مریم رجوی، سیدالمحدثین، توافق هسته ای و سرنگونی

مریم رجوی در کنفرانس سورچرانی تعداد زیادی از شهرداران و شخصیتهای فرانسوی برای صدمین بار مدعی شد که:«عقب نشینی هسته ای رژیم ملاها، سرنگونی آن را تسریع می کند».

 

این زن که فقط خون و جنگ و تحریم ملت ایران، هوس های بی پایانش را ارضاء می کند، باز هم فراموش کرد که طی 13 ماه گذشته هم خودش و هم شوهر اولش مهدی ابریشمچی چندین بار سال 2013 را رسما سال سرنگونی جمهوری اسلامی معرفی کرده بودند و الان طبق پیش بینی هایشان بایستی یک ماه از سرنگونی جمهوری اسلامی گذشته باشد!
نکته قابل توجه اینجاست که همین دو هفته قبل، محمد سید المحدثین وزیر امور خارجه رجویها، در مصاحبه با نشریه الاهرام مصر مدعی شده بود که: «این توافق به رژیم ایران امتیازات بسیاری داده است… و آمریکا و اتحادیه اروپا با قبول آنها یک خطای فاحش مرتکب شده اند…». و حال بعد از کمتر از دو هفته مریم رجوی مدعی است که این توافق سرنگونی را تسریع می کند!.
این همه ضد و نقیض گویی، نشانگر سردرگمی بیش از حد فرقه رجوی بر اثر ضربات پی در پی سال گذشته است که از جداشدگان، خانواده های مجاهدین اسیر در اشرف و لیبرتی، و همچنین از مردم بزرگ ایران در دو انتخابات اخیر دریافت نموده اند.
البته این اولین سری رجزخوانی سرنگونی نیست و همگان می دانند که شوهر فراری و مخفی شده این زن، طی 32 سال گذشته دهها بار وعده سرنگونی «ششماهه، یکساله، دوساله» جمهوری اسلامی را سر داده و هر بار هم روز موعود که فرا رسید، به جای پاسخگویی، به سرکوب نیروهایشان دست زده و دلیل عدم سرنگونی را به گردن آنان انداخته اند.
مسعود رجوی، در پاییز 1368 به این بهانه که خانواده باعث شکست در عملیات سرنگونی شده است، ابتدا همه نیروهایش را طی چند سال به صورت داوطبانه و اجباری وادار به طلاق گرفتن از همسرانشان کرد، و سپس ارتباط تلفنی و حتی ارسال نامه برای خانواده هایشان در خارج از مناسبات را ممنوع نمود، اما خودش چند سال بعد با صدها زن مجاهد ازدواج کرد و فرزندان خودش و مریم را هم به نزد خود آورد. ظاهرا آن زمان که رجویها حرمسرا تشکیل دادند فراموش شان شده بود که همسرداری مغایر سرنگونی است و به همین بهانه هم نیروهایشان را وادار به طلاق کرده بودند. امروز هم مریم رجوی که طی سالهای طولانی زنان مجاهد را به حرمسرا می برد تا در آغوش رجوی جای دهد، فراموش کرده که یکسال قبل وعده سرنگونی داده و اینک باید ایشان در تهران جشن سرنگونی برپا می کرد نه اینکه دوباره وعده سرنگونی «احتمالی» بخاطر توافق هسته ای بین ایران و غرب بدهد.
البته شارلاتان بازی از ویژگی های این زن و شوهر است و انتظاری بیش از این نیست، اما حقیقتاً پر رویی هم برای این زوج حد و مرز ندارد. جای تأسف اینجاست که انبوهی افراد که دهها سال از قبل خون و اسارت ساکنان اشرف و لیبرتی مشغول پر کردن جیب های خود در اروپا و آمریکا هستند و از رنج و بدبختی آنان برای خود کسب پناهندگی کرده و شهرت یافته اند، همچنان مثل گوسفندانی بی مغز به دنبال سخنان این زن، کف و دف می زنند و هیاهو می کنند و منتظرند تا بالاخره در یک روز رویایی، کاسه ای بشکند و ماستی بریزد و جمهوری اسلامی با رمل اسطراب و ورد و یاهوی مریم رجوی سرنگون شود و آنها هم دست افشان به تهران بروند و بر گرده مردم سوار شوند و ادعای حاکمیت و ریاست بر آنان داشته باشند!.
اینگونه افراد به درستی در حد یک گوسفند هم حاضر نیستند مغز خود را بکار گیرند و یکبار هم که شده از رهبرشان رجوی سؤال کنند که چرا اینقدر دروغ و دغل بکار می گیرد؟ و تا به کی می خواهد به این مردم فریبی ادامه دهد؟ و تا کی می خواهد به جای نجات جان آن اسیران که در لیبرتی و اشرف تکه پاره شده و می شوند، سورچرانی و میهمانی ترتیب دهد و میلیونها دلار به جیب گشاد مشتی سیاستمدار از دور خارج شده غربی بریزد و دیواره های زندان لیبرتی را استحکام بخشد؟
آیا گذر زمان می تواند مغزهای فسیل شده و یخ زده اینگونه افراد را نرم کند؟ آیا گذر زمان میتواند از افعی رجوی کبوتر بزایاند؟ باورش آنچنان مشکل است که گویی بخواهیم کوهها را مبدل به شنزار نماییم.
تنها می توان، امید بست که شاید آه و سوز مادران و خانواده ها، و تلاش هموطنان ایرانی نتیجه بدهد و سازمانهای بین المللی به رجوی فشار بیاورند که دست از خونریزی بیشتر بردارد و به خروج اسیران از عراق هرچه زودتر رضایت بدهد…. اما این هم غیرممکن است مگر اینکه رجوی مطمئن شود که جایش امن خواهد بود و دست از سپر گوشتی که با تنهای هزاران زن و مرد اسیر مجاهد ساخته است بردارد.
افتخاری
 

خروج از نسخه موبایل