چرا نفرات لیبرتی اعتصاب کردند؟

قبل از وارد شدن به اصل موضوع اول من باید درباره تصمیمات این چنینی رهبران فرقه توضیح دهم،  در تشکیلات این فرقه ماجرا از این قرار است که برای پیشبرد فرمان های تشکیلاتی راضی می شوند که نفر درآن تصمیم کشته شود تا رجوی بتواند از آن بهره سیاسی خود را ببرد و این دو موضوع است یکی بهره سیاسی ودیگری بهره تشکیلاتی است که رهبران فرقه می توانند در درون آن کمپ نفرات را احساساتی کرده و تعهدات خودشان را عملی کنند و این بار رجوی از اعتصاب نفرات لیبرتی می خواهد همان دو موضوع را پیش ببرد اما چطور؟ و این همان  سوالی است که ما، باید به آن بپردازیم.
بعد از داستان خروج از اشرف که رجوی به عنوان رهبر معنوی فرقه سازمان مجاهدین برای حفظ نیروهای تشکیلاتی خود چیزی برای گفتن نداشت چرا که تحلیل های رجوی درباره انتخابات ریاست جمهوری ایران غلط از آب درآمد وچون از نفرات گرفتار تعهد گرفته بود به من تا شهریور اجازه دهید اگر نتوانستیم رژیم را سرنگون کنیم من خودم شما را به خارجه می برم و برد بعدی که رجوی خیز برداشته بود برگشتن به کمپ اشرف بود وبا خبر سازی در درون تشکیلات توانسته بود نفرات را مقید کند که ما به اشرف برمی گردیم وخیلی هم رجوی روی این سرمایه گذاری کرده بود که بتواند اشرف رابرای روحیه نفرات حفظ کند که آن هم تخلیه شد واینجا هم رجوی دوست داشت تمام نفرات موجود درآن کمپ کشته شوند چون دردرون تشکیلات بیشتر سود داشت اما رجوی می خواهد آن واقعیت های تلخ  را در کمپ با فشار بر احساسات نیروها ماست مالی کند واین است که باید به همه گفت که رجوی برای حفظ خود درسیاست آینده خود را با کشته سازی درکمپ لیبرتی می بیند واین غلط است اگر رجوی این را بداند که فضا، فضای 20 سال پیش نیست که مردم اروپا را با اعتصاب غذا احساساتی کند.
امروز رجوی برای بقای خود درعراق با خبرسازی خود درخارج از عراق خبراعتصاب غذای نفرات را می دهد وشاید نفرات با این اخبار تحمیلی اعتصاب کنند و دراین ماجرا کشته شوند واین آن خواسته رجوی است واین واقعیت است که رجوی بدلیل شکستهای خود راهی جز این را نمی بیند و این داستان از زمان یک پایه شدن این فرقه شروع شده است این فرقه قبلاً توسط هواداران خود درخارجه این کار را پیش می برد ولی امروز آن هواداران وجود ندارد که بتواند هدف خود را عملی کند و رجوی اکنون نفرات گرفتار در لیبرتی را وسلیه قرار داده که بتواند هدف خود را درحفظ نیروها پیش ببرد واز این کار دو سود عاید رجوی می شود یکی هرکس مشکل تشکیلاتی داشته باشد برای مطرح کردن آن سران می گوید درحال حاضر ما درجنگ هستیم وباید شما صبر کنید ودوم احساساتی کردن نفرات و وارد شدن دیگران به این اعتصاب است.
