اگر قبول کنیم که پنهان است. ولی آنچه که مسلم است، بازیگران این دو جریان شاید بتوان گفت ‏موفق‌تر بوده‌اند که از آن فرهنگ سکوت فاصله گیرند. برای نمونه، قتلی که در کتاب آقای نجات حسینی «بر فراز خلیج» از آن پرده برداشته ‏شد، حقیقتی پنهان بود. ولی پس از پرده‌ برداری، ابعاد آن توسط یکی از بازماندگان سازمان پیکار –یعنی آقای تراب حق‌شناس – در شماره 79 ‏نشریه آرش مشخص شد و ایشان در طی مصاحبه این مساله را روشن کرد.‏<br />
اما نمی‌توانم همین نظر را برای نمونه درباره قتل پنجه‌شاهی بدهم.‏<br />
وحدتی: شما در مسیر پژوهش خود به چه جزئیات مشخصی درباره قتل پنجه‌شاهی برخورد کردی؟<br />
بهروز: پس از چاپ کتاب شورشیان آرمانخواه، برخوردهایی که به طرح مساله توسط من شد، و تجلی آن در نشریه آرش شماره 79 آمد، اطلاعات و ‏جزئیات بیشتری نمایان شد. برای نمونه، من طرح کرده بودم بر اساس اطلاعاتی که از مصاحبه آقای محفوظی بدست آورده بودم، قتل پنجه‌شاهی ‏سیاسی بوده و بعدا ادعا شد که به خاطر مسائل عاطفی بوده. بهرحال مسائل عاطفی بخشی از دلایل پشت پرده قتل بوده است. حال مساله‌ای که پیش ‏می‌آید این است که آیا این قتل صرفا بخاطر مسائل عاطفی بوده یا هم سیاسی و هم عاطفی. ‏<br />
دلیل اینکه من اصرار دارم که این قتل احتمالا هم به دلایل سیاسی بوده و هم عاطفی، این است که اگر صرفا عاطفی بوده، می‌توان تصور کرد که ‏قتل توسط یکی از اعضای رهبری به شکل خودسرانه انجام گرفته. ولی اگر مسائل سیاسی هم درگیر بوده است، سخت است تصور شود که یک ‏مجموعه‌ای از رهبری در این تصمیم‌گیری درگیر نبوده باشد. آنچه به نظر می‌آید این است که قتل در بطن یک بحران سیاسی انجام گرفته که همان ‏انشعاب گروه بیگوند بوده که بیشترشان در شاخه اصفهان بودند که پنجه‌شاهی در آنجا سرشاخه بوده، یعنی مسئولیت شاخه اصفهان را به عهده ‏داشته است ولی معلوم نیست رابطه و تمایلش به گروه منشعب در چه حدی بوده است. ‏<br />
وحدتی: حالا فرض کنیم افرادی یافت شده و مسئولیت فردی این گونه تصمیم‌گیری‌ها درباره‌ی یک قتل درون گروهی و یا اجرای آن را به عهده ‏گیرند. در آن صورت شما فکر نمی‌کنی که در این شرایطی که افراد دیگر کشته شده‌اند، و یا تحت فشار فرهنگ سکوت حاضر به گفتگو نیستند، ‏فرد با قبول مسئولانه نقش خود در واقع زیر بار عظیمی از جرم و گناه می‌رود که همه‌اش حق او نیست زیرا تصمیم به قتل در شرایطی گرفته شده ‏که نه تنها قتل و ترور عملی شجاعانه و قهرمانه شناخته می‌شده، بلکه فرد بخشی از یک جریانی بوده که این فرهنگ بر آن حاکم بوده و شاید خود ‏این تصمیم‌گیری نیز محصول آن فرهنگ سازمانی بوده. منظور من این است که شما فکر نمی‌کنی که باید شرایط لازمی فراهم شود، و فرهنگ ‏سکوت به گونه‌ای شکسته شود که فردی که مسئولیت می‌پذیرد، به خاطر این شهامت تقدیر شود و در واقع قربانی شهامت خود نشود، و مثلا قربانی ‏سرزش دیگران نشود یا از صحنه فعالیت سیاسی طرد نشود. نظر شما درباره فضای سیاسی کنونی در میان نیروهای چپ و پیامدهای احتمالی ‏شکستن فرهنگ سکوت و نقد عملکرد گذشته توسط دست‌اندرکاران این قضیه چیست؟ و گذشته از آن، مسئولیت گروهی آن سازمان در این میان چه ‏می‌شود، حتی اگر افراد رهبری امروز هیچکدام در آن زمان حتی عضو سازمان نبوده‌ باشند؟‏<br />
بهروز:‏‎ ‎سخن شما اشاره به واقعیاتی دارد که پاسخ به آنان کار ساده ای نیست. اجازه بدهید اینگونه آغاز کنم: توسل به قهر در مبارزات ضد شاهی ‏به نظر من عملِ شجاعانه ای بود. اعمال قهر را نمی توان با یک حکم کلی برای تمام جوامع در تمام دورانها رد کرد. من به نوبه ی خود مشی ‏چریکی را در دو کتاب نقد کرده ام و به جوانب مثبت و منفیِ آن اشاره نموده ام. نسلی که در برابر نظام شاهنشاهی با اعمال قهر قد علم کرد، نسلی ‏بود از گُردان و دلیرانِ ایران و کارشان غلط نبود.‏<br />
اما در کنار این واقعیت، این دوران شامل نکات و اعمال منفی و غلطی بود که حتا در آن زمان شجاعت به حساب نمی آمد و مورد مخالفت خودِ ‏فعالین بود. ‏<br />
در پاسخ شما شاید باید پرسید از کجا باید شروع کرد؟ آن شرایط لازم مورد اشاره شما آیا می تواند بدون هویدا شدن واقعیات فراهم شود؟ از ‏برخی از موارد مورد بحث سالها و دهه می گذرد و دست اندر کاران آ ن دوران به نظر نمی آید عجله ای در کار داشته باشند. به گمان من برای ‏بوجود آوردن آن شرایط لازم باید واقعیات را در حد ممکن روشن ساخت و در انتظار ماند تا عینیات بر ذهنیات تاثیر گذاشته و شرایط لازم برای ‏تحول در فرهنگ را بوجود آورد.‏<br />
در مورد مسئولیت گروهی یک سازمان، پاسخ با پژوهنده‌ی تاریخ نمی تواند باشد. شاید زمانی که گذشته در حد مقدور و ممکن بازسازی شد، ‏فرهنگ برخورد با گذشته نیز شکل گیرد. ‏<br />
وحدتی: شما از عبارت قتل عاطفی استفاده می‌کنی که معنی ندارد. اینگونه قتل در واقع ناموسی است. چرا شما از بکارگیری عبارت قتل ‏ناموسی پرهیز می‌کنی؟<br />
بهروز: منظور من البته قتل به دلیل مسایل عاطفی است. به این دلیل پرهیز می‌کنم که هیچکدام از دو طرف درگیر در آن جریان عاطفی به ‏ناموس افرادی که متهم به شرکت در قتل هستند ارتباط نداشتند. البته ما از چند و چون رابطه ی عاطفی ای که بخشا منجر به قتل پنجه شاهی شد ‏خبر نداریم. برای نمونه نمی دانیم چرا بلایی بر سر خانم ادنا ثابت نیامد! ‏<br />
‏ به نظر من ناموس یک بار ارتباط خویشاوندی دارد. درست است که یک سازمان سیاسی نوعی خویشاوندی هم در درون خود دارد، ولی این ‏خویشاوندی با خویشاوندی‌ای که مسائل را می‌تواند ناموسی کند، تفاوت دارد.‏<br />
وحدتی: اما مساله ناموس در واقع به بار آبرو در زمینه رفتار جنسی ربط دارد و فقط به خویشاوندان محدود نمی‌شود. حکومت جمهوری اسلامی که ‏به خاطر زنا سنگسار می‌کند در واقع قتل ناموسی به فجیع‌ترین شیوه انجام می‌دهد.‏<br />
بهروز: من معتقد نیستم که سنگسار به خاطر زنا محصنه قتل ناموسی است.‏<br />
وحدتی: پس چیست؟<br />
بهروز: به نظر من این حد شرعی است و به نظر من حد شرعی با قتل ناموسی متفاوت است. به عنوان نمونه، ما در بسیاری از کشورهای ‏اسلامی و جامعه‌های اسلامی در کشورهای فرنگ، برمی‌خوریم به مواردی که افراد مذکر خانواده، افراد مونث خانواده را به خاطر روابط جنسی ‏به قتل می‌رسانند. من این را ناموسی می‌دانم و آماده نیستم مفهوم ناموس را به ابعاد جامعه و نظام قضایی در سطح ملی گسترش دهم.‏<br />
وحدتی: یعنی واقعا شما مفهوم ناموس را در چارچوب کوچکتر خانواده می‌پذیری و قبول داری؟ البته سنگسار قتل ناموسی است، ولی اسم ‏‏مجازات و حد شرعی می‌گیرد. وقتی که ناموس با چارچوب مقرر شده یا شرعی رابطه جنسی تعریف می‌شود، تجاوز به ناموس به معنای ‏تخطی از آن چارچوب است، و این تخطی به معنای تجاوز به ناموس همه کسانی است که به آن چارچوب اعتقاد دارند. به همین دلیل است که وقتی ‏دختر کردی در ماه گذشته در کردستان عراق بخاطر رابطه جنسی با پسری خارج از چارچوب مقرر شده توسط افراد محلی سنگسار می‌شود، فقط ‏خانواده او نیستند که در سنگسار شرکت می‌کنند، بلکه جمع مردم آن محل در این قتل ناموسی شرکت می‌کنند. مساله ناموسی در قتل پنجه‌شاهی از ‏آنجایی مطرح می‌شود که ادعا شده که نیروهای امنیتی رژیم شاه می‌توانستند از این رابطه غیرشرعی بهره‌برداری تبلیغاتی کنند. این قتل حتی اگر ‏به خاطر حفظ آبروی سازمان در زمینه رابطه جنسی بوده، پس ناموسی است، زیرا در واقع برای حفظ آبروی ناموسی سازمان در مقابل مردم و ‏رژیم بوده، یعنی اینکه سازمان به چنین آبروی ناموسی باور داشته است. اگر مساله ناموسی نبود، چه جنبه‌ای ازآن مورد بهره‌برداری تبلیغاتی ‏قرار می‌گرفت، جنبه عاطفی آن؟<br />
بهروز: اولا ما نمی‌دانیم قتل پنجه‌شاهی که بخشا بخاطر مسائل عاطفی اتفاق افتاده از چه زاویه‌ای انجام گرفت و برای نمونه آیا از ایشان خواستند که ‏به عقد و ازدواج ادنا ثابت دربیاید و ایشان مخالفت کرد یا مسائل دیگری در کار بود. همانطور که من به شما گفتم، من معتقدم که قتل پنجه شاهی ‏فقط به خاطر مسائل عاطفی نبوده ولی حتی ابعاد عاطفی آن هم برایم روشن نیست.‏<br />
نکته دوم اینکه بنظر میاید من و شما سر استفاده از مفهوم ناموس کمی با هم اختلاف داریم. من در مورد قتل آن دختر در کردستان عراق با ‏جزئیاتش آشنا نیستم. اما آنچه که می‌دانم این است که برای انجام حد شرعی، نوعی تشریفات و روندهای قضایی درگیر است که شامل حضور شاهد ‏یا اقرار متهم و بالاخره صدور حکم قضا است. ما می‌توانیم با این روندهای شرعی موافق نباشیم ومن بخصوص نیستم. ولی نمی‌توانیم بگوییم ‏مراحل قضایی در حد شرعی وجود ندارد.‏<br />
در مورد قتل ‌ناموسی، مراحل قضایی بنظر نمی‌آید اساس انجام حکم باشد. به عنوان نمونه می‌شنویم که برادری خواهری را، یا پدری دخترش را به ‏خاطر مسائل ناموسی به قتل رساند. این نوع قتل که می‌تواند اصلا به شرع ارتباط نداشته باشد و صرفا در چارچوب عرف انجام گیرد. و یا در ‏چارچوب برداشت فرد غیرمتخصص از شریعت انجام پذیرد.‏<br />
وحدتی: یعنی اگر قتل ناموسی چارچوب قضایی پیدا کند، کما اینکه در جمهوری اسلامی پیدا کرده، و زیر نظر قاضی و متخصص قضایی انجام ‏شود، دیگر نام قتل ناموسی نخواهد داشت؟ شما خوب می‌دانی که شکنجه هم در جمهوری اسلامی حدشرعی خوانده می‌شود!‏<br />
بهروز: من فکر می‌کنم تا زمانی که نوعی توافق کلی بر سر مفاهیم صورت نگرفته است باید در استفاده از آنان دقت شود. من مساله قتل ناموسی را ‏محدود به همان نمونه افراد خویشاوند می دانم. توجه داشته باشیم که سازمانهای مدافع حقوق بشر که هر نوع اعدامی را قتل به حساب می آورند، ‏موفق شده اند پس ا ز دهه ها تبلیغ و بحث بخشی از جهان را با نظر خود موافق سازند ولی هنوز بسیاری از جوامع، مانند آمریکا، ایران، چین و ‏غیره، همچنان اعدام را تنبیه و نه قتل به حساب می آورند. ‏<br />
‏در مورد شکنجه، مفهوم آن در سطح بین المللی مورد توافق است. حتا دولت آقای بوش که کوشش در باز معنی مفهوم شکنجه داشت، دیدیم که ‏ناموفق ماند. بنابراین من اگر چه با شما سر مسئله ی شکنجه موافقم اما آمادگی چنین توافقی را در مورد دیگر ندارم. شاید بعد از طرح بحث و ‏رسیدن به نوعی اجماع در سطح جهانی بشود مفهوم شما را قبول کرد ولی نه در این مرحله. شخصا مشکلی با تغییر نظر در این مورد ندارم اما ‏مانند هر مسئله دیگری نیاز به قانع شدن دارم.‏<br />
وحدتی: شما به عنوان یک تاریخ پژوه، ضرورت بازنگری و نقد ارزشی عملکرد گذشته را بیان کردی، و این اختلاف نظر ما هم شاید یک مورد ‏دیگری است که نشان می‌دهد عملکرد گذشته باید نقد ارزشی شود. اما مسئولیت بازنگری ارزشی به گذشته را در اینگونه موردهای مشخص ‏سازمانی بر دوش چه افراد حقیقی یا حقوقی می‌دانی؟ مثلا رهبری کنونی سازمان های برخاسته از چریک‌های فدایی خلق؟ یا افراد مشخصی که ‏درگیر بوده‌اند؟ یا همه اعضای سازمان؟ یعنی آیا ما اصلا صحبتی از بار مسئولیت این خشونت‌ها باید داشته باشیم، و اگر آری، این بار بر دوش ‏کیست یا چه کسانی می‌توانند درباره آن تصمیم بگیرند؟<br />
بهروز: من فکر می‌کنم اول از همه تصمیم را باید نسل آینده بگیرند. اینها همه برای آن نسل است که با دانستن گذشته خودش راه آینده برایش روشن ‏می‌شود. در مورد نسلی که این اتفاقات برایش رخ داده، به نظر من خیلی بستگی به شهامت و صداقت افراد دارد. و یک مقدار هم به اهمیتی که اینها ‏برای نسلهای بعدی قائلند. ما که تاریخ جنبش جنگل را خودمان ندیدیم، پدرانمان هم ندیدند، پدربزرگ‌هایمان دیدند، ولی هنوز برای ما درس دارد و ‏اگر همین پژوهشهایی که در مورد آن دوران شده در دسترس ما نبود، برای ما نیز درسی برای فراگیری وجود نمی داشت. برای اینکه نسلهای آینده ‏بتوانند برای یافتن راهکارهای کم خطا تر آماده باشند نیاز دارند تاریخ بدانند و از آن عبرت گیرند. چگونه می توان از تاریخ کشور یا مردمی سخن ‏گفت بدون پرداختن به جنبه های مختلف و در جزئیات؟ پاسخ روشن است: نمی توان! ‏<br />
وحدتی: آقای بهروز، از شما به خاطراین مصاحبه صمیمانه سپاسگزارم.‏<br />
‏(1) مازیار بهروز، شورشیان آرمانخواه: ناکامی چپ در ایران (تهران: ققنوس،1380)‏<br />
‏(2) مازیار بهروز، تاملاتی پیرامون تاریخ شورشیان آرمانخواه در ایران (تهران: اختران، 1385) ‏<br />
‏(3) محسن نجات حسینی، بر فراز خلیج (تهران: نشر نی، 1379)‏<br />
‏(4) سرهنگ علی زیبایی، کمونیسم در ایران (مکان و نام انتشارات نامعلوم، 1343 )‏<br />
