هدف سازمان مجاهدین از تشکیل میلیشیا چه بود؟

سازمان پس از پیروزی انقلاب در ۲۲بهمن ۵۷ در صدد حضور تمام عیار در مناصب دولتی بود و کاندیداتوری مسعود رجوی در انتخابات ریاست جمهوری و کاندیدا نمودن افراد مختلف در حوزه های انتخابیه برای مجلس شورا دور خیز دیگری بود که سازمان برای دست یابی به قدرت به آن دست یازید. در ریاست جمهوری به دلیل عدم پذیرش قانون اساسی امکان کاندیداتوری رجوی از دست رفت ودر مجلس هم اقبالی نداشت.
در تعامل با بنی صدر هم شانس عضویت در کابینه را پیدا نکرد وبا این اتفاقات سازمان از ادامه فعالیت سیاسی ودستیابی به قدرت از راه مبارزه انتخاباتی نومید شد. پس چه باید می کرد؟
برای مسعود رجوی بسیار ناگوار بود که در قدرت جایی نداشته باشد. بنابراین در صدد عبور از فاز سیاسی به مرحله سیاسی – نظامی بر آمد و میلیشیا یا ارتش نیمه وقت و پاره وقت را تشکیل داد تا با استفاده از آن در فرصتی مناسب راه عبور از انسداد قدرت و وصول به آن را با توسل به نیروی نظامی و براندازی نظام جمهوری اسلامی به روی خود بگشاید البته در تحلیل ها عبور از استبداد ارتجاع و استعمار فلسفه وجودی میلیشیا را نام می برند.
نمی دانم مصادیق ارتجاع و استعمار در جهان کنونی چه کشورهایی هستند؟ و واژه ارتجاع و استعمار چه معنا و مفهومی را به اذهان متبادر  می سازند لذا این پرسشها را اینگونه باز سازی میکنم.
ارتجاع چیست ومرتجع کیست؟
آیا عربستان و اردن در این تعریف می گنجند؟
با تحلیل های خود سازمان این کشورها نماد ارتجاع یاد شده اند اگر در خاطر آقای رجوی و خانم مریم قجر عضدانلو چیزی از آن بجا نمانده قطعا در خاطره تاریخ باقی است.
استبداد چیست؟ و مستبد کیست؟ آیا صدام حسین یک فرد مستبد نبود؟
استعمار چیست و استعمارگر کیست؟ آیا امریکا به عنوان سردمدار امپریالیسم جهانی استعمارگر نیست؟
با کنار آمدن سازمان با همه اینها ودر کنار آنها نفی همه شعارهای ضد استبدادی ارتجاعی استعماری و ناقض آنها نیست؟
چه شده است یک تحول در ماهیت صدام،عربستان و امریکا به وجود آمده است؟ با ذکر کدام مصادیق و با کدام تحلیل علمی کارشناسی سازمان به این جمع بندی رسیده است؟ نمیدانم با چه استدلالی باید بپذیریم که میلیشیا برای نفی این سه گانه علیه بشریت به وجود آمده است و همواره در کنار آنان برای مقابله با وطن آماده بوده است؟ لااقل در ذهن دیر باور من این مفاهیم و عملکرد پارادوکسیکال سازمان نمی گنجد و قابل گنجایش نیست زیرا جمع این نقیضین در ذهن من جای پایی باز نکرده است.
اما یک نکته فقط باقی می ماند! میلیشیا تنها ابزاری برای دستیابی سازمان به قدرت به هر قیمت ممکن، که شواهد هم نشان می دهد که از اواخر ۵۹ و سال ۶۰ تا کنون همیشه در تحقق این هدف به کارگیری شده است. نه پویایی آگاهانه پیش برنده که عقب گردی به اعماق استبداد صدامی و ارتجاع عربستانی و امپریالیسم امریکایی، این ثمره پویایی آگاهانه میلیشیا سازمان از ابتدا تا کنون است.
از خانم رییس جمهور منصوب سازمان و رجوی تبیین گر تبیین جهان سوال دارم که چه تبیینی از این عقب گرد تاریخی دارند و به افکار عمومی چه پاسخی می دهند البته اگر سوال از ایشان جایز باشد؟

خروج از نسخه موبایل