آیا با اخراج از عراق و اعلام پیروزی، ماهیت فرقه ای رجوی عوض می شود؟

بعد از اخراج اعضای فرقه رجوی از عراق به مانند گذشته به دستور مریم قجر مراسم جشن برگزار نموده و این اخراج را پیروزی بزرگ برای به اصطلاح مقاومت ایران نامید!!! اگر به نقد گذشته عملکرد فرقه رجوی در سر فصل ها بیندازیم در خواهیم یافت که همیشه این گروه تروریستی به پیروزی رسیده و اصلا در فرهنگ این فرقه مافیایی شکست معنایی ندارد. آیا اخراج از عراق برای تشکیلات رجوی پیروزی محسوب می شود یا خیر؟
ابتدا به سال 65 می رویم سالی که رجوی گور به گور شده به کشور عراق وارد شد و آن را یک پرواز تاریخ ساز نامید!!! و اعلام نمود که آتش جنگ بر علیه حکومت ایران بیشتر خواهد شد ولی شاهد بودیم که این گونه نشد و عملا مشخص شد که این فرقه زائده جنگ عراق علیه ایران بودند و بعد از آن خودکشی نظامی در عملیات دروغ جاویدان که باز رجوی گور به گور شده این شکست را یک پیروزی کشکی اعلام نمود که بیمه نامه فرقه در عراق بوده است.
در جریان حمله آمریکا به عراق در سال 70 و کشتار اکراد و شیعیان در جنوب، فرقه رجوی این را نیز یک پیروزی برای گروهش نامید که دیگر صاحب خانه یعنی صدام حسین در یافته که ما منجی وی در این عملیات بوده و سرنوشت او به سرنوشت ما گره خورده است.
بعد از سرنگونی صدام معدوم از آنجایی که رجوی همیشه وقتی سمبه پر زور باشد چنان عقب نشینی می کند که حتی حاضر است خودش را هم بفروشد و در این جریان با بلند کردن پرچم تسلیم در مقابل آمریکا عملا به کار جاسوسی و همکاری آشکار با آن کشور پرداخت و خط موازی را در پیش گرفت. در این مرحله شاهد شروع تناقضات افراد در درون تشکیلات بودیم و اینکه مگر قرار نبود به سمت ایران برویم چرا باز به قرارگاه اشرف بازگذشتیم؟ چرا رجوی ملعون خودش را نشان نمی دهد؟ مگر قرار نبود مریم قجر در کنار ارتش و رزمندگان به اصطلاح آزادی بخشش باشد چرا سر از فرانسه در آورده است؟ و انبوهی سئوالات دیگر که مسئولین تشکیلات هم که وقتی جوابگو نبودند عنوان نمودند که سئوال کردن در مورد مخفی شدن مسعود رجوی مرز سرخ است و کسی نباید این سئوال را حتی به ذهنش راه دهد. شما اعضا باید خودتان را به رجوی گور به گور شده بسپارید او بهتر از هر کسی می داند که خط سازمان را چگونه پیش ببرد. بعد از خلع سلاح شدن می توانستیم روحیه باختگی افراد را در مناسبات دید که چگونه دل و دماغی برای کار کردن نداشتند. در این مرحله باز هم رجوی گور به گور شده عنوان نمود که ما سلاح را از دست دادیم ولی صاحب سلاح برای من مانده است و می توان سلاح را از هر جایی پیدا کرد و با این حقه بازی باز هم اعلام پیروزی!!! نمود و نفرات را در تشکیلات نگهداشت ولی بودند تعداد زیادی که به ماهیت رجوی پلید پی برده و راه خروج از فرقه در پیش گرفتند.
