عصر ارتباطات جهان است نه فرقه رجوی

فرقه رجوی در یکی از وب های وابسته نوشته با موضوع عصر ارتباطات و دسترسی به اینترنت چاپ کرده است و به بهانه تشکیل کارگروه و نماد شبکه مجازی در ایران آورده است. در عصر ارتباطات دسترسی به اینترنت یکی از شاخص های حقوق شهروندی در استانداردهای سازمان ملل است و در ادامه به نقل از شبکه خبر رژیم 8 شهریور آورده است، دسترسی افسار گسیخته به کنترل افکار عمومی اینترنت به اصطلاح رایگان این روزها به یکی از اخبار داغ فن آوری اطلاعات تبدیل شده است. پروژه ای که ظاهراً قرار است به اهداف خاص و خطرناک امنیتی مناطق محروم و کشورهای افریقایی…
پس این فرقه نتیجه می گیرد که رژیم از اینترنت می ترسد و از ترس جوانان شورای قضایی مجازی را تشکیل داده است و برای جلوگیری از آگاهی مردم دست به این کارها می زند. اولاً این جملات و حرف ها از زبان آدم هایی (اگر آدم تصور شوند) بیرون می آید که خود سابقه وحشتناکی از سانسور صد در صدی و خفقان و دلهره آوری دارند. خفقانی که فقط یک صدای تک و منفرد به گوش می رسید و آن صدای رجوی و فرقه بود که خود را حق مجسم در تمام دنیا و صاحب نظر از هرکس در کره خاکی در هر اموری می دانستند اما تا اینجا شاید کمی اشکال نباشد ولی وقتی پای نبود آزادی وسرکوب عقاید و قطع تمامی راه های ارتباطی با جهان بیرون باشد شاید برای افراد تصوری گران و ناباور باشد.
اما واقعیت این است که در مناسبات رجوی که ادعای آزادی خلق ها و خلق ایران و عدالت و مساوات (جامعه بی طبقه توحیدی) زیاد به گوش می رسد و هر تفاله ای را به نام کارشناس به صحنه آوردند و از این مناسبات تمجید و تعریف کند، این خبرها نیست و در درون آن کنترل شدید و احاطه کامل بر افراد و محیط زندگی آنان وجود دارد.
ماهواره و اینترنت حرام بود و اگر کسی حتی به ذهنش می آمد بایستی خود را تخلیه می کرد و در جلسات کنترل ذهن به عنوان تناقض و تابو به فرمانده خود و جمع حاضر ماجرا را گفته و مجبور بود خود سانسوری کند و حقایق وجودی و واقعی و مطالبات حقیقی در مورد خود و مناسبات را نگوید.
در مقر ها سازمان رجوی (فرقه تروریستی رجوی) در عراق به نام مبارزه با رژیم ایران هر کاری بر سر افراد آورده می شد. برادران مسئول (شکنجه گران و فرماندهان رجوی) کسانی بودند که در هر یگان و یا مرکز و مقر مسئولیت اول آنان این که کنترل عقیدتی و جنسی افراد آن حوزه را پی گیری نمایند.
بعنوان مثال هوشنگ دودکانی و حمید یوسفی وقتی افراد برای میان وعده ای به سالن های غذاخوری می آمدند و یا اقلام و مواد ماهانه را به افراد می فرستادند وظیفه شان نظارت بر رفتار افراد بود. وسایل بهداشتی که با پول صدام از بازار عراق تهیه می کردند عکس های تبلیغاتی زنان را بر روی آنان بر می داشتند و در سالن های غذاخوری کوچکترین حرکات در مورد برادران تحت مسئولیت خود زیر نظر داشتند که با جنس مخالف چه واکنشی دارند.
در شرایطی که زنان گوشه ای دور و در کنج سالن میزشان جدا و عموماً آنان غذای خود را برداشته به دفاتر یا محل کار خود صرف می کردند.
در یکی از موارد، صادق – ک در مرکز 4 به فرماندهی زنی به نام فیروزمند بود، وقتی به درخواست او که علاقه به اکریوم داشت تن دادند و او در سالن غذاخوری مشغول آن می شد به بهانه این که خواهران (زنان مناسبات) را به این شیوه جذب خود می کند، اکریوم را جمع کرده و یا به او وقت و زمان نمی دادند که به آن رسیدگی کند.
در مقرها مدتی باغ وحش به راه انداختند که تبلیغ کنند اشرف به اصطلاح شهر است و نه یک پادگان نظامی،  با تمام خصوصیات یک فرقه تروریستی و خشن و این که تعداد اندکی حیوانات مانند خرگوش…در آن بود که وقتی فهمیدند این می تواند انگیزه زندگی و تمایل جنسی برای نفرات شود و خاطرات یک زندگی عادی که رجوی از آن ها به بهانه مبارزه گرفته بود سریعاً همه این باغ وحش های کوچک را در مقرها و در پارک به اصطلاح اشرف جمع کردند تا مبادا برادر مجاهد دچار مشکل شود و کار دستشان بدهد.
این گوشه ای خلاصه شده از نمونه هایی است ازمناسبات تنگ و بسته رجوی که نه از ماهواره، اینترنت و یا موبایل خبری بود و نه از یک زندگی عادی که تمام این ویژگی ها منحصراً در یک فرقه می گنجد که برای اسارت افراد تمام سعی و کوشش این است با توجیه همه مسائل همه را به نفع خود مصادره بکند و در مقابل باز ادعای لااکراه فی دین، آزاد اندیشی، آگاهی بخشی، آزادی خواهی را ورد زبان خود می کند و نسخه برای مردم ایران می پیچد در شرایطی که تحمل یک انتقاد را نداشته و رادیو در دست افراد به منزله فروپاشی ایدئولوژیک دست ساز خود تلقی می کند که بایستی به کمدهای شخصی نفرات دست برد بزند و هفتگی به بازرسی آن ها بپردازد و اقلام ممنوع احتمالی را جمع آوری کند و به همه تذکر داده می شد هیچ کس نباید کمد انفرادی خود را قفل کند و برادر مجاهد!! نباید هیچ موقع در آسایشگاه تکیده و لم بزند.
از این جهت باید گفت به سران این فرقه شما با همین شیوه ها افراد را فریب می دادید و با آرمان گرایی کاذب و ساختار فرقه ای افراد و اعضاء و بدون تعلل، اگر دیوارهای بلند کنترل ذهن که توام با حصار فیزیکی (قطع ارتباط کامل با جهان خارج) نبود که به این نفرات تحمیل کرده اید هزاران بار دفن و مردار شده بودید. پس بیهوده جلز و ولز برای آزادی مردم نکنید که شما بیشتر از هر کسی رسواتر و بی آبروتر هستید و مردم احتیاجی به این اراجیف تکراری شما ندارند که دستت در دست بیگانگان از هر توطئه ای بر علیه آنان خودداری نکردید.
 

خروج از نسخه موبایل