<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>هادی شمس حائری</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%b3-%d8%ad%d8%a7%d8%a6%d8%b1%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/هادی-شمس-حائری</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 01 Nov 2020 17:06:39 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>هادی شمس حائری</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/هادی-شمس-حائری</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>دفاع از حقوق ساکنین کمپ اشرف چگونه و با چه بهائی؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11741</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11741?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 17 Dec 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اسیران اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/12/18/%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d8%a7%d8%b2-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%b3%d8%a7%da%a9%d9%86%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%85%d9%be-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a8%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اینکه ساکنین کمپ اشرف باید هر چه زودتر تکلیفشان روشن و به کشور پناهنده پذیر ثالث اعزام شوند بر کسی پوشیده نیست و این همان درخواستی است که ما رها شدگان از این فرقه همه هم و غم خود را در این مدت صرف رهائی و آزادی این عزیزان از کشور خطر خیز عراق نموده ایم و از همان زمان سرنگونی صدام و اولین درخواست ترک کمپ توسط دولت عراق خواهان رعایت حقوق انسانی و حق تعیین محل زندگی ساکنین کمپ شده ایم و معتقدیم و هنوز هم معتقد هستیم که زمان کافی برای تصمیم رهبران سازمان برای خروج مسالمت آمیز و بدون خون ریزی وجود داشته اما این مهم بیش از 8 سال است که بتعویق افتاده و تعویق مجدد یعنی ادامه وضع موجود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/11741">دفاع از حقوق ساکنین کمپ اشرف چگونه و با چه بهائی؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اینکه ساکنین کمپ اشرف باید هر چه زودتر تکلیفشان روشن و به کشور پناهنده پذیر ثالث اعزام شوند بر کسی پوشیده نیست و این همان درخواستی است که ما رها شدگان از این فرقه همه هم و غم خود را در این مدت صرف رهائی و آزادی این عزیزان از کشور خطر خیز عراق نموده ایم و از همان زمان سرنگونی صدام و اولین درخواست ترک کمپ توسط دولت عراق خواهان رعایت حقوق انسانی و حق تعیین محل زندگی ساکنین کمپ شده ایم و معتقدیم و هنوز هم معتقد هستیم که زمان کافی برای تصمیم رهبران سازمان برای خروج مسالمت آمیز و بدون خون ریزی وجود داشته اما این مهم بیش از 8 سال است که بتعویق افتاده و تعویق مجدد یعنی ادامه وضع موجود.  قبل از شروع مطلب اضافه کنم که هم اکنون دوفرزند دختر و پسر من بمدت بیش از 15 سال است که در کمپ اشرف گرفتارند ونوشته من از زاویه نگرانی یک پدر برای نجات جان فرزندانم و بقیه دوستانی است که در آنجا اسیر مناسبات مجاهدین هستند می باشد.  بتازگی ۲۰۰ فعال مدنی بیانیه ای صادر نموده و خواهان &laquo;حل و فصل&raquo; مشکل اردوگاه اشرف به صورت انسانی و مسالمت&zwnj;آمیز شده اند و نسبت به &laquo;عواقب سوء و فاجعه&zwnj;بار کاربرد زور&raquo; و هر اقدامی که سلامتی و زندگی ساکنان اردوگاه را به خطر اندازد، هشدار داده اند.&rdquo; که لازم دیدم توضیحاتی حول این بیانیه ارائه دهم تا نکات مبهم آن برای خوانندگان روشن گردد.  بیانیه با قصد دفاع از حقوق انسانی و حق پناهندگی ساکنین ادوگاه اشرف صادر گردیده که در جای خود قابل تقدیر و ستایش است اما در عین حال حاوی ابهامات و نقاط تاریکی نیز هست که بدان پرداخته نشده است.  اینکه ساکنین کمپ اشرف باید هر چه زودتر تکلیفشان روشن و به کشور پناهنده پذیر ثالث اعزام شوند بر کسی پوشیده نیست و این همان درخواستی است که ما رها شدگان از این فرقه همه هم و غم خود را در این مدت صرف رهائی و آزادی این عزیزان از کشور خطر خیز عراق نموده ایم و از همان زمان سرنگونی صدام و اولین درخواست ترک کمپ توسط دولت عراق خواهان رعایت حقوق انسانی و حق تعیین محل زندگی ساکنین کمپ شده ایم و معتقدیم و هنوز هم معتقد هستیم که زمان کافی برای تصمیم رهبران سازمان برای خروج مسالمت آمیز و بدون خون ریزی وجود داشته اما این مهم بیش از 8 سال است که بتعویق افتاده و تعویق مجدد یعنی ادامه وضع موجود.  در بیانیه اشاره نشده است که این تعویق باید چه مدت زمانی را شامل شود؟ یکماه &#8211; دو ماه &#8211; یکسال- یا دهسال؟  اگر مدت زمان سقوط صدام تا بحال را در نظر بگیریم بیش از 8 سال گذشته و در مدت این 8 سال و اندی مدام دولت عراق اخطار کرده که باید مجاهدین خاک عراق را ترک کنند اما گوش شنوائی نبوده که این اخطار را بشنود. ایا تخلیه کمپ باید دوباره بتعویق بیفتد؟  چرا رهبری مجاهدین این فرصت زمانی طولانی را از دست داد و حالا مسئله تعویق ضرب الاجل را بمیان کشیده و روی آن تبلیغ و جنجال راه انداخته است.  مگر دولت عراق می خواهد این عده را به دریا بیندازد و یا آنطور که مجاهدین تبلیغ و مظلوم نمائی می کنند می خواهد تحویل جمهوری اسلامی بدهد؟  در بیانیه هیچ اشاره ای به ریشه مشکل و اینکه چرا تا بحال حل آن بتعویق افتاده نشده است و &ldquo;هشدار&rdquo; تنها به سازمانهای بین المللی است و نه هشدار به رهبری مجاهدین و این نشان می دهد که صادر کنندگان بیانیه هیچ گونه شناختی از مجاهدین و رهبری آن ندارند و نکته مهم تر اینکه بیانیه بر اساس جوی که رهبری مجاهدین بوجود آورده اند صادر گردیده و نه بر اساس نظر و خواست ساکنین کمپ اشرف که هیچ امکان و تریبونی برای بیان نظرات خود در اختیار ندارند.  این اقایان ابتدا باید از کمپ بازدید و با ساکنین آن صحبت می کردند تا نظر و خواست آنها را بطور واقعی بدانند و سپس اطلاعیه صادر می نمودند.  محتوای بیانیه تماما انعکاس نظر رهبری مجاهدین است و نه انعکاس خواست ساکنین اشرف.  رهبری سازمان مجاهدین هیچ حقی مبنی بر انعکاس خواست ساکنین اشرف و برگزاری تظاهرات و فشار بر نهادی های بین المللی را ندارند زیرا رهبری مجاهدین نماینده ساکنین کمپ اشرف و حافظ منافع آنان نیست و نمی تواند از حقوق آنها دفاع کند چون رهبری مجاهدین در قضیه ادامه حضور در خاک عراق و حفظ کمپ اشرف با همین ترکیب منفعت و مصلحت خود را می جوید و نه مصلحت ساکنین کمپ را و اتفاقا همیشه رهبری مجاهدین بوده است که &ldquo;جان ساکنین کمپ اشرف را به خطر انداخته&rdquo; است.  نکته دوم که باز در این بیانیه مغفول مانده آنست که هیچ اشاره ای به ترکیب و سازماندهی مجاهدین در کمپ اشرف نشده و همه این سه هزار و اندی نفر یکدست و یک سرنوشت تلقی شده اند و حال انکه حساب رهبران و فرماندهان از بدنه تشکیلات که با انواع و اقسام ترفند ها مانع خروج و یا فرار بدنه سازمان می شوند جدا نشده است.  تا زمانی که این ترکیب حفظ شود و ده بار هم ضرب الاجل تمدید گردد اوضاع بهمین منوال است و ممکن است باز 8 دیگر حل این مهم به تعویق بیفتد.  نکته دیگری که در بیانیه مغفول مانده هیچ عتاب و خطابی در دفاع و حفظ حقوق انسانی ساکنین کمپ به رهبری مجاهدین نشده و گویا رهبری مجاهدین هیچ دخالتی در حل مسالمت آمیز مسئله و رعایت حقوق انسانی کمپ به عهده ندارد و تمام مسئولیت متوجه دولت عراق است.  اعتقاد من بر این است که راه حل مسالمت آمیز همیشه وجود داشته و اکنون نیز وجود دارد و اتفاقا این رهبری مجاهدین است که هر گونه راه حل مسالمت آمیز را بسته و هر اقدامی از جانب دولت عراق را به خشونت و خون ریزی می کشاند. در بیانیه باید تعلل در خروج از عراق و مقاومت خشونت بار و تحریک و ایحاد ترس و تلقین و مغز شوئی ساکنین کمپ اشاره می شد.  در خواست از سازمان های بین المللی برای حل و فصل بدون خونریزی و مسالمت آمیز قضیه بدون در نظر گرفتن نقش رهبری مجاهدین راه بجائی نمی برد.  بهترین راه حل انسانی و حقوق بشری بجای صدور اطلاعیه و نشستن پشت میزی که رهبری فرقه مجاهدین ترتیب داده اند این است که هیئت های متعددی از همین اقایان امضاء کننده بیانیه قبول زحمت فرمایند و به عراق سفر کنند و با ساکنین کمپ اشرف بدون حضور فرماندهان نظامی مجاهدین به گفتگو بنشینند و خواست قلبی انها را جویا شوند و خانواده هائی که مدت دو سال است پشت درب کمپ در انتظار ملاقات با عزیزانشان نشسته اند صحبت کنند تا همه ابعاد قضیه برایشان روشن شود و بعد می توان واقعیت را انطور که هست دید.  برای روشن شدن ذهن اقایان یک نمونه از دروغگوئی و مغز شوئی رهبران سازمان از قول 3 نفر ازتازه رها شدگان به نام های علی قزل قارشی از شهرستان گرگان و صادق خاوری (صمد) از شهرستان فومن و محمد کریم گل شیر میری (حامد) نقل می کنم تا نقش رهبری مجاهدین در حفظ موقعیت فعلی کمپ روشن شود.  &ldquo;در درگیری هایی که اخیرا با دولت عراق بوجود آوردند ما را وادار نمودند تا با نیرو های عراقی در گیر شویم. آنان گفته بودند که عراقی ها آمده اند تا ما را دستگیر کرده و تحویل ایران بدهند که بعد شکنجه و اعدام شویم. لذا فکر میکردیم حتی به قیمت کشته شدن باید به نیروهای عراقی با هر وسیله ای که شده تهاجم نمائیم. <br /> با حضورخانواده ها دراطراف پادگان اشرف امید زندگی در ما بوجود آمد و ترس از بیرون از اشرف و عراقی ها که هر روز در گوشمان می خواندند کمتر شد و اطمینان نسبی حاصل کردیم که در بیرون از زندان اشرف زندگی دیگری وجود دارد. بلند گوهای خانواده ها تنها امید ما در این زندان بود. ما امیدواریم که تا رها شدن تک تک اسرای اشرف، حضور خانواده ها و صدای بلندگوهایشان پایان نیابد.&rdquo;  در ضمن یکی از راه حل های مشکل ساکنین کمپ اشرف و جلو گیری از اتلاف وقت و حل بدون خون ریزی و بدون خشونت که در دفعات قبل به عمد و توسط رهبری مجاهدین صورت گرفت این است که کمپ اشرف با ترکیب فعلی منحل و ساکنین آن در دسته های چند صد نفره به مکانهای مختلف تقسیم شوند تا اتوریته و قدرت مغز شوئی و تحریک اعضای سازمان توسط فرماندهان به حد اقل ممکن برسد. در این صورت بطور حتم راه حل مسالمت آمیز و اعزام ساکنین کمپ به کشور های امن پناهنده پذیر زود تر فراهم خواهد شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/11741">دفاع از حقوق ساکنین کمپ اشرف چگونه و با چه بهائی؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11741/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین برای یک ماجراجوئی جدید و بکشتن دادن ساکنین اشرف آماده می شود؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11520</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11520?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Nov 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/11/03/%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d9%88%d8%a6%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%88-%d8%a8%da%a9%d8%b4%d8%aa%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>این فرقه بارها در مقابل خواست های قانونی دولت عراق مبنی بر تخلیه بخشی از خاک عراق بنام اشرف که مجاهدین از زمان صدام به اشغال خود در آورده اند مقاومت نموده و دست به ماجراجوئی زده و هر بار تعدادی از ساکنین اشرف را به دام مرگ فرستاه و با جنجال و عوامفریبی و انداختن تقصیر به گردن دولت عراق چند مدتی برای خود وقت خریده و هر بار خروج از عراق و ترک کمپ اشرف را به عقب انداخته است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/11520">مجاهدین برای یک ماجراجوئی جدید و بکشتن دادن ساکنین اشرف آماده می شود؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گردانهای ارتش و پلیس عراق برای حمله به اشرف آماده می شوند یا مجاهدین برای یک ماجراجوئی جدید و بکشتن دادن ساکنین اشرف آماده می شود؟  فرقه تروریستی مجاهدین که نام مستعار خود را مقاومت ایران گذاشته است طی یک مانور فریبکارانه نقشه به کشتن دادن نیروهای خود را در اشرف فاش ساخته و آنرا پیشاپیش تحت عنوان &ldquo;حمله به اشرف&rdquo; به گردن دولت عراق انداخته است.  این فرقه بارها در مقابل خواست های قانونی دولت عراق مبنی بر تخلیه بخشی از خاک عراق بنام اشرف که مجاهدین از زمان صدام به اشغال خود در آورده اند مقاومت نموده و دست به ماجراجوئی زده و هر بار تعدادی از ساکنین اشرف را به دام مرگ فرستاه و با جنجال و عوامفریبی و انداختن تقصیر به گردن دولت عراق چند مدتی برای خود وقت خریده و هر بار خروج از عراق و ترک کمپ اشرف را به عقب انداخته است.  این بار نیز که دولت عراق مصمم است حق حاکمیت خود را بر محدوده اشرف اعمال نماید و آنرا از مجاهدین باز پس گیرد بجای گردن نهادن به این خواست قانونی مشغول طرح نقشه مرگ نیروهای خود می باشد.  این فرقه در یکی از سایت های خود این قتل وخون ریزی را با عنوان &ldquo;حمام خون جدید&rdquo; که عراق در حال تدارک آن است مطرح نموده و پیشاپیش نقشه خیانتبار خود را به دولت عراق نسبت داده است همان کاری که بارها تکرار کرده است.  اگر فرقه مجاهدین بدون مقاومت و با چوب و چماق به استقبال نیروهای عراقی نروند مسئله با خیر و خوبی و بدون خسارت پایان می پذیرد اما چون مجاهدین قصد در گیری و ماجراجوئی دارند و می دانند که در این صورت نیروهای عراقی از خود دفاع خواهند نمود و عده ای کشته خواهند شد و حمام خونی راه خواهد افتاد این &ldquo;حمام خون&rdquo; را به گردن دولت عراق انداخته و امریکا و اتحادیه اروپا را هم بکمک طلبیده تا دولت عراق با کوتاه آمدن از حق قانونی خود جلو این&rdquo;حمام خون&rdquo; را بگیرد یعنی با تهدید و باج خواهی می خواهد دولت عراق را مجبور کند که کوتاه بیاید و از حق خود صرفنظر نماید.  