<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: لحظات سال تحویل در زندان مخوف ابوغریب &#8211; قسمت دوم	</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/12262/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12262</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 11 Jun 2020 17:31:55 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: ناشناس		</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12262#comment-1358</link>

		<dc:creator><![CDATA[ناشناس]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Jun 2020 22:01:55 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2012/03/29/%d9%84%d8%ad%d8%b8%d8%a7%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d8%ad%d9%88%db%8c%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%88%d9%81-%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%ba%d8%b1%db%8c%d8%a8-2/#comment-1358</guid>

					<description><![CDATA[جناب دهدار من خودم هم بند شما بودم و خودم هم زندانی خاندان کثیف رجوی بودم خداوکیلی همه حرفاتون درست بود ولی یکیشون را نمیدانم چرا عنوان کردید و اونم این که من دوسال و هشت ماه اونجا بودم و حداقل یک سال جلوتر از شما رفتم به ابوغریب ولی حتی یک بار هم رنگ مرغ را ندیدم مگر یک شب آن هم شب تولد صدام که اضافه غذاهای افسران را به زندانیها دادند پس لطفا اون مرغ و اون هفت نفر را فاکتور بگیرید چون ما تا خوردیم فقط کتک بود و فحش بود و تا دیدیم گرسنگی و شکنجه روحی و جسمی توسط مزدوران رجویها]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>جناب دهدار من خودم هم بند شما بودم و خودم هم زندانی خاندان کثیف رجوی بودم خداوکیلی همه حرفاتون درست بود ولی یکیشون را نمیدانم چرا عنوان کردید و اونم این که من دوسال و هشت ماه اونجا بودم و حداقل یک سال جلوتر از شما رفتم به ابوغریب ولی حتی یک بار هم رنگ مرغ را ندیدم مگر یک شب آن هم شب تولد صدام که اضافه غذاهای افسران را به زندانیها دادند پس لطفا اون مرغ و اون هفت نفر را فاکتور بگیرید چون ما تا خوردیم فقط کتک بود و فحش بود و تا دیدیم گرسنگی و شکنجه روحی و جسمی توسط مزدوران رجویها</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
