<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کیهان</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%da%a9%db%8c%d9%87%d8%a7%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/کیهان</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 12 Apr 2026 06:05:48 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>کیهان</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/کیهان</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>لاف‌زنی گروه ورشکسته مجاهدین خلق با هدف فاکتورسازی برای آمریکا</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68177</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68177#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Feb 2026 06:01:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68177</guid>

					<description><![CDATA[<p>گروه ورشکسته مجاهدین خلق در سناریویی‌ هالیوودی و برای جلب نظر کارفرمایان آمریکایی، مدعی عملیاتی خیالی در تهران شد تا با فاکتورسازی از “کشته‌های ساختگی”، راهی برای دریافت دوباره بودجه‌های تعلیق‌شده بیابد. در حالی که آرامش کامل در قلب پایتخت حکم‌فرما بود، ماشین لجن‌پراکنی گروه تروریستی مجاهدین خلق در فضای مجازی به راه افتاد تا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68177">لاف‌زنی گروه ورشکسته مجاهدین خلق با هدف فاکتورسازی برای آمریکا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گروه ورشکسته مجاهدین خلق در سناریویی‌ هالیوودی و برای جلب نظر کارفرمایان آمریکایی، مدعی عملیاتی خیالی در تهران شد تا با فاکتورسازی از “کشته‌های ساختگی”، راهی برای دریافت دوباره بودجه‌های تعلیق‌شده بیابد.<br />
در حالی که آرامش کامل در قلب پایتخت حکم‌فرما بود، ماشین لجن‌پراکنی گروه تروریستی مجاهدین خلق در فضای مجازی به راه افتاد تا سناریویی ‌هالیوودی را به خورد مخاطبان و البته کارفرمایان آمریکایی خود بدهد. این گروه روز سه‌شنبه 5 اسفندماه مدعی شد در جریان یک “عملیات گسترده” در محدوده پاستور، بیش از ۱۰۰ نفر از اعضایشان به هلاکت رسیده یا دستگیر شده‌اند!</p>
<p>اما واقعیت میدانی چیست؟ مشاهدات خبرنگاران و گزارش‌های امنیتی نشان می‌دهد که در تاریخ مذکور، حتی یک گلوله هم در منطقه پایتخت شلیک نشده و این “عملیات خیالی” صرفاً در تخیلات پیرمردهای ساکن آلبانی رقم خورده است.</p>
<h3>شوی تبلیغاتی برای دلارهای ترامپ</h3>
<p>تحلیلگران معتقدند این “لاف‌زنی ناشیانه” را نباید یک اشتباه رسانه‌ای ساده دانست؛ بلکه این اقدام یک “شوی تبلیغاتی با هدف فاکتورسازی” است. ماجرا از ژانویه ۲۰۲۵ و آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ جدی شد. ترامپ که به “تاجر مسلک بودن” و “دوشیدن” دیگران شهرت دارد، در بدو ورود به کاخ سفید فرمان اجرائی برای تعلیق کمک‌های مالی به گروه‌های اپوزیسیون را امضا کرد.</p>
<p>استدلال دولت جدید آمریکا ساده و تحقیرآمیز بود. واشنگتن به این نتیجه رسیده که میلیاردها دلار بودجه در سال‌های گذشته، خروجی ملموسی نداشته است. حالا مجاهدین خلق که جیره ماهانه‌شان قطع شده، مجبورند با کشته‌سازی و عملیات‌تراشی، برای خود رزومه جعلی بسازند تا شاید دل ترامپ به رحم بیاید و بودجه‌ای برایشان تصویب کند.</p>
<h3>رقابت در بازار مکاره وطن‌فروش‌ها</h3>
<p>بخش دیگری از این دروغ‌پردازی، به رقابت خونین میان گروه‌های معاند بازمی‌گردد. پس از ناآرامی‌های دی‌ماه، مجاهدین خلق خود را در خطر عقب‌افتادن از رقبای سلطنت‌طلب و تجزیه‌طلب دیدند.<br />
در بازار مکاره‌ای که خریدار آن سازمان‌های جاسوسی غرب هستند، هر گروهی که “هزینه” بیشتری داده باشد، سهم بیشتری از سفره دلارهای آمریکایی می‌برد.</p>
<p>یک کارشناس مسائل امنیتی در این باره می‌گوید: “مجاهدین خلق که دیدند در تجمعات خارج از کشور (مانند برلین و مونیخ) قافیه را به سلطنت‌طلب‌ها باخته‌اند، دست به انتحار رسانه‌ای زدند. ادعای کشته شدن ۱۰۰ نفر، در واقع فاکتوری است که آن‌ها برای پنتاگون و سیا صادر کرده‌اند تا ثابت کنند هنوز “مهره‌ای اثرگذار” هستند.”</p>
<h3>گل به خودی</h3>
