<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سایت نیم نگاه</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%86%db%8c%d9%85-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/سایت-نیم-نگاه</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 27 Oct 2021 10:36:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>سایت نیم نگاه</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/سایت-نیم-نگاه</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>نامه خانواده ایران پور به عزیز تحت اسارتشان، احمد رضا ایران پور</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/21708</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/21708#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Apr 2017 10:41:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2017/04/04/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2-%d8%aa%d8%ad%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>احمد جان، عزیز دل و جان، اکنون پانزده بهار است که میلادت را بدون حضورت جشن می گیریم، پانزده بهار است که دستان پلید رجوی و سرسپردگانش فرصت بودنت و دیدارت را از ما دریغ کرده اند اما عشق ما به تو همواره پرشورتر و عزممان در تلاش برای رها ساختن تو آهنین تر شده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/21708">نامه خانواده ایران پور به عزیز تحت اسارتشان، احمد رضا ایران پور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نه لب گشایدم از گل نه دل کشد به نبید<br /> &nbsp;چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید<br /> &nbsp;نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت<br /> &nbsp;به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید<br /> &nbsp;بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد<br /> &nbsp;زبس که خون دل از چشم انتظار چکید&hellip;<br /> &nbsp;تو با بهار آمدی، با گل ها، با شکوفه های صورتی و سفید و با سبزه های مخملی دشت ها&hellip;</p>
<p>  <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Fa_Mem/Iranpur/Iranpur_201704.jpg" style="width: 500px; height: 286px; margin: 10px;" /><br /> &nbsp;هر سال بهار در نهمین روز آمدنش زاد روزت را برایمان تکرار کرد و ما شمع یادت را در آتشکده دلهامان روشن نگاه داشتیم.<br /> احمد جان، عزیز دل و جان، اکنون پانزده بهار است که میلادت را بدون حضورت جشن می گیریم، پانزده بهار است که دستان پلید رجوی و سرسپردگانش فرصت بودنت و دیدارت را از ما دریغ کرده اند اما عشق ما به تو همواره پرشورتر و عزممان در تلاش برای رها ساختن تو آهنین تر شده است.<br /> &nbsp;بالابلند هنرمند، سروناز شیراز، احمد رضا ی عزیز، تولدت مبارک ترین، باشد که به زودی دیدارمان را در روز بزرگ آزادیت جشن بگیریم.<br /> نهم فروردین ماه نود و شش<br /> &nbsp;خانواده محمد رضا و احمد رضا ایران پور اسیر در زندان فرقه ستیزه جوی رجوی.<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/21708">نامه خانواده ایران پور به عزیز تحت اسارتشان، احمد رضا ایران پور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/21708/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگو با خانم راحله ایرانپور</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/19324</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/19324#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Jan 2016 07:01:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2016/01/11/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%be%d9%88%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>امید است با پیوستن ما خانواده های اسیران دربند سازمان به انحراف رفته مجاهدین خلق در کمپین رهایی که به تازگی در شبکه های مجازی شکل گرفته است و با هم فکری و همدلی همه ی خانواده های چشم انتظار روزنه ای برای تابیدن نور دانایی و حقیقت بر ذهن و روح دلبندان دربندمان گشوده شود و این درد و رنج کهنه و طاقت فرسا به زودی پایان یابد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/19324">گفتگو با خانم راحله ایرانپور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گفتگو با خانم راحله ایرانپور، ساکن شیراز ـ خواهر (محمدرضا و احمدرضا ایرانپور تحت اسارت فرقه ستیزه جوی مجاهدین در لیبرتی، عراق)<br /> آیا می توان در دنیای مدرن و عصر تحولات دموکراتیک، انسانها را با زور و شستشوی مغزی در محیطی چون قرارگاه اشرف یا کمپ لیبرتی برای همیشه به دام انداخت؟<br /> آیا به مصلحت نیست تا برای سازگار کردن خود و تشکیلاتی که به منظور تحقق آرمان های متعالی به وسیله ی بنیانگذارانش تاسیس شده بود، با سیر منطقی و تاریخی تحولات سیاسی و اجتماعی، از تعامل منطقی با دنیای مدرن باز نمانیم و با تاکید بر بکارگیری روش های سکتاریستی و ترفند های غیراخلاقی و فاشیستی در مردابی متعفن فرو نرویم؟ و این چنین ایزوله نشویم؟<br /> تا کی بایستی به تنیدن حصارهای عنکبوتی و مشمئز کننده به دور انسانها ادامه داد؟<br /> آیا پافشاری بر روش های فاشیستی در تضییع حقوق اولیه انسانها و خانواده هایی که فرزندان و عزیزانشان در دنیای تاریک و سیاه مجاهدین تحت کنترل همه جانبه قرار دارند منافاتی با شعارها و ادعاهای حقوق بشری رهبران مجاهدین ندارد؟<br /> سکوت، حاشیه پردازی و یا عدم پاسخگویی به خواسته ی خانواده ها که سالهاست از تماس و ملاقات با عزیزانشان به علت اعمال محدودیت های تشکیلاتی از سوی سران فرقه مجاهدین محروم مانده اند، نه تنها راه گریزی برای رهبران مجاهدین نیست که ماهیت فاشیستی آنها را برای همگان و خانواده ها بیش از پیش آشکار و نمایان خواهد ساخت.<br /> بی شبهه، ذهن ستیزه جو، مشی تروریستی، بی خبری از تحولات دنیای پیرامونی، سرکوب مستمر نیازهای جنسی، غریزی و عاطفی با محمل انقلاب ایدئولوژیک، کنترل نیرو، شستشوی سیستماتیک مغزی، زندگی در حصارهای ذهنی و فیزیکی، سرکوب عواطف و احساسات خانوادگی افراد، رفتار پرخاشگرانه، وادار کردن نیروهای تشکیلاتی به خودسوزی و یا سپرانسانی کردن آنان، درگیری، غوغاسالاری و پروپاگاندا و &hellip; حکایت تلخ و درخوری ست که دنیای تاریک و سیاه مجاهدین را بوضوح به تصویر می کشد.<br /> نکته ی تامل انگیز و دردناکی که می بایست به آن اشاره کرد اینکه رهبران بیرحم مجاهدین سعی دارند با پروپاگاندا، غوغاسالاری و با قربانی نمودن کادرهای میانی در اسارتگاه لیبرتی به اشکال و طرق گوناگون به خصوص از طریق سپرانسانی قرار دادن نیروها در فضای پرآشوب و ناامن عراق و سرانجام قربانی کردن آنان، سوژه ی تبلیغاتی برای دارودسته ی رجوی تدارک ببینند. بدرستی رهبرعقیدتی و سران فاشیست و بی احساس مجاهدین برای بقای ننگین خویش به خون و خونریزی نیاز دارند و اجساد بیروح و سرد.<br /> در این میان اعضای خانواده های افراد مستقر در اسارتگاه لیبرتی با بیزاری از شیوه های ماکیاولیستی رهبرعقیدتی مجاهدین که با قربانی کردن فرزندان و بستگان آنان سعی دارد تا به نوعی از بن بست و زوال رهایی یابد، با چشمانی گریان و دلی غمگین در جستجوی راهی برای نجات عزیزان دلبندشان از سیطره ی مخوف فرقه رجوی هستند.<br /> گفتگوی صمیمانه و صریح با خانم راحله ایرانپور ساکن شیراز بیانگر واقعیت های گزنده، تلخ و دردناکی ست. اینکه سران فرقه تبهکار مجاهدین به هیچیک از مولفه ها و انگاره های دنیای مدرن پایبند نیستند و یا آن را به سخره می گیرند.<br /> آرش رضایی ـ عضو تیم مدیریت سایت نیم نگاه<br /> ***<br /> آرش رضایی:<br /> <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Fa_Mem/Iranpur/Iranpur_Rahele.jpg" style="width: 250px; height: 324px; margin: 10px; float: left;" />خانم ایرانپور تشکر که دعوت سایت نیم نگاه را برای مصاحبه پذیرفتید. دو برادر شما سالهاست که در حصارهای فیزیکی و ذهنی فرقه مجاهدین بسر می برند لطفا از کم و کیف پیوستن و دلایل و چرایی ملحق شدن برادرانتان محمد رضا و احمد رضا به فرقه توضیح دهید؟<br /> خانم راحله ایرانپور:<br /> سلام و سپاس از دعوتتون به این مصاحبه.<br /> برادران من در سال هزار و سیصد و هشتاد و یک به قصد مهاجرت و کار در یکی از کشورهای اروپایی از ایران خارج شدند.<br /> در هنگام رفتن به دلیل این که حساسیت اعضای خانواده را نسبت به مساله ی دوری و مهاجرت می دانستند به بهانه ی سفر به یکی از شهرهای جنوبی با دوستانشان از منزل خارج شدند و سرنوشتشان در هاله ای از ابهام فرو رفت. مدت چند ماه از آنها بی خبر بودیم ولی پس از آن دوستان انجمن نجات استان فارس به ما از سرنوشت غم انگیز برادرانمان اطلاع دادند و متوجه شدیم یکی از دوستان ایشان که مدت یک سال بود با برادرهایم طرح دوستی ریخته بود و از راه برگزاری کلاسهای تفسیر قرآن و نواختن سازهای سنتی که مورد علاقه برادرانم بود توجه آنها را جلب کرده بود در ربوده شدن ایشان نقش داشته است. بعدها فهمیدیم که دایی این شخص به همراه عمه اش که در ضمن همسر دایی ایشان نیز بود از سران سازمان مجاهدین بوده اند و این فرد هم در سفر در ظاهر به قصد مهاجرت به اروپا با برادرانم همراه بوده است، ولی متاسفانه برادرانم هرگز به اروپا نرسیدند و در ترکیه به دام صیادان فرقه افتادند.<br /> آرش رضایی:<br /> هنگامی که آقایان احمد رضا و محمد رضا به خارج از ایران رفتند چند سال داشتند؟<br /> خانم راحله ایرانپور:<br /> برادر بزرگم محمد رضا متولد پنجاه و نه و در آن زمان سرباز و بیست و دوساله و برادرم احمد رضا متولد شصت و چهار، محصل و هفده ساله بودند.<br /> آرش رضایی:<br /> در طی سالهای طولانی به دلیل حضور برادرانتان در مقر مجاهدین در عراق چه شناختی و دیدگاهی نسبت به مجاهدین و تشکیلات رجوی پیدا کرده اید؟<br /> خانم راحله ایرانپور:<br /> در طی مدت سیزده سال حضور برادرانم در شهر اشرف و پس از آن لیبرتی همواره خواهان دیدار با آنها و یا حتا داشتن تماس تلفنی با ایشان بوده ایم.<br /> مادر و خواهرانم بارها به عراق سفر کردند ولی اعضای سازمان مانع دیدار آنها با برادرانم شدند. برخوردهای ناجوانمردانه اعضای سازمان با خانواده ام که خواسته ای جز ملاقات با عزیزانشان و فرو نشاندن آتش دلتنگیشان نداشتند، هتاکی ها و فحاشی های آنها و مزدور خواندن پدران و مادران پیر و ناتوان!!، پرتاب سنگ و مفتول به سوی اعضای خانواده ام در هنگام حضور در پشت درهای شهر اشرف و آسیب دیدن مادرم، محروم کردن اعضا و خانواده هایشان از طبیعی ترین حق که دیدار با نزدیکان است مرا نسبت به سازمان مجاهدین خلق بسیار بدبین کرده است.<br /> سازمانی که از سوی رسانه های متعدد خود به ملت ایران وعده آزادی و دموکراسی و رعایت حقوق انسانی می دهد چگونه اعضای خود را از ابتدایی ترین حقوق که دیدار با مادرانی است که آنها را به دنیا آورده اند محروم می کند؟<br /> چگونه این گروه به انحراف رفته، قصد دادن آزادی رابه من، به عنوان نمونه ای از مردم ایران، دارد در حالی که آزادی و اختیار دیدار با عزیزترین کسانم را برای سالها از من سلب کرده است. در سخنان و شعارهای این سازمان با رفتار و عملکردشان تناقضی آشکار است. من در طی این سالیان چیزی جز دروغ و فریب و بی انصافی و ستم از این سازمان دریافت نکرده ام.<br /> آیا نباید مشت نشانه ی خروار باشد، آیا نباید رفتار سازمان با خانواده های اعضای جان برکفش، که سالیان دراز است در عراق با تحمل مرارت ها و رنج های بیشمار خود را به اصطلاح وقف اهداف رهبریشان کرده اند، نمونه ای از رفتاری باشد که می خواهد با خلق ایران داشته باشد. متاسفانه رفتار ناپسند مجاهدین با ما خانواده های دلتنگ در طول سالیان متمادی چهره ای غیرانسانی و کریه از سازمان و سردمدارانش در ذهن من نگاشته است.<br /> آرش رضایی:<br /> خانم ایرانپور احتمالا شما با افراد جدا شده از مجاهدین که به ایران بازگشته اند جهت اطلاع از وضعیت برادرانتان ملاقات کردید اگر ملاقاتی با جداشدگان داشته اید آنها در باره آخرین وضعیت احمد رضا و محمد رضا چه توضیحاتی دادند؟<br /> خانم راحله ایرانپور:<br /> تاکنون با بسیاری از عزیزان جدا شده از سازمان به صورت حضوری و یا تلفنی صحبت کرده ام و از وضعیت برادرانم جویا شده ام.<br /> به دلیل اینکه هر دوی آنها نوازنده سازهای سنتی هستند و برنامه های زیادی به مناسبت های مختلف در شهر اشرف اجرا کرده اند تقریبا همه ی جداشدگان آنها را می شناسند. متاسفانه برادران من هم چون دیگر اسیران فرقه حق داشتن ارتباط با جهان بیرون و افرادی غیر از مجاهدین را ندارند و بنا به گفته جداشدگان در تارهای عنکبوتی مناسبات تشکیلاتی اسیر هستند.<br /> البته چند تن از جداشدگان هم که یکی از برادرانم را از نزدیک می شناسند، می گویند چندین بار مخالفت خود را با فرقه و نظام تشکیلاتی آن ابراز کرده است ولی متاسفانه هنوز موفق به نجات خود به طور کامل و پیدا کردن راهی برای رهایی نشده است.<br /> امید است با پیوستن ما خانواده های اسیران دربند سازمان به انحراف رفته مجاهدین خلق در کمپین رهایی که به تازگی در شبکه های مجازی شکل گرفته است و با هم فکری و همدلی همه ی خانواده های چشم انتظار روزنه ای برای تابیدن نور دانایی و حقیقت بر ذهن و روح دلبندان دربندمان گشوده شود و این درد و رنج کهنه و طاقت فرسا به زودی پایان یابد.<br /> آرش رضایی:<br /> امیدوارم، شما برای رهایی افراد اسیر در حصارهای ذهنی و فیزیکی فرقه رجوی به نکته ی مهمی اشاره کردید به هم فکری و همدلی همه ی خانواده های چشم انتظار، اما پرسشی که به ذهن میاد اینکه چه راهها، روش ها و ایده هایی برای نجات و رهایی افراد دربند به نظر شما وجود دارد که تاکنون بدان توجهی نشده؟ با توجه به اینکه شما به همراه سایر خانواده ها و فعالین انجمن نجات در طی دوازده سال اخیر تلاش ها و کوشش هایی انجام داده اید؟<br /> خانم راحله ایرانپور:<br /> ما خانواده ها با عشق عمیقی که به عزیزانمان داریم تاکنون راه های گوناگونی را در پیش گرفته ایم. اکنون هدف ما در کمپین رهایی بر ارسال درخواست های بیشمار به مجامع بین المللی و اشخاص صاحب مقام سیاسی از طریق ارسال نامه، دیدارهای حضوری و حتا برگزاری تحصن در مقابل مقر مجاهدین در لیبرتی و مکان های اثر گذار دیگر است.<br /> بدون تردید ما تا نجات تمام عزیزان دربندانمان از پای نخواهیم نشست و عزیزان مظلوم و به غارت رفته مان را باز پس خواهیم گرفت. سازمان مجاهدین باید در برابر حق طبیعی و انسانی خانواده ها و پدر ها و مادرها برای دیدار رو در رو و گفت و گوی حضوری با فرزندانشان و نیز انتقال سریع تر آنان به کشوری امن سر تسلیم فرود آورد. سازمان مجاهدین اگر راه و سلوک خود در مبارزه را باور دارد و به صداقت خود ایمان دارد باید به اعضای خود اجازه دهد در فضای باز و با امکان دسترسی به اطلاعات روز، راه خودشان در ماندن با سازمان و یا جدا شدن از آن را برگزینند و ما به یاری خداوند بزرگ و توانا با جدیت و پی گیری مداوم، آنها را به تسلیم در برابر این خواست به حق وادار خواهیم کرد.<br /> بدون تردید هر چه سازمان مجاهدین بیشتر بر مواضع خود پافشاری کند و دیدار ما با عزیزانمان را به تاخیر اندازد، ما نیز بیشتر بر طبل رسوایی آنها در بکارگیری شیوه های شستشوی ذهنی و اسیر نگه داشتن اعضایش در حصارهای جسمی و ذهنی خواهیم کوبید و این گروه و فرقه را به روش های گوناگون به تمام جهانیان خواهیم شناساند.<br /> آرش رضایی:<br /> شما در توضیحاتی که دادید به نکته ی مهمی اشاره کردید شما فرمودید: &rdquo; مادر و خواهرانم بارها به عراق سفر کردند ولی اعضای سازمان مانع دیدار آنها با برادرانم شدند. برخوردهای ناجوانمردانه اعضای سازمان با خانواده ام که خواسته ای جز ملاقات با عزیزانشان و فرو نشاندن آتش دلتنگیشان نداشتند، هتاکی ها و فحاشی های آنها و مزدور خواندن پدران و مادران پیر و ناتوان!!، پرتاب سنگ و مفتول به سوی اعضای خانواده ام در هنگام حضور در پشت درهای شهر اشرف و آسیب دیدن مادرم، محروم کردن اعضا و خانواده هایشان از طبیعی ترین حق که دیدار با نزدیکان است مرا نسبت به سازمان مجاهدین خلق بسیار بدبین کرده است.&ldquo;<br /> اینکه رهبری و سران مجاهدین پدران و مادران پیر و ناتوان را مزدور خطاب می کنند در حالی که به خوبی می دانند آنها شهروندان عادی هستند و والدینی با احساسات عمیق و پاک و بدور از هر گونه شائبه سیاسی، به نظر شما چرا رهبری و سران مجاهدین چنین واقعیت مشهودی را درک و هضم نمی کنند؟ چرا اصرار دارند مادران، پدران،و خواهران و برادرانی که خواهان ملاقات با عزیزانشان هستند را مزدور خطاب کنند و عوامل حکومت جا بزنند؟ واقعا چرا؟<br /> خانم راحله ایرانپور:<br /> آشکارترین دلیل این مساله، عدم صداقت و راستگویی سازمان با اعضای خویش است. سازمان ذهن آنها را از دروغ پر کرده است و برای برملا نشدن این دروغ مجبور است آنها را از واقعیت های جهان بیرون و از خانواده های بی تاب و عاشقشان دور نگه دارد در طی ده سال گذشته، بسیاری از جدا شدگان به وطن بازگشته اند و در کنار خانواده و دوستان خود به سر می برند و بر خلاف ادعاهای سازمان که همواره به أنها می گفتند در صورت بازگشت ابتدا شکنجه و سپس اعدام می شوید، چنین اتفاقی هرگز نیفتاد. پس سازمان از بر ملا شدن دروغ و ماهیت آلوده خود می ترسد.<br /> سازمان مترسک ها و ربات های ایزوله شده ای می خواهد که با فشار دکمه ای در ذهنشان به نام عشق رهبری بدون اندیشه و تردید، جان برکفانه در عملیات های تروریستی و انتحاری شرکت کنند، در حالی که دیدار با خانواده و نیروی عشق و امید، ذهن منجمد اعضای سازمان را گرم می کند و چشم حقیقت بین آنها را بینا.<br /> سران سازمان هر روز با این واقعیت دست به گریبانند که جداشدگان به تلافی ظلمی که با دروغ پردازی ها ی آنها در حقشان شده و سالهایی که از عمرشان به یغما رفته است، به محض جدا شدن از تشکیلات، شروع به رسواگری و بیان فجایع درون فرقه ای می کنند. پس نمی خواهد عزیزان ما خانواده هایشان را ببینند و این یخ ذهنی باز شود. پس خانواده ها را مزدور و دست نشانده معرفی می کند و دیدار با آنها را خیانت.<br /> رهبری سازمان همواره خود را هوشمند و با ذکاوت معرفی کرده است، غافل از این که هر عضو سازمان دست کم پنج وابسته خانوادگی دارد و رنجاندن هر خانواده یعنی رنجاندن افرادی پنج برابر اعضای در زنجیر سازمان.<br /> مادری که با تحمل رنج بارداری فرزندی را متولد کرده است و با تحمل سختی ها پرورانده است، پدری که با هزینه کردن جوانیش فرزند خود را بالانده است و خواهر و برادری که در کانون خانواده خاطرات خوش کودکیش با عزیز دربندش رقم خورده است و دوستی که از دیدار رفیق محبوبش سالها محروم بوده، هرگز او را فراموش نخواهند کرد و به تلافی تمام سالهای اسارت عزیزش، هر روز بیش از پیش بر طبل رسوایی سازمان به انحراف رفته مجاهدین خلق می کوبد.<br /> آرش رضایی:<br /> خانم ایرانپور شما مدرس دانشگاه هستید دوست دارم ساختار و مناسبات تشکیلاتی حاکم بر مجاهدین و خط مشی و مواضع تشکیلات رجوی از دید و نگاه شما که یک خانم تحصیلکرده ی ایرانی هستید مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد؟ با لحاظ اینکه شما مدت ۱۲ سال یعنی از زمانی که برادرانتان به مجاهدین پیوستند با این گروه یا فرقه به نوعی درگیر بودید و قطعا دیدگاه شما مورد تامل مخاطبان سایت نیم نگاه و کاربران دنیای مجازی قرار خواهد گرفت.<br /> خانم راحله ایرانپور:<br /> ساختار تشکیلاتی مجاهدین بیمار و نخ نماست. هرگاه روایت های تلخ جداشدگان از سازمان را مبنی بر شگردهای غیرانسانی سازمان برای کنترل ذهن اعضایش می خوانم، به یاد داستان اسطوره ای ضحاک مار دوش می افتم. ضحاک فریب اهریمن را خورد و اجازه داد او بر شانه هایش بوسه بزند. از شانه های او مارهایی رویید که خوراک روزانه شان مغز سر جوانان ایرانی بود.<br /> در زمانه ی ما نیز مسعود (رجوی) مار دوش خود را تسلیم ابلیس کرده است و سالهاست مغز و عقل و خرد تعدادی از عزیزان ما را می بلعد و با قطع ارتباط آنها با جهان بیرون، سعی در به زنجیر کشیدن آنها برای تسکین درد جاه طلبی و عقده های فروخورده ی خود در دست یابی به قدرت دارد.<br /> جنایت های سازمان در به بند کشیدن، شکنجه دادن و به قتل رساندن مخالفان درون تشکیلاتی خود بر هیچ کس پوشیده نیست. معرفی مسعود رجوی به عنوان امام ظهور کرده، ازدواج آنی با عده ی زیادی از زنان عضو، تشکیل حرمسرا، تجاوز به زنان توسط رهبری سازمان و استفاده ابزاری از آنها، محروم کردن اعضا و خانواده هایشان از طبیعی ترین حق خود که همان دیدار و گفت و گوست، در هیچ قاموس و آیینی نمی گنجد و با هیچ یک از موازین بین المللی و انسانی و اخلاقی سازگار نیست.<br /> بارها در سیمای منسوب به مجاهدین و تلوزیون ملی مقاومت شاهد بوده ام که خبر از تجمع های هر روزه ی مردم در منطقه ای از کشور همراه با در دست داشتن عکسهایی از رهبران سازمان بوده اند، اما من به عنوان یک شهروند ایرانی هرگز تاکنون با چنین صحنه ای روبرو نشده ام و هیچ یک از منابع آگاه خبری بی طرف نیز هیچ گاه چنین خبری را منتشر نکرده است. از نظر من مترادف نام سازمان مجاهدین خلق چیزی جز دروغ و جعل نیست.<br /> این چگونه منطقی است که سازمان به اعضایش اعلام می کند که شما یا با منید یا علیه من، و به محض این که کسی، اندکی به مواضع سران سازمان شک و یا انتقاد می کند مزدور خطاب می شود و طرد و لعن می شود.<br /> چرا باب گفت و گو در سازمان باز نیست؟ چرا سازمان شخصیت افرادش را با نشست های مختلف توهین و تحقیر درهم می شکند و با تفتیش عقایدشان بدیهی ترین حقوق انسانی را زیر پا می گذارد. این چه تشکیلاتی است که افرادش را حتا در کشورهای آزاد جهان با شگردهای فرقه ای اداره میکند؟ چرا افراد منتقل شده به آلبانی در ساختمان هایی زندگی می کنند که در و پنجره های آن ها از درون با گونی پوشیده شده است تا کوچکترین روزنه ای به بیرون نباشد. اگر سازمانی دنیای بیرون را غیر از آنچه هست نشان نداده باشد و شالوده های تشکیلاتیش بر دروغ و فریب استوار نباشد چه لزومی دارد افراد را تا بدین حد کنترل کند.<br /> آرش رضایی:<br /> شما یک خواهر چشم انتظار و درد کشیده هستید و بیش از ده سال است که در انتظار رهایی برادرانتان احمد رضا و محمد رضا از حصارهای فیزیکی و ذهنی فرقه رجوی بسر می برید امیدوارم با سعی و تلاش خستگی ناپذیر شما و سایر خانواده ها، افراد تحت اسارت فرقه بزودی از دنیای تاریک و سیاه مجاهدین نجات پیدا کنند و به آغوش پر مهر خانواده هایشان بازگردند در پایان این گفتگو اگر پیامی برای برادرانتان دارید، بفرمائید.<br /> خانم راحله ایرانپور:<br /> از لطف شما سپاسگزارم که چنین فرصتی را در اختیار من قراردادید. به عزیزان غریب دور از وطنم می گویم: برادران بهتر از جانم، شرح دلتنگی و چشم انتظاریم در بیان نمی گنجد.<br /> با یادکرد شما همواره اشک های شور و گرم از دیدگانم جاری می شود و در حسرتم که دیو سیاه خودپرستی و خودخواهی مسعود رجوی سالهای بیست تا سی زندگی شما را از ما ربود، چرا قد کشیدن و بالیدن و مرد شدنتان را ندیدم و چرا سالهاست یک چشم مادرم آه است و یکی خون. چرا پدرم زیر بار غم دوری شما خم شد و شادی از حوالی زندگی ما پر کشید و غم و دلتنگی در قلب و روحمان لانه کرد.عشق و امیدم که بزرگترین سرمایه ی زندگانیم است را بر شانه های باد صبا به سویتان روانه می کنم و برای آزادی دوباریتان تا پای جان می کوشم و پیروز می شوم.<br /> آرش رضایی:<br /> سپاس که در این گفتگو شرکت کرده و صبورانه و صمیمانه به سوالات پاسخ دادید.<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/19324">گفتگو با خانم راحله ایرانپور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/19324/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>صدای ترس</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/19320</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/19320#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 10 Jan 2016 09:33:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تلاشهای ضد جداشده ها]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2016/01/10/%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3/</guid>

					<description><![CDATA[<p>جواب و پاسخ حرفهای احمقانه و زشت نویسنده های آن مقاله در سایت مورد اشاره را با همت مضاعف خود و در سیر افشاگری های پرنفوذ خودشان منبعد با اثرگذاری های بیشتر در تعاملات اجتماعی و سیاسی با مردم و خانواده ها انجام خواهند داد. حقیر این پیروزی بزرگ ترسیدن واقعی تشکیلات رجوی از دوستان جداشده را قلبا به همه آنها تبریک می گویم. بنظر میرسد احتمالا سازمان دنبال فضاحت های بیشتری هم بعد از این باشد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/19320">صدای ترس</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Ghazanfari/Ghazanfari_Sirus_6.jpg" style="width: 300px; height: 217px; margin: 10px; float: left;" />امروز یکی از سایت های گروه تروریستی فرقه رجوی بنام به اصطلاح&nbsp; &ldquo;افشای یاران شیطان&rdquo; مبادرت به هرزه گویی، لجن پراکنی و دشنام گویی به برادر بزرگوارم آقای سیروس غضنفری از نجات یافتگان این فرقه خطرناک&nbsp; نموده بود!!. بنظر میرسد شمار اینگونه برخوردهای غیرمتعارف سیاسی و اخلاقی و انسانی از سوی شخص مسعود رجوی در خصوص جداشدگان روند شتابنده بخود گرفته باشد. آقای گلی اسکاردی، آقای هادی شعبانی عزیز،&nbsp; شادروان صمد نظری، آقای ابراهیم خدابنده و&hellip;..&nbsp; نیز لیست مخاطب شده این سایت متعلق به باند مخوف رجوی میباشد.</p>
<p>  آیا نبایستی بپذیریم که صدای ترس از فعالیت های افشاگرانه جداشدگان و اعضای سابق سازمان بشدت فرماندهان و تشکیلات رو به اضمحلال رجوی را با شرایط گیج کننده وغیرقابل باور روبرو ساخته است.</p>
<p>  سیروس این فرد دوست داشتنی، صادق و تلاشگر در یک فریب و نیرنگ غیرقابل بخشش از سوی تبلیغات روزانه جلاد مجاهدین بنام مهدی ابریشمچی در اردوگاههای اسرای ایرانی در عراق&nbsp; در سال&nbsp; ۶۶ به اردوگاه اشرف منتقل تا با این امید که در صورت تحقق صلح میان دو کشور ایران عراق بلادرنگ به کشور ایران تحویل شود بنا به اذعان اقای غضنفری تازه بعد از یکسال و نیم از تبادل اسرا، سازمان فیلم های جعلی و ساختگی و نامشخص اعدام در ایران برای همین اسرای پیوسته به سازمان در روز مصاحبه با نمایندگان صلیب سرخ در سال ۷۰ ترتیب میدهد تا با ترساندن آنان راه بازگشت آنان را ببندد. دجالیت رجوی بحدی بوده که نفر کت و شلواری سازمان نیز در کنار کارمند صلیب برای مصاحبه با این افراد نشسته و لذا اظهار واقعی و علاقمندی برای مراجعت به ایران در فضایی دشوار میبایست گفته شود. چراکه در صورت عدم امکان چنین خواسته ای، همین اسرای سابق انتظار مجازات های وحشتناک را در تشکیلات می کشیدند. نهایتا این امر با دسیسه و سنگ اندازی و خیانت شخص مسعود رجوی ناکام می ماند.<br /> &nbsp;سیروس غضنفری تا زمان رهایی اش از تشکیلات، سرنوشت سخت خویش را در مرحله جدیدی آغاز می کند. تا آنجا که بنده قبلا در تشکیلات بیاد دارم او فردی بسیار واقعی و درستکار و قابل اعتماد برای همه ما حداقل آذری زبان ها بود تمام اطلاعات نشست های لایه های بالاتر منظور &ldquo;ام جدیدها&rdquo; را نیم ساعت بعد از خاتمه آن بریف ها به همه ما می رساند و ماها نیز آرایش و مانورهای خودمان را برای پیچاندن تشکیلات&nbsp; درب و داغون بعد از سرنگونی صدام حسین داشتیم.<br /> &nbsp;بحول و قوه الهی او یک زندگی شرافتمندانه را با همسر و دو فرزند نازش بنام های کوثر و طاها به پیش میبرد گویا انتشار هرازچند نوشته ها و خاطرات اسارت اش نزد تشکیلات رجوی، فضای تیره و تاریک سازمان را بهم ریخته است!! بقول سازمان که آقای غضنفری بیسواد و ساده و مزدور بوده، بحدی با این نوشته هایش آتش بجان رجوی در کوهستان های نداشته رجوی ریخته که نهایتا حاضرند ابتدا اینگونه وی را عضو اطلاعات ایران و نیابتا ار اعضای سپاه قدس معرفی بکنند!! حتی مسئول انجمن نجات اذربایجان غربی!! و&hellip;&hellip;.&nbsp;.<br /> &nbsp;اولا بایستی گفت ایشان در آذربایجان شرقی و در تبریز زندگی می کنند و اهمیتی هم به این یاوه گویی ها و بیسوادی های اطلاعات و ضداطلاعات دایناسورهای فرقه رجوی نمی دهند و ثانیا شغل بسیار پردرآمد اقتصادی و خانواده ای دارند. ضمنا جواب و پاسخ حرفهای احمقانه و زشت نویسنده های آن مقاله در سایت مورد اشاره را با همت مضاعف خود و در سیر افشاگری های پرنفوذ خودشان منبعد با اثرگذاری های بیشتر در تعاملات اجتماعی و سیاسی با مردم و خانواده ها انجام خواهند داد. حقیر این پیروزی بزرگ ترسیدن واقعی تشکیلات رجوی از دوستان جداشده را قلبا به همه آنها تبریک می گویم. بنظر میرسد احتمالا سازمان دنبال فضاحت های بیشتری هم بعد از این باشد. هیچ مهم نیست آرزو داریم اینگونه چهره تهدیدگر و جنایتکار و تروریستی خود را رو کند.&nbsp; مطمئن باشد چنین اقدامات شرم آوری را با میلیونها انرژی لازم و با بصیرتی حقیقی و میهندوستانه و کوبنده و در همه وقت و همه جا از استان خودمان تا کل شهرهای ایران و حتی داخل لیبرتی و اورسورواز و آلبانی و اروپا خواهیم داد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/19320">صدای ترس</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/19320/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه خانم ثریا عبداللهی به فرزندش (امیر اصلان تحت اسارت فرقه رجوی در آلبانی)</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18613</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18613#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Sep 2015 09:04:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[امیر اصلان حسن زاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/09/12/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%ab%d8%b1%db%8c%d8%a7-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%b4-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>امیرجان خبر انتقال تو از لیبرتی به آلبانی برای من بهترین هدیه بود. سرانجام از اسارتگاه لیبرتی در عراق رها شدی و به آلبانی منتقل شدی. این یک گام به جلوست چون یکی از گام های رهایی و نجات همیشگی ات ازحصارهای فیزیکی و ذهنی فرقه رجوی است. من یک مادرم و سرشار از احساسات مادرانه، سالهاست که در تلاش برای رهایی تو از اسارت فرقه سراز پا نشناختم همه سختی ها، مشکلات و مصائب را با همه ی وجودم تحمل کردم تا تو، فرزند عزیزم را باردیگر بعد از ۱۴ سال دوری و فراق در آغوش پرمهرم بگیرم</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/18613">نامه خانم ثریا عبداللهی به فرزندش (امیر اصلان تحت اسارت فرقه رجوی در آلبانی)</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به نام خدای مهربان<br />