با اینکه رجوی حدود دوماه است درکمپ لیبرتی توانسته است تناقضات نفرات را درسینه هاشان حبس کند ولی روشن است که دراین مدت نتوانسته نفرات دیگری را هم به این اعتصاب اضافه کند واین خود یک شکست برای رجوی است که آن فرقه را رهبری می کند و نشانگر این است که نفرات یک صدا نیستند واین همان فعال شدن مشکلات درون تشکیلاتی است که ما بعداز اشرف ارزیابی کرده بودیم.من می خواهم دراین جا به نمونه مشابه این داستان اشاره کنم: درسال 77 که رجوی می خواست نفرات را در مرزها سرگرم کند تا مشکلات درون تشکیلاتی به بیرون درز نکند وآن موقع درهر قرارگاه چند تیم برای این کار درست شده بود و کار می کردند که نفرات نسبت به تیم ها حسودی کنند وآن موقع خیلی ها درخواست می دادند که ما هم دراین تیم ها باشیم و رجوی با این کار توانست درآن مرحله نفرات را با این تیم ها سرگرم کند و بعد از آن بود که توانست نشست های دیگ را برپا کند و این درخصلت رجوی است که بتواند مشکلات درون تشکیلات را با بوجود آوردن یک داستان درسینه ها حبس کند و امروز هم همان داستان ها را به نوع دیگر عملی کرده با این تفاوت که آن موقع صدام بود ولی الان وجود ندارد، آن موقع رجوی درکنار نفرات بود ولی الان چه، آن موقع مریم می گفت من درکنار شما هستم ولی الان چه، درست است شرایط عوض شده و نفرات نسبت به گذشته آگاه تر شده اند و به همین خاطر رجوی با همان نفرات که گوش به فرمان خود هستند رو به اعتصاب آورده است تا از آن در درون تشکیلات استفاده کند ولی چرا؟ بعد از 10 سال وقایع گذشته را دراین تشکیلات مرور می کنیم رجوی دراین 10 سال از نیروهای خود خواسته است که اگر شما به خواسته من عمل کنید آینده مال شما خواهد بود و نفس شما مال من است و با این تاکتیک تا امروز مسعود رجوی کار خود را با این نفرات به پیش برده است چطوری؟ نفرات چون سالها درآن فرقه مانده اند به جز سران که نفرات را بروز کنند کسی نیست وبرای آنها درآن کمپ ها تنها رسانه، فقط بولتن خبری که رهبران فرقه با دیدگاه خود آنها را نوشته و در تابلوهای سالن اجتماعات هر محور نصب کرده اند، می باشد واین بی خبری نفرات از اتفاقات بیرون از آن کمپ باعث شده است که خودشان نتوانند تصمیم درست بگیرند و رجوی دراین چند سال از آنها به عنوان سپر انسانی استفاده کند، مثل کشته سازی های اشرف که از آنها استفاده کرد ولی امروز رجوی می خواهد مثل فرقه از این اعتصاب استفاده کند واز آن یک بهره سیاسی برای خود داشته باشد اما این عمل رجوی دراین شرایط بدون بهره خواهد ماند چون که دو عامل درکمپ لیبرتی تغییر کرده یکی اینکه نفرات دیگر انگیزه ای برای بلی گفتن به خواسته های رجوی ندارند و دوم اینکه نفرات منتظر انتقال به یک کشور دیگر هستند و تجربه رجوی از آن انتقال ها نشان داده که نفرات بعد از رفتن دیگر مال سازمان نیستند به همین خاطر رجوی دراین شرایط فقط می تواند آن اندک نفرات اعتصاب کننده ها را تا حد مرگ نگه دارد تا نفرات بیشتری با آنها اعتصاب کنند واین کار هم شدنی نخواهد بود ومثل شکست تلخ که در اشرف متوجه این فرقه از نادانی رهبران بوجود آمد این بارهم مجدداً این شکست خواهد شد و رجوی باید به خانواده های این نفرات جواب بدهد.
رجوی فکر می کند اگر این اعتصابات ادامه پیدا کند می تواند به مشکلات خود در درون تشکیلات فارغ آید اما این کار شدنی نیست واین مشکلات این باره بصورت طلب کارانه خواهد شد که خودبخود خوره تشکیلات پوسیده خواهد شد مریم و مسعود بدلیل از دست دادن هوادار رو به کمپ لیبرتی کرده و آن هم فصل اش گذشته است واین اعتصاب امضاء اشتباهات رهبری است که دیگر بعداز این وجهه خود را تماماً از دست خواهد داد.  
سیروس غضنفری
 

خروج از نسخه موبایل