‏(5) فریدون کشاورز، من</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5070">خشونت درون‌گروهی در جریان‌های سیاسی چپ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5070/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آرمیک جاسمیان مسیحی ۹۴ درصد غنی شده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4823</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4823#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Apr 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تلاشهای ضد جداشده ها]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض و افشاگری نسبت به عملکرد مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فرا فکنی های مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/04/29/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%da%a9-%d8%ac%d8%a7%d8%b3%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c-94-%d8%af%d8%b1%d8%b5%d8%af-%d8%ba%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>این چماقدار سعی میکند نشان دهد که چگونه یک باصطلاح مسیحی غنی نشده، که هر روز هم برای دعا کردن به کلیسا می رود را می توان در باتلاق مجاهدین غنی کرد که حتا کلمات مجاهدین را بتواند کلمه به کلمه بکار ببرد و همچنان از مسیح هم سخن بگوید و روحیه بگیرد!.  آرمیک جاسمیان، مسیحی کذایی سابق و غنی نشده ای است که که هر روز قبل از رفتن به سرکارش به کلیسا می رود تا دعایی کرده! شمعی روشن بکند! و به چهره مسیح نگاهی بیاندازد! تا خود را برای کسب و آغاز روزی جدید با آرامش روحی آماده بکند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4823">آرمیک جاسمیان مسیحی ۹۴ درصد غنی شده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>جابرزاده انصاری چماقدار، مسئول غنی سازی هواداران از1 درصد به 94 درصد (یا مجاهد مدل 86) هستند و با اسامی مختلف از قبیل آرمیک جاسمیان، ساسان محمودی، آ.ج. و&#8230;<br />
این چماقدار سعی میکند نشان دهد که چگونه یک باصطلاح مسیحی غنی نشده ، که هر روز هم برای دعا کردن به کلیسا می رود را می توان در باتلاق مجاهدین غنی کرد که حتا کلمات مجاهدین را بتواند کلمه به کلمه بکار ببرد و همچنان از مسیح هم سخن بگوید و روحیه بگیرد!.<br />
آرمیک جاسمیان، مسیحی کذایی سابق و غنی نشده ای است که که هر روز قبل از رفتن به سرکارش به کلیسا می رود تا دعایی کرده! شمعی روشن بکند! و به چهره مسیح نگاهی بیاندازد! تا خود را برای کسب و آغاز روزی جدید با آرامش روحی آماده بکند. حال بعد از غنی شدن به عنصری تبدیل می شود که حتا کلماتی را بکارمی برد که مو به مو استفراغات ایادی تروریستهای مجاهدین است. تصورش را بکنید اگر این آرمیک جابرزاده جاسمیان غنی شده، روزی به آن کلیسای کذایی برود و تنها یک درصد از این کلمات را در آن کلیسا بالا بیاورد، آیا بار دیگراو را به کلیسا راه خواهند داد.<br />
به نمونه هایی از کلمات غنی نشده آرمیک جاسمیان دقت بکنید:<br />
هر روز قبل از رفتن بر سر کارم، سر راه به یکی از کلیساهای قدیمی می رفتم<br />
شمعی روشن کرده ودعا می نمودم.<br />
به نمونه هایی هم از کلمات غنی شده آرمیک جاسمیان دقت بکنید:<br />
سیمای مجاهدین ومقاومت ایران پیام آزادی ، رحمت ورهائی و وحدت<br />
ستون فقرات استراتژی راه حل سوم<br />
دجالیت آخوندی و ماموران آنها چه تحت نام مسیحی و چه اجاره ای وچه زن کش و چه آبدارچی و&#8230;<br />
تزریق گازمزدوری<br />
ماموران اعزام شده است بخارج که گویا اتیکت مسیحی هم دارد<br />
سانتریفوژ دنائت و دجالیت<br />
شام آخر تواب سازی<br />
شام آخر اضمحلال وسرنگونی<br />
خواب وخیالهای ضد بشری هیولای تروریستی مذهبی ملایان<br />
فاشیسم آخوندی<br />
اینها نمونه هایی ست که جابرزاده ازیک عنصر غنی شده انتظار دارد اگر کسی به این درجه غنی نشده باشد نباید او را هوادار نامید.<br />
در سال 1370، آقای سعید شاهسوندی بعد از تحمل 3 سال زندان به آلمان آمده بودند، من درانجمن این باند در نروژ- اسلو مسئول صنفی بودم. یک روز هاله پورکرامتیان عضو شورای رهبری رجوی و مسئول وقت انجمن نروژ، مرا به دفترش خواست و گفت که این شاهسوندی تیرخلاص زن و مزدور با رادیو آمریکا برعلیه سازمان مصاحبه کرده و من از تو می خواهم که به رادیو آمریکا زنگ بزنی و وانمود بکنی که از خانواده شهدا هستی و همچنین وانمود بکنی که از ایران تماس می گیری روی این دو مورد تاکید داشت. من به اتفاق او به اتاق دیگری رفتیم. هاله شماره تلفن رادیو آمریکا را گرفت و گوشی را به من داد از آنطرف کسی جواب داد بفرمائید و من نیز طبق برنامه ریزی قبلی خودم را با یک اسم جعلی معرفی کردم وگفتم از خانواده شهدا هستم و اعتراض خودم را به مصاحبه با شاهسوندی بیان کردم. در مقابل کسی که با من صحبت می کرد به من گفت: ببین من می دانم تو از ایران زنگ نمی زنی ولی نظرت را بگو و همچنین از من سئوال کرد که به کدام قسمت از مصاحبه شاهسوندی اعتراض دارم. من با عصبانیت و اصرار به او می گفتم که من از ایران تماس می گیرم دراین لحظه هاله پورکرامتیان مکالمات ما را گوش می داد با اشاره به من گفت که به او فحش بدهم! و من نیز با اشاره به هاله فهماندم که از اطاق بیرون برود تا من چند فحش آبدار به او بدهم. دریک لحظه بخود آمدم که چکار دارم می کنم. من که اصل مصاحبه را نشنیدم و به دروغ وانمود می کنم که هم از اعضای خانواده شهدا هستم و هم از ایران تماس می گیرم. گوشی تلفن را گذاشتم و به اتاق هاله رفتم. از هاله سئوال کردم که آیا خود او مصاحبه شاهسوندی را گوش داده یا نه ؟ او گفت اولا گوش ندادم و ثانیا احتیاجی به گوش دادن حرفهای یک مزدور نمی بینم و در ادامه رو به من کرد و گفت چرا حقش را کف دستش نگذاشتی ؟ آن مزدور برعلیه سازمان لجن پراکنی می کند و تو به راحتی از حق رهبری می گذری. تو باید آنقدر به او فحش می دادی تا او تلفن را قطع بکند نه تو و درادامه به من گفت : جعفر توهنوز مجاهد نشده ای!<br />
هاله پورکرامتیان راست می گفت من نیز در آن زمان هنوز به درجه ای که آنها نیاز داشتند غنی نشده بودم و به دلایل مختلف ازآنها فاصله گرفتم و خواستم انسانیت و شرافتم را حفظ بکنم و آرمیک جابرزاده غنی شده نباشم.</p>
