صندوق رزمندگان – به نام رزمندگان به کام مسعود و مریم

مسعود و مریم، زن و شوهری که سرمایه جوانی هزاران جوان را ربودند و به روی مبارک هم نیاوردند، امروز شدند وکیل شیطان و منبع غارت ودزدی از صندوق های صدقات در کوچه و خیابان های شهرهای مختلف کشور و واریز آن مبالغ میلیاردی به” صنوق رجوی”!
انگار فراموش کردند چمدان های دلارها و دینارهای اهدائی صدام حسین که تحت عنوان حق رزمندگی هر مجاهد از دولت عراق می گرفتند را، یکراست در بیت البیوت رجوی ها،”هاپولی” می کردند و حتی یک دینار آن پول ها هم به پادگان اشرف نمی رسید.

هزاران هزار، دلار و دینار، در روز روشن به اسم نفرات اسیر فرقه در عراق گرفته می شد و یکراست برای مخارج فرانسه و عمل های زیبائی مریم و ول خرجی های پادوان رجوی در اروپا صرف می شد.
ما در اشرف گشنگی داده می شدیم، نشست فرماندهی اف جی می گذاشتند و مرثیه خوانی شروع می کردند که بچه ها، ما هیچ منبع مالی نداریم! حمایتی نداریم! کسی پشت ما نیست! بچه ها عراق در شرایط تحریم های سنگین آمریکا قرار دارد. باید همه صرفه جوئی کنیم تا رهبری بتواند ازعهده مخارج سنگین شما بر بیاید. از مظلومیت”برادر” و”خواهر” می گفتند و به ذکر مصیبت می پرداختند و ما هم بی خبر از همه جا! اشک در چشمانمان حلقه می زد و پشت بلندگو از فاکت های” مفت خوری” خودمان مثال آورده و روسیاهی را به جان می خریدم تا رهبرمان”روسفید” باشد.
حالا این رهبران مفت خور آنروز، شدند مدعیان صداقت و راستی امروز!
در ایران، هر کس بنا به تشخیص خود، شاید مبلغی از سرمایه اندک خود را ماهانه به مستمندان اختصاص دهد! که البته کاری پسندیده و به جاست و کمک می کند به ریشه کنی فقر در جامعه.
خیلی ها هم، راسا، مبالغ خود را به نیازمندان می رسانند. بعضی ها هم به صندوق صدقات واریز می کنند. اگر هم دزدی صورت می گیرد، گناه آن به گردن کمک کنندگان نیست، گرچه مجلس و سایر ارگان های نظارتی و مطبوعات، نظارت های هرچند اندکی بر این روند ها دارند. اما نمی شود جلوی هوس های شیطانی بعضی مسئولان ثروت اندوز را گرفت. این جا نظارت، هر چند ناقص وجود دارد و مسئولان صندوق های صدقات مورد حسابرسی و بازخواست قرار می گیرند، اما سران باند رجوی چطور؟
همین امروز، در آلبانی، سران باند رجوی، بازای هر نفر، ماهانه از کمیساریا وسازمان ملل، حقوق می گیرند، اما مگر کسی در درون تشکیلات می داند که به اسم او حقوق گرفته می شود؟!
هیچ وقت سران فرقه رجوی به اعضایشان نگفتند که این پول گرفته می شود.
هرگز سران باند رجوی، اطلاعات و حساب و کتابی در این مورد به اعضاء، ارائه نمی کنند. این دزدی کثیف تر از دست بردن به پول های صندوق صدقات نیست؟
دزدی از صندوق جوانی جوانان، در عراق، در اشرف، در لیبرتی، در آلبانی، برای سالیان، روش جاری، سران فرقه کثیف رجوی بوده است. حق و حقوق قانونی اعضاء، جوانی اعضاء، احساسات و عاطفه اعضاء، حق زندگی و ازدواج اعضاء، حق اظهار نظر آزادنه اعضاء، اجازه ملاقات اسیران با خانواده هایشان، اجازه خروج آزادانه از فرقه… همه و همه، سالیان است که مورد چپاول و نفی رهبران دیکتاتور سازمان قرار گرفته و کسی پاسخگو نیست.
وقتی هم که تاریکخانه اشباح، پادگان مخوف اشرف، تعطیل شده و مجالی برای حسابرسی و پاسخگوئی پیدا می شود، شیطان بزرگ، مسعود رجوی، خود را گم و گور می کند.
اقلا در قضیه مورد ادعای سازمان، در مورد دزدی ها از صندوق های صدقات، مسئولینی هستند که حاضرند در مقابل قانون پاسخگو باشند، اما سران فرقه رجوی چطور؟ به کدام ارگان، به کدام دادگاه، به کدام شخص، می توان شکایت این ها را برد و مورد بازخواست قرار داد؟؟؟
تا به امروز، فریاد تظلم خواهی، اسیران فرقه، به جائی نرسیده است.
هرکس هم، اراده کرده که از این خائنان و ظالمان جدا شود، حتی لباسهایش را نیز در آورده و گرفته اند. همه کسانی که موفق شدند از چنگال رجوی فرار کنند، امروز بی هیچ پشتوانه و سرپناهی در ایران یا کشورهای دیگر آواره اند.
اگر سران باند رجوی، ذره ای یا قطره ای از عدالت علی، بو برده بودند، امروز ما شاهد فجایع بی شمار در فرقه رجوی نبودیم، مسعود و مریم قجر، جان انسان ها را به یغما بردند، پول که دیگر در برابر جان عزیزان ما، ارزشی ندارد! ما نگران جان عزیزان خود در فرقه رجوی هستیم که هرروز و هر لحظه، عمر آنها سرقت می شود و فریاد رسی جز ما خانواده ها و جداشدگان ندارند…
فرید

خروج از نسخه موبایل