<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مهدی عسکری</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d8%b9%d8%b3%da%a9%d8%b1%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/مهدی-عسکری</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 01 Nov 2020 17:31:41 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>مهدی عسکری</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/مهدی-عسکری</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>بهای سنگین خود سوزی در فرقه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8287</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8287?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 08 Sep 2009 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[17 ژوئن 2003]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2009/09/09/%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b3%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اینکه مسعود رجوی با آماده کردن افراد این فرقه از لحاظ روحی و روانی جهت خود کشی و خود سوزی آنها، در صورت نیاز، تلاش دارد از افراد این فرقه به عنوان گوشت قربانی استفاده کند و مانع از سقوط کامل و استرداد اردوگاه اشرف به دولت عراق شود چیزعجیبی نیست اما باید دید در این جهت و با پرداخت هزینه هایی که مسعود رجوی در نظر گرفته است، آیا می توان همانند پرونده 17 ژوئن که باعث آزادی مریم رجوی شد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8287">بهای سنگین خود سوزی در فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بتول سلطانی عضو جدا شده شورای رهبری مجاهدین در آخرین گفته های خود در مورد سلسله دستورات رجوی برای آمادگی نیروهای این فرقه جهت خود سوزی مطالب قابل تاملی را بیان کرده است. او به این نکته اشاره کرده که مسعود رجوی تلاش داشت تا از جریان دستگیری مریم رجوی در جریان 17 ژوئن نهایت استفاده را ببرد. رجوی در تماس تلفنی با افراد خود اعلام کرده بود:&quot; این لک و لکی که کردید(منظورش خودسوزی های 17 ژوئن بود) در واقع کار شاقی نبود که کردید و اگر لازم باشد باید بیش از اینها فدیه بدهید.&quot;  اینکه مسعود رجوی با آماده کردن افراد این فرقه از لحاظ روحی و روانی جهت خود کشی و خود سوزی آنها، در صورت نیاز، تلاش دارد از افراد این فرقه به عنوان گوشت قربانی استفاده کند و مانع از سقوط کامل و استرداد اردوگاه اشرف به دولت عراق شود چیزعجیبی نیست اما باید دید در این جهت و با پرداخت هزینه هایی که مسعود رجوی در نظر گرفته است، آیا می توان همانند پرونده 17 ژوئن که باعث آزادی مریم رجوی شد، در این پرونده نیز مانع از سقوط کامل اشرف و اخراج منافقین شد یا نه؟  طبق گفته بتول سلطانی درآن مقطع و با تماس تلفنی مسعود رجوی برای خود سوزی بیشتر، تعدادی از افراد فرقه دراشرف خود را آماده خود سوزی کرده بودند اما &quot; این تماس شور و ولوله ای در قرارگاه و در لایه های مختلف سازمان ایجاد کرد و بعد از آن تعدادی از لایه های مختلف اعلام کردند که داوطلب خودسوزی هستند.  اما با آنها برخورد شد و حرف شان این بود که خودسوزی در اینجا هیچ کاری پیش نمی برد و نتیجه ای ندارد. منظور این بود که این خودسوزی ها باید در متن اتفاقات یعنی فرانسه و در جلوی چشم رسانه های غربی انجام شوند. برای همین هم با این افراد داوطلب برخورد توجیهی شد و آنها را متقاعد کردند دست به هیچ اقدامی نزنند.&quot; بنابراین نباید این نکته را از نظر دور داشت که خود سوزی های احتمالی در اردوگاه اشرف به هیچ عنوان به اندازه خود سوزی های آن زمان برای سازمان تروریستی رجوی بهره ندارد زیرا اولا از نظر بسیاری از افکار عمومی جهان دور است و رجوی نمی تواند با مجبور کردن افراد فرقه اش به خود سوزی یا خود زنی در معرض دید افکار عمومی غرب، باعث تحریک این افکار و ایجاد هزینه سنگین برای دولتمردان آنها شود؛ چیزی همانند خود سوزی در انظار دید عموم در فرانسه. در این خصوص نیز باید به این نکته اشاره نمود که خود رجوی طبق گفته بتول سلطانی می دانست که پرونده به اندازه کافی مستندات و اتهامات قابل اثبات در خود دارد، و برای همین هم دست به چنین اقدام وحشتناکی زد که برای قوه قضائیه و دولت و مقامات فرانسه واقعا گیج کننده و غافلگیرکننده بود و درست به خاطر حساسیتی که دولت در قبال جریحه دار شدن احساسات عمومی مردم اش داشت، دست به چنین عقب نشینی زد. از طرف دیگر مقامات فرانسوی هم متقاعد شده بودند که اگر این بازداشت تا یکسال هم طول بکشد رویه خودسوزی ها ادامه خواهد داشت و هزینه های غیر قابل جبران بر افکار عمومی مردم و دولت تحمیل خواهد کرد. <br /> اما در سوی دیگر قضیه و با وجود بالا بودن احتمال خود سوزی های زنجیره ای در اشرف باید به این نکته اشاره نمود که رجوی نسبت به سال 2003 چند پله عقب تر است؛ اول آنکه دولت عراق همانند دولت فرانسه نیست و طبیعتا با وجود رعایت تمام قواعد حقوق بشری در عراق اما جایگاه خود سوزی عده ای مزدور رژیم گذشته عراق در این کشور که جنایت های زیادی در این کشور و بر علیه مردم این کشور انجام داده اند به هیچ عنوان افکار عمومی عراق را همانند افکار عمومی فرانسه جریحه دار نخواهد کرد و شاید هیچ کس برای این موضوع تره هم خرد نکند.  در بعد دوم باید به این مساله اشاره نمود که با وجود کنترل کاملی که دولت عراق بر گرداگرد اردوگاه اشرف دارد، مسعود رجوی و دیگر سرکردگان این فرقه نمی توانند &ndash; در صورت نیاز &ndash; با افزایش آمار خودسوزی ها توجه افکار عمومی را به خود جلب کنند زیرا اردوگاه اشرف محدوده مشخصی دارد و از بعد تبلیغاتی نیز مثل اروپا نیست که بتوان زیر ذره بین افکار عمومی تمام کشور های اتحادیه اروپا اقدام به خود سوزی کرد و برای طرف مقابل هزینه گزافی ایجاد نمود. <br /> و نهایتا اینکه از دستور به خود سوزی و عملیات انتحاری و موارد مشابه آن، تنها کسانی ضرر خواهند کرد که خود را طعمه کنند و از طرفی دیگر باید برای خرید بهای آزادی محال مورد نظر مسعود و مریم رجوی هزینه ای بسیار گرانتر از آنچه که رجوی گمان می کند پرداخت شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8287">بهای سنگین خود سوزی در فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8287/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آتش به جان رهبری فرقه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7279</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7279?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Nov 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/12/01/%d8%a2%d8%aa%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>در لایه‌های بالایی‌ سازمان در حد مسوؤلان رده سوم و چهارم‌ آنها این دیدگاه به وجود آمده است که وضعیت سازمان در کشور عراق محصول مدیریت غلط رهبری رجوی است و آنها به این نتیجه رسیده‌اند که باید از رجوی فاصله بگیرند و به نوعی از رجوی جدا شوند. آنها وضعیت کنونی سازمان را نتیجه تصمیم‌گیری غلط رجوی می‌دانند که سازمان را به کشور عراق آورد و امروز به این معضل برخورد کرده‌اند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7279">آتش به جان رهبری فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&#8221; اخباری را دریافت کرده‌ایم که در لایه‌های بالایی‌ سازمان در حد مسوؤلان رده سوم و چهارم‌ آنها این دیدگاه به وجود آمده است که وضعیت سازمان در کشور عراق محصول مدیریت غلط رهبری رجوی است و آنها به این نتیجه رسیده‌اند که باید از رجوی فاصله بگیرند و به نوعی از رجوی جدا شوند. آنها وضعیت کنونی سازمان را نتیجه تصمیم‌گیری غلط رجوی می‌دانند که سازمان را به کشور عراق آورد و امروز به این معضل برخورد کرده‌اند. آنها منتظر تعیین تکلیف سازمان در کشور عراق هستند که پس از آن به احتمال قوی در بدنه سازمان و در سطح مدیریت انشعاب ایجاد خواهد شد.در ماه‌های اخیر چندین پیام از سوی افراد رده بالای مجاهدین دریافت کرده‌ایم که آنها سؤال کرده بودند که آیا ایران در مورد امنیت ما برای بازگشت به کشور تضمینی می‌دهد؟ &#8221;</p>
<p><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7250">در آخرین گفتگوی دبیرکل کانون هابیلیان با خبرگزاری فارس نکات قابل تامل زیادی نهفته بود</a> که به سادگی نمی توان از کنار آن گذشت. اینکه تا به حال کسی به این واضحی به مساله جدایی مجاهدین و ایجاد انشعاب در این فرقه اشاره ای نمی کرد شاید به این واسطه بود که اعضای رده بالای مجاهدین امیدوار بودند تا قبل از زمان پایان مهلت دو ساله رجوی به نیروها برای تعین تکلیف خود، مسایلی که رجوی در مورد آنها پیش بینی کرده بود جامه عمل به خود بگیرد و حمله آمریکا به ایران تحقق یابد. دراین دیدگاه اگر چه نیروهای رده بالای مجاهدین به خوبی می دانستند جایی در معادلات آینده ایران نخواهند داشت اما امیدوار بودند تا با تحقق بخشی از پیش بینی های رجوی، راه برای اتصال اعتماد مجددشان به رجوی – که در نظر اکثریت قریب به اتفاق نیروها به شدت بی آبرو شده بود – دوباره باز شود. اما عدم تحقق این پیش بینی رجوی، درست همانند تحقق نیافتن بسیاری دیگر از پیش بینی های رجوی باعث شد تااعتراضاتی که سالهای سال در دل نیروهای رجوی مانده بود، کم کم به صدای بلندی تبدیل شود و دامنه وسیعی از نیروهای سازمان مجاهدین خلق را فرابگیرد.</p>
<p>اینکه رده بالاهای سازمان اعلام کنند اگر مارا مورد عفو قرار دهید حاضریم به ایران بیاییم درست از همان دیدگاه اولیه زمان تاسیس کانون هابیلیان سر بر آورده است. ما از سه سال پیش و در زمان تاسیس کانون هابیلیان این نکته را بین خودمان و بعدها در میان سیاست هایمان بارها و بارها اعلام کردیم که یکی از اصلی ترین محورهای ما درکانون هابیلیان پیاده سازی عدالت است نه انتقام شخصی. فرزندان شهدای ترور بارها در گفته های خود اعلام کردند که: &#8221; می دانیم درفرقه مجاهدین تعداد زیادی از افراد فریب خورده وجود دارند که بی دلیل اسیر رجوی و تشکیلات تروریستی او شده اند و هنوز راهی برای رهایی نیافته اند اما شدیدا خواستار خروج از این فرقه هستند.&#8221; آرزوی فرزندان و خانواده های شهدای ترور برقراری دموکراسی اسلامی و اجرای عدالت بر پایه عدل اسلامی و نه عدل فرقه ای بوده است.</p>
<p>هابیلیان با این سیاست منطقی آنقدر امیدها را در دل ها زنده کرد که امروز مشاهده می شود سران رده بالای سازمان تروریستی مجاهدین نیز به دنبال این هستند تا از این سیاست استفاده نموده و برای بازگشت خود به ایران پیغام دهند. این مساله دستاورد کمی نیست که اعلام اجرای عدالت و نه انتقام شخصی از جانب فرزندان شهدای ترور، علاوه برنیروهای فریب خورده و بی تقصیر سازمان، امروز باعث شده تا سران این فرقه نیز پیغام بدهند و امید به بخشش داشته باشند و رافت را طلب کنند.</p>
<p>بر کسی پوشیده نیست که شهید جوانمرد ؛ شهید هاشمی نژاد در دوران حیات خود بارها از این مساله که رجوی عده ای انسان ساده را فریب داد تا مطامع شخصی خود را جامه عمل بپوشاند سخن گفته بود و خود قربانی این دیگاه ناجوانمردانه شده بود و رجوی برای مقابله با اندیشه او – همانند سایر اندیشه های سبز – آسان ترین راه را، یعنی ترور و خشونت را برگزید.</p>
<p>سند گفته های آن دوران شهید هاشمی نژاد، امروز بعد از 40 سال از زمان ایجاد این سازمان فرقه ای به خوبی آشکار می شود و این سند درست در زمانی آشکار می شود که سران ناراضی این فرقه همانند دیگر افراد ناراضی این فرقه پیغام می دهند و از شرایطشان اعلام نارضایتی می کنند و خواهان خروج از این فرقه هستند.</p>
<p>آنچه که از مجموع تلاش های سران فرقه جهل و خیانت برای ماندن نیروهای ناراضی در بدنه این سازمان تروریستی مانده بود امروز نه تنها افاقه نکرده بلکه کابوس جدایی بر پیکره رهبری پوسیده این فرقه نیز در حال نفوذ است و کسانی که قرار بود نیروهای عادی و فریب خورده این فرقه را– به زعم رجوی – به راه راست هدایت کنند،امروز در سراشیبی جدایی از فرقه قرار گرفته اند و مسعود رجوی باید خودرا آماده کند که یا از سوراخی که در آن قرار دارد بیرون بیاید و دیدگاه های خود را به تنهایی و شخصا به نیروهایش دیکته کند و یا دستور دهد مریم مبارزه دراروپا را رها کند و برای از فضاحت ریزش در اشرف، مبارزه در اروپا را رها کند و به اشرف بیاید و یا در صورت غلبه ترس بر او مدام و پشت سر هم پیام بدهد و از نیروها تمنا کند که بمانند و مبارزه کنند که چیزی تا پیروزی نهایی نمانده است! البته سابقه نشان داده که این زوج ترسو همیشه از راه دور خوب پیام می دهند و در مواقع خطر دمشان را روی کولشان قرار می دهند و فرار می کنند. چیزی که از حال و هوای این روزهای فرقه رجوی خوب می توان فهمید این است که پس مانده رهبری فرقه تلاش می کند تا در درگیری جدید که بین خودشان ایجاد شده است، پیروزی را برای نیروهای خواهان ماندن در اشرف تعریف کند و شاید از همین رهگذر بتوان انتظار هر فاجعه انسانی را دور از ذهن ندانست.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7279">آتش به جان رهبری فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7279/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نفس های آخر تعهد دو ساله</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7167</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7167?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 02 Nov 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اضمحلال فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین؛ جنگ افروز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/11/03/%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%aa%d8%b9%d9%87%d8%af-%d8%af%d9%88-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>تعهد دو ساله رجوی نیز مانند بسیاری از سیاست هایی که او با تمام توان از پیروزی آنها یاد می کرد با شکست مواجه شده است. رجوی خوب می داند که آمریکا به ایران حمله نخواهد کرد و او مجبور است بازی جدید تری رابا نیروهایش آغاز کند، آن هم نیروهایی که هر چند از اوضاع دنیا بسیار عقب مانده هستند اما به هر حال انسان هستند و از طرف مقابلشان – رجوی – بسیار فریب خورده اند...</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7167">نفس های آخر تعهد دو ساله</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>زمان بسیار کمی تا پایان تعهد دو ساله ای که مسعود رجوی از نیروهایش گرفته باقی مانده است. نزدیک به دو سال قبل بود که مسعود رجوی از نیروهایش دراشرف، اروپا و آمریکا خواست تا از خط و ربط های موجود انتقاد نکنند و خود را تا دو سال آینده ملزم به تعهدی سازند که امیدواری آن تعهد، سقوط نظام جمهوری اسلامی از طریق حمله نظامی آمریکا بود. مسعود رجوی که عاشقانه خود را وقف دشمن دیروز و ارباب امروز &ndash; آمریکا &ndash; کرده بود، این امید را داشته و دارد تا قبل از پایان دوران ریاست جمهوری بوش، حمله آمریکا به ایران قطعی شود و او به بزرگ ترین آرزوی خود دست یابد.</p>
<p>با توجه به سیاست های گسترده جنگ طلبانه جرج بوش، از نظر رجوی تنها کسی که می تواند فیتیله جنگ بر علیه ایران را بالا بکشد جرج بوش است، چون جرج بوش برای جنگ و لشکر کشی تنها به یک جمله یا بهانه احتیاج دارد و آن هم تروریسم و مبارزه با آن است. از نظر جرج بوش ایران در حال حاضر مهد تروریسم فعال در دنیاست و نیازمند گوش مالی است. رجوی هم که زمانی در خیالات خود امیدوار بود تا از داخل ایران شمار زیادی از مردم به او بپیوندند و نظام را ساقط کنند! اکنون به خوبی می داند که این آرزو تنها در خیال ممکن است به وقوع بپیوندد و بس و از این رو بود که قبل از بیان خطوط تعهد دو ساله اطمینان داشت که در این مدت ایران مورد حمله آمریکا قرار خواهد گرفت و درست به همین دلیل بود که سند و قولنامه میان خود و نیروهایش را با گرفتن مهر و امضاء و انگشت از آنها محکم کرد زیرا بی چون و چرا در مورد حمله آمریکا به ایران یقین داشت. اما اوضاع به گونه ای دیگر رقم خورده است. چند ماهی است که برخی از سران تند رو رژیم اسراییل داعیه حمله به ایران را دارند و از جنگ با ایران می گویند اما جرج بوش که هیچ گاه و در هیچ شرایط حاضر به ترک یار دیرین خود &ndash; اسراییل &ndash; نبوده اعلام کرد اسراییل در حمله به ایران تنها خواهد ماند بنابراین دور از ذهن است که جرج بوش با حمله به ایران، کارنامه خود را در نظر مردم آمریکا سیاه تر از قبل کند، خصوصا اینکه هزینه نزدیک به 700 میلیارد دلاری جنگ عراق و تعداد کشته های ارتش آمریکا در عراق نیز جرج بوش را تبدیل به یک چهره منفوردرآمریکا کرده است. </p>
<p>مسلما بوش می داند که ایران از نظر توان دفاعی بسیار جلوتر از عراق است و بعد از جنگ باعراق آمادگی دفاعی خود را حفظ کرده است. بنابراین بوش در پایان دوران ریاست جمهوری خود نهایتا همان اقدامات دیپلماتیک در راه فشار به متحدین خود راادامه خواهد داد تا قطعنامه ها و تحریم های بیشتری بر علیه ایران تصویب شود و یا اینکه از بحث جنگ مقابل ایران به عنوان سیاست قدیمی و نخ نما شده هویج و چماق استفاده کند. به این موارد اضافه کنید بحران مالی عظیم آمریکا که اقتصاد این کشور را با دو هزار میلیارد دلار کسری بودجه مواجه کرده است و تزریق 700 میلیارد دلار به اقتصاد این کشور نیز نتوانست بحران این کشور را حل کند. بنابراین پیشاپیش پایان تعهد دو ساله رجوی نیز مانند بسیاری از سیاست هایی که او با تمام توان از پیروزی آنها یاد می کرد با شکست مواجه شده است. رجوی خوب می داند که آمریکا به ایران حمله نخواهد کرد و او مجبور است بازی جدید تری رابا نیروهایش آغاز کند، آن هم نیروهایی که هر چند از اوضاع دنیا بسیار عقب مانده هستند اما به هر حال انسان هستند و از طرف مقابلشان &ndash; رجوی &ndash; بسیار فریب خورده اند، ضمن اینکه بیش از سه هزار تعهد کتبی وجود دارد که رجوی آنها را با امضاء و اثر انگشت از نیروهایش گرفته است، تعهداتی که از حتمی بودن حمله آمریکا به ایران، حتمی بودن شکست ایران، حتمی بودن پیروزی رجوی و حتمی بودن آزادی نیروهای دربند رجوی خبر می داد اما امروز حتمی بودن شکست این سیاست ها باز هم برای مسعود رجوی حکایت تف سربالا پیدا کرده است. پایان تعهد دو ساله یا باید با یک بازی خوش رنگ و لعاب تر دیگری برنامه ریزی شود و یا به گونه ای باشد که نیروها آنقدر مشغول شوند که فراموش کنند &quot;تعهد دو ساله&quot; آمد و رفت و رجوی هیچ خاکی بر سر نریخت!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7167">نفس های آخر تعهد دو ساله</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7167/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>الطاف بی پایان رجوی به زنان اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7100</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7100?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 17 Oct 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین برتر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/10/18/%d8%a7%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%81-%d8%a8%db%8c-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81/</guid>

					<description><![CDATA[<p>برای مسعود رجوی زن تنها به عنوان کالایی بوده و هست که کارکردهای مشخص و معینی برای آن تعریف شده است. بدون توجه به توان و طاقت خود برای یک خودکشی آسان در میدان جنگ حاضر شود، با اراده رهبری و بدون دیدن مرد دلخواهش به عقد او در آید، با اراده رهبری فرزندش را از او جدا کند و مهر مادری او را نادیده بگیرد، با خواست رهبری از همسرش به اجبار جدا شود، برای خود سوزی خود را کاندید کند و خود را برای آزادی همسر فرقه و به اسم مبارزه بسوزاند...</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7100">الطاف بی پایان رجوی به زنان اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>(رجوی بیش از 150 تن از زنان قعله اشرف را عقیم کرده است)</p>
<p>&quot;سازمان مجاهدین خلق تاکنون طی عملیات موسوم به &quot;قله آرمانی&quot; حداقل 150 نفر از زنان عضو خود را عقیم کرده است. این عملیات به عاملیت نفیسه بادامچی یکی از پزشکان سازمان و به شکل خارج کردن رحم زنان سازمان اجرا می&zwnj;شود.&quot; </p>
<p>خبری که در خبرگزاری فارس منتشر شد ابعاد دیگری از رفتار ضد انسانی فرقه رجوی را برای دنیا به نمایش گذاشت و عقیده پژوهشگران و محققینی که معتقدند سران فرقه رجوی انسان هایی ضد بشر هستند و رفتارهای این فرقه بسیار وحشیانه و دور از رفتارهای اولیه انسانی است را بیش از پیش به اثبات رساند. </p>
<p>مریم رجوی اگر چه با حضور در سخنرانی ها و سمینارهای رنگارنگ تلاش می کند تا از خود به عنوان چهره ای دموکرات و طرفدار حقوق زنان نام ببرد و با ژست های آزادیخواهانه زنان فرقه مجاهدین خلق را زنانی پیش رو و دارای حقوق و ارزشهای والای انسانی معرفی کند اما تضادهای رفتاری موجود در این فرقه آنقدر زیاد و غیر قابل چشم پوشی است که نمی توان از کنار آنها به سادگی گذر کرد. ازدواج اجباری، طلاق اجباری، خودسوزی اجباری، عدم آزادی در انتخاب نوع پوشش، عدم همکلامی با مردان و نیز محرومیت از عشق و داشتن همسر و فرزند و اسباب عیش و نوش شدن سران حزب بعث را اضافه کنید به شاهکار جدیداً بر ملا شده مجاهدین در عقیم کردن زنان این فرقه برای ضمانت جدایی همیشگی از عشق و آزادی عشق ورزیدن و عاشق شدن و فرزند داشتن. </p>
<p>بعد از سال 1370 و به هم ریختن بنیان خانواده و طلاق های اجباری در فرقه رجوی، زنان و مردان این فرقه به دستور رجوی کاملا از یکدیگر جدا شدند به گونه ای که محل استقرار زنان در گوشه های پرت و دور افتاده با دیوارهایی با ارتفاع خیلی بلند و یا در مکانهایی بود که چند لایه سیم خاردار داشت. جالب است که مجاهدین طرحی را به تصویب رساندن که بر طبق آن هیچ زن و مردی حق نداشت در کابین جلو یک خودرو با هم بنشینند و این طرح البته شامل پیر زنان این گروه نیز می شد. </p>
<p>مریم رجوی تقریبا در تمام پیام های رسمی خود از حقوق زنان و کودکان یاد می کند و آن را از لازمه های یک حکومت دموکراتیک می داند: &quot; مبارزه برای برابری که در کانون بنیادگرایی است لازمه برقراری و پیشرفت دموکراسی است از این رو در شکست مقطعی بنیادگرایان، زنان نیروی تعیین کننده محسوب می شوند! &quot; و یا نظیر مواردی که مریم رجوی با تاکید بر آن تلاش می کند تا برای آرمانهای واهی خود شاهد تراشی کند: &quot; هزاران زن مجاهد در شهر اشرف از میان شما برخواسته اند. آنها مظاهر مجسم عزم و اراده شما برای برابری و آزادی اند و اثبات کرده اند که شمایید که آینده ایران را رقم می زنید! &quot; </p>
<p>شاید اگر جدایی نیروهای ناراضی از این فرقه هیچ وقت اتفاق نمی افتاد امروز شعارهای رنگارنگ مجاهدین در مورد حقوق بشر، آزادی، حقوق زنان و کودکان و امثال آن مورد خنده و تمسخر فعالین حقوق بشر قرار نمی گرفت و ژست های آزادی خواهانه مریم رجوی مورد اعتراض فعالین حقوقی دراروپا قرار نمی گرفت و جدا شده ها را برآن نمی داشت تا با افشاگری در مورد ابعاد تاریک خیانت های رجوی ها به افراد محصور در اشرف بیش از گذشته از او به عنوان شارلاتانی همه فن حریف یاد کنند. </p>
<p>بی شک مقاومت سران فرقه در راه عدم خروج افراد ناراضی در طول سالیان گذشته و حال به این دلیل بوده که از افشاگری های نیروهای ناراضی و رفتن آبروی نبوده خود بسیار بیمناک هستند. برای مسعود رجوی زن تنها به عنوان کالایی بوده و هست که کارکردهای مشخص و معینی برای آن تعریف شده است. عامل جذب مردان به گروه باشد (نقش زنان در قبل از انقلاب اسلامی)، عامل کامجویی و تحت اختیار واراده رهبری باشد و با اراده رهبری از همسر خود جدا شود و به عقد رهبری در آید (مریم رجوی)، بدون توجه به توان و طاقت خود برای یک خودکشی آسان در میدان جنگ حاضر شود و سرنوشت شوم مرصاد را برای خود به ارمغان آورد، با اراده رهبری و بدون دیدن مرد دلخواهش به عقد او در آید، با اراده رهبری فرزندش را از او جدا کند و مهر مادری او را نادیده بگیرد، با خواست رهبری از همسرش به اجبار جدا شود، برای خود سوزی خود را کاندید کند و خود را برای آزادی همسر فرقه و به اسم مبارزه بسوزاند، برای افزایش جیره و مواجب رهبری خود را دراختیار بعثی ها قرار دهد و امروز هم برای افزایش ضریب اطمینان رهبری وجود خود را ناقص کند تا رهبری مطمئن باشد او دیگر هوس ازدواج و مادرشدن به سرش نخواهد زد. </p>
<p>معنای این موارد مسلما آن صحبت هایی نیست که مریم رجوی در میتینگ های اجاره ای خود برای زنان و کودکان به زبان می آورد. </p>
<p>زنان فرقه رجوی بسیار بیشتر از مردان این فرقه از زندگی و ماندن در عراق ناامید و سرخورده هستند. آنها همه گونه نکبت و بلا را تنها به خاطر هوس های رجوی پذیرفته اند. </p>
<p>مسلما افشاگری امروز یکی از اعضاء جداشده مجاهدین اولین افشاگری در مورد ابعاد خیانتهای رجوی نبوده و آخرین آن نیز نخواهد بود. قبل از این هم بسیار از این موارد شنیده ایم و بعد از این باز هم خواهیم شنید. آری اینگونه است که ساز رسوایی رجوی در همه جا نواخته می شود و هر روز بیش از گذشته رسوای خاص و عام می شود. اما چه کسی باید به داد زنانی برسد که سالهاست در دل پلیدی ها جای گرفته اند و هر از گاهی دنیا باید ابعاد تازه ای از خیانت های رجوی در حق آنها را ببیند و بشنود؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7100">الطاف بی پایان رجوی به زنان اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7100/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رجوی؛ برادرخوانده&#8221; کارادزیچ&#8221;</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6824</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6824?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Aug 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/08/07/%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%9b-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b2%db%8c%da%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>رادوان کارادزیچ – رهبر صرب های بوسنی، در ژوئیه 1995 در شهر" سربرنیتسا" بیش از 8 هزار جوان و مرد بوسنیایی را قتل عام کرد. مساله ای که در زمان خود سرو صدای زیادی کرد و قلب های زیادی را به درد آورد. او امروز پس از 13 سال دستگیر شده است و دادگاه لاهه مشغول محاکمه اوست. مسعود رجوی نیز تا کنون بنا بر اسناد و مدارک غیر قابل انکاری در قتل عام گسترده مردم کردستان عراق ِجنایات زیادی را انجام داد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6824">رجوی؛ برادرخوانده&#8221; کارادزیچ&#8221;</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مهدی عسکری، کانون هابیلیان، مشهد، ششم اوت 2008<br />رهبر صرب های بوسنی در د‌هه 90 که به نسل کشی مسلمانان بوسنی و جنایت علیه بشریت متهم است توسط نیروهای امنیتی صربستان دستگیر شد و این می تواند نقطه عطفی برای دولتمردان صرب جهت تسهیل در پیوستن به اتحادیه اروپا به شمار آید. * <br /> گرچه امروز جنگ داخلى در یوگسلاوى سابق به زباله دان تاریخ پیوسته، اما زخم هاى این جنگ در آینده نزدیک التیام نخواهند یافت. اما این واقعیت که جنایتکاران جنگى این رویداد همچون رادوان کارادزیچ که می توانند به طور مخفیانه و حتی در برخی موارد نسبتاً آزادانه در صربستان زندگى و تردد کند، آشکارا بازتابی از وجود بی نظمی در این کشور بوده است.  * <br />از آن زمان که خون هابیل به ناحق توسط قابیل ریخته شد و رسم جنایت و خونخواری به عنوان یکی از مولفه های جاری برای استیلا و سلطه گری درآمد ، جنایت کاران و خونخواران زیادی در طول تاریخ آمده و رفته اند : آتیلا ، نرون ، پل پت ، هیتلر ، چنگیز خان و صدام، تنها نام هایی از این سیاهه بزرگ و تاریک نسل های گوناگون بشر بوده اند. اما آنچه بهانه شد تا نگارش این مطلب مورد نظر قرار گیرد مقایسه ای است میان دو جنایتکار عصر حاضر یعنی  رادوان کارادزیج  63 ساله و  مسعود رجوی  61 ساله ، مواردی که اگر چه شاید تاکنون مورد مقایسه و سنجش قرار نگرفته باشد اما از دیدگاه بررسی رفتار سادیسم گونه دو جنایتکار معروف عصر حاضر جای تامل بسیار دارد : <br />1-نسل کشی،فصل مشترک و اول جنایات کارادزیچ و رجوی است. <br />رادوان کارادزیچ – رهبر صرب های بوسنی – که از 13 سال پیش تحت تعقیب بین المللی است ، در ژوئیه 1995 در شهر  سربرنیتسا  بیش از 8 هزار جوان و مرد بوسنیایی را قتل عام کرد. مساله ای که در زمان خود سرو صدای زیادی کرد و قلب های زیادی را به درد آورد. او امروز پس از 13 سال دستگیر شده است و دادگاه لاهه مشغول محاکمه اوست. مسعود رجوی نیز تا کنون بنا بر اسناد و مدارک غیر قابل انکاری در قتل عام گسترده مردم کردستان عراق ِجنایات زیادی را انجام داد. رجوی با تشکیل ارتش خصوصی برای خدمت به صدام و دفع قیام کردهای عراق ، به آنها حمله نمود. به دستور مسعود و مریم رجوی زنان و مردان زیادی کشته و روستاهای زیادی نابود شدند ، تاسیسات و مزارع زیادی نابود شد و تعداد زیادی آواره شدند. اگر سربازان کارادزیچ زنان را نکشتند اما نیروهای مسعود رجوی چند روستا را با تمام ساکنان آن با خاک یکسان کردند. آنها باملبس نمودن خود به لباس نیروهای کرد و با فریب مردم کرد عراق ، تعداد زیادی از مردم کردستان را به خاک و خون کشیدند. رجوی همچنین در جنایت دیگری برای آنکه خوش خدمتی را در حق اربابش- صدام- تمام کرده باشد اقدام به دفع انتفاضه جنوب عراق نمود. نیروهای رجوی با همکاری گارد ریاست جمهوری عراق اقدام به قتل عام گسترده مردم جنوب عراق نمودند. آنها در جریان این قتل عام اقدام به تعقیب جوانان می کردند و آنها را به زور از منازلشان بیرون می آوردند و در خیابان به رگبار می بستند. آنها همچنین برای دفن اجساد قربانیان این نسل کشی اقدام به حفر گورهای دسته جمعی نمودند. در بررسی دیگر می توان از قتل 16 هزار شهروند ایرانی به دستور رجوی نام برد که در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفت. <br />2-اتحادیه اروپا دستگیری کارادزیچ را یکی از شروط پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا ذکر کرده بود. تلاش دولتمردان و مسوولین امنیتی یوگسلاوی برای تحقق این امر 13 سال به طول انجامید. در طول این 13 سال افکار عمومی دنیا خواسته یا ناخواسته مسوولین یوگسلاوی را یکی از حامیان اصلی و از عوامل فرار کارادزیچ ذکر کرده بودند. دستگیری کارادزیچ دو مزیت برای یوگسلاوی به همراه داشت. اول آنکه این کشور را یک قدم به اتحادیه اروپا نزدیک نمود و دیگر اینکه باعث شد تا اتهام حمایت و پنهان نمودن یکی از جنایتکاران بنام چند سال اخیر دنیا از آنها سلب شود. بنابراین امروز می توان اینگونه قضاوت نمود که مقامات یوگسلاوی در طول 13 سال اخیر واقعا به دنبال کارادزیچ بوده اند. چند سال است که ظاهرا کسی از مسعود رجوی هم خبری ندارد. آمریکایی ها در این مورد جواب درستی نداده اند. آنها ظاهرا منافقین را در لیست تروریستی خود قرار داده اند اما همه مقامات عراقی به این نکته اذعان داشته اند که حمایت آمریکا از منافقین باعث شده است که دولت عراق نتواند آنها را از عراق اخراج کند. در این مورد آمریکا با قطع حمایت خود از منافقین می تواند منشاء دو اثرشود. اول آنکه می تواند بیش از گذشته در مورد شعار مبارزه با تروریسم خود پا فشاری کند و قطع حمایت از گروه تروریستی مجاهدین خلق را نیز شاهدی بزرگ برای اثبات ادعای خود فرض کند. از این رهگذر دولت آمریکا می تواند تا حدودی از بار سنگین حمایت خود از تروریسم – به عنوان بزرگ ترین حامی تروریسم – بکاهد و از طرفی دیگر ( هر چند که اثبات این مطلب مشکل است) برای اثبات این مساله تلاش کند که هیچ گاه از منافقین حمایت نکرده است. آمریکایی ها علاوه بر این ، با این کار کمی از بار سنگین حمایت آمریکا از تروریسم در عراق خواهند کاست و کمی از اعتماد از دست رفته مردم عراق را باز خواهند یافت. <br />3-کارادزیج 13 سال ناپدید بود. او در این مدت به عنوان یک دکتر انرژی درمانی در مجامع عمومی ظاهر می شد و حتی کنفرانس می داد و سمینار برگزار می کرد. او در یک درمانگاه با نام و ظاهری متفاوت مشغول کار بود و چه بسا در طول این 13 سال با خانواده قربانیان جنایتش نیز برخورد کرده باشد ، از آن سو مسعود رجوی نیز از سال 2001 و به دنبال حمله آمریکایی ها به عراق نیروهای خود را به حال خود رها نمود و فرار را بر قرار ترجیح داد. وجه مشترک 7 سال زندگی پنهان رجوی و 13 سال زندگی در خفای کارادزیچ ، همین ناشناخته بودن آنها بود. اما تفاوت های نیز در این میان قابل تامل است. در طول این سالها کارادزیچ خود به تنهایی و با هویتی ناشناخته در جامعه حاضر می شد. او کار می کرد و کسی هم نمی دانست او کجاست و اینگونه که مشخص شده او در طول این سالها حامی خاصی نیز نداشته است. طبیعتا او می دانسته با حضور در میان مردم روزی این امکان وجود دارد که کسی او را شناسایی کند و دستگیر شود اما به هر حال مجبور بوده به این زندگی رو آورد تا امرار معاش کند. در آن سو اما رجوی در طول 7 سال اخیر هیچ کدام از این روش های را پیاده نکرده است. روانشناسی رفتار رجوی نشان می دهد که او از دوران نوجوانی و جوانی خود ، همواره خود را بر دیگران ترجیح می داده و این خصلت تا به حال نیز ادامه داشته است. در گذشته – سال 1351- زمانی که او دستگیر شد بدون آنکه شکنجه ای را تحمل کند تعداد زیادی از همراهان خود را به ساواک معرفی کرد و باعث دستگیری و سپس اعدام آنها شد. در میان آنها حنیف نژاد هم جزو اعدام شدگان بود. مسعود رجوی بعدها در رقابت با موسی خیابانی نیز تلاش می کرد خود را جلوتر از خیابانی مطرح کند و برای خود جایگاه والاتری دست و پا کند. <br />4-رجوی آنقدر ترسو است که برای حفظ جان خود حاضر شد تمام ابهت پوشالی خود را به زیر سوال ببرد و اعتقاد بسیاری از نیروهای خود را در مورد اسطوره بودن از دست بدهد و گروهکش را مستمسک خنده خودی و بیگانه کند اما ریسک حضور در جمع نیروهای خود و خطر کشته شدن را انجام ندهد. حتی فکر حضور انسان بزدلی همچون رجوی در میان مردم و اختیار نمودن یک زندگی مخفیانه آنقدر دور از ذهن است که بطور قطع یقین تاکنون هیچ کسی حتی تصور این مساله را نیز به ذهن خود راه نداده است.چه کسی است که نداند رجوی امروز با حمایت آمریکاست که روزگار می گذراند و بر اثر این مساله روز به روز فربه تر از دیروز می شود. این نکته نیز به قدر کافی روشن است که رجوی آنقدر بی حمیت است که حتی عرضه اینکه با کلاهبرداری حرفه ای همچون همتای خود – کارادزیچ – بتواند شکم خود راسیر کند نیز ندارد. راستی مگر رجوی تا به حال چه هنری غیر از جنایت و فریب نیروهای خود و نوکر پیشگی برای صدام و توجیه شکست و بزرگ نمایی پیروزی های ِ نبوده را داشته است که امروز بخواهد آن را عرضه کند و نانی برای خوردن بیابد ؟ <br />5-رادوان کارادزیچ با جنایاتی که کرد باعث شد تا میلیونها اروپایی واز جمله مردم بوسنی و دیگر کشورهای دنیا خواهان دستگیری و مجازات او شوند. او جنایت کرد و انسانهایی بی گناه را برای پاک سازی نژادی قتل عام کرد. رجوی نیز برای مجازات جنایتهای زیادی که انجام داده است – که قطعا از جنایتهای کارادزیچ نیز بیشتر است – درخواست 18 میلیون عراقی و 70 میلیون ایرانی را پشت سر خود دارد پس او نیز باید به مجازات جنایتهای خود برسد. دستگیری کارادزیچ موجی از خوشحالی را در اروپا حاکم ساخت.  یاپ دوهوپ شفر  دبیر کل ناتو از این مساله ابراز خوشحالی کرد ، ماکسیم فرهاخن  وزیر امور خارجه هلند ، اتحادیه اروپا ، نیکولا سارکوزی و بسیاری دیگر از مقامات اروپا نیز از این اقدام ابراز خوشحالی نمودند. مسلما میلیون ها انسان و بسیاری از مقامات سیاسی دنیا نیز از دستگیری یکی دیگر از جنایتکاران بنام دنیا خوشحال و مسرور خواهند شد. <br />6-ظلمی که کارادزیچ بر مردم بوسنی روا داشت ظلم بزرگی بوده است. قرار است روند دادگاه لاهه میزان مجازات او را تعیین کند و او در این دنیا به سزای اعمالش برسد. با توجه به مدارک و اسنادی که خود آمریکایی ها هم در گزارشات سالیانه وزارت خارجه خود اعلام کرده اند ، رجوی بسیار بیشتر از کارادزیچ جنایت کرده است پس دادگاه لاهه باید برای جنایتکاری همچون رجوی نیز دادخواست محکمه ارائه دهد و هر چه زودتر او نیز همچون ارباب خود و کارادزیچ به پای میز محکمه کشانده شود. <br />7- نه حمایت 1500 نفر از صربهای بوسنی که از دستگیری کارادزیچ ابراز خشم نموده اند می تواند لکه های ننگی را که کارادزیچ بر دامن بشریت نهاده است پاک کند و نه جیغ و داد کارگران خارجی حاضر در تجمع های رجوی و فریادهای 3500 اسیر دراردوگاه اشرف که برای خود لقب  شیر زنان و مردان اشرف قهرمان  را برگزیده اند می تواند رجوی را از دامن جنایت پاک کنند. درست همانند آنها که برخود لقب  مبارزان آزادی یوگسلاوی  رامی دادند اما جوانان و مردان رامی کشتند و به زنان و دختران تجاوز می کردند. <br />*هردو مطلب برگرفته از خبرگزاری مهر </P></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6824">رجوی؛ برادرخوانده&#8221; کارادزیچ&#8221;</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6824/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یک نمایشنامه کسالت آور</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6796</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6796?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Jul 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین بازیچه ای برای غرب]]></category>
		<category><![CDATA[روابط بین الملل]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/07/29/%d9%8a%d9%83-%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%83%d8%b3%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d8%a2%d9%88%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سفرهای مریم رجوی در طی سالهای اخیر بیشتر به تکرار راه حلی موسوم به" راه حل سوم" و بیان آمار به هلاکت رسیدگان ساختگی مقاومت و نقض حقوق بشر در ایران معطوف شده است مساله ای که در عین تکراری بودن باید گفت خود ِغربی ها بیش از باند جنایتکار رجوی، استاد سیاه نمایی و سناریو نویسی برای آن می باشند و شاید به همین دلیل است که سایت های باند رجوی بدون آنکه خود تا به حال فهمیده باشند، تنها به بیان گزارش هایی از حرفهایی تکراری، نخ نما شده و البته بدون خریدار از جانب مریم رجوی مشغول بوده اند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6796">یک نمایشنامه کسالت آور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style=" <strong>مریم رجوی وارد رم شد و مورد استقبال نمایندگان پارلمان ایتالیا قرار گرفت!!!&#8230;</strong> </p>
<p><span style=" پرده اول ؛ </p>
<p><span style=" مریم رجوی مدتها است که منتظر یک مسافرت خارجی بود. بعد از سفر بلژیک، او بیشتر در &quot; اور&quot; مانده بود و بدون آنکه فرصتی برای نمایش لباس های گران قیمت خود در مجامع رسمی به دست آورده باشد تنها بیانیه صادر کرده و یا محکوم کرده بود و در برخی موارد هم به خاطر توجه به &quot; رژیم آخوندی &quot; از این و آن گلایه کرده بود! بعد از افتضاح فریبکاری تجمع&quot; ویلپنت&quot; و فریب جوانان لهستانی و آلمانی و روسی وجمعی از کارگران خارجی، رجوی به دنبال آن بود تا به وسیله ای بتواند صورت مساله دو شکست بزرگ خود &ndash; تجمع کذایی و ابقا در لیست تروریستی اتحادیه اروپا &ndash; را پاک کند. </p>
<p><span style=" اگر چه دولت انگلستان در اقدامی که تعجب هم پیمانانش را نیز موجب شد، به رای قضات نا آگاه انگلیسی گردن نهاد، اما این خوشحالی برای مجاهدین به خوشبختی تبدیل نشد و با توجه به مخالفت دولت انگلستان، نتوانست برای سفر و اجرای میتینگ در انگلستان کاری از پیش ببرد. باز ماندن او از سفر به انگلستان اگر چه برای او &ndash; که همواره ادعا می کند قسمت زیادی از راه موفقیت را طی نموده است &ndash; بسیارگران تمام شد اما تنها اجازه یک سفر معمولی به ایتالیا برای او کافی بود تا از خوشحالی بال در آورد و کار چاق کن های او عریضه به دست، به دنبال رضایت گرفتن از تعداد محدودی از نمایندگان پارلمان ایتالیا باشند تا طبق دیگر سفرهای رجوی ِمونث، سخنرانی در پارلمان کشوری که مریم به آنجا سفر کرده است، این بار نیز به لفاظی در یکی از اتاق های کنفرانس &ndash; و نه ساختمان اصلی پارلمان ختم شود و به اسناد افتخار&quot; رییس جمهور برگزیده مقاومت ایران &quot; &ndash; که همه چیز خود را فدای خلق کرده است!، سند دیگری اضافه شود!. برای مریم رجوی که عاشق آغوش باز سیاستمداران اروپایی است ظاهرا یک دعوت فرصتی بسیار گرانبها بود تا با توجه به شخصیت ذاتی خود، بیشتر بتواند بر روی صحنه نمایش و زیر نور پروژکتور اقدام به خود نمایی کند. </p>