شیوه ای که تا کنون بارها از آن استفاده نموده و نمونه آن را می توان در خود سوزی های پاریس پس از دستگیری مریم رجوی مشاهده نمود.  دوستان جدا شده از این فرقه تا کنون بارها به مجامع حقوق بشری و بین المللی در این رابطه هشدار های لازم را داده اند و دست مجاهدین را رو کرده اند اما مجاهدین توانسته اند با ارتباطاتی که با این مجامع دارند و به برکت پولهای بی حسابی که به عنوان رشوه به این مقامات می دهند مانع رسیدن این هشدارها و انعکاس آن در رسانه جمعی جهانی بشوند و هر بار فاجعه بشکلی تازه تر تکرار شده و مجاهدین با جار و جنجال آن را بنفع مطامع سیاسی خود بر گردانده اند.  این بار اما مسئله جدی تر از ان است که بتوان از کنار آن براحتی و بدون مسئولیت رد شد دولت عراق با قاطعیت تصمیم به اخراج مجاهدین از خاک خود تا آخر سال میلادی دارد، لذا همه سازمانها و مجامع ایرانی و بین المللی مسؤل هستند و بجای آنکه پس از حادثه خون بار، قلم هایشان به جریان بیفتد و واقعه را محکوم نمایند و آن را بگردن دولت عراق بیندازند بیایند هم اکنون از مجاهدین و رهبری ان بجد بخواهند که از راه &ldquo;انداختن حمام خون&rdquo; دست بر دارد و به خواست قانونی دولت عراق تمکین نماید و نیروهای خود را از اشرف خارج ساخته و به نقاط امن تر ببرد و این غائله را برای همیشه ختم نماید.  تجربه و شواهد گذشته ثابت کرده است که در چنین مواقعی مجاهدین فرصت می یابند که دست به تصفیه حسابهای درونی و حذف ناراضیان و بقول مجاهدین مسئله دارها بزنند.  این نیز یکی از مواردی است که سازمانهای سیاسی ایرانی باید مد نظر داشته باشند.  علاوه بر این، این &ldquo;حمام خونی&rdquo; که مجاهدین از آن نام می برند در واقع همان نیت پلید رهبری مجاهدین است که نمی خواهد پای هیچیک از ساکنین اشرف به دنیای ازاد باز شود و همه در همان خاک عراق کشته شوند تا هم از شر این همه نیروی ناراضی خلاص شود و هم دفترچه شهدای سازمان را قطور تر نماید و طلبکاری اش از مردم و نیروهای سیاسی اپوزیسیون بیشتر نماید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/11520">مجاهدین برای یک ماجراجوئی جدید و بکشتن دادن ساکنین اشرف آماده می شود؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11520/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا نیروها را از عراق خارج نمی کنید؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10536</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10536?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Apr 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اسیران اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/04/13/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%86%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac-%d9%86%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af-%d8%9f/</guid>

					<description><![CDATA[<p>ایا در عراق چه مبارزه ای را می توان علیه جمهوری اسلامی سازمان داد؟ این اساسی ترین سوالی است که باید از رهبری مجاهدین و قبل از آن از اپوزیسیون و مجامع حقوق بشری نمود که چرا طی این سالها سکوت کرده و حالا بر مرده مجاهدین می گریند؟ پس چرا نیروهای خود را از عراق خارج نمی کند و آنها را از محل خطر دور نمی سازد؟هر کس و هر سازمانی که می خواهد دولت عراق را محکوم کند باید قبل از آن مجاهدین را محکوم کند و سپس داعیه حمایت از جان ساکنین اشرف را سر دهد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10536">چرا نیروها را از عراق خارج نمی کنید؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اگر چه تیر اندازی به غیر نظامیان ممنوع و نقض حقوق بشر است اما ناقض تر آنکه افرادی را سالها در وضعیت خطر و مرگ قرار داد و مدافعین حقوق بشر این وضعیت را محکوم نکند. <br /> روز جمعه حوالی نیمه شب که مجاهدین در خواب بودند دولت عراق اقدام به جمع آوری سیم های خاردار اطراف پادگان اشرف می نماید.  این سیم خاردارها عامل اصلی جلوگیری فرار نیروهای ناراضی و خواهان جدائی می باشند.  مجاهدین بمحض اطلاع توسط فرماندهان (عباس داوری- محمد حنیف نژاد و..) از خواب بیدار و با بسیج چوب و چماق و دسته بیل به استقبال نیروهای عراقی فرستاده می شوند تعداد زیادی از مقابله با سربازان عراقی خود داری کرده و حاضر نمی شوند جانشان را برای هیچ و پوچ از دست بدهند.  در ابتدا دو نفر از فدائیان رجوی خودشان را آتش می زنند به این خیال که نیروهای عراقی بترسند و باز گردند.  اما هرگاه که دولت کسانی را به محلی برای انجام ماموریت اعزام می نماید فرماندهان خارج صحنه هستند که تصمیم می گیرند و فرماندهان حاضر و سربازان اجازه تمرد از فرمان را ندارند و کار خود را انجام می دهند. این سیستم تمامی ارتش های دنیا است.  پس از این که ان دونفراز اتش زدن خود نتیجه نمی گیرند فرماندهان فرمان حمله صادر می کنند و نیروهای مجاهد با سنگ و چوب به سربازان عراقی حمله ور می شوند انها نیز متقابلا اقدام به تیر اندازی می نمایند وتعدادی از تحریک شدگان کشته و زخمی می شوند.  عباس داوری و بقیه فرماندهان ارشد در پشت سنگر می گیرند و جرات جلو آمدن در صف مقدم حمله را نمی کنند. تعدادی از افراد به عمل فرماندهان که دوراز صحنه در ماشین های راحت و مجهز نشسته و فرمان حمله می دهند اعتراض می کنند و از صحنه خارج می شوند و به خوابگاه خود می روند اما مامورین و نگهبانان مانع خروج انها از صحنه می گردند و آنها را به کلمات تحریک آمیز و بعضا رکیک به جلو خط مقدم می فرستند.  در گیری ادامه پیدا می کند و تعداد کشته ها و زخمی ها هر لحظه بیشتر می شود و نیروهای عراقی به پیشروی خود ادامه می دهند.  این مختصری از داستان واقعه روز جمعه در اشرف است.  در پی این حادثه و با دیدن صحنه های دلخراش، بهره برداران سیاسی و سازمانهای حقوق بشری بدون توجه به اصل ماجرا و ریشه یابی حوادث و هشدار های سالیان متمادی نیروهای جداشده از وقوع این فجایع و نا دیده گرفتن کم کاری هائی که خودشان در این زمینه انجام داده اند، یکطرفه اقدام به محکوم کردن کلیشه ای نیروهای عراقی نمودند.  اگر چه تیر اندازی به غیر نظامیان ممنوع و نقض حقوق بشر است اما ناقض تر آنکه افرادی را سالها در وضعیت خطر و مرگ قرار داد و مدافعین حقوق بشر سکوت واین وضعیت را محکوم نکنند.  آیا رهبری مجاهدین بارها مدعی نشده است که مالکی جیره خوار حکومت ایران است پس چرا نیروهای خود را از عراق خارج نمی کند و آنها را از محل خطر دور نمی سازد؟  ایا در عراق چه مبارزه ای را می توان علیه جمهوری اسلامی سازمان داد؟  این اساسی ترین سوالی است که باید از رهبری مجاهدین و قبل از آن از اپوزیسیون و مجامع حقوق بشری نمود که چرا طی این سالها سکوت کرده و حالا بر مرده مجاهدین می گریند؟.  هر کس و هر سازمانی که می خواهد دولت عراق را محکوم کند باید قبل از آن مجاهدین را محکوم کند و سپس داعیه حمایت از جان ساکنین اشرف را سر دهد.  محکوم کردن واقعه کشته شدن انسان آسان است اما آنچه که سخت است محکوم کردن علت اصلی واقعه و بی توجهی به هشدارهای قبل از واقعه است.  ما با توجه به این مسئله است که تیراندازی عراقی ها به مجاهدین را محکوم می کنیم.  عراقی ها می توانستند با اعزام بیشتر نیرو حمله کنندگان را دستگیر و از محل حمله دور کنند. کشته شدن هر انسانی دردناک است بخصوص کسانی که سالها در غم و هجران و بی خبری و دور از خانواده بسر برده اند.  اکنون باز دیر نشده است آنان که مدافع حقوق بشر هستند و اگر کسی کشته یا اعدام شود با دادن یک اطلاعیه وجدان خود را ارام می کنند باید از رهبری مجاهدین بخواهند که هر چه زود تر اقدام به خروج نیروهای خود از کانون خطر بنماید و اگر گوش نداد او را محکوم نموده و به عنوان جنایتکار جنگی از او یاد کنند و راه معقول و انسانی برای خروج ساکنین اشرف توسط سازمان ملل بجویند.  بیائید قبل از اینکه بر مرده های مجاهدین گریه کنیم فکری بحال زنده های آنها بکنیم که چگونه می توان به آنها کمک کرد وآنها را از این دام رهانید؟  بیائید واقعه را قبل از وقوع علاج کنیم.<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10536">چرا نیروها را از عراق خارج نمی کنید؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10536/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام آقای هادی شمس حائری به فرزندانش در اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9861</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9861?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 12 Nov 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اسیران اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های مستقل برای آزادی اسیران]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/11/13/%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%b3-%d8%ad%d8%a7%d8%a6%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%af%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>من عکس های شما را قاب کردم و به دیوار زدم و هر روز به آنها نگاه می کنم. فیلم های نصرت رو هم ضبط کردم و گاهی انها را می بینم و از صدای خوبش لذت می برم. اما دوست دارم که از نزدیک شما را می دیدم و در اغوشتان می گرفتم.ای کاش ما هم مانند همه مردم دنیا یک کانون گرم خانوادگی داشتیم و در کنار هم زندگی می کردیم اما افسوس که تقدیر چنین نبود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9861">پیام آقای هادی شمس حائری به فرزندانش در اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام و درود به فرزندان عزیزم نصرت و امیر شمس حائری  حالتون چطوره بچه های خوبم؟  امیدوارم همیشه سالم و تندرست باشید  من پدرتان هستم.  پدری که سالهای درازی است شما را ندیده  من می خواستم شما را ببینم اما بد خواهان نگذاشتند و حالا این تنها وسیله ارتباطی ما با هم است، بلند گو: همانی چیزی که این روزها میگن صدای گوش خراشش آسایش ما را گرفته. اما خب مگه وسیله دیگری هم برای ارتباط باقی مونده؟  <br /> عزیزان من، چقدر دلم برا تون تنگ شده.  آخر بیش از 20 سال است که من شما را ندیدم و هیچ وسیله ارتباطی هم در این مدت بین ما وجود نداشته و هر دوی ما در بی خبری از یکدیگر بسر برده ایم.  من نامه های زیادی برای تو و نصرت نوشتم و توسط صلیب سرخ و یا جدا گانه به ادرس بغداد براتون پست کردم اما همه آنها برگشت خورد.  من عکس های شما را قاب کردم و به دیوار زدم و هر روز به آنها نگاه می کنم. فیلم های نصرت رو هم ضبط کردم و گاهی انها را می بینم و از صدای خوبش لذت می برم. اما دوست دارم که از نزدیک شما را می دیدم و در اغوشتان می گرفتم.  امیر جان، نصرت جان دوستتان دارم.  ای کاش ما هم مانند همه مردم دنیا یک کانون گرم خانوادگی داشتیم و در کنار هم زندگی می کردیم اما افسوس که تقدیر چنین نبود.  نمی دانم چکار می کنید و روزها را چگونه سپری می کنید.  من در این مدت لحظه ای نبوده که بیاد شما نباشم.  نصرت و امیر عزیزم من هر روز در انتظار آزادی شما و دیدن رویتان لحظه شماری می کنم نمی دانم این لحظه هیجان انگیز کی از راه میرسه؟  عزیزان من اکنون فرصت خوبی براتون پیش اومده که خود تون رو نجات بدید.  من آماده ام که زندگی گرم و پر مهر و محبتی براتون آماده کنم این به خواست و تلاش شما هم بستگی داره.  این شما هستید که باید تصمیم بگیرید وخود تون رو از این مخمصه نجات بدید. اگر اراده کنید حتما می توانید کما اینکه تعداد زیادی از دوستان شما خودشون رو به دنیای ازاد رساندند و اکنون در کشورهای امن اروپا تشکیل خانواده داده و صاحب فرزند شده اند و تعدادی به درس و تحصیل مشغولند و زندگی موفقی دارند. شما هم می توانید از یک زندگی خانوادگی پر از مهر و محبت که سالها از آن محروم بوده اید برخوردار باشید این حق شماست  نمی دانم چقدر سعی کرده اید که از این حق استفاده کنید و خود تون رو نجات بدید. فرزندان عزیز من امیر و نصرت فرصت ها مانند باد می گذرند آنها را غنیمت شمرید و از دست ندهید.  شما بخاطر سالها زندگی در محیط بسته و ساکن اشرف از دنیای بیرون غافل و بی خبر مانده اید و شاید نگرانی از دنیای مبهم بیرون خللی در اراده شما بوجود آورده و جرأت تصیم گیری را از شما گرفته است.  شما پس از خروج از اشرف خواهید دید که چقدر مراحل بعدی راحت و اسان طی خواهد شد.  هرگاه توانستید از اشرف خارج شوید نزد خانواده هائی که برای ملاقات با فرزندانشان در بیرون اشرف اجتماع کرده اند بمانید. من سریعا خود را به آنجا میرسانم و مقدمات اعزام شما را به کشور المان فراهم می کنم. ترس به دل راه ندهید و شجاع باشید.  پسرم تو داری به نیمه دوم عمرت نزدیک می شوی باید یک تصمیم سرنوشت ساز بگیری و به عنوان برادر بزرگتر به نصرت کمک کنی تا اون رو هم نجات بدی حتی اگر تونستی به مادرت هم کمک کن تا خودش رو پیدا کنه و به زندگی طبیعی بر گرده و با خانواده اش تماس بگیره.  امیر جان من در مراحل پایانی عمرم هستم و چندان فرصتی باقی نمونده. شاید اگر دیر کنید هرگز نتوانیم همدیگر رو ببینیم و می ترسم با حسرت دیدار شما این جهان را وداع کنم.  عزیزان من، پیام من بشما اصلا سیاسی نیست. آن به خود شما مربوط است که چگونه فکر می کنید.  پیام من پیام یک پدر دردمند و دل شکسته است که تنها آرزویش دیدن روی شما و خوشبختی و سعادت شما است. من روزهای خوب و شاد و موفقی را برای آینده شما می بینم اصلا غم بدل راه ندهید و با اعتماد به نفس و امید بخدای متعال اولین قدم ها را در این راه بردارید خدا با شماست. امیر جان یادت میاد که چقدر نقاشی های قشنگی می کشیدی من همه اونها رو نگه داشتم و گاهی به اونها نگاه می کنم و خاطرات دوران کودکیت برایم زنده می شه اگر اومدی اونها رو به تو نشان خواهم داد.  