یکی از نکات مهم که همیشه مرحوم رجوی و مسئولین بر آن تاکید داشتند خروج از اشرف بوده و آنرا برای خود مرز سرخ می دانستند و اینکه اشرف کانون نبرد استراتژیک همه آزادی خواهان جهان است!!! و کشکیاتی از این قبیل، ولی بعداً شاهد بودیم که چگونه مرحوم رجوی با خفت و خوار این کانون نبرد را ترک کرد و باز هم آنرا یک پیروزی برای خود و تشکیلاتش دانست و اکنون بعد از سی سال ماندگاری در عراق و داشتن یک زندگی شاهانه اکنون باز هم این اخراج را یک پیروزی!!! برای خود می داند و سعی دارد با جشن گرفتن و آوردن نفرات خارجه خود به خیابانها این گونه وانمود کند که به پیروزی بزرگی دست یافته است ولی در پس این حقه بازی رجوی ها باید منتظر ماند و شاهد بود که چگونه مسئولین فرقه با انبوهی از سئوالات اعضای نگون بخت خود مواجه شوند.
اگر قرار بود فرقه رجوی از عراق اخراج شود چرا بعد از انجام صلح بین عراق و ایران و شکست در عملیات دروغ جاویدان این کار را انجام نداد؟
مگر قرار نبود که رجوی با رفتن به عراق به سرنگونی خیالی خود دست یابد چرا اکنون به کشور آلبانی رفته است؟
مگر اشرف کانون نبرد و برای تشکیلات خروج از اشرف مرز سرخ ایدئولوژیک نبود حالا این مرز سرخ چه شد؟
اگر قرار بود اشرف را تخلیه کنید چرا بعد از به کشتن دادن تعداد زیادی از اعضای نگون بخت خود حاضر شدید با خفت و خواری و شبانه از اشرف فرار کنید؟
مگر در سال 65 همه دوستان شما و معاندین به شما نگفتند که رفتن به عراق آن هم در زمان جنگ یعنی سوختن، پس چرا باز رجوی گور به گور دست به این اقدام زد؟
چرا رجوی ملعون خودش را نشان نمی دهد و حاضر نیست حتی به سئوالات اعضای گرفتار در تشکیلاتش جواب بدهد؟
اگر اخراج از عراق پیروزی بزرگ برای به اصطلاح مقاومت بوده چرا زودتر از عراق خارج نشده
تا به این پیروزی برسید؟
اگر اخراج از عراق و رفتن به کشور آلبانی پیروزی بزرگ محسوب می شود پس چرا طی این 14 سال وقتی نفراتی که خواهان انتقال هر چه سریعتر افراد از عراق می شدند مورد حمله قرار داده و به آنان مزدور و انگ اطلاعاتی می زدید؟
آیا با جشن گرفتن و جار و جنجال می توان روی شکست استراتژیک فرقه رجوی خاک پاشید؟
آیا می توان با پوشاندن شیشه های آپارتمان افراد تا فرق سر در تناقض را در تشکیلات نگهداشت؟
مقدس بودن کمپ لیبرتی و تاکید زیاد بر ماندگاری و اصرار به سازمان ملل برای اعزام کلاه آبی ها و ماندن در کنار امام حسین (ع) و ادامه به اصطلاح مبارزه تا آخرین نفر چه شد؟
سئوال اینکه تکلیف استراتژی به گل نشسته ارتش آزادی بخش چرا به جای عراق سر از اروپا یعنی آلبانی در آورد؟
رجوی گور به گور شده و زن دست چندم مریم تا کی می خواهند به این بازی کثیف ادامه دهند دور نیست که افراد گرفتار در کشور آلبانی به ماهیت واقعی رجوی پی برده و متوجه شوند که این همه سال چه کلاه گشادی این زن و شوهر ملعون بر سرشان گذاشتند.
حال هر چقدر مریم قجر این زن داعشی و تکفیری سعی کند با شارلاتان بازی و خرج کردن دلارهای نفتی عربستان به جشن و پایکوبی بپردازد ولی دور نیست که این جشن های مسخره مانند ارتش خیالی اش بر سرش خراب شود.
هادی شبانی
 

خروج از نسخه موبایل