الگوهایی از جنس تروریسم

کانون هابیلیان، مشهد، اول ماه می 2008
مریم رجوی, از فرانسه خواست که در ماه ژوئن که ریاست اتحادیه اروپا را به عهده خواهد داشت مجاهدین خلق ایران را از لیست سازمان های تروریستی خارج نماید. خانم رجوی تأکید کرد قاطعیت دولت فرانسه در قبال رژیم ایران تنها زمانی جدی گرفته خواهد شد که مقاومت مردم ایران به رسمیت شناخته شود و نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست سازمان های تروریستی حذف گردد.*
سالهاست که سران نفاق و تروریسم در کنار تمامی معایب ساختاری رفتارهایشان ، دو رویه را توامان با هم ادامه داده اند ، رویه ی اول منوط کردن اتفاقات و آینده ی سازمان تروریستی شان به وقایع و رویدادهای خارج از دسترسشان است و رویه ی دوم لحن طلبکارانه و شدیدا خشن در برخورد با نیروها و جریاناتی است که به نوعی بر بدنه ی آنها و ماهیت رفتاریشان تاثیر گذاشته است. سازمان رجوی بعد از هم آغوشی با صدام و خیانت به مردم ایران ، با توجه به توهم دو گانه ی شخصیتی خود ( داشتن عقده ی حقارت و خود کم بینی در برخورد با گروه ها ، افراد و کشورهای خارج از سازمان و داشتن عقده و توهم خودبزرگ بینی برای نیروهای درون گروهکش ) پیروزی در جنگ و فرمانروایی بر ایران را منوط به پیروزی ارتش صدام دانست و با حمایت از روند اجرایی ارتش صدام عنوان می کرد : پس از پیروزی صدام بر ایران ، ما آلترناتیو حکومت ایران خواهیم بود.
او از طرفی در زمان جنگ از صدام می خواست بیش از گذشته به ایران حمله کند و در برابر مردم ایران از سلاح های بیشتری استفاده کند ، کشتار بیشتری به راه بیندازد و از طرفی گوشه چشمی هم به باند او برای نشان دادن خوش خدمتی و طبیعتا باز کردن جایی برای آنها در اندیشه های ایران آینده داشته باشند. رجوی هیچگاه در برخوردهایش با صدام از خود به عنوان تنها عامل و نجات بخش ایران نام نبرد و همیشه از موضع ضعف درمقابل صدا م ظاهر شد ، گویی هیبت و جلال ظاهری سیدالرئیس بیش از آن بود که رجوی بخواهد از خود در پیشگاه صدام– حداقل – به عنوان یک آلترناتیو قوی نام ببرد.
او دراین مورد تا هنگام سقوط صدام بر عهد و پیمان خود باقی ماند و پس از آن با ورود ارباب جدید – آمریکا – همان رویه رادر پیش گرفت. رجوی بعد از ورود آمریکایی ها – که همراه با غیبت طولانی او نیز بود – چاکر مآبی و نوکر صفتی خود را از دست نداد و همسر سومش نیز همان رویه رابرای ماندن ادامه داد. مسعود رجوی امروز اگر چه از اشرف و اذهان نیروهای خسته ی خود دور شده است اما تنهاشریان اثبات زنده بودن خود – پیام هایش – نیز وجود آمریکا را در قالب الفاظ غیر مستقیم به ستایش نشسته است ، از این روست که سران باند رجوی برای خوش خدمتی به آمریکایی ها از هیچ کوششی دریغ نکردند و وجود آمریکا را آرزویی دانستند که سرانجام به تحقق بازگشت سلاح هایشان منجر خواهد شد. آنها آنقدر خود را در مقابل آمریکا حقیر و خرد می دانند که با وجود درجازدن دائم در لیست تروریستی آمریکا ، باز هم به خود جرات نقد سیاستهای آمریکا درمورد عراق ، ایران و مجاهدین را نمی دهند. اما در رویه ی بعدی آنها دردرون خود و برای نیروهایی که شدیدا ایزوله هستند ، خود رانجات بخش ایران معرفی کرده اند و باند خود را بزرگترین دشمن ایران و مردم ایران می دانند که حکومت ایران دربرابر ضربات پیاپی مقاومت ایران تاب و توان مقاومت و برابری را ندارد. آنها خود را مبارزانی پاک باز در کارزار مبارزه با بزرگ ترین بنیادگرایی تمام عالم می دانند و نیروهای خود را رزمندگانی آماده ی رزم و مقاومت معرفی می کنند.