به امید دیدار <br /> پدرتان هادی شمس حائری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9861">پیام آقای هادی شمس حائری به فرزندانش در اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9861/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سوز و گداز رجوی از سرنوشت تاریک خود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9807</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9807?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 29 Oct 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[سوء استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/10/30/%d8%b3%d9%88%d8%b2-%d9%88-%da%af%d8%af%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%ae%d9%88%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>رجوی در این نوشته که خیلی هم طولانی است جا بجا حرفهای خود را نیز با استناد به اشعار مولانا و حافظ و سعدی و آیاتی از قرآن آراسته و سعی کرده خود را خیلی عاطفی و انسانی رقیق القلب و معتقد نشان دهد چیزی که اساسا با سرشت خون ریز و تروریست و قصاوت قلب او در تضاد است. این تضاد در همین نوشته کاملا عیان است و ضمن ابراز احساسات نسبت به مرضیه کینه های دیرینه خود را علیه مخالفین خالی کرده وعقده گشائی نموده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9807">سوز و گداز رجوی از سرنوشت تاریک خود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود رجوی به بهانه درگذشت مرضیه مقاله ای در مخفی گاه خود با عنوان &ldquo;مرضیه رَستگار و جاودانه شد&rdquo; نوشته که پر از سوز و گداز بر احوال خویشتن خود است تا داغ مرگ مرضیه او در این نوشته گفته است از دیدن این صحنه&zwnj;های شگفت و به یاد ماندنی، خود را همان کولی&zwnj;یی یافتم که مرضیه خوانده بود.  کولی قومی است که وطن ندارد و همیشه آواره و در بدر است رجوی بدرستی وضعیت فعلی خود را با کولی هائی که هیچ جا و مامنی ندارند مقایسه کرده است.  او به دروغ از قول مرضیه نوشته که او می خواست عضو ارتش بی یال و دم و اشکم و خلع سلاح شده رجوی در عراق شود اما او نپذیرفته است.  این در حالی است که رجوی برای سرباز گیری از ایرانیان فراری در ترکیه و پاکستان آنها را با قول استخدام در ارتش اسارت بخش خود به عراق و پادگان اشرف می کشاند و آنها را وادار می کرد که لباس نظامی بپوشند و سیاهی لشگرش را سیاه تر کند حال معلوم نیست چرا مرضیه که داوطلبانه این درخواست را عنوان کرده آن را قبول نکرده است؟  در این مقاله رجوی سعی کرده خیلی شاعرانه و احساسی حرف بزند و با بزرگ کردن مرضیه و تعریف و تمجید از او و تصمیم به عضویت او در شورای ضد ملی در سن 73 سالگی بشکلی خود را و سازمانش را بزرگ و مهم نشان بدهد و غیر مستقیم برای فرقه خود بازار گرمی نماید.  رجوی در این نوشته که خیلی هم طولانی است جا بجا حرفهای خود را نیز با استناد به اشعار مولانا و حافظ و سعدی و آیاتی از قرآن آراسته و سعی کرده خود را خیلی عاطفی و انسانی رقیق القلب و معتقد نشان دهد چیزی که اساسا با سرشت خون ریز و تروریست و قصاوت قلب او در تضاد است. این تضاد در همین نوشته کاملا عیان است و ضمن ابراز احساسات نسبت به مرضیه کینه های دیرینه خود را علیه مخالفین خالی کرده وعقده گشائی نموده است.  رجوی پشت کردن مرضیه به فرزند خود را در کنسرت لندن که به مادرش هشدار داد که گول در باغ سبز رجوی را نخورد وآخر عمری در جرگه تروریستها در نیاید یکی از افتخارات مرضیه بحساب آورده و حال آنکه مرضیه می بایست بر حسب غریزه مادری که پس از چند ماه عضویت در دستگاه رجوی آن را از دست داده بود در مقابل برخورد فیزیکی عوامل و مأمورین رجوی عکس العملی مادرانه نشان می داد او اجازه داد که مجاهدین فرزندش را با کتک از کنسرت بیرون کنند.  رجوی سعی کرده که این عمل مرضیه را یک ارزش و فداکاری نشان دهد وحال آنکه این نحوه برخورد مادر با فرزند نقطه سیاهی در پرونده مرضیه است و نه ارزش و افتخار.  در دستگاه رجوی همه ارزشهای عام اجتماعی و حقوق بشری ضد ارزش به حساب می اید و هر که در جرگه مجاهدین در می اید باید که به فرزندش پشت کند و خانواده خود را طلاق دهد و بجای عشق در قلبش کینه و نفرت همسر و فرزند را جایگزین نماید.  مرضیه نمی دانست که مجاهدین به یک فرقه تبدیل شده اند او گذشته مجاهدین را دیده و شنیده بود که رهبرانش برای حفظ کرامت انسانی و رهائی از بند های اسارت ساز بالای چوبه دار رفتند او فکر می کرد مجاهدین به سیاق گذشته انسانهائی والا و مانند گذشته این بار اما برای آزادی و کرامت انسانی با جمهوری اسلامی مبارزه می کنند.  مرضیه آوازه خوانی خوش صدا و در اوج بود اما الزاما چنین نیست که هر آوازه خوانی در سیاست و شناخت جامعه و سازمانهای سیاسی هم صلاحیت اظهار نظر داشته باشند و انتخاب سیاسی اش بی عیب و نقص باشد.  مرضیه اگر زمانی که مجاهدین خون می دادند و در گوشه زندانها بدون ملاقات و دفتر و کتاب روزگار بسختی می گذراندند بجای خوانندگی در دربار به مجاهدین پیوسته بود قابل ستایش و از خود گذشتگی اش نمونه و سمبل یک هنرمند مردمی بود.  اما راه دور نرویم.  مرضیه اگر مانند مهستی و هایده که خدایشان رحمت کند و یا مانند الهه که در میانه راه به اشتباهش پی برد و از مجاهدین جدا شد و به اصل هنری خود برگشت در سلک خوانندگی باقی می ماند ارزش او برای مردم و هم برای خود بسیار مثال زدنی بود.  مرضیه وقتی در کشور عراق روی تانک های دشمن آواز خواند بجهت آنکه آواز او پیام جنگ و خون بود از درجه هنری ساقط شد.  هنرمند یا هنرمند است که نباید به هیچ فرقه و سازمان و حزب سیاسی تعلق داشته باشد و باید متعلق به همه مردم با هر طرز فکر و عقیده سیاسی و دینی باشد و یا سیاسی است که دیگر وجه هنری اش تحت الشعاع وجهه سیاسی اش قرار می گیرد و باید نسبت به او یک قضاوت سیاسی داشت و نه هنری. </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9807">سوز و گداز رجوی از سرنوشت تاریک خود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9807/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خانواده و زن درسازمان مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9257</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9257?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 11 Jun 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/06/12/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b2%d9%86-%d8%af%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>وجود کانون مستقلی در تشکیلات به نام خانواده به هیچ وجه مورد پسند رجوی نبود  وآن را نقطه انفصال روابط تشکیلاتی اعضا می دانست. زیرا شیوه کار رجوی برای مهار اعضا و شستشوی مغزی در خانه گسسته می شد و همه بافته های او رشته می گردید. این دشمنی را رجوی بارها با این عبارت که « خانواده قلوس تشکیلات ما است » بیان کرده بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9257">خانواده و زن درسازمان مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دیدگاه سازمان مجاهدین نسبت به خانواده تا به حال مراحل ضد و نقیضی را پیموده و در هر مرحله براساس منافع تشکیلاتی ارزش یا ضد ارزش تلقی شده است. گاهی آن را حرمت بخشیده و جزیی از سنت مبارزاتی و تکاملی دانسته و گاهی آن را سد راه مبارزه و رهایی انسان فرض کرده و ممنوع ساخته اند. در ابتدای تأسیس سازمان، ازدواج به کلی ممنوع بود و مبارزه فقط مختص مجردها بود. <br /> کسانی که دارای همسر و فرزند بودند نمی توانستند به عضویت سازمان درآیند. یک بار یکی از اعضای کمیته مرکزی، که قصد داشت با دختر دلخواه خود که خارج از روابط تشکیلاتی زندگی می کرد ازدواج کند اخراج شد. تنها فردی که اجازه یافته بود ازدواج کند محمد حنیف نژاد بود و آن هم مصلحتی و سیاسی بود. اما سازمان سالها بعد به این نتیجه رسید که می توان به طور محدود اززنها به عنوان محمل عادی سازی استفاده کرد و از آن به بعد عضوگیری زنان دردستور کار قرار گرفت. در اوایل انقلاب 57 سازمان به خاطر کسب پایگاه مردمی وافزایش اعضای مجاهدین، به همه اعضا دستور تشکیلاتی دادند که هر چه زودتر ازدواج نمایند. سازمان برای کسب وجهه و به دست آوردن پایگاه اجتماعی و جذب خانواده هواداران، به همه اعضا و هواداران خود دستور داده بود: &laquo;به میان اقوام خویش بروید و با آنان روابط گرم و عاطفی برقرار سازید و به پدر و مادرهایتان احترام بگذارید و آنها را نیازارید و&#8230; و دیدگاه های سازمان را برای آنها تشریح کنید &raquo;. این کار تأثیر به سزائی هم در بین خانواده ها به جا گذاشت و هم موجب اعتماد هواداران، به سازمان گردید. رجوی نیز در آنموقع بسیار سعی می کرد که خود را به خانواده ها نزدیک سازد و به پیرمردها و مادربزرگها بسیار احترام می گذاشت و در زیرزمین ساختمان انزلی پس از پایان برنامه به میان آنها می رفت و با آنها گرم می گرفت و روابط عاطفی برقرار می کرد. <br /> در آن موقع ما نمی فهمیدیم که این یک تاکتیک فریبکارانه است. زمانی ما فهمیدیم که این یک تاکتیک مصلحتی بوده که در سال 1370 طلاقهای ایدئولوژیک راه افتاد و ضدیت بین زن و مرد را دامن زدند و جدائی و طلاق را به عنوان یک اصل تکاملی و وسیله رهایی انسان از قید و بند های جنسی اعلام نمودند. وقتی جاسوسی پسر علیه پدر و مادر، یا زن علیه شوهر را دیدیم، متوجه شدیم که رفتار گذشته رجوی عوام فریبی و به خاطر جمع کردن مرید بوده است. سازمان یکبار در سالهای 62 و 63 در عراق دستور تشکیلاتی داد که اعضا باید ملاقات های هفتگی راانجام داده و حقوق خانواده را رعایت کنند. اما این بار دامی پهن کرده بودند که ببینند چه کسانی این دستور را مغتنم شمرده به خانواده خود بستگی و عشق و علاقه نشان می دادند و پس از شناسایی در پرونده بایگانی آنها ثبت می کردند که بعدها برای تحقیر افراد به آن استناد نمایند. <br /> درست شبیه کار هیتلر که قبل از سرکوب کمونیست ها و یهودیان در آلمان آنها را به انواع مختلف مورد شناسایی قرار داده بود تا بعد حساب آنها را برسد.  خانواده <br /> گروه رجوی در عراق هیچ گونه ارتباطی با محیط بیرون از خود ندارند و همگی در چهاردیواری هایی به نام پادگان محبوس می باشند. خانواده ها نیز مجبور هستند که در همان پادگان زندگی کنند و اجازه ندارند در شهر خانه بگیرند و مانند دیگران زندگی معمول اجتماعی داشته باشند. بدین جهت سازمان به راحتی می تواند خانواده ها را کنترل کند و د رامور داخلی آنها دخالت نماید. <br /> اعضای خانواده قبل از این که متعلق به خانواده خود باشند متعلق به سازمان هستند و حل و فصل کلیه امور و مسائل عاطفی و تنظیم ارتباطات داخلی خانواده به عهده سازمان می باشد. به تمامی خانواده ها ابلاغ شده بود:&laquo; شما مسئولیتی در مقابل فرزندان و همسران خود ندارید و بی خودی نگران آینده و تربیت کودکانتان نباشید. آن را به سامازن واگذار کنید و تنها به فکر انجام وظایف روزانه تان باشید بچه ها و همه شما مال رهبری هستید و رهبری دلش بیشتر از شما برای فرزندان شما می سوزد &raquo;. بر این اساس سازمان مسئولیت تمامی خانواده ها و کودکان راخود به عهده گرفته بود و خانواده جزئی از سلسله مراتب تشکیلاتی شده بود. خانواده ها ملزم بودند که کلیه مسائل و مشکلات و حتی روابط جنسی خود رابه سازمان گزارش کنند و از او راه حل بخواهند. (البته این مسائل مربوط به قبل ازطلاق های ایدئولوژیک بود در حال حاضر اساساً خانواده ای وجود ندارد) در خانه صحبت کردن از انحرافات و نقایص سازمانی ممنوع بود. اگر کسی مشکل خانوادگی خود را به سازمان گزارش می داد نه تنها حل نمی شد بلکه بیشتر به آن دامن می زدند تا اختلافات را عمیق تر سازند. افراد را جداگانه می خواستند و با آنان صحبت می کردند. این صحبت ها به گونه ای بود که با دلجویی از فرد شکایت کننده او را در مقابل فرد شکایت شونده قرار می دادند. بعد شکایت شونده را احضار می کردند و حق را به جانب او می دادند و از شکایت کننده بدگویی می کردند. با این شیوه هر کس سازمان را دوست و محرم خود می گرفت و نسبت به همسر خود بدبین می شد. اساساً سازمان در انتظار طرح مشکلاتی از ناحیه اعضای خانواده بود. اینکار را تشویق می کرد تابتواند از آن بهره برداری کند و در امور خانواده دخالت نماید. به راستی که در سازمان یک &laquo; خاله زنک &raquo; بازی و دو به هم زنی به دست رجوی بود. <br /> وجود کانون مستقلی در تشکیلات به نام خانواده به هیچ وجه مورد پسند رجوی نبود وآن را نقطه انفصال روابط تشکیلاتی اعضا می دانست. زیرا شیوه کار رجوی برای مهار اعضا و شستشوی مغزی در خانه گسسته می شد و همه بافته های او رشته می گردید. این دشمنی را رجوی بارها با این عبارت که &laquo; خانواده قلوس* تشکیلات ما است &raquo; بیان کرده بود. بابالا رفتن و پائین آمدن رده هر یک از زن یا شوهر باید آنها از یکدیگر جدا می شدند و به مردی تعلق می گرفتند که هم سطح و رده آنها باشد. مانند مهدی ابریشمچی که چون همسرش هم ردیف ایدئولوژیک رجوی شده بود از شوهر خود طلاق گرفت و همسر رجوی یعنی رهبر عقیدتی خود گردید.