رنگ باختن”مرز سرخ” ها در فرقه رجوی…!

راستی چرا مرز سرخ های کذایی فرقه رجوی سریعا و یک شبه رنگ می بازند؟!

زمانی”سلاح مجاهد خلق”  ناموس وهمه چیز او و تسلیم آن مرز سرخ بود!

اما یک شبه و بعد از دستگیری مسعود رجوی و 4 تن از مسئولین همراه او از جمله محمود عطایی، در شهر بعقوبه عراق، توسط نیروهای ارتش آمریکا و انتقال به مرکز فرماندهی آمریکا در عراق و سپس به نقطه نامعلوم، پیام”خلع سلاح” و تسلیم و اسارت و”دامن پوشیدن” جلوی نیروهای آمریکائی صادر شد!!!

زمانی مبارزه با امپریالیسم آمریکا! مرز سرخ و ایدئولوژی آرمانی سازمان مجاهدین بود اما مسعود رجوی در پیام وادادگی تاریخی خود درگیر نشدن با آمریکا را مرز سرخ اعلام کرد! و همسویی و حرکت به موازات آمریکائی ها را خط اصولی مجاهدین تبیین کرد!

خوب است قسمتی از آن پیام تاریخی – خزیدن مسعود رجوی به زیر پوتین های امپریالیسم آمریکا – را مرور کنیم:

“… ما آتش بس(نام دیگر شکست) را در حالی می پذیریم که می دانیم جنگ  اصلی ما با رژیم است! و درگیر شدن ما با نیروهای ائتلاف مرز سرخ هر مجاهد خلق است”!

(و این در حالی بود که نیروهای آمریکائی 22 نفر از مجاهدین را در حملات اولیه کشته بودند و سازمان هیچ وقت این مسئله را رسانه ای نکرد!)و…

در قسمتی دیگر از آن پیام آمده:

” به داستانی از تاریخ اشاره می کنم، درداستان ملاقات نمایندگان دو کشور روسیه و آلمان در زمان حمله ی آلمان، مذاکره کنندگان  روسی که مورد تحقیر آلمانی ها قرار گرفته بودند،شکایت خود را نزد مقامات خود به مسکو بردند! که جواب لنین به نمایندگانش این بود: که اگر آلمانی ها به شما گفتند: دامن بپوشید، شما بپوشید”!

بدین ترتیب مسعود رجوی توجیه کرد که مقابل آمریکائی ها همه چیز را بدون قید و شرط می پذیریم! حتی اسیر جنگی می شویم (که واقعا هم در جریان خلع سلاح و… بدتر از اسیر جنگی هم شدیم و برایمان حتی کارت اسارت هم صادر شد)،و…الا دو چیز را نمی پذیریم،استرداد به رژیم و وجه المصالحه شدن!!!”

کل سازمان دامن پوشید، که هیچ،خواهران شورای رهبری حتی برای امریکائی ها هدیه های آنچنانی هم می دادند!

لباس ارتش آزادیبخش و لباس فرم،مرز سرخ بود اما بجای لباس فرم، دامن هم پوشیدند!

زمانی با تانک و سلاح و… می توانستیم پیروز شویم! ولی بعد از مدتی مسعود وطن فروش گفت:با خلع سلاح شدن تان، سازمان را به پیروزی رساندید!!!

حالا خواننده مطلب،خود باید قضاوت کند که خیانت به عالیترین مصالح جنبش مقاومت! در برابر دشمن را چه کسی و کسانی مرتکب شدند و چه کسانی در نهایت باید شرمنده تاریخ ومردم باشند!

و البته در بحث های فرقه شناسی آمده بود که: سران فرقه ها بدلیل رفتار شرم آورشان در پروسه عمل،بهمان اندازه خطرناک هستند که یک دشمن خارجی از آن کم خطر تر است! به عبارت روشن تر، یعنی ضرباتی که رهبر فرقه بدلیل احمق بودنش، به فرقه می زند به مراتب از ضربات بیرونی به فرقه بیشتر و خطرناک تر است.

در سازمانی که یک شبه همه مرز سرخ ها درآن رنگ می بازند، آیا می توان امیدی به آینده مبارزاتی آنهم بارهبری آن داشت؟

سئوال اساسی تر اینکه آیا واقعا در سازمان سلاح ولباس و مردن نفرات و…مرز سرخ بوده یا نه؟

واقعا این چه رمزی است که تعداد زیادی از اعضاء، نتوانسته تا انتها با سازمان مجاهدین همسویی کرده و بماند!

چرا شخصیت های سیاسی و آزادیخواه، متفق القول فرقه مسعود رجوی را نفی کرده و همگان را از ایجاد رابطه با آن برحذر می دارند؟

سران فرقه و شخص مسعود رجوی، هیچ وقت و هیچ زمانی،اساسا مرز سرخ نداشته اند،ازهمان زندان شاه که برید و از اعدام گریخت تا ورود به کشور عراق که هشت سال با ایران جنگیده بود! سیاست مماشات با آمریکا،و… پروسه ننگین سازش و وادادگی مسعود رجوی چیزی نیست که بشود آنرا مخفی کرد وپوشاند.

رجوی در عراق نیز بدون ذره ای اغراق، به شدت تحت تاثیر افکار و تاکتیک های تشکیلاتی و امنیتی سرکوبگران معروف تاریخ بود!

دشمنان مردم ایران،کسانی هستند که با برافراشتن علم” مبارزه مسلحانه” و ایجاد جو خشونت و ترور همه چیز را به ورطه نیستی و نابودی کشاندند! غافل از اینکه مبارزه مسلحانه و آنهم در شکل بشدت جدا ازمردم بودنش، در دل خود دیکتاتوری می آورد!

چرا رجوی پس از گذشت 36 سال نتوانسته رژیم را سرنگون کند؟؟ رجوی از آغاز ورودش به عراق و حتی قبل از آن هر سال را”سال پایانی” و”سال سرنگونی” رژیم جمهوری اسلامی اعلام کرده است!و هرسال بیشتر از سال قبل از آن فاصله گرفته است!یک استراتژی وقتی غلط باشد،همه چیز را با هم نابود می کند وپایانی جز آنکه اکنون در فرقه مجاهدین شاهد آن هستیم،ندارد.

اگر کسی مدعی خلاف این مطالب است،ابتدا بایستی به این  اعمال مجاهدین پاسخ منطقی دهد:

اعمالی چون: سکت و فرقه،شخصیت پرستی،داشتن اعتقادات التقاطی و مخصوصا ماکیاولیستی، زندانی کردن های طولانی مدت انفرادی و شکنجه کردن ناراضیان،انقلاب ایدئولوژیک وقاحت بار، رقص رهایی،غسل هفتگی،طلاق اجباری،نشست های غیر اخلاقی” دیگ”، قطع روابط اجباری اعضاء با خانواده هایشان و جدا کردن کودکان از والدین، وابستگی به رژیم سابق عراق، گرفتن کیف های پر از پول از مقامات عراقی واینک عربستانی و…، شرکت در سرکوب کردها و شیعیان عراق و…

فرید

خروج از نسخه موبایل