فرزند عزیزم<br />
<img decoding="async" style="width: 223px; height: 300px; margin: 10px; float: left;" src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Fa_Mem/Abdollahi/abdollahi_2.jpg" />امیرجان خبر انتقال تو از لیبرتی به آلبانی برای من بهترین هدیه بود. سرانجام از اسارتگاه لیبرتی در عراق رها شدی و به آلبانی منتقل شدی. این یک گام به جلوست چون یکی از گام های رهایی و نجات همیشگی ات ازحصارهای فیزیکی و ذهنی فرقه رجوی است. من یک مادرم و سرشار از احساسات مادرانه، سالهاست که در تلاش برای رهایی تو از اسارت فرقه سراز پا نشناختم همه سختی ها، مشکلات و مصائب را با همه ی وجودم تحمل کردم تا تو، فرزند عزیزم را باردیگر بعد از ۱۴ سال دوری و فراق در آغوش پرمهرم بگیرم هر چند تاکنون موفق نشدم ولی هرگز امیدم را از دست نمی دهم. من یک مادر هستم و حاضرم برای رهایی تو از اسارت فرقه رجوی جانم را بدهم.<br />
عزیز دلم<br />
درسال۱۳۸۱ جهت کاریابی به ترکیه رفتی تا ازطریق غیرقانونی به آلمان بروی که متاسفانه در تور قاچاقچیان و رابطین فرقه خشونت طلب مجاهدین افتادی. من در اواخر دهه هشتاد شمسی برای نجات و رهایی تو به عراق رفتم و مدت چهارسال است درمقابل سیاه چال رجوی بنام اشرف تحصن کردم و خواستار ملاقات با تو شدم ولی سران فرقه اجازه ندادند حتی یک تماس و دیدار چند دقیقه ای با تو فرزند عزیزم در طی این چهار سال داشته باشم. حال در آلبانی هستی صحیح و سالم و این خبر بسیار مسرت بخشی برای من است.<br />
امیرجانم<br />
از طریق این نامه امیدوارم پیامم به تو برسد شماره تلفنم را نوشتم و بدان که مادرت در انتظار تماست و شنیدن صدای نازنینت بیتاب و بی قرار است و لحظه شماری می کند … در اولین فرصتی که بدست میاری با مادرت تماس بگیر.<br />
از خدای متعال برایت آرزوی رهایی از اسارت فرقه رجوی و رستگاری و خوشبختی دارم. به امید بازگشتت به کانون گرم خانواده مان.<br />
قربانت مادرت ثریا عبداللهی<br />
شماره تماس:<br />
۰۹۳۹۸۸۲۸۴۲۷</p>
<p>اردبیل ـ ۱۳۹۴/۶/۱۹</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/18613">نامه خانم ثریا عبداللهی به فرزندش (امیر اصلان تحت اسارت فرقه رجوی در آلبانی)</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18613/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مریم قجر و تعریف نو از دموکراسی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18589</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18589#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 08 Sep 2015 08:45:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/09/08/%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%82%d8%ac%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%86%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%85%d9%88%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%b3%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>ملاقات آقای فلیپ هموند با مسئولان ایرانی چه مشکلی برای ملت و برنامه ریزی های سراسر اشتباه شما بوجود آورده است که این همه سراسیمه بیانیه صادر میکنید و حتی فراموش میکنید که بیانیه را برای که قرار است بفرستید و از چه کسی درخواست دارید؟ همه طرفداران صلح؟!همه طرفداران صلح که شما مدعی آن هستید چه کسانی هستند؟ جمهوری خواهان جنگ طلب، دولت اسرائیل، طائفه آل سعود یا همان خاندان یهودی اهل خیبر و مردخای ابراهیم موشه و به زبان ساده تر طائفه سلطنتی ال سعود که بر سنت خاندان صهیونیستشان مردم یمن را به خاک و خون می کشند؟ شاید هم دوستان ایران که دعوتشان کردی برای آزادی خلق در زنجیر، احتمالا داعش و النصره و دیگر شبکه‌ها ی تروریستی و خواهر زاده و خواهر خوانده ودیگر همزادهای آدمکش را میگویی؟!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/18589">مریم قجر و تعریف نو از دموکراسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;ملاقات آقای فلیپ هموند با مسئولان ایرانی چه مشکلی برای ملت و برنامه ریزی های سراسر اشتباه شما بوجود آورده است که این همه سراسیمه بیانیه صادر میکنید و حتی فراموش میکنید که بیانیه را برای که قرار است بفرستید و از چه کسی درخواست دارید؟ همه طرفداران صلح؟!همه طرفداران صلح که شما مدعی آن هستید چه کسانی هستند؟ جمهوری خواهان جنگ طلب، دولت اسرائیل، طائفه آل سعود یا همان خاندان یهودی اهل خیبر و مردخای ابراهیم موشه و به زبان ساده تر طائفه سلطنتی ال سعود که بر سنت خاندان صهیونیستشان مردم یمن را به خاک و خون می کشند؟ شاید هم دوستان ایران که دعوتشان کردی برای آزادی خلق در زنجیر، احتمالا داعش و النصره و دیگر شبکه&zwnj;ها ی تروریستی و خواهر زاده و خواهر خوانده ودیگر همزادهای آدمکش را میگویی؟!<br /> &nbsp;(مریم رجوی) چه تعریفی از دمکراسی در ذهن داری که همیشه درخواست و استمدادهایت متوجه قاتلان، مواجب بگیران، لابی های صهیونیست، دشمنان ایران و ایرانی است تا رای، نظر و حمایت مردمی که سالها برای آزادیش در حال نبرد و مبارزه ای و خورد و خوراکت را هم فراموش کرده ای؟ دموکراسی؟! اگر دموکراسی که شما مدعی آن هستید در دنیا اجرا می شد، همه دربند های گوناگون گرفتار فکت نوشتن از غسل هفتگی، سگ دعوا و طلاق اجباری و ازدواج ایدئولوژیک بودند. خیلی ها هم در نشست های حوضچه رهبری غرق می شدند. عجب دمکراسی دارد این مریم قجر! تا بوده آزادی برای مریم و مسعود تعریف شده و حصر و محدودیت برای زیر دستان.<br /> &nbsp;با این بندهای گوناگون سرشار از آزادی بند بند تن نیروهایت را به زنجیر کشیدی و خیلی را با خونسردی تمام سر بر بالین خاک گذاشتی! از کدام آزادی و دموکراسی حرف میزنی و وعده آن را به دیگران میدهی تو که خود با استبداد تمام، دموکراسی را با دال دیکتاتوری نوشته و با زور سیانور و به نام آزادی به خورد نفرات گرفتار شده دادی!<br /> &nbsp;نگاهی گذرا به سوابق و عملکرد سازمان مجاهدین خلق کافی است تا معنای آزادی را تا عمیقترین نقطه آن با پوست و استخوان درک کنیم. صدای ناله&zwnj;های آزاد اندیشانی که تو برایشان آزادی را هجی کرده و الفبای انقلابت را برایشان دیکته کردی و تاب و تحمل آزاد بودن در عقایدشان را نداشتی، هنوز در گورهایی که سربه نیستشان کردی به گوش میرسد؟! باز هم از آزادی میگویی؟ نفراتی که عمری است حتی حق انتخاب رنگ لباسشان را هم ندارند و همیشه باید فرم بپوشند. دیگر جایی برای آزادی فردی گذاشته ای که دم از جامعه و خلق میزنی؟ خلقی که به او نسبت گله و رمه میدهی و به آسانی به آن توهین میکنی، چگونه می توانی مدعی باشی که به دنبال برآورده کردن نیازهای مادی و معنوی آن هستی و آیا می توانی از این خلق انتظاری داشته باشی؟ در این مدت هرچه ما دیدیم آزاد کردن روح افراد و فرستادن اجساد به دیار باقی بود تا چیز دیگر! دموکراسی از نوع بیابانی و مردم گریزی.<br /> باید از آقای هموند گلایه کرد و واقعا چرا مانع از انتقال و ترویج چنین تفکراتی شده است و با مریم در راستای صدور انقلابش به اقصی نقاط جهان و کشورهای اروپایی همکاری نمیکند؟ خانم قجر! کجا بوده ای ودر کدام یک از قبایل عقب مانده دنیا رشد کرده ای؟ نه میدانی و نه می پرسی و در جهل مرکب خود ساخته دست و پا میزنی و بر این روش همچنان اصرار می ورزی؟<br /> &nbsp;این بار هم توپ معروف داستان سرنگونی رژیم و تغییر نظام از کهکشانها بر زمین اقای هموند فرود آمد و تمام گناه ها و عقب افتادگی سازمان مجاهدین خلق از برنامه های روتین و سیاست دراز مدت انقلاب و خلق بر گردن هموند افتاد.<br /> &nbsp;این چه آفتی است که سازمان در لحظه آخر و موقع سر کشیدن جام پیروزی دچار این مشکل میشود باید پای دیگر بد بیاری های این فرقه گذاشت.! امان از این توپ بدبیاری. باید به این رهبری بی فکر گفت، تو که عمری کلی انسان را معطل افکار پوچ و بی مصرف خود کرده ای، بی خود دم از این و آن میزنی. مگر نه اینکه مدعی رهبری هستی، پس چرا مدیریت بحران نمی کنی؟ تا بوده بزرگترین بحران سازمان خودت بوده ای و لاغیر.<br /> &nbsp;مگر نه اینکه مدعی خلق و هواداران خود در بین خلق ایرانی، پس چرا دست به دامان این وآنی و دریغ از یک پایگاه مردمی. مگر برای غربیها مبارزه میکنی که از آنها گلایه مندی، مگر مزدور آنهایی که همیشه از دستشان ناله میکنی و کمک می طلبی و اهانتها را روانه ایران میکنی؟ مگر قرار است دموکراسی را از غرب برای ملت ایران به ارمغان بیاوری و در پس دروازه های تحریم گیر کرده ای؟ تو که می دانی کسی به حرف تو نیست و در هیچ یک از برنامه ها حسابی برای تو و سازمانت باز نکرده اند، پس چرا ملتی را به گروگان گرفته و به آنها وعده هایی میدهی که حتی دهم درصدی به آن اعتقاد نداری؟! چرا به داشته های خود تکیه نمی کنی و مدام دست گدایی به سوی دشمنانت دراز می کنی،تا کی خفت و خاری و دروغ؟ البته اگر چیزی داشته و از نداشته هایت برایت مانده باشد.<br /> &nbsp;در این مدت باید به این نتیجه رسیده باشی که نه وجهه داخلی و نه خارجی برایت مانده و هر چه مانده بی آبرویی و کوله باری از دربه دری. چرا از آقای هموند گلایه میکنی، در این سالها چه امتیازی داده ای که بخواهی چیزی بگیری. چند بار در شرکتهای وابسته و کنسولگری های انگلیس بمبگذاری کردید؟ شاید یادآوری خاطرات پر افتخار تان بد نباشد و باعث تحرک فکری رهبری سازمان شود. البته این شمه ای از افتخارات است.<br /> &nbsp;۱_ بمب گذاری در اداره اطلاعات، ساختمان انجمن ایران و آمریکا و ساختمان انجمن روابط فرهنگی ایران و انگلیس در تهران<br /> &nbsp;۲_ به عنوان اعتراض به سفر سلطان قابوس به ایران، اقدام به بمبگذاری در ساختمان بانک عمران و دیگر نقاط نظیر دفتر شرکت انگلیسی گری اند مکنزی، محوطه سفارت انگلیس و دفتر شرکت پان آمریکن<br /> ۳_انفجار تاسیسات برق کارخانه جیپ لندروور در کرج<br /> &nbsp;۴_انفجار بمب در انجمن ایران و آمریکا و کنسول گری انگلیس در مشهد<br /> &nbsp;۵_انفجار در ساختمانها و موسسات آمریکایی و یهودی مانند شرکت جنرال، شرکت انگلیسی York shireو کمپانی یهودی techno vice<br /> &nbsp;باز هم دموکراسی و کمک برای سرنگونی گدایی کن. چرا از سیاست هر که با ما نیست بر ماست استفاده نمی کنی و به یکباره به همه درس پرواز کردن نمی دهی؟! واقعا تا چه درجه ای احساس حماقت میکنی و دامنت را بر سر کشیده ای تا کسی گذشته و حاضرت را نبیند. فکر می کنی مردم و دولتها در چه درجه ای از درک و شعور قرار دارند که قادر به تشخیص دروغگوی بزرگی با قد و قواره تو نباشند. باز هم دست به سوی صلح طلبان دراز کن و به هموند درس آزادی و آزاد زیستن بیاموز! اینقدر در این مدت به خود و تشکیلات به طرق مختلف گند زده ای که با هیچ آبی نمیتوان آن را پاک کرد. تا جایی که خانم هیلاری کلینتون اب پاکی را روی دستت ریخت و گفت: ما گذشته شما را فراموش نخواهیم کرد.<br /> &nbsp;چرا سر در برف کرده ای و تنها خودت را می بینی و ازاتفاقات پیرامونت هیچ درک و تحلیلی نداری؟ شاید جمله خانم کلینتون را اینگونه بتوان برایت شکافت، به تلافی تمامی اقدامات تروریستی قبل و بعد از انقلاب علیه منافع و نفرات ما ودیگر متحدانمان، در هیچ شرایطی از شما دفاع نخواهیم کرد.<br /> &nbsp;شاید نشست معروف را به خاطر داشته باشی که مسعود یکباربه جای خود و یکباربه جای آمریکا نقش بازی میکرد و در این نشست رسما اعتراف کرد حتی بعد از خلع سلاح، توبه و متلاشی شدن سازمان هم آمریکایی ها از دست ما راضی نخواهند شد.<br /> &nbsp;چرا شعار مجاهد پر کینه همیشه در کمینه را غلاف کرده ای و سمت و سوی انقلابت را سردر آخور جنگ طلبان کرده و آزادی را در جا و روشی دیگر دنبال میکنی؟ و باز هم دموکراسی. این بار یک حرکت نشان بده که معرف وجهه آزادی طلبی تو باشد و حقانیت تو را نسبت به ادعایت ثابت کند.آن وقت ما خود سفارشت را به آقای هموند و دیگران خواهیم کرد! حرف از مشکلات پناهندگی پناهجویان میزنی و اعزام بیماران؟! بیماران را بدون محافظ، و معالجه را به سازمانهای بین&zwnj;المللی واگذار کن و محدودیتی برای مصاحبه در خارج از لیبرتی برای افراد وضع نکن تا این پروسه هرچه زودتر به سرانجام برسد.<br /> &nbsp;آیا می توان امید اجرایی شدن آزادی در پایین ترین سطح را از رهبری فرقه در کوچکترین جامعه انتظار داشت که زمام امور ملت و کشوری با ۸۰میلیون جمعیت را به آن سپرد؟ آیا از انجام این هم عاجزی و ناتوان و یا ترس از دست دادن نا توانترین نیروی بیمار را داری؟تو که می دانی هیچ دولتی به حرف تو نیست و هیچ جایگاه اجتماعی در جامعه امروزی نداشته و نخواهی داشت، برای چه بر خوابهای پنبه دانه ای اصرار میکنی؟ نمیتوان آزادی را با جمع کردن سیاهی لشکر و چند دست لباس و خورد و خوراک و اجاره هتل برای این و آن و پرچم تکان دادن به ملتی هدیه کرد. قبل از این با زبان جنگ و بمب&zwnj;های صدام هم امتحان کردی و تمام راهکارهایت به بن بست خورد وکسی پذیرای تو نبود تا سخنرانی در تهران لغو وبه زمانی دیگر موکول شود.! پس آزموده را آزمودن خطاست.!<br /> احمد هاجری<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/18589">مریم قجر و تعریف نو از دموکراسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18589/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خیانت و انحطاط فرقه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18535</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18535#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Sep 2015 08:46:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/09/01/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d9%88-%d8%a7%d9%86%d8%ad%d8%b7%d8%a7%d8%b7-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>چه سیاست دیکتاتورمآبانه و احمقانه ی سران این فرقه در پیش گرفته اند و از کدام کتاب سرمشق میگیرند در عقل ناقص خودشان نمی گنجد و ما بهتر است به موضوعی که خودشان زیاد اهمیت نمی دهند فکر نکنیم. جناب رجوی،از چه فرار میکنی و میلیونها دلار پول تاسیسات و دیگر اقلام منقول و غیرمنقول را رها میکنی و قید همه چیز را زده ای؟ فرار از خانواده ای که همانندسازی درپی توست و یا دروغهایی که یک عمر به اسم انقلابهای گوناگون به خورد خودی و غیرخودی دادی و بارها با خودی و غیر خودی کردن تعدادی را سربه نیست و از گردونه خارج کردی.!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/18535">خیانت و انحطاط فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود و مریم رجوی را میتوان به صراحت به عنوان احمقترین فرمانده احزاب و گروه های حال حاضر معرفی کرد. فرماندهانی که یک عمر، از طلوع غمگین تا غروب مرگبار ارتش آزادی بخش در بیابانهای عراق به سر بردند. فرماندهی که هیچگاه دوره نظامی گری ندید و ناکامیهای جنگ پیاده و زرهی را پاس نکرده،عروسک و اسباب بازیهای جورواجور به نیروهایش میدهد تا با خود سوغات ببرند. همه را به ستون یک وارد مرزهای ایران میکند تا با عبور از تنگه چهار زبر خود را به تهران برسانند.<br /> چرا صدای دختری که در جوابت گفت کسی ما را نمیشناسد و از ما حمایت نخواهند کرد با هزار نیرنگ و ایجاد هیاهو و صدا در سالن خفه کردی و بحث را به جای دیگری کشاندی؟ نگفتی این همه آدم با وسایل چگونه ممکن است از یک سوراخ رد شده و خود را به تهران برسانند؟ ارتش بعث توانست که شما دومین باشید؟<br /> دیدی عدم درایت به همراه حماقت چگونه تمام ارزها و اموالت را بر سرت آوار کرد و چهارزبر همه چیز را زیر و زبر کرد و فریاد آتش را در گلویت برای همیشه خفه کرد؟ عجب حکایتی دارد این رهبری فرقه به خیال خود به عراق آمده بود تا با ایجاد توازن قوا به نفع حزب بعث، ایران را به نوعی شکست و وادار به پذیرش قطعنامه کند. صاحب خانه را چنان دچار نحسی و بد شگونی کرد که صدام را قبل از مهمان رخت سفر بست؟!<br /> باید پرسید طبق کدام استراتژی و حکمت و عقل و منطق عراق را انتخاب کردی و هم پیمان دشمن ناموس و مملکت خود شدی؟ شدی آنکه نباید میشدی،،ستون پنجم و دست راست حزب بعث! پایگاهها یکی پس از دیگری با ورود یانکیها از هم پاشید.<br /> در کدام انقلاب برای رسیدن به هدف، سگ را وسیله قرار میدهند؟ آیا با بغل کردن یک سگ توسط فهیمه اروانی و خوش و بش کردن با افسران آمریکایی میتوان دموکراسی را به دیگری نشان داد.<br /> هزار و یک نفر که میتوانستند نیروی کار و فکری یک مملکت باشند و در دیگر کشورها مایه سرافرازی ایران، یا به نابودی کشاندید و یا دچار هزار بیماری روانی و معلولیت کردید! آخر مجاهدت، انقلاب و جنگ برای برپایی دموکراسی و سرنگونی نظامی که مدعی دیکتاتوری بودنش را دارید، سر از خیانت به میهن و منافع ملی درآورد. رهبر فرقه ای که برای کاهش درد مردم هزاران برنامه در دستور کار خود داشت و حالا با گذشت سالیان تنها چیز بجا مانده از این زوج، کارنامه ای سرشار از خیانت، تباهی وفساد است.<br /> سازمان با رهبریتی خائن چنان دچار گیجی و سردرگمی شده که آلبانی را به جای مرزهای ایران اشتباه گرفته و قصد برپا کردن پایگاهی در نزدیکترین نقطه به ایران را دارد!؟ جل وپلاس جمع کرده و در میروی ویا خود را به حماقت میزنی؟<br /> صبر کن، ماشینها جا ماند، اتوبوسها، نفربرها، زرهی ها، ژنراتورها، فرودگاه خیابان صد را به کدام شرکت هواپیمایی واگذار کردی، تکلیف زیارتگاه اشرف و چاه ضلع جنوب را روشن نکردی، مردمی که با پرواز مستقیم برای بازدید از اشرف خواهند آمد &lt;دآمدآمد را چه کسی راهنمایی میکند؟ نه می شنوند و نه مدعی تجهیزاتند.!<br /> شاید جناب مسعود رجوی، زیباترین خاطراتت بعد از جنگها و شکستهای متوالی زیباترین حوادث برایت رژه خودروها برای شکست دادن خانواده&zwnj;ها در درب قرارگاه اشرف بود، که ماهها با فیلم هایش مانور کردی. از تانکهای به جا مانده فقط تانکر آب و سبتیک است که بیشتر به چشم میخورد، شاید روزی هوای سان و رژه در آلبانی به سرت زد، دنیا را چه دیدی؟ حالا با ورود به مرزهای اسپانیا دادگاههای آن دیار هم همیشه در دسترست خواهند بود!؟ دیدی یک عمر کوچک و بزرگ، زن ومرد را به قربانگاه و وادی الموتی خود بردی و غرق در دریای امیال کثیف خود کردی و در سوگ کشته ها اشک تمساح ریختی؟ و این اشک نه از برای قربانیان و هر چه بود برای طرح هایی بود که هیچگاه درست از آب در نیامدند. سازمانی که میتوانست جایگاه مردمی داشته باشد و بازویی برای مردم و ایران باشد به قعر ذلت و نیستی کشاندی. سالها یک مشت انسان را با سیاستهای احمقانه در ته چاهی انداختید که هیچگاه بیرون نیامدند. حالا معنای واقعی نخ پوسیده را درک کردی و یا باز هم بگویم؟ رهبری پوسیده با تفکرات و سیاستهای پوسیده. و نفرات چه با خوش باوری وچه با زور در این سالها به چه کسانی دل خوش کرده بودند. کسانی که تحمل بار خود را نداشتند، چه برسد به اینکه دست کسی را گرفته و به جایی برسانند.<br /> چقدر طرح، نقشه، برنامه و هزارویک پست و لقب مسخره.! ته انقلاب مریم چه بود که هیچگاه به آن نرسید؟ هزارویک مدل فساد و زن بارگی رهبری و در آخر فرار به ماورای مرزهای مدیترانه. شاید هم قصد ساخت سریال جدید طارق را دارد که با تمام قوا قصد تصرف تنگه جبل&zwnj;الطارق را کرده. شاید دوباره قصد احیای پروژه تنگه و توحید را دارد؟ فعلا هرچه هست فرار است و بس. انتقال از کمپ به دیگر کمپ، ازاین بیابان به دیگر بیابان، کوه به کوه. جایی که تفکری به غیر از این تفکر (ایدئولوژی دگم مجاهدین) وجود نداشته باشد. چون این تفکر پوسیده یارای شکست و مقابله با بدوی ترین تفکرات و فرهنگهای ناشناخته بشری را ندارد و در برابر هر منطق و ایدئولوژی به سادگی شکست را پذیرفته و سر تعظیم فرود می آورد. گریزی بی پایان برای ایجاد رای و ایده غالب بر جامعه&zwnj;ای رو به تحلیل که در کمتر از ۱۰سال میانگین سنی مردانش به ۶۰رسیده و زنانی که از امروز دیگر هیچگاه باردار نخواهند شد و نیروی جدیدی که حاضر نیست به قفس خفتگان وارد شده و عمر خود را تباه نماید.<br /> حتی ناشناخته ترین قبایل با کهنه ترین فرهنگها، تاب و تحمل اشخاصی همچون رهبری سازمان را ندارند. خیانت و مزدوری چیزیست که در هر جامعه ی انسانی آشنا وناآشنا، منفور و محکوم به شکست است.<br /> از وحشی ترین تا مدرنترین جوامع بشری همگی نیاز به ایجاد ارتباط با اقوام و تمدنها ی بالا و پایین دست خود را دارند و همیشه برای ایجاد ارتباطات بیشتر تلاش میکنند.<br /> چه سیاست دیکتاتورمآبانه و احمقانه ی سران این فرقه در پیش گرفته اند و از کدام کتاب سرمشق میگیرند در عقل ناقص خودشان نمی گنجد و ما بهتر است به موضوعی که خودشان زیاد اهمیت نمی دهند فکر نکنیم. جناب رجوی،از چه فرار میکنی و میلیونها دلار پول تاسیسات و دیگر اقلام منقول و غیرمنقول را رها میکنی و قید همه چیز را زده ای؟ فرار از خانواده ای که همانندسازی درپی توست و یا دروغهایی که یک عمر به اسم انقلابهای گوناگون به خورد خودی و غیرخودی دادی و بارها با خودی و غیر خودی کردن تعدادی را سربه نیست و از گردونه خارج کردی.! در این گیرودار، لیبرتی و کمپ تازه تاسیس آلبانی لنگ در هوا، آویزان به شخصیت منفور و بی هویت رهبری فرقه است تا هر آن با حوادث روزگار با سر نقش بر زمین شوند و آخرین استراتژی و خام پردازیهای رهبری دروغگو را به باد فنا بسپارند.<br /> انسانی پوسیده با تفکرات، راهبردها، دیپلماسی ارتجاعی، به عقبه و حال خود نگاه کن، ببین چه کسی خود کامه، مستبد و تا ته انقلابش کلکسیونی ازقدیمی و مدرنترین فجایع انسانی و دیکتاتوری موج میزند.؟!<br /> به عنوان دیکتاتور، با یک سر و گردن اضافی بالاتر از هر دیکتاتوری خودنمایی میکنی؟! همیشه سکوت و خفقان بوده که بر نفرات حکمفرما بوده و مرگ و سر به نیستی تنها پاسخی بوده که نصیب افراد معترض به سیاستهای داخلی فرقه میشده است. افکار فاسد، آینده&zwnj;ای به جز زوال و نیستی پیش روی خود و دیگران نخواهد گذاشت وبه زودی خواهی دید تمام رشته هایت در واپسین روزهای عمر سیاسی و خیانت چه زود پنبه میشود.!<br /> تنها برای چند دلار برای چند دلار اضافی، در موقع تحویل خودروهای زرهی نفرات را مجبور به باز کردن دهلیزها کردید و آنها را به صورت ضایعات فروختید. مگر این عزیزان قرار نبود شما را به تهران برسانند، چه شد که این خرلنگ را به قصاب سپردید و قیدش را زدید؟ از همان آغاز به این مهم رسیده بودید که شکست سنگینی گریبانت را گرفته و دیر یا زود زانو خواهی زد، ولی خودباوری های کاذب باعث شد تا مدام بر طبل حماقت خود بکوبی و از موضع شکست عقب نکشی.<br /> چرا واقعیت مبارزه را فراموش کرده ای و مبارزه را در برده داری و به اسارت گرفتن نفرات تحت امر خود میبینی؟ چرا پرچمی را در دست می گیری که بزرگترین دیکتاتورها و فاشیستها سالیان سال است که آن را بر زمین گذاشته اند؟ چرا همه در برابر قانون از حقوق یکسان برابرند را فراموش کرده و مدام از لایه لایه کردن جوامع بشری در نشستهای لایه ای صحبت میکنی؟ واقعا روی هر نژاد پرستی را در وقاحت سفید کرده ای؟ چرا در حال فراری و فریاد دزد دزد سرکشیده ای و دم از حقوق بشر میزنی؟ مگر در قاموس تو شکست به چه معنی است؟ به غیر از این است که همه چیز و همه کس و وجهه خود را از دست داده ای و تعدادی از همان نفرات به بند کشیده شده که توانسته اند آزادی خود را به دست آورند، طناب بر گردنت انداخته و تو را به تمسخر گرفته اند؟! باز بوسه بر تانک بزن،! فریاد کن بیا بیا ولی دیگر کسی نخواهد آمد تا در دام تو گرفتار شود، حاضرها هم یکی یکی در کلاست غایب خواهند شد و تو می مانی و کلاس درسی که معلم و شاگردش رهبری به گل نشسته است.<br /> به چه میزان یک ایدئولوژی میتواند منسوخ و از واقعیات به دور باشد، تنها چیزی که در این سالها نصیب تئوریسینها و افراد در رده های مختلف نموده فقط شکست بوده و تا جایی این تفکر پیشرفت داشته که هیچ راه گریزی از مصیبتهای احتمالی در آن متصور نشده بوده و دریغ از یک پیروزی! حتی اگر در این سالیان از خود تحرکی هم نداشتند میشد آن را به حساب پیروزیشان در تاریخ ثبت کرد! عقب گرد و عقب گرد؟!<br /> این همه اصرار بر جنگ برای چه و خوش خدمتی برای که؟ شاید جناب مسعود رجوی، میخواهد بعد از هیتلر کتاب جنگ دیگری به رشته تحریر در آورد؟ چرا این همه به اسم مبارزه و پیروزی بر شکستهای متوالی اصرار می ورزی و سخت احساس رضایت و سرمستی میکنی؟ چرا بر خون یارانت موج سواری میکنی و ارابه مرگ را بر بدن بی جان انسانهای وامانده ای می رانی که با هست و نیست و بود و نبود خود نیز دچار تناقض شده&zwnj;اند؟ رهبری فرقه به تلافی شلیکهای ناخواسته ای که بارها قلب و سر ناراضیان را هدف قرار داد، وبرای خفه کردن صدای اعتراضی که معترض را سر در چاه کرد، باید بارها سر در چاه به خیانت خود اعتراف و در دادگاه خلقی که خودشان سنگ آن را بر سینه میزنند، محاکمه و مجازات شود تا طعم واقعی خیانت به خلق را از نزدیک لمس کند!؟ چرا ساز بی صدا این همه هول و هراس به جانت انداخته و به تکاپو افتادی هر چه سریعتر لیبرتی را تخلیه کنی؟<br /> مدیر و رهبری با افکار عصر حجری به نام مریم قجر،سالیان سال گذشته و آینده انسانهایی که قصد خدمت به تو را داشتند به آتش کشیدی. چه چیز شهوت سیری ناپذیرت را ارضا میکند؟ مریم قجر، نیازی نیست به دور دستها نگاه کنی تا تعبیری برای نخ پوسیده پیدا کنی. تمام واقعیت تو هستی! در آینه که نگاه کنی همه چیز را خواهی دید. خموده، وارفته، و به معنای کامل کلمه نابود شده، هم از نظر جسمی و هم از نظر اخلاقی و فکری محنت و فسادی که سخت وجودت را فرا گرفته است. باز هم به آینه بیشتر نگاه کن تا شقاوت،سنگ دلی و نکبتی که وجودت را گرفته بهتر ببینی.!<br /> خود باوری وخود بزرگ بینی دیگر به پایان راه رسیده و هر آن چه به جا مانده چیزی نیست به غیر از فرار از جنایات مرتکب شده در گذشته حال و مجازاتی که در آینده ای بسیار نزدیک انتظارت را می کشد. این سازی نیست که انتظار صدایش رادر آینده داشته باشی، این واقعیتی است که شمارش معکوس شروع شده و نمیتوان برای تو و سازمانت در منطقه متصور شد.<br /> چه می توان گفت، مهره سوخته، دستمال یک بار مصرف، دور ریز و تاریخ گذشته.<br /> واقعا چرا کسی حاضر به استخدام تروریست و ستون پنجمی با شکل و شمایل و اوصاف یک عمر حلقه به گوشی و نوکری تو نیست؟ چقدر بر طبل جنگ هسته&zwnj;ای کوبیدی و آب در آسیاب اسراییل و دیگر جنگ طلبان ریختی و تابلو و نقشه در سمینارهایت نشان دادی و حرف مفت به خورد این و آن دادی تا کشورت را طعمه جنگی کنی که فقط تو تعداد اندکی جنگ طلب بر آن اصرار داشتید؟ ولی هیچگاه نه آمریکا و نه هیچ دولت دیگری حاضر نشدند با طناب تو به این چاه بیافتند.و به قول دولتمردان آمریکا جنگ با ایران و رود به طوفانی است که خروج از آن بسیار مشکل خواهد بود. پس خواهشمندم تو در این طوفان بادبادک هوا نکن!<br /> چرا این همه اصرار بر جنگ و عرض ارادت بندگی به این و آن و خفت پذیری؟ برای در آخرین درخواست رذیلانه به سراغ شیخ ال سعود در سواحل فرانسه رفتی و پیشانی جلو بردی تا داغ بردگی و خوش خدمتی بر پیشانیت بزند؟ تو که خود عمری بر این و آن داغ تایید میزدی! خفت پذیری و پستی تا کی؟<br /> چرا اینقدر دچار تزلزل روحی و حقارت شخصیتی شده ای؟ شاید هر غریقی هم در موقعیت تو بود به هر اشغالی برای نجات خود متوسل میشد. ولی به عنوان نصیحت و هر چه میخواهی حساب کنی، البته شاید یک حدس و گمان و یا پیش بینی باشد. دنیا را چه دیده ای شاید در گوشه ای از توافقات منطقهای و فرا منطقه ای حسابی هم برای تو باز شده باشد. چون جنگ با تروریست و جمع آوری رهبران گروههای تروریستی و مبادله آنها بخشی از سیاست بین ملتها و دولتهای معتبر دنیاست. و توافقات و همکاری قضایی فیمابین کشورها هر غیرممکنی را ممکن میسازد.پس برای خودت تا دیر نشده جایی در کشوری غیر قابل دسترس و خارج از تمام کنوانسیون های دست و پا کن، چون فردا بسیار دیر خواهد بود!<br /> و حرف آخر اینکه درب های بازی که سالیان متمادی به اسرا نشان دادی و بعد با قساوت هر چه تمامتر بستی تا عذابشان دهی و دل خود را راضی نگه داری باز کن و آینده اشان را به دست خودشان بسپار تا خود برای چند صباح عمرشان تصمیم بگیرند. ترس از همین به بند کشیده شدگان به کسی ضرر نمی زند پس سخت مواظب باش که همین مورچگان آرام پوستت را روزی خواهند کند؟!</p>
<p>  احمد هاجری ساکن آبادان برادر (علی هاجری تحت اسارت فرقه رجوی در لیبرتی، عراق)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/18535">خیانت و انحطاط فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18535/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تحفه ای که به مقصد نرسید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18497</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18497#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Aug 2015 09:50:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/08/25/%d8%aa%d8%ad%d9%81%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%82%d8%b5%d8%af-%d9%86%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>در این فرقه سیاست هدف وسیله را توجیه میکند تا بوده نفرات داخل را بیشتر به نیستی کشانده تا هدف را. انقلاب ایدئولوژیک و طلاق زنان. حالا تقریبا به سیاست کلی که دنبالش بود رسیده بود (من همش را میخوام) و اینک تنها به زنان سازمان بسنده کرده بود. قله آرمانی و بیرون کشیدن رحم زنان به دستور مریم قجر. و در زمان جنگ و حکومت صدام، فرستادن دختران سازمان به حرمسرای افسران حزب بعث امری عادی به نظر میرسید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/18497">تحفه ای که به مقصد نرسید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>قبل از هر چیز از تمام مادران و پدران اسرای در بند فرقه رجوی عذرخواهی میکنم، و در بعضی موارد باید سکوت را شکست.<br /> رهبری سازمان قبل از انقلابهای گوناگون زن بارگی خود را به اثبات رسانده و همیشه عاشق پول، قدرت و حتی زنان نیروهای تحت امر خود بوده و این موضوع را به کرات و با بیشرمی تمام به نمایش گذاشته است.<br /> ازدواج با خانم فیروزه بنی صدر ورابطه جنسی با مریم قجرعضدانلو و طلاق مریم و مهدی ابریشم چی (شریف) که واقعا این نام چقدر برازنده آقای ابریشم چی است.<br /> در این فرقه سیاست هدف وسیله را توجیه میکند تا بوده نفرات داخل را بیشتر به نیستی کشانده تا هدف را. انقلاب ایدئولوژیک و طلاق زنان. حالا تقریبا به سیاست کلی که دنبالش بود رسیده بود (من همش را میخوام) و اینک تنها به زنان سازمان بسنده کرده بود. قله آرمانی و بیرون کشیدن رحم زنان به دستور مریم قجر. و در زمان جنگ و حکومت صدام، فرستادن دختران سازمان به حرمسرای افسران حزب بعث امری عادی به نظر میرسید.<br /> در تمام مراحل و سیاست گذاریهای سازمان ردپای شیطان به وضوح به چشم میخورد و گویا مسعود تنها بازیچه ای برای اجرای امیال مریم قجر بوده و هست. در تمام این مسیر مریم به عنوان کسی که تخصص خاصی در روسپیگری داشته اقدام به نابودی بقیه زنان گرفته تا کسی دیگر او را در این شهوت سرا سرزنش نکند.<br /> حمله آمریکا و ورود نیروهای آمریکایی به اشرف، فشار دو چندانی را مجددا متوجه زنان سازمان میکرد. فتوای جدید صادر میشود و اینک به جای دل مسعود، به دست آوردن دل افسران آمریکایی از هر دلی واجب تر و ارجحتر است تا چند صباحی بیشتر کمپهای سازمان در عراق برقرار بمانند.<br /> سال۱۳۸۹ طبق معمول نفرات سازمان برای رفتن به بهداری میبایست آماده میشدند. لیستهای انتظار طولانی مدت که نفر (تشکیلاتی)، هفته ها برای یک ویزیت معمولی خون جگر شده و یک بیماری معمولی با ریشه دواندن درجان بیمار تبدیل به یک بیماری لاعلاج گردد. در لیستهای اعزامی به بیمارستانهای بعقوبه و دیگر بیمارستانهای دیاله و مدینه الطب بغداد بیشترین بیماری متوجه زنان بود.<br /> تخلیه رحم و قطع سینه زنان، عمل های عادی و رایج در زمانی بود که من در جریان اعزامها بودم. در بین نفرات که توانسته بودند نظر موافق رده های بالا را برای اعزام به بهداری جلب کرده و کسی به او اتهام تمارض نزده بود دختر جوانی هم به چشم میخورد. این دختر با عبور از تمام فیلترینگ های شدید سازمان خود را برای معاینه و مداوا به بهداری رسانده و به همراه نفر ایمنی خود بر روی صندلی انتظار منتظر ورود دکترعراقی نشسته اند. ولی ظاهر دخترک با تمامی نفرات فرق داشته و نظر هر فردی را به خود جلب میکند. آرایش دخترک زیبایی او را چند برابر کرده بود و به قول افسر عراقی مثل اینکه عروس آوردند به پیش دکتر، مرد عراقی با ورود به درمانگاه مشغول ویزیت و معاینه مراجعین میکند تا نوبت به دختر جوان میرسد. دختر به همراه نفر ایمنی وارد مطب شده و خواسته ای غیرمعمول را از یک دکتر مرد میخواهند. دختری با عبور از هفت خان سازمان و آرایشی غلیظ از پزشک عراقی درخواست معاینه زنانه را میکند و نفر همراه همچنان اصرار بر این دارد که این معاینه را یک دکتر مرد انجام دهد و با توجه به شناختی که این پزشک از سیاستهای داخلی سازمان داشت وارد بازی کثیف سازمان نشد تا این درخواست داغ ننگی بر پیشانی رهبری فرقه بگذارد.<br /> پزشک عراقی سریعا موضوع را به رده های مافوق گزارش داد و معاینه را به پزشک زنان که همان روز در راه بود موکول کرد. به راستی رهبری و سیاستگذاران فرقه چه چیز را دنبال میکنند و در جستجوی چه گمشده ای می گردند که بی محابا زنان و دختران اسیر در این فرقه را به قربانگاه امیال و هوسهای خود روانه میکنند. شاید هر کس دیگری به غیر از این پزشک بود وارد این بازی کثیف شده و به هر خواسته ای از سوی سران این فرقه تن میداد ولی ذکاوت این پزشک تحفه را به صاحبش پس زد. هوشیاری و حضور خانواده ها خواهد توانست جلوی هر سوءاستفاده ای از عزیزانمان را در لیبرتی، از سران خیانتکار فرقه رجوی سلب نماید.</p>
<p>  احمد هاجری برادر (علی هاجری تحت اسارت فرقه مخوف رجوی در لیبرتی، عراق)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/18497">تحفه ای که به مقصد نرسید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18497/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سوابق ضد حقوق بشری مسعود رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18281</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18281#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Jul 2015 06:33:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/07/22/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%82-%d8%b6%d8%af-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مریم رجوی یا همان ملکه ترور که در ۱۸ ژوئن ۲۰۰۳ به اتهام تدارک حملات تروریستی و پولشویی در فرانسه دستگیر گردید در کتابی مربوط به حقوق زنان!!!! از عباراتی در آن کتاب استفاده می نماید که ۱۸۰ درجه با رویکرد فرقه رجوی در این خصوص منافات دارد. چراکه همین زنان تشکیلات هم اکنون نیز از امکان تماس با فرزندانشان در اروپا ممنوع شده اند. آنها جرات ندارند از نحوه زندگی آنها سوال کنند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/18281">سوابق ضد حقوق بشری مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پروسه تعمیق بخشیدن به اقدامات و رفتارهای ضد حقوق بشری بعد از شکست سازمان در عملیات مرصاد در سال ۱۳۶۷ وارد مرحله جدیدی شد. بناگهان رهبری خودشیفته سازمان در یک دغدغه بی هویتی و هیستریک با برپایی جلسات درون سازمانی موسوم به انقلاب ایدئولوژیک با پررویی و همدستی مریم عضدانلو مبادرت به انجام طلاق متاهلین سازمان و القاء طلاق ذهنی برای افراد مجرد سازمان نمود. موضوعی که بطور برجسته در گزارش خروج ممنوع دیدبان حقوق بشر ملل متحد در سال ۱۳۸۵ بطور برجسته به آن اشاره و تاکید گردید.<br /> واقعیت های بشرح زیر بطور ساختاری سازوکار رفتارها و عملکرد ضد انسانی گروه تروریستی مجاهدین را تشکیل می دهند:<br /> ۱- <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Cultism/Cult_MKO_1.jpg" style="width: 240px; height: 170px; margin: 10px; float: left;" />هویت زنان حاضر در تشکیلات جزو موارد اساسی این موضوع بشمار می آید. آنان از سال ۶۷ بطور اجبار از همسران شان جدا شده و جبرا فرزندان شان توسط تشکیلات از آنها گرفته شده ودر مکان های نامعلوم در اروپا در کمال پستی نگهداری میشوند. بچه هایی که گاها خیلی از آنها سواد خواندن و نوشتن در اروپا یاد نگرفته و مجددا بعد از سالها با فریب و خدعه به پادگان اشرف با وعده بازدید از اشرف به عراق کشانده شده اند. مریم رجوی یا همان ملکه ترور که در ۱۸ ژوئن ۲۰۰۳ به اتهام تدارک حملات تروریستی و پولشویی در فرانسه دستگیر گردید در کتابی مربوط به حقوق زنان!!!! از عباراتی در آن کتاب استفاده می نماید که ۱۸۰ درجه با رویکرد فرقه رجوی در این خصوص منافات دارد. چراکه همین زنان تشکیلات هم اکنون نیز از امکان تماس با فرزندانشان در اروپا ممنوع شده اند. آنها جرات ندارند از نحوه زندگی آنها سوال کنند. آنها طبق آموزش های مجاب سازی ذهنی فرقه ای در صورت فکر کردن مستمر به آنها خطاکار و پلشت شناخته شده و در جلسات موسوم به عملیات جاری میبایست خود به این درگیری ذهنی اعتراف نموده و توسط مسئولین سازمان سرکوب شوند. آنها از حق ازدواج و داشتن فرزند محرومند و با برچسب &ldquo;وصل به مرحله دوران&rdquo; مواجه شده ودر صورت لجاجت با اتهام زیرپاگذاشتن عدم پذیرش انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک خود ساخته مسعود رجوی مواجه و محاکمه و مجازات میشوند. این زنان گاها شامل افرادی میشوند که بخاطر سازمان همسر و یا فرزندان شان را از دست داده اند و یا زنانی که بدستور صریح تشکیلاتی از همسران و بچه هایشان جدا شده اند. این موضوع در گزارش خروج ممنوع دیدبان حقوق بشر اینگونه اشاره شده است &rdquo;مراحل مختلف انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق عبارت بودند از: طلاق های اجباری افراد مزدوج، نگارش مرتب گزارش های خود انتقادی، چشم پوشی از تمایلات جنسی و فداکاری جسمی و روحی مطلق برای رهبری.&rdquo;<br /> در حالیکه مطابق بند &ldquo;ج&rdquo; ماده ۵ میثاق بین المللی، حق ازدواج و انتخاب همسر از حقوق بنیادی هر زن بشمار می رود.</p>
<p>  ۲- یک واقعیت تلخ و مشمئز کننده فرقه مجاهدین خلق سوء استفاده جنسی از زنان فرقه است. بنابر اظهارات تکان دهنده تعدادی از اعضای ناراضی و سابق سازمان، این امر شخصا توسط مسعود رجوی به اجرا در می آمد و هیچیک از زنان حق اعتراض نداشتند و بطور کلی جرات مخالفت نداشته اند. موسسه رند در گزارش اش در این خصوص می نویسد: عشق به رجوی ها می بایست جای عشق به همسر و خانواده را می گرفت. این گزارش کنترل جنسی زنان در پادگان اشرف را تایید می کند. در بخشی از گزارش موسسه رند آمده است: اعضای سازمان مجاهدین خلق می بایست افکار و حتی خواب شبانه، خصوصا افکار و تمایلات جنسی خود، همینطور مشاهدات در خصوص سایر اعضا، را بطور روزانه ثبت نمایند. این در حالیستکه مطابق بند الف و بند ب ماده ۲ اعلامیه حذف خشونت علیه زنان موارد مطرح شده بالا از مصادیق بارز خشونت علیه زنان بر شمرده میشود.<br /> ۳- عدم دسترسی به رادیو و کانال های متفاوت خبری و نمایشی و اینترنت و تلفن همراه و بالاتر از اینها عدم امکان دسترسی اعضای گرفتار در فرقه با خانواده هایشان در اروپا و داخل کشور از اهم موارد نقض گسترده حقوق بشر بشمار می آیند. موضوعی که بعد از سرنگونی صدام حسین هم تاکنون علیرغم خلع سلاح سازمان ادامه داشته است و مسعود رجوی با کانون فساد خواندن خانواده ها سعی در پیشبرد اهداف سوء خود دارد.<br /> ۴- پاکسازی عناصر مخالف رهبری سازمان در ششماه از سال ۱۳۷۳ و بازداشت بیش از ۵۰۰ نفر از اعضا به اتهام واهی نفوذی دولت ایران بودن!!! با انگیزه زهر چشم گرفتن از اعضا و بستن دهان ناراضیان و کشتن و شکنجه برخی از آنان در این مدت. ضمن اینکه براساس فضای پلیسی و سرکوب فرقه ای اتفاقات ناگوار فراوانی در خودکشی و مرگ های مشکوک اعضا موجود هست که میتوان به مرگ های داود احمدی به صورت حلق آویز در سال ۶۸، خودکشی مینو فتحعلی در سال ۸۶، خودکشی مجتبی میر میران بصورت حلق آویز در سال ۶۵، خودکشی علی نقی حدادی و یا همسر زهره اخیانی با سیانور و یا کشته شدن سعید نوروزی و یا خودسوزی یاسر اکبری نسب و یا خفه شدن معصومه غیبی پور در خوابگاه اش و یا خودکشی مرجان اکبری و آلان محمدی و سهیل ختار اشاره نمود.<br /> ۵- برپایی جلسات وحشت آور موسوم به دیگ برای افراد داوطلب خروج از تشکیلات و وادارانمودن آنها به اعترافات زیر شکنجه تحت عنوان اینکه از عوامل جمهوری اسلامی هستند و گرفتن اعترافات ساختگی و ترساندن اعضای دیگر حاضر در آن جمع جهت مدیریت و سرکوب افراد و پیشگیری از اعتراضات دیگر.<br /> ۶- داشتن محل های بازجویی و شکنجه و زندان در پادگان اشرف سابق و حبس و نگهداری افراد سمج ناراضی جهت هماهنگی با استخبارات حکومت سابق عراق برای تحویل آنها و انگ زدن نامردانه به آنها تحت عنوان اینکه ما اینها را نمی شناسیم و عبور غیر مجاز به عراق داشته اند.<br /> ۷- تازمان سرنگونی حکومت فاشیستی صدام حسین سازمان تروریستی و فرقه مجاهدین به هیچ نهاد و مرجع قانونی و حقوق بشری اجازه بازدید از مراکز خود را نداد. این موضوع بعدا تا زمان تخلیه اجباری پادگان اشرف هم ادامه داشته است. توضیح اینکه مستمرا اعضای ناراضی و جرات پیدا کرده طی این مدت مستمرا با فرار از محیط بشدت کنترل شده سازمان خود را نجات می دهند.<br /> ۸- رجوی طی این مدت براساس سوابق رفتارهای خود سرانه و قلدرمنشانه خود بی محابا هژمونی لجن وار خود را در سرکوب اعضا پیش میبرد. او به &laquo;پیروزی محتوم&raquo;!!! خود بچه گانه باوردارد و با این نگرش فرصت طلبانه که &laquo;برنده ها را محاکمه نمی کنند&raquo;!!!! خود را مسئول و پاسخگوی این اعمال شنیع و ضدانسانی نمی شناسد.<br /> واقعیت این هست مسعود رجوی در کارنامه بد خود خلع سلاح سازمان و سپس تخلیه پادگان اشرف را دارد. در تعاملات فعلی جهانی و منطقه ای فضایی برای رجز خوانی های وی موجود بنظر نمی رسد. اصرار بر ممانعت دیدار اعضا با خانواده هایشان و ملاقات آنها شرایط بیش از پیش بدی را برای اودر پیش رو تداعی خواهد نمود. ضمن اینکه دیگر اعضای واو شده و پیر و ناتوان و اغلب مریض ۲۵۰۰ نفری در لیبرتی نیز شاقول مبارزه!!! نزد هیچکس یشمار نمی آیند.</p>
