خانواده ها

دیدار خانواده علی اکبر مردانی با علی قزل قارشی رها یافته از فرقه رجوی – قسمت دوم

سازمان ضد خانواده مجاهدین خلق به سرکردگی مسعود و مریم رجویسم، در طول بیش از چهار دهه که فرقه شوم خود را برای رسیدن به امیال و هوسهای خود بنا نهادند و در این راه انسانهای بیشماری را قربانی مطامع خود نمودند، بعد از سرنگونی رژیم بعثی و پایان امپراطوری پوشالی سران فرقه رجویسم در عراق، با خانواده که کارسازترین نهاد برای یک انسان میباشد مخالفتهای شدیدی نموده و آن را مرکز فساد نام گذاری نمودند تا بتوانند از این طریق عناصر فرتوت ذهنی خود را بیشتر در گرو نگه دارند. در ادامه گفتگوی خانواده علی اکبر مردانی با آقای قزل قارشی مطالبی در این خصوص وجود دارد که میتوانید با دنبال نمودن مطالب به آنها پی ببرید:
آقای مردانی در ادامه به آقای قزل قارشی گفت که خانواده های بسیاری در طول سالهای گذشته به اطراف پادگان اشرف رفتند، آیا شما از این موضوع اطلاعی داشتید؟

علی در این مورد چنین جواب داد که ما فهمیده بودیم که خانواده هایی که به اطراف سیاج ها می آیند مال کدام استانها هستند و حتی شنیدم که خانواده های گلستانی به کرات حضور داشتند. ولی هر زمان مثلا خانواده های استان خودمان در آنجا حضور داشتند ما را از نگهبانیهای اطراف سیاج منع میکردند و فقط کلاسهای مغز شویی برایمان میگذاشتند تا نتوانیم صحبتهای آنها را بشنویم و حتی بلندگوهایی رو به داخل پادگان قرار داده بودند که به محض صحبتهای خانواده ها آنها را بکار میانداختند و صحبتهای سران فرقه و یا آهنگهای قرون وسطایی می گذاشتند تا ما نتوانیم صدای خانواده ها را بشنویم ولی من دو الی سه بار نام خودم را از بلندگو شنیدم که یکی دو روز بعد فرمانده ام من را صدا نموده و در مورد صدا کردن نامم با من صحبت نمود و می گفت اینها خانواده ها نیستند بلکه مزدوران وزارت اطلاعات هستند که برای کشتن ما به اینجا آمده اند و تو نباید گول آنها را بخوری و در این موارد که البته من از چند وقت قبل تصمیم خودم را گرفته بودم و بدنبال برنامه های خودم بودم تا بتوانم از آنجا فرار کنم.
آقای قزل قارشی در مورد بر هم زدن خانواده و فریب آنها توسط سران فرقه رجوی چنین می گوید که فردی با نام ممقانی در سازمان حضور داشت که میگفتند در همان سالهایی که من فریب دلالان فرقه را خورده بودم او را نیز که یکی از بهترین دندانپزشکان کشورمان بوده و در دوبی با خانواده اش بسر میبرده با نیرنگ به پادگان نظامی اشرف آورده و او را گرفتار نموده بودند و تمام سرمایه او را که بالغ بر 400 میلیون تومن در همان سالهای 78 بوده را از چنگش در اورده اند و دو تا فرزند و همسرش را از وی جدا نموده بودند که بعد از مدتی دکتر ممقانی اعصاب و روان خود را از دست داده بود و روان پریش شده بود. که این تنها یکی از نمونه های خیانت سران فرقه رجوی میباشد که اجازه نمی دادند به خانواده ها برای ملاقات با فرزندانشان و با شستشوهای ذهنی بسیار قوی که آنها بر وی فرد انجام میدادند از جمله شگردهای خاص آنها بود که فکر نمیکنم همتایی داشته باشد.
آقای مردانی در ادامه گفت که برادرش را چندین سال بود که ندیده بود تا اینکه در درگیرهای ساختگی سران فرقه رجوی با ارتش عراق او را در حال مصاحبه دیده و عکسی از او گرفته است که آقای قزل قارشی با شنیدن نام درگیری سری تکان داد و ادامه داد که تمام این درگیریها توسط خود سران فرقه رجوی برنامه ریزی شده بود و همه آنها قبلا توسط ارتش عراق تذکر داده شده بود ولی این از خدا بی خبرها تمام بچه ها را شب قبل از درگیری با حرفهای دروغشان فریب داده و با دست خالی آنها را به مقابل ارتشی که تا دندان مسلح میباشد فرستادند و خود از داخل سنگرهایشان نظاره گر کشته شدن و یا زخمی شدن آنها بودند و حتی یکی از آنها در این درگیری خراشی برنداشت و فقط این عناصر آنها بودند که دم تیر رفته و سوراخ سوراخ شدند و خونشان بیهوده به زمین ریخته شد.
او ادام داد که در درگیری اول که در مردادماه 88 رخ داد خودم هم با فشارهای روانی بالایی که به من آورده بودند شرکت داشتم ولی در بعدیها خودم را مخفی مینمودم و جلو نمیرفتم و نه تنها من بلکه اکثر افراد پی به این موضوع که سران فرقه خودشان وارد میدان جنگ نمیشوند برده بودند و خیلی راغب جلو رفتن نبودند.
وی ادامه میدهد که سران ضدبشری فرقه رجوی که تنها به منافع خود فکر مینمودند و اصلا وجود ما برایشان هیچ ارزشی نداشت، از اجساد کشته شده ها نیز برای مظلوم نمایی خود سوء استفاده نموده و آنها را چند روز دفن نکردند و برای خوراک تبلیغاتشان استفاده می نمودند تا بتوانند امتیازهایی از این طریق از حامیانشان دریافت نمایند و چند صباحی به عمر کثیفشان ادامه دهند.
آقای مردانی با شنیدن این خبرها بشدت ناراحت شده و می گفت برای چه هیچ ارگانی و یا نهادی با سران فرقه رجوی گفتگو نمیکرد که آقای قزل قارشی جواب داد برای اینکه سران فرقه رجوی برای رسیدن به اهداف پوچشان اجازه نمی دادند هیچ ارگان بین المللی با ما گفتگو نماید و به ما نیز میگفتند که مسئولین صلیب سرخ هم برای رژیم جاسوسی میکنند و میخواهند آمار شما را به آنها بدهند …

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا