آقای رجوی رفتنت معنی استراتژیک پیدا کرد یا نه؟

همه می دانند که رجوی برای به دست آوردن سلاح و تجهیزات و امکانات و پول به خدمت صدام درآمد و همه چیز خود را از تمام اصول سازمانی و آرمانی گرفته تا حمایت های داخلی و خارجی درکفه ترازوی صدام گذاشت و با آن معاوضه نمود.
دریک قلم تمامی اعضای شورایی غیر مجاهد را که تاحدودی وزنه هایی علیه رژیم ایران بودند را از دست داد.
این آن استراتژی انتخابی آقای رجوی بود که اکنون سی و اندی سال از آن می گذرد و اما جز جنازه های زیرخاک در اقصا نقاط عراق و تحقیر و بدبختی چیزی برای مجاهدین باقی نماند.
اکنون از این استراتژی تعدادی پیر و کهنسال در قالب انسان های بی دفاع درکمپی ترانزیتی بنام لیبرتی باز هم اسیر ترفند های رجوی هستند و درته خط تنها مجموعه مریضی و بیماری های لاعلاج دست آورد راندمان کار آنها شد.
راستی رجوی بعد از عملیات کرد کشی و شیعه کشی در جمع بندی عملیات چراگفت ما می توانستیم مریم را به خارج از مهلکه بفرستیم اما خودمان نه چون معنی استراتژیک پیدا می کرد؟
مگر نه اینکه رجوی حرفش این بود که او عراق آمدن را مساوی  با سرنگونی رژیم قول  داده بود و تمامی گروه ها و دسته جات خارج کشوری را که به قول او عمل نکرده  و به عراق نیامده بودند سوزانده و گفت تنها استراتژی نزد صدام و گرفتن سلاح و تجهیزات از آنجاست؟
اکنون که 12 سالی است که جناب رجوی فلنگ رابسته آیا آن حرف معنی استراتژیک پیدا کرد یا نه؟
همه افرادی که روزی با رجوی بوده و یا هم اکنون هستند دقیقأ می دانند که  استراتژی از نظر رجوی یعنی که: بدست آوردن پول و امکانات در قبال هرچیز وبه هرقیمتی حتی ناموس فروشی. استراتژی یعنی زنده ماندن و عشق و صفا کردن به هر قیمتی و به بهایی حتی کشتن و سربه نیست کردن نزدیکترین اعضای خود. استراتژی رجوی یعنی هزار تا زن داشتن از سنین 12 تا 40 ساله و عشق کردن برای صف کردن آنها و سان دیدن روزانه.
استراتژی رجوی یعنی درست کردن کرسی و لم دادن زیرآن و حلقه زدن صدها زن دور او… استراتژی از دید رجوی یعنی فراموش کردن تمامی کشته هایی که در اقصا نقاط عراق زیر خاک برده و جا گذاشته است. استراتژی رجوی یعنی بی غیرتی  و جازدن و خیانت به همه چیز. اصلا دریک کلام همه بدبخت های مجاهدین که روزی به استراتژی رجوی تکیه کرده بودند خسره الدنیا و الاخره شدند وبرای هیچ وپوچ هرکدام درگوشه ای از خاک عراق دستشان به خون بی گناهان آلوده و خود نیز زیرخاک رفته و فراموش گشته اند.
اما رجوی کنار صفی تا پاریس از زنان عشق و حال استراتژیکی اش را  ادامه می دهد.راستی آقای رجوی رفتنت معنی استراتژیک پیدا کرد یا نه؟
 

خروج از نسخه موبایل