گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت ششم

شک امنیتی در نشست های رجوی
 بنیاد خانواده سحر: خانم سلطانی حالا که بحث به اینجا رسید ممکن است بفرمائید، با مواردی که بطور مشخص مشمول شک امنیتی می شدند چگونه تنظیم رابطه می شد؟
 خانم سلطانی: موارد خیلی مشکوک را که اصلا در نشست های رهبری نمی آوردند. گذشته از اینها حتی اگر از کسی کمترین اشعه ایی می گرفتند محال بود او را به نشست های رهبری بیاورند. به قول خودشان می گفتند حضور این افراد در مناسبات ما که مناسبات پاکی است، جُور در نمی آید. می گفتند با عملیات جاری یا غسل هفتگی و ایدئولوژی ما نمیخورد. منظورشان این بود که حتی انجام غسل هفتگی و نشست های عملیات جاری نیز باید از چشم این افراد مخفی بماند. چون نفس نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی و اعترافات در این جلسات در نوع خودش یک نوع اسرار درون تشکیلاتی محسوب می شد. به مورد نمی گفتند که ما به تو شک امنیتی داریم. غیر مستقیم طوری برخورد میکردند که دور بماند تا ضاد او اُکی بشود.
 بنیاد خانواده سحر: ضاد یعنی چه؟
 خانم سلطانی: ضاد مخفف سه کلمه ضد، اطلاعات، و داخلی است. یا ضد اطلاعات درونی هم می گفتند. حالا این فرد تا زمانی که مشخص شود واقعا نفر سازمان است یعنی بدون واسطه و دخالت دشمن به سازمان آمده، یا نفر مستقیم نفوذی یا توجیه شده دشمن که وارد مناسبات شده، باید در ورودی می ماند تا چک های لازم انجام بگیرد و از هر جهت اُکی بشود. چنین افرادی را حتی در یگانها هم راه نمی دادند. بنابراین بطور اتوماتیک این افراد نمی توانستند وارد نشست های درون تشکیلاتی بشوند، چه برسد به اینکه به نشست های رهبری راه پیدا کند. البته ممکن بود کسانی ضاد شان هم اُکی شده، و وارد یگان ها شده باشند، اما بعد به وی مظنون شده یا رفتارهای مشکوک دارد. حالا اگر در این شرایط قرار شود که چنین فردی بیاید در نشست حضور پیدا کند، برای او یک طرح کنترل تشکیلاتی ویژه دارند. برای هر نشستی که می خواهند او شرکت کند، چه در سطح مناسبات یگان ها یا در نهایت نشست های مهمتر تا حتی نشست عمومی رهبری، این طرح ویژه کنترل را روی او اجرا می کنند. ترتیبش هم خیلی رو و آشکار است. طوری که همه می توانند متوجه بشوند طرف در چه وضعیتی است. این حساسیت این اواخر حتی روی نشست های مژگان هم بود. روی حضور افراد مسئله دار هم توی نشست های مژگان طرح کنترل امنیتی می گذاشتند. یا افرادی که به لحاظ روانی به هم ریخته بودند. آنرمال شده بودند. یا مثلا پیش بینی می شد در نشست ها حرکات غیر عادی بکنند یا توی لج و لجبازی که با مسئول خود دارند، به مژگان حمله بکنند. یا نسبت به افرادی که آنها را به زور در تشکیلات نگه داشته بودند، همین حساسیت ها بود. این طرح تشکیلاتی به این شکل بود که مسئولیت این فرد از عهده حفاظت به مسئولیت افسر ستاد مربوطه محول می شد که باید چکار بکند. منتهی قبلا باید طرح کنترل توسط فرماندهان و مسئولینش چک میشد.
 روی احتمالات و روش های پیشگیرانه و کنترل کننده بحث و نتیجه گیری می شد. به این ترتیب که اگر این نفری که مورد دارد و وضعیت اش بهم ریخته و در نشست حضور دارد، این نفر در صورتی که بخواهد در سالن نشست تکان بخورد و عکس العملی نشان بدهد، سه تا چهار نفر مراقب او باشند که او نتواند کاری بکند. یعنی یک مجموعه از نهادها و مسئولین تشکیلاتی بعلاوه لایه های حفاظت و امنیت از بالا تا پائین همه درگیر این مسئله میشدند و تلاششان این بود که از هر گونه حرکت اعتراضی و واکنش آنی در نشست توسط این افراد جلوگیری کنند. مثلا این مورد اگر خواست برود سمت رجوی و به او حمله کند چه اقداماتی باید صورت بگیرد، اگر خواست از همان نقطه ای که نشسته حرفی بزند، چطور برخورد شود. یا حتی اگر خواست برود میکروفون را بگیرد و صحبت کند، چه اقداماتی برای جلوگیری از او انجام بشود. همه اینها بصورت ریز و با در نظر گرفتن همه احتمالات و شقوق پیش بینی و پیشگیری می شد.