<p>نکته مضحک اینجاست که مجاهدین خلق در طراحی این دروغ، حتی هوش رسانه‌ای حداقلی را هم به کار نبسته‌اند. اگر ادعای آن‌ها مبنی بر هلاکت ۱۰۰ نفر در عملیاتی که هیچ صدای شلیکی نداشته و هیچ شهروندی آن را حس نکرده درست باشد، به این معناست که این گروه حتی از “ارتش برره” در سریال مهران مدیری هم ضعیف‌تر عمل کرده است!</p>
<p>اینکه تیمی ۱۰۰ نفره وارد میدان شود و بدون کوچک‌ترین دستاورد یا حتی ایجاد یک صدای ترقه، همگی تارومار شوند، بیش از آنکه نشان‌دهنده قدرت باشد، سندی بر زوال عقلانی و تشکیلاتی این فرقه ورشکسته است.</p>
<h3>فرجام جیره‌خواری</h3>
<p>حقیقت روشن است؛ دستگیری‌های معمول و ضربات اطلاعاتی مستمر، چنان راه نفس را بر این تروریست‌ها بسته که آن‌ها اکنون به “خبرسازی سینمایی” روی آورده‌اند.</p>
<p>مجاهدین خلق فراموش کرده‌اند که طرف حساب آن‌ها یعنی ترامپ، خود استاد “دوشیدن” است. تلاش برای کیسه دوختن از بودجه‌های آمریکا با این روش‌های بدوی، شبیه به شوخی تلخی است که تنها خروجی آن، رسوایی بیشتر برای جیره‌خوارانی است که ۴۷ سال است در توهم “فتح تهران” روزگار می‌گذرانند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68177">لاف‌زنی گروه ورشکسته مجاهدین خلق با هدف فاکتورسازی برای آمریکا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68177/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>افشای پرونده سرّی مجاهدین خلق در راه جشنواره فجر (اخبار ادبی و هنری)</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63260</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63260#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Dec 2024 05:21:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63260</guid>

					<description><![CDATA[<p>فیلم &#8220;شکلات ششم&#8221; با افشاگری درباره یکی از پرونده‌های سری سازمان مجاهدین خلق در مسیر تدوین قرار گرفته تا در جشنواره چهل و دوم فیلم فجر رونمایی شود. &#8220;شکلات ششم&#8221; را مهدی میرغیاثی به تهیه‌کنندگی روح‌الله حسینی ساخته با شخصیت‌هایی که بعضی از آنها قرابت‌های تاریخی با تیپ‌های سیاسی آشنا در فعالیت‌های چریکی قبل از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63260">افشای پرونده سرّی مجاهدین خلق در راه جشنواره فجر (اخبار ادبی و هنری)</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فیلم &#8220;شکلات ششم&#8221; با افشاگری درباره یکی از پرونده‌های سری سازمان مجاهدین خلق در مسیر تدوین قرار گرفته تا در جشنواره چهل و دوم فیلم فجر رونمایی شود.</p>
<p>&#8220;شکلات ششم&#8221; را مهدی میرغیاثی به تهیه‌کنندگی روح‌الله حسینی ساخته با شخصیت‌هایی که بعضی از آنها قرابت‌های تاریخی با تیپ‌های سیاسی آشنا در فعالیت‌های چریکی قبل از انقلاب اسلامی دارند.</p>
<p>علیرام نورایی و محمدرضا داودنژاد از جمله بازیگران &#8220;شکلات ششم&#8221; هستند که چهره‌پردازی آنها برای مخاطبان یادآور برخی شخصیت‌های پرمناقشه تاریخ فعالیت‌های سیاسی و از جمله خسرو گلسرخی و امیرحسین فطانت بوده است. نیلوفر شهیدی، علیرضا مهران و زینب رفیعی و&#8230; دیگر بازیگران اصلی فیلم هستند ضمن اینکه مدیریت فیلمبرداری &#8220;شکلات ششم&#8221; را شهرام نجاریان برعهده داشته است و تدوین همزمان توسط موحد شادرو در حال انجام است تا نسخه نهائی آن در جشنواره فیلم فجر امسال رونمایی شود. روح‌الله حسینی تهیه‌کننده &#8220;شکلات ششم&#8221; پیش از این سابقه تولید آثاری مانند &#8220;هستی&#8221; و &#8220;سرود پرواز&#8221; را در کارنامه داشته که در این میان &#8220;سرود پرواز&#8221; بابت نگاه انسانی به شهدای نوجوان گروه سرود مدرسه قطب راوندی قم، مورد توجه قرار گرفت.</p>
<p>&#8220;شکلات ششم&#8221; که یک اثر سیاسی با مبنای افشاگری علیه خیانت‌های بعضی سران گروه مجاهدین خلق است سعی کرده نگاهی تحلیلی بر چگونگی شکل‌گیری التقاط در این گروه داشته باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63260">افشای پرونده سرّی مجاهدین خلق در راه جشنواره فجر (اخبار ادبی و هنری)</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63260/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ناکامی مجاهدین خلق در عملیات فروغ جاویدان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57127</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57127#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Nov 2023 04:30:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57127</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجاهدین خلق پس از اعلام جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی که طی آن هزاران نفر از ملت بی‌گناه ایران به شهادت رسیدند در همان سال ۶۱، عمده‌ نیروهای این سازمان یا از کشور گریختند یا دستگیر شدند. اکثر دستگیرشدگان، عمدتاً مرتکب قتل‌ها و جنایت‌های کور شده، به جنایات خود اعتراف کرده و محکوم به اعدام [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57127">ناکامی مجاهدین خلق در عملیات فروغ جاویدان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مجاهدین خلق پس از اعلام جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی که طی آن هزاران نفر از ملت بی‌گناه ایران به شهادت رسیدند در همان سال ۶۱، عمده‌ نیروهای این سازمان یا از کشور گریختند یا دستگیر شدند. اکثر دستگیرشدگان، عمدتاً مرتکب قتل‌ها و جنایت‌های کور شده، به جنایات خود اعتراف کرده و محکوم به اعدام شده بودند؛ اما حکم اعدام عده‌ زیادی از آنها که توبه کرده و در رابطه با شناسایی مجاهدین خلق و خانه‌های تیمی و انبارهای تسلیحات آنها همکاری می‌کردند، تقلیل پیدا کرد.1</p>
<p>پیشتر اشاره کردیم که سازمان مرکزی مجاهدین خلق پس از فرار مسعود رجوی به همراه بنی‌صدر به فرانسه، در پاریس مستقر شده بود. در همان ایام میان رژیم بعثی صدام حسین در عراق _ که یک جنگ تمام‌عیار علیه ایران آغاز کرده بود _  و سران مجاهدین خلق، یک توافق برای همکاری نظامی علیه جمهوری اسلامی انجام و مقرر شد کادرهای ترور این سازمان در خاک عراق مستقر شوند. تا اینکه خرداد ۱۳۶۵ مسعود رجوی و سازمانش به‌صورت رسمی وارد بغداد شده، در قرارگاه‌های تشکیلاتی سازمان یافتند و از غرب کشور سلسله عملیات‌هایی را علیه رزمندگان اسلام انجام دادند. رژیم بعث نیز که به دنبال چنین مزدورانی بود، سیل کمک‌های مادی، تسلیحاتی، لجستیکی، اطلاعاتی و سلاح‌های عراقی به همراه آموزش‌های نظامی را به‌سوی آنها سرازیر کرد.2 بر اساس آمار حفاظت اطلاعات ستاد مشترک سپاه تا تاریخ سی خرداد ۶۷ مجاهدین خلق جمعاً 84 مورد عملیات ایذایی یا تک‌های هماهنگ‌شده علیه واحدهای جمهوری اسلامی انجام دادند که در این میان توانستند صدها نفر از رزمندگان را شهید و مجروح کرده و خسارات زیادی به جمهوری اسلامی وارد نمایند.3 سیر عملیات نظامی و تبلیغات گسترده سازمان در سال 67 شدت گرفت به‌گونه‌ای که در &#8220;عملیات آفتاب&#8221; در منطقه‌ شوش توانستند با همکاری رژیم بعث عراق و اصل غافلگیری، خط پدافندی ارتش را تصرف نموده و پس از شهید و مجروح نمودن تعدادی از رزمندگان عقب‌نشینی نمایند. انجام عملیات آفتاب در فروردین 67 و تبلیغات وسیع آن، سازمان را در مسیر جدیدی از عملیات‌های گسترده قرار داد به‌گونه‌ای که در پایان روزهای خرداد 67 بعد از نشست محرمانه‌ صدام و رجوی، تجهیزات سنگینی شامل تانک‌های تی 55 و نفربرهای پی‌ام‌پی در اختیار سازمان قرار گرفت. سازمان با این امکانات وسیع حمله به مهران را تحت عنوان &#8220;عملیات چلچراغ&#8221; آغاز کرد و توانست با آتش توپخانه و زرهی عراق، شهر را به تصرف درآورد و پس از وارد کردن خسارات زیاد و شهید و مجروح نمودن تعداد قابل‌توجهی از رزمندگان، و دعوت از خبرگزاری‌های خارجی برای تهیه‌ عکس و فیلم از جنایات خود، عقب‌نشینی کند. این عملیات، غرور سازمان و رهبران آن را به جایی رساند که اظهار می‌کردند: &#8220;ما که می‌توانیم مهران را آزاد کنیم، می‌توانیم تهران را نیز آزاد کنیم.&#8221; لذا برای فتح تهران یک مقطع سه‌ماهه را در نظر گرفتند و شروع به سرمایه‌گذاری کلان نمودند؛ اما با پذیرفتن قطعنامه‌ 598 توسط ایران، نقشه‌های آنها با بن‌بست مواجه شد. لذا عملیات پیش‌بینی‌شده‌ خود را به دستور صدّام به جلو انداختند.همزمان، از طرق مختلف با نیروهای خود در داخل ایران و همچنین زندان‌ها این مسائل کلی را در میان گذاشته بودند.</p>
