اضمحلال دستگاه تبلیغاتی فرقه رجوی آخرین مرحله نجات اسرای فرقه

اضمحلال دستگاه تبلیغاتی فرقه رجوی آخرین مرحله نجات اسرای فرقه
مسعود خدابنده، دوازدهم ژوئیه 2007

یکی از شاخص ها و نقاط قوت فرقه رجوی (و شاید تنها نقطه قوت اجرایی آن) در طی سه دهه گذشته دستگاه تبلیغات این سازمان بوده است. از آنجایی که این نقطه قوت سازمان مجاهدین خلق مورد اختلاف نیست وارد بحث و آوردن نمونه های مختلف بهره گیری فرقه از این امکان نمی شوم و فقط یاد آور می شوم که این دستگاه تبلیغاتی همیشه بر دو پایه نیروی استثمار شده و مجانی و پول هنگفت تزریقی از محافل ضد ایرانی استوار بوده است.
در ماههای اخیر به وضوح می توان دید که دستگاه تبلیغاتی رجوی نیز بدنبال بخش های سیاسی و نظامی و… بشدت دچار سکته شده و بخصوص در هفته های اخیر تقریبا به سکون رسیده است. این سکون و توقف دستگاهی که فرقه رجوی بشدت به آن وابسته است شاید دلیل دیگری باشد بر چرایی ظهور نوشته هایی بی رد و نشان از مسعود رجوی. اطلاعیه هایی که در روز های استیصال، بوضوح در جهت دوپینگ تبلیغاتی به جسد بی جان این دستگاه به سکون رسیده تزریق می گردد.
دستگاه تبلیغاتی رجوی اکنون به جایی رسیده است که با وجود مخارج سرسام آور میلیونی برای جلسات لانسه کردن مجدد مریم رجوی انعکاساتی حتی در حد تبلیغات معمول نیز نمی گیرد. خط و استراتژی سابقه دارتکرار دروغ تا نقطه شک افکار عمومی به نقطه ای رسیده که نه تنها فایده خود را از دست داده که در بسیاری موارد به ضد خودش تبدیل می گردد.
مسئله سازمان مجاهدین خلق و فرقه رجوی از نظر مطبوعات بین المللی به موضوعی تاریخی و خسته کنند و بی ربط تبدیل شده و تنها کسی که هنوز علاقه ای به مطرح کردن این مرده سیاسی اجتماعی دارد احتمالا دولت جمهوری اسلامی ایران است که با نشان دادن مدارک و شواهد و تاریخچه سازمان مجاهدین خلق در برنامه گرگها در شبکه صدا و سیما، خیانت های تاریخی این جماعت را برهانی بر حقانیت و ناسیونالیسم خود بدانند (این هم هدیه ای دیگر از فرقه رجوی به نیروهای باصطلاح آپوزیسیون در خارج از کشور تا آنها باشند که قبل از اعاده دعوا علیه جمهوری اسلامی، کمر همت به تمیز کردن خانه خود ببندند)
لینک به دو قسمت از برنامه گرگها از صدا و سیمای جمهوری اسلامی:
http://www.iranianuk.com/article.php?id=14296
http://www.iranianuk.com/article.php?id=14386
اکنون شاهدیم که تبلیغات احمقانه فرقه از قبیل حمایت پنج میلیون عراقی، اکثریت پارلمان بریتانیا، هزاران نماینده پارلمان اروپا و کانادا و استرالیا و… در مقابل احکام اخراج توسط دولت عراق و حضور بیش از یک دهه در لیست های تروریستی کشورهای غربی چنان رنگ باخته که بجای سرگرم کردن نزدیکان فرقه به موضوعی برای مسخره سران فرقه (در بین همین هواداران فرقه) تبدیل شده است. خنده غیر منتظره چند روز پیش حاضرین در مجلس لرد های بریتانیا در قبال سخنان هوادار هفتاد و اند ساله فرقه در بریتانیا می تواند مثال قابل توجهی باشد. خنده ای که ما را از نوشتن کتابها بی نیاز می کند.
لینک به گزارشی از تمسخر حامی مجاهدین در پارلمان بریتانیا:
http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=2735
مثال دیگر اضمحلال دستگاه تبلیغاتی مجاهدین در بی خاصیت شدن آن در حمله نفرات فرقه به جلسه هفدهم ژوئن مخالفین خشونت و ترور در سالن فیاپ پاریس است. فرقه که همچون برنامه خودسوزی های سال 2003 تعدادی را برای فیلم برداری با تروریست های اعزامی خود فرستاده بود سعی نمود تا با نشان دادن بخشی از فیلم هایش که زد و خورد بین تروریست های اعزامی با نفرات حفاظت شرکت حفاظتی سالن فیاپ را نشان می داد و همچنین بهره بردن از بازداشت چند ساعته آقای محمد حسین سبحانی که به اشتباه در کنار بیش از پنجاه تروریست اعزامی سازمان مجاهدین خلق به ایستگاه پلیس رفته و بعد از شناسایی به سرعت آزاد گردید، اصل موضوع را با تکیه بر دستگاه تبلیغاتی پرخرج سازمان ماست مالی کند. (همان چیزی که معمولا از آن بعنوان بیرون کشیدن پیروزی از دل شکست نام می بردند). خارج از مسائلی همچون روند تحقیقاتی و قضایی و ارزیابی مدارک بدست آمده که به هر حال نمی توانست تحت الشعاع هیچ دستگاه تبلیغاتی ای قرار گیرد، شکست این دستگاه برای باوراندن حمله مزدروان جمهوری اسلامی ایران به نفرات سازمان به جای فاکت مسلم حمله طراحی شده بیش از پنجاه جوجه تروریست فرقه رجوی به کنفرانسی در مخالفت با فرقه و تروریسم خود بیانگر سقوط این دستگاه به جایگاه کنونی است.