<p> نگاه نو، بیست و هشتم آوریل 2007<br />
http://www.negaheno.net</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4823">آرمیک جاسمیان مسیحی ۹۴ درصد غنی شده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4823/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زمان لیفزنی تانک ها</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4817</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4817#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Apr 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فریب]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/04/28/%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d9%8a%d9%81%d8%b2%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d9%86%da%a9-%d9%87%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>با سرنگونی رژیم صدام حسین نیز سازمان مجاهدین خلق همانگونه که بارها پیشبینی شده بود چون حبابی ترکید و با ارتش آزادیبخش و شورای مقاومتش در سرداب غیبت سامره، همانجایی که رجوی در سال ۱۳۷۲ آرم سازمان مجاهدین را تقدیم امام زمان کرده بود، فرو رفت.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4817">زمان لیفزنی تانک ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>معرفی و بررسی کتاب </p>
<p>در دو دهه گذشته تحولات جهانی سبب شدند تا کشورمان ایران از شر وجود دو همسایه زورگو، متجاوز و خطرناک رهایی یابد. نخست امپراتوری شوروی که زیر فشار هزینه مسابقه تسلیحاتی و در واقع بیشتر به دلایل ناهنجاریها و نارساییهای درونی ازهم پاشید و سپس دولت بعثی عراق که در نتیجه سیاستهای اشغالگرانه خود پس از حمله به دو کشور همسایه ایران و کویت سرانجام بدست نیروهای بین المللی به گور سپرده شد. </p>
<p>همراه با رفع خطر نیروی نظامی این دو همسایه که ملتمان از هر دو صدمات فراوان دید چه در قضیه اشغال آذربایجان توسط ارتش سرخ و چه در جریان جنگ هشت ساله از رژیم عراق، دو بازوی به ظاهر ایرانی آن دو رژیم در ایران نیز رسواتر و بی اثر تر شدند. با نابودی اتحاد جماهیر شوروی حزب توده ایران پدر و ارباب خود را از دست داد و چون استری پاشکسته و چشم از دست داده در نیزار بیهویتی درغلتید، و با سرنگونی رژیم صدام حسین نیز سازمان مجاهدین خلق همانگونه که بارها پیشبینی شده بود چون حبابی ترکید و با ارتش آزادیبخش و شورای مقاومتش در سرداب غیبت سامره، همانجایی که رجوی در سال </span><span>۱۳۷۲</span><span> آرم سازمان مجاهدین را تقدیم امام زمان کرده بود، فرو رفت. </p>
<p>نابودی دو همسایه کفتار صفت مان سبب شد تا آرشیوهای اسناد محرمانه وزارت خارجه و دستگاه های امنیتی شان تا حدی گشوده شود و پرده از روی گوشهای از نوکر صفتی و خیانت و خودفروشیهای تودهای و مجاهد برافتد. هرچند که تا افشای واقعی چهره این جماعت و شرح تبهکاریهایشان راه درازی در پیش داریم. </p>
<p>کتاب برای قضاوت تاریخ، متن مذاکرات مسعود رجوی با مسئولین اطلاعاتی عراق در زمان حکومت صدام حسین که توسط انجمن ایران اینترلینک منتشر شده است در خدمت ارائه تصویر واقعی رهبران سازمان مجاهدین خلق و رابطه شان با مقامات دولت عراق است که با تجاوز به ایران و ایراد خسارات مالی و تلفات جانی چند صد هزار نفری در جنگ هشت ساله به ما و سرزمینمان جای هیچ نوع شک و تردیدی در دشمنی و کینه توزی و نیت شومشان در نابودی ایران باقی نگذاشته اند. </p>
<p>کتاب برای قضاوت تاریخ در دو بخش تنظیم شده است. بخش نخست به تاریخچه سازمان تروریستی مجاهدین خلق، سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی عراق، مجاهدین از آغاز جنگ تا استقرار در عراق و مسایل درونی آن سازمان و مساله تهیه نوارهای ویدئویی کردار مجاهدین و مذاکرات رهبرانشان میپردازد. این بخش نتیجه دیدهها و تجربه های شماری از مسئولان پیشین سازمان مجاهدین است و در نتیجه سندیت و اعتبار لازم را دارد. بخش دوم یا بخش بزرگتر کتاب متن پنج بار مذاکره مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق با سپهبد صابر الدوری رئیس سازمان امنیت عراق و نیز سپهبد طاهر جلیل حبوش از فرماندهان دستگاه امنیتی عراق میباشد. </p>
<p>در مقدمه این کتاب ارزشمند و تاریخی میخوانیم که: تلاشی که حاصل آن پیش روی شماست، نمایانگر فضیحت یکی از دامهای فریبی است که آن نیز به نام خدا و خلق و سجاده و دلق مزین گشته است. این کتاب حاوی متن مذاکراتی ویژه همراه با سی دی آن که نمودار دیداری و شنیداری و عین فیلمهای این مذاکرات است و روایتگر مجموعه قرار و مدارها و بده بستانهای مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران از یکسو و مسئولان سرویسهای اطلاعاتی رژیم صدام حسین از سوی دیگر است&#8230;چنانکه از متن مذاکرات به دست میآید، رجوی علاوه بر سازمان مخابرات (امنیت) با دیگر دستگاههای اطللاعاتی امنیتی عراق از جمله استخبارات نظامی (اداره جاسوسی ارتش عراق) نیز مرتبط بوده است. مهدی ابریشمچی و عباس داوری، دو تن از سران فرقه رجوی، در غیاب وی مذاکرات مفصل دیگری با مقامات اطلاعاتی امنیتی رژیم صدام داشته اند&#8230;متنها عینا از روی نوارها پیاده و ترجمه شده است&#8230; و هیچ دخل و تصرفی صورت نگرفته است&#8230; </p>
<p>درباره دلیل و نحوه نواربرداری و شمار نوارهای موجود و محتوای آنها در نوشته جنگی برای نوارها از مهدی خوشحال آمده است که: از میان دستگاههای متعدد اطلاعاتی امنیتی عراق، سازمان مخابرات دستگاه اصلی بود و همین دستگاه بود که مامور شد تا در همه زمینه ها به امور گوناگون مجاهدین رسیدگی کند. سازمان مزبور، در کنار همکاریها و اعتمادسازیها، یک تیم زبده جاسوسی را مامور سندبرداری و فیلم برداری از اقدامات پشت پرده مجاهدین خلق کردند. قرار و مدارها و بندوبستهایشان با مقامات عراقی، در هر مکانی که صورت میگرفت، صدا برداری و فیلم برداری میشد. درهرجایی تجمع و شروع به داد وستد مخفی با ارباب عراقی میکردند، دوربینها از چند زاویه شروع به کار میکردند، دوربینهای واقعی و بی رحم. </p>
