<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: راهی بی بازگشت، آلان محمدی قربانی در فرقه رجوی	</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13778/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13778</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 19 Dec 2021 06:43:41 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: B s		</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13778#comment-270</link>

		<dc:creator><![CDATA[B s]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Jun 2018 22:51:17 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/01/31/%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa%d8%8c-%d8%a2%d9%84%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1/#comment-270</guid>

					<description><![CDATA[با عرض سلام  برادران من نیز طمع تلخ زندانی شدن در عراق واشر را چشیده درسار 72 پس از جدایی در نهایت بی شرمی مرا به اطلاعات عراق تحویل دادند در صورتی که می گفتند تا دقیقه نود تو را به رمادی میفرستیم  ولی خواست خدا من زنده بمانم وبعد از پنج سال به میهن عزیزم برگردم من توسط بازجوی عراقی که مرد خدا پرستی بود نجات پیدا کردم یک شب به سلول من آمد وگفت چرا  شامت را نخوردی گفتم دیگه امید ندارم از اینجا بیرون بیام گفت خدا کریمه فردا تو را به دادگاه میبرند من میدانم که گرگ ها هم به بچه های خود رحم میکند ولی سازمان مجاهدین نمی دانم  این انسان شریف به من گفت بگو من برای زیارت آمدم  ولی در دام سازمان افتادم حالا مرا زندانی کردن تو قرارگاه هم شش ماه زندانی بودم  قاضی با وجود که سن من کم بود وخامت بازجوی عراقی آزادی من بود اتهامات سازمان را نادیده گرفت و رای به آزادی من داد ننگ به مریم ومسعود]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام  برادران من نیز طمع تلخ زندانی شدن در عراق واشر را چشیده درسار 72 پس از جدایی در نهایت بی شرمی مرا به اطلاعات عراق تحویل دادند در صورتی که می گفتند تا دقیقه نود تو را به رمادی میفرستیم  ولی خواست خدا من زنده بمانم وبعد از پنج سال به میهن عزیزم برگردم من توسط بازجوی عراقی که مرد خدا پرستی بود نجات پیدا کردم یک شب به سلول من آمد وگفت چرا  شامت را نخوردی گفتم دیگه امید ندارم از اینجا بیرون بیام گفت خدا کریمه فردا تو را به دادگاه میبرند من میدانم که گرگ ها هم به بچه های خود رحم میکند ولی سازمان مجاهدین نمی دانم  این انسان شریف به من گفت بگو من برای زیارت آمدم  ولی در دام سازمان افتادم حالا مرا زندانی کردن تو قرارگاه هم شش ماه زندانی بودم  قاضی با وجود که سن من کم بود وخامت بازجوی عراقی آزادی من بود اتهامات سازمان را نادیده گرفت و رای به آزادی من داد ننگ به مریم ومسعود</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
