اشرفی اول یا متواری اول؟!

در دور آخر که مسعودخان ازمخفیگاهش برای نیروهای وارفته خود درپادگان مخوف اشرف پیام ویدئویی فرستاد ضمن بازارگرمی وتعریف و تمجید از همسر رئیس جمهور خود و قبایلش، با وقاحت تمام وی را اشرفی اول نامید و یک قابلمه که نه به اندازه یک زنبیل زوار در رفته از ایشان تقدیر و تشکرکردند!!
هنگام سمع افاضات مسعود خان خودم درتنهایی خودم بودم ویک شکم خندیدم وتمجید قصارش از مریم خانوم را به سخره گرفتم. ازخود مسعود که بگذریم که حوزه فرارش از معرکه بسا گسترده است آخر این مریم خانوم و رئیس جمهور خیالی آینده تان درکدام سرفصل ومقطع جدی وخطرسازبود که درصف اول قربانیان حادثه قرارداشت وازخود مایه گذاشت!؟
یادمان نرفته که درآخرین جلسه عمومی که جنایت بزرگ قوای اشغالگر امریکایی برعلیه مردم عراق به بهانه اینکه صدام سلاحهای کشتار جمعی دارد، درشرف به فعلیت یافتن بود، مریم اصرار داشت که به مصلحت خلق وانقلاب!! نیست که مسعود درقلب معرکه بماند وحداقل به کشوربغلی یعنی اردن برود! واما ازمریم اصرار و از مسعود انکار که ازقضا به حکم واقتضای خلق وانقلاب والبته مقوله سرنگونی باید که نه فقط من بلکه رئیس جمهورآینده هم بایستی درطوفان حوادث بمانیم و زودی ازفرصت بدست آمده پس ازاشغال عراق بتوسط دوستان امریکایی نهایت استفاده را کرده وبا بازشدن مرزها و با بهره برداری ازعنصرغافلگیری شهاب وارخود را به قلب تهران بزرگ برسانیم وزودی درورای هرانتخاباتی مریم رئیس جمهورباشد ومنهم که قابل ندارد رهبرعقیدتی باشم و ولایت مطلقه را این بار به اسم اسلام انقلابی! برگرده مردم بیاویزانم!! اما زهی خیال باطل.
ولیکن درورای تمام نمایش مسخره واقع درآن جلسه تاریخی! که قراربود آن دو رهبر و رئیس جمهور پیشقراول معرکه باشند،آنهم قبل ازآغازهرنوع خطری البته ما نیروهای سرگردان وزیرفشاردرگیریها وبمبارانهای مهیب درتاریخ معاصر،بعدها فهمیدیم که مسعود خان مخفی ومریم خانوم با شماری سوگلی هایش به فرانسه گریخته است ولابد بدین خاطردرفرار نام وامتیازاشرفی اول را به خودش اختصاص داده است. این است مشت نمونه خروار………
دراین خصوص حکایتها بسا فراوان است اما کو حوصله و وقت با ارزش که اندرخزئبلات واباطیل هرکس وناکسی شود!

خروج از نسخه موبایل