<p>مدت اقامت مجاهدین در عراق از </span><span>۲</span><span> سال بیشتر شد؛ آنها نزدیک به دو دهه در عراق ماندگار شدند. نوارها نیز مرتب پر میشد&#8230; تا اینکه تعداد نوارها به صدها حلقه رسید؛ نوارهایی که مقاصد واقعی رژیم عراق علیه مردم ایران و از آن سو ماهیت واقعی مجاهدین خلق را میتوانست به نمایش گذارد. مجاهدین خلق نه تنها به راحتی آب خوردن اطلاعات سری کشورشان را در اختیار عراقیها قرار میدادند، بلکه رهبرشان برای خوشرقصی نزد افسران اطلاعاتی عراق، نه تنها ایرانی بودنش را منکر میشد بلکه صریحا وطن خود را عراق و خون خود را هم عراقی میخواند و میگفت کسی است که به خدمت کردن برای عراقیها عادت کرده و تمایلی برای رفتن به ایران ندارد. </p>
<p>درواقع همانگونه که در این نوشته میآید رژیم بعثی عراق برای آنکه از مجاهدین در فردای پیروزی احتمالیشان بر رژیم جمهوری اسلامی و کسب قدرت در تهران اسناد خیانتی در دست داشته و بموقع خود بتواند خیانتهای آنان به منافع ملی ایران را دستاویزی برای باجگیری و تداوم نوکریشان سازد، از آنچه سران مجاهدین خلق گفته اند و کرده اند و قولش را داده اند نوار و فیلم گرفته و سند تهیه کرده است. اما روند رویدادها نه تنها مجاهدین را به تهران نرساند که رژیم صدام را نیز از بغداد راند. و اینگونه گشت که نوارهای این مذاکرات در اختیار تاریخ قرار گرفت تا ملتی به ژرفای خیانت و خودفروشی این گروه پی برد و بداند که جمهوری دمکراتیک اسلامی مجاهدین خلق تحفه ای بهتر از جمهوری اسلامی خمینی و خامنه ای نیست و برادران چه خلقی چه سنتی چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند. و آن کار دیگر چیزی جز خیانت به منافع ملی ایران نیست. </p>
<p>درمطلب مروری کوتاه به تاریخچه سازمان مجاهدی نوشته کریم حقی، که به سیر دگرگونی ایدئولوژیک و فراز و نشیب سیاسی سازمان مجاهدین از </span><span>۱۳۴۴</span><span> به بعد میپردازد، میخوانیم که مجاهدین از همان آغاز در پی برقراری حکومت اسلامی و حکومت متقین به عنوان بهترین تجسم آن بودند و دمکراسی مورد تبلیغ غرب را خرافه ای بیش نمیدانسته اند. تاثیر ایدئولوژیکی مائوئیسم و کاستریسم بر تاکتیکهای مجاهدین، توجیهات مجاهدین برای تبیین چرایی مبارزه مسلحانه، اعزام افراد سازمان به اردوگاههای نظامی الفتح، هواپیماربایی مجاهدین و بردن آن به بغداد، حمایت مادی و معنوی بازاریان هوادار جبهه ملی و مقلدان آیت الله خمینی از سازمان، ترور مستشاران نظامی آمریکا در ایران، اعلام رهبری وقت مجاهدین در تغییر ایدئولوژی سازمان از اسلام به ماتریالیسم و مارکسیسم و ترورهای درونی افراد انشعابی مجاهدین در این متن بررسی شده است. نویسنده همچنین در نگاه به کارنامه مجاهدین در دوران پس از انقلاب اسلامی، ایجاد جنبش ملی مجاهدین، انبار کردن هزاران هزار سلاح برای آمادگی جهت جنگ مسلحانه، اتحاد با سید ابوالحسن بنیصدر و برپایی </span><span>۳۰</span><span> خرداد </span><span>۱۳۶۰</span><span>، انفجار در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و نخست وزیری، عملیات انتحاری مجاهدین، ترورهای پاسداران، فرار بنی صدر و رجوی به پاریس وتاسیس شورای ملی مقاومت، ازدواج رجوی با همسر دوستش زیر نام انقلاب ایدئولوژیک و تعبیر آن به ایثار پیامبرگونه، رفتن به عراق و نیز عملیات پرتلفات فروغ جاویدان در حمله به خاک ایران را خاطر نشان ساخته و توضیح میدهد. کریم حقی در پایان مقاله خود مینویسد: در طول سالهای </span><span>۱۳۶۸</span><span> تا </span><span>۱۳۸۱</span><span> رجوی تلاش میکرد تا در کنار نوکرصفتی، مزدوری محض و اجابت تمنیات صدام و دستگاههای امنیتی اش، جنگی دیگر را نیز بین دو کشور ایران وعراق برپا کند. علایم این تمایل در تحلیلها و نشستهای مکرر رجوی مشهود بود. </p>
<p>در مطلب دیگری عباس صادقی نژاد با استفاده از اعلامیه ها و نشریه های مجاهدین، رابطه آنها با عراق از آغاز جنگ عراق علیه ایران تا استقرار مجاهدین در خاک عراق را بررسی نموده است. در این نوشتار به گزارش وزارت امورخارجه آمریکا که در اواخر سال </span><span>۱۹۹۴</span><span> به کنگره آن کشور داده شد اشاره شده و بخشهایی از آن نقل گردیده است. منجمله درباره مساله حمایت مالی صدام حسین از مجاهدین میخوانیم که: یکی از سرمایه گذاران عمده و اصلی سازمان مجاهدین خلق، صدام حسین میباشد که سلاح و پولهای نقدی بالغ برحدود صدها میلیون دلار را تامین نموده است. </p>
<p>مساله انتقال اطلاعات نظامی ایران به سازمانهای امنیتی عراق توسط مجاهدین و دریافت پول از صدام حسین در نوشتاری از جمشید طهماسبی نیز تایید شده است. در نوشتار او آمده است که ژنرال وفیق السامرایی از فرماندهان اطلاعات عراق در مصاحبه ای با روزنامه الحیات اظهار داشت که پیش از حمله به کویت، رجوی ماهانه بیست ملیون دینار عراقی از ما میگرفت، میلیونها دلار دیگر نیز به او برای اداره سازمان اش در خارج پرداخت میشد. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. </p>
<p>همانگونه که در آغاز این متن عنوان شد، بخش دوم و بزرگتر کتاب برای قضاوت تاریخ به انتشار پنج متن مشروح مذاکرات مسعود رجوی با روسای سازمان های امنیتی عراق بین سالهای </span><span>۱۹۹۱</span><span> تا </span><span>۲۰۰۱</span><span> اختصاص داده شده است. اولین متن مشروح مذاکرات رجوی با سپهبد صابر الدوری رئیس وقت سازمان امنیت عراق است. </p>
<p>در این دیدار ژنرال عراقی بارها و بارها از نقش ارزنده مجاهدین در سرکوب کردها و شیعیان عراق در جریان قیامشان پس از شکست برنامه صدام در بلعیدن کویت قدردانی مینماید. رجوی در پاسخ میگوید: ما چیزی جز وظیفه خودمان انجام ندادیم و نیاز نبود که رئیس جمهور نامه تشکرآمیز به من بدهد&#8230; کاش کمبودهای نظامی نداشتیم تا میتوانستیم وظیفه مان را در آنجا بهتر انجام میدادیم&#8230; در مورد موضع خودمان فقط این جمله را میگویم: من در ذهن خودم و همانطور در قلب خودم، نمیتوانم حساب مصالح و منافع خودمان را از شما جدا کنم؛ اینها دقیقا در هم آمیخته است. </p>
