باز هم اثبات عدم صداقت مسئولین فرقه رجوی

باز هم تحلیلها و خط و خطوط رجوی بر مبنای توهمات و ذهنیات بی اساس اوست! چندی پیش در خبرها آمد که دولت آلبانی با پذیرش 210 تن از اعضاء فرقه رجوی موافقت کرده است. این خبر خیلی خوبی در راستای تعیین تکلیف این گروه میتوانست باشد. اما بسیار واضح و بدیهی بود که رهبران این فرقه با این پیشنهاد موافقت نخواهند کرد و با مانع تراشی های بی اساس سنگ جلوی چرخ چنین اقدامی می اندازند. چرا که آنها میدانند که اگر نفرات آنها به مکانهای مختلف پراکنده بشونند دیگر حتی یک نفرهم برایشان باقی نخواهد ماند و بقول معروف علی میماند و حوضش! آنها خواسته اول و آخرشان کشتن زمان و نهایتا بازگشتن به کمپ اشرف است. در این راستا هم زندگی هر تعداد از نفرات هم بیش از این تباه شود برایشان ذره ای ارزش نخواهد داشت! تجربه ترک اشرف و رفتن به لیبرتی برای مسئولین سازمان بسیار گران تمام شد. چه بسا آنها بدلیل اینکه باز در توهمات خودشان بودند فکر نمیکردند که رفتن به لیبرتی اینچنین به تشکیلات فرسودشان ضربه وارد میکند و باعث تسریع در جدایی نیروها شود. وگرنه حاضربودند ده ها یا حتی صدها کشته دیگر در درگیری با ارتش عراق بدهند ولی اشرف را ترک نکنند! الان هم صحبتهای اینچنینی که ما بایستی به امریکا یا یکی از کشورهای اروپایی منتقل شویم هم بهانه است و بس! در فرض محال اگر حتی امریکا هم به انتقال آنها به کشور خودش موافقت کند باز بهانه ای دیگر سر هم  میکنند و از انجام این کار سر باز میزنند. چراکه بخوبی میدانند که ترک عراق یعنی خواندن فاتحه برای سازمان مجاهدین! آنها میخواهند فقط و فقط به اشرف بازگردند و دوباره روز از نو و روزی از نو. آنها در تحلیلها که ناشی از عمق توهمات و ندیدن واقعیات است بدنبال این هستند که دوباره دولت کنونی عراق عوض شود و حکومتی بمانند حکومت صدام حاکم شود که اتفاقا با دولت ایران هم سرجنگ و خصومت داشته باشد و دوباره آقای رجوی تنها دوست و برادر آنها هم بشود و دوباره ارتش آزادیبخش و…… حرفهایی که هر بچه ای میداند که با واقعیت سالهای نوری فاصله دارد.

مسئولین فرقه رجوی از طرفی داد و شکایت سر میدهند که ما در لیبرتی امنیت نداریم و امکاناتمان کم است و از طرفی حالا که یک کشوری حاضر شده است بخشی از آنها را در خود جای دهد از رفتن امتناع میکنند. این اوج عدم صداقت مسئولین این فرقه را در صحبتهایشان نشان میدهد! معلوم نیست که قسم های آنها را بایستی باور کرد یا دم خروسشان را؟! براستی مگر همین گروه نبود که در روزهای ترک اشرف جشن گرفتند که ترک اشرف برای ما پیروزی بزرگ محسوب میشود و ما از اول هم بدنبال اشرف نبودیم و لیبرتی سکوی پرتاب ما خواهد بود و… پس اکنون اینهمه گریه و زاری برای بازگشتن به اشرف برای چیست؟! تصور میکنم باز آقای رجوی قاطی خورده و بد رقم گیج میزند!

اکنون که سازمان ملل وشخص خانم اشتون از این تصمیم کشور آلبانی استقبال کرده است و قطعا هر گونه جابجایی زیر نظر سازمان ملل و کمیساریای عالی پناهندگی و تمامی ارگانهای مسئول صورت خواهد پذیرفت براستی باز چرا فرقه رجوی از انجام اینکار ممانعت میکند؟ جواب در یک جمله است: ترک اشرف و بدنبال آن عراق به معنای تیر خلاص بر پیکر فرسوده تشکیلات سازمان است! وگرنه در فرض محال و در دنیای تخیل گیریم که شما باز به اشرف بازگردید بر فرض که حکومت عراق عوض شود و هر آن کس که باب میل شماست بقدرت برسد و شما دوباره مسلح شوید و توپ و تانک داشته باشید آیا باین نیروهای خسته و افسرده که اکثریت قریب باتفاق به لحاظ سنی بالای 50 سال شده اند حال جنگیدن دارید؟؟! اصلا توان بالارفتن از عرشه تانک را دارا هستید؟

از این پیشتر هم بارها و بارها گفته بودیم که سازمان مجاهدین یک سازمان تروریستی بدور از انسانیت و ارزشهای انسانی  و  در یک کلام یک فرقه خطرناک است. این گفته ما را خود سازمان با تصمیمات غیر انسانی اش بارها  و بارها  تایید کرده است از جمله همین تصمیم اخیرشان که با پیشنهاد نخست وزیر آلبانی و سازمان ملل مخالفت کرده است و بقول خودشان حاضر شده اند نیروهایشان را در معرض خطر بمباران نگه دارند ولی به کشور ثالث نفرستند. به همین دلیل از مسئولین سازمان ملل و کمیساریای عالی پناهندگی و مسئولین عراقی و هر شخص یا ارگان حقیقی یا حقوقی  تمنا دارم با  برخورد قاطع تر با مسئولین این فرقه و با قرار دادن نیروهای این سازمان در شرایطی که بتوانند خودشان رسما برای آینده خود تصمیم بگیرند باعث شوند که این افراد سریعتر به دنیای عادی و زندگی معمول که حق هر انسانی در دنیاست دست پیدا کنند!

مراد

خروج از نسخه موبایل