دیدار با خانواده علی اکبر مردانی از زندانیان سازمان مجاهدین

مبارزه با امپریالیسم و استکبار جهانی و آزادی مردم کشورمان از یوغ بردگی امریکا و قدرتهای وابسته به آن از جمله شعارها و آرمانهایی بود که سرکرده خائن سازمان تروریستی مجاهدین در همان اوایل انقلاب سر داد تا بتواند جوانان کشورمان را در زندان ذهنی خود گرفتار نماید و از نیات پاک آنها نهایت سوء استفاده را ببرد و به روزگاری که اصلا در ذهن این جوانان پر شور نیز نمیگنجید آنها را گرفتار نماید.
در ملاقاتهایی که با خانواده های آسیب دیده از سازمان ضد خانواده مجاهدین انجام می دادم به سراغ آقای مردانی رفتم و با او گفتگویی کوتاه انجام دادم.

آقای مردانی که از خانواده های فعال انجمن نجات در راستای آزادی برادرش از زندان خودساخته رجویسم میباشد، با حضور در محل کارش استقبال گرمی انجام داد و بعد از خوش امد گویی، از وضعیت برادرش جویا شد که به وی گفتم خوشبختانه سران فرقه رجوی که تمام تلاش خودشان را برای سرنگونی حکومت کشورمان در بهمن ماه سال گذشته معطوف نموده بودند، تمام برنامه ریزی های مهندسی شده آنها به شکست انجامید و بعد از این خیانت آنها برخی از عناصرشان که وعده های این شیاطین را دروغ محض قلمداد نموده و اعلام جدایی از این فرقه را نمودند. همین حرکت این افراد زنگ خطری برای سران فرقه رجوی بود که تمامی تمرکز خود را بر روی اسارت بیشتر عناصرشان بکار ببرند و آنها را بیش از پیش به اسارت ذهنی پیش ببرند و با دور نگه داشتن زندانیانشان از فضای آزاد و مردمی که به زندگی روز مره خودشان مشغول هستند، انها را بیشتر از هر زمانی از جامعه دور نگه دارند.
در ادامه آقای مردانی از آرمانهای سازمان مجاهدین که مبارزه با امپریالیسم بوده و برادرش نیز بواسطه همین اهداف گرفتار سازمان تروریستی مجاهدین شده بود گفت که به وی گفتم که در اوایل دهه پنجاه که مسعود رجوی خیانت خود را آشکار نموده و 12 نفر از سران سازمان مجاهدین را با کشیدن کروکی محل زندگی و اختفایشان به ساواک فروخت و باعث بدار آویختن آنها شد و خود را وارث این سازمان قلمداد نمود، دیگر سازمان مجاهدین خلق روی خوشی ندید چرا که مسعود رجوی که مزه کرسی حکومت به دهانش خوش امده بود مترصد ان بود که با فریب اذهان عمومی به این هدف پوشالی خود برسد که با هوشیاری آیت الله خمینی این نقشه شوم او نقش بر آب شد و وقتی این خائن فضای جامعه را علیه خود دید دست به اسلحه برد و با ترور شخصیتهای کشوری و مردم عادی نهایت شقاوت خود را نشان داد طوریکه در همین استان خودمان 15 نفر از مردم عادی را به شهادت رسانید که در مجموع 17000 انسان بی گناه بدست سران مجاهدین خلق بشهادت رسیدند.
به آقای مردانی توضیح دادم که چگونه مسعود رجوی بعد از آنکه سازمان مجاهدین خلق را قبضه نمود، از ان بعنوان ابزاری برای رسیدن به آمال از دست رفته اش استفاده نمود و تمامی افرادی که خود را محو این سازمان میدانستند را ابزاری برای رسیدن به هدف پوچ خود قرار داد که نمونه اش برادر شما میباشد که با تمام سادگی و آزادی خواهی اش متاسفانه گرفتار ذهن خطرناک و آلوده مسعود رجوی و مریم عضدانلو قرار گرفته و آرمان سازمان مجاهدین خلق که مبارزه با امپریالیسم بوده اکنون تبدیل به حمایت از ان و نوکری امپریالیسم شده و همه هدفهای عناصر این سازمان کاملا توسط سرکرده فریبکارآن دزدیده شد.
به برادر علی اکبر مردانی که اسیر فرقه رجوی میباشد گفتم که مسعود رجوی نه تنها جوانی جوانان کشورمان را از آنها ربود بلکه تمام ذهن آنها را نسبت به خانواده و قوم و خویششان منحرف نمود و با زندانی نمودن ذهن آنها و دور نگه داشتنشان از جامعه، آنها را افرادی بدون اراده خویش بار آورد و با قطع ارتباطشان با خانواده عملا آزادی فردی آنها را محصور ذهن بیمار خود نمود که متاسفانه هیچ نهاد بین المللی نیز تاکنون خانواده های این افراد آسیب دیده از فرقه رجوی را یاری نکرده که هیچ حتی اخیرا بازی سران فرقه رجوی را تکمیل نموده و افراد جدا شده از این فرقه مخوف را نیز در آلبانی به حال خود رها نموده اند که این خود عین خیانت در امانت میباشد چرا که افراد جدا شده از سازمان مجاهدین خلق امانتی در دست کمیساریای پناهندگی بود.
آقای مردانی با توضیحاتی که به وی داده شد کاملا نسبت به خیانتهای سرکرده سازمان ضد انسانی مجاهدین خلق پی برده و از مجامع بین المللی و بخصوص رئیس جمهور کشور آلبانی در خواست ملاقات با برادرش و همچنین رهایی او از زندان مسعود و مریم رجوی خائن را داشت و این خواسته وی کمترین درخواست یک خانواده آسیب دیده از سازمان ضد خانواده مجاهدین خلق میباشد که امید است مورد توجه مجامع بین المللی قرار گیرد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.