* <br /> افراد دیگری علیرغم این که با همسرانشان اختلاف خانوادگی نداشتند و هم دیگر را دوست داشتند، به خاطر پائین آمدن رده تشکیلاتی هر یک از آنها می بایست از یکدیگر جدا می شدند. مانند محبوبه جمشیدی (آذر) که سه بار شوهر عوض کرد و بسیاری افراد دیگر. خانواده در تشکیلات رجوی تبدیل به کانون جاسوسی و بی اعتمادی گردیده بود. همه موظف بودند هر اتفاقی در خانه رااز دست داده بود. هر کس رده تشکیلاتی اش بالاتر بود نسبت به دیگران هژمونی داشت و از امکانات و وسائل رفاهی بیشتری برخوردار بود. مثلاً ممکن بود که رده تشکیلاتی فرزند خانواده از پدر و یا مادربالاتر باشد، در نتیجه والدین مجبور بودند به رهنمودهای فرزند عمل کنند. اماهرگز فرزند را مسئول پدر یا ماد رنمی کردند زیرا ارتباطات حزبی و نظامی هم ممکن بود منجر به ایجاد مهرو عاطفه بین خانواده گردد. لذا مکانیسم هایی به وجود آورده بودند که هر یک ازاعضای یک خانواده بایک مسئول جداگانه در ارتباط باشد و مجموعه اعضای یک خانواده نمی توانستند مسئول مشترک داشته باشند. این کار بدین جهت بود که مجموعه روابط عاطفی و راه حل های مختلف وصل باشند تا خانواده انسجام و هویت خود را از دست بدهد. <br /> سیستم موجود در رابطه با خانواده از زن و مرد یک عنصر بی شخصیت و بی هویت ساخته بود. در واقع زن و مرد مردگان متحرک بودند که هفته ای یک بار می بایست چند ساعتی با هم باشند و بعد به سرعت جدا میشدند و هر کس به بخش خود می رفت. خانواده ها یک بار در هفته اجازه ملاقات با یکدیگر را داشتند. سازمان برای اینکه زن و شوهر بایکدیگر تبادل نظر نکنند و به اتفاق هم تصمیم به خروج از سازمان نگیرند سعی می کرد به نفر دیگر نزدیک شده و او را وادار کند که از همسر خود طلاق بگیرد. معمولاً سازمان از گزارشاتی که خانواده ها از یکدیگر می دادند متوجه می شد که بعضی از آنها ناراضی هستند. لذا فوراً اقدام نموده و فرد ناراضی را از خانواده جدا می کرد تا نارضایتی به دیگری سرایت نکند. وقتی یکی از اعضای خانواده نامه می نوشت که می خواهد برود، این نامه مستقیماً به خود رجوی می رسید و فوراً به فرد باقی مانده می نوشت و یا با او ملاقات می کرد و بااظهار صمیمیت و علاقه آن فرد را تحت تأثیر و در محذور اخلاقی قرارمی داد تا نتواند همراه همسرش از سازمان خارج شود. یک زن و شوهر با یکدیگر قرار می گذارند که از سازمان خارج شوند. رجوی بانقطه ضعفی که در یکی از آنها سراغ داشت، به او نامه ای می نویسد و با دلجویی و تملق گویی او را به سوی خود جلب می کند تا مانع رفتن او به همراه همسرش گردد. در واقع این یک نوع نمامی و ایجاد تفرقه بین خانواده ها بود که رجوی در اثر سال ها ممارست به این شغل کثیف، کار کشته و ورزیده شده بود. در حال حاضر ده ها خانواده درمجاهدین هستند که نیمی ازآنها در داخل سازمان مانده و نیم دیگر از سازمان خارج شده اند و سازمان از ارتباط و وصل آنها با یکدیگر جلوگیری می نماید. یکی از شگردها این بود که به محض خروج یکی از همسران، سازمان دیگری را وادار به ازدواج می کرد تا راه خروج او بسته شود و نتواند دنبال همسرش سازمان را ترک گوید. دیگر اینکه به همسری که دردرون تشکیلات باقی مانده بود، می گفتند که همسر تو ازدواج کرده تا وی همه پل ها را خراب شده بپندارد و همان جا بماند. سازمان مجاهدین تمام شیوه های مافیایی و ضد انسانی رابرای نگه داری نیرو به کار می برد و از هیچ عملی روی گردان نیست. در سازمان مجاهدین خروج از تشکیلات بزرگ ترین گناه و خیانت محسوب می شود و به منزله خروج از دین به حساب می آید. لذا به طور اتوماتیک پس از خروج از سازمان، فرد باقی مانده بر همسرش حرام می گردد. عشق و محبت ها را آن چنان کشته و شستشوی مغزی را تا بدان حد رسانده بودند که کمترخانواده ای حاضر بود فرد جدا شده را عضو خود بداند. اما در عین حال افسون های رجوی بر بسیاری از خانواده ها اثر نکرد و عده زیادی پس از آگاهی از محتوای روابط سازمان به طور دسته جمعی از سازمان خارج شده و به خانواده خود ملحق شدند. یکی از سنت های پسندیده در بین ما ایرانیان آن است که اگر بین خانواده ای اختلاف بروز کند همه سعی می کنند با میانجیگری آنها را آشتی دهند و تا جایی که می توانند نگذارند که اختلاف به طلاق منجر گردد. اما متأسفانه مجاهدین سنت زشتی در به هم زدن اساس خانواده بنیان گذاشتند. این بسیاررذیلانه و غیر انسانی است که به خاطر کسب یک عضو بیشتر، خانواده ای را متلاشی کرد. کسانی که تا این حد درروابط خود ضد خانواده هستند هرگز نمی توانند به خانواده های دیگران رحم کنند و پیام آور آشتی و محبت باشند. * قلوس به انگشت اضافه در دست می گویند. <br /> * داستان این طلاق و ازدواج بعدها انقلاب ایدئولوژیک نامگذاری شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9257">خانواده و زن درسازمان مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9257/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام آقای هادی شمس حائری به خانواده ها و قربانیان اسیر در اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9043</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9043?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Apr 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اسیران اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض و افشاگری نسبت به عملکرد مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های مستقل برای آزادی اسیران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/04/27/%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%b3-%d8%ad%d8%a7%d8%a6%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اکنون با حضور خانواده ها در مقابل درب  اشرف فرصت خوبی پیش آمده تا بتوانید خانواده های خود را ملاقات کنید و  تفاوت دو دنیای بیرون و درون اشرف را مشاهده نمایید.از این فرصت استفاده کنید و آن را از دست ندهید شاید این آخرین فرصت رهائی شما از زندان اشرف باشد بخود آیید و طلسم رجوی را باطل کنید و اجازه ندهید او با خون شما معامله کند و سرنوشت شما را با سرنوشت شوم و بی آینده خود گره بزند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9043">پیام آقای هادی شمس حائری به خانواده ها و قربانیان اسیر در اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>متن پیام صوتی آقای هادی شمس حائری خطاب به قربانیان اسیر در قلعه اشرف که از نوار پیاده شده است: دوستان، فرزندان، برادران و خواهران من در قلعه اشرف از راه دور روی شما را می بوسم و به شما درود می فرستم. از رنج و درد شما آگاهم و می دانم لحظات سختی را در اشرف می گذرانید. رها شدن از بند های مرئی و نا مرئی چقدر سخت است. می دانم که با تلقینات مدام و شبانه روزی و نیز حصارهای فیزیکی از سیم خاردار و خاکریز و نگهبان و گشت مداوم که بدور شما کشیده اند شما را زمین گیر کرده و قدرت پرواز را از شما گرفته اند. اما بدانید هنوز قدرت پرواز دارید آن را امتحان کنید تا دنیای روشن بیرون را ببینید.  شرط آزادی از بند های مرئی رهائی از بند های روانی و نا مرئی است. این بند ها را بگسلید تا آزادی را در آغوش بگیرید. از فرماندهانتان نترسید آنها در مقابل اراده شما عاجز تر از آن هستند که بتوانند مانع فرار و خروج شما از اشرف شوند. اکنون با حضور خانواده ها در مقابل درب اشرف فرصت خوبی پیش آمده تا بتوانید خانواده های خود را ملاقات کنید و تفاوت دو دنیای بیرون و درون اشرف را مشاهده نمایید. از این فرصت استفاده کنید و آن را از دست ندهید شاید این آخرین فرصت رهائی شما از زندان اشرف باشد بخود آیید و طلسم رجوی را باطل کنید و اجازه ندهید او با خون شما معامله کند و سرنوشت شما را با سرنوشت شوم و بی آینده خود گره بزند. استراتژی ارتش ازادی بخش رجوی به آخر خط رسیده است و حضور شما در عراق هیچ کمکی به آزادی مردم نمی کند. دنیای شاد و زنده و پر هیاهوی بیرون با همه زیبائی ها یش در انتظار شما است. تمامی دوستان شما که از اشرف گریخته اند اکنون در اروپا در حال حل مسائل پناهندگی خود و مشغول زندگی معمولی خود می باشند. آنچه که از زندگی در بیرون از غاراشرف برای شما به تصویر کشیده اند سراسر دروغ و غیر واقعی است جسارت به خرج دهید و خود را از حصار اشرف نجات دهید تا بتوانید تفاوت دو دنیای بیرون و درون را ببینید تازه آنوقت خواهید فهمید که در باره همه چیز به شما دروغ گفته اند. <br /> همچنانکه ما وقتی پایمان به بیرون رسید و با مردم به بحث و گفتگو نشستیم فهمیدیم که سالها ما را با دروغ و قدرت نمائی های کاذب و وجود حمایت های مردمی فریب داده بودند.  این افرادی که جلو درب اشرف تجمع کرده اند بر خلاف گفته ها و پیام رجوی خانواده های شما هستند و نه مزدور و بسیجی. آیا هیچ فکر کرده اید که چرا رجوی از حضور خانواده ها و ملاقات شما با آنها این همه به وحشت افتاده؟ کمی فکر کنید و خودتان به علت آن پی خواهید برد. <br /> حتا اگر به ارمانهای ازادی خواهانه وفادار و هنوز اهل مبارزه هستید، مبارزه واقعی در بیرون و در متن جامعه است و نه در غار ایزوله اشرف. بیش از 20 سال است که رجوی عمر خود و شما را تباه کرده و هیچ دستاوردی نداشته است از این به بعد شرایط بسیار بد تر از سابق خواهد بود. اگر امروز برای آزادی خود فرصت را از دست بدهید ممکن است آینده در بدترین شرایط مجبور به ترک اشرف بشوید پس تا زود است تصمیم بگیرید و خود را نجات دهید. ای کاش من هم می توانستم این افتخار را داشته باشم تا مانند سایر خانواده ها در کنار شما بودم و هنگام آزادی به استقبال شما می آمدم و آزادی تان را حضوری تبریک می گفتم. درود بر تصمیم شما و اراده های خلل ناپذیرتان.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9043">پیام آقای هادی شمس حائری به خانواده ها و قربانیان اسیر در اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9043/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فراخوان فرقه رجوی بمناسبت روز کارگر</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8987</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8987?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Apr 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/04/15/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>در اموزش های درون سازمانی این اصطلاح بسیار بکار برده می شود که سازمان مجاهدین چپ مارکسیسم است و مجاهدین ضد استثمار تر از مارکسیت ها هستند اما نه تنها این فرقه هرگز نتوانست نقش نمایندگی این طبقه را بعهده بگیرد بلکه اعضای خود را هم از کارمندی و معلمی و دانشجوئی به سطح کارگران اجرائی تقلیل داد و با کار بدنی شاق آنها را به استثمار کشانید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8987">فراخوان فرقه رجوی بمناسبت روز کارگر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فرقه تروریستی مجاهدین که خود ید طولائی در استثمار زنان و مردان ایرانی دارد و رکورد تازه ای در این زمینه به نسبت سایر احزاب و سازمانها از خود بجای گذاشته بمناسبت روز ۱۱ اردیبهشت ماه که روز کارگران جهان است دستور العملی صادر کرده و از کارگران و معلمان و دانشجویان خواسته یک خیزش یک هفته ای بر پا دارند. این بار اطلاعیه با نام سازمان مجاهدین صادر شده است زیرا رجوی نیک دریافته است که کسی به اوامر &ldquo;رهبر کبیر انفلاب&rdquo; توجه نمی کند و حرفش روی زمین می ماند بدین خاطر اطلاعیه با نام سازمان مربوطه صادر شده تا آبرو ریزی حاصل از بی توجی مردم به این فراخوان یقه رهبری را نگیرد و حرمت نداشته او مثلا حفظ شود. گویا امر بر اقای رجوی مشتبه شده و در عالم تنهائی و غربت غیبت طولانی فکر کرده که او باعث و بانی خیزش های چند ماهه اخیر بوده که جرأت کرده به سازمانش دستور دهد بمناسبت روز کارگر اطلاعیه صادر نماید. اطلاعیه از معلملن و دانشجویان در کنار کارگران دعوت کرده که آنها هم به مناسبت این روز بپاخیزند اگر معلمان را بتوانیم از سلک یقه سفید ها خارج کنیم و جزو کارگران بحساب آوریم معلوم نیست دانشجویان چه سنخیتی با کارگران دارند دانشجویان معمولا در روز دانشجو باید بپا خیزند و خواسته های صنفی و سیاسی خود را مطالبه کنند چه ربطی به روز کارگر دارد گویا فرقه اینجا کمی قاطی کرده است. فرقه تبه کار مجاهدین برای خود نقشی فرا مارکسیتی در حمایت از کارگران و نفی استثمار قائل است این نقش بدلیل ماهیت التقاطی فرقه مزبور می باشد که معجونی از اسلام و کمی از مارکسیسم در هم امیخته اند و نام آن را ایدئولوژی ناب توحیدی واسلام انقلابی گذاشته است و در اموزش های درون سازمانی این اصطلاح بسیار بکار برده می شود که سازمان مجاهدین چپ مارکسیسم است و مجاهدین ضد استثمار تر از مارکسیت ها هستند اما نه تنها این فرقه هرگز نتوانست نقش نمایندگی این طبقه را بعهده بگیرد بلکه اعضای خود را هم از کارمندی و معلمی و دانشجوئی به سطح کارگران اجرائی تقلیل داد و با کار بدنی شاق آنها را به استثمار کشانید و نه تنها جسم آنها را استثمار کرد بلکه روح و روان و عواطف انها را نیز بزنجیر کشید و انها را در حصار تنگ قلعه اشرف سالها زندانی کرد و از مواهب زندگی محروم ساخت. اگر سرمایه دار نیروی بازوی کارگر را استثمار می کند لااقل کارگر بعد از خروج از کارحانه به منزل خود و نزد زن و بچه اش می رود و دمی را آسوده در اختیار خود است اما چپ مارکسیست ها دمار از روزگار اعضای خود که هیچ گناهی جز عشق به وطن و ازادی ندارند دراورد. بیشترین استثمار در روابط مجاهدین در مورد زنان اعمال شده است و علاوه بر استثمار جنسیتی و روحی و محرومیت از فرزند و شوهر حقوق اولیه آنها نیز نقض شده و رحم بسیاری از آنها از بدنهایشان خارج شده است این نوع استثمار را هرگز سرمایه داران در حق زنان کارگر نکرده و نمی کنند اما در سازمان چپ تر از مارکسیت!! مجاهدین این امر اتفاق افتاده است. اطلاعیه از وضعیت بد اقتصادی و فساد و تبعیض در ایران می گوید این اشک تمساح برای انحراف افکار عمومی از روابط و مناسبات فاسد و استثماری درون قلعه اشرف است و گرنه اگر در ایران حتی بدتر از این هم باشد چه ربطی به مجاهدین ضد خلق و جاسوس بیگانه و سگ نگهبان امپریالیسم دارد. مردم ایران خود می دانند چگونه ار حقوق خود در دفاع کنند کما اینکه تا بحال کرده اند و رهبران خود را از درون خود حستجو می کنند و می سازند. پایان بخش اطلاعیه فرقه ضد حیات، با پیام مرگ تزئین شده همان &ldquo;مرگ بادی&rdquo; که تا بحال تنها عقده ها را تخلیه کرده و احساسات را دامن زده و مانع تعقل و تدبر برای اصلاح امور اینده گردیده است. کسانی که پیام اور مرگ اند هر گز نمی توانند به زندگی و سازندگی بیندیشند ما خواستار مرگ هیچ جنبنده ای نیستیم حتی مرگ دشمن مان اما خواستار اصلاح آنها هستیم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8987">فراخوان فرقه رجوی بمناسبت روز کارگر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8987/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حقوق‌ بشر برای اعضای مجاهدین است نه سازمان مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7807</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7807?