پیام به عضو اسیر لیبرتی اسماعیل پورحسن کویخی

خدمت عزیزتر از جانم؛ برادر نازنین و مهربانم آقا اسماعیل
سلام
آنچه که وادارم کرد به نمایندگی از خانواده دست به قلم ببرم احساس دلتنگی بوده و بس. حس دلتنگی ام قابل بیان نیست که بشود روی کاغذ آورد. گاها احساس میکنم درعشق درآغوش کشیدنت قلبم عمیقا به تپش می افتد ومیخواهد جابجا بشود یا اینکه از جا کنده شود. این ازحالات همه اعضای خانواده است که عاشقانه چشم انتطار تو هستند.
حقیقت امرمدت زمانی که آقای اسماعیل فلاح رنجکش به وطن وکانون پرمهرخانواده اش بازگشته ومتعاقب آن درچند جلسه دردفترانجمن نجات خانواده ها را ملاقات کرده یک جورهایی دلم هوای تو را کرده و بشدت دگرگونم کرده است.
خوشبختانه این افتخار را داشتم که به لطف آقای پوراحمد در دو جلسه حضور بهم رساندم و چند ساعتی با عضو بازگشتی خوش اقبال به صحبت نشستم. ته صحبت آقای رنجکش این بود که بشدت پشیمان ونادم بود که حداقل چرا زودترازاین رجویها را ترک نکرده ونزد خانه وکاشانه خاصه مادرسالمند وچشم انتظارش برنگشته است. ایشان اشاره میکردند به شادابی ولذتی که دراین مدت کوتاه اززندگی درکنارخانواده داشته اند ومن هم درخلوتگاه دلم ازخدا فقط آرزوی بازگشت تورا میکردم شاید که بتوانم وبتوانیم چنانچه عمری باقی بماند آن لحظات شیرین و لذت بخش به هم پیوستن را تجربه کنیم.

اسماعیل جان
متعاقب اولین وآخرین دیداری که باشما درسال 1382 دراسارتگاه اشرف داشتم ؛ 7 مرتبه دیگربه اشرف آمدم شاید که دیگربارببینمت وببوسمت. راستی در واپسین روزهای زمستان سال گذشته و شروع سال جدید یکباردیگربه لیبرتی آمدم وهرباربا چشمانی اشکبار و کوله باری ازخاطرات تلخ که سران تشکیلات رجوی ازپشته های اهانت و افترا وبی احترامی وحتی برخورد فیزیکی برایمان ایجاد کرده بودند ؛ به خانه وکاشانه خود بازگشتم.
درمنتهای خیرخواهی به شما توصیه میکنم چشم انتظارانتقال به آلبانی وهرگونه تغییروتحول ازاین جنس نباشید که خود بند واسارتی دیگردرچشم اندازاست. پس زودی همت کن. به خدا توکل کن وخودت را به نیروهای عراقی وکمیساریا بسپار و آنوقت خواهی دید درعرض دوهفته شاید کمتر روند جابجایی و انتقالت به ایران و کانون خانواده مان به اتمام خواهد رسید وآنوقت است که جملگی شادمان و شاکر خدا خواهیم شد.
راستی خوبست بدانید به توصیه مادر مرحومه مان خانه پدری با موافقت تمام اعضای خانواده به انضمام مقدار زیادی زمین با ارزش برایت به ارث مانده که ازاین بابت مطلق جای هیچ نگرانی نیست. با توجه به وضعیت اسفناک لیبرتی و همچنین روند رو به اضمحلال فرقه بدنام رجوی چند مدت پیشتر با دلی خوش وامیدوارخانه ات را بازسازی وچیدمان کردیم تا درصورت بازگشتت درآنجا به جشن و پایکوبی بپردازیم حال هرچه خدا مقدرنماید ما بدان رضایت داریم.
به خدا می سپارمت وآرزویم اینستکه بهترینها درتقدیرتوباشد وآن یقینا بازگشتت به وطن وآغوش خانواده ات است.
دوستدارت: مرتضی پورحسن کویخی

خروج از نسخه موبایل