اسناد افتخار آمیز رهبر بریده و خائن، آقای مسعود رجوی!!!- قسمت سوم

لو دادن یاران و همکاری با ساواک و رسم مجدد کروکی منزل…
ای کاش رجوی شهامت داشت، در جمع مجاهدین و بخاطر خیانت به بنیانگذار سازمان و دیگر اعضای مرکزیت، از خود انتقاد می کرد و یا حداقل با یک روحیه بدهکارانه، از آزار و اذیت زندانیان سیاسی که بعد از آزادی به سازمان پیوسته بودند دست برمی داشت!
طبیعت شکنجه و زندان، فشار و سختی است و از هیچکس انتظار نمی رود وقتی شکنجه می شود مثل سنگ خاموش بماند! گوشت و استخوان در مقابل داغ و درفش دوام نمی آورد و از هیچ کس انتظاری غیرمعمول نمی رود، ولی وقتی مسعود رجوی خود ادعای مقاومت قهرمانانه در زندان می کند و بقیه را خائن و بریده می نامد و بعدها چنین اسنادی به دست می آید، دل آدمی از این همه دجالیت و فریب به درد می آید!
محمد علی رحیمی با نام مستعار سپهر در سازمان که من افتخار دوستی با او را داشتم، کسی بود که به خاطر پروسه زندان که داشت، بارها در تشکیلات مورد هجوم و هجمه رجوی ها قرار گرفت!
چون رجوی به جز خودش همه کسانی که پروسه زندان در ایران داشتند را بریده و خائن می نامید و با شکنجه و زندان از آنها استقبال می کرد!
البته این رجوی بی مایه! هیچ وقت رنج و سختی هیچ کاری را به جان نخرید و برید گی و مزدوری به بیگانگان در ذات پلیدش، نهادینه است!
اما دنیا حساب و کتاب دارد، خداوند، بسیار دقیق و ظریف و با عدالت خاصی اعمال ما را نظارت می کند، رجوی شاید چند صباحی سر عده ای پاکباز و پیروان صادقش را شیره بمالد! اما اگر ذلالت امروز رجویها را خوب بنگریم، آیاتی از عدالت خداوندی را در آن خواهیم دید!
نمونه زیر سند دیگری از همکاری رجوی با ساواک به قصد جان به در بردن خودش از اعدام است:
سند شماره 3:


مسعود رجوی، همه مرزهای انسانی را رد کرده وهمواره طلبکار بقیه هست که چرا در حاکمیت نیست! چنین شخصیتی همان بهتر که صدایش از زباله دان تاریخ بگوش برسد و لعن ونفرین نثارش شود.


سند بخوبی گویاست و هر حرفی در مورد آن زاید است!!!
تاریخ چه زیبا و شکوهمند، بریده های واقعی را به تصویر می کشد!!!
افشای اسناد برید گی مسعود رجوی در قسمت های بعدی
ادامه دارد…
فرید

خروج از نسخه موبایل