مریم رجوی: خدا شکنجه گر است

در ایام کنونی و شب های قدری که در رمضان طی شدند سایت های فرقه تروریستی مجاهدین سناریوهای گذشته مربوط به عوامفریبی های مسعود و مریم رجوی رهبران دیکتاتور فرقه را تحت عنوان خدا – قرآن – علی و قدر مجاهدین باز پخش نموده است.
قبل از هرچیز برای روشنگری ذهن هم وطنانی که اشراف به دجالیت ایدئولوژیکی و تقوایی پوشالی و بی محتوای مجاهدین ندارند به یک نکته اشاره می کنیم.
در سالهای 68 و 69 در بحبوحه انقلاب درونی فرقه. مریم در حضور مسعود و در جمع کل فرقه در عراق و خارج کشوری ها (نشست انقلاب عمومی) برای تحمیل صد در صدی رجوی به جان و مال و ناموس نیروها نکته ای را عنوان نمود به شرح زیر:
مریم: اینکه خدا در قرآن انسانها را از عواقب هرکاری می ترساند و وعده عذاب الهی و آتش و هفت طبقه دوزخ و طعام دوزخیان از خونابه و لجن می دهد این خدایی است که مجاهدین آنرا خدایی شکنجه گر می دانند و آنرا قبول ندارند.
دقیقأ مریم قجر در این نشست خدا را شکنجه گر می داند و آنرا ساخته دست مرتجعین دینی در زمان نزول قرآن می داند. رهبری فرقه مجاهدین در یک اهانت آشکار پیغمبر اسلام را زیر سئوال برد. کما اینکه همه دیدیم که مریم رجوی در سال 73 در ملاقات با ویلیام نیگاد ناشر نروژی کتاب آیات شیطانی اهانت او را در نشر کتاب سلمان رشدی تایید و از موضع یک گروه اسلامی به ویلیام نیگاد دست مریزاد گفت.
مریم رجوی در این نشست می گوید بگذارید خیالتان را راحت کنم.
الف) مجاهدین خدایی را قبول دارند که به رهبری عقیدتی مسعود ختم شود و حق و حقوق او را از طریق سرنگونی و رسیدن به حاکمیت به او بدهند.
ب) مجاهدین قرآنی را قبول دارند وبه تفسیر می کشانند که در آن تئوری رهبری عقیدتی و مکانیزم های احقاق حق رهبری به اثبات برسد. مثلا تمامی سمت و سوی مبارزه شما را در چارچوب خواسته مطلق مسعود کانالیزه کند و لاغیر.
ج) شما مجاهدین چارچوب اعتقادیتان به قرآن و تقوای دینی و مذهبی بایستی در راستای آن چیزی باشد که مسعود می خواهد در غیر این صورت یک ریاضت بی سمت و سو بیش نیست.
د) شما اگر فردأ قرآن و خدا و امامان را جستجو کنید و از کانال رهبری عقیدتی ما نباشد ته ایمانتان آن می شود که تن به امر ونهی  در قرآن و وعده های عذاب و شق منفی و ترسان در قرآن بدهید و از دستورات رهبری عقیدتی خارج و از هم جنس شدن با او بی بهره می شوید و درون خود را پر از ترس می کنید و در عملیات و انتحار و شهادت و… سر باز می زنید (خود آگاه می شوید و دیگر برای رهبری تره خرد نمی کنید و برای او خودسوزی و انتحاری نمی کنید)
ش) خدای شکنجه گر شما را در وادی و چاه عذاب قرار می دهد و از رهبری قطع کرده و تنها راه شما این است که برای رهایی از این خدای عذاب دهنده تنها به نقطه رهبری عقیدتی (مسعود) تکیه کنید.
*به هرحال خدا و قرآن از نگاه رهبری فرقه مجاهدین بی معنا و شکنجه گر است و فقط از کانال رهبری فرقه مجاهدین و در راستای خواسته ی او معنا و مفهوم دارد و لاغیر.
فی الواقع این دیدگاه و ته ذهن و ضمیر رهبری فرقه است که خدا را در مقابل خواسته ها و هوای نفس خود به چالش می کشد.
رجوی سوره نساء و نور را فقط برای آن در جمع فرقه اش تفسیر می کند که به حرمسرا سازی و به پراتیک کشاندن رقص زنان در حوض خود ساخته اش جامه عمل بپوشاند.
تئوری مناسباتی فرقه رهبر عقیدتی را حائل و مانع بین افراد و خدایشان – افراد و قرآن و هرگونه مقدسات دیگرشان اعم از اسلامی و سایر مکاتب مربوطه قرار می دهد تا افراد بدون تحقیق و اشراف و آگاهی و اساسأ بدون احساس نیاز به چنین چیزهایی در هر کاری که رهبری فرقه لازم می داند شیرجه زده و نگویند چرا؟ و چگونه؟. به گونه ای که رهبری عقیدتی فرقه گفته وقتی می گوییم شیرجه  حتی ته حوض را اگر خالی هم دیدید فکر کنید 10 متر آب عمیق را جلوی روی خود می بینید.
تمامی عملیاتهای انتحاری و خودسوزی های رهبری ساخته از این مکانیزم بیرون زده است . یعنی مریم می گوید خدا شکنجه گر است و افراد هر گناهی کنند رهبری عقیدتی آنرا پاک می کند.
 

خروج از نسخه موبایل