<p>پذیرش قطعنامه‌ 598 از سوی ایران، سازمان را که همه‌ هستی و حیثیت خود را در گرو جنگ نهاده بود، مجبور به انجام مأموریتی خطرناک کرد که برای آن برنامه‌ریزی کرده بود. آنها با این فکر که ایران ازلحاظ سیاسی، اقتصادی و نظامی به بن‌بست رسیده، سقوط آن حتمی است و در چنین شرایطی قدرت به سازمان منتقل خواهد شد، با پشتیبانی رژیم صدام حسین عملیات &#8220;فروغ جاویدان&#8221; را آغاز کردند. هادی شعبانی از اعضای ارشد سازمان می‌گوید: &#8220;پس از قبول قطعنامه توسّط ایران، رجوی سریع جلسه‌ای گذاشت و گفت ما تا یک هفته‌ دیگر باید به ایران حمله کنیم؛ چون ایران از روی ضعف، قطعنامه را قبول کرده است و قرار است عراق از جنوب حمله کند تا ما به راحتی از غرب پیشروی کنیم! و آن‌قدر به عملیات معتقد بود که می‌گفت اتاق کار مرا در تهران آماده کنید تا من بیایم و بعد از ورود به تهران تا 48 ساعت هر کاری خواستید بکنید و هرکس را خواستید بکشید تا اینکه من فرمان عفو بدهم!&#8221;4 در این عملیات که سازمان نام آن را &#8220;فروغ جاویدان&#8221; گذاشته بود، سازمان با 25 تیپ دویست نفره که با حمایت و پشتیبانی تسلیحاتی، لجستیکی و هوایی دشمن بعثی همراه بود به قصد تصرف تهران و ساقط نمودن جمهوری اسلامی وارد ایران شد.</p>
<p>در این میان، مجاهدین خلقی که در زندان به سر می‌بردند، دست به شورش زدند. نقشه آن بود که یگان مجاهدین خلق به هر شهری که رسیدند، زندان شهر را به تصرف خود درآورده و و از مجاهدین زندانی آماده‌ رزم، یگان جدیدی تشکیل دهند که در ادامه‌ پیشروی به آنها کمک کند. این برنامه، عیناً در طرح عملیات فروغ جاویدان گنجانده شده بود.5 اسنادی به دست آمد که این زندانیان خود را برای حکومت مجاهدین خلق در ایران آماده کرده و حتی تعدادی به‌عنوان ارکان حکومت مشخّص شده بودند.6 اما عملیات مرصاد از سوی رزمندگان اسلام، ارتش مجاهدین خلق را درهم کوبید و به این غائله پایان داد.</p>
<p>پانوشت‌ها:</p>
<p>1- خبرگزاری میزان، گفت‌وگو با حجّت‌الاسلام‌والمسلمین محمّدابراهیم نکونام، 3/7/1395، کد خبر: 222985<br />
2- علی‌اکبر راستگو، مجاهدین خلق در آینه‌ تاریخ، ص ۳۹۲<br />
3- محمّدرضا شبانی، بررسی شکست سازمان مجاهدین خلق در عملیّات فروغ جاویدان، ص ۵۷<br />
4- روزنامه‌ کیهان، 5/5/1378<br />
5- تصاویر اسناد مربوط به طرح عملیّات فروغ جاویدان،‌ در: رجانیوز، واکاوی علل فرمان تاریخی امام خمینی در برخورد با مجاهدین خلق، 25/5/1395، کد خبر: 251561<br />
6- خبرگزاری میزان، گفت‌‌وگو با حجّت‌الاسلام‌والمسلمین محمّدابراهیم نکونام، 3/7/1395، کد خبر: 222985</p>
<p>سید یاسر جبرائیلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57127">ناکامی مجاهدین خلق در عملیات فروغ جاویدان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57127/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>به بهانه ۵ مهر سالگرد اغتشاشات مسلحانه مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56359</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56359#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Sep 2023 06:07:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[5 مهر 1360]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56359</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#8220;&#8230; به آن درجه از توان نظامى رسیده ‏ایم که اگر از رژیم جلوتر نباشیم، پا به پاى او هستیم و به شرایط مساوى دست یافته ‏ایم. ما در 5 مهر ماه با قیامى شبیه به قیام توده ‏اى 22 بهمن روبه‌رو هستیم، باید مردم را تحت حمایت نیروهاى مسلح‏مان به صحنه بکشانیم. می ‏بایست [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56359">به بهانه ۵ مهر سالگرد اغتشاشات مسلحانه مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;&#8230; به آن درجه از توان نظامى رسیده ‏ایم که اگر از رژیم جلوتر نباشیم، پا به پاى او هستیم و به شرایط مساوى دست یافته ‏ایم. ما در 5 مهر ماه با قیامى شبیه به قیام توده ‏اى 22 بهمن روبه‌رو هستیم، باید مردم را تحت حمایت نیروهاى مسلح‏مان به صحنه بکشانیم. می ‏بایست این تظاهرات با شرکت خود مردم صورت گیرد و ما به عنوان پیشتاز مسلّح از مردم حمایت خواهیم کرد. ضرورت انقلاب ایجاب می کند که کشته‏ ها زیاد باشد و درخت آزادى خون می خواهد&#8230;&#8221;</p>
<p>این جملات لفاظی‌ها و خالی‌بندی‌های ضدانقلاب لس‌آنجلس‌نشین و ساحل نوردان و پلاژ نشینان و اعوان و انصارشان بعد از اغتشاشات پاییز سال گذشته نیست، بلکه بخشی از خط و تاکتیک موسوم به &#8220;تظاهرات گسترده&#8221; است که در اواخر شهریور ماه 1360، در داخل گروه تروریستی مجاهدین خلق طرح شد و قرار بود براساس این خط و تاکتیک، راهپیمایی‌هایی مسلحانه جداگانه در سطح شهر به راه بیفتد.</p>
<p>قرار بود تمام نیروهاى اجرائى و عملیاتى و هواداران تشکیلاتى این گروه تروریستی در صحنه حضور یافته، راهپیمایی‌های فوق به هم پیوسته و در نهایت به ‌اشغال مراکز حساس نظام ختم شود.</p>
<p>اما کلیت این شیوه، براساس تحلیل‌هایی دروغ و فریبنده به هواداران خام و ناآگاه این گروه تزریق شد که گویا مردم ایران سراپا آماده قیام بوده و نظام جمهوری اسلامی هم در حال فروپاشی است! به ادامه تحلیل فوق توجه کنید:</p>
<p>&#8220;&#8230;  شاید کشته‏‌ها به‌اندازه 22 بهمن 57 باشد و شاید بیشتر؛ ولى تعداد آن مهم نیست. مردم کاملاً آماده قیام توده ‏اى هستند. عملیات بزرگى مثل 7 تیر نشان داد که نظام ضربه‏ پذیر است. پیکر نظام ظرف بلورینى است که شکسته شده و کافى است که یک ضربه دیگر به آن وارد آید تا ظرف ریزریز شده و هر تکه ‏اش از هم جدا و به گوشه ‏اى پرتاب شود&#8230;&#8221;</p>
<p>براساس این تحلیل پوچ و بی‌پایه که خود سران گروه تروریستی مجاهدین خلق به جعلی بودنش واقف بودند (چنان که خود سرکرده این گروه کمتر از شش ماه بعد در گزارش سالانه‌اش بدان اعتراف نمود)، تتمه هواداران سال 60 مجاهدین خلق در 5 مهرماه به خیابان‌ها کشانده شدند تا به اصطلاح ابتدا خیابان‌ها را به تسخیر خود درآورده و سپس مراکز حساس را تصرف کنند.</p>
<p>خوش خیالی و در واقع جنون القاء شده در هواداران بدان حد بود که قرارهای بعدی تشکیلاتی، دیگر در محل‌های خاص و به اصطلاح امن و خانه‌های تیمی گذارده نشد بلکه به همان مراکز حساس مانند مجلس و صدا و سیما و ریاست جمهوری و&#8230; حواله داده شدند!</p>
<p>در و دیوار را به رگبار بستند.</p>
<p>در ساعت 10/30 صبح پنجم مهر ماه 1360، هواداران مسلّح گروه مجاهدین خلق، از سه نقطه مرکزى تهران با شلیک هوایى و آتش زدن مقدارى لاستیک اتومبیل و نیز اتوبوس‏هاى شرکت واحد، حرکت خود را آغاز کردند.</p>
<p>این افراد با شلیک رگبار هوایى و گاه با شلیک‏هاى مستقیم به عابران یا ساختمان‏هاى مراکز عمومى، بانک‏ها، مغازه ‏ها، پاساژها و اتومبیل‏های عبوری، با سردادن شعارهاى تعیین شده، خط تظاهرات مسلحانه را پیش بردند. به واحدهاى عملیاتى دستور داده شده بود که &#8220;هرکس به هر شکل خواست جلوى تظاهرات را بگیرد به رگبار ببندید و حتى اینکه از چه موضعى از تظاهرات جلوگیرى می ‏کند، فرقى ندارد.&#8221;</p>
<p>افشین برادران قاسمی از اعضای تیم‌های مسلح مجاهدین خلق درباره برخوردهای آن روز نوشته است:</p>
<p>&#8220;&#8230; هر تیم عملیاتی متشکل از 4 نفر و 4 اسلحه ژ-3 و حدود 500 فشنگ بود. تعدادی از واحدها نیز مسلح به سلاح کمری و یا نارنجک و کوکتل بودند&#8230;. ما در خیابان طالقانی پیاده شدیم و اقدام به تیراندازی هوایی کردیم که مردم با ماشین و یا هر وسیله دیگری‌گریختند&#8230;. من به پاسداری به نام محمدرضا عادل ایست دادم. او سوار بر یک موتور چهار سیلندر بود و ایستاد. در حالی که همراز شریعت پناهی اسلحه را به طرف او گرفته بود من او را بازرسی اولیه نمودم که چیزی نیافتم. با نگاهی دیگر به او بیشتر به حزب‌اللهی بودن او شک کردم لذا مجدداً او را گشتم و این بار یک سلاح کمری از شکم او یافتم. لذا کمی عقب‌تر رفتم در حالی که اسلحه ام به سمت وی بود، او شروع به نصیحت کرد و آنچه از مواعظ وی به یاد دارم اینکه رهبران شما فرار کرده‌اند و شما را جلو ‌انداختند، اسلحه‌هایتان را تحویل دهید. لکن من با وجود این، یک رگبار به سینه او بستم و بعد هم یکی از نیروهای حاضر تیر خلاص به وی شلیک کرده بود که منجر به شهادت او شد. دو نفر عضو حزب جمهوری اسلامی به نام وحید سرشار و حسین امامی در حالی که سوار بر یک موتور وسپا بودند، توسط مجید بهاءها متوقف شده و پس از مقداری درگیری لفظی توسط وی، به شهادت رسیدند&#8230;.&#8221;</p>
<p>به طرف مردم نارنجک پرتاب کردند</p>
<p>در یکی از بولتن‌های گروه تروریستی مجاهدین خلق، بخشی از آشوب روز 5 مهر سال 1360 این‌گونه روایت شد:</p>
<p>&#8220;&#8230; تعدادى از برادران به روى پشت‏بام سینما رادیوسیتى و ساختمان‏هاى اطراف آن رفته بودند و سنگر گرفته بودند. دو پاسدار که از دانشگاه [جامعه ‏الصّادق] بیرون آمده بودند، توسط این برادران مغزشان به روى زمین ریخته شد. در ادامه عملیات رزمندگان، تعدادى از خواهران به درون ساختمان‏هاى اطراف رفته و از آنجا تیراندازى مینمودند. تیراندازى تا ساعت 3/15 ادامه داشت&#8230;&#8221;</p>