<p>در جایی دیگر در این گفتگو رجوی میکوشد با تحریف وقایع و تاریخ اشک ژنرال عراقی را دربیاورد و جلب ترحم کند. رجوی اینگونه میبافد: در رژیم شاه که بنیان گذاران سازمان را اعدام میکردند، در سالهای </span><span>۱۹۷۱</span><span> و </span><span>۱۹۷۲</span><span> اتهام اول آنها ارتباط ما با حزب بعث بود؛ در صورتی که ما رابطه ای با حزب بعث نداشتیم. و رئیس سازمان امنیت عراق که در میزان اطلاعاتش شکی نیست و نیازی هم به تملق ندارد دست طرف را رو میکند: من یادم نمیآید چنین چیزی شنیده باشم. رجوی در جای دیگری در این زمینه میگوید: من در زمان شاه محکوم به اعدام بودم و سالها در زندانهای مختلف شاه بودم. حقیقتا آن چیزی که حس میکنم، این است که وضعیت زندان از زندگی </span><span>۲۰</span><span> ساله گذشته برای من صد درصد بهتر بوده است. </p>
<p>این گفتگوها تنها از نظر رابطه مجاهدین و عراق جالب نیستند اطلاعات دیگری هم از آن بدست میآید. برای نمونه در گزارشی که رجوی درباره متحدان خود به ژنرال عراقی میدهد میآید که: جالب این است که بدانید ما متحد داریم. در شورای ملی مقاومت، سازمان چریکهای فدایی خلق حدود بیست نفر در منطقه شمالی داشتند که الان از خود این سازمان جدا شده اند و تبدیل شده اند به اتحادیه انقلابی کردستان. </p>
<p>یعنی نصف اتوبوس آدم که پیشتر اسمشان چریک فدایی خلق بوده حالا شده اتحادیه انقلابی کردستان و میخواهند ملت ایران را به کمک سرنیزه عراقی نجات دهند!!!. آنهم در شرایطی که در هر روستای کردستان اگر مردم بخواهند اتحادیه چپق کشان تشکیل دهند از </span><span>۲۰</span><span> نفر بیشتر عضو خواهد داشت. </p>
<p>این گفتگوها سراسر مایه شرمساری هر ایرانی است، هرچند که از دهان خائنان به ایران برون میآید. در واقع به جای نمونه آوری باید تمام متن را چاپ کرد. این جمله رجوی ما به هرچه داشتیم و هرکاری در عراق کردیم و خواهیم کرد افتخار میکنیم شباهت زیادی به هذیانهای صدام حسین در دادگاهش دارد با این تفاوت بزرگ که صدام عراقی است و دیگری به ظاهر ایرانی. چکیده محتوای این دیدار را باید این عبارت رجوی به سپهبد عراقی دانست: ما دست شما هستیم و میخواستیم کاری را که از ما برمیآید، برایتان انجام بدهیم. </p>
<p>رهبری سازمان مجاهدین خلق برای ابراز وفاداری به منافع عراق و درخواست زیارت صدام از اشاره به کارنامه انجام وظیفه اش غفلت نمیورزد: وقتی که استاد طارق عزیز به من گفت که&quot;&quot;رادیو شما نمیگذارد روابط ما با رژیم خمینی شکل بگیرد&quot;&quot;، ما در فاصله </span><span>۲۴</span><span> ساعت کلیه رادیوهای خودمان حتا ایستگاهها و فرستنده های کوچک را نیز قطع کردیم ولو شما از ما نخواسته بودید؛ اما رادیوهای گروههای دیگر کار میکردند. دوسال است که آقای رئیس جمهور را ملاقات نکردهام. گریه کنید مسلمانها. </p>
<p>به دنباله روضه و گدایی و لودگی طرف توجه کنید: میخواهید برایتان قسم بخورم که بین العرب و العجم لایوجد شفیق صدیق نزدیکتر از همین مجاهدین خلق! چنانچه در میان عرب و عجم بگردید، هیچ دوستی به اندازه مجاهدین خلق پیدا نخواهید کرد&#8230;من یک وقت مشخصی از شما میخواهم، به این راضی هسـتم؛ هفته ای یک سـاعت از وقت شما برای من یک ساعتی که نصف آن ترجمه است. بنابراین برای دو هفته، دو تا یک ساعت ولو اینکه بنشینیم برای هم قصه بگوییم؛ وگرنه مسائل ما حل نمیشود. آقای رئیس جمهور دستور دادند، مایه را پرداختند؛ اما وزرای مختص جوهر سیاسی او را نگرفتند و با فرض اینکه همه خواسته ها را بگویید نه، هفته ای یک ساعت قبول است تا وقتی که ما در عراق هستیم. اگر نه میروم قصر ریاست جمهوری، اعتصاب غذا میکنم! این تنها راه است (خنده رجوی). در شرح این حقارت مطلق دریوزگی چه میتوان افزود؟ </p>
<p>تمام این صغرا کبرا چیدنها برای آنست که ارباب عراقی به تهیه لیست ابزار و ادوات نظامی موردنیاز مجاهدین پاسخ مثبت دهد. لیستی که از اجازه استقرار مجاهدین در شرق دیاله تا آموزش خلبانی به آنان و از تهیه تلفن و تلکس تا برداشت گندم و شبدر و جویی که مجاهدین </span><span>۱۵۰</span><span> تن بذر برای کاشت آن مصرف کرده اند، و از داشتن جایی برای تمرین شلیک کاتیوشا و تانک تا پدافند هوایی برای دفاع از قرارگاه های مجاهدین را شامل میشود. ماحصل پاسخ سپهبد صابر هم البته چیزی جز این نیست که بزک نمیر انشاء الله بهار میاد و با هم میرویم تهران سرپل تجریش کمبوزه و خیار میخوریم!!! </p>
<p>در لابلای گفتگوها رجوی فاش میکند که مجاهدین در این چند سال در بیابانهای عراق چه میکردهاند: تنها عشق این مجاهدین در عراق تانک است؛ باور کنید!&#8230; من واقعا خودم هم نمیدانم که آدم در این پادگانها چگونه عاشق تانک میشود! جدا نمیدانم چرا. و سپهبد صابر به طعنه دستش میاندازد که چون چیزی نیست که عاشق آن شود، عاشق تانک میشود. و رجوی غافل، هم آوا با ژنرال عراقی در تمسخر مجاهدین، میافزایدکه: تانکها را دایم میشورند و صابون میزنند و میبرند حمام&#8230; </p>
<p>هر واژه در این گفتگوها جنبه ای دیگر از ماهیت دو طرف گفتگو را برملا میکند. رجوی در پاسخ به پرسش رئیس سازمان اطلاعات و امنیت عراق درباره شمار اسیران اتحادیه میهنی کردستان عراق که در اختیار دارد میگوید: از دویست نفر بیشتر بودند که بیست نفر از آنها باقی مانده اند. پرونده آنها همه موجود است. مابقی را آزاد کردیم&#8230; حزب بعث دستور داده بود. فعلا فقط </span><span>۲۰</span><span> نفر مانده اند. نیروهای طالبانی یا آن دو نفر اسیر مجاهد را به ما میدهند و یا ما این </span><span>۲۰</span><span> نفر اسیر را میکشیم و میگوییم که این معامله ماست. و سپهبد عراقی در تشویق و تایید این کار میگوید: بله، واقعا با اکراد باید اینگونه برخورد شود</p>
<p>در ملاقاتهای رجوی با سپهبد طاهر جلیل حبوش نیز مطالب فراوانی وجود دارد که هرکدام سندی و مدرکی بر انبوه اشتباه و خیانتهای رهبری مجاهدین است. برای نمونه رجوی اعلام میکند تا امروز من </span><span>۱۲۰</span><span> هزار نفر از مجاهدین را از دست داده ام. امری که مسئولیت پاسخگویی به آن تنها بر دوش سازمان مجاهدین است که با سیاستهای اشتباه خود شمار بزرگی از جوانان ایرانی را به کشتن داده است. </p>
<p>نکته بارز دیگر تحکم مقامات عراقی در این گفتگوها در پاسخ به داستانسرایی های رجوی است. در جایی سپهبد طاهرحبوش به رجوی میگوید: شما در صحبتهای خود از انتخاب عراق صحبت کردید که بهترین انتخاب است. اگر این بهترین انتخاب است، به خاطر آرمان شما بوده است و منتی بر من نگذارید که عراق را انتخاب کردهاید. </p>