 بنیاد خانواده سحر: خانم یوسفی تلقی و برداشت شما از اتهام شک امنیتی توسط رجوی در مناسبات چیست؟ خانم سلطانی به بعضی زمینه ها اشاره کردند، اگر ممکن است شما تحلیل تان را از این مقوله بفرمائید.
 خانم یوسفی: بهتر است به این موضوع هم از بالا نگاه کنیم. بدون توجه به جاروجنجال های رجوی و رجویست ها، اصل موضوع و اهمیت و تاثیرات و نتایج آن را بررسی کنیم. آن جزئیاتی که خانم سلطانی توضیح می دهند، می تواند بخشی از آن نگاه و هدف عمده ای باشد که رجوی آگاهانه وارد مناسباتش می کند. می داند چقدر می تواند بابت فقط طرح مثلا موضوع شک امنیتی در مناسبات به تصفیه حساب های شخصی و برخورد با منتقدین و معترضین خودش مشغول شود. خانم سلطانی غیر مستقیم به استفاده ابزاری از این موضوع اشاره کرد، به افراد بریده، مسئله دار یا حتی کسانی که به لحاظ روحی و روانی اصلا آنرمال شده اند، تعادل ندارند، بر این اساس هم ممکن است واکنش و یا کنش غیر معمول و غیر طبیعی نشان بدهند. خوب طبیعتا هیچ آدم منصف و درستی با چنین موضوعاتی برخورد امنیتی و کور نمی کند. این آدم بدبخت و نگون بخت را نمی برد در سیاهه و لیست آدم هایی که بریده اند، یا معترض هستند. اما رجوی قربانی های خودش را در این وضعیت هم رها نمی کند. می برد در دستگاهی که بتواند به معنای دقیق کلمه له کند و تبدیل به تفاله نماید. از چرخه حیات و زندگی خارج کند. چگونه؟ با زدن انگ و اتهام شک امنیتی، با عنوان نفوذی و مزدور و از این دست انگ های ابداعی. برای اینکه می داند اگر این ریل و پروسه را بخواهد از مجرای علت و معلولی و چرایی حل کند، کارش بیخ پیدا می کند. در ادامه نمی تواند سفره اش را جمع کند. دستگاهش ول می شود و همینطور تا از هم پاشیدن کامل پیش می رود. برای همین است که این مفاهیم من درآوردی را وارد ادبیات سیاسی و تشکیلاتی میکند.
 به نظر من شک امنیتی در تشکیلات رجوی اگر چه بر اساس زمینه های اندک عینی شکل گرفت و ادامه پیدا کرد، اما چیزی بیشتر از پوشش و بهانه برای برخوردهای درون تشکیلاتی نبود. شما برای تحلیل هر پدیده ای که رجوی روی آن مانور داده یا خودش ابداع کرده یا بر اساس همین زمینه های حداقلی و گمانه زنی ها و احتمالات شکل گرفته بجای اینکه آن را بصورت مستقل مورد ارزیابی قرار بدهید، در یک مجموعه و ساختار، به عنوان یک جزء از یک کل نگاه کنید. بعد ببینید این پدیده تا چه اندازه در خدمت محتوا و مفهوم خودش است و تا چه اندازه در خدمت یک امر ثانوی است. مثلا برای بررسی همین موضوع شک امنیتی بروید ببینید تا حالا چه اندازه موردهای شک امنیتی در سازمان و کسانی که به این ترتیب مورد برخورد رجوی قرار گرفته اند، واقعا وابسته بوده اند، واقعا نفوذی بوده اند، قصد و غرض داشته اند و حساب شده وارد سازمان شده اند. بعد از میان این همه نام و نشان که همه شان هم اینک در غرب با سختی و بدبختی و تهیدستی زندگی می کنند، اما رنج و محنت این زندگی را بر ننگ ایستادن در پشت سر رجوی ترجیح می دهند، ببینید چند نفرشان می توانسته اند نفوذی وابسته و موضوع امنیتی رجوی بوده باشند. که اگر چنین بود که بعد از سالها بالاخره یا به ایران می رفتند یا همینجا مورد حمایت جمهوری اسلامی قرار می گرفتند. با همین فاکت ها و زمینه ها می شود نتیجه گیری کرد. همانطور که پس از سالها مشخص شد محاکمات و شک های امنیتی استالین یک دروغ و بهانه برای استیلای حاکمیت او بوده، اما در مورد رجوی به لطف خیلی فاکتورها و زمینه های اطلاع رسانی خلق الساعه ماهیت این گونه اقدامات بر ملا شده است.
 

خروج از نسخه موبایل