برای رجوی بسیار مهم است که نیروهایش همچون بیماران دو شخصیتی و شیزوفرنی – حداقل دریک بعد شخصیتیشان هم که شده – باور کنند که قهرمانان بی بدیل ایران زمین هستند و از همین روی است که جدا شدن از این پایگاه جهنمی را خیانت به آرمانهای مقاومت شجاعانه ی مردم ایران تعبیر می کنند. دیروز برای آنها صدام عامل حرکت رو به جلو بود و امروز از امدادهای غیبی و حمایت آمریکا برای حمله به ایران دل خوش هستند. شاید برای همین است که تحریمها بر علیه ایران را زمینه ساز ظهور حرکت نظامی در مقابل ایران می دانند. رجوی معمولا برای مقابله با رخدادها ، جریانات و مسائلی که بر خلاف خواسته ی او بوده است رویه ی شدیدا خشن و تخریب گرایانه ای را پیش گرفته است. تنها موردی که رجوی در طول حیات 61 ساله ی عمر خود نتوانست با منفی بافی و عصبیّت شدید ، از خود واکنش نشان دهد ورود آمریکا به عراق بود که درآن مورد نیز رجوی می دانست کوچکترین واکنشش به قیمت از دست رفتن حیاتش خواهد بود. در سایر موارد در برابر جریاناتی که در انقلاب اسلامی ایران مخالف رویه ی انحصاگرایانه ی او بودند واکنش هایی شدیدا عصبی از خود بروز داد. مواردی همچون فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر این که مجاهدین باید سلاح های خود را تحویل دهند و بعد گفتگو خواهیم کرد ، جریان ایستادگی مردم دربرابر مجاهدین و واکنش های جهانی در برابر ترورهایی که توسط آنها صورت می گرفت ، شکست صدام در جنگ ،مخالفتهای نیروهایش با رویه ی نادرست او در مسائل مختلف ، جدایی نیروها از سازمان ، اعتراض به شکستهای نظامی گروهکش ، اعتراض مردم عراق برای حضورآنها در عراق و در برابر بسیاری دیگر از مسائلی که باب میل او نبود که مخالفت ها را با شدت شکنجه و مرگ پاسخ می داد. امروز در برابر غیبت غیر عادی مسعود رجوی بانوی تروریست وی دقیقا به همان سبک و سیاق قدم بر می دارد ، او برای دنیا نسخه می پیچد ، سیاستمداران و مقامات کشورهای بزرگ و آمریکا و اروپا را قلدرانه نصیحت می کند و د ر برابر رفتارهای دوستانه ی دیگر کشورها و ملل داد و فریاد می زند. او خود و گروهک تروریستی اش را محق می داند که از لیست تروریستی خارج شوند و برای حضور دائمی اش در لیست تروریستی خود و فرقه اش، دنیا را به باد انتقاد می گیرد. او با برخوردی غیر معمول که ناشی از سرگیجه های فصلی است – سرگیجه هایی که هنگام اعلام لیستهای تروریستی اروپا و آمریکا به سراغ مریم رجوی می آید – با لحنی طلبکارانه از مقامات فرانسوی می خواهد آنها – مجاهدین – را به رسمیت بشناسند. مریم رجوی آینده ی ایران را در قبال خروج باندش از لیست تروریستی و به رسمیت شناختن این فرقه توسط فرانسوی ها می داند تا ثابت کند برای او نیز همانند مسعود رجوی تعیین تکلیف کردن برای دیگران، خیالبافی برای آینده و وابسته کردن سرنوشت مجاهدین به ابر و باد و مه و خورشید و فلک و نیز عصبیّت مدام، امری همیشگی است.
* سایت مجاهدین

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن