سوزش بی پایان رجوی ها

باز هم 22 بهمن رسید و جشن سالانه مردم ایران برای پیروزی انقلاب شان و باز هم طبق معمول فرقه تروریستی رجوی بر اساس روال همیشگی ادعا نمود که کسی در راهپیمایی 22 بهمن شرکت نداشت!!! آنها در سایت های خود نوشتند «به‌رغم بسیج همه‌جانبه برای ۲۲ بهمن از چند هفته پیش، این نمایش، با شکست روبرو شد»!!!
سران فرقه تروریستی رجوی در حالی که مدعی بودند بسیج برای شرکت در راهپیمایی 22 بهمن شکست خورده است، اما از آنجا که دروغگو فراموشکار است و واقعیت 180 درجه بر عکس ادعای آنها بود، در ادامه همان مطلب نوشتند «گزارشها حاکیست، کارگزاران دولت برای کشاندن جمعیت به راهپیمایی اقدام به توزیع آش، ساندیس، کیک و سیم کارت تلفن همراه کردند.» معنای این جملات این است که مردم آمدند اما علت حضورشان غذا و سیم کارت بود!!!
در مطلب دیگری، برای پوشاندن حقیقت و خالی کردن عقده های خود نسبت به ملّت ایران، شرکت کنندگان در راهپیمایی 22 بهمن را «عروسک های کوکی» خوانده و به توهین و افترا علیه آنان پرداخته و القابی که لایق خودشان بود را ردیف کردند.
البته این حرف ها از فرقه تررویستی رجوی نه جدید است و نه عجیب، سران این فرقه اگر دروغ نگویند عجیب خواهد بود. تاریخچه این فرقه مملو از این دروغ هاست.
از کسانی که با ترورهای کور و انفجارهای مرگبار، سالهای خونینی را در دهه 60 برای ایران رقم زدند ؛
کسانی که با هدف نابودی کشور، برای دشمن متجاوز و صدامی که بر سر مردم ایران موشک و بمب شیمیایی می ریخت مزدوری کردند ؛
کسانی که علیه پیشرفت علمی مملکت خود جاسوسی می کنند ؛
کسانی که از آمریکا (یعنی همان حکومتی که خودشان آن را امپریالیست می خواندند و مدعی بودند که رابطه با آن «یا اسارت یا نبرد» است) ملتمسانه می خواهند که مردم ایران را مورد بیشترین تحریم ها قرار داده، و تحریم هایی که آمریکایی ها آن را شدیدترین تحریم های تاریخ می خواندند را ناکافی می شمردند ؛
کسانی که وقتی ترامپ مردم ایران را تروریست خواند و خلیج فارس را خلیج عربی نامید، به شوق آمده و اطلاعیه حمایت از این پیام دادند ؛
کسانی که در ازای وطن فروشی و جاسوسی و خیانت، نیازهای مالی خود را توسط، صدام، سعودی ها، اسرائیل و جنگ طلبان غربی تامین می کنند ؛
کسانی که همصدا با جنگ طلبان ضد ایرانی همچون جان بولتن، سخن به گزافه می گفتند که نخواهیم گذاشت طول عمر انقلاب ایرانیان به چهلمین سالگرد سال خود برسد ؛
کسانی که اعضا فرقه شان را در قرارگاه جهنمی اشرف به زندان افکنده و سر به نیست کردند و اعضای ناراضی را به زندان مخوف ابوغریب می فرستادند ؛
کسانی که درون فرقه خود استفاده از تلفن و وسایل ارتباطی را ممنوع کرده و اعضای خود را از دسترسی به وسایل ارتباط جمعی منع نموده و آنها را از دنیا قطع کردند ؛
کسانی که در فرقه سه هزار نفره خود، نزدیک به 100 زندانبان و شکنجه گر برای کنترل اعضا گماشته اند ؛
کسانی که خانواده را «کانون فساد» خوانده و به این بهانه اعضای متاهل را مجبور به طلاق نمودند. سپس مریم قجر، به تشکیل حرمسرا برای رجوی پرداخت و دست انداختن به زنان فرقه را «رقص رهایی» نامیدند ؛
کسانی که برای گرفتن پول، شاه عربستان که اجازه رانندگی به زنان نمی دهد و کلمه رای گیری و پارلمان برایش نامأنوس است را مورد تعریف و تمجید قرار داده و از تجاوز سعودی ها به یمن و کشتار روزانه مردم این کشور حمایت می کنند ؛
کسانی که جنایتکاران داعشی را «عشایر انقلابی» خوانده و از سقوط بصره توسط آنها شادمانی کردند و آن را لحظه انقلابی نامیدند ؛
کسانی که آنچنان در بین مردم ایران منفور و بدون حامی هستند که حتی مخالفان نظام در خارج از کشور هم حاضر به شرکت برنامه های آنها نبوده و سران فرقه با صرف هزینه هنگفت شهرواندن کشورهای دیگر را با وعده تور تفریحی، غذای گرم، هتل و… به اسم ایرانیان قالب می کنند ؛
کسانی که…..
آیا از چنین کسانی می توان انتظار گفتن حقیقت و بیان واقعیت را داشت؟
در خاتمه با عکسی از جایگاه فرقه تروریستی رجوی از منظرِ مردم شرکت کننده در راهپیمایی 22 بهمن که همانا زباله دان تاریخ است، مطلب را به پایان می برم.
صالحی

رجوی ها در روز راهپیمایی
خروج از نسخه موبایل