<p>افشین برادران قاسمی درباره درگیری مقابل سینما رادیوسیتی (پایین میدان ولی عصر) شرح داده است:</p>
<p>از آ‌ن‌جا علاوه‌بر تیراندازی از ساختمان، به طرف مردم نارنجک پرتاب می‌کردند&#8230; در خیابان بندر انزلی و رودسر یک واحد عملیاتی دختران مستقر بود به فرماندهی پروین پرتوی که علاوه‌بر تیراندازی و شهید نمودن تعدادی به مراکز حمله نمودند&#8230; یک گروه هم به فرماندهی مهدی‌هاشمی با ژ-3 و کوکتل تعدادی اتوبوس را به آتش کشیدند و تعدادی را شهید نمودند&#8230;.&#8221;</p>
<p>با رسیدن نیروهاى مردمى و پاسداران گشتى سپاه و کمیته، دومین مقابله عمومىِ گسترده با تیم‌های ترور مجاهدین خلق بعد از 30 خرداد شکل گرفت. علاوه‌بر آنکه تعداد زیادى از هواداران این گروه، توسط مردم یا به کمک آنان دستگیر شدند، نوعى جدید از نفرت و خشم در میان مردم نسبت به آنها شکل گرفت.</p>
<p>گفتند یک میلیون نفر شما را روی دست می‌برند!</p>
<p>یکی دیگر از اعضای مسلح تظاهرات پنجم مهرماه مجاهدین خلق که دستگیر شد، در اعترافاتش نوشت:</p>
<p>&#8220;&#8230; قبل از تظاهرات گفته بودند: &#8220;براى اینکه آماده شوید از نظر بدنى، غذاى خوبى بخورید.&#8221; همه، آن روز، صبحانه مفصّلى خوردند و وارد تظاهرات شدند. موقع شروع، ماشین را به طور عرضى پارک کردیم و پیاده شدیم؛ و شروع به تیراندازى و شلیک هوایى کردیم. سازمان گفته بود: &#8220;شما اصلاً قرار نیست در تظاهرات شرکت کنید؛ فقط بروید شلیک کنید، یک میلیون آدم مى‏ آید و شما را روى دست بلند مى‏ کند.&#8221; ما هم انتظار داشتیم که یک میلیون نفر بیایند و ما را روى دست بلند کنند!&#8230;&#8221;</p>
<p>اما نه تنها با شلیک گلوله‌ها، کسی آنها را در خیابان روی دست بلند نکرد بلکه خیابان طالقانى کلا تخلیه شد و تنها آنها مانده بودند و چند ماشین، که به طور پراکنده در خیابان به چشم مى‏ خورد. افرادی که آموزش چندانی هم ندیده بودند.</p>
<p>یکی از دستگیر شدگان آن روز، شرایطشان را این‌گونه توضیح داده:</p>
<p>&#8220;&#8230; ما چون آموزش نظامى ندیده بودیم که در یک مقطع چه کار بکنیم و چه کار نکنیم، من دقیقاً یادم هست که مثلاً از این طرف داد مى‏ زدند که &#8220;آن طرف چیزى تکان خورد&#8221;؛ تمام آن خیابان و آن قسمت را به رگبار مى ‏بستیم&#8230;&#8221;</p>
<p>مردم به خیابان آمدند اما نه برای اینکه تروریست‌های مجاهدین خلق را روی دست بلند کنند بلکه برای مقابله و دستگیری آنها به خیابان‌های مرکزی شهر رفتند. محمدرضا یزدى‏ زاده یکى از مسئولان سازمان‏دهى تظاهرات 5 مهر، وضعیت نیروهایش را در میانه کار این‌گونه تشریح نمود:</p>
<p>&#8220;&#8230; گزارش‏هایى حاکى از این موضوع داشتیم که عده ‏اى از مردم با مشت خالى جلوى تیم‏هاى نظامى ایستادند و شعار مى‏ دادند و آنها هم که بى ‏تفاوت بودند ماشین‏ها و امکاناتى را که در خیابان داشتند، جمع مى‏ کردند تا مبادا کسى پشت آنها سنگر بگیرد&#8230;&#8221;</p>
<p>می‌دانستیم نمی‌شود اما تست کردیم و نشد!</p>
<p>یکی دیگر از دستگیرشدگان آن روز، اوضاعش را چنین روایت نمود:</p>
<p>&#8220;&#8230; برخلاف گفته سازمان، نه از جمعیت میلیونى خبرى شد و نه اینکه ما موفقیتى پیدا کردیم. در همان حال که عقب‏ نشینى مى‏ کردیم، به غیر از خیابان بندر انزلى (که آنجا هم درگیرى بود) راه فرار دیگرى نبود؛ ما هم همان وسط بودیم و کارى نمى ‏توانستیم بکنیم. خواستیم به یکى از خانه ‏ها فرار کنیم؛ چندین خانه را زنگ زدیم و هیچ کس در را باز نکرد. آخر سر، چند مرتبه با شلیک گلوله به در خانه‏ ها، در را باز کردیم که بتوانیم فرار بکنیم؛ اما در فرار موفق نشدیم و دستگیر شدیم&#8230; موقعى که دستگیر شدیم و مى‏ خواستند ما را به زندان منتقل کنند، مردم جمع شده بودند جلوى خیابان طالقانى و با نقل قول از دادستان کل انقلاب اسلامی فریاد می‌زدند: &#8220;آقاى موسوى تبریزى گفته که کسى که ‏در تظاهرات مسلّح باشد، باید اعدام بشود. و ما هم همین‏جا مى‏ ایستیم و همه آنها باید اعدام شوند.&#8221; و حتى این طور که من متوجه شدم، کمیته متوسّل به تیر هوایى شد تا ما را از میان جمعیت رد کند&#8230;&#8221;</p>
<p>بعداً مسعود رجوى در جمع‏بندى یکساله خود تصریح کرد که از ابتدا مى‏ دانسته که الگوى تظاهرات بى‏ نتیجه خواهد بود ولى باز هم آن را &#8220;تست&#8221; کرد، او گفت:</p>
<p>&#8220;&#8230; اما با این همه علی‌رغم اینکه از سى ‏ام خرداد به بعد براى ما روشن بود که آن الگو و سقوط شاه لااقل در این مقطع دیگر قابل تکرار نیست، ولى باز هم تست کردیم و آزمایش کردیم و جواب منفی بود!&#8230;&#8221;</p>
<p>تست و آزمایشی که به بهای شهادت سى نفر از مردم و پاسداران و با هلاکت 16 تروریست و دستگیری بیش از یکصد و پنجاه نفر [از اعضا و هواداران تشکیلاتى] گروه تروریستی مجاهدین خلق تمام شد.</p>
<p>دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56359">به بهانه ۵ مهر سالگرد اغتشاشات مسلحانه مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56359/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>میلیشیا؛ داستان یک سقوط</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54152</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54152#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 May 2023 04:00:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[میلیشیا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=54152</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق علی‌رغم تشکیل و شناخته‌شدنش در دوران پهلوی به‌عنوان گروهی مبارز، به‌مرور زمان در استحاله‌های قابل پیش‌بینی به فرقه‌ای با قواعد و مناسبات عجیب و غریب تبدیل شد. به نحوی که عملکردش در سال‌های پس از پیروزی انقلاب هرچه بیشتر و بیشتر آن را نه تنها از اصول اولیه بنیان‌گذارانش، بلکه از عموم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54152">میلیشیا؛ داستان یک سقوط</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق علی‌رغم تشکیل و شناخته‌شدنش در دوران پهلوی به‌عنوان گروهی مبارز، به‌مرور زمان در استحاله‌های قابل پیش‌بینی به فرقه‌ای با قواعد و مناسبات عجیب و غریب تبدیل شد. به نحوی که عملکردش در سال‌های پس از پیروزی انقلاب هرچه بیشتر و بیشتر آن را نه تنها از اصول اولیه بنیان‌گذارانش، بلکه از عموم خلقی که هنوز نامشان در عنوان سازمان وجود داشت نیز دور کرد.</p>
<p>جنایت‌های سازمانی که امام خمینی به درستی آن را منافقین نامید، در طی سال‌ها سرانجام از دست دادن پایگاه مردمی آن و آشکار شدن ماهیت تمامیت‌خواهانه و ضدانسانی‌اش را موجب گردید.</p>
<p>اما علی‌رغم نقش منفی و مخرّبی که اعضای این گروه در تاریخ ایران بعد از انقلاب اسلامی داشته‌ و دارند، بازتاب آن در ادبیات داستانی چندان نبوده است.</p>
<p>این درحالی است که حکایت دشمنی‌ آنها با خواست و ارادۀ مردم ایران و مخالفت کورکورانه‌شان با نظام جمهوری اسلامی که ناشی از تعلیمات فرقه‌گونه و شست‌وشوی فکری و مغزی اعضا توسط کادر رهبری این سازمان است، می‌تواند دستمایۀ داستان‌ها و رمان‌های بسیاری باشد.</p>
<p>عنوان &#8220;میلیشیا&#8221; نامی بود که سازمان مجاهدین خلق برای بدنۀ اعضای خود یعنی افراد پایین‌تر از رده‌های فرماندهی به کار می‌گرفت. میلیشیا در تعریف به گروه‌های شبه‌نظامی گفته می‌شود که در فقدان نیروهای رسمی و عموماً بدون آموزش نظامی طولانی و خاصی، نقش ایفا می‌کنند. شاید عنوان مشابه آن را در شکل ابتدایی نیروهای بسیج مستضعفین بتوان یافت که در اوایل انقلاب و جنگ تحمیلی نقش محافظت از شهرها را برعهده گرفتند و حتی بعدها همراه نیروهای نظامی در دفاع مقدس شدند. این نامی است که مریم رمضانی برای اولین رمان خود برگزیده و برای نوشتن سراغ موضوعی جذاب رفته است. کتاب شروعی جذاب دارد و نویسنده در ادامه با استفاده از فرم‌های مختلف، نامه‌نگاری، رفت و برگشت به گذشته، خاطره‌گویی و چندین راوی داستانش را تعریف می‌کند. به‌کارگیری این روش باعث تندتر شدن ریتم یا ضرب‌آهنگ داستان و همراه شدن خواننده شده است. همچنین نزدیک شدن اثر به گونۀ معمایی و پلیسی و نیز استفاده از اصل غافلگیری در پایان کار از نقاط قوت داستان میلیشیا است.</p>
