اعتراف یک عضو مرکزیت سازمان به شکست کامل فرقه و بلاتکلیفی نیروها

رجوی پلید که بعد از سرنگونی صدام دیکتاتور یتیم گردید، در بن بست مطلق روش جنایتکارانه ای را در پیش گرفت که در آن خودش، همسرش و مسئولین مورد اعتماد فرقه از هر خطری در امان بوده و به موازات آن با به کشتن دادن اعضای اسیر در اشرف یک جنگ تبلیغاتی ایجاد نماید و با استفاده از آن خود را نزد غربی ها هم مطرح کند.
هر چند رجوی جنایتکار با این روش چند سال به حیات ننگین خود و فرقه اش ادامه داد اما سرانجام این خط نیز به بن بست رسید و آمریکایی ها به همان راحتی که بر اساس منافع او و فرقه اش را به خدمت گرفتند، آنها را مانند دستمال استفاده شده دور انداختند و شرایط برای اخراج این فرقه از عراق مهیا شده است.
علیرغم این، رجوی های پلید هنوز از تعیین خط برای نیروهای خود طفره می روند تا شاید چند روزی دیگر به حیات نگین خود و تشکیلات مخوف شان ادامه بدهند. اما شرایط آنچان تغییر کرده که همگان آن را بخوبی لمس کرده و پایان کار این فرقه را در چشم انداز نزدیک می بینند. در این راستا فردی بنام اسماعیل وفا یغمایی که یکی از اعضای مرکزیت سازمان بوده است در نوشتاری خطاب به مریم رجوی که در یکی از سایت های حامی این فرقه درج شده است به نکات بسیار مهمی اشاره می کند. او در حالی که هنوز بر حمایت خود از فرقه تاکید دارد اما برای آنکه تکلیف خود را بداند از مریم رجوی می خواهد که بجای برخورد احساسی که تنها برای درون فرقه مصرف دارد به تحلیل اوضاع پرداخته و به جای شعارهایی همچون آلترناتیو بودن و… که هیچ جایی در واقعیت ندارد، حقیقت موجود را به هواداران و حامیان خود بیان کند. در زیر به بخشی از این نوشتار اشاره می کنیم:
« عکس العمل خود مجاهدین که در برخورد خانم رجوی خلاصه میشود مثل اکثر اوقات عاطفی و ایدئولوژیک و فلسفی بود و بیشتر به کار فضای درون سازمانی می اید تا دنیای بیرون از مجاهدین… این سخنان روشنائی کافی بر این مساله نیفکند با تمام اینها و با این تغییر و بمیدان آمدن مالکی با چراغ سبزجهانداران طرح آینده چیست و چه باید کرد؟»
همانطور که ملاحظه کردید این عضو سابق مرکزیت سازمان بر این موضوع تاکید می کند که حرف های مریم قجر برای فریب اذهان نیروهای اسیر در اشرف می باشد و در دنیای بیرون از فرقه خریداری ندارد. در سوالاتی که وی در ادامه مطرح می کند میزان ابهام و مسئله داری در بین نیروهای سازمان به خوبی بارز است.
« سئوالات روی میز علیرغم دردناک بودن آنها چندان پیچیده نیست. برخی از سئوالات اینهاست.
– اگر وضعیت تغییر کرده است طرح آینده چیست؟
– آیا باز هم امید بستن به دیپلماسی قبلی کار ساز است؟
-آیا فارغ از دیپلماسی، شما واقعا حائز چنان شرایطی در داخل ایران هستید که از کشتار چند ده مجاهد و کشتارهای آینده هراسی ندارید و بدون تردید با چیزهائی که ما نمی دانیم و شما میدانید برد با شماست و پیروزمندانه به ایران و تهران وارد میشوید و شکاکان شرمنده خواهند شد؟»
همانگونه که ملاحظه می کنید نا امیدی از خط و خطوط در بین نیروهای خارج کشوری فرقه بسیار زیاد است و آنها بخوبی می دانند که فرقه رجوی در داخل ایران پایگاهی نداشته و صحبت ها و شعارهای رجوی ها اوهامی است که برای فریب اعضای خود کاربرد دارد. وی در ادامه بسیار محترمانه بر افکار رجوی شوریده و می گوید که آنچه رجوی در فکر دارد، تنها مربوط به باور خود اوست و ربطی به واقعیت ندارد. ضمن آنکه به وضوع بلاتکلیف بودن نیروهای خارج کشوری فرقه را بیان می کند.
« آیا فارغ از خوب و بد شرایط و فراتر از دنیای سیاست می خواهید (در عراق) بمانید و دسته دسته یا یکباره به شهادت برسید و داستان را به باور خودتان به پایان و کمال برسانید و باز هم به باور خودتان ردپائی جاودان از خود برای بشریت معاصر و آینده باقی بگذارید. اگر این چنین است لطفا اعلام کرده و تکلیف را روشن کنید.»
