9 دی، هرچه رجوی رشته بود پنبه کرد

فرقه رجوی در جریان فتنه 88 غافلگیر شده بود و در واقع انتظار چنین واقعه ای را نداشت. همیشه در تحلیل ها می گفتند این دو جریان زوج جدایی ناپذیرند، اما وقتی وقایع را دیدند خواستند از معرکه عقب نمانند و در نتیجه شروع به موج سواری کردند اما دو مشکل داشت اول اینکه طبق عادت دیرینه وعده داده بودند که غیر از مجاهدین کسی نمی تواند نظام را سرنگون کند و دوم اینکه فتنه شروع شده بود اما اسمی از سازمان در میان فتنه گران نبود لذا شروع به ارتباط گیری تلفنی با خانواده های زندانیان، دانشجویان و هواداران سابق نمودند و آن ها را تشویق به شرکت در اعتراضات کردند تا از کنار دستگیریشان اسم فرقه نیز در فتنه گران ثبت شود و ادعای داشتن نیرو در داخل کشور را داشته باشد و در این راه تعدادی را با زیرکی به دام انداختند و گرفتار کردند.
از سویی هم برای آن که به ما اشرف نشین ها بگویند در فتنه نقش داریم از نفراتشان خواسته بودند تصاویر سران حکومت را در شب و یا محل های خلوت آتش بزنند و عکس و کلیپ تهیه کنند تا با پخش آن ها ما را نیز امیدوار کنند تا برای شرکت در این اقدامات با خانواده هایمان تماس بگیریم و از  آن ها بخواهیم در اعتراضات شرکت کنند.
حتی کار به جایی رسید که به رضا پهلوی هم پیام داد و از او خواست متحد شود که البته رضا پهلوی تحولیش نگرفت.
همه این ها نشان داد رجوی در داخل هیچ پایگاهی نداشت و با درگیر کردن افراد بی گناه و به زندان انداختن آن ها قصد برپایی پایگاه داخل کشور را داشت.
فرقه سعی زیادی کرد تا ما از برخی مسائل خبردار نشویم چرا که سالیان سال در گوشمان خواندند که براندازی نظام تنها با ارتش آزادیبخش میسر است و بس.
اما راهپیمایی های خود جوش 9 دی همچون آوار بر سر رجوی خراب شد چرا که حتی در ما اشرف نشین ها هم تضاد پیش آمد که اگر مردم منتظر ما هستند پس این سیل عظیم که راهپیمایی کردند چه کسانی هستند؟
برات کیخایی
 

خروج از نسخه موبایل