<p><span style=" سفرهای مریم رجوی در طی سالهای اخیر بیشتر به تکرار راه حلی موسوم به &quot; راه حل سوم &quot; و بیان آمار به هلاکت رسیدگان ساختگی مقاومت و نقض حقوق بشر در ایران معطوف شده است مساله ای که در عین تکراری بودن باید گفت خود ِغربی ها بیش از باند جنایتکار رجوی، استاد سیاه نمایی و سناریو نویسی برای آن می باشند و شاید به همین دلیل است که سایت های باند رجوی بدون آنکه خود تا به حال فهمیده باشند، تنها به بیان گزارش هایی از حرفهایی تکراری، نخ نما شده و البته بدون خریدار از جانب مریم رجوی مشغول بوده اند. </p>
<p><span style=" پرده دوم ؛ </p>
<p><span style=" یکی از علت هایی که دولت رادیکال سیلویو برلوسکونی در ایتالیا به پیروزی رسید وعده و وعیدهای رنگارنگ ِاو برای اصلاح زیر ساخت ها، مبارزه با گرانی و فساد و برخی از قول های اختصاصی به مردم برخی از شهرهای ایتالیا بود (همانند قول حل مشکل زباله های شهری در برخی از شهرهای این کشور). مردم ایتالیا با همین وعده ها بود که حتی بدون توجه به بیماری سرطان و ناتوانی جسمی او در اداره کشور، او را بر کرسی نخست وزیری ایتالیا نشاندند تا روزهای طلایی که نخست وزیر جدید وعده داده بود یکی پس از دیگری عملی شود. روزهایی که هیچ کدام از راه نرسید. </p>
<p><span style=" برلوسکونی اما ناتوان تر از آن بود که حل مشکلات شهری را به عنوان یکی از افتخارات خود در کارنامه اش ثبت و ضبط کند. بر خلاف نخست وزیر اسپانیا که در وعده های انتخاباتی خود قول خارج کردن سربازان اسپانیایی را از عراق داده بود و پس از انتخاب نیز به قول خود عمل نمود، نخست وزیر ایتالیا نه تنها مشکلات شهری را حل نکرد بلکه فساد و رشوه خواری 600 هزار دلاری او نیز باعث شد تانزدیکی های میز محاکمه پیش برود، مساله ای که باعث شد پارلمان این کشور به داد او برسد و سراسیمه و با تصویب قانونی، به او مصونیت سیاسی ببخشد و از بی آبرویی بیشتر او جلوگیری کند. </p>
<p><span style=" ناتوانی نخست وزیر ایتالیا باعث شد تا او هم مانند سران برخی از کشورها برای فرار از مشکلات و ضعف های ساختاری کابینه اش، تلاش کند تا خود را به آمریکا نزدیک کند و در برابر مخالفت های ناشی از ناتوانی اش، به دنبال جلب حمایت آمریکا در پشت سر خود باشد. </p>
<p><span style=" اگر چه برلوسکونی قبل از آنکه برای سومین بار بر صندلی نخست وزیری ایتالیا تکیه بزند نیز مخالفت هایی با ایران داشت اما در حمایت از مواضع ضد ایرانی آمریکا در پاره ای از موارد حتی حکم کاسه داغ تر از آش را نیز پیدا نمود تا بیشتر بتواند هم پیمانی خود را با آمریکا به اثبات برساند زیرا در حالی که ایران پای میز مذاکره با اعضای 1+5 بود و آمریکا نیز تنها خواستار توقف غنی سازی بود، برلوسکونی ادعا می کرد که ایران دارای بمب اتمی است! </p>
<p><span style=" نتیجه ؛ </p>
<p><span style=" اگر چه فرضیه دعوت از مر یم رجوی به ایتالیا را در همین راستا می توان ارزیابی نمود اما با توجه به بی آبرویی گسترده بین المللی گروه ترویستی مجاهدین خلق و نیز با توجه به تلاش زیادی که بسیاری از دولتمردان ایتالیایی نسبت به حفظ رابطه سیاسی تجاری خود با ایران انجام می دهند، دولت و مقامات رسمی ایتالیا هیچ گاه حاضر نشده اند با حمایت از دعوت مریم رجوی و جنبه رسمی بخشیدن به آن، سرزنش مردم و همپیمانان اروپایی را &ndash; همانند سرزنش کردن دولت انگلستان &ndash; برای خود به ارمغان آورند. از سویی دیگر مریم رجوی همانگونه که گفته شد چشم انتظار آغوش بازی است تا سیاست های تروریستی اش را برای آنها شرح دهد و دست به تبلیغ آنها بزند، غافل از اینکه نمی داند در یک بازی سیاسی دیگر این بار توسط مردان سیاسی درجه چندم ایتالیا &ndash; و نه سیاستمداران طراز اول این کشور &ndash; مهره شطرنج و بازیچه سیاسی شده است. </p>
<p><span style=" *سایتهای مجاهدین </p>
<p><span style=" مهدی عسکری، کانون هابیلیان، مشهد، بیست و هشتم ژوئیه 2008</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6796">یک نمایشنامه کسالت آور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6796/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>موج مرده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4239</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4239?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Dec 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اضمحلال فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2006/12/26/%d9%85%d9%88%d8%ac-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>وقتی بر جنازه ای نگاه می کنی که بر دریای مواج و متلاطم غرق شده و امواج دریا آن را به هر سو می کشاند دیگر فرقی ندارد که آن جنازه به ساحل برسد یا در دریا سرگردان باشد و یا خوراک کوسه ماهی ها شود، چون اساسا دیگر حیاتی وجود ندارد که دل مشغولی نجات یا حتی دغدغه هر ثانیه و هر لحظه باشد. پیش از مردن شاید دست و پا زدن در آب با امید رسیدن به ساحل یا حداقل یافتن تخته پاره ای برای رهائی از مرگ آخرین امید باشد اما زمانی که آخرین رشته حیات نیز گسسته شود دیگر هیچ چیز مهم نیست و حیات و ممات یکسان است، سکوت، سکون، نیسان.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4239">موج مرده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p>وقتی بر جنازه ای نگاه می کنی که بر دریای مواج و متلاطم غرق شده و امواج دریا آن را به هر سو می کشاند دیگر فرقی ندارد که آن جنازه به ساحل برسد یا در دریا سرگردان باشد و یا خوراک کوسه ماهی ها شود، چون اساسا دیگر حیاتی وجود ندارد که دل مشغولی نجات یا حتی دغدغه هر ثانیه و هر لحظه باشد. </p>
<p>پیش از مردن شاید دست و پا زدن در آب با امید رسیدن به ساحل یا حداقل یافتن تخته پاره ای برای رهائی از مرگ آخرین امید باشد اما زمانی که آخرین رشته حیات نیز گسسته شود دیگر هیچ چیز مهم نیست و حیات و ممات یکسان است، سکوت، سکون، نیسان.</p>
<p>روزی که سازمان مجاهدین و پیروان آن از ایران رفتند به خود قول جدالی واقعی و بی نظیر در اقیانوسی متلاطم و آشفته را دادند که سرانجام آن پیروزی و رسیدن به آرمانشهر آرزوها بود، اما پندار وهم آلود آنان باعث شد تا چشم حقیقت بین سران سازمان برای همیشه بسته شود و ندانند که طی طریق در اقیانوسی بی پایان که از هر سو موجهای سهمگین را در پی دارد با قایقی کوچک امکانپذیر نخواهد بود. زمانی که سازمان سربار عراق شد و زندگی انگلی در این کشور را آغاز کرد زمانی بود که قایق سازمان در هم شکست و مجاهدین خلق به تخته پاره هایی همانند صدام تکیه کردند و زمانی که صدام هم رفت حیات سیاسی مجاهدین عملاً پایان یافت و امروز با مرور تمام روزها و سال های گذشته به این نتیجه می رسیم که عملاً سازمان مجاهدین خلق یک گروه مرده سیاسی بیش نیست و بر این جنازه سرگردان هر موج و طوفانی که بوزد هیچ سودی ندارد. دیگر نه صدامی هست که مسعود قربان صدقه قد و بالایش شود و نه سلاحی هست که با آن ایران فتح شود! خستگی و ملالی روز افزون هم چون ابرهای تیره ماتم بر آسمان اردوگاه اشرف سایه افکنده. نیروهای سازمان که روزی همانند آدم آهنی برای فرمانبرداری از مسعود و سپس مریم برنامه ریزی شده بودند دیگر پاسخگوی برنامه ریزهای سازمان نیستند و روغن کاری و تعمیر آنها نیز دردی را دوا نمی کند زیرا برنامه ها قدیمی است و جواب نمی دهد، تمام تئوری های پیاده شده با شکست مواجه شده اند و بدنه این آدم آهنی ها فرسوده و ناتوان از حرکت شده است، درد بی درمان فلاکت و بی سرانجامی همانند خوره بر جان تک تک معتقدان سازمان افتاده است و پرسش از چیستی و چگونگی پایان این راه هم چون دیگر ابهامات فرو خرده اندیشه امروز و فردای آنان شده است. سیمای اسارت (آزادی) نیز که هر از گاه با پخش شادیها و رقص و پایکوبی های سیاهی لشگرها سعی در القاء نمایشی کارگردانی شده دارد نیز نتوانسته است در دراز مدت دمل های چرکین سازمان را دوا کند،کمپ تیف نیز همانند غده ای سرطانی برای سازمان _ با فرار نیروهای سازمان بدانجا _ هر روز در حال رشد است و راه تنفس رهبران سازمان را بیشتر مسدود کرده به گونه ای که با فریاد انتقال کمپ از جنب اشرف به نقطه ای دیگر امیدوارند راه تنفسی مسدود شده خویش را دوباره باز کنند، اما غافلند از این که افیون چرکین فرقه ایسم همچون خوره بر جان اشرف افتاده و محصول نهائی آن یعنی روسیاهی را بیش از پیش آشکار می سازد. امروز کسانی که سالهای سال مهر وفاداری جبری از سازمان را بر پیشانی خود می بینند، زمانی که به گذشته خویش می نگرند آهی از سر سوز بیرون می دهند و در درون خویش، خود را هزار لعن و نفرین می کنند که عمر گرانمایه را صرف هیچ و پوچ کردیم و امروز نه دنیایی داریم تا بواسطه آن مردم ایران &ndash; همانها که به خاطر آنها قیام کردیم &ndash; ما را به پاس سالها حماسه و ایستادگی همچون قهرمانان ملی بپذیرند و زیر پایمان گل بریزند و بر صورتمان بوسه زنند و اشک شوق بازگشتمان را بریزند و نه آخرتی داریم که می دانیم به واسطه تمام نکبت باری های حیات گذشته مان سیاه و تار و کبود است، اما همه آن ها مجبورند به واسطه جبریت فرقه ای که حاکم بر دستگاه اشرف است، هنگامی که در برابر تلویزیون اشرف ظاهر می شوند پز پیروزی بدهند و تئوری تهوع آور (غزل خداحافظی رژیم)را آنالیز کنند و از اقبال عمومی مجاهدین و بادکنک محبوبیت و قدرت سازمان مجاهدین سخن بگویند. به راستی کدام محبوبیت؟کدام شوکت و کدام عظمت؟ آیاجز این بود که سازمان همیشه با تمسک جستن به امواج سعی در ایجاد روحیه و توان در نیروهای خود داشته است؟ هزار موج بزرگ و کوچک به حرکت درآمد و سران فرقه رجوی بر روی آن سوار شدند و موج سواری کردند اما عاقبت چه چیزی جز کف بر روی دریا به جای ماند؟ تئوریهای آخر هم از همان سری تئوری های قبل و با همان فرمول گذشته است. آزادسازی شماره حساب های بانکی ُسازمان در اروپا دستاورد خاصی محسوب نمی شود زیرا سازمان در طول این سالها امورات مالی خود را با شیوه های مخفی حساب های ناشناس انجام داده و تنها فایده این خبر بهره برداری سازمان و یک موج سواری دیگر بوده است، هر چند که سازمان از این خبر به عنوان خروج سازمان از فهرست گروههای تروریستی نام برده و برای آن نیز دست و پای بیهوده بسیار زده است، حال فرض می کنیم که اصلاً سازمان از لیست گروههای تروریستی خارج شده باشد،حقیقتاً چه فرقی در سرنوشت زندگی سیاسی پایان یافته سازمان ایجاد شده؟ به قول معروف که این روزها همه می گویند: مگر زمانی که قدرت و شوکت و سلاح صدام را داشتید چه غلطی کردید که امروز که روحیه و عشق و ایمان و سلاح و صدام را هم ندارید چه می خواهید انجام دهید؟ </p>
<p>شاید روزی روزگاری به نظر سران این فرقه موج سواری در سواحل آرام و دلنشین در زیر نور ملایم خورشید بسیار دلچسب بوده و نیروهای اشرف نیز آن را باور می کردند اما امروز دیگر آفتابی نیست و ساحل مذکور نیز به زیر دریا فرو رفته است و من در عجبم از شدت عقب ماندگی ذهنی تئوریسین های سازمان که می دانند نیروهای سازمان دیگر کلامی از صحبت های آنان را باور نمی کنند اما با این دلخوشی که چون نیروهای اشرف کلامی بر زبان نمی آورند و هر چه بگوئیم انجام می دهند خود را گول می زنند و دم از اتحاد و دوستی در اشرف و نیروهای سازمان می زنند.</p>
<p>به راستی مسعود رجوی امروز حقیقتا در کدام نقطه ذهن و قلب نیرو های دربند سازمان در اشرف قرار دارد که گمان سران اشرف را بر این داشته تا با موجی جدید و با عنوان نامه مسعود رجوی قلب نیروهای اشرف را بلرزاند و آنان را به ادامه راه استوار سازد؟ مگر مسعود رجوی چه کرده و چه خدمت شایانی به هم قطاران خود کرده که امروز باید روح و جان نیروهایش در تسخیرش باشد. معمولا در نظام های سیاسی موفق و کارکردگرا جریان حرکت رو به جلوی نظام به طور سیستماتیک به پیش می رود و با تحقق شرایط در هر مرحله وارد فاز جدید می شود و هر هدف ابتدائی مقدمه ای برای هدف غائی است و هدف غائی در مرحله بعد مقدمه هدف دیگری می شود. اما نظام هائی که دچار بحران می شوند با تلاش برای در دست گرفتن افکار عمومی و تحریک احساسات تا مدتی و نه همیشه قادر به کنترل شرایط هستند تا زمانی که بحران فروکش کند و ساختار گذشته مجددا حکم فرما شود. در مواقع بحران استفاده از تحریک احساسی افکار عمومی،تمسک به ابزارهایی همچون بعد کاریزماتیک رهبرن و نقش آفرینان سازمان،استفاده از تئوری های زود بازده برای مهار موقت بحران و تصویرسازی از آینده ای روشن و سپید از جمله کار کردهای شایان ذکر فرقه ها است در حالی که به خوبی آگاهند که این کارکرد نمی تواند دائمی باشد.</p>
<p>فرقه همیشه در بحران مجاهدین از همان روز اول که در عراق مستقر شد تا به امروز تمام حیات خود را با عوض کردن یکی پس از دیگری فرمول های بالا طی کرده و تا کنون هیچ کارکرد اجرائی آینده نگری را نشان نداده است و به عبارت بهتر موج سواران قهار اشرف امروز خودشان هم وقوف کامل دارند که علی رغم تبحر بسیارشان در موج سواری،نمایش زیبایشان دیگر بیننده ای ندارد تا جائی که امروز دریا نیز از این موج سواری ها خسته شده و فقط امواج مرده خود را قسمت بازی سازمان کرده است. </p>
<p>مهدی عسگری، بیست و چهارم دسامبر 2006</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4239">موج مرده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4239/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