لینک به گزارشاتی از حمله مسلحانه مجاهدین به جلسه فرقه و تروریسم در پاریس:
http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=2468
اگر نا کار آمد بودن و پس رفت تبلیغات سازمان نسبت به گذشته در هفدهم ژوئن خود نمایی کرد ولی شکست بواقع مفتضحانه جلسه مطرح کردن مجدد مریم رجوی در سی ام ژوئیه امسال(با وجود تعطیلی تقریبا تمامی بخش های دیگر سازمان و اختصاص بودجه و نیروی کل سازمان به این بخش) شاید مهر اختتمام و تایید نهایی از هم پاشیدن دستگاه تبلیغات سازمان مجاهدین خلق بود و اگر این دلایل کافی نبود، حرکت های نسنجیده، اضطراب آلود و گاها بچه گانه بعدی آنها طبعا از چشم کسانی که مسائل مربوط به ظهور و سقوط سازمان مجاهدین خلق را دنبال می کنند پوشیده نماند.
مریم رجوی این بار با ناباوری تمام شاهد عدم حضور حتی پنج خبرنگار در سالنی بود که به گفته رادیو فرانسه دو هزار نفر و به گفته دستگاه تبلیغات مجاهدین پنجاه هزار نفر را در خود داشت. و این شوکی بود که تاثیر سریع آن را حتی در همان سالن در لرزش صدای مریم رجوی شاهد بودیم.
مثبت ترین گزارش (و شاید تنها گزارشی که برخی گزارش ها نیز بطور گذرا به آن رجوع کردند) از این شوی شکست خورده توسط نفری شناخته شده در آسوشیتد پرس بیرون آمد که اگر چه حدود یک پنجم آن به برخی از نکات تغذیه شده توسط مجاهدین، با تاکید بر منبع سخن و رفع مسئولیت فردی اشاره کرده کرد ولی چهار پنجم باقی مانده را به توضیح در مورد تاریخچه خفت بار و وضعیت اسفناک کنونی سازمان پرداخته.
کار آنقدر خراب شده بود که سازمان بعد از عبور از مرحله چند روزه شوک واقعیات به ناچار با پایین کشیدن سطح توقع تبلیغاتی اربابانش (که طبعا در قبال مخارج انجام شده منتظر نتیجه ای هم سطح بودند) از توقع انعکاسات بین المللی به پخش پشتیبانی اشخاص نا شناخته و روزنامه های محلی و بزرگنمایی هر حرفی از هر کسی در هر خیابانی پرداخت تا بتواند صفحاتی را در سایت های فرقه پر کند. طبعا این سقوط توقع از نظر سرمایه گذاران و رقیبان سرمایه گذاران در گوشه و کنار جهان مخفی نماند.
گزارشاتی از نشریه اکو در فرانسه ( نشریه محلی با تیراژی حدود چند صد نسخه و با سابقه اقتصادی معلوم در همانجا) و یا نشریه هندون تایمز (باز نشریه ای محلی مربوط به چند خیابان در محله ای در شمال لندن) و آویزان شدن به آنها در سایت های رنگارنگ فرقه بواقع سندی ماندنی از سقوط این دستگاه تبلیغاتی در غرب است.
به جرئت می توان گفت که خریداری کامل هر دوی این نشریات در مقابل مخارج شوی سی ژوئن مریم رجوی پول خرد هم حساب نمی شود.
البته بجز محافل و داویر سیاسی جدی که این شوی شکست خورده تبلیغاتی را نشانه اضمحلال نهایی تنها نقطه قوت مجاهدین خلق در خدمت به خط جنگ افروزی بر علیه ایرانیان ارزیابی کرده اند، باید هم از کسانی یاد کرد که این شکست و اضمحلال آخرین نقطه قوت سازمان مجاهدین خلق را به سکوت برگزار کردند و به تفکر برای یافتن ابزاری قابل استفاده افتادند (که ارتقاء عبدالمالک ریگی از قاچاقچی و راهزن به منصب رهبر انقلاب ایران که قبلا به رجوی تعلق داشت بی ربط به آن نیست) و هم معدود کسانی که با خشم و عصبانیت استفاده از همین ابزار شکسته را (شاید هم برای آخرین دفعه) فریاد زدند.
دانیل پایپر، از افراد شناخته شده نومحافظه کار امریکا در نوشته ای در نیویورک سان، ده روز بعد از شوی پاریس، با تیتر قلاده مجاهدین خلق را باز کنید احتمالا تنها کسی بود که بعد از شوی شکست خورد مریم رجوی از کمبود ابزار برای راه حل مورد علاقه اش،سیاست جنگ افروزی، به آه و ناله پرداخت و مدعی شد که حداقلش این است که رژیم جمهوری اسلامی ایران را به چنین کاری تهدید کنید (انگار که وضعیت فرقه رجوی بر جمهوری اسلامی پوشیده است!! و انگار که جمهوری اسلامی از سابقه ننگین و وضعیت ننگین تر کنونی فرقه استفاده نمی کند – برنامه گرگها؟!).
شخصا فکر می کنم حتی دانیل پایپر هم در عمق تفکراتش به قابل استفاده بودن این ابزار از دور خارج شده اعتقادی نداشته باشد والا که چنین تیتری (قلاده مجاهدین خلق را باز کنید!!) برای چنین بی دندانی انتخاب نمی کرد. شخصا فکر می کنم باز کردن قلاده مجاهدین چنانکه دانیل پایپر پیشنهاد نموده جز به کشتن دادن باقی اسرای کمپ اشرف عراق ثمره ای نخواهد داشت.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.