نگاهی به وضعیت سازمان در آستانه پنجاه و یکمین سالروز تاسیسش

همانطور که همگان مطلع هستند در پانزده شهریور سال ۱۳۴۴ خورشیدی سازمان مجاهدین با هدف مبارزه با امپریالیست جهانی به سرکردگی آمریکا و رژیم وابسته شاه توسط بنیانگزاران سازمان تاسیس گردید. اما در سال پنجاه که تنها شش سال از تاسیسش می گذشت و بدون اینکه وارد عمل نظامی علیه رژیم شاه شود ؛ تمامی کادر رهبری سازمان توسط ساواک دستگیر شدند و بعدش هم که بر اثر خیانت اعضایی همچون رجوی؛ بنیانگزاران سازمان اعدام شدند و بعدش هم که در سال پنجاه وچهار سازمان دچار انشعاب گشت و گروه پیکار که مارکسیستی بدند از سازمان انشعاب کرد. و اما گروهی که در زندان هم بودند به سرکردگی رجوی خاِین خود را به اصطلاح ادامه دهندگان اصلی راه بنیانگزاران می دانستند سکان رهبری سازمان را بدست گرفتند و از همین نقطه خشت کج بنا نهاده شد و بقول معروف خشت اول که کج شد تا آخر این بنا و دیوار سازمان گشت تا اینکه اکنون این دیوار کج در باتلاق عراق در حال فرو ریختن می باشد.
حال اگر بخواهیم نگاهی اجمالی بیندازیم به وضعیت اسف بار کنونی سازمان و دلایل چنین وضعیت وخیمی بعد از بیش از نیم قرن بعد از تاسیس ؛ متوجه می شویم که اصلی ترین دلیل و اشتباه سازمان مجاهدین این بوده است که رهبری سازمان بدست یک فرد نا صالح و نا صادقی مثل رجوی افتاده است که با خیانت به بنیانگزاران سازمان این سمت را ربوده است و بدنبال آن هم خیانت ها و جنایاتی را علیه مردم ایران مرتکب گشته است تا اینکه سازمان به اصطلاح مجاهدین را به این نقطه اسف بار کنونی رسانده است.
برای روشنتر شدن موضوع فقط کافی است که به عملکرد رجوی در این سالیان صدارتش در سازمان نگاهی گذرا بیندازیم تا دلایل اصلی این وضعیت وخیم و بی آیندگی سازمان مشخص گردد.
اکنون در زیر نگاهی اجمالی می اندازیم به گوشه ای از عملکرد رجوی خاین:
یکم) خیانت رجوی به رهبری سازمان و تبدیل سازمان به یک گروه تروریستی و فرقه گرا که صد و هشتاد درجه عکس اهداف بنیاگزاران حرکت کرده تا جایی که بجای مبارزه با امپریالیست جهانی به سرکردگی آمریکا ؛ بعد از سرنگونی صدام حسین؛ رجوی تحت عنوان حرکت موازی علنا به دولت آمریکا و ارتش آمریکا در عراق پیشنهاد نوکری و مزدوری داد.
دوم) رفتن به عراق و سوار کردن استراتژی ترور و خشونت روی جنگ ایران و عراق و شرکت در جنگ ایران عراق و سرباز کشی تحت عنوان عملیات ارتش به اصطلاح آزادیبخش ؛ جهت کمک و مزدوری تمام عیار برای صدام حسین دیکتاتور سابق عراق.
سوم) راه اندازی عملیات به اصطلاح سرنگونی و به کشتن دادن بیش از هزار و پانصد تن از اعضای سازمان و کشتن افراد بی گناه در مناطق مرزی ایران و عراق.
چهارم) راه اندازی طلاقهای اجباری تحت عنوان انقلاب کذایی مریم و زندانی وشکنجه و اعدام افراد ناراضی در سازمان جهت اجرای سرکوب و خفقان و سانسور شدید در داخل مناسبات قرون وسطایی اش.
پنجم) عدم استقلال سیاسی داشتن و آویزان شدن به قدرتهای خارجی و از دست دادن پایگاه مردمی و بدنبال آن خیانت به مردم ایران با همسویی با سیاست های افراطی ترین جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا و اسراییل و عربستان سعودی علیه منافع ملی مردم ایران.
