مریم قجر دیگر حنایت رنگی ندارد؟!

زبان حال مریم قجر در تمامی جلساتی که برگزار می کند این گونه است که  ژست آلترناتیو به خودش می گیرد و عجز و ناله سر می دهد که به اربابان خود بگوید به پیر و به پیغمبر ما همانیم که شما می خواهید.  
خانم قجر مدعی است شورای ملی مقاومت خواهان ایرانی دمکراتیک براساس جدایی دین از دولت و حاکمیت کثرت گرا و برابری زن و مرد هستیم و جامعه ای را بر اساس حقوق بشر بدون شکنجه و اعدام و خواهان ایرانی غیر اتمی و کلا آرمان ما خلاصه می شود در سه اصل. آزادی، دمکراسی ، برابری.  بنظرم  که تا اینجا مشکلی نیست اما اینکه چقدر آدم پایبند به این اصول باشد مهم است. بهترین قضاوت درخصوص پایبندی شما به این اصول که مدعی آن هستید،کارنامه و عملکرد  شما در این سی و چند سال است که بهتر است با هم  مروری بر عملکرد شما داشته باشیم تا ببینیم شمایی که تا دیروز دست به اسلحه بودید و به ترور هم وطنانتان در ایران می پرداختید و کاری از پیش نبردید و  امروز به این نتیجه رسیدید دیگر ترور و خشونت فایده ندارد و تصور کردید ژست دموکرات بودن و ندای آزادی سر دادن بهتر می تواند اهداف خبیثانه شما را پیش ببرد، در عمل در کدام جهت حرکت کرده اید.
در اینجا می خواهیم عملکرد شما را در راستای این دموکراسی و آزادی و برابری در سازمان کوچکی که الان رهبری آن را بر عهده دارید بررسی کنیم تا پوچ بودن ادعاهایی که مطرح می کنید را اثبات کنیم .
در رابطه با هر کدام از محورهای صحبت وی می توان انبوهی نوشت و اثبات کرد که تماما شعاری بیش نیست اما قبل وارد شدن به بحث مریم قجر باید گفت حیات و ممات این سازمان بنا شده بر خشونت و تروریسم  و در همین اثنا است که بقا پیدا کرده است. اتفاقا هر کجا ناهنجاری بوده این سازمان خواسته عرض اندامی کند و خودی نشان دهد. بطور مثال از زمان جنگ ایران و عراق و همسوئی با صدام و این فرصت را غنیمت شمردن و رجوی با رفتن در زیر چتر صدام چند سالی را برای خودش جولان داد. ما که در درون تشکیلات بوده ایم می دانیم رجوی هیچ گاه چیزی به مثابه ایدئولوژی نداشته و تنها متدولوژی بوده که با هر شرایط رنگ عوض کرده تابع آن و زیر چتر همه با اقتضاء زمان رفته است.  
در بحث هسته ای ایران برایش مهم است از این جنبه که ما فقط دنبال قسمت صلح طلبانه و کاربردهای آن هستیم در بحث تکنولوژی روز و این حق مسلم ماست اما می بینیم همین سازمان مجاهدین چگونه بر این طبل می کوبند و بلند گو امپریالیسم و صهیونیسم می شود. خودشان را نخود هر آشی می کنند و می گویند ما خواهان ایرانی غیر اتمی هستیم یعنی در دنیای سیاسی بابا از ما حمایت کنید ما غلام شمائیم و فقط ما در راس حکومت باشیم هر چه شما بگید همان یادشان رفت تا دیروز شعار ضد آمریکائی می دادند.
روزی رجوی سلاح بر کمر و ژست مبارزه را می گرفت و امروز دنبال فرصتی و بحرانی که شرایط را به ایران ربط دهد.  در بحث داعش همه حتی خود آمریکا این اقدامات را محکوم می کند ولی رجوی و مریم قجر اعلام می کنند رژیم ایران صد مرتبه  با سلاح اتمی به مراتب خطر ناک تر از داعش است.  این است فهم مغز متفکر و خوش رقصی برای همان داعش حتی یک تنگلر نمی زند. خلاصه در همه جا متناسب با شرایط پرچم سازش بلند می کند و گفته خود آق مسعود اگر لازم باشد دامن هم می پوشیم  راست می گوید کسی نه اصولی و نه ارزش و ضد ازرشی برایش مهم نیست. مصلحت روزش را با بقاء خود می بیند. وای بر این زندگی خفت بار.
باید به مریم قجر گفت مسعود هرچه گفت تا به امروز سراب بود و خیال بافی و تو هم طوری صحبت می کنی و وانمود می کنی نه انگار که خودت سالیان در تشکیلات بود و تمام خط و خطوط شوهرت را پیش می بردی و تو نبودی که فرمان می دادی آنقدر از زنان و مردان کار بکشید که خستگی ناشی از کار مجبور نشوند به چیزی دیگری فکر کنند و یا در گرمای عراق کارهای غیر ضروری بگذارید تا چهره های افراد سوخته شود و از شکل و رو بیفتد  و یا مگر فرمان در آوردن رحم زنان را تو ندادی.  شما با انقلاب کذائی، کانون خانواده که آنقدر  مقدس بوده و هست و از زمان آدم و حوا بوده آنرا با بی حرمتی کامل از هم گسستید. بعد شعار برابری می دهید چه کسی را فریب می دهید در حال حاضر آیا کسی قادر است خودش را هم سطوح تو بداند و از کمتریت امکاناتی که تو داری برای خودش داشته باشد این است دجالیت تو و شوهر چرچیل ترسویت. آیا مگر همین شماها نبودید که افراد را به خاطر صحبت کردن زبان مادر با یکدیگر مورد ماخذه قرار می دادید. حال از کثرت گرائی صحبت می کنید. مگر افرادی که سنی و یا اعتقادات دیگری غیر از مجاهدین داشتند را وادار به قبول ایدئولوژی خودتان نمی کردید و با تحقیر افراد آدمها را کوچک می شمردید. یادم هست نفراتی که سنی بوده و دست بسته نماز می خواندند را با فشار می خواستید شرط مجاهد شدنشان را اجراء نکردن اعقادات و سنت هایشان بر می شمردید  مگر مجاهد غیر از این بود که جانشان را کف دست شما گذاشته بود و برای خودش چیزی نمی خواست. ولی هدف شما این بود که آدمها را کاملا در اختیار خودتان بگیرید.آیا شما یک با ر اجازه دادید یک نفر انتقادی از رجوی کند و اشتباهاتش را گوشزد کند. شما داعیه کدامین دمکراتیک بودن را دارید. ادعای کدام پایگاه و حمایت خانواده ها را دارید.  خانواده ای که برای دیدن فرزندانشان می آمدند و شما آنها را مزدور می خواندید  شرم بر شما با اینهمه  دنائت و خیانت. حال مدعی هستید با این آرمان قدرت سرنگونی و پیروزی دارید. خنده دار است و مضحک و برای شما که اینقدر ناقص العقل هستید جای تاسف.  پس هم چنان بر این طبل آرمان خواهی بکوبید  تا روزی  تو و مسعود سر از غار در بیاورید و به عنوان فسیل قرن در موزه نگهداری شوید.

خروج از نسخه موبایل