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 24 Apr 2009 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اسیران اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2009/04/25/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82%e2%80%8c-%d8%a8%d8%b4%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b9%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d9%87-%d8%b3%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>ساکنین اشرف با سازمان مجاهدین یکی فرض شده و حال آنکه طبق اخباری که من دارم ۸۰ درصد این افراد مجاهد نیستند یعنی نمی‌خواهند مجاهد باشند و می‌خواهند از مناسبات مجاهدین خارج شوند. مسؤلین و فرماندهان مجاهدین با لطایف الحیل که بی‌خبری و فشار و تهدید و گزارش‌نویسی از اطرافیان هم جزئی از این روش‌ها است مانع جدا شدن آنها شده و بزور آنها را در پادگان اشرف نگه داشته‌اند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7807">حقوق‌ بشر برای اعضای مجاهدین است نه سازمان مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای کاخساز مقاله&zwnj;ای در رابطه با دفاع از حقوق مجاهدین تحت عنوان &quot;آیا حقوق بشر در مورد مجاهدین نیز معتبر است&quot; نوشته&zwnj;اند که البته این احساس مسؤلیت ایشان قابل تقدیر است اینجانب در عین حال که ارادت خاصی به ایشان دارم چند نکته به نظرم رسید که به عنوان تذکر که من ارادت خاصی به ایشان دارم یادآوری کنم: </p>
<p>اول: ایشان در این مقاله هیچ نامی از نوع حقوقی که از افراد این سازمان نقض شده نبرده&zwnj;اند جز این که گفته&zwnj;اند &quot;نباید مجاهدین پایگاه اشرف را به دولت اسلامی تحویل داد&quot; این حرف درستی است که نباید کسی را به جمهوری اسلامی تحویل داد اما تنها حقوق ساکنین اشرف تحویل ندادن آنها به ایران است یا حقوق دیگری هم دارند؟ حقوقی مانند حق الحاق و یا تشکیل خانواده و حق آزادی انتخاب محل زندگی و حق جدا شدن یا ماندن با آن سازمان و حق داشتن زن و فرزند و آزادی پوشش و آزادی بیرون رفتن از پادگان اشرف و حق ملاقات با بستگان و والدین. آیا این حق برای من پدر که </span><span  style="  >۱۸</span><span> سال است فرزندانم را ملاقات نکرده و صدایشان را نیز از طریق تلفن نشنیده و در قرارگاه اشرف اسیر هستند، نیز وجود دارد؟ </p>
<p>دوم: در این مقاله سازمان مجاهدین با صفت سازمانی مورد خطاب قرار گرفته و نه بصورت اشخاص حقیقی بعبارتی ساکنین اشرف با سازمان مجاهدین یکی فرض شده و حال آنکه طبق اخباری که من دارم </span><span  style="  >۸۰</span><span> در صد این افراد مجاهد نیستند یعنی نمی&zwnj;خواهند مجاهد باشند و می&zwnj;خواهند از مناسبات مجاهدین خارج شوند. مسؤلین و فرماندهان مجاهدین با لطایف الحیل که بی&zwnj;خبری و فشار و تهدید و گزارش&zwnj;نویسی از اطرافیان هم جزئی از این روش&zwnj;ها است مانع جدا شدن آنها شده و بزور آنها را در پادگان اشرف نگه داشته&zwnj;اند این بزرگترین حقی است که از آنها سلب شده. اظهارات و اصرار این افراد برای ماندن در اشرف و استفاده تبلیغی مجاهدین از این آظهارات کاملا بی&zwnj;اساس و مانند اعترافات زندانیان در جمهوری اسلامی است و هیچ سندیت ندارد. </p>
<p>سوم: کسی که از حقوق ساکنین اشرف می&zwnj;خواهد دفاع کند باید بلند شود و برود آنجا و با تک تک آنها بدون حضور فرماندهان مجاهدین صحبت کند یا آنکه با کسانی که بتازگی از پادگان اشرف فرار کرده&zwnj;اند صحبت کرده باشد و اظهارات آنها را شنیده باشد آنوقت می&zwnj;تواند بهتر و جامع&zwnj;تر از حقوق این بخت برگشتگان دفاع کند. </p>
<p>چهارم: هیچ منبع و مرجعی، نه دولت عراق و نه جمهوری اسلامی، تا بحال نگفته&zwnj;اند این افراد باید به ایران باز گردند و یا به ایران تحویل داده می&zwnj;شوند این شگرد مجاهدین است که در بیرون چنین تبلیغ می&zwnj;کند که یک فاجعه انسانی در راه است تا برای خود حامیانی دست و پا کند. البته این فاجعه با شناختی که ما از مجاهدین داریم خود کشی دسته جمعی به فرمان رجوی است که همینجا لازم است به جامعه سیاسی و اپوزیسیون مترقی و دمکرات خارج کشور این هشدار را بدهم که این مسئله را جدی بگیرند. </p>
<p>پنجم: آقای کاخساز هیچ اشاره&zwnj;ای نکرده&zwnj;اند این افراد باید چکار کنند آیا باید باز هم در عراق بمانند یا نه و اگر قرار است بمانند خوب است بمانند یا بد است؟ و اگر خوب است چه کارهائی باید بکنند اگر این کار&zwnj;ها اسمش مبارزه با جمهوری اسلامی است آیا وظیفه حکم نمی&zwnj;کند که دیگران را هم تشویق کنیم که به عراق بروند و با رژیم مبارزه کنند و بالطبع اول خودمان. نوع مبارزه مجاهدین با جمهوری اسلامی مبارزه مسلحانه است آیا مبارزه مسلحانه مورد پذیرش است؟ </p>
<p>ششم: اگر این افراد در عراق هیچ کاری ندارند آیا بهتر نیست که عراق را ترک کنند و به کشور&zwnj;های اروپائی همانجا که همه ما هستیم و از رفاه و دمکراسی نسبی و آزادی&zwnj;های فردی و سایر مواهب زندگی برخورداریم بیایند و درس بخوانند و خانواده تشکیل بدهند؟ آیا آقای کاخساز و سایر اپوزیسیون هیچ تلاشی برای نجات این افراد که تعداد زیادی از آنها </span><span  style="  >۲۵</span><span> سال است که بیرون را ندیده&zwnj;اند و سوار اتوبوس نشده&zwnj;اند و از هیچ مغازه&zwnj;ای خرید نکرده&zwnj;اند و زن و بچه&zwnj;ای ندارند و جسم و روحشان پر از درد و رنج و حرمان است کرده&zwnj;اند؟ </p>
<p>هفتم: آقای کاخساز بدرستی گفته&zwnj;اند &quot;تعادل فرهنگی از درهم&zwnj;آمیزی دو بافت ساخته می&zwnj;شود: منطق متعارف و عواطف متعادل. در فرهنگ سیاسی متعادل آدم می&zwnj;آموزد که با مخالفین خود انسانی و شرافتمندانه برخورد کند بدون این که از مخالفت اصولی خود بکاهد&quot; باید عرض کنم ساکنین اشرف مخالفین ما نیستند بلکه برادران ما هستند ما حتی با رهبران مجاهدین هم مخالف نیستیم ما با روش و طرز فکر و ایدئولوژی آنها مخالفیم و از حقوق فرد فرد آنها در صورتی که بخطر بیفتد دفاع می&zwnj;کنیم اما نه از سازمان مجاهدین. </p>
<p>هشتم: اقای کاخساز بدرستی نوشته&zwnj;اند &quot;مجاهد یک نهاد سیاسی و اجتماعی در جامعه&zwnj;ی ایرانی است و هیچ نیرویی نمی&zwnj;تواند بطور مکانیکی یا توطئه گرانه آن را حذف کند. ریشه&zwnj;های اشتباه&zwnj;ها و انحراف&zwnj;های مجاهدین در تار و پود فرهنگ سیاسی ایرانی نهفته است. بی&zwnj;باوری آن&zwnj;ها به دموکراسی و حقوق بشر با باور مصلحتی دیگر گروه&zwnj;های سیاسی به حقوق بشر بی رابطه نیست&quot; توطئه و حذف در همه حال چه برای دوست و چه دشمن بد است اما اگر مجاهدین توطئه کردند و با امریکا ساختند و مانع خروج نیروهای خود شدند و در صورت فرار آنها را دستگیر و روانه زندان کردند و مخالفین خود را حذف و هم سر به نیست کردند چکار باید کرد؟ اگر مجاهدین دمکرات نیستند حتما برای اعضای خودشان هم دمکرات نیستند چرا باید ما تلاش کنیم هموطنان ما اسیر استبداد، این بار از نوع اسلام مجاهدین بشوند؟ دفاع از حقوق بشر بسیار عالی است اما باید هشیارانه باشد و موجب سوء استفاده رهبری مجاهدین که تلاش می&zwnj;کند نیروهای خود را در عراق نگه دارد قرار نگیرد. </p>
<p>یکی از شگردهای رهبری سازمان مجاهدین برای پیشبرد اهداف فرقه&zwnj;ای خود این است که خود را پشت جمهوری اسلامی مخفی می&zwnj;کند تا ترکش&zwnj;های اعمال و حرکاتش به او اصابت نکند و پای رژیم حساب شود کما اینکه در این خصوص تا حدودی موفق شده که حمایت عاطفی بعضی را جلب کند. </p>
<p>بانی و عامل اصلی مشکلی که اکنون برای مجاهدین در عراق بوجود آمده است رهبری مجاهدین یعنی مسعود رجوی و مریم عضدانلو می&zwnj;باشند. مجاهدین بعد از سقوط صدام </span><span  style="  >۶</span><span> سال وقت داشتند تا نیروهای خود را از عراق خارج کنند اما رهبری مجاهدین با سرنوشت این افراد بازی کرد و سرکردگان به فرانسه گریختند و بقیه را دراسارتگاه اشرف نگه داشتند و حالا جار و جنجال راه انداخته&zwnj;اند که &quot;واحقوق بشر&quot; عراق می&zwnj;خواهد ما را به جمهوری اسلامی تحویل دهد. </p>
<p>مجاهدین پدیده&zwnj;ای استثنائی و پیچیده هستند و براحتی می&zwnj;توانند اذهان را حتی اذهان پیچیده و اندیشمندی مانند آقای کاخساز را فریب دهند بویژه پز مبارزه با رژیم را هم بخود گرفته&zwnj;اند و این مسئله را قدری پیچیده تر می&zwnj;کند. علاوه بر این با توجه به موقعیت منطقه و عراق و حضور نیروهای بیگانه و نقش و منافع ایران در این معرکه بازهم بر پیچیدگی آن می&zwnj;افزاید باید بسیار ظریف و پیچیده و سنجیده و کمی با احتیاط عمل کرد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7807">حقوق‌ بشر برای اعضای مجاهدین است نه سازمان مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7807/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وارونه نمائی مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7629</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7629?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Feb 2009 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وارونه نمایی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2009/02/28/%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%a6%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>تازه ترین موردی که مجاهدین علم کرده اند ممانعت ملاقات خانوده های اشرف نشینان توسط رژیم حاکم بر ایران است که روی سایت های خبری خود برده و روی ان مانور می دهند و مظلوم نمائی می کنند و حال آنکه این خود مجاهدین هستند که تا بحال مانع ملاقات خانواده ها با فرزندانشان شده اند و تا آنجا که توانسته اند و می توانند کارشکنی می کنند تا این ملاقات صورت نگیرد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7629">وارونه نمائی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مجاهدین در وارونه نمائی و انکار واقعیت و دروغگوئی آنهم دروغ های هرچه بزرگتر بسبک گوبلزی ید طولائی دارند. </p>
<p>همیشه آنچه خود هستند بدیگران نسبت می دهند تا بخیال خود اتهام را کاملا از روی خود بردارند و طرف مقابل را مقصر نشان دهند. در این میان بعضی از ساده اندیشان و غرض ورزان هم از داد و فغان های مجاهدین بسود خود بهره برده و از آب گل الود ماهی مورد نظر خود را می گیرند. </p>
<p>تازه ترین موردی که مجاهدین علم کرده اند ممانعت ملاقات خانوده های اشرف نشینان توسط رژیم حاکم بر ایران است که روی سایت های خبری خود برده و روی ان مانور می دهند و مظلوم نمائی می کنند و حال آنکه این خود مجاهدین هستند که تا بحال مانع ملاقات خانواده ها با فرزندانشان شده اند و تا آنجا که توانسته اند و می توانند کارشکنی می کنند تا این ملاقات صورت نگیرد. مجاهدین از یکطرف اعضای خود را وادار می کنند که به والدینشان حرفهای رکیک بزنند و آنها را مامور وزارت اطلاعات بنامند که آمده اند اراده و انگیزه مبارزاتی آنها را سست کنند و از طرفی وزارت اطلاعات را عامل جلوگیری از ملاقات والدین با فرزندانشان نشان می دهد و ادعا می کند که در برگشت خانواده ها از عراق مورد بازداشت و شکنجه قرار گرفته اند. اما در مورد این تناقض که چگونه می شود وزارت اطلاعات مأمورین خود را که به عراق فرستاده تا با فرزندان مجاهد خود ملاقات کنند در بازگشت آنها را دستگیر می کند چیزی نمی گویند. </p>
<p>از زمان سقوط صدام حسین تا بحال که حدود 5 سال می گذرد خانواده های مجاهدین با وجود عدم امنیت و خطرات سر راه بطور دسته جمعی یا انفرادی چه از داخل ایران و چه از خارج ایران بارها بارسفر بستند وبه امید دیدن عزیزانشان به عراق رفتند و درب پادگان اشرف را دق الباب کردند اما کسی درب را روی آنها باز نکرد و اگر خانواده ها سماجت می کردند و به حضورشان پشت درب بسته ادامه می دادند با فحاشی مأموران مجاهد روبرو می شدند و لقب مزدور رژیم را می گرفتند و حتی مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند اما امروز رژیم مزدور پرور ایران نه تنها مأمورین خود را به عراق نمی فرستد بلکه اگر خانواده ای بخواهد به عراق برود و فرزندش را از زندان مجاهدین نجات دهد رژیم جلو آنها را می گیرد و آنها را بزندان می اندازد یعنی رژیم از جدا شدن عضو مجاهد و شل شدن پای او بخاطر زنده شدن عواطف خانوادگی جلوگیری می کند و آب به اسیاب مجاهدین می ریزد و کسانی مانند اقای چالنگی هم ساده لوهانه یا غرض ورزانه از هول حلیم توی دیگ مجاهدین می افتند و برای این خانواده ها دل می سوزانند؟.</p>
<p>آیا جمهوری اسلامی مجاهد شده و یا مجاهدین رژیمی شده اند که هر دو به کمک یکدیگر شتافته تا مانع تلاشی مجاهدین و جدا شدن عضو مجاهد از صفوف &quot;مقاومت&quot; و تعطیلی پادگان اشرف بشوند؟.</p>
<p>اگر جمهوری اسلامی امروز همان کاری را می کند که مجاهدین سالها سعی بر انجام آن داشتند پس گلایه مجاهدین از رژیم به چه منظوری است؟ </p>
<p>این سؤال ها را باید مجاهدین جواب بدهند وبگویند چه تحولی رخ داده است که همان روشی که مجاهدین 4 سال تمام برآن پای می فشردند و مانع ملاقات خانواده ها با عزیزانشان می شدند کنار گذاشته و رژیم به نیابت از مجاهدین انجام می دهد؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7629">وارونه نمائی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7629/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیا سرنوشت مجاهدین تغییری خواهد کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7523</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7523?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 28 Jan 2009 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2009/01/29/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%da%a9%d8%b1%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجاهدین طبق روش معمول که از هر خس و خاشاکی پیروزی می سازند و هر اتفاق کوچک را یک حادثه بزرگ نشان می دهند شروع به جشن و پایکوبی نمودند که شکر خدا ما دیگر تروریست نیستیم. آنها روزی به تروریست بودن افتخار می کردند و امروز به زدودن آن از دامن شان، اما این زدودن نه توسط خودشان که توسط خارج از خودشان صورت گرفته و خود هنوز در باور ضمیرشان تروریسم را ارج می نهند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7523">آیا سرنوشت مجاهدین تغییری خواهد کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها مصادف با خروج نام بی افتخار فرقه مجاهدین خلق از لیست سازمانهای تروریستی اتحادیه اروپا و ازاد کردن یولهای بلوکه شده این فرقه در بانکهای اروپا است. </p>
<p>مجاهدین طبق روش معمول که از هر خس و خاشاکی پیروزی می سازند و هر اتفاق کوچک را یک حادثه بزرگ نشان می دهند شروع به جشن و پایکوبی نمودند که شکر خدا ما دیگر تروریست نیستیم.</p>
<p>آنها روزی به تروریست بودن افتخار می کردند و امروز به زدودن آن از دامن شان، اما این زدودن نه توسط خودشان که توسط خارج از خودشان صورت گرفته و خود هنوز در باور ضمیرشان تروریسم را ارج می نهند.</p>
<p>قرار دادن نام فرقه در لیست تروریستی اتحادیه اروپا را مجاهدین نتیجه مماشات اروپا با جمهوری اسلامی می دانند و حالا که از لیست درآمده اند آنرا شکست سیاست مماشات می خوانند و مریم رجوی با ذوق زدگی کودکانه پس از شنیدن خبر خروج از لیست گفته &quot;ستون فقرات سیاست استمالت اروپا در هم شکست و چرخهای تغییر دمکراتیک در ایران با شتاب مضاعف شروع به حرکت خواهند نمود.&quot; خانم رجوی اگر گوشهایش در مقابل&quot; فریاد بچه های اشرف که می گویند ما نمی خواهیم شهروند زندان اشرف شویم سنگین است اما صدای آهسته شکستن ستون فقرات سیاست استمالت را استماع کرده و دندان هایش نمایان شده است.</p>
<p>مجاهدین عادت دارند همه شکست ها و ناکامی ها وعوضی بودن تحلیل ها یشان و بیان حقایقی مبنی بر نقض حقوق بشر و سایر کم و کاستی ها را به مماشات و زد و بند کشور ها با جمهوری اسلامی نشان دهند و هرگز عیب را در خود نمی بینند مانند آنچه که رژیم های خود کامه اعتراضات مردمی را به عامل خارجی نسبت می دهد.</p>
<p>رهبری فرقه ظرف این چند سال که نام فرقه اش در لیست سیاه تروریستی بود دائم جیغ می کشید که نمی گذارند ما کارمان را بکنیم و رژیم را سرنگون کنیم برای ما راهبندان درست کرده اند و چه و چه&#8230;او اما فراموش کرده که سالهای مدیدی نام فرقه اش در لیست نبود و نتوانست کاری از پیش ببرد. </p>
<p>خوشبختانه اکنون نام قرقه از لیست تروریستی بیرون آمد و راه بندان برداشته شد ما امیدوارم که پس از 5 سال بی عملی و وازدگی و بریدگی و تقصیر را بگردن این و آن انداختن با این حکم آنها روحیه بگیرند و مبارزه با رژیم را از سر گیرند و &quot;چرخهای تغییر دمکراتیک&quot; را با &quot;شتاب مضاعف&quot; به حرکت درآورند. از این ببعد دیگر رهبری فرقه بهانه ای ندارد که خود را مخفی نگه دارد و می تواند افتابی شود و رهبری مبارزه را حضورا و نه غیابا بعهده بگیرد.</p>
<p>نتیجه دومی که می توان از این حکم گرفت این است که اگر مجاهدین قبول دارند که بخاطر خروج از لیست دیگر تروریست نیستند از این ببعد ماندن فرقه در عراق بی فایده است و باید هر چه زودتر مجاهدین نفرات خود را از این سرزمین جنگ زده و بحرانی بیرون آورند و برای یک مبارزه سیاسی و مسالمت آمیز به اروپا و یا هر نقطه امن دیگری بروند اگر پس از خروج از لیست و &quot;برداشتن راهبندان&quot; همچنان به ممانعت خانواده ها از ملاقات با بستگانشان جلوگیری کنند و یا برای ماندن در عراق بازهم سرسختی نشان دهند معلوم می شود که هنوز تروریست هستند اما می خواهند اتحادیه اروپا آن را نادیده بگیرد.</p>
<p>اما آنچه که از نظر نگارنده مهم است تغییر دید و قضاوت مردم ایران نسبت به مجاهدین است مردم ایران هنوز مجاهدین را تروریست می شمرند و این فرقه را بخاطر همکاری اش با دشمن، خائن به مملکت میدانند این است راهبندان اصلی و گرنه اگر 160 کشور جهان هم نام مجاهدین را از لیست در آورند تأثیری در سرنوشت مجاهدین نخواهد داشت کم اینکه سالها بود که مجاهدین در لیست تروریستی نبودند اما کاری هم از پیش نبردند. خوشبختانه مجاهدین هر دو مرحله، هم در لیست بودن و هم خارج از لیست بودن را تجربه و سپری کرده اند وزیاد با هم تفاوتی نداشته است الا این که پس از کلی دویدن و به در و تخته زدن در موقعیت 10 سال پیش قرار گرفته اند. </p>
<p>در عین حال اگر حتی یکی از نتایج حذف نام مجاهدین از لیست تروریستی هموار شدن راه پناهندگی اسرای اشرف و ورود این اسراء به دنیای آزاد باشد ما هم از حذف نام مجاهدین از لیست تروریستی استقبال می کنیم و جشن می گیریم اما جشنی متفاوت با جشن مجاهدین در محتوی. </p>
<p>ما جشن می گیریم به این امید که دوستان و هموطنان ما از زندان آزاد می شوند و پس از دو دهه می توانند هوای ازاد را استشمام کنند و سواراتوبوس شوند و از مغازه خرید کنند و پول را بشناسند و کودکی را در آغوش بگیرند و مزه عشق را بچشند و از همه مواهب زندگی و تحصیل بهره مند شوند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7523">آیا سرنوشت مجاهدین تغییری خواهد کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7523/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در اسارت دیو</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6982</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6982?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Sep 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین برتر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/09/18/%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%af%db%8c%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[<p>دیو در یکی از نشست هایش در"غار" اشرف از زنان می خواهد که از شوهران خود طلاق بگیرند و با او ازدواج کنند. او صریحا این کلمه را نمی گفت و می گفت"رهبر"دیو" به همه شما زنان محرم است و اگر شوهری دید که زنش در اطاقی با رهبری تنهاست نباید رگ غیرتش بجوش اید و بقیه ماجرا...</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6982">در اسارت دیو</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دیو در لغت بمعنی موجودی تنومند و زشت ومهیب و دارای شاخ و دم و گمراه کننده و بد کار نظیر شیطان است.</p>
<p><img decoding="async" height="200" alt="اسارت در فرقه رجوی" hspace="10" width="200" align="left" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Cultism/Cult_Boundary.jpg" />در افسانه ها و قصه های ایرانی بسیار از دیو سخن گفته اند. او انسانها را بطور دسته جمعی در سیاه چال ها به بند می کشد و بعد سنگ می کند.</p>
<p>هر دیو طلسم مخصوص خود را دارد و اگر کسی باطل السحر آن طلسم را پیدا کند می تواند دیو را از پای درآورد و انسانهای در بند و سنگ شده را بحالت اول باز گرداند.</p>
<p>او را سنگ باران می کند اما امیر ارسلان بالاخره وارد قلعه می شود و از دهلیز تاریک قلعه می گذرد و خود را به دیو می رساند و او را هلاک می کند و براه خود ادامه می دهد.</p>
<p>دیو ها سمبل نحوست و زشتی اند و با طلسم و جادوگری که کنایه از ادعا ها و ترفند ها وشعار های مردم فریب است سر راه انسانها سبز می شوند و آنها را بنفع خود بخدمت می گیرند واز خون انها ارتزاق می کنند.</p>
<p>&quot;دیو سپید&quot; یکی از نام آورترین دیوهائی است که در غار های مازندران زندگی می کرده، بر مبنای کهن ترین افسانه های ایران زمین، محل سکونت دیوان یا در دل غارها بوده یا بلندی کوه ها و یا دره های متروکه، افسانه ای بسیار کهن وجود دارد با این مضمون &quot;در قصر پادشاهی، درخت سیبی بوده که هر سال سه سیب سرخ و خوش بو و درشت ببار می آورد، از این درخت دزدی می شده است و شاه دستور می دهد که برای دستگیری دزد سیب ها سه فرزند شاه به نوبت از درخت سیب محافظت کنند.سر انجام پسر کوچک موفق می شود دزد سیب را پیدا کند. رد خون را می گیرد. رد تا فراز کوهی کشیده می شود و به لبه چاهی بر بلندی کوه می رسد. پسر شاه وارد چاه می شود. غار مأمن دیوی است که در آن جا سه دختر را زندانی کرده و به این دلیل که راضی به ازدواج با او نبوده اند و&#8230; بقیه ماجرا&#8230;</p>
<p>در بیشتر افسانه های ایران مآوای دیو ها غار است. در افسانه ها آمده است که دیو ها از شهر ها دختری را می ربودند و به غاری در دل کوه می بردند و از دختر می خواستند که با میل خود با دیو ازدواج کند اما هیچ دختری مایل نیست که با دیو ازدواج کند.</p>
<p>دیو اگر چه موجودی خیالی وافسانه ای است اما در زمانه ما کسانی یافت می شوند که به شکل و شمایل انسان اند اما سرشت دیو دارند و سر راه انسانها قرار می گیرند و آنها را با بند های نامرعی عقیدتی و فکری در دهلیز های سیاه مناسبات فرقه ای اسیر می کنند و به بند می کشند.</p>
<p>انسانها های دیو سیرت از ابتداء دیو نبودند اما در یک پروسه و تحول کیفی از مقام انسانیت سقوط می کنند و دیو می شوند.</p>
<p>من در سال 1355در زندان اوین با دیو خود آشنا شدم او ابتداء بسیار موقر و دلپذیر می نمود اما از آن زمان به بعد و در یک پروسه 30 ساله بمرور چشم هایش خون آلود و دندانهای نیشش بلند و تیز شد و به بشکل دیود درآمد.</p>
<p>او آنقدر دیو شده بود که فرزند و دست پروردگان خود را نیز می خورد و روی دیو های افسانه ای را در قصه ها روسفید کرده بود.</p>
<p><img decoding="async" alt="اسارت زنان در فرقه رجوی" hspace="10" align="right" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Cultism/Divorce_Comp.jpg" />دیو در یکی از نشست هایش در &quot;غار&quot; اشرف از زنان می خواهد که از شوهران خود طلاق بگیرند و با او ازدواج کنند. او صریحا این کلمه را نمی گفت و می گفت &quot;رهبر&quot; &quot;دیو&quot; به همه شما زنان محرم است و اگر شوهری دید که زنش در اطاقی با رهبری تنهاست نباید رگ غیرتش بجوش اید و بقیه ماجرا&#8230;</p>
<p>روزی در عراق از هیبت آنهمه زشتی بخود لرزیدم و نا گهان دیدم که دیو رویش سیاه و دندانهایش خونچکان است خواستم از او دور شوم اما مرا طلسم کرده بود و قدرت حرکت را از من گرفته بود گوئی که سنگ شده بودم. چند سالی طول کشید تا در یک لحظه موعود بخود تکان سختی دادم و از جا پریدم. احساس کردم که باطل السحر را پیدا کردم قبل از اینکه بتواند دور من حصار بکشد از چنگش گریختم</p>
<p>امروز من 18 سال است که دیو و قلعه سنگ باران را ترک کرده ام اما هنوز همسر و دو فرزندم در چنگال دیو اسیرند آنها سحر دیو را باطل کرده اند اما جسم آنها هنوز در قلعه اشرف زندانی است و سیم های خاردار و خاکریز های بلند مانع رهائی و ازادی آنها از چنگال دیو شده است.</p>
<p>کسانی که بتازگی طلسم را شکسته و از قلعه اشرف خارج شده اند از جنایات دیو حکایتها می گویند. خانمی می گفت که دیو دستور داده که رحم زنان را خارج کنند تا حامله نشوند. دیو می خواست رحم او را هم دراورد اما او موفق به فرار می شود.</p>
<p>آنها اما نوید می دهند که سحر و جادوی دیو در هم شکسته شده و عنقریب دیوار های قلعه فرو می ریزد و همه ازاد می شوند و دیو هلاک خواهد شد. </p>
<p>به امید آنروز.</p>
<p>هادی شمس حائری</p>
<p>17.09.2008</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6982">در اسارت دیو</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6982/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تروریسم تهدید صلح و دمکراسی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6029</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6029?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Dec 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/12/31/%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%aa%d9%87%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d9%88-%d8%af%d9%85%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%b3%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اگر سازمانهای تروریستی به رشد و آگاهی مردم باور داشتند و اگر از ظرفیت و کمال انسانی برخوردار بودند می بایست با روش هائی که در شأن و مقام انسانی است به مصاف دشمن می رفتند و هر گز ارزش و مقام خود را تا سطح حیوانات درنده و خونریز پائین نمی آوردند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6029">تروریسم تهدید صلح و دمکراسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هادی شمس حائری، سی ام دسامبر 2007<br />