در ادامه وی بر اساس فرهنگ حاکم بر فرقه رجوی، مرگ برای راهی بی هدف و برای باور های جنایتکارانه رجوی ها که خودش در بالا به آن اشاره کرده بود را شهادت نامیده اما ناچار به اعتراف از وجود حصارهای پر قدرت ذهنی در درون فرقه رجوی برای به کشتن دادن این افراد می شود و اعتراف می کند که رجوی با استفاده از تشکیلات فرقه ای افراد را در درون یک جمع قرار داده و آنها لاجرم در آن جمع ناگزیر از انجام هر کاری هستند. آنگاه در ادامه اعتراف می کند که راه رجوی ها تنها نتیجه ای که دارد مرگ و نیستی اعضای اسیر فرقه است و سپس تناقضاتش را بیان کرده و می گوید که طبق گفته رجوی ها در بحث انقلاب طلاق قرار بود که فرقه اعتلا یافته و حکومت ایران را سرنگون کند نه اینکه همه افراد آن به کشتن داده شوند.
« شما البته حق دارید راه خود را بروید. برای من محل تردید نیست که اکثریت پیروان شما آماده جنگیدن و شهادتند. اینها چه به تبع بیست سال کار مداوم ایدئولوژی و تئوری آقای رجوی که در سال 1368 و در همان جلسات آغاز «طلاقهای جمعی» و چه به تبع شرایط و نیروی روحیه جمعی آماده‌ی مرگند… ولی مرگ تمام قضیه نیست. بقول سیمون دو بوار همه میمیرند، انسان از لحظه تولد محکوم به مرگ است فقط تاریخ اجرای حکم دیر و زود دارد. ما همه میمیریم، ولی گویا در آغاز راه بحث، بحث اعتلای حیات بود و نه فقط شجاعانه مردن، در این ماجرا سالیان دراز بحث، بحث آزادی و دموکراسی و ایران در مسیر یک تلاش سیاسی و انقلابی درست روی میز بود و پیروزی مردم، و نه فقط مرگ شجاعانه و در خون غلتیدن در پی خون غلتیدن… و امروز سئوال این است که این خطوط در آینده چیست »
این مجری سابق تلویزیون فرقه آنگاه به حقه بازی و دجالگری رجوی ها بصورت ناخواسته اشاره کرده و سوء استفاده این دین فروشان بی دین از اسلام را بیان می کند و با اشاره به سواستفاده رجوی های کافر از با کلماتی همچون عاشورا چنین ادامه می دهد.»
« معنای عاشورا و کار حسین ابن علی در چهارده قرن قبل و در فاصله چند روز و نه سی سال برای همه در روشنائی کامل قرار داشت و مثل روزگار کنونی (و کار شما) سئوال بر نمی انگیخت. »
و سرانجام ادعاهای رجوی ها مبنی بر تنها آلترناتیو حکومت ایران بودن، سرنگون کردن جمهوری ایران و نماینده همه بودن را زیر علامت سوال می برد و از رجوی ها می خواهد که پاسخگو باشند.
« ولی اکنون و پس از افقی که در برابر است و بعنوان نیروئی که علیرغم همه چیز یک سانتیمتر از آلترناتیو بودن و سرنگون کردن کوتاه نیامده بایست به این سئوالات و امثال اینها پاسخ دهید و افق را روشن کنید. باور کنید در دنیای بیرون از جهان درون سازمانی، فعال شدن پتانسیل بخش عظیمی از ایرانیان در گرو پاسخهاست. شما میگوئید آلترناتیو و تنها آلترناتیو برای تمام ایران هستید و لاجرم به باور خودتان نماینده همه هستید، پس طبعا مخاطب و نیز پاسخگوی تمام باید باشید.»
این نوشتار ضمن آنکه خبر از فروپاشی فرقه از درون دارد، بخوبی نشان می دهد که رجوی های پلید چرا بر ماندن اعضا در اشرف و به کشتن دادن آنها به هر قیمت اصرار دارند. زیرا بخوبی می دانند هر کدام از آنان که به خارج از اشرف و به دنیای آزاد راه یابند مسلما بر علیه رجوی ها و جنایاتشان خواهند شورید و ناگفته های بسیاری که اینک در پس حصارهای فیزیکی و ذهنی پنهان و مدفون شده را بیرون خواهند ریخت.
بله کشته شدن تمام اعضای اسیر در اشرف خواسته اول و بالاترین هدف رجوی ها در این مقطع است و بر دولت عراق است که با باز کردن حصارها و درب های اسارتگاه اشرف مانع از اجرای این توطئه شوم توسط رجوی ها شود.
 

خروج از نسخه موبایل