<p>انتشار برای قضاوت تاریخ، متن مذاکرات مسعود رجوی با مسئولین اطلاعاتی عراق در زمان حکومت صدام حسین، ضمن آنکه تاییدی مستند بر نوشته های پیشین ایران دوستان درباره خیانتهای رهبری مجاهدین است، بر آگاهی نسلهای امروز و فردای ایران و حتا مجاهدین میافزاید و با توجه به دشواری دستیابی به این نوارها امری قابل تقدیر است. باشد تا همانگونه که در آغاز کتاب وعده داده شده است متن گفتگوهای رهبران دیگر مجاهدین منجمله مهدی ابریشمچی و عباس داوری با مقامات عراقی نیز منتشر شود.</p>
<p>&nbsp;بهمن امیرحسینی، بیست و ششم آوریل 2007</p>
<p>(برگرفته از سایت نگاه نو)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4817">زمان لیفزنی تانک ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4817/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عراق بدنبال راهى براى خلاصى از حضور سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4133</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4133#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Oct 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخراج فرقه رجوی از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[اخراج مجاهدین از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2006/10/28/%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%d8%a8%d8%af%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%b1%d8%a7%d9%87%d9%89-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%89-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%89-%d8%a7%d8%b2-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%b2/</guid>

					<description><![CDATA[<p>روزنامه آلمانی"زود دویچه تسایتونگ" در مقاله‌اى که اخیرا به چاپ رسانده نوشته است:"دولت عراق بدنبال راهى است تا خود را از حضور سازمان مجاهدین خلق که میراث بجا مانده از حکومت صدام حسین در این کشور است خلاص کند، سازمان شبه‌نظامى‌ای که اگرچه با دولت ایران مخالف است، ولى با این حال از سوى اتحادیه اروپا و آمریکا به عنوان یک سازمان تروریستى ارزیابى می‌شود</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4133">عراق بدنبال راهى براى خلاصى از حضور سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p>روزنامه آلمانی &quot;زود دویچه تسایتونگ&quot; در مقاله&zwnj;اى که اخیرا به چاپ رسانده نوشته است: &rdquo;دولت عراق بدنبال راهى است تا خود را از حضور سازمان مجاهدین خلق که میراث بجا مانده از حکومت صدام حسین در این کشور است خلاص کند، سازمان شبه&zwnj;نظامى&zwnj;ای که اگرچه با دولت ایران مخالف است، ولى با این حال از سوى اتحادیه اروپا و آمریکا به عنوان یک سازمان تروریستى ارزیابى می&zwnj;شود.&rdquo;</p>
<p>روزنامه نگار مشهور وکارشناس مسایل ایران رودلف کیملى در مقاله اى در روزنامه &rdquo;زود دویچه تسایتونگ&rdquo; به دوره پس از سقوط صدام حسین و استقرار نیروهاى ارتش آمریکا در عراق اشاره می&zwnj;کند و می&zwnj;نویسد:</p>
<p>&rdquo;سازمان مجاهدین خلق از سوى نیروهاى آمریکا خلع سلاح شد، اما چهار هزار (1) تن از افراد آن هم چنان تحت حمایت آمریکا در پادگانی واقع در صد و بیست کیلومترى بغداد بنام &quot;اشرف&quot; مستقر هستند. این گروه احتمالا از سوى آمریکایى&zwnj;ها به عنوان نیروى کمکى براى خبرگیرى و در صورت لزوم براى شرکت در عملیات نظامى گمارده می&zwnj;شود. </p>
<p>&rdquo;زود دویچه تسایتونگ&rdquo; ادامه می&zwnj;دهد: &rdquo;و این همان چیزى است که حکومت جدید عراق دیگر نمی&zwnj;خواهد بدان تن دهد. نخست وزیر عراق نورى المالکى هفته گذشته اعلام کرد که رژیمش در آینده با سازمان مجاهدین خلق مانند یک سازمان تروریستى رفتار خواهد کرد. کمیته&zwnj;اى تشکیل شده تا بررسى کند آیا کشور دیگرى حاضر است به این گروه پناه دهد یاخیر.&quot;</p>
<p>به نوشته روزنامه&zwnj;ی &rdquo;زود دویچه تسایتونگ&rdquo; این امر با توجه به سابقه سازمان مجاهدین خلق کار آسانى نخواهد بود. این سازمان در دوران هشت ساله جنگ مجهز به سلاح&zwnj;هاى عراقى و حمایت مالى رژیم صدام حسین درصفوف ارتش عراق با ایران جنگیده است. بسیارى از اعضاى شیعه حکومت فعلى عراق در آنزمان پناهنده&zwnj;ی ایران بودند. سازمان مجاهدین خلق درعین حال بارها در همکارى با صدام حسین علیه کردهاى عراق وارد عمل شده. یک کشور عربى یا اسلامى که حاضر باشد ریسک پناه دادن به این سازمان را بپذیرد در افق دیده نمی&zwnj;شود. </p>
<p>به نوشته روزنامه &rdquo;زود دویچه تسایتونگ&rdquo; رهبرى سازمان مجاهدین در ماه&zwnj;هاى اخیر تلاش&zwnj;هاى بسیارى را آغاز کرده تا نام خود را از لیست سازمان&zwnj;هاى تروریستى خارج کند. به همین منظور شوراى ملى مقاومت مجاهدین کنفرانس&zwnj;هاى مطبوعاتى زیادى را در اور سور اواز، محل سکونت مریم رجوى رهبر این سازمان تشکیل داده است. تقاضاى مریم رجوى براى خارج کردن سازمانش از لیست گروه&zwnj;هاى تروریستى البته تاکنون تنها مورد حمایت برخى سیاستمداران پایه&zwnj; دو کشورهاى اروپایى قرار گرفته است. </p>
<p>روزنامه &rdquo;زود دویچه تسایتونگ&rdquo; اضافه می&zwnj;کند: &rdquo;مریم رجوى مدعى است از مخفیگاه شوهرش مسعود رجوى که از سوى سازمان&zwnj;هاى اطلاعاتى و بسیارى قربانیان درون این سازمان تعقیب می&zwnj;شود خبرى ندارد. اما این احتمال هست که او هم در پایگاه اشرف خود را پنهان کرده باشد. (2) سازمان دیده&zwnj;بان حقوق بشر سال گذشته سازمان مجاهدین خلق را به شکنجه و زندانى کردن مخالفان درون سازمانى در سلولهاى انفرادى متهم کرد.&quot;</p>
<p>مجاهدین تلاش می&zwnj;کنند با افشاى محل نیروگاه&zwnj;هاى هسته&zwnj;اى ایران قانونیت یابند، اطلاعاتى که از سوى سیا و وزرات دفاع آمریکا بدست آمده&zwnj;اند (3) و عملا حاوى چیزى تازه نیستند. وهمین نهادها یعنى سیا و وزرات دفاع آمریکا هستند که با پذیرفته شدن سازمان مجاهدین بعنوان اپوزیسیون غیرتروریست موافقند. وزارت خارجه آمریکا هم چنین با خط خوردن اسم مجاهدین از لیست گروه هاى تروریست مخالف است. </p>
<p>روزنامه &rdquo;زود دویچه تسایتونگ&rdquo; دلیل این که مجاهدین از سوى آمریکا به عنوان سازمانى تروریستى شناخته می&zwnj;شود را ترور شش تن از مشاوران ارتش شاه و حمایت آنها از اعدام طرفداران حکومت سابق از سوى رهبران انقلاب اسلامى و دفاع از تسخیر سفارت آمریکا در تهران دانسته است. این روزنامه مینویسد: &rdquo;مجاهدین خلق تنها زمانى به مخالفت با حکومت اسلامى برخاستند که سرکوب حکومت دامن آنها را نیز گرفت. این البته گذشته&zwnj;اى است که سازمان مجاهدین به هیچ عنوان علاقه&zwnj;اى به یاد&zwnj;آورى&zwnj;اش ندارد.&rdquo;</p>
<p>توضیحات: </p>
<p>(1) آمار دقیق تروریستهای اشرف 3800 نفر می باشد که 600 نفر از آنها از سازمان جدا شده اند. نگاه نو</p>
<p>(2) بعد از خلع سلاح تروریستهای اشرف و بازجوییهای چندین باره از آنان و همچنین بازرسی های روزانه از تمامی قرارگاه، احتمال حضور رجوی در اشرف منتفی است. نگاه نو</p>
<p>(3) بر اساس اطلاعات گردآوری شده از مکانهای هسته ای ایران که از طریق ماهواره های وزارت دفاع آمریکا که تصاویر آنرا بارها منتشر کرده اند و با توجه به اینکه تروریستهای مجاهدین دارای ماهوار برای عکس گرفتن از روی آسمان ایران نیستند، اطلاعات افشاء شده توسط مجاهدین وطن فروش از طریق سیا و وزارت دفاع آمریکا به آنها رسانده می شود و بعد از افشاء آن توسط باند خیانت پیشه، بوش یا رامسفلد اظهار می دارند که اطلاعات را یک اپوزسیون ایرانی به ما داده است. و مجاهدین نیز برای فخر فروختن به اینکه بوش آنها را محل سگ گذاشته، می گویند منظور بوش از اپوزسیون ایرانی، ما (مجاهدین) بودیم. نقل است که در یک دهی یک کدخدایی بود واین کدخدا هر وقت از مقابل منزل یکی از روستائیان رد می شد در جواب سلام روستایی به او می گفت: چطوری پدر سگ قرمساق. و آن روستایی بدبخت نیز بدلیل اینکه می خواست در بین روستایی های دیگر مشهور شود، در قهوه خانه می نشست و به همه نقل می کرد که امروز کدخدا به من گفت &quot; پدر سگ قرمساق &quot; و این درست حال و روز باند جاسوس پیشه مجاهدین است. نگاه نو</p>
<p>صدای آلمان، بیست و هفتم اکتبر 2006 </p>
<p>به همراه توضیحاتی از سایت نگاه نو</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4133">عراق بدنبال راهى براى خلاصى از حضور سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4133/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آزادی دو تروریست مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/3637</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/3637#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 14 Oct 2005 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2005/10/15/%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>خبرگزاری فرانسه به نقل از منابع قضایی در پاریس گزارش داد که دو ایرانی هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران که به اتهام کمک به یک ایرانی در خود سوزی وی در ژوئن 2003، تحت تعقیب قرار گرفته بودند، به علت کافی نبودن دلایل اتهام، در روز 6 اکتبر، مشمول یک قرار منع تعقیب از جانب قاضی تحقیق شده اند. خبر بالا ظاهرا ازاین دومسئول مجاهدین رفع اتهام کرده است ولی حقیقت این است؟ این دو نفر از اعضای قدیمی مجاهدین ویکی از آنها از فرماندهان باصطلاح ارتش آزادی بخش مجاهدین میباشند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/3637">آزادی دو تروریست مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خبرگزاری فرانسه به نقل از منابع قضایی در پاریس گزارش داد که دو ایرانی هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران که به اتهام کمک به یک ایرانی در خود سوزی وی در ژوئن 2003، تحت تعقیب قرار گرفته بودند، به علت کافی نبودن دلایل اتهام، در روز 6 اکتبر، مشمول یک قرار منع تعقیب از جانب قاضی تحقیق شده اند. </p>
<p>خبر بالا ظاهرا ازاین دومسئول مجاهدین رفع اتهام کرده است ولی حقیقت این است؟ این دو نفر از اعضای قدیمی مجاهدین ویکی از آنها از فرماندهان باصطلاح ارتش آزادی بخش مجاهدین میباشند. شاید قانون لیبرال فرانسه بخاطر اینکه در شک یک اتهام به نفع متهم باید رای داد که صحیح هست بخاطر عدم دسترسی به مسائل درون گروهی رفع اتهام نماید ولی کسی که در آنجا بود ودید که در ورزشگاه مقابل مقراقامت مریم رجوی خواهری که از مجاهدین پرسابقه بود درغروب که عده ای سوال درمورد خود سوزیها ودستور مریم رجوی مبنی بر متوقف کردن خودسوزیها داشتند میگفت ما وظیفه ایدئولوژیک خود را انجام میدهیم و اشاره به یک لیست بلند بالا داشت که اگر مریم رجوی را آزاد نکنند صدها نفر خود را به آتش میکشند. </p>
<p>ویا زمانی که در آلمان تحت فشار بودند به گفته دو نفر از هواداران مجاهدین که یکی از آنها خود را در لیست باصطلاح خود سوزی قرار داده بود میگفتند که لیستی برقراراست که فلانی هم اسم خود را درلیست خود سوزی نوشته است. حال میتوان این گونه جنایت رهبری مجاهدین را بدلیل عدم کافی بودن مدارک لاپوشانی کرد ولی این دونفر خوب میدانند که چه کرده اند وچگونه بنزین آورده اند و چگونه فیلمبردار از قبل آماده شده بود که از صحنه فیلم بگیرد وبا خوشحالی فیلمبردار بگوید که این فیلم را به تلویزیون الجزیره ارسال کرده است. ننگ بر کسانی که چنین مسخ میکنند وچنین به عوامفریبی مپپردازند و اسم خود را نیز انقلابی میگذراند شما درمقابل دادگاه وجدانتان چه میکنید؟ آیا در آن دادگاه هم میتوانید بگوئید که بنزین و فندک را برای خود سوزی یک نفر نبرده اید؟ یا اینکه رجوی وجدان شما شده است وشما تنها رهروان که نباید سوال کنید؟ </p>
<p>یک هوادار سابق مجاهدین- آلمان که خود شاهد این قضایا بوده است ونمیتمواند در مقابل دروغگوئی مجاهدین ساکت باشد. </p>
<p>به نقل از نگاه نو</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/3637">آزادی دو تروریست مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/3637/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
