آزادی، اصلی‌ترین قربانی مجاهدین

آزادی ، اصلی‎ترین قربانی مجاهدین

الزام برقراری آزادی در هر اجتماعی ، پرهیز از هرج و مرج سیاسی ، شفاف سازی مواضع گروهها و دسته جات سیاسی به عنوان ، سازندگان فضای سیاسی است.فضایی قانون مند که آزادی در آن متجلی شده و معنی پیدا کند.
در فضایی که هیچ چیز در جای خود استقرار ندارد و گروهها در هاله ای از ابهام و مواضع گنگ که دهها گونه آن را می توان تأویل و تفسیر کنند و هر جا که دلخواهشان بود، مواضع خود را آزادیخواهانه و هر جا که تمایل داشتند مواضعشان را ضد امپریالیستی و انقلابی و یا جهت گیری شان را آزادیخواهانه ، اما رفتارشان را مبارزه جویانه تعبیر و تفسیر کنند ، آزادی چه معنی و مفهومی دارد ، آزادی چیست و کجا آزادی محدود می شود؟!
مجاهدین ، علاوه بر تمام سیئات اخلاقی و سیاسیشان ، همیشه بر دو سنت و روش انحرافی و ناپسند پای فشرده اند ، یکی این که از شفاف سازی و بیان صریح مواضع خود شانه خالی کرده اند ، که این البته سنتی است که ابتدائاً به دلیل مسائل امنیتی از سوی بنیانگذران سازمان تا حدودی باب شد ، اما بعد از آن به دلیل گرایشات فرقه ای رجوی و خودخواهی و خودرایی وی ، تبدیل به یک دستور کار جدی تشکیلاتی برای پرهیز از هرگونه بحث و صراحت شد.
البته همواره بهانه هایی در این رابطه مثل پرهیز از بحثهای روشنفکری و یا ممانعت بحثها از پرداختن به بحث وتضاد اصلی و یا ذی صلاح نبودن اعضاء و….
بدعت بسیار زشت دیگری که مجاهدین پس از انقلاب ، در فضای سیاسی ایران و در بین گروهها ایجاد کردند که مبارزه ضد امپریالیستی را ملک طلق خود دانسته و سایرین را ناتوان تر از آن معرفی کردند که ذاتاً توان رویارویی با امپریالیسم را داشته باشند و وقتی دیگران را در این مسیر بارها از خود جدی تر و توانمند تر یافتند ، مبارزه ضد امپریالیستی را محدود کننده آزادی دانستند!!!
اشکال کار اینجا بود که مجاهدین با تکیه بر بحثهای کلاسیک مارکسیستی در اروپا و در آستانه انقلاب شوروی ، می خواستند به تحلیل مسائل ایران بپردازند و از سوی دیگر ، جز بهانه جویی و دعوا براه انداختن بر سر اسامی ( که در حرف از آن پرهیز می کردند) و عناوین ، فضای سیاسی و اجتماعی را به تشنج می کشاندند و از سوی هر گروه و یا صدایی که آنها را به سمت شفاف سازی و بحث پیرامون موضوعات دعوت می شدند ، بهانه عقب ماندن از پرداختن به تضاد اصلی را علم می کردند.
اشکال عمده دیگر این است که مجاهدین با نادانی و لجاجت ابلهانه ، مبارزه ضد امپریالیستی را از مبارزه برای آزادی جدا کرده و هنوز که هنوز است ، برای پوشاندن لجاجتها و تند وریها و ندانم کاریهایشان و البته ضعف و ناتوانی در رویارویی با امپریالیسم و عدم شناخت درست آن ،با حربه مبارزه برای آزادی ، به مبارزه با آزادیخواهان واقعی می پردازند و ناگزیر تبدیل به مدافع سیاستها و خشن ترین تئوریهای امپریالیسم شده اند.
در برنامه ارتباط مستقیم این هفته ارگان ماهواره ای مجاهدین ، یک پرسشگر در مورد این که آیا امپریالیسم دشمن مردم ایران هست یا خیر و ایا باید با آن مبارزه کرد یا نه از عزیز پاک نژاد سئوال کرد.
دست بر قضا پاک نژاد نیز از همین حربه برای فرار از پاسخگویی استفاده کرد و گفت که با عنوان مبارزه با امپریالیسم می خواهند ما را از پرداختن به تضاد اصلی باز بدارند!! و هم آنگونه موضعی کرد که مبادا بر ساحت کبریایی جناب عمو سام گردی بنشیند و غیر مستقیم باز هم سئوال کننده را مشکوک و صد البته مأمور جمهوری اسلامی معرفی کرد.
معلوم نیست کی باید ، به این مسائل پیش پا افتاده و غیر مهم پرداخت و مجاهدین حاضر خواهند شد بر سر کدامیک از این مسائل فرعی صریح ، شفاف و قاطع و بدون این که چند ماه بعد حرف خود را تغییر دهند سخن بگویند ، سازمانی که این همه ادعای گستردگی و اهمیت دارد ، می تواند چند تن از تئوریسینهای مهم خود را که چشم جهانیان را خیره می کنند به پرداختن به این امور اختصاص دهد تا کلیت جریان از پرداختن به تضاد اصلی باز نماند.
و البته معلوم نیست کی اینها می خواهند دست از دروغ گویی و سمپاشی فضای سیاسی به عنوان حامی امپریالیستها دست برداند و بفهمند که مبارزه برای ازادی و آزادی خواهی جز ار طریق مبارزه با امپریالیسم و توطئه هایش در منطقه و جهان نمی گذرد.
می گویند آدم خواب را می توان بیدار نمود ، اما کسی که خودش را به خواب زده نمی توان بیدار کرد.
 

خروج از نسخه موبایل