<p>داستان در حوالی سال‌های دهۀ هشتاد اتفاق می‌افتد و در آن کامران نویسنده‌ای ‌است که برای خلق اثرش به خانه‌باغی خلوت در بیرون شهر مشهد رفته است. طی اتفاقاتی مردی به نام فیروز پایش به باغ باز می‌شود و از نویسنده می‌خواهد که داستان زندگی او را بنویسد. شخصیت اصلی داستان فیروز است و اتفاقات گذشتۀ او و ارتباطش با کامران ماجرای کتاب است؛ گرچه در این میان به زندگی شخصی کامران هم‌گریزی زده می‌شود. رمضانی در قالب مرور خاطرات، سعی در روانکاوی شخصیت‌ها داشته است و دلیل رفتار امروز آنها را در مسائل و مشکلاتشان در گذشته جست‌وجو می‌کند. او برای نقل فصل‌های مربوط به گذشته از راویان اول شخص، سوم شخص و دانای کل بهره گرفته است که به این طریق ما را با شخصیت‌های دیگر یعنی پرویز، پروا و روزبه آشنا می‌کند. مناسبات درون‌سازمانی مجاهدین خلق و واقعۀ ترور شهید ‌هاشمی‌نژاد از روحانیون مهم و تاثیرگذار مشهد، از پیرنگ‌های فرعی این اثر محسوب می‌شود.</p>
<p>استفادۀ نویسنده از کلمۀ &#8220;فاز&#8221; به جای &#8220;فصل&#8221; در کتابش، انتخابی هوشمندانه برای اثری با درونمایۀ عملیات نظامی است. در این کتاب ما با داستانی پرگفت‌وگو مواجه هستیم. گفت‌وگونویسی از ارکان مهمی است که می‌تواند نقطه قوّت یا نقطه ضعف یک داستان باشد؛ که خوشبختانه در این اثر نویسنده توانسته است در حد قابل قبولی از عهدۀ آن برآید.</p>
<p>اگرچه توجه رمضانی به برخی جزئیات، کار را در توصیفات نسبتاً موفق نشان داده است اما نوشتن داستانی که در زمانی غیر از زمان نویسنده اتفاق می‌افتد، مستلزم داشتن اطلاعاتی درست و جامع از تمام نکاتی است که در داستان ذکری از آنها به میان می‌آید؛ مسائلی مثل اوضاع اجتماعی و سیاسی، ویژگی‌های فرهنگی و غیره. داستان فیروز از زمستان سال 1359 شروع می‌شود و مریم رمضانی اگرچه توانسته است شمایی کلی از جغرافیای شهر مشهد ترسیم کند؛ اما در بقیه موارد ضعف فضا‌سازی‌ها و شخصیت‌پردازی به چشم می‌‌آید. مثلاً نحوۀ جذب و عملکرد نیروها نشانی از فضای سال‌های پس از انقلاب ندارد؛ و اگر یکی دو اشارۀ مختصر را حذف کنیم می‌توان فضای داستان را در دوران پهلوی تصور کرد. نه خبری از نیروهای پاسدار و کمیته‌های انقلاب هست و نه در گفت‌وگوها نشانی از نیرویی که قرار است مجاهدین خلق با آنها درگیر شوند. در ادامه هم که به پاییز سال 60 می‌رسد نه حرفی از جنگ هست نه حتی اشاره‌ای به ترورهای مجاهدین خلق در آن سال؛ این در حالی است که ترورهای دفتر حزب جمهوری و شهادت شهید بهشتی در تیرماه همان سال و ترور شهیدان رجایی و باهنر در شهریورماه یعنی تقریباً یک‌ ماه قبل از ترور شهید ‌هاشمی‌نژاد اتفاق افتاده است.<br />
از سوی دیگر گرچه تفاوت مهم داستان و رمان با اثر مستند و تاریخی در وجود عنصر تخیل در آن است، وقتی در داستانی شخصیت یا اتفاقات واقعی وجود دارند، نویسنده جایز نیست که حقیقت امر را تغییر دهد. ماجرای ترور شهید‌هاشمی‌نژاد در میلیشیا یکی از نقاط عطف داستان است ولی نویسنده علاوه‌ بر اینکه درباره شخصیت او و دلیل انتخابش توضیحی نداده، در اصل ماوقع نیز دست برده و آن را تغییر داده است. این کار ذهن خواننده‌هایی را که آگاهی کمتری دارند و مخاطب جوان و نوجوانی که علاوه‌ بر خواندن داستان، کسب اطلاعات تاریخی نیز برایش جذاب است دچار تشویش می‌کند.</p>
<p>علاوه‌ بر اینها آوردن نام (میخاییل) گورباچف هم از اشتباهات جزئی نویسنده محسوب می‌شود زیرا نه تنها احتمال شناختن، بلکه حتی شنیده شدن نامش برای شخصیت‌های داستان نیز صفر است؛ زیرا وی از سال 1364 تا 1370 دبیرکل حزب کمونیست شوروی(سابق) بود و در زمان داستان (لئونید) برژنف این سمت را داشت.</p>
<p>از سوی دیگر درست است که بخش قابل توجهی از اعضا و سمپات‌ها یا همان هواداران مجاهدین خلق را جوانان و نوجوانان ناآگاه و بی‌تجربه تشکیل می‌دادند اما جذب شدن شخصیت اول داستان به سازمان همان‌قدر خام و ناپخته است که ادامۀ مسیر دادنش. در واقع خواننده برای کنش‌های شخصیت‌ها دلایل قانع‌کننده‌ای نمی‌یابد و بعید است نویسنده صرفاً با بیان دلایل روانشناسانه و کمبودهای شخصیتی افراد برای مبارزۀ آنها با چیزی که چندان هم معلوم نیست، همدلی مخاطب را به دست بیاورد. با این‌همه میلیشیا کتابی جذاب، پرکشش و خوشخوان است که می‌تواند مخاطب را برای خواندن مطالبی مستندتر درخصوص ماجراهای آن ترغیب و تشویق کند. این کتاب با قطعی مناسب، صفحه‌آرایی و طرح روی جلد چشمگیر و آراسته در سال 1400 و در 236 صفحه توسط نشر ستاره‌ها به چاپ رسیده است.</p>
<p>پونه فضائلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54152">میلیشیا؛ داستان یک سقوط</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54152/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