تروریسم باز چهره کریه خود را این بار اما با کشتن یکی از رهبران سیاسی اپوزیسون پاکستان نمایان ساخت. کشور پاکستان پس از کودتای نظامی پرویز مشرف آرامش و ثبات خود را از دست داده و در چنبره خشونت و ترورگرفتار آمده است. بی نظیر بوتو که مبارزات سیاسی خود را با دیکتاتور نظامی پاکستان در قالب روشهائی دمکراتیک و صلح آمیز برای انخابات آینده دنبال می کرد طعمه آتش قهر کور تروریسم گردید.<br />
این که چه کسی بوتو را ترور کرد زیاد فرقی ندارد، مهم نفس ترور است که به هر دلیل و با هر انگیزه ای مردود است خشونت و تروریسم مرز و حدی ندارد، حاکم و محکوم و اپوزیسیون و پوزیسیون نمی شناسد و در همه جا یکسان عمل می کند. همه تروریست ها از یک هویت و مشخصات کم و بیش مشابه برخوردارند و ایرانی و پاکستانی و غربی و شرقی ندارد.<br />
اکنون کشور پاکستان صحنه زد و خورد های مسلحانه قومی و مسلکی و سیاسی گردیده و بنیادگرایان مذهبی که عمدتا سنی مذهب و متأثر از سازمان القاعده و طالبانیسم هستند در پاکستان و عراق و افغانستان و کشمیر و اندونزی و لبنان بساط خشونت و تروریسم خود را پهن کرده و تهدید بزرگ دمکراسی در قرن بیست و یکم شده اند.<br />
عوامل بوجود آورنده و تشدید کننده تروریسم هر چه باشد اعم از دیکتاتوری داخلی و بستن همه مجاری دمکراسی توسط حکومت های وقت ، یا کشورهای چهانخوار مانند امریکا نمی تواند توجیه عملیات تروریستی باشد.<br />
اهدافی که تروریست ها از ترور و گروگانگیری و عملیات انتحاری دنبال می کنند بی ثبات و نا امن کردن جامعه و ایجاد جو رعب و وحشت در میان مردم و توقف و رکود فعالیت های اقتصادی و در نقاطی دیگر وادار کردن حکومت ها به خواسته های تروریست ها است. اما عموما و قاعدتا تروریست ها نتوانسته اند در بدست آوردن تمامی خواسته های خود از طریق قهر و خشونت موفقیتی بدست آورند و در اهداف خود شکست خورده اند و در نهایت بار مردم شده اند نه یار مردم.<br />
نمونه های آن بسیار و قابل مراجعه است. بطور مثال تروریسم در عراق نه تنها نتوانسته است امریکا را از عراق بیرون کند بلکه موجب کشتن 600 هراز و آواره شدن 3 ملیون عراقی گردیده است.<br />
در ایران نیز تروریسم جز به اسارت رفتن جوانها و کشتن مردم بی گناه و هار شدن حکومت نتجیه ای در بر نداشت و نه تنها ننتیجه ای ثمر بخش نداشت بلکه سازمان ترور را نیز بی ابرو ودر بین مردم بی اعتبار ساخت.<br />
تروریسم عکس العمل کور و بی منطق گروه های متعصب و کوک شده و تجسم ناتوانی و استیصال تروریست ها در مقابل قدرت حکومتها است.<br />
اگر سازمانهای تروریستی به رشد و آگاهی مردم باور داشتند و اگر از ظرفیت و کمال انسانی برخوردار بودند می بایست با روش هائی که در شأن و مقام انسانی است به مصاف دشمن می رفتند و هر گز ارزش و مقام خود را تا سطح حیوانات درنده و خونریز پائین نمی آوردند.<br />
این که ظلم هست و حکومتها با سلاح آتشین خواست های دمکراتیک و حقوق شهر وندی را پایمال می کنند نمی تواند توجیهی برای برخورد متقابل با حکومت های دیکتاتوری باشد. انسان مبارز متمدن باید به حکومت های سرکوبگر قواعد دمکراسی و روش های مسالمت آمیز و برخورد های انسانی را آموزش دهد با سلاحی بجز سلاح دشمن به میدان مبارزه برود و حکومت ها را با این روش ها خلع سلاح کند.<br />
باید اذعان کرد که این کار ساده و بی زحمتی نیست حتی پر زحمت تر از مبارزه مسلحانه.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6029">تروریسم تهدید صلح و دمکراسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6029/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بهای حق گوئی و حق جوئی &#8211; نامه ای به محمد علی اصفهانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5761</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5761?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 Nov 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[فرا فکنی های مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمدعلی اصفهانی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با جداشده های فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/11/07/%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d9%82-%da%af%d9%88%d8%a6%db%8c-%d9%88-%d8%ad%d9%82-%d8%ac%d9%88%d8%a6%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b9%d9%84/</guid>

					<description><![CDATA[<p>علی رغم اینکه رژیم جنایتکار و سرکوبگر باشد یا نباشد هیچ ربطی به این ندارد که انسان از بیگانه تقاضای حمله به هموطنانش را بکند که بیایند و ایران را بم باران کنند و خانه های مردم را خراب کنند تا شاید اخوندها سرنگون شوند و مجاهدین بقدرت برسند و تازه این خیانت و درخواست نوکر صفتانه را بار سنگین مسؤلیت نام می نهد و افشاء کنندگان آن را حامی رژیم ولایت فقیه.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5761">بهای حق گوئی و حق جوئی &#8211; نامه ای به محمد علی اصفهانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اقای محمد علی اصفهانی با سلام </p>
<p>من مقالات شما و جوابیه های فضیحت بار رجوی را در سایت های رسوای&quot;شورای ملی مقاومت&quot; رجوی که اکنون دیگر شورائی نیست و به شیر بی یال و دم و اشکم درآمده دیدم و از این که شما نیز مانند شاملو و بسیاری کسان دیگر مورد هتاکی فرقه رجوی قرار گرفته اید متاسف و از بابت این که مجاهدین یکبار دیگر ماهیت انحصار طلبانه و تمامیت خواهی خود را باز هم بیشتردر معرض دید همگان قرار دادند خوشحال شدم. اما خوشحالیم نه از این جهت است که مجاهدین در ورطه خیانت افتاده اند بلکه از این بابت است که چون به راه راست نمی آیند پس بهتر که ماهیت خود را عیان کنند تا دیگران در دام آنها نیفتند. </p>
<p>شما در مقاله تان اشاره کرده اید: </p>
<p>&quot;شاعر انسان گراى معاصر، برخلاف یک شاعر معمولى، یا یک شاعر سیاسى، شاعرى است که به نسبت، و در حدّ توان خودش، به حجم بیشترى از ادراک هویّت فردى، دست یافته باشد، و آن را در خدمت تعیّن بخشیدن هر چه بیشتر آن ایده ی مجرّد، در خود و مخاطبان خود به کار بگیرد. </p>
<p>و لازمه ی این، درگیر شدن است. </p>
<p>و نیز در افتادن. </p>
<p>درگیر شدن، به معناى پرداختن به همه کس و همه چیز: و مرتبط شدن با همه چیز و همه کس. </p>
<p>و در افتادن، به معناى پنجه در پنجه شدن با قدرتها. </p>
<p>نه فقط قدرتهاى سیاسى و نظامى و حکومت ها بلکه انواع و اقسام قدرت، و اشکال مختلف قدرت، و مراکز گوناگون قدرت در جامعه. </p>
<p>و هر کدام از این قدرت ها، حوزه یى و حوزه هایى دارد، که در آن حوزه و حوزه ها، حفظ وضع موجود، برایش از اهمیت حیاتى برخوردار است. </p>
<p>شاعر انسان گرا، بر وضع موجود، طغیان می کند. </p>
<p>یعنی: با قدرت ها در مى افتد. و با قدرت ها در مى افتد. یعنى: بر وضع موجود، طغیان می کند&quot;. </p>
<p>شما براستی حق مطلب را در موضع یک شاعر انسان گرا اداء کرده و با &quot;قدرت های سیاسی و نظامی&quot; و &quot;انواع و اقسام قدرت&quot; در افتادید و علیه انها چه حاکم و چه محکوم، طغیان کردید و بهای حق گوئی خود را از مجاهدین با فحش و فضیحتی که سزاوار خودشان است دریافت کردید. جرم شما این است که اسرار هویدا می کنید و به سند ننگین، برهم زدن اجتماعات گروه هاى سیاسى اپوزیسیون، رأى ندادید. </p>
<p>آفرین بر شما. </p>
<p>در مقابل انسانهائی نظیر شما و شاملو، شاعرانی دیگر از قماش اسماعیل وفا یغمائی و نویسندگان قلم بمزدی مانند رحمان کریمی وجود دارند که خودشان را در خدمت فرومایگانی مانند رجوی که او خود در خدمت سرویس های جاسوی غرب قرار دارد قرار داده اند و با فروش شرف خود نان حرام می خورند. </p>
<p>رحمان کریمی قلم بمزد مجاهدین مقاله ای بر علیه شما نوشته است که خود را رسوا کرده و جز آبرو بر آبروی شما نیفزوده است </p>
<p>او مدعی است که </p>
<p>&quot;&#8230; و چنین است حال و احوال توحیدی و مجاهدین دیگر. من و تو اگر یک هفته بار سنگین آنها را بردوش داشته باشیم، مطمئن باش شعر گفتن از یادمان خواهد رفت&quot; </p>
<p>او اما نمی گوید که این &quot;بار سنگین&quot; بار خیانت و جاسوسی برای سرویس های اسرائیل و امریکاست. </p>
<p>علی رغم اینکه رژیم جنایتکار و سرکوبگر باشد یا نباشد هیچ ربطی به این ندارد که انسان از بیگانه تقاضای حمله به هموطنانش را بکند که بیایند و ایران را بم باران کنند و خانه های مردم را خراب کنند تا شاید اخوندها سرنگون شوند و مجاهدین بقدرت برسند و تازه این خیانت و درخواست نوکر صفتانه را بار سنگین مسؤلیت نام می نهد و افشاء کنندگان آن را حامی رژیم ولایت فقیه. </p>
<p>بر مطالب شما باید اضافه کنم که شاعر مردمی و انسان گرا نان حرام نمی خورد و خود را به قدرت های شیطانی نمی فروشد و از شرف خود پاسداری می کند. </p>
<p>اقای اصفهانی خروج شما از شورای دست پخت رجوی و مخالفتتان با شورائی ها، آنموقع که عضو آنها بودید و سپس مقالات روشنگرانه و شجاعتتان در در افتادن با قدرتها و مدعیان دروغین دمکراسی و آزادی خواهی قابل تقدیر و تحسین است. </p>
<p>امیدوارم از گزند حوداث و نیش های زهراگین رهبری &quot;نر و ماده&quot; مجاهدین در امان باشید. </p>
<p>هادی شمس حائری</p></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5761">بهای حق گوئی و حق جوئی &#8211; نامه ای به محمد علی اصفهانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5761/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مصاحبه سایت ایران قلم با آقای هادی شمس حائری &#8211; قسمت ششم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5665</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5665?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Oct 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/10/14/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d9%84%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%b3-5/</guid>

					<description><![CDATA[<p>انتشار بیانیه تغییر مواضع ایدئولوژیک سازمان مجاهدین در سال 54 است که رهبری آنوقت سازمان بدون در نظر گرفتن افکار عمومی و اثار و نتایج زیانبارتغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیسم سازمان را از بام به زمین انداخت و متلاشی کرد و اعتماد مردم را هم خدشه دار نمود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5665">مصاحبه سایت ایران قلم با آقای هادی شمس حائری &#8211; قسمت ششم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span> </p>
<div>
<p><img decoding="async" height="122" alt="کانون ایران قلم" width="180" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/WebSite/ghalam.jpg" />سایت قلم در نظر دارد ضمن ارج گذاری برای تلاش فعالین سیاسی و حقوق بشری، بخشی را نیز برای بیان خاطرات، تجربیات و طرح دیدگاه های فعالین سیاسی ایران و همچنین نجات یافتگان و قربانیان سازمان مجاهدین خلق، تهیه و راه اندازی کند تا محققین و پژوهشگران و همچنین اعضای جدا شده بتوانند برای کارهای تحقیقاتی و پژوهشی خود به آن مراجعه نمایند. در این رابطه سایت ایران قلم سلسله گفتگوهایی را با آقای هادی شمس حائری از زندانیان سیاسی رژیم شاه و فعالین سیاسی قدیمی انجام داده که در زیر قسمت دوم آن را ملاحظه می کنید. </p>
<p>سایت ایران قلم: </p>
<p>آیا زندگی در خانه های تیمی و بدور از چشم مردم و بصورت مخفی عامل رشد انسان است؟ بسیاری از احزاب و سازمانهایی که با مشی مبارزه مسلحانه برای رعایت مخفی کاری در خانه های تیمی زندگی می کنند، علاوه بر رعایت مسائل امنیتی، کسب روحیه جمعی و از بین بردن تمایلات فرد گرایانه را از عوامل مثبت آن ذکر می کنند، شما در این مورد چه نظری دارید؟ شما فکر می کنید زندگی در پایگاه ها و خانه های مخفی،چه تاثیراتی روی شخصیت انسان می گذارند؟ </p>
<p><img decoding="async" height="200" alt="هادی شمس حائری" width="150" align="right" src="https://st.nejatngo.org/Image/Defectors/Shams-Haeri_Hadi.jpg" />آقای شمس حائری: </p>
