آزادي زن يا سوء استفاده از زنان

برشی از خاطرات یک جدا شده   
چرا سازمان مجاهدين طي اين ساليان اخير با حساسيت زياد روي موضوع زن انگشت گذاشته و مي گذارد، در صورتي كه سازمان در درون مناسبات خود ارزشي براي زنان قائل نبوده و نيست ،اين شعر و شعارها فقط جنبه فرماليستي دارد و در پشت پرده يا بهتر بگويم درون مناسبات بيشترين خفقان و سانسور مختص زنان عضو سازمان مي باشد.
مسعود رجوي دست به هر كاري ميزند تا به هر شكل ممكن بتواند از يك تكه نمد يك كلاه براي خود درست كند و به همين دليل نيزهر بار مجبور مي شود مواضع ايدئولوژيك خود را ناديده بگيرد و متناسب با هر زمان ايدئولوژي خود و سازمان را تغيير داده و به عبارتي بنا به شرايط زمان رنگ عوض كرد و نان را به نرخ روز بخورد مثلاًتا سال 1370 زن درون سازمان موجود نيمه بود كه با ازدواج با مرد به يك موجود كامل تبديل مي شد ولي يكباره ديدگاه مسعود ومريم رجوي تغيير كرد ، با مرور به مختصري از شرايط به وجود آمده در سازمان ميتوان عملكرد و ديدگاه آنان نسبت به زنان را بررسي و به واقعيت امر رسيد وفهميد موضوع از چه قرار است .

1-  در ازدواج هاي درون تشكيلاتي زن هيچ گونه حق انتخابي را در رابطه با همسر يعني كسي كه به عنوان شريك ساليان زندگي خود انتخاب مي كرد را نداشت و بايستي زن به مردي كه سازمان انتخاب مي كرد شوهر مي كرد و دراين باره حق هيچ گونه انتخابي را نداشت مثلاًيك دختر زير 20 سال را به يك مرد 35 الي 40 ساله مي دادند.
از ديدگاه رهبر فرقه مسعود رجوي اين كار فقط نياز جنسي مرد مورد نظر را تأمين  مي كرد  چرا كه همان زن و شوهري را هم كه تشكيلات براي هم انتخاب كرده بود در هفته تنها اجازه داشتند براي يك شب با همديگر باشند و بعد از آن نيز بايستي هر كدام يك گزارش كامل ازوقايع اتفاقيه را به مسئول خودشان درمورد همسرشان مي دادند.

2-  زن و شوهري كه باهم به سازمان پيوسته بودند چنانچه شوهر در عمليات هاي سازمان كشته مي شد زن حتي اجازه نگه داشتن عكس هاي شوهرش را هم نداشت و بلافاصله بايستي با يك مرد ديگر كه از طرف سازمان انتخاب مي شد ازدواج مي كرد!!! و در صورت امتناع از اين دستور به آن زن مارك خوردن حق رهبري (گفته مي شد شهيد متعلق به رهبر فرقه مسعود رجوي است )!!!!! زده مي شد واين همان زني است كه اين روزها سازمان تا اين حد حرف از آزادي آن مي زند تا روزي كه تن به اين ازدواج هاي اجباري نمي داد مورد تحقير و شديد ترين برخورد هاي حقارت آميز تشكيلاتي قرار مي گرفت و اين موارد بعد از عمليات فروغ در سازمان شدت زيادي پيدا كرده بود چرا كه در اين عمليات سازمان كشته هاي زيادي را متحمل شده بود.

3-  از سال 1370 به بعد رهبر سازمان مسعود رجوي ديگر تحمل اين مينيمم رابطه ها را هم نداشت بنابراين با همدستي مريم رجوي اقدام به اجراي  ترفند جديدي نمود و اسم آنرا هم«« انقلاب ايدئولوژيك»» گذاشت ، اين بار گفته شد چون زن مورد ستم مضاعف قرار گرفته و ازبدو تاريخ تحت استثمار قرار داشته بنابراين ديگر چيزي در سازمان به اسم زن و شوهر وجود ندارد و تمامي مردان بايد زنان خود را طلاق بدهند و اسم زن را هم مسعود رجوي«« عفريته»» گذاشت و مي گفت براي زن مرد و براي مرد زن حائل بين او و رهبري عقيدتي مي باشد و بااستفاده از اين حربه و بالاجبار همه خانواده ها را از يكديگر جدا و طلاق اجباري رادر سازمان به همه تحميل كرد.

