خائن کیست؟

از کلمه خائن تعاریف متفاوتی شده است به نظر من وقتی شخصی، جریانی، گروهی یا سازمانی از اعتماد فردی یا گروهی سوء استفاده می کند خائن است.
از دید دیگر که این تعریف خیلی مصطلح است کشوری در جنگ با نیروهای خارجی است در این بین اگر گروهی یا جریانی یا شخصی علیه مردم خودش با دشمن خارجی و متجاوز همکاری کند خائن و خیانت کار به مردم و آب و خاکش شناخته می شود.
هر کس به زعم خودش به طرف مقابل مارک خیانت می زند مثلاً در زمان سلطنت، سلطنت طلبان به نیروهای مترقی و مردمی به طور خاص به دکتر مصدق مارک خیانت می زدند اکنون فرقه رجوی هم همین کار را می کند. هر کسی که از فرقه جدا می شود می گوید خائن است. اگر به فرهنگ رجوی بر گردد حر ریاحی که خود یکی از فرماندهان لشکر یزید بود وقتی جدا شد باید او را مزدور و بریده و خیانت کار نامید.
در فرهنگ سیاسی ایران، اصطلاح خائن بالاترین اتهام و هم بدترین دشنام، که خیلی از نیروهای سیاسی برای منحرف کردن اذهان علیه منتقدان و مخالفان جهت حذف و نابود کردن آنان مارک خیانت می زنند، بارزترین مظهر این نوع تلقی فرقه رجوی است.
از دید فرقه رجوی در چارچوب تشکیلات اگر شخصی بخواهد یا قصد و نیت جدا شدن از تشکیلات را داشته باشد بلافاصله مارک خیانت می خورد. شاهد بودیم افرادی بودند که فقط مطرح نمودند ما دیگر نمی خواهیم در سازمان بمانیم و قصد داریم دنبال زندگی شخصی خود برویم نه در ایران بلکه در خارج از کشور، بلافاصله دهها مارک و برچسب به آن فرد می چسباندند در این رابطه جهت بد نام کردن فرد مزبور از هر وسیله ای استفاده و کارهایی می کردند که واقعاً شرم آور است مثلاً به زور و با تهدید به کشتن و اعدام افراد را وادار می نمودند زیر برگه هایی که دیکته می کردند انگشت و امضاء بزنند و در این رابطه از حربه های دیگری هم استفاده می کردند که مجالش نیست یک به یک آنها را بر شمرم. با این عمل می خواستند نشان بدهند خطاکار کیست؟
یک نمونه اشاره کنم از آنجائی که سازمان رجوی را می شناختم وقتی خواستم جدا شوم نیامدم به مسئولین بگویم من دیگر با شما نیستم چون مطمئن بودم با فشار و ارعاب مرا وادار می کنند زیر برگه هایی را امضاء کنم که خواست من نبود به همین دلیل بدون اجازه از تشکیلات گریختم و سپس در هتل مهاجر (در بغداد) زیر نظر دولت عراق مستقر شدم. در هتل مهاجر که بودم بعد از مدتی وقتی خانواده ام فهمیدند من جدا شدم به ملاقاتم آمدند و به من اعتماد دادند که به ایران بیایم و مشکلی نیست. من هم بعد از کلی پرس جو تصمیم گرفتم به ایران نزد خانواده ام بر گردم. در آن وانفسا من هنوز در هتل بودم سازمان اطلاعیه علیه من صادر می کند و به دروغ می گوید من مخفیانه به ایران رفتم و از طرف اطلاعات توجیه شدم و دو باره به عراق برگشتم. ما تعدادی جدا شده که در هتل مستقر بودیم وقتی این خبر را شنیدیم داشتیم شاخ در می آوردیم. بچه ها به من می گفتند ما الان می فهمیم فرقه رجوی به طور واقعی کذاب است ما که روز و شب با هم بودیم شما جایی نرفتید این سازمان بدنام عجب دروغ هایی سرهم بندی می کند!!! من هم به دوستان گفتم چون سازمان علیه من چیزی توی دستش ندارد مجبور است جهت خراب کردن من دروغ ببافد اگر شما روزی بشنوید این سازمان از دروغ فاصله گرفته زمانی است که دیگر وجود خارجی ندارد. پس تعجب نکنید رجوی شیاد با دروغ نفس می کشد.
در بالا اشاره کردم کسی که از اعتماد نیروهایش سوء استفاده می کند خائن است این صورت مساله رو به داخل است یعنی به نیروهای خودش بر می گردد اما رو به بیرون خیانت به مردم، خیانت به آب و خاک، و همکاری با دشمن متجاوز صدام حسین، پس خائن به حق رجوی است که همه نوع خیانت در وجود او متجلی شده است.
گلی

خروج از نسخه موبایل