<p>زندگی در خانه های تیمی یعنی زندگی تشکیلاتی و بصورت پادگانی، نه تنها عامل رشد انسان نیست و روحیه جمعی را ارتقاء نمی دهد بلکه هویت فردی انسان را نیز از بین می برد. سازمانها چنین تبلیغ می کنند که در زندگی تیمی گرایشات خود بخودی و فرد گرایانه از بین می رود در صورتی که این هویت فردی انسان است که از بین می رود. هر نوع زندگی جمعی روحیه جمعی بوجود نمی آورد و شاید انسان را از جمع گریزان هم بکند مثلا شما در زندان هم زندگی جمعی دارید اما این نوع زندگی چون توام با محرومیت و فشار است انسان پس از آزادی از زندان انواع و اقسام ناراحتی های جسمی و روانی را با خود به بیرون می آورد. روحیه جمعی اگر همراه با عواطف و عشق باشد موجب کمال انسان می گردد بنا بر این روحیه جمعی تنها در خانواده ایجاد می گردد. اساسا وقتی زندگی از حالت طبیعی خارج می شود، قهرا عوارضی را بدنبال دارد که مستقیما روی شخصیت و منش انسان اثر می گذارد. این نوع زندگی ها قابل دوام نیست و برای مدتی کوتاه می تواند ادامه داشته باشد. مثلا سربازی که در پادگان زندگی می کند و یا به جبهه جنگ می رود نمی تواند برای همیشه این نوع زندگی را ادامه دهد. اگر ما برای بهتر شدن زندگی مبارزه می کنیم باید مبارزه نوید بخش زندگی باشد نه آنکه زندگی را نفی کند و آن را به خطر بیندازد، مبارزه باید تعالی بخش زندگی و در مسیر آن باشد. به نظر من در زندگی طبیعی و اجتماعی، یعنی در زندگی خانوادگی است که بذر عشق و محبت در ضمیر انسان کاشته می شود و آدمی خصلت های انسانی و اخلاقی را یاد می گیرد و نه در زندگی تشکیلاتی و یا هر نوع زندگی جمعی دیگر. وقتی انسان از خانه و خانواده و ارتباط مستقیم با جامعه محروم می شود عواطف او نیز سست می گردد یعنی زمینه پرورش عشق و عاطفه و هم نوع دوستی را از دست می دهد، فردی که این علایق را از دست بدهد چگونه می تواند عشق به &quot;خلق&quot; آنچنانکه گروه های خلقی از آن دم می زنند را بیاموزد و تمرین کند؟ در زندگی تشکیلاتی تمام رفتار فرد تحت کنترل قرار دارد و فرد به خاطر کنترل تشکیلات و ضوابط و مقرررات سازمانی از رفتار طبیعی خود باز می ماند و به رفتار تصنعی و بعضا غیر اخلاقی و جبری روی می آورد و اتفاقا بعضی از خصلت بد و ضد اخلاقی را بوجود می آورد و پرورش می دهد مانند گزارش نویسی از همرزم و دوست و همسر خود، که معمولا در وضعیت عادی و در حالت اختیار و آگاهی کسی این کار را نمی کند اما تشکیلات فردیت و غرور اعضاء را چنان خرد می کند که غیر اخلاقی و ضد ارزش ترین خصلت ها ارزش تلقی می شود. در زندگی تشکیلاتی آگاهی و اختیار که از فضائل انسانی و وجه تمایز بین انسان و حیوان است از کار می افتد و انسان دیگر خودش نیست که تصمیم می گیرد که چه کند و چه نکند. استمرار این رفتار انسان را دوگانه می کند و صداقت انسان را از بین می برد و به تملق و ریا منجر می شود. در سازمان مجاهدین این ریا کاری و تملق در نشست های جمعی بیداد می کرد. کسانی بودند که به ادعاهائی که می کردند اعتقادی نداشتند اما برای خوشایند رجوی و رده خواهی، کلماتی را بر زبان می آوردند که کاملا تصنعی بود و این تصنعی بودن برای رجوی هم کاملا نمایان بود اما جلو آن را نمی گرفت تا دیگران نیز تشویق شوند که این کلمات را بزبان اورند. وجه تمایز بین دنیای مدرن و دنیای قبیله ای فردیت است اگر به بهانه منافع جمع، فردیت را از بین ببریم انسان را بعنوان یک واحد اجتماع از بین برده ایم به همین جهت آزادی های فردی پایه همه آزادی های سیاسی و اجتماعی و مقدم بر سایر آزادی های دیگر است. در زندگی عشیرتی همه &quot;ما&quot; هستند نه &quot;من&quot;، &quot;من&quot; در زندگی قبیله ای و عشیره ای بی معنی است. هرکس به &quot;من&quot; خودش شناخته نمی شود بلکه به قبیله و عشیره و اجدادش شناخته می شود و در تشکیلات به دوری و نزدیکی رهبرو حل شدگی در تشکیلات (جمع) شناخته می شود. سازمانهای توتالیتر و صدر در صد نظامی و نیز مخفی دشمن آزادی فردی اند و هویت آدمی را به هویت سازمانی و تشکیلاتی بدل می کنند. پایه همه معرفت ها و عشق و عواطف و دوست داشتن ها خود انسان است بدین معنی که اول باید هستی خود را بپذیری و خود را دوست داشته باشی تا بتوانی هستی دیگران را برسمیت بشناسی و انها را دوست داشته باشی، کسی که خود را دوست ندارد نمی تواند دیگران را دوست داشته باشد. عرفا می گویند خود را بشناس تا خدا را بشناسی. تهاجم به فردیت و کشتن آن از ویژه گی های حکومت های استبدادی و فرقه های مذهبی است. دکارت می گفت &quot;من فکر می کنم پس هستم&quot; اما در سازمان مجاهدین می گویند &quot;تو فکر نمی کنی پس هستی&quot; رجوی بجای تو فکر می کند. یعنی هستی تو در نیستی تواست. ما (مجاهدین) یک هستی بیشتر نداریم و آن رجوی است و همه باید هستی خود را از هستی او بگیرند وگرنه نیستند. در سازمان مجاهدین رسم این است که اگر &quot;کسی&quot; باشی، &quot;نا کسی&quot;، باید در جمع حل شوی و از خود فکر و اراده و نظر نداشته باشی. فردیت عامل فساد و انحطاط و مانع از کسب فیض رهبری است. مریم رجوی در یکی از نشستها خطاب به جمع گفت &quot;لازم نیست شما دنبال مسائل سیاسی بروید، این ذهن شما را خراب می کند آن را به مسعود واگذار کنید و شما دنبال اجرای وظایف سازمانیتان باشید، دو شاخه خود را به پریز رهبری وصل کنید و با پای او راه بروید&quot;. معنی این حرف این است که خود را از همه چیز تهی کنید و خود نباشید چون &quot;خود&quot; در سازمان دردسر ساز است. در خانه های تیمی و زندگی جمعی فرد باید در روابط جمع حل شود حل شدن در جمع یعنی خالی شدن از هویت فردی، وقتی انسان از اصل انسانی خود جدا می شود او دیگر &quot;خود&quot; نیست و &quot;مهره&quot; یا &quot;رباط&quot; است و می توان او را به هر کاری واداشت. در سازمان مجاهدین در انقلابات رنگارنگ ایدئولوژیک سعی رهبری بر این بود که همه در انقلاب، یعنی در رهبری حل شوند و از خود هویت مستقلی نداشته باشند و همه تجارب و اندوخته های خود را دور بریزند و &quot;ما&quot; شوند یعنی به زندگی عشره ای برگردند. مثال سیمرغ در &quot;انقلاب مریم&quot; برای همین امر ساخته شده بود که همه یک دست شوند کشتن فردیت و وجدان فردی که نتیجه انقلابات ایدئولوژیک بود از اعضای سابقه دار موجوداتی ساخت که از بالاترین ظرفیت برای شکنجه همرزمان خود برخوردار شدند. کسانی که در ابتدای ورود به سازمان حتی مرغی را نمی توانستند بکشند. </p>
<p>سایت ایران قلم: </p>
<p>به یک نکته و واقعیت بسیار دقیقی اشاره کردید، انسان هایی که روزگاری نمی توانستند یک مرغ را بکشند، خود شکنجه گر و قاتل همرزمان خود می شوند. بنظر می رسد این رفتار ناشی از استفاده از سلاح و روش مبارزه مسلحانه می باشد که بطور خود بخودی عنصر &quot;خشونت&quot; را به جای &quot;عطوفت&quot; در رفتار و کردار اعضا جایگزین می کند تا جاییکه حتی برای حذف فیزیکی یا سرکوب انتقادات همرزمان نیز از &quot;خشونت&quot; استفاده می شود. اما آقای حائری، سؤال بعدی من در مورد بحث رعایت &quot; مسائل امنیتی &quot; در سازمان های مخفی می باشد. همانطور که مطلع هستید، اتخاذ استراتژی مبارزه مسلحانه، رعایت مسائل امنیتی و قانونمندی های&quot; مبارزه مخفی &quot; را بدنبال میآورد و رعایت اصول &quot; مبارزه مخفی &quot; نیز باعث میشود که بسیاری از مسائل در درون تشکیلات به دلیل رعایت مسائل امنیتی، شفاف و روشن نباشد و افراد دچار خود سانسوری شوند. اعضا پیش خود می گویند شاید به لحاظ اطلاعاتی و امنیتی لازم نباشد من پاسخ آن را بدانم و این مسئله به مرور برای وی عادت میشود. در این شرایط بحث و گردش آزاد اطلاعات برای پیشبرد کارها انحصاراً در لایه اول رهبری سازمان های مخفی و مسلحانه قرار می گیرد و از سایر اعضا بطور سیستماتیک قدرت تصمیم گیری، یا نظر دادن در مورد ایدئولوژی و تاکتیک ها و استراتژی سازمان سلب میشود. نظر شما در این مورد چیست؟ </p>
<p>آقای شمس حائری: </p>
<p>دقیقا همین طور است. کسانی که مشی مسلحانه را بر می گزینند خشونت جزئی از ذات آنها می شود و عادت می کنند که همه امور و مشکلات را با سلاح، یعنی بطور مکانیکی حل کنند وقتی که زبان تو زبان سلاح می شود دیگر با بحث و اقناع نمی توانی به مصاف مشکلات بروی و با زبان کلت با دیگران صحبت می کنی. اما در مورد سوال دیگر در مورد رعایت مسایل امنیتی باید عرض کنم. دنیائی که ما زندگی در آن می کنیم به نام &quot;عصر انفجار اطلاعات&quot; نامیده شده. اطلاعات جایگزین قدرت اقتصادی و سیاسی شده است، یعنی کسی که به منابع اطلاعاتی بیشتری دسترسی دارد سریع تر از رقبای سیاسی و اقتصادی خود عکس العمل نشان می دهد و می تواند مواضع واقعی تری اتخاذ کند و اساسا اطلاعات اگاهی ما را برای مواجهه با وضعیت و شرایط متفاوت و پیچیده محیط زندگی مجهز و آماده می کند. درسازمانهای مخفی همه چیز مخفی است حتی اطلاعات، لذا اعضاء در تاریکی زندگی می کنند کسی نمی تواند موضعی اتخاذ کند و یا نظری داشته باشد چون اطلاعات ندارد. در سازمانهای مخفی به بهانه رعایت مسائل امنیتی مسائل غیر امنیتی هم از اشخاص مخفی نگه داشته می شود. آینده هیچ حزب و سازمان سیاسی از قبل مشخص و روشن نیست، بسیاری از سازمانهای سیاسی در طول زمان دچار آنواع انحرافات و تغییرات و حتی دگر دیسی شده اند. لذا اگر فرد قدرت و اختیاری نداشته باشد و او را از اخبار و اطلاعات محروم نگه دارند و سازمان به انحراف و فساد کشیده شود عضو را هم دنبال خودش خواهد برد وعضو نمی تواند یعنی قدرت ندارد، زیرا که اطلاعات ندارد که بخواهد در مقابل این انحرافات بایستد، پس هر تغییر مشی و انحراف از اصول اولیه توسط سازمان فرد را تا آخر دنبال خود خواهد برد و در تمامی انحرافات و مفاسد و حتی خیانت ها او را سهیم و شریک می نماید. </p>
<p>مسائل امنیتی و تأثیر آن روی روابط </p>
<p>یکی از عواملی که زمینه های فساد و انحراف را در سازمان باعث می شود اصل &quot;رعایت مسائل امنیتی&quot; و جلوگیری از لو رفتن توسط پلیس است که این اصل بعدا پوشش و بهانه ای برای سرکوب تشکیلاتی و قربانی کردن فرد در مقابل به اصطلاح مصالح سازمانی می گردد. رعایت مسائل امنیتی در اساس بخاطر انتخاب مبارزه مخفی است که ضرورت می یابد وگرنه اگر مبارزه مخفی نباشد لزومی برای رعایت آن وجود ندارد اما خود مبارزه مخفی در صورتی ضرورت پیدا می کند که مبارزه مسلحانه را انتخاب کرده باشیم. پس می بینیم که ریشه همه انحرافات و مفاسد و قساوت ها مبارزه مسلحانه به اصطلاح انقلابی است. رعایت مسائل امنیتی یعنی قطع همه علایق و ارتباطات اجتماعی، یعنی ایزوله شدن سازمان و حزب و فرد از جامعه، یعنی بیگانه شدن با مردم. وقتی یک مبارز از ملاء اجتماعی خود فاصله می گیرد و ایزوله می شود از نیاز ها و نظرات مردم بی اطلاع می شود و در تنهائی خود هر تحلیلی را دستاوردی انقلابی و آینده ساز تلقی می کند و بمرور راهش از مردم جدا می شود مثالی که در این مورد می توان زد انتشار بیانیه تغییر مواضع ایدئولوژیک سازمان مجاهدین در سال 54 است که رهبری آنوقت سازمان بدون در نظر گرفتن افکار عمومی و اثار و نتایج زیانبارتغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیسم سازمان را از بام به زمین انداخت و متلاشی کرد و اعتماد مردم را هم خدشه دار نمود. مثال دیگر، همکاری باند رجوی در عراق با رژیم صدام حسین در طول جنگ ایران و عراق است که چون رابطه خود را با مردم قطع کرده بودند از تأثیر همکاری اطلاعاتی و نظامی خود با صدام روی افکار عمومی مردم بی اطلاع بودند. این همکاری همه آبرو و اعتبار مجاهدین عراق نشین را از بین برد و تنفر شدیدی از مجاهدین را دربین مردم بوجود آورد. </p>
<p>در سازمانهای مخفی هر گونه ارتباط با مردم نقض مسائل امنیتی تلقی می شود. </p>
<p>سازمان مخفی و جدای از مردم چون ارتباطی با مردم ندارند قادر به نظر خواهی از مردم نیستند و راهشان از مردم جدا می شود و وقتی سازمانی از آرمان و مصالح مردم بدور افتاد تبدیل به یک فرقه می گردد. طبیعتاً در شرایط مخفی و برای جلو گیری از ضربه، ضوابط امنیتی آهنینی بر سازمان حاکم است. و بهمین جهت امکان ارتباطات وسیع و تجمع همه اعضاء در یک محل مقدور نیست بسیاری از مسائل بدلیل اطلاعاتی و امنیتی باید مخفی بماند و اعضاء نمی توانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند و یکدیگر را بشناسند، هر اتفاقی که در سازمان پیش اید چون افراد با یکدگر ارتباط ندارند عضو در تنهائی خود فکر می کند که همه با آن موضوع موافقند. محیط سازمانهای مخفی، بسی تاریک و پرابهام و همه چیز مرموز و پیچیده است و انسان درچنین سازمان هایی تبدیل به پیچ ومهره میگردد. در سازمانهای زیر زمینی و مخفی دمکراسی و نظر خواهی و تشکیل کنگره اساساً منتفی است و متد اداره و حل و فصل مسائل سازمان بر اصل سانترالیسم دمکراتیک بنا شده است. اما برحسب آنکه سانترالیسم دمکراتیک در ذات خود ضد دمکراسی است بمرور اصل دمکراتیک آن به نفع سانترالیسم تعطیل می شود و این تعطیلی جزء ذات سازمانهای مخفی است بخصوص وقتی که سازمان گسترش می یابد و نیروها پراکنده میشوند. اساساً در سازمانهای مخفی تأثیرگذاری از پائین به بالا غیرممکن است، زیرا روابط عمودی است و همه امور از بالا به پائین جریان دارد. از طرفی شرایط متحول مبارزه اجازه نمی دهد که تصمیمات جدید به نظرخواهی اعضاء گذاشته شود و جواب آن برگردد، زیرا در تشکیلات مخفی چنین نظر خواهی هائی به زمان زیادی نیاز دارد و تا از پائین ترین رده های سازمانی نظرات جمع آوری شود آن شرایط تغییرکرده و موضوع منتفی شده است. دمکراسی تشکیلاتی اساسا با ذات سازمانهای &quot;مخفی و مسلحانه&quot; در تناقض است و این دورغ بزرگی است که افراد در تشکیلات نظامی و مخفی حق رأی دارند. </p>
<p>سایت ایران قلم: </p>
<p>به نکات بسیار جالبی اشاره کردید و من را یاد مطلب دیگری انداخت که بسیاری از رهبران سازمان ها و احزاب مخفی، برای قدرت نمایی اطلاعات دروغ به اعضا می دهند و این را در راستای مبارزه با رژیم حاکم توجیه می کنند. از این زاویه شما چه نکته ای دارید؟ </p>
<p>آقای شمس حائری: </p>
<p>در سازمانهای مخفی و ناشناخته اعضاء چون شناخت کافی از کم و کیف قضایا ندارند تمایل دارند که در مورد سازمان بزرگنمائی و قدرت نمائی کنند تا احساس آرامش و امنیت کنند مثلا من وقتی که در حزب ملل اسلامی بودم فکر می کردم که حزب در تمامی نقاط کشورهای اسلامی شعبه دارد و عنقریب ما شاهد ظهور یک قظب قدرتمند از کشورهای اسلامی از اندونزی تا آفریقا هستیم و حال آنکه جنین چیزی توهم بود. در مورد سازمان مجاهدین هم در اوایل سال 60 که مبارزه مسلحانه شروع شد همه بچه ها فکر می کردند که کار رژیم تا چند هفته یا چند ماه دیگر تمام است. بعد ها رجوی در جمعبندی یکساله اذعان کرد که ما از این شایعه و تصور اطلاع داشتیم اما در مقابل آن سکوت کرده بودیم. احتمالا بخاطر این که بچه ها روحیه شان ضعیف نشود یعنی یک توهم و دروغی که خود سازمان هم غیر مستقیم به آن دامن می زد. در واقع سازمانهای زیر زمینی بمرور بسمت نا صداقتی و تحمیق اعضاء روی می آورند تا بطور موقتی هم که شده تضادهای موجود را حل کنند. </p>
<p>ادامه دارد. </p>
</p>
<p>     </span></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5665">مصاحبه سایت ایران قلم با آقای هادی شمس حائری &#8211; قسمت ششم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5665/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
