عملیات مرصاد نقطه پایانی بر تحلیل های آبکی رجوی ها

رجوی ها در زمان جنگ عراق علیه ایران در تحلیل های خود بیان می نمود که حکومت ایران دست به صلح نخواهد زد و اگر این کار انجام شود صلح طناب دار حکومت خواهد بود ولی بعد از قبول آتش بس از طرف ایران سران فرقه تمام تحلیل های خود را بر باد رفته می دیدند.
رجوی ها برای اینکه به این مسئله پاسخگو نباشد سعی نمود با هماهنگی دولت عراق دست به عملیاتی بزند که از قبل می دانست این کار ماجراجویانه می باشد و افراد زیادی کشته خواهند شد.
ولی شرایط اوضاع به نحوی بود که رجوی مجبور بود دست به این خودکشی بزند و اگر اینکار را نمی کرد در عراق می سوخت و در نهایت می بایست عراق را ترک می کرد.
رجوی فریبکار در نشست توجیه عملیات سعی نمود با ردیف کردن یک مشت دروغ به افراد خود امیدواری دهد که کار به اصطلاح حکومت ایران تمام است و در نهایت بعد از چند روز سرنگون خواهد شد!!.
در این نشست سعی نمود با به صحنه آوردن افراد جیره خوارش این فضا را در افراد ایجاد کند و به آنان روحیه دهد و در تحلیل هایش مدام از کمک مردم حرف می زد و اینکه به ما در امر به اصطلاح سرنگونی کمک خواهند کرد ولی هر چقدر به داخل خاک ایران نفوذ می کردیم خبری از مردمی که رجوی ادعا می کرد نبود و از طرف دیگر مطرح می کرد که روحیه سپاه و ارتش بسیار ضعیف است و توان مقابله با به اصطلاح ارتش آزادی بخش را ندارند ولی شاهد بودیم که رجوی فقط قصد داشت با ردیف کردن یک مشت دروغ به ما روحیه بدهد.
بعد از گذشت چند روز دست از پا درازتر عقب نشینی کردیم و باز هم قرارگاه اشرف و زمان دیگری برای به اصطلاح سرنگونی. ولی این ماندگاری در اشرف دیگر خبری از جنگ عراق علیه ایران نبود که به افراد روحیه بدهد و بخواهند در مناسبات بمانند این تناقضات باعث شد که افراد زیادی در همان موقع از مناسبات جدا شده و به خارج از کشور بروند.
وی در نشست جمع بندی با دریدگی تمام مطرح نمود که این عملیات بیمه نامه ما در عراق بوده است اگر هر کسی شعور سیاسی داشته باشد متوجه خواهد شد که این بیمه نامه اکنون کجاست و اگر در عراق بیمه بودید مربوط به دوران صدام دیکتاتور بوده که شما مزدوران برای او کار می کردید مردم عراق اکنون خواهان اخراج شما هستند به همین خاطر است که اکنون به سرویس های اطلاعاتی و اسرائیلی و شیوخ مرتجع منطقه آویزان شدید این بیمه نامه به درد خود رجوی و زن سومش می خورد.
از طرف دیگر رجوی ها ماهیت خود را در همکاری با صدام معدوم کاملا آشکار نمود و برای همه مشخص شدکه این سازمان زائده جنگ می باشد و اگر دست به این خودکشی نمی زد دیگر در عراق جایی نداشت البته اکنون زمان زیادی گذشته است ولی به لطف خدا چهره واقعی رجوی ها برای همه رو شده و باید خاک عراق را ترک کند تا او و زن سومش آرزوی به اصطلاح سرنگونی خیالیش را به گور ببرد.
رجوی در نشست جمع بندی و انقلاب طلاق توانست جلوی مقداری از ریزش نیروهایش را بگیرد و در عراق ماندگار شود ولی هر چه که جلوتر می رفتیم این به ضرر فرقه بوده و اکنون شاهد هستیم که همه افراد آگاه به او انتقاد می کنند که این عملیات یک خودکشی نظامی بوده است ولی سران فرقه به جای گوش کردن به حرف منتقدین باز همان شیوه مارک زدن و خراب کردن چهره افراد استفاده می کنند و حاضر نیستند واقعیت موجود را در یابند.
حال بگذار هر چه مریم در فرانسه شعار به اصطلاح سرنگونی سر دهد و به کمک شوهر فراریش بشتابد ولی مطمئن باشید مردم ایران به ماهیت کثیف شما پی بردند و در ایران جایی ندارید.
عبداله افغان   
 

خروج از نسخه موبایل