نترسید، بمباران مواضع داعش جدی نیست!

حال که باند رجوی حمایت مستقیم از داعش را پرهزینه  وآبرو بر دانسته، برای انجام این کمک دموکراتیک؟! ازراه دیگری وارد شده وبا نقل قول هایی ازکارشناسان ومتخصصین آنچنانی خواسته است که این حمایت خود ازداعش را رنگ وآبی بهتر داده و کم هزینه ترش کند!
 وجود داعشی که درآموزش وسازماندهی اش، افسران اطلاعاتی صدام نقش بی بدیلی را بعهده داشتند و " عشایر انقلابی عراقی رجوی" حامی آشکار ونهان آن بودند، نمیتواند مورد مخالفت فرقه ی رجوی قرار بگیرد واگر گاها مخالف خوانی هایی دراین مورد مشاهده میشود، ناشی ازریاکاری شخص مسعود رجوی است که با هدف ناشناخته ماندن ماهیت وساختار داعش انجام گرفته است!!
کار فرقه ی رجوی دراین مورد کوبیدن میخ بر مغز مردم و گاهی برنعل سم داعش است وبشدت فریبکارانه!
درمقاله ی تحلیلی این باند که " بمباران مواضع داعش بحران سوریه را حل نمی‌کند،قدرت‌های غربی باید بر بیرون راندن بشار اسد از مسند قدرت متمرکز شوند " تیتر خورده، آمده است:
"… با این حال متخصصان خاورمیانه در موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (IISS) می‌گویند: «تمرکز صرف قدرت‌های جهانی بر بمباران مواضع داعش اشتباه است و تلاش‌های آنها باید بر پایین کشیدن بشار اسد از مسند قدرت متمرکز شود، چرا که با رهبری او بسیاری از شهرهای سوریه تبدیل به آوار شده‌اند و نبرد داخلی در این کشور از چهار سال گذشته تا کنون بیش از ۲۴۰ هزار قربانی گرفته است ".
اولا این بمباران ها چندان جدی نیستند وما بارها شنیده ایم که درلحظه ی مناسب بمباران ها، به خلبان عامل، دستور ترک محل وعدم بمباران داده میشود و یا اغلب مواضعی بمباران میشوند که گزینشی بوده و خسارت چندانی برداعش وارد نمیآورد و خلاصه اینکه این بمباران های گزینشی صرفا برای خالی نبودن عریضه است!
بخصوص اینکه باید طمع کاری های داعش را به دست اندازی های ناموفق به چاه های نفتی تحت اجاره یا مورد بهره برداری شرکت های آمریکائی- اروپایی که حکم بی تربیتی وتمرد هم داشته، توجه نمود!
دوما چرا باید بشار اسد؟! آیا اوبوده که  برتظاهرات مدنی مردم سوار شده وباسرعت زیاد آنرا تبدیل به یک جنگ مسلحانه کرده ومردم را ازصحنه خارج کرد یا این دنیای سلطه گر بوده که این جنگ ظالمانه را به مردم سوریه تحمیل کرده ومردم هاج واج مانده ی سوریه، پس از مشاهده ی سبعیت این لشکریان متنوع سلفی تا گوش به فرمانان نئوکان هایی که به چیزی  کمتر ازتصرف تمامی جهان راضی نیستند، اکثرا راه خود رادرمسلح شدن ودفاع ازکشور خود بهمراه ارتش سوریه دیدند؟!
دوباره میخوانیم:
" کلر تالون، از فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر، می‌گوید: «حملات هوایی ائتلاف [علیه مواضع دولت اسلامی] هیچ چیزی را تغییر نداده و ما حالا با این پرسش مواجه‌ایم که آیا اساسا انجام چنین حملاتی ضرورت دارد یا نه.»
دراین مورد که تنها قطع منابع مالی داعش ها و بستن مرزها واردوگاه هایی که داعش وامثالهم درآن به یارگیری مشغول اند، میتواند برجنگ موجود درسوریه پایان داده واحتیاجی به بمباران مواضع آنها نباشد، حق با آقای " کلر تالون " است!
همچنین:  
" مسئله اساسی و شکاف‌ساز موجود، همچنان مسئله ماندن یا رفتن بشار اسد است. ایران و روسیه به‌عنوان مهم‌ترین هم‌پیمانان او می‌گویند هر راهکاری که پیشنهاد می‌شود باید مبنایش بقای اسد در قدرت باشد و عربستان و آمریکا و ترکیه و دیگر هم‌پیمانان‌شان از سوی دیگر برکناری اسد از قدرت را پیش‌شرط گذار سیاسی در سوریه می‌دانند. شکاف کنونی بر سر همین موضوع، راه رسیدن به راه‌حل دیپلماتیک را سد کرده است… به اعتقاد متخصصان موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک، آنچه موجب آوارگی بیش از ۵/۶ میلیون شهروند سوریه در درون مرزهای این کشور و گریز بیش از ۴ میلیون تن از آنها به خارج از مرزهای آن شده، نه گسترش دامنه نفوذ و تاثیر "دولت اسلامی"، که جنگی است که رژیم بشار اسد آتشش را برافروخته است. به گفته آنها، مسئله اصلی بشار اسد است و بیش از "دولت اسلامی" باید به او توجه شود: «باید از دریچه‌ای دیگر به این بحران نگاه کرد؛ در حالی که بسیاری در غرب، دولت اسلامی را تهدید اصلی می‌بینند، اکثر سوری‌ها می‌گویند که شر اصلی و عامل همه نابسامانی‌ها شخص بشار اسد است و باید پیش از هرچیز تکلیف او را روشن کرد".
البته ایران وروسیه وحتی خود بشار اسد آن نوع دولت ائتلافی را که اعضایش واقعا سوری بوده وهدف شان نجات سوریه ازاین تجاوز خارجی باشد وبتواند جنگ را متوقف کند وازخرابی بیشتر ازاین جلوگیری، استقبال میکنند واین موضوع بارها دراظهارات مقامات روسی و… وخود بشار اسد آمده است!
آتش این جنگ را بشار اسد نیافروخته وبرعکس کار او دفاع ازامنیت کشور ومردم دربرابر نیروهای تکفیری فراهم شده از72 ملت است وواقع بینانه ترین راه حل قطع عملیات خرابکارانه ی تکفیری ها وسلفی ها ونئوکان هاست وپس ازآنست که ریشه ی تروریزم دراین مملکت سوزانده میشود و درانجام این مهم، هیچ عاملی باصلاحیت تر وزبده تر ازارتش قانونی خود سوریه نیست!
بشار اسد میتواند نقشی درایجاد این آوارگی ها و کشته شدن ها داشته باشد، اما نقش منفی او دراین جهت ده هابار کمتر ازنقشی است که جبهه ی ناهمگون و متحد- ودرمواردی متفرق – ارتجاع منطقه ای وجهانی برعهده دارد!
تنها بعد از رفع این فتنه هاست که میتوان رای مردم را درابقا ویا سقوط بشار اسد پرسید که مسلما درتقسیم دموکراتیک قدرت آتی، هواداران بشار اسد بعنوان یکی ازجناح های قدرت- اگر نگوییم قدرتمندترین جناح – درصحنه ی سیاسی سوریه حضور خواهد داشت!
صابر
 

خروج از نسخه موبایل