راهبرد تغییر نظام و خواب‌های تعبیر نشدنی مجاهدین

در یادداشت پیش رو که پیرامون مجاهدین نگاشته شده، نویسنده معتقد است: راهبرد تغییر رژیم در ایران، از جمله مسیرها و راهبردهایی است که هیچ‌گاه از دستگاه فکری واشنگتن حذف نشده است؛ بطوریکه اگر چه در مقاطعی با دیده شک و تردید به آن نگریسته شده است و در زمره اولویت های اولیه نبوده است اما با این حال به عنوان یک بدیل، همواره در قفسه آرشیو شده بانک سیاست ها و تصمیمات در قالب سیاستگذاری ها و هدف گذاری های واشنگتن مورد توجه بوده است.
از این رو با خروج ایالات متحده آمریکا طبق فرمان رئیس جمهور این کشور از برجام در ماه های گذشته، نظریات قدیمی و شکست خورده واشنگتن و ایادی آن با اصطلاح تغییر رژیم(Regime change) به کانون توجه ها تبدیل شده است. در واقع برگشت و عقب گرد مقامات ایالات متحده آمریکا برای تغییر حاکمیت در ایران و تلاش بی وقفه برای پیاده سازی آن از طریق افزایش تحریم و واردسازی فشارهای مشابه مالی – اقتصادی – و نیز قراردادن مقامات شخصیت های حقیقی و حقوقی و شرکت ها و موسسات مولد و تاثیر گذار اقتصادی در ایران در لیست تحریم های کاخ سفید، نشان دهنده شکل گیری تلاش های جدیدی برای قرار دادن نظام اسلامی در مسیری است که آنها از آن با نام موسوم به تغییر رژیم سخن می رانند.
واقعیت این است که اگر تحریم ها و فشارهای وارده به ایران با اتکا به تحریم ها، بازوی اصلی نظریه موسوم به تغییر رژیم در ایران محسوب می شود، اما این نتیجه حاصلهِ احتمالی از تحریم ها که مورد انتظار سیاستمداران در واشنگتن است موجبات دلخوشی های آنها را برای برگشت به سوی سیاست سرنگون سازی نظام سیاسی در ایران فراهم ساخته است. به عبارت دیگر اینکه هدف اصلی از تحریم ها و فشارهای تحریمی بر ایران، تزریق التهابات به نظام اجتماعی – اقتصادی در ایران است و این همان موضوعی که در قالب صبر راهبردی واشنگتن درباره ایران انتظار کشیده می شود. در واقع واشنگتن از این طریق درصدد است نظم عمومی در ایران را در عرصه های اقتصادی و اجتماعی بر هم زده و بسترهای نارضایتی های مردمی را از نظام سیاسی در ایران شکل دهد؛ و با این راهبرد و از طریق بوجود آوردن مشکلات داخلی در ایران، نظام سیاسی را تحت فشار قرار داده که با آنها کنار بیاید و اگر به خواست های آنها توجه نکرده و در برابر آنها و مطالباتشان مقاومت کرده و تمکین نکرد تحولات متأثر از نارضایتی های مصنوعی را به سمت تغییر نظام و سرنگون سازی هدایت کنند. در شکل جامع و خلاصه تر اینکه معادله مذکور این گونه است که فشار و تحریم به سمت ایجاد نارضایتی ها با هدف تغییر از درون انجام می شود.
راهبرد تغییر و خواب‌های تعبیرنشدنی مجاهدین
روی دیگر سکه تزویر ایران ستیزان که در ذیل و در امتداد راهبرد واشنگتن بر علیه نظام اسلامی مربوط می شود به اقداماتی مرتبط می گردد که سازمان مجاهدین خلق مامور انجام آن شده است. در واقع فرامین دریافتی رهبران این سازمان از کاخ سفید برای مسموم سازی اذهان اجتماعی و عمومی در ایران با بزرگ نمایی کم و کاستی های موجود در کشور انجام می گیرد.
بطوریکه رهبران این سازمان معاند ایران و نظام اسلامی، از سیاست و راهبرد وارد سازی فشارهای ایالات متحده آمریکا بر ایران، با نام هایی از قبیل «استحاله» و «تلاش برای بی هویت سازی» نظام اسلامی در نزد مردم ایران سخن می رانند که در اولویت بندی های تقابل آنها با ایران در قالب فشار و تحریم در درجه و جایگاه نخست قرار دارد. به واقع آنها با استفاده و با به خدمت در آوردن واژگانی پرطمطراق و بیگانه با ماهیت فکری و وجودی سازمانی شان، نسخه پیشنهادی خود را برای گمراه سازی مردم به انتخاب و تعیین سرنوشتشان گره می زنند، در حالیکه رویکرد اصلی و مورد نظر آنها که در پس نقابِ نفاق وجود دارد حرکت موازی با سیاست های واشنگتن در مسیر تحریک اجتماعی و عمومی مردم می باشد که با تلاش برای فروپاشی از درون و یا ایجاد و تسریع بسترهای به زعم و به گفته خودشان انفجار اجتماعی دنبال می شود.
از این رو باید گفت تلاش های در حال انجام در مسیر براندازی نرم نظام اسلامی از طریق اغواسازی عمومی و دروغین در سطح جامعه، اگر چه راهبردی به نسبت قدیمی و از کارافتاده قلمداد می شود ولیکن باید توجه داشت که این راهبرد به ظاهر قدیمی با ابزارهای جدیدی از نفرت افزایی متکی بر سخن پراکنی های رسانه ای به سمت اجرایی شدن در حال پیگیری و پیاده سازی است.
دکتر مصطفی مطهری
بولتن‌نیوز

خروج از نسخه موبایل