پایان تعبیر یک رویای خیالی

رویای مسعود از ابتدارسیدن به  قدرت وحاکمیت در ایران بود برای جامه عمل پوشیدن به رویای خود!  به هر قیمتی از ابتدا شروع به خیانت وخونریزی کرد. واز آن  سه دهه واندی میگذرد.   
مسعود از ابتدا نفرات را به وعده قدرت و جامعه دموکراسی  امید می داد و این شیاد شیطان صفت به همین شکل سالهاست جوانهای ما را به شگردها و ترفندهای فریبکارانه در تارهای عنکبوتی خودش فکروجسمشان را به زنجیر کشید.
سازمان مجاهدین در رأسش مسعود و مریم در این سالها مرتب با وعده اینکه میریم ایران شش ماه اول شش ماه دوم وبعد از این انتخاب ویا  بعد ازآن  وهر بار به هر شکل نفرات واعضاء را برای  دوره بعد سرکار میگذاردند وهمیشه این اعضا تشکیلات بودند که  بدهکار ومقصر شناخته می شدند وگناه ندانمکاری وبی فکری مسعود ومریم را قربانیان تشکیلات با  بهای خون و جانشان داده و می دهند بطور مثال در جنگ وحمله دروغ جاویدان یا به اصطلاح خودشان عملیات فروغ جاویدان که برحسب اتفاق پنجم مرداد سالروز خیانتی دیگر از مسعود رجوی وسرانش با ایران وایرانی می باشد.
بعداز اعلام آتش بس بین دولت ایران وعراق، فرقه که وضعیت خود را در عراق بسیار متزلزل می دیدند وباید به خیلی از سئوالها جواب پس می دادند رجوی به فکر عملیاتی افتاد ومی دانست ازپیش شکست خورده است دقیقاً قبل از عملیات درنشست های توجیه ای رجوی فریب کار مطرح می کرد که بعد از فتح مهران دیگر نباید دست به عملیات درمنطقه مرزی بزنیم وباید نوع عملیات خود را به داخل عمق ایران گسترش دهیم وبا این حرف جمعیت شعار دادند امروز مهران فردا تهران!!  البته باید گفت دیگر تهرانی درکار نبود ودر حد یک شعار باقی ماند نفرات فریب خورده سرمست شعارهای رجوی بودند فکر می کردند که کار حکومت ایران تمام است وفرقه رجوی پیروز این جنگ خواهد بود.

درموقع عقب نشینی شاهد بودیم که چگونه براثر ندانم کاری وخیره سری افراد کشته شدند تعداد کمی به اشرف بازگشتند لعنت بر رجوی ها که اینگونه با دانستن این شکست عملیات افراد خودش را به کشتن داد. آیا استراتژی جنگ مسلحانه از خاک عراق درست بود؟ مسعود رجوی که طراح عملیات بود الان کجاست؟ وبه لحاظ سیاسی در چه نقطه ای قرار دارد؟ بعد از عملیات مسعود گفته بود بقاء واستقلال سازمان بیمه وتضمین شد ایا درست گفته بود؟
 وقتی نفرات به اشرف بازگشتند  چند روز بعد رجوی فریب کار در یک نشست  با کمال پرورویی و وقاحت سوره (انا فتحنا) را خواند وآنرا یک پیروزی بزرگ برای به اصطلاح مقاومت ایران مطرح کرد.
وبعد رجوی فریبکار با آوردن بحث انقلاب طلاق روی این شکست را گل گرفت وعملا خودش را از پاسخگویی به سئوالات مبرا نمود ولی هرروز که می گذرد برهمگان روشن  می شود که آن شکست خفت باری برای او و دار و دسته هایش بوده است وعملا ً می توان گفت که این شروع پایان ماندگاری رجوی ها در عراق بوده واکنون هم شاهد هستیم  که بعد از تخلیه اشرف در حال خارج شدن از عراق هستند ورجوی های جنایت کار شهر شرف به اصطلاح  سقوط کرد.
 واکنون به اصطلاح ارتش ازادی بخش در لیبرتی در انتظار انتقال به کشورهای دیگر هستند ومسعود همچنان با بی شرمی و وقاحت توافق هسته ای را کاغذ پاره ای بیش نمی داند وبه خیال خود کار رژیم تمام است.اکنون می گوید بعد از انتخابات وهمچنان نفرات را وعده سر خرمن در تشکلات دروغیش زنده به گور کرده.
 حال سئوال اینست تاکی باید فرزندان فدای جاه طلبی وتفکرات پوچ این شیاد گرفتار باشند؟چرا برای آزادی  یک جا اسیران از بند این فرقه تصمیم جدی گرفته نمی شود؟ وچرا برای حتی انتقال نفرات سازمان مر تب به کار شکنی می کنند؟ وچرا همیشه برای تعیین نفرات به کشور البانی وکشورهای دیگر باید سران فرقه تصمیم گیرنده باشند؟ وچرا اجازه پناهندگی به دیگر کشورها داده نمی شود؟ وهزاران چرای دیگر؟!………
اکبرزاده

خروج از نسخه موبایل