4-  بعد از اين طلاق هاي اجباري براي حفظ تشكيلات و سركوب اعتراضات ، تعدادي را به عنوان شوراي رهبري انتخاب كرد !!!! و زني را كه تا ديروزعفريته و  موجود ناقصي بود و با ازدواج با مرد موجود كاملي ميشدرا به سمت شوراي رهبري انتخاب  و از آنها به عنوان اهرم فشار روي بقيه زنان و مردان استفاده نمود در اين برهه زنان را در كارهاي سخت مردانه و طاقت فرسا بكار گرفته و اسم آن را رهايي زنان از قيد و بندهاي استثماري گذاشت و با اين شيوه امكان هر گونه اعتراض و يامخالفت اعضا نسبت به فروپاشي خانواده ها را گرفته و هركس را كه ميخواست حرفي بزندبه او انگ مرتجع و ضد انقلاب ميزد.

5-  مسعود و مريم رجوي كه در دوره حاضر تا اين حد شعار آزادي زنان را سر مي دهند در درون مناسبات سازمان ذره آزادي از هر نوع كه باشد را به زنان نداده و نميدهند. اين محدوديت ها انتخاب پوشش، انتخاب شغل، و هر چيز ديگري را شامل مي شود. در درون مناسبات زن و مرد بطور كامل ازهم جدا هستند به گونه اي كه حتي پمپ بنزين قرارگاه اشرف هم زمانبندي مخصوص برای  زنان و مردان را دارد .

6-  در سازمان رجوي  مادر حتي نسبت به  فرزندش حق ابراز عواطف و احساسات مادري خود را ندارد چرا كه ابراز اين نوع عشق و علاقه ها خدشه وارد كردن به حريم رهبري قلمداد شده و جرم محسوب مي شود .

7-  عضويت در شوراي رهبري سازمان شامل زناني مي شود كه بطور كامل تمامي اعضاي خانواده خود را طرد و فقط مريم رجوي را شاخص و الگوي خود قرار داده و مدام مي بايستي در بين اعضا انقلاب رجوي را تبليغ كرده و حامي و مروج  آن باشند و در غير اينصورت انواع و اقسام تهمت ها به آنها زده شده و مورد تهديد و ارعاب واقع مي گردند.

8-  استفاده از زنان و شستشوي مغزي آنها در جهت پيشبرد اميال فرقه اي ، به شكل اعزام براي اعمال تروريستي به ايران و يا اقدام به خودسوزي و ……. به عنوان فداييان مريم رجوي.

9-  دور نگه داشتن زنان از اخبار و تبليغات سوء بر عليه جداشدگان و انهايي كه قصد جدايي دارند و ايجاد رعب وحشت كه در صورت جدايي مورد شكنجه و تجاوز جنسي قرار خواهند گرفت و با اين شيوه آنها را در بند و اسير نگه داشتن تا انتخابي به غير از تشكيلات سازمان نداشته باشند.
به دفعات مسعود و مريم رجوي در نشست ها به اعضا ميگفتند وقتي بيانيه اي در رابطه با زنان نوشته و آن را بيان ميكنيم بيانيه مربوط به خودمان نيست و استفاده بيروني دارد، در صورتيكه در تمام جوامع بشري هر موضوعي اول در درون مجموعه اجرا و پس از آن بيروني ميشود و اين همان فاصله حرف تا عمل مسعود و مريم رجوي يا بهتر بگويم عوام فريبي و نان را به نرخ روز خوردن آنها ميباشد .
تو خود بخوان حديث مفصل از اين مجمل اكنون .
اكنون قضاوت نهايي را به عهده تاريخ و خوانندگان گرامي مي گذاريم كه بخوبي مي دانيد دو صد گفته چون نيم كردار نيست .

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.