پارسال ویلپنت، امسال ویلپنت، لابد سال بعد هم ویلپنت!!!

چند سال است که ناحیه " ویلپنت " در حومه پاریس محل برگزاری نمایش مضحک و تکراری مجاهدین است.
در آستانه خیمه شب بازی امسال ویلپنت، انواع و اقسام" عزیمت ها" و" پروازهای تاریخساز"؟؟!! از سراسر کمپ های پناهندگی اروپا، رنگین پوستان پراکنده درغرب،همجنس بازان اجیر شده، اعراب مهاجر، روسپی های لهستانی، و…به  سوی ویلپنت در جریان آغاز است.
کلیه هزینه های رفت و برگشت، استقرار در هتل، مخارج خورد و خوراک، وحق الزحمه فردی –که پارسال این مبلغ به ازای هر نفر یکصد یورو به سراکیپ ها پرداخت می شد(اما امسال بخاطر گران شدن دلار و یورو نمیدانم افزایش مبلغ تاچه سطحی است)!!! –  ازطرف فرقه ی رجوی وبحساب پول های باد آورده عربستان و…، تقبل خواهد شد!
اضافه براین، از طرف مسئولین کمیته برگزاری یک مبلغ "خوب " هم بعنوان پاداش  نقدی به سراکیپ ها طبق روال همه ساله پرداخت خواهد شد!
به سخنرانان ویژه و VIP، نیز پول نقد و امکانات خاصی تعلق خواهد گرفت… چون بالاخره آبروی چندین ساله شان را در این خیمه شب بازی به طبق اخلاص خواهند گذاشت!!!
کلی هم  کاغذ و پلاستیک، صرف تبلیغات خواهد شد،و بالاخره باید" خلق های جهان" بدانند که "خورشید خانم " قصد عرض اندام دارد!
امیدوارم یک سینه چاک خوبی برای "خواهر مریم " مان! پیدا شود. چراکه سالهاست که کسی به سازمان نمیپیوندد ووجود این سینه چاک، حکم کفش کهنه ای دربیابان را برای سازمان رجوی خواهد داشت!!
اگرهزینه های بزک دوزک و آرایش وپوشاک "  خورشید خانم" هم که همه مارک و برند است، به مبالغ مورد اشاره اضافه گردد، خرج این خیمه شب بازی سر به آسمان خواهد زد!!
راستی این همه پول و پله، از کجا میاید؟
آن کسانی که این پول ها را میدهند؛ چه توقعاتی از سران فرقه دارند؟ ما بازای این پول های اسراییلی و عربستانی و …چه اعمال کثیفی است که سران فرقه مجبور به تن دادن بدان خواهند شد؟؟
پارسال  که ترکی فیصل (وزیر اسبق وخونخوار عربستان) نقل مجلس بود  وحالا؟
باید منتظر باشیم وببینیم امسال چه کسانی دست در خون و شکنج اعضاء فرقه خواهند کرد و سخنرانان این شوی مسخره خواهند بود!
هفته هاست که سران فرقه از" متفاوت بودن" نمایش  مسخره و تکراری امسال دم می زنند!
شاید دنبال خبر یک  حرکت تروریستی و یک کشتار گسترده در مجلس ایران بودند!و قصد بهره برداری سیاسی از آن به نفع خود را داشتند!
شاید وشایدو… دهها و صدها توهم  دیگر.
اما واقعیت اینست که همه چیز دربیرون مجاهدین و سازمان به ضرر آنها رقم خورده است:
اولا، انتخابات ریاست جمهوری در ایران نشان داد که مردم در صحنه حضور دارند و با حکومت کنار میآیند و اگر هم خواهان تغییر و اصلاح می باشند، در چارچوب قانون اساسی است که خواسته هایشان را مطرح میکنند.
بدین ترتیب وبا شرکت بی نظیر مردم درانتخابات اخیر ایران، بطلان ادعاهای رجویها ثابت شد که خواست مردم مبنی بر سرنگونی تمامیت این رژیم بود!
ثانیا،اعضاء با تلاشهای شبانه روزی خانواده ها و جداشدگان و حمایت های کم وبیش سازمان های حقوق بشری از خواست خانواده ها،موفق شدند از عراق خارج و به آلبانی وارد شوند و این تازه یک آغازی بود بر شروع و رشد فزاینده سونامی جدایی از تشکیلات!
دیگر فضای رعب و وحشت عراق به کلی شکسته است،علنا اعضاء رو در روی مسئولین سازمان می ایستند،ریزش های روزانه در درون تشکیلات مسئولین سازمان را دیوانه کرده و واکنش های دیوانه وار این مسئولین را همواره شاهد بودیم.
حضورسراسیمه و طولانی مریم قجر در آلبانی گواه این مدعاست و شرایط آنقدر وخیم بود که سرکرده فرقه خود مجبور شد به صحنه بیاید.
 ثالثا، سال به سال شاهد سقوط و افول سازمان هستیم، مسعود رجوی هم که پس از خبر فوت پارسالش درویلپنت از اذهان پاک شده است و بقول شاعر:
ازدل برود،هر آنکه از دیده برفت…
اکنون دیگر جداشدگان بطور نسبی هم که شده، همه چیز را به تشکیلات دیکته می کنند، سازمان در بین اعضاء  فعلا جدا نشده نیز دچار بحران مشروعیت شده، خط و خطوط گذشته  وامروزسازمان همه روزه مورد سئوال اعضاء قرار میگیرد.میدان جنگ در آلبانی باز شده،از یکطرف سازمان می کوشد مقر سازمان در آلبانی را به یک" اردوگاه کار اجباری "  تبدیل کند.و از طرفی اعضاء در بند می کوشند با امتیاز گیریهای روزانه راه خروج موفق از سازمان را باز کنند، و مطمئنا باز خواهند کرد.
پس علت "متفاوت بودن " شرایط امسال واقعیست،اتفاقات بسیار زیادی و البته همه به ضرر سازمان در بیرون و درون سازمان اتفاق افتاده که همه فاکتها حاکی از سقوط تدریجی رجویها میدهد.
دور نیست که سران فرقه دردادگاههای بین المللی به جنایت علیه بشریت محکوم شوند.
با این توضیح که تمامی شناعت، شقاوت و دنائت و… در وجود مریم و مسعود متبلور است و تاریخ نشان خواهد داد که چه کسانی به عالیترین مصالح ملی مردم خیانت کردند و به جای مبارزه آزادیخواهانه، آزادی  ها را در فرقه به بند کشیدند  وازتک تک اعضاء در بند، حق حیات و زندگی را گرفتند!
 سران سازمان و کل سازمان در شرف نابودی و اضمحلال است، و تمام سران فرقه می کوشند تا با چنین نمایشات از قبل رسوایی، راه نفسی برای خود باز کنند،غافل ازاینکه خیلی وقت است که رجوی و سازمانش مرده و مدفون شده و فقط همگان منتظر تشییع جنازه سازمان پر نکبت مجاهدین هستند.
بعبارت ساده تر، سازمان مجاهدین سابق ازدهه ها پیش به باند منحط وضد مردمی رجوی استحاله یافته وچیزی بنام سازمان مجاهدین دهه های 40و50 وجود خارجی ندارد!!
محمد رضا مبین
عضو جدا شده از فرقه ی رجوی
 

خروج از نسخه موبایل