ششم)تمامیت خواهی رجوی تحت عنوان اینکه ما تنها آلترناتیو هستیم و عدم انتقاد پذیری رجوی و بدنبال آن عدم برخورداری از کوچکترین جایگاهی در بین اپوزسیون داخل و خارج کشور.
هفتم) پایه گذاری دروغگویی و عدم صداقت و دادن شعار های پوچ و توخالی در سازمان که در این رابطه می توان به دادن وعده های دروغین از جمله دادن وعده های مستمر سرنگونی شش ماهه رژیم که هیچگاه عملی نشد اشاره کرد و یا اینکه مریم رجوی در زمان جنگ آمریکا علیه صدام فرار کرده و نیروها بعد از دستگیری اش در فرانسه متوجه شدن که ایشان فرار کرده بود و یا اکنون مشخص نیست ایشان زنده یا مرده است و هیچ اطلاعی را از وضعیتش در اختیار نیروها نمی گذارند و همچنین ترویج چاپلوسی در سازمان با دادن رده تشکیلاتی بالا به افراد چاپلوس و تملق گو مثل عباس داوری.
هشتم) عدم پاسخگویی رجوی در قبال اشتباهاتی که مرتکب شده است و اصرار بر استراتژی تروریستی اش تحت عنوان مبارزه مسلحانه و بدنبال آن حمایت از گروههای تروریستی در عراق و سوریه و دخالت در امور سیاسی عراق و مخالفت با دولت منتخب مردم عراق.
نهم) نوکری تمام عیار برای صدام حسین خیانت به مردم عراق با شرکت در عملیات کردکشی و سرکوب شیعیان جنوب عراق تحت عنوان سلسله عملیات مروارید.
دهم) فرار از پاسخگویی و عدم مسولیت پذیری رجوی و راه اندازی استراتژی فرار در بین سران فرقه تروریستی اش که مادر طی این سالیان و بطور خاص اخیرا شاهد فرار سران فرقه از عراق بودیم که چگونه سر بزنگاهها و مواقعی که احساس کوچکترین خطری بکنند بدنه سازمان را بی دفاع رها کرده و فرار کرده اند. و در این رابطه در سال شصت رجوی درحالی که نیروها زیر تیغ بودند از ایران فرار کرد و بعدش در زمان سقوط صدام در حالیکه نیروها در زیر مهیب ترین بمباران در طول جنگها ی جهان بودند؛ خودش به مخفیگاه رفت و زنش را هم با بیش از چهار صد تن از سو گلی هایش به فرانسه فراری داد و اخیرا هم که اوضاع امنیتی در عراق وخیم هست و سازمان در آستانه خروج از عراق هست ما شاهد فرار سران فرقه از عراق هستیم.
یازدهم) مقابل مردم ایران قرار گرفتن و بی حرمتی به خانوادهای نیروهای سازمان و اجازه ملاقات ندادن به آنان با عزیزان شان که در کمپ لیبرتی گرفتارند بخاطر اینکه نیروهای سازمان در بی خبری کامل از دنیای بیرون قرار داشته باشند.
دوازدهم) بروز نبودن سازمان نسبت به واقعیت های موجود در جامعه کنونی ایران و خواسته های مردم و عدم اطلاع از شیوه های مد نظر اکثریت مردم ایران برای رسیدن به دمکراسی و اصرار بر استراتژی پوسیده و کهنه شده مبارزه مسلحانه که دیگر نه تنها هیچ فایده ای ندارد بلکه کاملا در مقابل جنبش آزادیخواهی مردم ایران می باشد.
بله دوستان بخاطر همین عملکرد خیانت بار رجوی است اکنون بعد از اینکه بیش از نیم قرن از تاسیس سازمان می گذرد تحت رهبری رجوی نه تنها این سازمان قدمی به جلو بر نداشته است بلکه اکنون در چند قدمی فروپاشی کامل قرار دارد و تنها نتیجه اش کشته شدن هزاران تن از نیروهای سازمان و مردم بی دفاع و غیر نظامی ایران بوده و بس.
 

خروج از نسخه موبایل