فرار از فرقه رجوی به یک جریان تبدیل شده است

فرار و جداشدن افراد رده بالا و قابل اعتماد فرقه رجوی و تاثیراتش در خنثی شدن دروغهایی که به افراد نجات یافته نسبت می دهند در حال حاضر به یک جریان رو به افزایش تبدیل گردیده است.
فرقه جنایت کار رجوی همیشه تلاش کرده تا دست افراد مخالفش را زیر ساطور اتهامات واهی نگهدارد و همواره آزاده ترین و آگاه ترین فرزندان مردم ایران را که برای سالیان فریب داده بود با برچسپ و مارک بریده و مزدور و خائن خراب کند و از صداقت و یک رنگی این افراد که هر کدام بیش از 30 سال از بهترین دوران زندگی شان را قربانی هوس بازیهای رجوی خائن کردند سوء استفاده نماید.


اما به قول خود رجوی حق هیچگاه پوشیده و پنهان نمی ماند و واقعیت را باید پذیرفت هر چند که تلخ باشد. واقعیت محض فروپاشی قریب الوقوع فرقه رجوی است.
دستگاه عقب مانده و پوسیده فرقه رجوی با پیغمبر سازی از رهبرش از آنجا که توان هیچگونه اختلاف نطر و مخالفتی با دیکتاتوری مطلقی که بر پا کرده را ندارد هرگونه اختلاف نظر و مخالفت از هر کس در هر سمت و هرنقطه ای که باشد را خیانت و مزدوری نامگذاری می کند. اما تمام کثافت کاریها و وطن فروشیهایی که در تبانی با دشمنان ایران و ایرانی بر خلاف نظرات جمع و رهبری جمعی که شعارش را می دهد خودش و مریم انجام می دهند خدمت به انقلاب و کمک به مردم ایران مینامد.
چه در زمانی که من داخل فرقه بودم و چه حالا که خارج شده ام تمامی حرفهایی که آنها سر افرادی که نمیخواهند در آن دستگاه بمانند می زنند صرفا یک سناریوی تکراری و دیکته شده توسط مسعود رجوی بوده و هست.
این روزها ما شاهد فرار و جدا شدن افرادی هستیم که سالیان دراز از نفرات قابل تکیه و اعتماد فرقه رجوی بودند. نمونه آنها مرتضی مرتضوی یا مالک که بیش از چهل سال سابقه عضویت در فرقه را دارد.
سئوال اصلی از مسعود رجوی این است که پاسخ به این گونه افراد چه است که تا همین دیروز از افراد نور چشمی و ازمسئولین نیرویی و حفاظت و امنیت دستگاه خود محور تو بودند و الان دست به بالاترین خطا از نظر تو یعنی بیرون رفتن از فرقه زده اند.
آیا اگر طبق روش جاری به اینها نیز بگویید نفوذی و مزدور و اطلاعاتی و خائن و خود فروخته و غیره که عالمی به ریش تو می خندند و آبروی نداشته ات در برابر خلائق و حتی اعضای وفادار خودت خواهد ریخت. چرا در برابر جریان ریزش مستمر و فزاینده نیرو سکوت کردید؟
منتظرهستید ببینید می توانید با یک کلک و حقه دیگر با پول و فریب و تهدید و هزار وعده و وعید پوشالی آنها را دوباره به سمت خودتان بکشید تا آبرو باخته تر از این نشوید که البته خود مسعود گفته که ما آبرویی برای ریخته شدن نداریم.
یا شاید اینکه ضربه آنقدر سنگین و کاری است که مات شده اید و زبانتان بند آمده است و توان واکنش و عکس العمل را از دست داده اید؟
اینجا است که به مسعود رجوی باید گفت که این هنوز از نتایج سحراست باش تا دستگاه پوسیده ات از هم بپاشد و به زباله دان تاریخ بپیوندید.

سعدالله سیفی

خروج از نسخه موبایل