<p>  مسعود تقی پوریان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/18281">سوابق ضد حقوق بشری مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18281/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>توهم انتظار سرنگونی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17670</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17670#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 12 Apr 2015 08:48:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/04/12/%d8%aa%d9%88%d9%87%d9%85-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d9%86%da%af%d9%88%d9%86%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>در سه دهه‌ی گذشته چند بار «فاز» و «مرحله» و «دوران» و «فصل» سرنگونی و «ساعت سین» و «تعیین تکلیف نهایی» از طرف سازمانتان اعلام شده است. فقط بعد از سرنگونی صدام چند ده بار در داخل تشکیلات مراسم سوگند برای فریب اعضا جهت نبریدن آنها داشته اید؟ مگر نه این هست که در حال حاضر مدعی «مرحله‌ی پایانی رژیم»!!! هستید، باز هم می پرسم قرار هست این مرحله چقدر طول ب‌کشد؟‌ آیا زمان‌بندی های قبلی اشتباه بوده و یا درک واقعیات اجتماعی شما صفر؟ کدامیک؟. به هر حال نمی خواهید توضیحی ارائه دهید؟ مگر سنت و عرف سازمانهای سیاسی اینطوریه؟ فقط خیلی از این سازمانهای چپ در این بن بست های تحلیلی و گم شدگی در شعارها به بازنگری خود پرداخته و به دهها گروه سیاسی بی اثر تجزیه شده اند. شما از این اضمحلال می ترسید؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17670">توهم انتظار سرنگونی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بالاخره سال ۱۳۹۴ آغاز شده است در ده روز اول آن اتفاق صدور بیانیه توافقات اتمی بین ایران و شش کشور اروپایی و امریکا، دریچه های جدیدی را برای حل این مناقشه مهم گشوده است. شاید نظر تحلیل گران منطقه درست باشد که ایالات متحده امریکا در مسیر تجربه تازه و البته ویژه ای است که با تغییر رویکرد خود در قبال مردم فهیم ایران و رعایت حقوق این مردم میتواند در تعاملاتی جدید در صحنه سیاسی منطقه حرف خود را داشته باشد. ولی بحث اصلی من این هست بالاخره مسعود رجوی ظاهرا از پناهگاه ۱۴ ساله خود پیامی برای راهبرد ساکنین وامانده! لیبرتی صادر نکرده است!؟ شاید امسال دل مشغولی های دیگری داشته است. در هر حال سوال من از ایشان این هست:<br /> <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/MEK/MEK_Decline/MEK_Defeat_1.jpg" style="width: 240px; height: 170px; margin: 10px; float: left;" />الف / درعالم توهمات ۳۴ ساله خود آیا این سرگردانی سرنگونی پایان نیافته هست؟ از سویی ماهیت ارتش به اصطلاح آزادیبخش!! هم که موجودیت خود را از دست داده، خلع سلاح تمام عیار توام با ۱۲ سال بازداشت خانگی از سوی ائتلاف و حالا کشورعراق دوران گذار سخت و شکننده ای را برایتان به ارمغان داشت. بالغ بر ۱۸۰۰ نفر از مجموع ۴۰۰۰ نفر افراد اشرف جدا شده و به اروپا و ایران مراجعت نمودند. قرارگاه اشرف تخلیه شده و کمپ موقت لیبرتی تشکیل گردید. اولین اجلاس منشعبین با سابقه به موازات فرقه مجاهدین اعلام موجودیت نمود تا اطلاع رسانی کند کژ راهه شما مقصدی جز اتاق فکرهای تل آویو و واشنگتن ندارد. گفتید هزار اشرف میسازید!!؟ عجبا؟ سراغ فریبکاری در شبکه مجازی رفتید تا با دغل و دروغ شاید بتوانید سازی بزنید باز هم تو دهنی خوردید و هرروز میخورید! بالاخره ما نفهمیدیم سازمان آزادیبخش ایرلند که حداقل برای حقوق مردم ایرلند از استعمار پیر انگلیس می جنگید ۱۵ سال پیش با صدور بیانیه ای بخاطر انفجاراتی که منجر به کشته شدن شهروندان ایرلندی و انگلیسی شده بود عذرخواهی نموده و مشی مسلحانه خود را نفی نمود. شما در دادگاه اتحادیه اروپا و یا امریکا و یا فرانسه هزار دوز و کلک بی ریشه! سرهم می کنید تا مدتی بتوانید سر محکمه قضایی کلاه حقوقی بگذارید ولی در عمل جرات شکستن درون دروغین و ناحق خود برای تبیین و مسئولیت های گذشته خود ندارید، نمی توانید دل از خشونت بردارید به دامن واقعیت های مردم برگردید یعنی و بعبارتی ماهیت فرقه ای و آن سازوکارهای پیچیده مانع این بحث میشوند. آیا تحلیلی برای سمت و سوی تازه و جهت یافته جایگاه ایران ندارید؟ فکر می کنید با دل بستن به سخنان مک کین جنگ طلب برای حمله به ایران میتوانید مریم قجر را در تهران با آماج سنگپرانی های مردم علیه خودتان مواجه سازید.<br /> &nbsp;ب / لاجرم تغییر را آقای رجوی می طلبید ولی برتری جویی و نگرانی از فروپاشی اعضای لیبرتی در صورت انتقال به اروپا شما را از انتخاب این گزینه دور میسازد از آن سو کشور عراق در بازیابی تجارب جدید خود در مقابله با تروریسم میتواند اقدامات و مشکلات عمیق و بزرگی را برایتان بزودی زود مهیا سازد. خودتان بوضوح پایان سیاه و تاریک حضور ۲۸ ساله سازمان را از زمان صدام حسین جنایتکار دیدید. به لحاظ سیاسی برای همیشه سوختید، برای همیشه بدهکار هزینه های ملی و سیاسی این ملت شدید زمانیکه صدام حسین بخش هایی از این سرزمین را در اختیار داشت. همه چیزتان را از دست دادید مجبور به القائات غیرواقعی و فکری و فرقه ای بر ساختار تشکیلاتی سازمان برای جبران ایام فریزر شدن خود در عراق شدید. بحث به اصطلاح انقلاب ایدئولوژیک را ساری و به اجبار جاری کردید تا مرهمی برای همه از دست رفته های خودتان شود ولی خودبینی های شما مگر مجالی برای این کار می داد. بالاخره درد شما مردم هست یا قدرت سازمان؟ انتخاب مجدد کنید که امسال آبستن حوادث است! انتخاب های مردم ایران را در این چندسال حداقل بهتر می بینید که علیرغم طرح دهها دیدگاه و سلائق سیاسی شما را در جمع خود نمی یابند.<br /> &nbsp;پ / شاید می پندارید هنوز مرحله گذار تمامی نیافته است و بعدا اتفاقات دیگر این تنگنای فعلی را رفع می کند مثلا ائتلاف العراقیه در انتخابات پیروز میشود و&hellip;&#8230; ولی تحولات اثر گذار چند سال گذشته شاید تجارب نویی برای سازمان تان در عراق بوجود آورده که اندیشه به چنین رویاهایی را از شما دور می کند. ول معطلی های فعلی در عراق برای چیست؟ یعنی باید قبول کنیم نتایج مردمی بودن حنیف نژاد و تیرباران شدن اعضا در زمان شاه، آخر به نوکری صدام حسین و جاسوسی هسته و ملی و می انجامد.<br /> &nbsp;در سه دهه&zwnj;ی گذشته چند بار &laquo;فاز&raquo; و &laquo;مرحله&raquo; و &laquo;دوران&raquo; و &laquo;فصل&raquo; سرنگونی و &laquo;ساعت سین&raquo; و &laquo;تعیین تکلیف نهایی&raquo; از طرف سازمانتان اعلام شده است. فقط بعد از سرنگونی صدام چند ده بار در داخل تشکیلات مراسم سوگند برای فریب اعضا جهت نبریدن آنها داشته اید؟ مگر نه این هست که در حال حاضر مدعی &laquo;مرحله&zwnj;ی پایانی رژیم&raquo;!!! هستید، باز هم می پرسم قرار هست این مرحله چقدر طول ب&zwnj;کشد؟&zwnj; آیا زمان&zwnj;بندی های قبلی اشتباه بوده و یا درک واقعیات اجتماعی شما صفر؟ کدامیک؟. به هر حال نمی خواهید توضیحی ارائه دهید؟ مگر سنت و عرف سازمانهای سیاسی اینطوریه؟ فقط خیلی از این سازمانهای چپ در این بن بست های تحلیلی و گم شدگی در شعارها به بازنگری خود پرداخته و به دهها گروه سیاسی بی اثر تجزیه شده اند. شما از این اضمحلال می ترسید؟<br /> &nbsp;ت / راستی قبول دارید که حتما نه!!!، زمانیکه سیستم و دستگاه و تشکیلات شما در اشرف و حال در لیبرتی وقتی به زندان و سلول و شکنجه و بازجویی و اذیت و آزار اعضای ناراضی و بریده مشغول هست و حتی قبل ها با دست باز و با قلدری تمام بند پیوند زنان لایه ای از شورای رهبری با خودتان!!! (حریم ایدئولوژیک) را اجرا و آنها را به عقد خود درآورده و روابط غیر اخلاقی و غیر شرعی و انسانی را جاری می ساختید، خروجی که از این استبداد سازمانی بیرون می آید چه خواهد بود؟ یادتان هست چگونه با بی آبرویی و پررویی در بحث های طلاق ایدئولوژیک، فرمول آزاد شدن انرژی همگان را در صورت گرفتن طلاق از هم!! در شیپوربی عرضه گی خود می دمیدید؟<br /> مسعود تقی پوریان &#8211; عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17670">توهم انتظار سرنگونی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17670/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نه تسلیم، نه خلع سلاح نداشته، اقدامی جهت تنش زدایی و حفظ منافع ملی!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17649</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17649#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 Apr 2015 08:30:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/04/07/%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%ae%d9%84%d8%b9-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d8%ad-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87%d8%8c-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%ac%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سالهاست که رسانه های این گروه مافیایی که اینک مدتهاست که صفت وطن فروشی را هم برخود اضافه کرده است، بارها اعلام کرده اند که رژیم ایران کش دهنده ی این مذاکرات برای خریدن وقت جهت دستیابی به بمب هسته ایست و درعمل نشان داده شد که مجاهد نماهای ما دروغ میگویند و عزم ملی و دولتی ایران چقدر بر تسریع در روند شفاف سازی هسته ای و تعامل با جهان بوده و برخلاف ادعای شما تعمدی درطول دادن مذاکرات و رسیدن به سلاح هسته ای درکار نبوده واین شما، صهیونیست ها، سعودی های مرتجع بودید که ایران را به اقدامی که در کار نبود، متهم میکرده و دروغ میگفتید!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17649">نه تسلیم، نه خلع سلاح نداشته، اقدامی جهت تنش زدایی و حفظ منافع ملی!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بدنبال سکوت و بی عملی ناشی از شوک بزرگ روانی حاصل تفاهمات هسته ای موجود که چند روزی گریبانگیر باند رجوی شده بود و این فرقه برای مشغول داشتن اعضای خود و پرکردن صفحات اینترنتی اش با خبرهای زیاد و خارج ازعرف مطبوعاتی، به اوضاع یمن و بمباران های جنایتکارانه ی عربستان مشغول بود و حتی این ولخرجی به تعریف و تمجید از حکام مرتجع و جنگجوی عربستان منجر شد که نتیجه اش اضافه شدن یک لکه ی سیاه دیگر به کارنامه ی این گروه دغلکار و ضد ملی گردید، سرانجام امدادهای رسانه های خارجی که دست گشاده ای درخوان یغمای صهیونیزم جهانی و ارتجاع خونریز منطقه داشتند، دست به دغلکاری ها و انتشار اخبار مغرضانه ای زدند که باعث شدند فرقه ی رجوی سر از لاک دفاعی خود بیرون آورده و وارد میدان رجزخوانی گردد که البته جریانات بی مسئولیت داخلی هم بر غلظت این ملاط تهیه شده توسط کسانی که باید بنحوی اسرائیل و عربستان را راضی نگهدارند، کم و بیش افزودند!<br /> &ldquo;سخن روز&rdquo; وبسایت اصلی فرقه ی رجوی &ldquo;بیانیه لوزان، تسلیم یا خلع سلاح&rdquo;؟ نام گرفته و در آن آمده است:<br /> &ldquo;به دنبال &laquo;لوزان&raquo; توفانی از موضع&zwnj;گیریهای موافق و مخالف در درون رژیم برخاست. روحانی توافق لوزان را &laquo;پله اول تعامل سازنده با جهان&raquo; نامید. روزنامه&zwnj;های باند رفسنجانی ـ روحانی نیز در صفحات اول خود، توافق لوزان را با خطوط درشت و عناوینی هم&zwnj;چون، &laquo;توافق تاریخی&raquo;، &laquo;پیروزی تاریخی&raquo;، &laquo;پیروزی بزرگ ملت&raquo;، &laquo;پیروزی مشعشع&raquo; و از این قبیل توصیف کردند و با درج تصاویر خندان ظریف و تیم مذاکره&zwnj;کننده یا تصاویر به&zwnj;اصطلاح استقبال از ظریف، کوشیدند فضای پیروزی را منعکس کنند &ldquo;.<br /> مفهوم این پاراگراف ضمن اینکه درست است و اجرایی شدن محتوای آن کمک بزرگی به رفع تنش درمنطقه میکند، دردرجه ی اول ضد تبلیغ کارسازی برعلیه خود باند رجوی است! چرا که سالهاست که رسانه های این گروه مافیایی که اینک مدتهاست که صفت وطن فروشی را هم برخود اضافه کرده است، بارها اعلام کرده اند که رژیم ایران کش دهنده ی این مذاکرات برای خریدن وقت جهت دستیابی به بمب هسته ایست و درعمل نشان داده شد که مجاهد نماهای ما دروغ میگویند و عزم ملی و دولتی ایران چقدر بر تسریع در روند شفاف سازی هسته ای و تعامل با جهان بوده و برخلاف ادعای شما تعمدی درطول دادن مذاکرات و رسیدن به سلاح هسته ای درکار نبوده واین شما، صهیونیست ها، سعودی های مرتجع بودید که ایران را به اقدامی که در کار نبود، متهم میکرده و دروغ میگفتید! البته چون بی ثباتی منطقه ای مانند شیشه ی عمر شما و اربابان و دوستان خارجی بوده، بازهم انتظار داریم که به یاری بازی های ماهواره ای اسرائیل، برای تشویش کوتاه مدت اذهان هم که شده، کارگاه های دگمه سازی، صنایع غذائی و&hellip; را بر روی نقشه بعنوان کشفیات جدید اتمی نشان خواهید داد و خام خیالانه فکر نمیکنیم که شما بهمراه دوستانتان، دراین مدت سه ماه ساکت نشسته و سنگ هایی را بطرف مردم ایران، منطقه و صلح جهانی پرتاب نخواهید کرد!<br /> بعد از طرح خزعبلاتی چند و تحلیل برخوردهای حکومتی با این مسئله که ارزش بازگویی آنرا احساس نمیکنیم، نوشته ی مورد نقد چنین ادامه مییابد:<br /> &rdquo; آنچه را هم که ظریف و روحانی تبلیغ می&zwnj;کنند مبنی بر این&zwnj;که فردو و نیروگاه اراک حفظ شده، اظهارات جان کری بلافاصله پس از اعلام توافق کاملاً روشن می&zwnj;کند و نشان می&zwnj;دهد غنی&zwnj;سازی در فردو کاملاً متوقف خواهد شد و تنها کار تحقیقاتی محدودی در آن صورت می&zwnj;گیرد و نیروگاه اراک هم به مرکزی که تنها کار پژوهشی و پزشکی انجام می&zwnj;دهد تبدیل خواهد شد. در واقع از صنعت هسته&zwnj;یی رژیم همان&zwnj;گونه که پیش از این نیز دلواپسان گفته بودند، جز یک نمای دکوری و کاریکاتوری باقی نخواهد ماند &ldquo;.<br /> اینها حرف هایی نیستند که تنها از طرف دکتر روحانی و دکتر ظریف منتشر شده اند، این سخنان بعینه در بیانیه ی مشترک نماینده ی اتحادیه اروپا و دکتر ظریف آمده بود و من شخصا آنها را از تلویزیون بی بی سی و بطور زنده شنیده بودم که ثبت و ضبط شده و جای تفسیر و تحلیل اضافی باقی نمیگذارد!<br /> درادامه ی این نوشته ی متناقض با نوشته های باند رجوی درایام و ماههای قبل از وصول تفاهم، آمده است:<br /> &ldquo;ولی&zwnj;فقیه تنها وقتی دید که از یک سو تحریمها دارد خفه&zwnj;اش می&zwnj;کند و از طرف دیگر، هم در عراق و هم در یمن ضربات و شکستهای استراتژیک متحمل شد و دریافت که عامل زمان به&zwnj;شدت به زیانش می&zwnj;باشد و هیچ راهی برایش باقی نمانده، پای مذاکرات جدی آمد و تسلیم شد؛ اما توافق هنوز به مرحله عمل نرسیده است. مرحله&zwnj;یی که روحانی در سخنرانی خود از آن به&zwnj;عنوان گام چهارم یاد کرد. مرحله&zwnj;یی پس از نهایی شدن جزییات توافق در آخر ژوئن (۱۰تیرماه) که در آن، توافقها اجرایی می&zwnj;شود، اما هم&zwnj;چنان که عراقچی در گفتگوی تلویزیونی گفت: &laquo;ممکن است طرفین هر لحظه سیاستهایشان تغییر بکند و به&zwnj;اصطلاح کوچه بازاریش دبه دربیاورند- تلویزیون رژیم ـ ۱۴فروردین ۹۴ &ldquo;.<br /> اولا این تحریم ها بشدت ظالمانه و در راستای به تنگ آوردن مردم ایران برای دست زدن به شورش های کور و نسنجیده بود که جواب لازم را نگرفت &rdquo; خلق قهرمان ایران&rdquo; نشان داد که از آن درجه شعور اجتماعی برخورداراست که دست به کاری دشمن شادکن نزده و کشور خود را &rdquo; بالکانیزه، عراقیزه و&hellip;&rdquo; نکند!<br /> بنابراین اگر مردم یا مسئولین کشور با درک خطرناک بودن این تحریم های ظالمانه که به یمن عوامفریبی حاصل شده و لازم دید که مردم جهان را از اهداف واقعی ایران آگاه بسازد و دریافت که این امر از راه مذاکره ممکن تراست، به این کار دست زد، کاری کرد کارستان و نقشه های مخالفین دروغگو و عوامفریب خود را آشکار ساخت و بنابراین شرکت درمذاکرات، بنفع صلح و روشنگری اذهان عمومی بود و کار شایسته و لازمی بشمار میآمد.<br /> ثانیا خود اوباما هم در نطق تلویزیونی خود گفت که تحریم ها و&hellip;، در نهایت نمیتوانست جلوی فعالیت های هسته ای ایران را بگیرد و او مذاکره را مفید تر یافت.<br /> با این اوضاع، چرا به هیچ صراطی مستقیم نیستید؟!<br /> مشاهده میشود که هر دوطرف اصلی قضیه &ndash; با اهداف و منافع خاص خود- انجام مذاکرات را بهتر از همه چیز دانسته و مذاکره کردند و ایران کشوری نبود که به پای دیگران افتاده و تقاضای عاجزانه ی مذاکره بکند: کاری بود مورد رضایت هر دو طرف و شما دراین مورد حرف درست وحسابی نمیتوانید داشته باشید، چنانکه دراین نوشته نشان داده اید!<br /> به سخنان عراقچی هم که می رسیم، آنرا غیرعادی نمیدانیم و اتفاقا همان چیزی را مطرح کرده که هر دو طرف قضیه قبول دارند: (سازش یا عدم سازش درهمه ی زمینه ها)<br /> دیگر اینکه شکستی درعراق برای ایران درکار نبوده و اتفاقا نیروهای جمع شده با فتوای آیت اله سیستانی به همراه بقایای ارتش عراق، موفقیت های زیادی کسب کرده اند و شما معلوم نیست که چرا دروغ باین بزرگی را مطرح کرده اید؟!<br /> حق طلبی مردم یمن و مبارزات آنها برای کسب استقلال و آزادی چرا باید ایران را ناراحت کند و تن بقول شما به تسلیم دهد؟!<br /> مگر رئیس جمهور مستعفی یمن عامل جمهوری اسلامی بود که شکست اش باعث درتنگنا قرار گرفتن رهبران ایران باشد؟!<br /> فکر نمیکنید تنگی قافیه و اثر گیج کننده ی سیلی محکم تفاهمات هسته ای اخیر، اثر مغزی رویتان داشته و احتمالا لازم است که به یک متخصص مغز واعصاب مراجعه کنید؟؟!!</p>
