مرده خواری مریم قجر

خبر مرگ محمد سیدی کاشانی را شنیدم تا وقتی او بود هیچ اسم و رسمی نداشت یکبار هم نشده سیمای فرقه از وی مصاحبه ای گرفته باشد.
در حقیقت سابقه مبارزاتی او بیشتر از مسعود رجوی بود او که در سیاه ترین دوران استبداد شاهنشاهی پا به میدان مبارزه گذاشته بود متاسفانه مسعود رجوی به دلیل این که خودش از چشم این و آن نیفتد هرگز ندیدیم از مقاومت او در زندان شاه حرفی به میان بیاورد ضمن این که توی سازمان مسئولیت بالائی نداشت افرادی که بالای سرش بودند به اندازه سن تشکیلاتی او سابقه نداشتند.
در داخل تشکیلات رجوی به خصوص جهت سرکوب افرادی نادری که سابقه شان بیشتر از خودش بود چنان جو استبدادی راه انداخت که اشخاص جرات نفس کشیدن را هم نداشتند مانند آقای مهدی افتخاری را دق مرگ کرد، و بعد از مرگ اش در پیامی لقب قهرمان را به وی داد بچه هایی که در نشست های باقر زاده حضور داشتند می دانند رجوی و مریم قجر چگونه مهدی افتخاری را در جمع به آن بزرگی در حالی که همه اعضای سازمان حضور داشتند وی را لجن مال و خوار و ذلیل کرد. نیاز نیست وارد جزئیات بشوم همه دوستانی که در آن نشست بودند به یاد دارند اما بعد از فوتش چهره ریاکارانه و آن روی دوم خودشان را به نمایش گذاشتند و لقب قهرمان را به وی دادند. در مورد علی زرکش هم به نوعی دیگر وی را از صحنه حذف کردند و دیگران را هم با دسیسه های متفاوت، اشخاص با سابقه که با رجوی فاصله داشتند و خط و ربط اش را قبول نداشتند شخصیت آنها را چنان لجن مال می کرد که آرزو می کردند بمیرند اما مرگ تدریجی را توی مناسبات رجوی نداشته باشند.
خصیصه حسادت و خود محوری رجوی روزگار را مخصوصاٌ برای امثال محمد سیدی کاشانی و بقیه سیاه کرده بود. این اشخاص در اسارتگاه رجوی هر روز و هر ساعت مرگ را بر زندگی حقارت بار که نه راه پس و نه راه پیش داشتند ترجیح می دادند.
حالا که این مرد فوت کرده از مرگش و از سابقه اش مریم قجر برای خود نان آوری می کند و ریاکاری را بنگرید هنگام تشیع جنازه مشاهده کردیم از او بسیار تجلیل نموده، و مریم قجر هم توی صحبتهایش از او بسیار تعریف و تمجید نموده، تا وقتی زنده بود هیچ ارزشی نداشت حالا که دستش از دنیا کوتاه است برای پر کردن جیب خود از مرگ او سوء استفاده کرده و اشک تمساح می ریزند. تا وقتی محمد سیدی کاشانی زنده بود رجوی نتوانست او را مانند خودش به هیولایی تبدیل کند وی که قدیمی ترین عضو سازمان بود با رجوی در مقاطع مختلف در تضاد بود به خصوص در رابطه با انقلاب طلاق.
رجوی موفق نشد او را با فشار و ارعاب هم که شده، افکار کثیف خودش را به او دیکته کند به همین دلیل کسی را سراغ نداریم از وی کینه ای داشته باشد. آدم آرامی بود به کسی هم آزار نمی رساند، در حالیکه فرهنگ رجوی فرهنگ پاچه گیری است فرهنگی از نوع استدلال و منطق نیست به قول خودش باید با تیر و تبر و تپانچه با افراد برخورد کرد. رجوی بلای تاریخ معاصر ایران بود که شرش از سر مردم ما خوشبختانه رفع شد و البته قیمتش را مردم ایران به بهاء هزاران نفر پرداختند.
گلی

خروج از نسخه موبایل