<p>  دوباره میخوانیم:<br /> &rdquo; اوباما در سخنرانیش بلافاصله پس از پایان مذاکرات گفت که هنوز موفقیتی حاصل نشده، ولی افزود ما یک فرصت تاریخی به دست آورده&zwnj;ایم که می&zwnj;تواند پس از ۳ماه به یک موفقیت ختم شود. موفقیت هم این است که از طریق مذاکره توانستیم راه رسیدن رژیم ایران به بمب اتمی را سد کنیم &ldquo;.<br /> هیچ مدرکی دال بروجود آثار ساخت بمب اتمی دردست نیست که اوباما بخواهد آنرا سد کند.<br /> دیگر اینکه حرف های زنده هر دو طرف- نه تفسیرهای بعدی ناشی از فشارعربستان و اسرائیل &ndash; این بود که این مذاکرات جنبه ی برد- برد را دارد. اتفاقا حرف های اوباما بیشتر حکم تهدید اسرائیل، جنگ طلبان کنگره و سنا و اسرائیل را داشت!<br /> بازبخوانیم:<br /> &rdquo; بی&zwnj;تردید دلواپسان هسته&zwnj;یی در این فرصت ۳ماهه، تمام قوایشان را بسیج می&zwnj;کنند تا این معامله را به هم بزنند، از همین رو باند رفسنجانی ـ روحانی و رسانه&zwnj;هایشان با نگرانی از &laquo;شکننده&raquo; بودن توافق سخن می&zwnj;گویند و &laquo;صیانت از مذاکرات&raquo; را به یکدیگر یادآوری می&zwnj;کنند. اگر&zwnj;چه دبه در آوردن به&zwnj;هیچ&zwnj;وجه سهل و ساده نیست و هزینه آن نیز به مراتب برای رژیم از مراحل پیشین سنگین&zwnj;تر است؛ اما عواقب مرگبار خوردن زهر این شق را دست&zwnj;کم محتمل می&zwnj;سازد. به این ترتیب ولی&zwnj;فقیه هم&zwnj;چنان بر سر دو راهی مرگبار خوردن زهر یا رفتن در مسیر انقباض و رویارویی با جامعه جهانی قرار دارد که سرانجام هر دو سرنگونی است &ldquo;.<br /> شما بهمراه اربابان اسرائیلی، نئوکانی وعربستانی خود، درراس این دلواپسان قراردارید ومیدانیم که هرکاری که ازدست تان بیآید برعلیه این تفاهم بزرگ تاریخی خواهید کرد وملت ایران همراه دولت منتخب خود، اهرم های لازم رابرای خنثی سازی این کارشکنی ها دردست دارد!<br /> ما میدانیم که بدجای بدن شما واربابان جنگ طلب ومرتجع تان گر گرفته و این حق را بشما میدهیم که از شدت این دلواپسی دچار بی عقلی بیشتر شده و دست به هرکاری بزنید که نتیجه اش این خواهد بود که عرض خودرا ببرید و زحمت مارا زیاد کنید. ما مردم ایران بخوبی ازهزینه های آتی کار بزرگ خود آگاهیم!</p>
<p>  فریدون اورموی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17649">نه تسلیم، نه خلع سلاح نداشته، اقدامی جهت تنش زدایی و حفظ منافع ملی!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17649/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برنامه جامع اقدام مشترک، شرمساری برای مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17641</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17641#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 Apr 2015 07:14:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/04/06/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9%d8%8c-%d8%b4%d8%b1%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>روزهای پس از اشغال عراق و سرنگونی رژیم صدام و نوع برخورد و نگرش پیچیده ی مقامات امریکایی در رابطه با تشکیلات رجوی، نهایت ساده انگاری رهبری و سران مجاهدین را به نمایش می گذارد. با توافق حاصل شده در لوزان سوئیس به نظر می رسد که سران فرقه مجاهدین همه ی کارت های بازی خود را در دنیای سیاست رو کرده و به بدترین شکل تحقیر شده اند آنان حتما فهمیده اند که در واقع در عرصه سیاست بین الملل و بازی بزرگان سیاست، حرفی برای گفتن ندارند و هیچکدام از سیاستمداران پرنفوذ غربی کمترین ارزش و جایگاهی برای فرقه مجاهدین قائل نیستند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17641">برنامه جامع اقدام مشترک، شرمساری برای مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اقدامات گسترده و سیستماتیک مجاهدین خلق در طی سیزده سال که به قصد فریب افکارعمومی در قالب افشای اسرار برنامه اتمی و هسته ای ایران انجام می گرفت همچنین با هدف زمینه سازی برای تحریم گسترده و اقدام نظامی از سوی آمریکا و کشورهای غربی بر علیه ملت و نظام سیاسی ایران طرح ریزی شده بود در بیانیه لوزان و توافق ایران و کشورهای ۱+۵ در چارچوب &laquo;برنامه جامع اقدام مشترک&raquo; خنثی و موجب شرمساری برای سران فرقه رجوی شد.<br /> &nbsp;پارامترهای حاکم بر سیاست بین الملل و معادلات و تحولات منطقه ای پیچیده تر از آن بود که رهبری و سران مجاهدین قادر به درک و تحلیل منطقی آن باشند. لذا سعی کردند از طریق سرویس های اطلاعاتی بیگانه و بویژه موساد به شکلی هیجانی در صف آرایی قدرتهای بین الملی علیه منافع ملی ایران نقش بنیادین و اساسی بازی کنند غافل از آن که سیاستمداران پراگماتیست و حرفه ای کشورهای غربی و لابی اسرائیل به بی اعتباری و نبود پایگاه اجتماعی مجاهدین خلق در جامعه ایرانی واقف بودند و تشکیلات رجوی به مثابه یک گروه مطرود و واپسگرا، تاریخ مصرف مشخصی برای آنان داشت و هرگز سیاستمداران و دولتمردان غربی وزن و جایگاه استراتژیک در کنتاکت با ایران برای مجاهدین خلق قائل نبودند. روزهای پس از اشغال عراق و سرنگونی رژیم صدام و نوع برخورد و نگرش پیچیده ی مقامات امریکایی در رابطه با تشکیلات رجوی، نهایت ساده انگاری رهبری و سران مجاهدین را به نمایش می گذارد.<br /> با توافق حاصل شده در لوزان سوئیس به نظر می رسد که سران فرقه مجاهدین همه ی کارت های بازی خود را در دنیای سیاست رو کرده و به بدترین شکل تحقیر شده اند آنان حتما فهمیده اند که در واقع در عرصه سیاست بین الملل و بازی بزرگان سیاست، حرفی برای گفتن ندارند و هیچکدام از سیاستمداران پرنفوذ غربی کمترین ارزش و جایگاهی برای فرقه مجاهدین قائل نیستند.<br /> &nbsp;تجربه ی تاریخی و بررسی مواضع و سابقه تشکیلاتی فرقه مجاهدین به اثبات می رساند که مزدوری و پادوئی برای بیگانگان در بیش از سه دهه جز شرمساری برای سران مجاهدین حاصلی نداشت.<br /> &nbsp;پر واضح است که باورمندی به پرنسیب ها، اصول اخلاقی و روحیه ی میهن پرستی تلاش برای کسب قدرت سیاسی از طریق خیانت به منافع ملی را امری مذموم، نکوهیده و زشت می پندارد. و مجاهدین خلق از ابتدای تاسیس گروه در دهه ۴۰ شمسی، علیرغم صداقت و آرمان خواهی بنیانگذارانش، به دلیل آموزه های خاص ایدئولوژیک و تلقی فاشیستی از دین و سیاست، استعداد و زمینه ی خیانت به آرمان های ملت بزرگ ایران را در دنیای مدرن وعصر تحولات دموکراتیک داشتند.</p>
<p>  آرش رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17641">برنامه جامع اقدام مشترک، شرمساری برای مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17641/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>علیرضا امیری پس از جدایی در آلبانی به ایران بازگشت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17453</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17453#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Feb 2015 07:49:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/02/21/%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای علیرضا امیری پس از سالها اسارت در حصارهای فیزیکی و ذهنی تشکیلات مخوف رجوی به کانون گرم خانواده و به میهن عزیزمان ایران بازگشت.  خانواده محترم امیری طی سالهای اخیر در یک اقدام گسترده، خستگی ناپذیر و همکاری تنگاتنگ با انجمن نجات آذربایجانغربی و نامه نگاری های متعدد به نهادهای بین المللی و حقوق بشری از جمله عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر و نیز ملاقات با کمیته بین المللی صلیب سرخ به خواسته مشروع و قانونی خود مبنی بر رهایی علیرضا تاکید بسیار داشتند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17453">علیرضا امیری پس از جدایی در آلبانی به ایران بازگشت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای علیرضا امیری پس از سالها اسارت در حصارهای فیزیکی و ذهنی تشکیلات مخوف رجوی به کانون گرم خانواده و به میهن عزیزمان ایران بازگشت.<br /> &nbsp;<img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Amiri_A/Amiri_Alireza.jpg" style="width: 300px; height: 158px; margin: 10px; float: left;" />خانواده محترم امیری طی سالهای اخیر در یک اقدام گسترده، خستگی ناپذیر و همکاری تنگاتنگ با انجمن نجات آذربایجانغربی و نامه نگاری های متعدد به نهادهای بین المللی و حقوق بشری از جمله عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر و نیز ملاقات با کمیته بین المللی صلیب سرخ به خواسته مشروع و قانونی خود مبنی بر رهایی علیرضا تاکید بسیار داشتند. سرانجام سران بیرحم و بی احساس مجاهدین وادار شدند تا علیرضا امیری را به همراه برخی از افراد از اسارتگاه لیبرتی به کشور آلبانی منتقل کنند.<br /> &nbsp;گسستگی و شکاف در تشکیلات رجوی و ایجاد روزنه هایی برای ارتباط و تماس افراد در آلبانی با خانواده هایشان در ایران، آثار تبلیغات سوء و غیر واقعی سران مجاهدین را که بیش از دو دهه به شکلی سیستماتیک در محیط بسته ی قرارگاه اشرف و لیبرتی در عراق، اعضا و کادرهای تشکیلاتی را تحت شستشوی مغزی قرار داده بودند خنثی، و واقعیت ها را برای آنان بیش از پیش آشکار می کند پس افرادی که از دنیای تاریک و سیاه مجاهدین به دنیای آزاد منتقل می شوند با واقعیت ها مواجه و امکان انتخاب می یابند در چنین شرایط مطلوب، ایدئولوژی دگم، قرون وسطایی و متعلق به دوران بربریت و توحش فرقه رجوی جذابیت خود را بسرعت در ذهنیت جمعی اعضای تشکیلاتی از دست می دهد و آنان آزادی فردی، انتخاب و حق تعیین سرنوشت خود را به هرگونه وابستگی و اطاعت کورکورانه تشکیلاتی ترجیح می دهند &hellip;<br /> &nbsp;بازگشت آقای علیرضا امیری به میهن عزیزمان ایران را به خانواده محترم امیری به خصوص خانمها شجاعت علیپور(مادر) و فاطمه امیری (خواهر) صمیمانه تبریک گفته و آرزوی خوشبختی و رستگاری برای این خانواده محترم داریم.<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17453">علیرضا امیری پس از جدایی در آلبانی به ایران بازگشت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17453/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق در مسیر فروپاشی &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17441</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17441#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Feb 2015 07:46:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/02/18/%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%84%d9%82-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سالها در بخش های مختلف سازمان در عراق کار کردم و شاهد عینی هستم که مجاهدین خلق، آدم خرید و فروش می کردند، به نام تجارت حقه بازی و به نام کار مالی ـ اجتماعی کلاهبرداری می کردند و در نشست های درون گروهی به اعمال پلیدشان افتخار هم می کردند. از شگردهای مجاهدین، ساختن انجمن های دوستی قلابی، احزابی که فقط روی کاغذ است و درست کردن شورای شیوخ درعراق که شیخ آن حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشت، فقط با ۵۰۰ هزا دینار اولیه و ۱میلیون دینار بعدی آشنا بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17441">مجاهدین خلق در مسیر فروپاشی &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مقدمه: دست نوشته های من شاید از نظم در متن تبعیت نکند زیرا در شرایط خاص و از یک فرصت بدست آمده و بدور از کنترل، نظارت دائمی و شدید مسئولین مجاهدین خلق در آلبانی نوشته شده است. لذا از خوانندگان باید به دلیل شتابزدگی در نوشتن پیشاپیش عذرخواهی کنم.</p>
<p>  &nbsp;***</p>
<p>  <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/MEK/Albania/Albania_defectors_32.jpg" style="width: 300px; height: 225px; margin: 10px; float: left;" />من تا سه ماه پیش در لیبرتی بودم الان در آلبانی هستم. ۲۶ سال در اشرف (عراق) زندگی و سرمایه جوانی ام هدر رفت. در آلبانی روزنه هایی به دنیای آزاد برای ما باز شد. از اکیپ ۱۱۵ نفره دوم اخیر که از لیبرتی به آلبانی آمدیم حدود ۵۰ نفر جدا شدیم. ریزش مستمر نفرات در آلبانی ادامه دارد.<br /> اخیرا هم که نفرات را از آپارتمان ها بردند مسئولین مجاهدین عده ای از به اصطلاح مساله دارها را عذرشان را خواستند این مربوط است به دو هفته بعد از اینکه به آلبانی آمدیم. من و دوستان جداشده در آپارتمان مستقل هستیم و از شر قیافه های نحس مسئولین سرکوبگر مجاهدین راحت شدیم. این عمیق ترین نفس راحت من بعد از سه دهه فعالیت در تشکیلات رجوی است. البته در اشرف و لیبرتی با سران مجاهدین بر سر خیلی از مسائل اختلاف های زیادی داشتم. علنا در نشستها به سید میزدم. تا اینکه فرماندهان من را صدا زدند و گفتند علنی به او نزن در گزارش کتبی بنویس! این تناقض در رفتار و شعار سران مجاهدین خلق واقعا تعجب آور است مریم در پاریس شعار حمایت از آزادی بیان می دهد آن وقت من که ۲۶ سال همه سرمایه ی زندگیم را وقف مجاهدین کرده ام اجازه نداشتم به مثلا مسعود رجوی یا خط و خطوط تشکیلاتی انتقاد کنم!!<br /> سالها در بخش های مختلف سازمان در عراق کار کردم و شاهد عینی هستم که مجاهدین خلق، آدم خرید و فروش می کردند، به نام تجارت حقه بازی و به نام کار مالی ـ اجتماعی کلاهبرداری می کردند و در نشست های درون گروهی به اعمال پلیدشان افتخار هم می کردند. از شگردهای مجاهدین، ساختن انجمن های دوستی قلابی، احزابی که فقط روی کاغذ است و درست کردن شورای شیوخ درعراق که شیخ آن حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشت، فقط با ۵۰۰ هزا دینار اولیه و ۱میلیون دینار بعدی آشنا بود.<br /> مسعود رجوی با گروگان گرفتن جان افراد دارد موضوع انتقال افراد از لیبرتی به خارج از عراق را کش می دهد. رجوی قربانی می خواهد نه انسانهایی که در دنیای آزاد و در کمال سلامتی و بدور از خطر و آسیب جانی بسر برند.<br /> در آلبانی نیز مسئولین مجاهدین آنهایی را که مساله دار هستند دک می کنند چون دستگاه تشکیلاتی اینجا کشش ندارد.<br /> البته آنها هم که در ساختمان شیشه ای در ۱۰ کیلومتری تیرانا (مقر اصلی تشکیلات رجوی) هستند چندان وضعیت خوبی به لحاظ تشکیلاتی ندارند. اما من در آپارتمان مستقل برای خودم آزاد هستم. چند روز پیش یک آبروریزی برای مجاهدین خلق شد و تجربه ای برای آنان شد تا افراد را همینجا تعیین تکلیف کنند. منظورم این ۲۲۳ نفری است که در قالب ۱۱۵ و ۱۱۸ نفر به آلبانی منتقل شدند.<br /> طنز تاریخ است که سالها شستشوی مغزی و سیستماتیک افراد در تشکیلات رجوی و فضای بازدارنده و محدودیت آمیز در مناسبات درونی، آنتی تز خود را پدید آورده است<br /> یک ریل دیگر هم این است که مسعود و مریم رجوی یک فیل هوا میکنند مثل شورای مرکزی که تا شش ماه می شود محور بحثهای تشکیلاتی.<br /> چرا که رفتن ۲۳۵ نفر از لیبرتی آن هم کسانی که خودشان در خواست رفتن نداده اند و با هویت مجاهد می روند در واقع سران مجاهدین هیچ توجیهی برای رفتن آنها ندارند مثل بیمار یا بریده یا ثالث و گزینه ی بعدی اینکه به هرحال یک خلاء در تشکیلات ایجاد می کند که این بحث به اصطلاح شورای مرکزی که تبدیل به محور بحث ها در نشست ها در لیبرتی شده است راه انداختند تا که اذهان به سمت آلبانی نرود.<br /> کار تشکیلاتی دو محور دارد: طبق بحثهای مریم در سال ۷۳، یکی تعهدات و دیگری حسابرسی.<br /> حالا تعهدات همان بیگاری کشیدن از افراد است که صبح ها هست. حسابرسی ها هم همان نشستهای پروژه خوانی است که بعد از ظهرهاست. این بجز نشست های ع. ج و کمیته ها است که بعد از نشست های ع.ح (عملیات جاری) برگزار می شود.<br /> ریل بعدی این است که:<br /> نفرات را صدا میزنند و توجیه می کنند که با بریده ها مرز داشته باش، تو یک مجاهد تمام عیار هستی و&hellip;.<br /> البته نفرات را تکی صدا می کنند بعد هم ۲۰۰ دلار پول بعد هم توجیه کمیساریا و همچنین امضای پاسپورت موقت که آرم صلیب سرخ دارد بعد هم شب قبل از رفتن از لیبرتی، همه چیزهایی که می خواهی با خودت ببری را باید در سالن به اصطلاح امجدیه (سالن غذ اخوری کاویان) که در کنار آشپزخانه است، تحویل بدهی.<br /> آن روز که قرار است لیبرتی را ترک کنی همه کارهای بیرونی تعطیل است. حتی آشپزخانه هم تعطیل است و میزانی از پخت را روز قبل آماده کرده اند بقیه را هم غذای نیمه حاضری مثل نیمرو یا سوسیس می دهند.<br /> هنگام خروج از لیبرتی در بازرسی با وجه دیگری از ضعف و همچنین وقاحت تشکیلات رجوی روبرو می شوی. حتی یک ورق کاغذ را حق نداری با خودت از لیبرتی بیرون ببری مبادا که ممکن است با خط نامرئی چیزی روی آن نوشته شده باشد و مسئولین مجاهدین چنین چیزی را اجازه نخواهند داد. همه چیز با دقت تمام بازرسی میشود ساک ها عوض میشود مبادا که نفرات در ساک چیزی جاسازی کرده باشند.<br /> بازرسی ها خیلی تحقیر کننده است ولی چون نفرات از شر اختاپوسی به نام تشکیلات رجوی دارند راحت می شوند خود نوید بخش است پس چیزی نمی گویند.<br /> سوار مینی بوس های کمیساریا می شوی و می آیی به بازرسی عراقیها. که با چیز عجیبی روبرو می شوی هر نفر چند ثانیه باور کنید چند ثانیه بازرسی می شود فقط دستی در وسایل می چرخانند و یالله یالله می کنند که سریع وسایلت را برداری و بروی.<br /> دیگر از اینجا تا فرودگاه در ریل بازرسی های خاص فرودگاه هستی. وقتی که نفرات به داخل هواپیما وارد می شوند جالب است. با میهماندارن خانمی روبرو می شوند که هر کدام از آنها برای فروپاشاندن لیبرتی کافی هستند.<br /> که از اینجا انقلاب باصطلاح مریم، شروع به سوراخ شدن می کند و تا مقصد دیگر آبکش می شود &hellip;<br /> ادامه دارد &hellip;</p>
<p>  م. س، کادر جدا شده در آلبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17441">مجاهدین خلق در مسیر فروپاشی &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17441/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اولین کسی که از اشرف فرار کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17428</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17428#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Feb 2015 07:32:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/02/16/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>در یکی از شبهای بعد از سقوط، ناگهان در سیما (تلویزیون متعلق به مجاهدین) دیدیم که مجید معینی یا اقا با عبا وعمامه در سیما به عنوان پیشنماز ظاهر شد همگان داشتند هم می خندیدند هم بهت کرده بودند که مگر اخوند کسی نبود که باید گردن زده شود و تمامی آثار ان از جامعه ایران باید پاک شود دیگر سازمان به چه ذلتی افتاده که بقول مسعود که در پیامش چند روز بعد از سقوط صدام که نیروها هنوز در پراکندگی بودند گفت: با امریکا هرگونه همکاری اطلاعاتی امنیتی داریم حتی اگر لازم باشد دامن هم می پوشیم اما از عبا وعمامه چیزی نگفت و نمی دانست عمق ذلت سیاسی خطی اش تا کجا خواهد بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17428">اولین کسی که از اشرف فرار کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>برای پرداختن به موضوع اصلی ناگزیر باید با چند مقدمه که ظاهرا جدا از هم هستند شروع کرد و در خاتمه به هم پیوند داد.<br /> اشرفی اول یا اشرفی نخستین از جمله اصطلاحات مسخره مسعود رجوی است که خودش می بافد و می سازد و خودش هم به آن استناد می کند که از این سنخ بسیار دارد که البته آنقدر مسخره است که اصلا ارزش ندارد حتی چند ثانیه هم ذهنتان را به آن مشغول کنید که البته ذکر چند نمونه جهت آشنایی برای کسانی که با افادات این فرد آشنا نیستند بد نیست.<br /> معمولا کسی که یک عبارت نامفهوم یا بی معنی به زبان می آورد اگر فرد گمنامی باشد می گویند پرت وپلا می گوید یا یک تخته کم دارد و خلاصه کسی جدی نمی گیرد<br /> اما اگر فرد معروفی باشد مردم فکر می کنند که عمقی در این حرف است که اینها نمی فهمند!!<br /> سالها مجاهدین یعنی بدنه سازمان فکر می کردند پرت و پلاهای مسعود عمقی دارد که اینها نمی فهمند و باید چند سال بگذرد تا معنی حرف ها ی مسعود را بفهمند یا تحلیل های سیاسی مسعود اثبات شود اما چند سال و چند دهه هم گذشت تنها چیزی که اثبات شد پوشال بودن تمامی آنچه که مسعود می گفت، بود. بارها در نشست های رجوی به دوستان می گفتم فلانی بالاخره تو از این چند ساعت نشست چه گرفتی؟ می گفتند والله هیچی توی حرفهایش که نیست حتی بگذار ببینیم لابلای حرف هایش چیزی هست یا نه که در آنهم چیزی یافت نشد که نشد. از کرامات وی بسیار است که که خودش شاید یک کتاب می شود البته در دستگاه طنز بهتر می توان تنظیم کرد البته یک طنز تلخ که جان بسیاری را گرفته و می گیرد.<br /> بعد از سقوط صدام و استقرار نیروهای امریکایی در اشرف که دیگر نیش تشکیلات که در حاکمیت صدام معنی و مفهوم داشت کشیده شده بود کم کم صداهایی بلند میشد که دیگر<br /> ارتش آزادی بخش چه معنایی دارد؟<br /> بخط شدن و دستور خواندن برای چه؟<br /> چرا اینقدر ضوابط تشکیلاتی سخت؟<br /> ژئوپولتیک چه شد؟<br /> جام زهرخاتمی چه شد؟<br /> و بسیاری از این سوالات که هیچ جوابی برای آن نداشت همچنین دیگر حاکمیت هم که با وی نبود که بتواند با اهرم کتک کاری و بنگالی کردن (زندان) این سوالات را سرکوب کند که در نهایت با اعتراضات جدی روبرو شد که ناچار از علاج شد و فیل جدیدی به نام &ldquo;اپوتونیسم&rdquo; را درتشکیلات به هوا کرد و اعتراض ها یا واکنش هایی که ناشی از ضعیف شدن &ldquo;اتوریته تشکیلاتی&rdquo; بود را مارک اپوتونیسم می زد مثلا:<br /> دیر از خواب بلند شدن<br /> جواب دادن و انتقاد ناپذیری در نشستهای عملیات جاری<br /> دیر در تجمعات حاضر شدن<br /> ورزش های سنگین<br /> دوست شدن و چفت شدن افراد با همدیگر<br /> در خواست یک امکان ساده که خارج از امکانات معمول در انبار بود مثل یک عینک آفتابی یا یک لباس<br /> و بسیاری مقولات دیگر که خارج از حوصله مقاله است.<br /> کادرهای تشکیلاتی مجاهدین پس از رهایی از دنیای تاریک و سیاه مجاهدین، فضای اختناق آمیز حاکم بر تشکیلات را محکوم می کنند<br /> اما اولین اپورتونیست که پیام ضعیف شدن تشکیلات و لزوم ایجاد تغییرات را می داد که بود؟<br /> در اولین مراسم آزادی مریم در &ldquo;اور&rdquo; همگان با کمال تعجب دیدند که مریم رجوی با مردان دست می دهد حتی نمونه های دست بوسی توسط مردان که البته در کشورهای غربی امری معمول است اما غیرمعمول آن کجاست؟؟<br /> سال ۷۳ مریم در نشستهایی که در پاریس داشت در پاسخ به مساله دست ندادن زنان مجاهد با مردان که آن موقع در ملاقات ها با طرف حسابهای اروپایی مشکلاتی ایجاد کرده بود با صراحت و اتوریته تمام می گفت &rdquo; زن مجاهد با مردان دست نمی دهد کارمان هم پیش نرفت که نرفت به درک بگذار بگویند امل هستیم&rdquo;<br /> اما ناگهان چه شد که خودش شد نفر اول در دست دادن با مردان شد که هیچ، دستش را هم می بوسند؟!<br /> نفرات در نشست مطرح کردند که موضوع چیست، گفتن: چنین چیزی نبوده است شما اشتباه دیده اید!! و از آن به بعد دیگر در مناسبات ها هر وقت که مریم با مردان روبرو می شد دوربین از سینه به بالا را نشان می داد که دست دادن مریم با نفرات آشکار نشود!<br /> اپورتونیست دوم هم &ldquo;مجید معینی&rdquo; بود که البته خودش شاید نقشی نداشته باشد بلکه کسان دیگر که پشت آن بودند.<br /> در یکی از شبهای بعد از سقوط، ناگهان در سیما (تلویزیون متعلق به مجاهدین) دیدیم که مجید معینی یا اقا با عبا وعمامه در سیما به عنوان پیشنماز ظاهر شد همگان داشتند هم می خندیدند هم بهت کرده بودند که مگر اخوند کسی نبود که باید گردن زده شود و تمامی آثار ان از جامعه ایران باید پاک شود دیگر سازمان به چه ذلتی افتاده که بقول مسعود که در پیامش چند روز بعد از سقوط صدام که نیروها هنوز در پراکندگی بودند گفت: با امریکا هرگونه همکاری اطلاعاتی امنیتی داریم حتی اگر لازم باشد دامن هم می پوشیم اما از عبا وعمامه چیزی نگفت و نمی دانست عمق ذلت سیاسی خطی اش تا کجا خواهد بود.<br /> اپوتونیست سوم هم فهیمه اروانی است که ان کنسرت های خارج کشوری را پخش می کرد تا مریم را از اتهام سکت و فرقه برهاند بخصوص آن یکی که در واشنگتن با سلطنت طلبان مشترک بود و یکی از کسانی که آهنگ اجرا می کرد، گفت که خامنه ای می خواهم بهت پیام بدم که دشمنانت با هم متحد شده اند و از مسعود رجوی و رضا پهلوی به عنوان شخصیت های خوش فکر در یک رنج ذکر می کرد. گذشته از گناه کبیره ای که مرتکب شد و مسعود را که خودش را در رنج پیامبران ومینیمم امامان آنهم با حضرت علی یا امام حسین و نه کمتر نمی دید با رضا پهلوی در یک ردیف قرار داد.<br /> هیچ وقت هم در هیچ جمع بندی به این ها اشاره نشد اما همین که یک بیچاره از خستگی ناشی از بیگاریهای روزانه (در قرارگاه اشرف) کمی دیرتر بیدارمی شد مارک اپورتونیست می خورد یا کسی خط ارتش بالصطلاح آزادی بخش که دیگر جوکی بیش نبود را در فاکت های روزانه ع. ج (عملیات جاری) زیر سوال می برد بلافاصله مارک اپوتونیسم و اپوتونیست می خورد که بیا و ببین و ساعتها بحث و نشست سرباز کردن این مسائل و در نهایت سرکوب تمامی سوالات برحق و درست!<br /> این قطره ای از دریای شیادی مسعود رجوی است در نهایت چه شد اگر به خدا معتقد باشیم که هستیم یعنی قانونمند بودن تحولات و حرکات، این که ۱۲سال خدا رویش را کم کرد و به پستو انداخت و زبانش را هم کوتاه کرد. بیخود و تصادفی و از سر بدشانسی نیست.<br /> اگر بپرسید بزرگترین گناهش (مسعود رجوی) چه بود شاید بشود به نمونه های زیادی اشاره کرد که همه هم درست است اما بدترین آن این است که به آدمهایی نارو زد و خیانت کرد که برایش جان می دادند و می پرستیدند. حالا ببین اگر این رجوی دستش به دیگران برسد که کوچکترین انتقادی به وی داشته باشند چه ها که نخواهد کرد.</p>
<p>  ح. ن. تیرانا (آلبانی)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17428">اولین کسی که از اشرف فرار کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17428/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق در مسیر فروپاشی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17402</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17402#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Feb 2015 09:33:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/02/10/%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%84%d9%82-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%d8%b4%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سران تبهکار فرقه رجوی از ریزش و جدایی اعضای تشکیلات درآلبانی ترس و هراس دارند   قبل از انتقال افراد به آلبانی در لیبرتی مسئولین مجاهدین، نفر را صدا می زنند که احمد واقف با شما کار دارد   بعد احمد می آمد و می گفت: فلانی اسم تو در لیست کشور آلبانی هست   استاتوی تو چیست؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17402">مجاهدین خلق در مسیر فروپاشی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مقدمه: دست نوشته های من شاید از نظم در متن تبعیت نکند زیرا در شرایط خاص و از یک فرصت بدست آمده و بدور از کنترل، نظارت دائمی و شدید مسئولین مجاهدین خلق در آلبانی نوشته شده است. لذا از خوانندگان باید به دلیل شتابزدگی در نوشتن پیشاپیش عذرخواهی کنم.<br /> <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/MEK/Albania/Albania_defectors_32.jpg" style="width: 300px; height: 225px; margin: 10px; float: left;" />درسالی که (تروریست های القاعده) برج های دوقلو را (در نیویورک) زدند مسعود (رجوی) می گفت که اگر جنگ با تروریسم توسط امریکا راه بیفتد، رژیم ایران هم متضرر می شود در حالی که مجاهدین خلق در این گیرودار متضرر شدند و بزرگترین حامی خود یعنی حکومت صدام حسین را از دست دادند.<br /> من مخلص هر کس هستم که رجوی را افشا می کند چون این شخص اصلا ذره ای وفا و پرنسیب ندارد حتی خدایی که ما را خلق کرده است اینقدر منت بر ما ندارد و طلبکار نیست.<br /> ما دو ماه پیش در آذر ماه ۹۳ با یک هواپیمای در بست گرجیایی از لیبرتی مستقیم به تیرانا آمدیم.<br /> سران تبهکار فرقه رجوی از ریزش و جدایی اعضای تشکیلات درآلبانی ترس و هراس دارند<br /> قبل از انتقال افراد به آلبانی در لیبرتی مسئولین مجاهدین، نفر را صدا می زنند که احمد واقف با شما کار دارد<br /> بعد احمد می آمد و می گفت: فلانی اسم تو در لیست کشور آلبانی هست<br /> استاتوی تو چیست؟<br /> اگر می گفتی می روم احمد واقف می گفت: پس وقتی که می گفتی مجاهد می مانم، مجاهد می میرم چی شد؟<br /> اگر می گفتی به هر حال من از لیبرتی میروم احمد واقف یک برگه جلویت می گذاشت و به تو دیکته می کرد که<br /> &ldquo;من طی این مدتی که در سازمان بودم سازمان همه گونه رسیدگی به من کرد جز خوبی از سازمان ندیدم متاسفانه من در تعهداتم کوتاهی کرده ام!! اکنون سازمان بر روی خون شهیدان برای من از کشور آلبانی پناهندگی گرفته است!!&rdquo;<br /> این مضمون آن عمل کثیفی است که شاگرد دجالی به نام احمد واقف به نفرات در لیبرتی دیکته می کند.<br /> موضوعی که باید به آن اشاره کنم اینکه قبل از انتقال به لیبرتی، احمد واقف به نفرات اعزامی و انتخاب شده می گفت: سازمان اسم تو را در لیست آلبانی گذاشته و اگر خودت بخواهی می تواند از لیست خارج کند!<br /> یکی نیست به این پخمه بگوید اگر سازمان اسم من را در لیست آلبانی گذاشته دیگر چه نیازی است که مرا صدا بزنی خودت اسم مرا از لیست پاک کن!؟<br /> وانگهی مگر سازمان بدون اینکه دهها امضا نگیرد و همه جور نفرات را تحقیر و لجن مال نکند اسم کسی را در لیست انتقالی به آلبانی می گذارد؟؟<br /> ادامه دارد &hellip;</p>
<p>  م.س ـ یک کادر جدا شده از مجاهدین در آلبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17402">مجاهدین خلق در مسیر فروپاشی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17402/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
